جمعه، 7 فروردینماه 1383 | March 26, 2004

مهدی فتحی

باشد که صحنه هم‌چون تناب بندبازان به افراد نالايق جرات راه‌رفتن بر روی خود را ندهد. (گوته)
سال هشتاد و دو آخرين زهر خود را ريخت و در واپسين نفس‌های‌اش، مهدی فتحی را از ما گرفت.
هنوز غصه‌دار پل سوئيزی بودم که اين ضريه ناغافل فرود آمد. پل سوئيزی را از جوانی می‌شناختم او و پل باران کسانی بودند که مرا با مفاهيم چپ جديد آشنا کردند. روزی در مورد سوئيزی خواهم نوشت...
مهدی فتحی پديده بود از آن پديده‌ها که سال‌ها و دهه‌‌ها در کار است تا در ميان مردمی در فن و هنری کسی چون او پديد آيد. او بازی‌گری بی‌بديل بود. کسی که بازی‌گری در خون‌اش جريان داشت، در تک تک سلول‌های‌اش. فتحی زنده‌گی‌اش را بازی می‌کرد و در نقش خود آن‌چنان فرورفته بود که من هميشه تصور می‌کردم اين بيماری، اين پيری زود هنگام، همه نقش است نقشی که او بازی می‌کند.
پس از خودسوزی هم‌سر بسيار جوان‌اش او بازی در نقش مرگ را آغاز کرد و ذره ذره مرد.
در اوخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم کنستانتين استانيسلاوسکی انقلابی در هنر نمايش به‌وجود آورد. انقلابی که چهره‌ی بازی‌گری در جهان را متحول کرد. شاگرد او استلا آدلر بر اساس آموزه‌های استانيسلاوسکی مدرسه‌ی بازیگری خود را در آمريکا تاسيس کرد که بازی‌گران برجسته‌يی را به جهان معرفی کرد. يکی از آن‌ها مارلون براندو بود. مهين و مصطفی اسکويی نيز که متد استانيسلاوسکی را در شوروی آموخته بودند در ايران به تدريس اين متد پرداختند و يکی از برجسته‌ترين شاگردان‌شان مهدی فتحی بود.
فتحی شاهدی بود بر اين شعر حافظ که؛
زمانه به مردم نادان دهد زمام مراد-
تو اهل دانش و فضلی، همين گناه‌ات بس.
خاطرات بسياری از فتحی دارم خاطراتی که نمی‌توانم تعريف کنم فقط همين‌قدر بگوييم او هوشی سرشار داشت و ذهنی بسيار خلاق و پويا... علاقه‌ی مشترک ما به مارکس هميشه محور دوستی‌ها و گفت و شنودهای‌مان بود.
حالا نمی‌دانم با مهرگان عزيز چگونه روبه‌رو شوم. مهرگانی که وقتی کودکی خرد بود مادرش را از دست داد و اکنون در نوجوانی به سوگ پدر می‌نشيند پدری که در اين سال‌ها فقط او را داشت و سايه به سايه با او بود.
اين سرنوشت شوم گريبان‌گير ما شده است که نه چنان که می‌خواهيم زنده‌گی کنيم ونه آن‌چنان که می‌پسنديم بميريم و نه آنچنان که آرزو می‌کنيم به خاکمان بسپارند. باشد که اين طلسم شوم را بشکنيم...
دستم به نوشتن نمی‌ر‌ود...

March 26, 2004 12:26 AM

Aram 1:23 @ Sat, 24 Apr 04

زياد هستند همانند فتحی انان را در يابيم......... روحش شاد


محمد جواد طواف 18:31 @ Sat, 27 Mar 04

سلام .. شبح عزیز... من امروز از دوستی شنیدم که در این سالها مهدی فتحی زندگی سختی داشته و از نظر مالی هم در مضیقه بوده.. ولی طبق معمول همیشه.. چون در میگذرد از او یاد می شود.. او بیشتر بازیگر تأتری بود.. و بازیگرانِ تأتر، اکثراً همین مشکلات را دارند .. با این حال بازیش در نقش عمروعاص از یاد نمی رود.. یادش گرامی باد.
در مورد پل سوئیری هم منتظر مطالبت هستم.


raha 13:25 @ Sat, 27 Mar 04

سلام و ممنون از لطفت.


Artin Music Group 13:03 @ Sat, 27 Mar 04

سلام ... بسيار جالب بود ..... بهترين وبلاگها در آرتين .... اگه نيای پشيمون ميشی ..... دانلود موزيک - عکسهای جالب از ايران - معرفی کاستهای جديد - متنهای جالب از اف و ام و ...... منتظر شما دوست عزيز در وبلاگ گروه موسيقی آرتين ..........Artin Music Group


Mahshid 12:27 @ Sat, 27 Mar 04

بی ربط می نويسم می دانم. اما ببخش.
مرگ فتحی قلبم را به درد آورد. خبرش را حرف مفت کش تاتر شهر برایم نوشت. و من از بیماری اش هم بی خبر بودم.. ما بی چرا زندگانیم ...

تو که خودی هستی شبح جان..وقتی نوشتم که می خواهم با خواهرانم خلوت کنم و اونا که می خوان انقلابی بخونن برن صفحه های دیگه منظورم انقلابیون بود. یه نوشته دیگر در مورد رژیم غذایی مسئله چاقی داشتم که آقایون انقلابی ( کنجکاو ) خیلی بهشون برخورده بود. فکر کردم یه وقت غمش افزون نشود.

راستی. دوستان فحش دادن را کنار نگذاشتند. فعلا فقط شیفت عوض کردند. من الان از طرف شمر عزیز به لقب پاچه ورمالیده سیاسی و از طرف حسن آقای عزیز به لقب خانم رئیس وبلاگستان مفتخر شدم.
شاید به قول یکی از بچه ها من زود قضاوت کردم. شاید مثل زوزه باید می ماندم و میگذاشتم چند روزی بگذرد تا ببینم ادامه اش چه خواهد بود.


خلیل 4:56 @ Sat, 27 Mar 04

با سلام
آیا واقعا زحمات یک شخصیت هنری کشور بدین گونه باید باشد .
تا کی باید تحمل کرد این جفا در حق بزرگان واقعی ایران زمین را؟


manochehr 22:40 @ Fri, 26 Mar 04

شبح عزیز.
اگر امکان دارد به این مقاله زیبا از مهرنوش موسوی از شصتمين شماره هفته نامه آزادى زن لینک بده.قربانت منوچهر.
www.azadizan.com
٨ مارس پارک لاله، تقابل دو جنبش، دو رهبرى در محل!
در حاشيه نقد سخنان نوشين احمدى خراسانى از مرکز فرهنگى زنان تهران.
مهرنوش موسوى


نوید 21:23 @ Fri, 26 Mar 04

شبح جان منم وفات آقای فتحی رو تسلیت میگم و ازت یه خواهشی داشتم می دونم که نمی شه دربارهء تمام بزرگانی مثل آقای فتحی به این کاملی بنویسی ولی اگر یه لطفی کنی و مثلا تو یه مقاله یه شرح کوتاهی از اونایی که میشناسی بنویسی خیلی لطف کردی چون مثلا من نمی دونستم آقای فتحی چه انان بزرگی بودن وحتی نمیدونستم که ایشون کمونیست بودن و حالا وقتی بعد وفاتشون ایشونو نسبتا شناختم خیلی ناراحت شدم حداقل باید یه اسمی از مبارزین رو بدونیم نمی دونم تونستم منظورم رو برسونم یا نه به هر حال ازت ممنونم که بعد از فوت استاد با مقالاتت باعث شدی ایشون رو بشناسم وگرنه بازم نمی شناختمشون.


همشهری کاوه 19:29 @ Fri, 26 Mar 04

جدا اینی که گفتی سالها مثل او بوجود نمی آید کاملا قبول دارم


زمينی 19:18 @ Fri, 26 Mar 04

شبح عزيز
می خواستم یاد آوری کنم جن عزيز خودمون قبل از فوت استاد خبر بيماريش را داده بودند ..
واقعا خيلی جايش در عرصه بازيگری خاليست. و اميدوارم جن و ديگر شاگردان اش بتوانند راهش را ادامه دهند.
و بعد هم به دوستان می خواستم توصيه ای کنم ديدم باز حرف است نه عمل! پس بذار باشد تا زمانی که خودم يک کم تونستم عمليش کنم :)


شكارچي 18:50 @ Fri, 26 Mar 04

سلام شبح عزيز
سال نوت مبارك. اميد آنكه امسال چون پارسال سال غم و اندوه نباشد ...
سال مرگ ...
سال خون...

مهدي فتحي از كسايي بود كه هميشه آرزوي ديدنش رو داشتم و دريغ و درد...

و اين جمله زيباش هميشه يادم ميمونه كه :
آيا دروغگويي را ديده ايد هيچگاه كه چنان چون من در لحظات ديوانگي و رهايي چشمانش اينچنين راست بگويند.


جن تئاتر شهر ! 16:16 @ Fri, 26 Mar 04

شبح عزیز ،
افسوس و صد افسوس که فتحی را از دست دادیم ، احساس می کنم هر استادی که فوت می کند ، مسئولیت زیادی به دوش شاگردان باقی می گذارد ، حالا نمی دانم ما که شاگرد فتحی بودیم چطور باید حق او را ادا کنیم ...... /
با اجازه شما در وبلاگم بخشی درست کردم به نام « وبگردی برای تئاتر » گرته برداری از « وبگردی برای تمام فصول » ، امیدوارم از کمک دریغ نکنید .


امیر 15:07 @ Fri, 26 Mar 04

رفتيم ژنو دادی زديم و برگشتيم:
.
http://www.iran-chabar.de/1383/01/07/001.htm
.
خيلی نيامده بودند ...


manochehr 14:26 @ Fri, 26 Mar 04

گزارشى از ايران از شرايط کار در سد کارون ٣ و اخراج کارگران. http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2403/240325Rpstam.html


11:44 @ Fri, 26 Mar 04

خدايش بيامرزد


nasrin 7:10 @ Fri, 26 Mar 04

تو سوگواری و من نيز سوگوار ٫ ای دوست
به تلخی شب اندوهبارمان بنگر
که اشتیاق در آن مرده
و قطره
قطره
بر آن خون درد می بارد .
...
« احمد اللهياری »


Fetross 5:42 @ Fri, 26 Mar 04

احساس می‌کنم حافظه‌ی ايران دارد دليت می‌شود. به قول زنده یاد گلشيری، ايران را دارند از کره‌ی زمين مميزی می‌کنند.
دریغا! چه دل‌های پر حسرتی اين روزها در خاک می‌شود.
می‌خواستم بگويم غم به دل‌ات کم، اين شد


raha 4:28 @ Fri, 26 Mar 04

تو تشييع جنازه شم نه هديه تهرانی بود نه نيکی کريمی نه محمد رضا گلزار!!!


بنفشه 2:28 @ Fri, 26 Mar 04

خيلی خيلی متاسفم.. وضعيت دخترشون رو که شنيدم دیگه بیش‌تر ناراحت شدم.


ghajar 2:22 @ Fri, 26 Mar 04

عيد باستانی ايرانيان بر دوست عزيز شبح مبارک باشد اروز می کنم در اين روزهايی که محتوای وبلاگهای سياسی سطحی است شبح در ميان انان بدرخشد


عزیزدوردونه 2:14 @ Fri, 26 Mar 04

سلام برای ايشان شادی و آرامش آرزو ميکنم هنرمند بسيار ارزشمندی بودند


و قابیل هم بود 2:12 @ Fri, 26 Mar 04

... و قابيل هم بود

سال نو مبارک

دوستان مهربانم مدت ها بود که از پرشین بلاگ کوچ نکرده بودم به جایی دیگر اما بگمانم این بار علی رغم فاصله گرفتنم از این محیط مجازی کوچم همیشگی باشد. به کارگاه رفته ام تا شاید بهتر بتوانیم با هم باشیم و حرفهایم را بنویسم . امیدوارم به زودی در سایت کارگاه وبلاگ ادبیات هم راه بیفتد تا به گونه ای پایگاهی بشود برای نویسندگان و شاعران و چون مجله ای ادبی اینترنتی فعالیت خود را ادامه دهد اما فعلا دعوتتان می کنم به :

وبلاگ شخصی خودم در کارگاه.

از تمامی دوستان هم خواهشمندم که

در صورت امکان لینک من را هم منتقل کنند به این آدرس:

http://weblog.kargah.com/youssef


manochehr 1:25 @ Fri, 26 Mar 04

١٥٠٠ کارگر اخراجى سد کارون ٣ نبايد تنها بمانند! - اسد گلچينى
http://web.peykeiran.com/net_iran/iranartbody.aspx?ID=4235


مهدي 1:22 @ Fri, 26 Mar 04

سلام شبح جان
سال نو مبارک
خدا همه اسيران خاک را مورد رحمت قرار دهد.
با زهم اين حرف تکراری که ای کاش زندگان را دريابيم تا فردا در غم از دستش رفتنشان انگشت حسرت نگزيم
موفق باشيد


آذر 1:14 @ Fri, 26 Mar 04

ای آقا ، خوب است که دستتان به نوشتن نمی رود و گرنه ... باز کسی مرد و علم مرده پرستی برافراشته شد . در اينکه آقای فتحی تمام اين خصائل نيکوئی که گفتيد داشتند يا نداشتند بحثی نيست . نکته اينجاست که شما قبل از فوت ایشان می دانستيد که دارای این خصائل برجسته هستند يا خير ؟ چرا وقتی زنده بود نگفتيد ؟ حالا مثنوی هفتاد من هم از بيان خوبی ها به کارش نمی آيد . به کار او که نمی آيد اما به کار شما ، گمانم چرا ;)
جایزه داری چون از زنده ای به نکوئی یاد کنی و از خصائلش بنویسی اگر بعد از مدتی حرفت را پس نگیری .


khers mehrban 1:12 @ Fri, 26 Mar 04

سلام شبح عزیز خيلی متاسفم که فتحی را پيش از اين نشناختم . البته کمی هم کم کاری در افرادی بود که می توانستند قبلا معرفی اش کنند و نکردند . ظاهرا ما می توانيم برای افسانه نوروزی طومار جمع کنيم ( که البته حق او و وظيفه همه ماست که امضا کنيم و کرديم ) ولی کسی برای فتحی که مدتی در بيمارستان هم بستری بود چيزی ننوشت . گوئی نسلی از بهترين فرزندان نمايش ما چنين سرنوشت شومی دارند چون غلامحسین ساعدی سعيدسلطانپور عباس نعلبنديان مهدی فتحی .... نام همه انان جاودان باد


يزدانيان 1:03 @ Fri, 26 Mar 04

تنها شناختش از دور ولذت بردن از هنر منحصر به فردش در فيلمهايی که از او می ديدی کافی ست برای تاثر عميق ،چه برسد به آنکه باو مراودتی هم باشد وخاطراتی.به هرحال فقدانش را به همه به خصوص تو دوست گرامی تسليت می گويم


mariam 0:44 @ Fri, 26 Mar 04

شبح نازنين داستان همان داستان مرد نکو نام و زنده گی جاويد است . متبرک باد نام انسان


armin gilemard 0:43 @ Fri, 26 Mar 04

سلام ...تسلیت و روانش شاد


Reza 0:41 @ Fri, 26 Mar 04

I never forget his performances specially as cherchile in Snowman and also in Imam Ali. and just for curiosity:what was the reason of his wife's suicede?






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1249
تعداد نظرات: 26217
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: june 15, 2006 09:53 am


از کجا آمده‌اند؟