شنبه، 16 اسفندماه 1382 | March 06, 2004

سفرنامه‌ی کويری

وقتی دوست‌ بسيار عزيز‌ و فهيم‌ام تلفن زد و دعوت‌ام کرد تا هم‌راه با همسرش و دوست ديگری که نمی‌شناختنم به کوير مرکزی و دم ريگ جن برويم. می دانستم که هزار و يک کار کوچک و بزرگ اجازه نمی‌دهد که به اين سفر برم، اما دل‌ام نيامد پاسخ منفی بدم گفتم فردا می‌گم می‌ام يا نه، فردا تا ظهر او تلفن نزد و من به خيال اين که سفر منتفی شد. نفسی به راحتی اما حسرت‌بار کشيدم و هنوز درست حسابی نکشيده بودم که تلفن زنگ زد، دوست‌ام بود! و منتظر من! با عجله باروبنديل بستم و راهی شدم.
در سفر ديدنی‌های بسياری ديده شد و شنيدنی‌های بسياری شنيده. آن سه هم‌راه دهه‌یی از من بزرگ‌تر بودند اما به قدر قرنی بيشتر از من می‌دانستند. در طول سفر حرف‌های زيادی بين‌مان رد و بدل شد. هر کدام‌اش می‌تواند موضوع مطلبی باشد پس هيچ نمی‌گوييم و دعوت‌تان می‌کنم در ادامه چند عکس با يادداشت‌های کوتاهی در مورد هر کدام ببينيد و بخوانيد.
شايد اين دوستان نازنين و بسيار دوست‌داشتنی و فهيم اين يادداشت مرا بخوانند پس همين‌جا از آن‌ها تشکر می‌کنم که روزها و لحظات خاطره‌انگيزی را برای‌ام به ارمغان آوردند.


تابلویی جالبی در جاده‌های کوير مرکزی ايران:"خطر برخورد با شتر" البته ما در طول سفر همه چيز ديدم الا شتر!


روستای سرسبز . بسيار زيبای رشم! که در آغاز کوير ديدنی بود.


مراسم عزاداری در يکی از روستاهای بين راه. مراسم جالبی بود. گروهی عزادار به روستا نزديک می‌شدند و عزادران روستا به پيش‌وازشان می‌رفتند و بعد با شعرخوانی با يک‌ديگر روبه‌رو می‌شدند.


زاغ‌بور! اين پرنده فقط در ايران ديده شده است و در جای ديگری زيست نمی‌کند ما خيلی خوش‌شانس بوديم که اين پرنده‌ی خجالتی‌ی بسيار زيبا را توانستيم ببينم. پراوز نمی‌کند و فقط به سرعت می‌دود. اين دو عکس از پرنده‌ی واحدی در نزديکی معلمان گرفته شده است. بعد در بيابان بين عشين و باباخالد يک بار ديگر موفق شديم زاغ‌بور ديگری را ببينيم اما هر چقدر دنبال‌اش دويديم نتوانستم از آن عکس بگيرم.


نيروگاه خورشيدی! با اين نيروگاه به راحتی می‌توان برق روستایی بزرگ يا شهری کوچک را تامين کرد. متاسفانه ظاهرا تنها همين يک نيروگاه در اين منطقه وجود دارد.


منزل ويران شده‌ی يغمای جندقی(1196- 1276 ه.ق)! بافت جندق کاملا دوگانه است. قسمتی هنوز مانند صدهاسال پيش دست‌نخورده باقی مانده است و قسمت ديگر نوساز است و هيچ شباهتی به بخش قديمی ندارد. مردم در هر دو بخش زنده‌گی می‌کنند. اهالی اين شهر شيخی هستند.
اين هم شعري زيبا از رحيم يغماي جندقي
نگاه كن كه نريزد, دهي چو باده به دستم
فداي چشم تو ساقي به هوش باش كه مستم
نه شيخ مي‌دهدم توبه و نه پير مغان مي
ز بس كه توبه نمودم, ز بس كه توبه شكستم.
(عزليات و سردايه‌ي يغماي جندقي صص 83)


انتهای دوم ريگ جن که به حاشيه‌ی جاده‌ی بين دامغان و انارک می‌رسد. شن‌های نرم و روان. در اين عکس جاپاهای ظريفی ديده می‌شود. برای مقايسه فندکی در کنار جا پا گذاشته شده است.


شهر انارک. زمانی بسيار آباد و پرجمعيت بود. اما اکنون فقط 1500 نفر جمعيت دارد. معدن نخلک که در همان حوالی است تقريبا تنها ممر درآمد اهالی است. اين معدن نيمه تعطيل است. شب را درمنزل يكي از اهالي انارك گذرانديم. از شانس ما مثل اين كه هر جا ميرويم گوشت شكار بايد محيا باشد. باشرمنده‌گي شام كباب شكار داشتيم. روز قبل صاحب خانه كه كارگر معدن بود و در اقات فراغت به شكار مي‌رفت. دست خالي باز نگشت بود. در صحبت با يکی از معدن‌کاران قديمی می‌گفت نمی‌گذاريم معدن را تعطيل کنند و شهر بابک را مثال می‌آورد.


عشين! روستای مخروبه‌یی که زمانی شهری بود بر ساحل کوير. آلفونس گابريل جهان‌گرد اتريشی حدود 70 سال پيش از اين‌جا گذر کرده است و نقاشی که در سفرنامه‌ی خود آورده است تقريبا شبيه اين تصوير است.


خزنده‌يي در عشين!

وقتی در کوير راه خود را گم کرديم به چوپانانی برخورديم که بره‌ها را نگه‌داری می‌کردنند. خودشان به اين چاله‌ها می‌گفتند زندان!


هوبره! که محلی‌ها به آن آهوبره می‌گويند. پرنده‌ی بسيار زيبایی است. معمولا پرواز نمی‌کند اما ما اين شانس را داشتيم که پرواز بلند چهار تای آن‌ها را ببينيم. در اين اين سفر 6 هوبره ديديم. دو تا تک و چهارتا با هم. اين شش هوبره را در بيابان‌های بين عشين و باباخالد ديديم.
جالبه بودنين اعراب به اين پرنده بسيار علاقه دارند و گوشت لذيذ اين پرنده جزو غذا‌های پيامبر هم قيد شده. برای اين موضوع می‌توانيد به اينجا مراجعه کنيد!


معدن قديمی مس چاه‌گربه! معدن جديد هم تعطيل شده است.


آبی زلال در دل کوير خشک! بسيار شور بود اما تلخ نبود. بلورهای نمک در عکس ديده می‌شود.


غروب خورشيد در کوير چيز ديگری‌ است.


عزاداری در دامغان
دامغانی‌ها عادت جالبی دارند. يک روز بعد از عاشورا از روستاهای اطراف همه کارنوال مانند از خيابان مرکزی گروه گروه رد می‌شوند و هر شهر و روستایی بنا بر فراخور خود به شکلی به عزاداری می‌پردازند. مردم دامغان هم در دوسوی خيابان نشسته و ايستاده به تماشای مراسم مي‌پردازند و در پايان نيز دسته‌ی بزرگ دامغانی‌ها با نخل بزرگ شهر از راه می‌رسد و مراسم تمام می‌شود. تقريبا ماجرا مانند تهران بود. دختران آرايش کرده و پسران با موهای ژل زده به تماشای کارنوال آمده بودند. تقربا هيچ کس را گريان نديم. همه در حال خنده و شوخی و ديد و بازديد بودند. شايد اين بزرگ‌ترين اتفاق و حادثه در طول سال در دامغان باشد.
يکی از اهالی که در منزلشان ناهار می‌داد به اصرار ما را با خود برد. در کنار جوانان و پيرمردانی که از مراسم بازگشته بودند. ناهار را که فسنجان بسيار خوش‌مزه‌یی بود و خود دامغانی‌ها به آن خورشت گردو می‌گفتند صرف کرديم. و به سمت سمنان حرکت کرديم.


بچه‌های دامغانی فارغ از قيل و قال عزاداران بر روی پشت‌بام بازار بازی و بازی‌گوشی می‌کردند.


ديدن اين صحنه‌ها در سال‌های پيش شور و ولوله‌یی در عزاداران می‌انداخت اما حال به نمايشی کميک تبديل شده بود که همه را می‌خنداند.


بساط نخود و باقالی فروشان پر رونق بود.


اين هم پرچم سرخ در ميان ميدان! فقط داس و چکش‌اش کم بود!

March 6, 2004 12:12 AM

شبح 13:46 @ Mon, 5 Apr 04

حامد جان!(۸۱)
از لينک همين‌جا می‌توانی استفاده کنی. اگر روی واژه‌ی زاغ‌بور کليک کنی!
در کتاب پرنده‌گان ايارن از انتشارت محيط زيست هم می‌توانی استفاده کنی.
از آقای پارسا که لينک او را در همين مطلب و در لينک‌ها خواندنی‌ها هم قرار داده‌ام می‌توانی استفاده کني. ايشان از پرنده‌شناسان ايرانی هستند.


حامد زارع 11:44 @ Mon, 5 Apr 04

باسلام
من از شما مقاله ای درباره زاغ بور می خواهم لطفا آن را به ایمیلم بدهید
با تشکر


شراگيم 1:37 @ Tue, 9 Mar 04

سلام شبح جان...کی منو پينگ کرده بود؟ اومدم اينجا ديدم اسمم رفته اول...!! ولی خوب آپديت کردم...راجع به همين مراسم روز جهانی زنه...!فکر کنم بچه های وبلاگ نويس زياد بودن...بگرد ببين ديگه کيا نوشتن از مراسم امروز پارک لاله...! من يک ساعت دير رسيدم آخه...!!:(


شبح 14:24 @ Mon, 8 Mar 04

منوچهر عزيز!
ايميل‌‌هاي‌ات رسيد! متاسفانه پاسخ‌ات برگشت خورد!
به هر حال متشكرم.


ارنستو چه گوارا 9:06 @ Mon, 8 Mar 04

دوست گرامی منوچهر

اگر ميخواهی که اين سو ء تفاهمات که من از بسياری شنيده ام و حتی بين افراد غير سياسی هم عنوان ميشود -رفع شود -از حزب بخواهيد بطور رسمی اين موارد را تکذيب کند.

موارد ديگری هم وجود دارد که من فقط مطرح ميکنم -يکی از آنها مسئله فلسطين است که گفته ميشود حکک بدليل کسب حمايت از لابی های يهودی چپ در آمريکا از فلسطينی ها حمايت نميکند

مورد بعدی سعی حکک به تبديل شدن به يک حزب رسمی در داخل جمهوری اسلامی است .
موارد دیگری هم شاید باشد-نمیدانم؟
دوست گرامی من موارد را فقط جهت اطلاع گفتم وگرنه موضع خاص من اينست که حکک تمام موارد را صراحتآ تکذيب کند.


ارنستو چه گوارا 8:54 @ Mon, 8 Mar 04

دوست گرامی منوچهر
تو چه خوشت بيايد و چه بدت بيايد رهبران حزبی حکک توافقاتی را با سلطنت طلبان شروع کرده اند و موجب سر افکندگی تمام نيروی چپ ايران شده اند . تشديد احساسات ضد مصدقی حکک پس از شروع
اين نزديکی ها بوده وگرنه حکک مانند تمامی جنبش چپ- انتقاداتی به مصدق داشته که بعضآ بسيار شديد بوده- ولی حرکت ملی شدن صنعت نفت را ضد امپرياليستی ميدانسته -نه مثل اکنون شما حرکتی ارتجاعی.


هاله 3:40 @ Mon, 8 Mar 04

چهل مليون مردم ايران هم گفتند لبيک يا خمينی ... پس همه خيانت کار هستند. اعتقاد داشتن به مشروطه که دلیل خیانت مصدق نیست.


هاله 3:37 @ Mon, 8 Mar 04

به نظر من مصدق بسيار مرد بزرگی است.


شبح 23:33 @ Sun, 7 Mar 04

منوچهر جان!(۷۱)
من كجا نوشتم. حككا با سلطنت‌طلب‌ها اتحاد كرده است؟
در مورد مقاله‌ي آقاي تقوي اگه لطف كني براي‌ام ايميل كني ممنون مي‌شم. اين اي‌اس‌پي ما روزنه را بسته و با فيلتر شكن وت مي‌گيره تا برم توش!


nasrin 23:15 @ Sun, 7 Mar 04

رهگذر زندگی عزيز ! (۴۹)
از توجه و توضيحاتت ممنونم . خوشبختانه ارنستوی عزيز آدرس سايت آنارشی را داشت ٫ سايت خوبی است از مطالبش حتما استفاده خواهم کرد .

--------------------------------------------------

ارنستو جان ! (۵۶)
مرسی از بابت آدرس .


manochehr 22:37 @ Sun, 7 Mar 04

شبح عزيز ۷۰.
من نفهميدم منظورت از:"چون نسبيت بگيرم اتحاد با سلطنت‌طلب‌ها بهتر از مصدقي‌هاست!!" البته فهمیدم ٫منتها رک حرف بزن ونه با طعنه! رفیق عزیز اگر نمی دانی به تو بگویم که ح.ک.ک. با هیچ٫ هیچ جریانی اتحاد نکرده ونخواهد کرد بجز اتحاد با کارگران٫زنان ومردم مبارز٫ما از دیگران هم میخواهیم به این جبهه بپیوندند.این حرفت خیلی غیر مسئولانه بود.


شبح 22:23 @ Sun, 7 Mar 04

مهران محجوبي گرامي!(67)
اولا نمي‌دانم از كدام كامنت من متوجه شدي كه كامنت 41 متعلق به منوچهر عزيز است.
(63) زياد زحمت نكش مصدق را افشا كني اينجا تله‌ويزيون و روزنامه‌ي كيهان و رسالت به خوبي اين كار را مي‌كنند.
ولي يه حرفي را خيلي خوب زدي "نسبيت بگيريم رضا شاه بسيار بيشتر از مصدق در امرجامعه مدنی به ايران سود رساند!" چون نسبيت بگيرم اتحاد با سلطنت‌طلب‌ها بهتر از مصدقي‌هاست!!
ولي چيزي كه براي من جالبه اينه كه مصدق را نه سلطنت‌طلب‌ها تاب مي‌آورند و نه جمهوري اسلامي و نه رفقاي كمونيست! فكر نكنم هيچ شخصيتي در تاريخ ايران باشد كه اين‌گونه جبهه‌ي واحد و متضادي برعليه‌اش وجود داشته باشد. شما مي‌شناسيد؟


مهران محبوبی 22:00 @ Sun, 7 Mar 04

کامنت ۴۱
مصدق آنزمان در غياب اثرات انقلاب سوسياليستی آنموقع چيزی کم تر از خاتمی با جر بزه نمی بود که آيت لله کاشانی خمينی اش می بود!
بهتره سر نخ های اين ملی مذهبی ها را هر جا در تاريخ بيابيم! علت دشمنی اين ملی مذهبی ها با رفرم های رضا شاه و محمد رضا شاه هم از در مسئله زن و حدود تعيين کردن برای آستان قدس رضوی و موقوفات اسلامی و منافع فئودال ها بوده است ! خود جناب مصدق از زمين داران فئودال بيش نبود ! و اينکه هر جا ار می زدند که ايشان از دولت حقوق نمی گيرند و تنها خدمت به دولت و مردم در نظر دارند بايد گفت اين بابا از کجا می خورد که احتياج به حقوق دولت نداشته است! اين برای تاريخ گنگ و يک طرفه قاضی ما مفيد نيست که سوال شود!


مهران محبوبی 21:51 @ Sun, 7 Mar 04

کامنت ۴۱ بی اسم است و متعلق به منوچهر نيست و من هم اشتباها از روی کامنت ارنستو چه گوارا به اين رسيدم و همه کامنت ها را هم نخواندم که موجب اين اشتباه نشوم ! از منوچهر عزيز معذرت می خواهم ! اين امر مصدق بسيار به مبانی نظری هر کس بر می خورد ! بايد بهتر از اين می دانستم که اين کاملا اشتباه بوده است!


مهران محبوبی 21:44 @ Sun, 7 Mar 04

اين کامنت ۴۱ را من از کامنت شبح اشتباها متوجه شدم که متعلق به تو است ! بهر حال اشتباهی بوده است !


مهران محبوبی 21:42 @ Sun, 7 Mar 04

منوچهر ۶۵
دمت گرم بايد فکر می کردم که اشتباه کرده ام!


manochehr 20:35 @ Sun, 7 Mar 04

مهران محبوبی.
يکبار ديگر کامنت ۴۷ من را بخوان.لطفا در آينده قبل از شروع به نگارش کامنتها را دقيقتر بخوان. وبعد نظر بده.


manochehr 20:31 @ Sun, 7 Mar 04

مهران محبوبی.
چه کسی گفته آن کامنت۴۱ متعلق به من است؟ من اينرا يک بار تذکر دادم.شما چرا آن کامنت را به من ميچسبانيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


مهران محبوبی 20:09 @ Sun, 7 Mar 04

خرس مهربان ۳۸

اشتباه ام را در مورد مصدق تصحيح کنم:
ايشان آموزش های اولی اش در طلبگی بوده است و بدين منظور معمم بوده است!
شما به خاطرات خود مصدق نظر بیانداز ایشان شاهی دو آتشه بوده است! شاهی بودن ایشان فرا تر از خود شخص شاه می رفته است!
در ثانی ملی شدن نفت آنچیزی که در کشور های شبه سوسیالیستی اش هم بود در ایران نشد بلکه تا وقتی جکومت هایی که مورد علاقه این مصدق سر کار بودند همسان همین جمهوری اسلامی نفت تا وقتی که زیر زمین ها است ملی محسوب می شود بعد که از زیر زمین بیرون می آیند دیگر ثروت نهفته در آنها برای سرکوب و به استثمار کشیدن مردم ایران استفاده شده است! پس دل هر کس برای چیزی می زند که منافع اش را به حساب بیاورد ! زنان و کارگران و جوانان و مردم زحمت کش ایران نه از منافع نفت در این چند نسل سود بردند نه از فرهنگی که این مصدق اشاعه اش می داد! تاریخ را یک بار هم شده آنی که هست باید دانست!
منو چهر ۴۱

رفيق عزيز همين طوری مهر و محبت نثار يک آدم مرتجع مثل مصدق می کنی که چه ! مصدق در زمان خودش هم مرتجع ای بيش نبود! حق رای زنان حقی زياده پيش رفته که از زمان خود بيش از اندازه جلو باشد نبوده است! اين دکتر مصدق با لايحه ای که بدين منظور به مجلس رفت مخالفت کرد و کلا از مطرح شدنش با وتو خود جلوگيری کرد! در مکتب آخوند ها که ايشان يکی از همين قماش باشد زن حقه رای نمی تواند داشته باشد ! ايشان هم چيزی از آموخته هايش را پيش گرفت !
نسبيت بگيريم رضا شاه بسيار بيشتر از مصدق در امرجامعه مدنی به ايران سود رساند!


forward-sozumuz 19:53 @ Sun, 7 Mar 04

حكيمه بلورى : Həkimə Buluri

١٩٢٦ - زنجان- آذربايجان: 1926-Zəngan-Azərbaycan
٢٠٠٠ - باكى- آذربايجان: 2000-Bakı-Azərbaycan
بؤيوك خالق شاعيرى٬ خالقيميزين نجيب قيزى حكيمه بلورى٬ گونئى آذربايجانين زنجان شهريندندير.
حكيمه بولورى ٣ مارت ١٩٢٦ينجى ايلده گونئى آذربايجانين خمسه ويلايتينين زنجان (زنگان) شهرينده آنادان اولموشدور. او٬ اورتا تحصيلينى ١٩٤٣-١٩٣٣جو ايللرده زنجاندا "آذرى" قيز مكتبينده آلميش و مكتبى بيتيرديكدن سونرا همين مكتبده اؤيره تمنليك ائتميشدير. حكيمه موعلليم ايكينجى دونيا ساواشى ايللرينده سووئت اوردوسو ايراندا اولدوغو دؤورده٬ ايجتيماعى- سيياسى فعالييته باشلاييب ١٩٤٥ده آذربايجان ميللى حركاتينا ايشتيراك ائتميشدير. او٬ آذربايجان دئموكرات پارتيياسى زنگان ويلايت كوميته سينين تبليغات شؤعبه مودور يارديمچىسى (موعاوينى)٬ و مدنيت ائوى كيتابخاناسىنين مودورو وظيفه لرينده ايشله ميشدير. داها سونرا آذربايجان ميللىحؤكومتى ييخيلاندا٬ ١٩٤٦ينجى ايلين دئكابريندا آذربايجان سئ.سئ.رئ. يه كؤچموش و باكىيا يئرله شميشدير.


ترانه 19:10 @ Sun, 7 Mar 04

شبح نازنين!
وقتي رفتي شكارگاه خجير مرا هم با خود بخاطراتي بردي كه مدتي بود بهش فكر نميكردم، دربدري!.
اما اين بار و اين سفر و سفر نامه!؟؟!
زندگی چه داستانها دارد و ما چه جاها كه به چه چيزها برخورد نمي كنيم.
سفرت يادم انداخت تبلور!! دگرگونی / انقلاب را!!

و اما حكايت:
پسری از نوادگان سركار آقا، بزرگ شيخی ها ، همان كه در داستانهاي مسخره مي گفتند كفش جلوي پايش جفت مي شد .....همان كه در توضيحات مطالب موجود است، عاشق دختري از طايفه نايب حسين ميشود كه اين عشق دو طرفه محصول برخورد اتفاقي محل ٬انارك٬ است كه معدن انارك محل كار جوان و كوچ دختر مي بود. دو انسان در بند هزاران قيد طايفه و خانواده و آداب و سنن!!
تبلور اين عشق ، دگرگونی و انقلاب برای رهايي از بند برای رهايی، برای رسيدن به خواست ها و نيازهای انساني حكايت ها ي ديگري ست كه زمان و مكان اجازه پرداختنش را نمی دهد ....! اين دختر و پسر مبارزترين انسانهای زمان خود شدند در گذر از اين سنتها و مذهب!
امروز ای ميلی برای خواهران و برادرم فرستادم همان كه كپی اش را هم برای تو فرستادم آدرس سايت انارك را برايشان فرستادم و يادآوری خاطرات پدر و مادر را و محل تولد اولين فرزندشان خواهرم و ثمره عشق توام بامبارزه و پر از حادثه.
خنده هايم را می شنوی؟ به قشنگی قهقهه های تو نيست اما از ته دلم می خندم!
كاشكی مرا با خودت برده بودی!!!
سفرت چه زيبا بود!! چه ارمغاني برايم داشت!!! ترانه


فرنوش 17:17 @ Sun, 7 Mar 04

عکس ها جالب بود . به من هم سر بزن . با اجازه بهتون لینک دادم .


شبح 17:09 @ Sun, 7 Mar 04

دوستان عزيز!
متاسفانه ظاهرا به عنوان آخرين شگرد دارند به عنوان من براي دوستان ايميل ويروسي مي‌فرستند.من هيچ ايميلي كه حاوي فايل اتچ شده باشد نمي‌فرستم. پس لطفا اگر فايلي به ناممن براي كسي اراسل شد و آتچ داشت فورا آن را پاك كنيد!
از همه‌ي دوستان عزيز معذرت مي‌خواهم كه با نام من دچار مشكل مي‌شوند.


شبح 16:02 @ Sun, 7 Mar 04

ره‌گذر زنده‌گي عزيز!(49)
از اطلاعات مفيدي كه دادي متشكرم.
ترانه جان!(50)
در مورد كامنت قبلي در همون جا مي‌نويسم!
ضمنا ترانه به اين بدجنسي نوبره والا!
رهگذر زنده‌گي عزيز!(51)
نوشته‌ات حس زيباي را در جان‌ام جاري مي‌كند. مرسي!
شكارچي عزيز!(53)
نمي‌داني خواندن كامنت زيباي‌ات چه حسي را در جان‌ام جاري كرد. بايد قول بدي حتما با هم سفري به ريگ جن داشته بكنيم. مطمئن هستم با تو چشمان‌ام گشوده‌تر خواهد بود.دوستان همراه من كه يكي پرنده شناس است و يكي هم گياه‌شناس برات حتما جالب خواهد.
راستي عكس يه خزنده هم تو عشين انداختم كه اضافه ميكنم.
حميد جان!(54)
ما كه در مقابل شما كوهنوردها حرفي براي گفتن نداريم. ما دق نورديم شما صخره‌نورد!
ارنستو جان!(56)
من كه اصلا و ابدا از دست‌ات ناراحت نشدم. در مورد ره‌گذرثاني عزيز هممطمئن هستم او از دست توناراحت نيست. ما بايد از دست اون ناراحت باشيم كه تحويل نمي‌گيره!


شكارچي 13:37 @ Sun, 7 Mar 04

شبح عزيز
من همين جور عكسها و نوشته ها رو ميخونم و چيزي يادم مياد.. خورشت گردو كه خوردي حتما شيرين نبود؟ طعمي بين ترش و شيرين. چون معمولا جاهاي ديگه شيرين ميخورن ولي ماها نه....
نميدونم هوبره هايي كه ديديد ( البته توي عكس معلوم نيست) يال هم داشتن يا نه؟ ولي تمام زيبايي هوبره به يالشه. نسل اين پرنده شديدا در حال انقراضه و شكار اون جريمه سنگيني هم داره و جزء موارديه كه تفنگ هم ظبط ميشه.
يكي از خيانتهايي كه اين رژيم ميكنه اينه كه به آقايون عربها پروانه هاي صيد گرون قيمتي ميفروشه كه بيان و با پرنده هاي شكاري شون مثل شاهين، سنقر ، پيغو و ... اينها رو به همون روش سنتي شكار كنن. افسوس...


حميد 13:31 @ Sun, 7 Mar 04

سلام...
آقا دستت درست ؛ كلي كيف كردم ... اميدوارم كه هميشه خوش و خرم باشي عزيز...


شكارچي 13:11 @ Sun, 7 Mar 04

سلام شبح عزيز
با ديدن عكسها حالم يه جوري شد. جدا ميگم. الان كه اين مطلب رو دارم مينويسم قلبم داره تند تند ميزنه. نميدوني چقدر خوشحال شدم وقتي عكس هوبره و زاغ بور رو ديدم. قصعا اگه يه خورده دقت ميكردين ميتونستين دسته هاي چاخ لق و ديدومك رو هم ببينين هميشه اون كوير پر از پرنده يه. پرنده هايي كه ديدنشون جاهاي ديگه ممكن نيست. راستي خونه عباس جندقي رو هم ديديدن؟ مرد كوير... چقدر اين انسان جون مردمي رو كه توي كوير مونده بودن نجات داده. تكه هاي اسباب و لوازم مردمي كه توي كوير موندن و حتي بعضي هاشون مردن. و وقتي پاي صحبت عباس مينشستيم .....
به خاك اونجا دست زدي ؟ ديدي چقدر چربه؟ ميدوني كجا رو ميگم نزديك اون چاههاي نفتي كه درش رو پلمب كردن.ميگن بخاطر نفت اون خاكها چرب شده...
ديدن يه بوته توي كوير صاف و حس كردن اينكه اون درخته!!!!
وحشت كوير ....
ستاره هاش...
سرابش...
اون رد پايي كه ديدي مال مارمولك كويريه. خيلي قشنگ راه ميره. گچبري هاي خونه ها رو توي جندق ديدي؟ بعضي ها شون واقعا زيباست. من مدتي رو توي جندق و انارك بودم.نه براي شكار!!! هر چند كه همون طور كه گفتي شكار خوبي داره....
نميدونم آنقوزه هم بهت دادن بخوري يا نه؟ عجيب بوي بدي داره ولي سرشار از ويتامين و جالبه كه چه همه هم خاصيت داره...

بهر حال با اين نوشته خاطرات زيبايي رو برام زنده كردي . موفق باشي و پاينده و هميشه به اينجور سفرها...


حلـــــــــي 11:19 @ Sun, 7 Mar 04

سلام به همه ... هم ممنون هم معذرت... ممنون به خاطر ابراز همدرديتون که دنيايی آرومم کرد و معذرت به دليل اينکه نبودمو دير پاسخ مهربونياتون دادم ... تو اين مدتی که نبودم همتون بدجوري شرمنده ام کرديد.. از اينکه به فکرم بوديد ..و با ابراز همدرديتون دنيايی آرومم کرديد .. از همه ممنونم ... اميدوارم بتونم در شادياتون جبران کنم ....


رهگذر زندگی 11:08 @ Sun, 7 Mar 04

شبح عزیز میخواستم بدونی که من تمام لحظات سفر عشق هوبره را با تو حس کردم و از اینکه تاریخچه زندگی هوبره و انارک را هم در اختیار ما گذاشتی از تو ممنونم از صمیم قلب آرزو میکنم روزی همگی رقص آزادی را در شکوفایی استقلال شورا ها در سمنان و انارک و بم ......جشن بگیریم امیدوارم در ادامه سفر زندگی کامیاب باشی. بقول شاملو گر چه تاریخ زندگی کوتاست اما آنچه از ما باقی میماند همان انسانیت است.


ترانه 11:07 @ Sun, 7 Mar 04

شبح جان روز خوش!

۱- چرا نسبت به مطلب قبلي بي لطف شدي ما رو تو خماري نظراتت گذاشتی؟؟؟؟؟؟

۲- نه جمع بندي؟ نه برخورد نظري؟ نه تشكري؟ نه توبيخي؟ نه كارتهاي سفيد و زرد و قرمزي؟
نكنه كامپيوترت نظرخواهی قبلی را نشون نميده؟

۳- با اينكه هنوز هم دارم می خندم اما طنين خنده های تو در گوش دارم...

۴- من ٬بدجنس٬ عصري برات / براتون خنده هايم را مينويسم !


رهگذر زندگی 10:39 @ Sun, 7 Mar 04

شبح عزیز رسیدن بخیر . امیدوارم که حضور هوبره از این به بعد کنجکاوی و تلاش ما را در جستجوی رهایی و کندکاو حقایق تاریخی دو چندان کند.
نسرین جان از من پرسیده بودی که اگر آثار ترجمه شده ای از آنارشیسم وجود دارد. راستش نمیدانم. شنیدم که اما گلد من کتابش قبلا ترجمه شده ولی من چنین کتابی تا کنون پیدا نکرده ام. متاسفانه جنبش چپ تاریخی ما شدیدا زیر نفوذ اردوگاه استالینی بوده و شناخت مستقلی هرگز از آنارشیسم نداشته و ما بیشتر گفته های مارکس و لنین را طوطی وار تکرار میکردیم چرا که حزب توده نه تنها فاسد و وابسته بود بلکه هر اندیشه انتقادی درون خود را هم سرکوب میکرد و تنها مداحی قدرت خود را ترغیب میکرد و جعلیات تاریخی را می پراکند. با نسل دوم انقلاب و مهاجرت بتدریج تاریخ جنبش بازنگری شد. شنیدم بسیاری از کتب آنارشیستی در دست ترجمه است. من در حد خودم تلاش میکنم آرشیو های دوره انقلاب اکتبر و نظرات انقلابی شورایی آنارشیست های آندوره را معرفی کنم که هرگز در اختیار جنبش چپ ما نبوده است. همینطور جنبش زنان آنارشیست اسپانیا. نشریه ای بنام نخدر یعنی نه خدا- نه دولت-نه رهبر به فارسی در بوستون چاپ میشود. سایت آناشی هم جالب مباشد اگر مایل باشی لینکش را بعدا برات تهیه میکنم. موفق و سبز باشی
اولا جبهه ملی ذره ای خصلت های دموکراتیک نه تنها نداشته بلکه شدیدا ضد آزادی زنان و جنبش تنگستان و مشروطه آذربایجان بوده. ما نباید از زاویه تاریخ دروغ حزب توده و جبهه ملی ستایش مصدق را بجوییم. اولین نقد را وحدت کمونیستی بنظرم در سال 1360 شروع کرد تحت عنوان تاریخ مجاهدین اسلامی که اثرات لیبرال ناسیونالیسم بورژوازی در آن هنوز کاملا مشهود است. اما امروزه نقد عمیق و پویاتری توسط بهزاد کاظمی در ملی گرایان و افسانه دموکراسی میتوانید بیابید. اگر مایلید من خلاصه ای از آنرا بعدا براتون مینویسم. به آرزوی ساختن جامعه ای عاشقانه


شبح 9:47 @ Sun, 7 Mar 04

ارنستوي عزيز!(۴۶)
ممنون! اما كمي در آن گوشه وكنايه همبود نه!؟گوشه وكنايه ظريف!


manochehr 9:03 @ Sun, 7 Mar 04

ارنستوی عزيزم.
کامنت ۴۱ متعلق به من نيست.و در ثانی من نظرم نسبت به مصدق همان است که گفتم.راستی دوست من٫ولتر وروسو و....در۲۰۰ سال پيش نظراتشان از خيلی از "روشنفکران" امروزی ايرانی جلوتر بوده٫پس اين ۴۰-۵۰ سای که گفتی برای من معيار نيست.


ارنستو چه گوارا 8:51 @ Sun, 7 Mar 04

شبح کويری عزيز

اميدوارم هميشه سکوت کوير برايت آرامش بخش باشد.


ارنستو چه گوارا 8:32 @ Sun, 7 Mar 04

منوچهر عزيز خوشحالم که نظرت را در ۴۱ تصحيح کردی ما داريم در مورد سياست در ۵۰-۶۰ سال پيش حرف ميزنيم -زمانی که نهايت راديکاليزم آن حزب توده بوده است.
مصدق همیشه یادش گرامی است.


Mr.been laden 4:55 @ Sun, 7 Mar 04

سلام شبح جان رسيدن بخير...عکس های قشنگش بودن ...ساده...به سادگی کوير...خوش باشی


هلیا 4:29 @ Sun, 7 Mar 04

هميشه خوش باشی...


2:11 @ Sun, 7 Mar 04

خرس مهربان عزيز مطلبی را از ايرج اسکندری نقل کرد که من ان را کامل ميکنم... وقتی ايرج اسکندری گفت ايران حريم امنيت شوروی است مصدق در جواب او از جیب خود ""چاقو"" بیرون اورد (!) و به سمت اسكندري اشاره كرد و گفت:" اگر يه باره ديگه اسم حريم امنيت را بياري زبانت را با چاقو ميبرم!! " ... البته حرف اسكندري اشتباه بود ولي بايد قبول كرد كه دكتر مصدق هم انچنان كه طرفدارانش ميگويند روحيه دموكرات منشي نداشت و جالب اينجاست كه "جبهه ملي" بعد از نيم قرن از ان زمان اموزش به زبان هاي محلي در مدارس ايران را محكوم ميكند و نشان ميدهد كه روحيه فاشيستي هنوز در انها وجود دارد. ... البته من قبول دارم كه دكتر مصدق در زمان خودش انسان كم نظيري بود و نبايد شخصيت سياسي يك فرد را تنها با معيار هاي امروزي سنجيد و نبايد به گونه اي صحبت كرد كه گويي ما كينه شخصي از يك شخصيت سياسي داريم


شبح 2:01 @ Sun, 7 Mar 04

دوستان عزيز!
چند بيت از اشعار يغماي جندقي را به متن اضافه كردم.
نگاه كن كه نريزد دهي چو باده به دستم
فداي چشم توساقي به هوش باش كه مستم
نه شيخ مي‌دهدمتوبه ونه پير مغان مي
ز بس كه توبه نمودم ز بس كه توبه شكستم. (عزليات و سردايه‌ي يغماي جندقي صص 83)


شبح 1:26 @ Sun, 7 Mar 04

روشن جان!(1)
به اين مي‌گن يه پارادوكس قشنگ!
هاله جان!(2)
قيافه روري دوست دارم توكوير ببينم! آخه ايناروپايي‌هاي كوير نديده به كوير كه مِي‌رسن دل ضعفه مي‌گيرن!
روشن جان(4)
براي اين كه هولهولكي كوچيكشون كنم بعضي جاها كادر بندي به همخورده كه مي‌بخشيد!
هوشنگ جان!(5)
مرسي!
آواي عزيز!(6)
هوا فوق العاده بود. روزها گرماي مطبوعي داشت و شب‌ها خنكي مطبوعي!
ام عزيز(7)
خوش حال ام كه خوش‌ات اومد!
اسد!(8)
هوبره را تا نبيني نمي‌توني متوجه بشي چي دارم مي‌گم.زيبايي و ابهت اين پرنده باعث شد نتونم ازش عكس بگيرم. اونقدر محو جمالش شدم كه يادم رفت عكس بگيرم وقتي به فكر عكس گرفتن افتادمكه دور شده بود به همين دليل عكس واضح نيست.
انارك سايت زيباي داره باهات موافق هستم. علي‌رغم اين كه اين شهر بسيار كوچك است اما افراد بسيار تحصيل كرده وخوش‌ذوقي در آن پرورش پيدا كردن.
نويد جان!(10)
تا دامغان از تهران چند ساعتي بيشتر نيست. جاده ي دامغان تا انارك هم خيلي خوب شده. ما زياد توكوير پيش نرفتيم در واقع با ماشين ما (پاترول) خيلي نمي‌شد تو كوير جلو رفت.بايد يا با موتوربريميا با شتر يا جيپهاي مخصوص صحرا. در سفرهاي قبلي خيلي جلوتر رفتم. يكياز همراهنمان كه با شتر تا مركز كوير رفته بود.
علي جان!(11)
متشكرم.
سينا جان!(12)
اولا كه التماس دعا! در ثاني به تو همكه اين‌جا خيلي خوش‌گذشت و چشم ما را دورديدي كلي شلنگ تخت انداختي! 
مينا جان!(13)
آي گفتي؟ آسمان كوير در شب فوق‌العاده است.اگه دست دراز كني مي‌تونيستاره‌ها را بچيني!
امير جان!(15)
منهممدتي در بندرعباس كارگري كردم.البته مدت كوتاهي در همان سالها! اميدوارم يه بار كه اينجا اومدي با هم بريم.
مهيا جان!(16)
خوشحال شدم كه تونستم تووساير دوستان را در شادي‌هاي اين سفر شريك كنم.
حكومت‌ها وقتي به پايانشون مي‌رسن شروع ميكنن به اغراق! شاه ادعاي خداي ميكرد اينها هم كه ادعا ميكنند خدا نماينده ولايت فقيه در كائناته!
شراگيم جان(20)
مرسي عزيز! راستي به هاله درست وحسابي گفتي غلط كردم!؟ زياد هم كوتاه نيا هاله مهربانتر از اين حرف هاست!
مشاطان عزيز!(21)
تعبير زيبايي بود! مقاومت وعظمت.كوير بزرگي دريا را داره بدون ادعاي آن!
ترانه جان!(22)
بدجنسي نكن! بگو تا ما هم بخنديم!
زيتون جان!(23)
برام جالب بود كه شهر مذهبي مانند دامغان درست مثل ميدان محسني تهران بود! والنتاين يه گوشه‌اش هم نمي‌شه!
بنفشه جان!(24)
متوجه نشدم چه حيوني بود.به محض اين كه فهميدم خبرت مي‌كنم!
خشيار جان!(25)
آره خيلي خوب شد رفتم. شديدا بهش نياز داشتم.
نسرين جان!(26)
والا اين آي‌اس پي‌ها براي صرفه جويي از كش استفاده مِي‌كنند. راه حل‌اش هماينه كه از كنترل اف‌5 استفاده كني! وقتي سايت اومد و احساس كردي به‌روز شده اما مطلب قديمي را نشون مي‌ده كنترل اف5 را بزن درست مي‌شه.
پويان جان!(28)
خوش حال‌ام كه همسفر شدي.
رويا جان!(31)
متاسفانه در سمنان نمانديم وفقط عبور كرديم! حالا به خاطر تو همكه شده يه بار ميرم سمنان وعكس ميگيرم.طلب‌ات!
آنتي لاريجاني عزيز!(32)
وب‌لاگ خوبي داري حتما بهت لينك مي‌دم.اما دوست عزيز لاريجاني حداكتر تا سه ماه ديگه عوض مي‌شه اونوقت تو هم بايد اسم وب‌لاگتو عوض كني!
متين جان!(36)
اميدوارم بتوني زاغ‌بور وهوبره را از نزديك ببيني فوق‌العاده است. فكر كنمخونه‌ي يغماي جندقي را گفتي. خانه زيبايي بود كه ويران شده بود ومتاسفانه ميراث فرهنگي هم هيچ كاري براش نكرده.


khers mehrban 1:10 @ Sun, 7 Mar 04

سلام بر شبح و دوستان / دوست ناديده عزيز شماره ۳۴ که احتمالا شماره ۳۳ مهران محجوبی عزیز می باشد . بی انصافی هم حدی دارد . ایا اینگونه بود . که نبود . مصدق هر عیبی که داشت حداقل بر حزب توده و چپ که زیاد سخت نگرفت حزب توده و جنبش چپ در زمان مصدق در اوج فعالیت خود بود . دوست عزیز مصدق شازده بود از خانواده اشراف بود در ۱۷ سالگی مستوفی شد در ضمن هیچوقت هم ادعا نکرد که یک فعال چپ ضد امپریالیست یا مدافع طبقه کارکر هست .ولی قطعا ان توهین و دشنام ها که شما نثار ایشان می کنید هیچکدام هم درست نیست . شاید مصاحبه با ایرج اسکندری در اوایل انقلاب در تهران مصور را بیاد بیاورید که البته بعدا حزبی ها پیر مرد را مجبور کردند تکذیب کند که تهران مصور هم نوار ان را منتشر کرد . اسکندری می گوید یک بار به مصدق گفتم که اخه ایران حریم امنیت شوروی هست و مصدق هم گفت که ایران فقط حریم امنیت ایران است . دکتر مصدق از سیاستمدارانی هست که با وجود اشتباهاتش برای همیشه نامش با احترام یاد خواهد شد


manochehr 23:38 @ Sat, 6 Mar 04

دوستان عزيز.
يک تاکيد مجدد درمورد "توماری برای رهايی کبرا رحمانپور"(در وب لاگ شبح سمت راست)٫لطفا وسيعا اين ليست را امضا کنيد و به ليست لينک دهيد. تا العان فقط ۷۳۶ نفر امضا کرده اند!!!!! در جامعه ۷۰ ميليونی که همه از اسلام زخمی هستند٫فقط ۷۳۶ نفر مخالف اعدام اين انسان شريف هستند؟


matin 23:28 @ Sat, 6 Mar 04

اون پرنده و اون خونه خرابه رو دوس داشتم...


manochehr 23:16 @ Sat, 6 Mar 04

۳۴ از من بود.منوچهر.


23:15 @ Sat, 6 Mar 04

جوانان عزيز.
گول اين ملی -مذهبی ها را نخوريد که سالها سر شما را کلاه گذاشتند.مصدق يک انسان ارتجاعی و سلطنت طلب بود٫ضد زن و ضد حقوق برابر برای زنان.اين روايت توده ايها و اکثريتيها است که از اين موجود ارتجاعی می خواهند بت بسازند٫البته اين خاصيت اين طيف ارتجاعی است که از هر موجود ضد بشر يک ضد امپرياليست بسازد٫يادمان نرود که همين طيف توده ای٫ اکثريتی دنبال خط امام٫خمينی٫خلخالی٫خاتمي و....بود.مصدق يک انسان مرتجع وضد زن بود.


مهران محبوبی 22:58 @ Sat, 6 Mar 04

مصدق آخوند زاده ای که شاهی دو آتشه بوده و از سر قضا جو دوران اش که ملی شدن ها در همه کشور ها رايج بوده قرعه به نام اش افتاد که قهرمان ملي اسلامی ها ی وطنی شود!
مصدق دارای نظرات کاملا ارتجاعی بوده است که هيج بلکه در امر کنار زدن زنان از حق رای انتخابات قدم پيش گذاشت و لايحه ای که به مجلس زمان نخست وزيری اش رفت را وتو کند و مانع اين حق طبيعی زنان در حق رای در انتخابات شد!
ثروت نفت به جيب هر کس برود ملی و غيره ملی به جيب مردم نرفت و نخواهد رفت تا وقتی که اين ملی مذهبی ها و سلطنت طلبانی که گلوی مردم را در هر زمانه در دست داشته باشند! سالگرد مرگ ايشان را به همين ملی مذهبی ها و سلطنت طلب ها تسليت می گويم!


ANTI LARI JANI 22:47 @ Sat, 6 Mar 04

ببخشید اگه میشه به من سر بزنین و اگر لایق بودم بهم لینک بدین
! انتی لاريجانی !!! www.antilarijani.blogspot.com


roya 21:57 @ Sat, 6 Mar 04

سلام. رسیدن به خیر. ممنون از عکسها. کاشکی از سمنان هم عکس میگرفتی. من آخه یه ۱۵ سالی سمنان زندگی کردم.


aanhamani 21:55 @ Sat, 6 Mar 04

دوست عزيز ۲۷#
با اين که توده ای يا اکثريتی نيستم با اين حال تسليت شما را میپذيرم.


ارنستو چه گوارا 21:13 @ Sat, 6 Mar 04

آيا کسی باور ميکرد -پير مردی آرام و نه خيلی شجاع واشرافزاده ای از قاجار بزرگترين حرکت ضد امپرياليستی خاورميانه را در دهه ۵۰ ميلادی به موفقيت برساند . يادش گرامي


pouyan 20:31 @ Sat, 6 Mar 04

عجب سفری بردی مارا!
مرسی.


19:44 @ Sat, 6 Mar 04

درگذشت مصدق بورژوا را به تمامی تودی ايها و اکثرييتها تسليت می گويم.


nasrin 19:28 @ Sat, 6 Mar 04

شبح جان ٫ مرسی از عکس ها و توضيحاتت خيلی جالب بودن . ولی عجيبه چند ساعته که من هروقت روی آدرست کليک می کردم که صفحه باز بشه ٫ صفحه باز می شد ولی مطلب قبل ميومد ٫ الآن هم اول رفتم وب لاگ هاله و از اونجا از طريق لينک اومدم اينجا. دليلش چی می تونه باشه ؟


kHASHAYAr 19:07 @ Sat, 6 Mar 04

دیدی خوب شد رفتی !


بنفشه 17:23 @ Sat, 6 Mar 04

WoW! عجب اون جای پاها کوچيک بودند ها! يعنی برای چه حيوونی بودند؟! عکس‌ها همه‌شون جالب بودند.. :)


زیتون 17:16 @ Sat, 6 Mar 04

عکسهای خیلی قشنگی بودن..همیشه به سفر:)

رد پای اون پرنده هه روی ماسه(شن) خیلی بامزه بود..
تاسوعا عاشورا در بعضی مناطق تبدیل شده به والنتین ایرانی ها..


ترانه 17:11 @ Sat, 6 Mar 04

شبح عزيز !

دارم غش غش، غش غش مي خندم.
جات واقعن خالي كه ببيني!!

اما چون ما رو زياد چشم براه داشتی، تا شب يا فردا جريان را تعريف نمي كنم! البته تا اون وقت همش مي خندم!!
............


مشاطان 16:37 @ Sat, 6 Mar 04

در لحظات تصمیم گیری است که زندگی ما شکل میگرد ! کویر بهترین طبیعت رو داره به روح عجیبی میده ، شاید روح مقاومت !


شراگيم 16:36 @ Sat, 6 Mar 04

آهان...نه...اومد...عالی بود شبح جان...:)


شراگيم 16:31 @ Sat, 6 Mar 04

اين عکسها که نصفش بيشتر نيومد...!!!:((


روشن 16:29 @ Sat, 6 Mar 04

اعتصاب سراسري معلمان اغاز شد

بر اساس گزارشهاي رسيده, اعتصاب سراسري معلمان مطابق اعلام قبلي تشکلهاي صنفي فرهنگيان از امروز شانزدهم اسفند اغاز شد. معلمين زحمتکش و تحت ستم در دفاتر مدارس ماندند و از حاضر شدن سر کلاسها خودداري کردند. برپايه گزارشهائي که تا کنون از شهرهاي تهران , اصفهان , شهرضا, اروميه , کرمانشاه و تبريز رسيده است عموم معلمين بطور يکپارچه در اين اعتصاب شرکت کرده اند. برخي گزارشها نشان ميدهند که در تعدادي از شهرها از جمله رشت معلمين اعلام کرده اند که از روز سه شنبه به اين حرکت سراسري خواهند پيوست.


mahya 16:17 @ Sat, 6 Mar 04

سلام بر شبح گرانقدر کوير رفته و کويری ...زين پس زندگی را زيباتر می بينی ...اگه بودنی من خودم به شخصه چقدر عاشق کويرم !!! خوب جايی رفتی ..خوب ... و چه خوب کردی که نوشتی که بسی حال کرديم انگار که خودمان آنجا بوديم :) راستی شبح جان ديروز روی يه ديواری ( خواستی بگو آدرس بدم ) يه چيزی خوندم که تا شب داشتم می خنديدم ... بگم تو هم بلکه يه کم بخندی ! انی سلم لمن سالمکم خامنه ای و حرب لمن حاربکم خامنه ای !::)))) داشته باش . قراره به زودی يه دعای کميل هم در مدح ايشون نوشته بشه ...


mahya 16:17 @ Sat, 6 Mar 04

سلام بر شبح گرانقدر کوير رفته و کويری ...زين پس زندگی را زيباتر می بينی ...اگه بودنی من خودم به شخصه چقدر عاشق کويرم !!! خوب جايی رفتی ..خوب ... و چه خوب کردی که نوشتی که بسی حال کرديم انگار که خودمان آنجا بوديم :) راستی شبح جان ديروز روی يه ديواری ( خواستی بگو آدرس بدم ) يه چيزی خوندم که تا شب داشتم می خنديدم ... بگم تو هم بلکه يه کم بخندی ! انی سلم لمن سالمکم خامنه ای و حرب لمن حاربکم خامنه ای !::)))) داشته باش . قراره به زودی يه دعای کميل هم در مدح ايشون نوشته بشه ...


امیر 15:50 @ Sat, 6 Mar 04

شبح جان دستت درد نکند واقعن صفا کردم و بیاد سالهای خیلی دور و سفرهای این چنینی خودم افتادم !!
از اکثر این مناطق گذشته و بیشتر و گسترده تر از سفر تو در این نواحی گشته ام البته نه به شیوه توریستی بلکه بیشتر به بهانه کار در این مناطق و به علت فرار از دست جلادان وقت جمهوری اسلامی، جالب است برایت بگویم که در سالهای ترور و دستگیری ... پروژهای ساختمانی و صنعتی تمامی این مناطق تا استان هرمزگان و پایین تر تا مرز پاکستان و ... تمامش در رفته های مجاهد، حزب دموکرات و سازمانهای چپ بودند!!


سينا هدا 15:09 @ Sat, 6 Mar 04

شبح جان!
اصلاح اشتباه.
زياده گويي كردم در كامنت قبلي(۱۲) امسال را امثال تايپ كردم.اگه اهل ويرايشي يه حالي بهش بده.ممنون.


mina 15:06 @ Sat, 6 Mar 04

از آسمون کویر نگفتین.......


سينا هدا 15:04 @ Sat, 6 Mar 04

سلام شبح عزيز!
رسيدن به خير!
مثل اينكه هر چي پيش ميره اين عاشورا و تاسوعا بهونه ميشه واسه حال و صفا و خوشگذروني.
خب از مكتبيهاي دو آتشه هم بپرسي هر سال دعا ميكنن امسال مورد عنايت قرار بگيرند و چشمانشان به اشك خيس شود و با تلطيف روحشون حالي ببرند از اين ضيافت كربلا.
اوندفعه هم كه زدي به سرخ حصار و خجير.
بدنگذره شبح جان!
ما كه بخيل نيستيم ولي باوفا همه ش تنها خوري؟
به هرحال اميدورام تو هم از اين ضيافت حال و حولي برده باشي.

نكنه امثال عيد اين دعا رو خونده باشي؟
....
يا مدبرالحول و الاحوال!
حول حالنا الي احسن الحال!
باوفا!...التماس دعا!


ali 14:55 @ Sat, 6 Mar 04

البته من ؛ ادامه را نديده بودم که برايتان پيغام گذاشتم ... الان که عکس ها را ديدم متوجه شدم نيازی به انتظار نيست چرا که زحمت آن را کشيده ايد .... واقعا عکس های جالبی بودند ... موفق باشيد ....


نوید 14:50 @ Sat, 6 Mar 04

شبح جان دستت درد نکنه ولی دلمو کباب کردی چه جای قشنگيه اونجا حدودا چقدر طول کشيد تا به اون کويره رسيدين ؟
شبح جان عکساتم خيلی ۲۰ بود فکر کنم چند بار در روز اين عکسا تو بيبينم .


ali 14:48 @ Sat, 6 Mar 04

با درود ... منتظر عکس ها و يادداشتهايتان هستيم ...در ضمن ممنونم که گزارش سي و هفتمين سالگرد درگذشت دکتر مصدق را لينک داده ايد ...اميدوارم هميشه موفق و شادکام باشيد ...


اسد 14:41 @ Sat, 6 Mar 04

شبح گرامي،
رسيدن به خير و ممنون به خاطر اين سفرنامه مفصل! با عرض شرمندگي من هميشه فكر مي كردم هوبره حيوان پستاندار است:)
عكس ها هم عالي بودند و عجب صفحه جالبي داره انارك!


m 14:07 @ Sat, 6 Mar 04

خیلی جالب بود ازهمه نظر.مرسی


آواي زمين 13:51 @ Sat, 6 Mar 04

خوش به حالت... تو اين فصل احتمالا هوا هم خيلي عالي بوده اونجا... البته بوشهر هم هوا محشره...سفرنامه ي بسيار جالب و آموزنده اي بود:)


هوشنگ 13:41 @ Sat, 6 Mar 04

دست مريزاد. عکس های جالب و ديدني آورديد. خوب صفايي کرديد، خوش به حالتان.


روشن 13:41 @ Sat, 6 Mar 04

چه عکسهای قشنگی ... هم از حيث محتوا و هم از حيث کيفيت واقعا عکسهای عالی هستند ... اگه اجازه بدی يه خورده به کادر‌بندی‌ گير ميدم ... اگرچه نقطه ضعف اصلی خودم هم همينه ... راستی قديمها يه ضرب‌المثلی بود. رطب خورده منع رطب ... بقيه‌ش يادم نيست. ولش کن D:


هاله 13:38 @ Sat, 6 Mar 04

خيلی خنکی روشن ! من فکر کرده بودم خودم اول شدم.


هاله 13:37 @ Sat, 6 Mar 04

آخی شبحی ناز ... دلم آب شد. کاش منم بودم. البته مثل خودت لابد ترو فرز نيستم که از ديوار راست بالا برم و گوشت شکار (ای بی رحم) بخورم اما ... پا به پات می آمدم. شايد زمانی ...


روشن 13:36 @ Sat, 6 Mar 04

من از اينهايی که لوس‌بازی در می‌آرن و ميگن اول شدم ، نیستم !!!






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1311
تعداد نظرات: 25802
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: september 4, 2010 07:04 pm


از کجا آمده‌اند؟