برای شبح نسبتا عزيز! :(خلع درجه شدی تا حدودی!؛) )
الان تهرانی یا توی کوه و دشتی؟:) ایشالا هرجا هستی سال نوی خوبی داشته باشی و در کنار خانواده لحظات قشنگی رو تجربه کنی...از تعارف که بگذریم بریم سر اصل مطلب:
عرض شود خدمتتون که داريم صحبت ميکنیم ببينیم میتونیم یه تغييرات کوچولویی توی این منشورت بدیم یا نمیشه؟ اگه تو راه نيای و بگی ((بويور که واردير)) به قول تو بحث کردن فايده ای نداره و هم وقت تو گرفته ميشه هم وقت من...!
منم اگه راه نيام و بگم ((لا حکم الا لله))!! بازم ميخوريم توی بن بست...!:) ولی خوب اونی که بيشتر بايد راه بياد شمايی...ميدونی چرا؟ چون منشور تو ميخواد توی مملکتی اجرا بشه که ۹۹ درصد مردمش حداقل شناسنامه ای مسلمانن...!
نميدونم شبح جان اين اينترنت چه خاصيتی داره که همه ما رو رويا پرداز کرده...!؟ اصلا وقتی مينشينيم پشت اديتور يادمون ميره کجائيم و کجا زندگی ميکنيم...با ده دقيقه تایپ کردن کل مشکلاتی رو که صدهها سال درد مردم بوده و هزار تا گنده تر از ما راجع بهش بحث کردن و برای حلش توی محيطهای حقيقی مبارزه کردن و هزينه های گزاف پرداختن رو در طرفه العينی حل ميکنيم و خشنود و راضی به مشکل بعدی میپردازيم...!!
اين ماجرای منشور نویسی شما برای دنیای فردا هم با اينکه از حیث بحثهایی که حول و حوش اون در ميگیره ارزشمند و مفید و بعضا آموزنده هست ولی اگه جدی تر بهش نگاه کنيم و در بعد عملی بخوایم بررسیش کنیم بیشتر شبیه یک شوخيه...! چطور ممکنه يک انسان با عقايد مارکسيستی بخواد برای ملتی با عقايد مذهبی منشور تهيه کنه و قانون بنويسه؟
توی هند به خاطر احترام به اعتقادات مردم قانون ميذارن که هتک حرمت به گاو!! رو حتی جرم ميدونن و اونوقت شما موقع نوشتن منشورت ميای با يک نگاه کاملا ماترياليستی برای يه ملتی که مذهب با پوست و گوشتشون آميخته شده ميخوای قانون بنویسی؟
بابا شبح عزيز...باور کن همه مثل تو فکر نميکنن...! آقا اصلا گيريم من اعتقادات مذهبی مثل پرده جلوی چشمم رو گرفته و نميتونم حقيقت رو ببينم...آمريکاييها چرا اعدام رو جايز ميدونن...؟ اون صد و خورده ای کشور ديگه که دين خشن اسلام! رو ندارن چرا اعدام رو مجاز ميدونن...!!؟
بحث اسلام نيست...هيچ حکم بدون حکمت و علی اللهی! و ظالمانه در ((اسلام حقيقی)) وجود نداره...!ولی اصلا بحث اسلام نيست که زود پای قرآن رو وسط ميکشی و من رو متهم به تعصب نسبت به مطالب قرآني ميکنی؟ من جايی حرفی از قرآن زدم؟
حرف من از نظر خودم کاملا منطقيست و لابد حرف تو هم از ديدگاه خودت در نهايت منطق زده شده باشه...!
شبح جان در مورد شماره ۱ بدجور به بيراهه رفتی...! يعنی اصلا در شان شبحی چون تو نبود که اينگونه استدلال کنی که اجرای بدون انعطاف مجازات مجرمين باعث افزايش ميزان جرم و جنايت در جامعه ميشه!!!
و بعد اون مثال خوشگلت رو زدی که در مجله چه خوانده ای و...
ای بابا...ببين شبح کمی تا قسمتی عزيزم...! اين که مجرم با علم به اينکه در صورت دستگيری باهاش همون برخوردی خواهد شد که با قربانی خواهد داشت انگيزه خيلی جنايات رو از بين ميبره...! ترکيه رو مثال زدی...والا اون زمانی که ما ديش داشتيم و کانالهای ترکيه رو ميديديم روزی نبود که توی اخبارش از قتل و جنايت (اونم از نوع به شدت فجيعش!) حرفی زده نشه...!اصلا جالبی برنامه های خبری ترکيه گزارشهای مستند و مستقيمش از حوادث بود که قسمت اعظمش رو هم قتلهاي اشتها کور کن! تشکيل ميداد و روزی نبود که لا به لای خبرها چار تا جسد مثله شده و چار تا قاتل کاپشن به سر کشیده! نشون نده...!!(البته تو این سه چهار ساله که دیش نداریم نمیدونم این جنایتها شايد ريشه کن شده باشه!!)
اگه اینجوريه و استدلال شما رو بپذیریم که توی عربستان هم دزدی باید بیداد کنه و توی چین هم بايد مردم توی مواد مخدر غلط بزنن...!!
یعنی چی که طرف از ترس گیر افتادنش ده نفر ديگه رو هم ممکنه بکشه...!!؟ شبح جان اهل ریسندگی نبودی که شما...!:)
اون ((فراز)) قصه شما هم اگر پدر مقتول رضایت بدهد فقط از قصاص نجات پیدا میکنه نه اینکه همون روز آزادش کنن و بفرستنش توی جامعه...!همون فراز شما هم که طی داستان شما پر از عقده روانی شده است حداقل چند سالی در زندان خواهد بود...!
خلاصه شبح جان شماره ۱ ت رو به حساب خستگی و نزدیکی عید میگذارم و ميگذرم...فقط خواهشا توجیهش نکن(خواستی هم بکن!) ؛)
۲- در نظر شما اعتراض به ناخدای کشتی یعنی اینکه باند تشکيل بديم و دخترها رو بدزديم و بهشون تجاوز کنيم و بعد بکشيم...!؟ اين اعتراض به ناخداست؟ جالبه...!:)
يه خورده اين بی نواهايی که به جرم فقط اعتراض به نحوه سکانداری ناخدای ناشی اين کشتي به دریا انداخته شدن رو معرفی کن شبح جان...! مقدوره؟
۳ و ۴ - بحث انتقام گيری نيست...بحث بر سر اين است که اگه فرزند من به قتل رسيده من اين اختيار رو دارم که از قاتل بگذرم...! همين...!قاتل فی نفسه بنا به مطالبی که عرض شد و برای حفظ جامعه و اجرای عدالت بايد قصاص شود...!ولی اگر صاحب خون (مثلا منی که دخترم کشته شده)از قصاص صرفنظر کردم قاتل بخشیده میشود...! الان افتاد؟ ببینم شبح عزیز شما که اونقدر تخیل قوی ای داری که تمام عواقب یک قاتل فراری محکوم به قصاص رو جزء به جزء شرح میدی و نتيجه ميگیری که اگه اعدام نبود قاتلی که یکی رو کشت ديگه دست به قتلهای ديگری برای فرار از چنگ قانون نميزد! تا به حال شده این فکر ذهنت رو مشغول کنه که اگه منی که دخترم رو وحشیانه کشتن اگه قاتل فقط به زندان محکوم بشه و بعد از مدتی از زندان بیاد بیرون چه بار سنگین روحی و روانی روی من خواهد بود؟ توی اروپا و کشورهایی که در اونها قاتل بعد از مدتی آزاد میشه کم به بهانه ((انتقام)) کشت و کشتار میشه!؟ بابا اینهمه فیلم که با این مضمون میسازن که تخیلی نیست...!! آدم روانی میشه وقتی حتی فکرش رو بکنه که قاتل زن و بچه ش الان داره برای خودش راست راست میگرده و با گرفتن یه وکیل باحال چند سالی فقط آب خنک خورده...!
ببینم شبح جان در ذهن خلاق شما انگیزه های قتلهایی که پشتشون انگیزه های مالی ست صدها برابر نمیشه...!؟من مثلا میدونم اگه فلانی رو بکشم از بيمه يا از ارثيه اون يا سرقت جواهرات و نقدینگيش میلیونها دلار بهم میرسه...!خوب من میگم فوق فوقش اگه گیر هم بیفتم میخوان چند سالی زندونیم کنن دیگه...!! پس با خیال راحت و با یه نقشه حساب شده طرفم رو سر به نیست میکنم و به قول معروف در بدترین حالتش پیه ده سال زندان رفتن رو هم به تنم میمالم تا باقی عمرم رو در رفاه کامل زندگی کنم...!
ميبينی شبح جان...با اينکه شبح نازنينی هستی و واقعا نيتت اصلاح جامعه هست ولی دوستيت واقعا دوستيه خاله خرسه ست...! ميخوای مگس رو از روی سر چار تا قاتل و جنایتکار بپرونی با سنگ ميزنی مغز جامعه ت رو مياری تو دهنش...!
از فردايی که اين قانون تصویب بشه ما شصت میلیون قاتل بالقوه خواهیم داشت که فقط انگيزه مناسبی بهشون بديم به فعليت ميرسن!!! حالا باز بيا بگو سوئد فلانه و نروژ بيساره...!هروقت ايران سوئد و نروژ شد(فکر کنم اگه از الان کار فرهنگی رو شروع کنيم ۴۵۰ سال دیگه! ايران هم شايد جهان اولی بشه!) شما بيا اين بندهای آنچنانی منشورت رو مطرح کن و به قضاوت عموم بگذار...!
۵- اما اين بند آخرت کمی من رو به فکر فرو برده...!هنوز برام قابل هضم نيست که پدری دخترش رو بکشه و چون صاحب خون هست تبرئه بشه...بايد در اين زمينه کمی تحقيق کنم...!من فکر ميکنم برادر و يا مادرش هم (به عنوان صاحب خون)ميتونن تقاضای قصاص کنن...!
کسی چيزی در اين مورد ميدونه؟
اگه اينگونه باشه و تمام اولياء دم از خون اون دختر بگذرن چه ميشود؟ مسلما پدر به هر حال برای مدت طولانی زندانی خواهد بود...!
امممممممم....ولی داره يه چيزايی يادم مياد...!اگه اشتباه نکنم در اين مواقع حتی اگه يکی از صاحبين دم بر اجرای قصاص اصرار داشته باشه اون پدر مجازات خواهد شد...! يعنی مادر،برادر،خواهر،همسر و فرزند مقتول ميتونن تصميم بگيرن که پدر رو ببخشن و يا اجازه بدن که قانون عدالت رو در مورد ايشون اجرا کنه...!پس ظاهرا فرقی نداره...فقط يک حالت ميمونه که شخص قربانی خويشاوند خونی به جز قاتل نداشته باشه...!اونوقت ديگه نميدونم قضيه چگونه ست...! بايد تحقيق کنم...
به هر حال شبح جان...چون تو خودت رو در جايگاه حق ميدونی مطمئنم که از موضعت عقب نخواهی نشست و من هم تا وقتی حرف حساب و منطقی نشنوم بر اعتقادات به زعم خودم منطقی خودم خواهم موند...! حالا ديگه اين هنر توئه که بتونی منو مجاب کنی و با منطق منو رام خودت کنی...! اگه هم فکر ميکنی دارم لجبازی ميکنم و حرفهام سفسطه ست و ميخوام اذيتت کنم که خوب دعوا نداريم...شما منشورت رو همينجوری تصويب کن بعد اگه خدا خواست موقع اجرا کردنش و موقع انتقالش از محیط مجازی به محیط حقيقی مشخص خواهد شد که حق با چه کسی بوده است و شما چجوری با قوانين کشتی های اقيانوس پيمای اتمی ميخوای سکان لنج گازوئيلی خودمون رو به دست بگيری...!؛)