یکشنبه، 3 اسفندماه 1382 | February 22, 2004

ما پيروز شديم اما نبرد هنوز آغاز نشده است.

شوی که به نام انتخابات مجلس هفتم با کمک صدا و سيما به راه افتاده است آخرين پلان‌های‌اش روبه اتمام است. اين شو که تعداد بازی‌گران وتماشگران‌اش برابر بود خود به‌خوبی نمايش مضحکه‌ی پارلمانتاريسم در نظامی توتاليتر رو به زوال است. مردم در شهرهای مختلف از بوکان و مريوان در ايزه و دهدشت و بلوچستان و گناوه و بوشهر... از غرب تا شرق از شمال تا جنوب برعليه اين شوی مضحک به خيابان ريختند و چند شهر حکومت نظامی اعلام شد. اما در تهران اين تحريم و عدم شرکت شکل بسيار رسوایی بخود گرفت. هر چند تقلب انتخاباتی بسيار مشهود است اما با توجه به همين آمار معلوم می‌شود که اکثريت قاطع مردم تهران و بسياری از شهرستان‌ها و روستاها به اين شو مسخره نه گفتند.
بررسی آمار تهران بسيار جالب است. در اولين ليست ارائه شده توسط وزارت کشور که از شمارش 313 صندوق حاصل شد است. با احتساب 3452 صندوق در کل اين حوزه 9.1 درصد آرا در اين گزارش آمده است. تعداد آرای ريخته شده 74576 اعلام شد و با اين حساب کل فقط 18.3 درصد در انتخابات شرکت کرده‌اند. اما در چند ساعت بعد با شمارش 591 صندوق ناگهان تعداد شرکت کننده‌گان به رقم 205728 يعنی حدود 26.7 درصد تغيير کرد که بهيچ‌وجه قابل قبول نيست و نشان از تقلب دارد اما اگر همين آمار دوم را هم ملاک محاسبه‌ی خود قرار دهيم نتيجه بسيار جالب است.
کل شرکت کننده‌گان در حوزه انتخابيه تهران، ري ، شميرانات و اسلام شهر تقريبا يک ميليون و دويست هزار نفر يعنی حدود 26 درصد واجدين شرايط در انتخابات اين حوزه شرکت کرده‌اند و آقای حداد حادل نفر اول 480 هزار رای يعنی حدود يازده درصد و نفر سی‌ام 21 هزار رای يا کمتر از 5 درصد آرای واجدين شرايط را به خود اختصاص داده اند.
فراموش نکنيد در دوره‌ی قبل علی‌رضا رجايی بعد از باطل شدن صندوق‌های بسياری با 800000 رای به مجلس راه نيافت! مجموع آرای تمام سی نماينده تهران در اين انتخابات فقط کمی بيشتر از رای محمد رضا خاتمی در مجلس ششم خواهد بود!
اين اگر رسوايی نيست پس چيست؟
توجه داشته باشيد تمام آمارهای فوق يا مستقيم از آمار ارائه شده توسط وزارت کشور نقل شده است و يا با محاسبه‌ی ساده‌يی به‌دست آمده است. (من خيلی سرانگشتی و با شتاب اين محاسبات را انجام دادم دوستان می‌توانند يکبار آن را چک کنند!)
به هر حال پيروز شديم و بايد اين پيروزی سکوی پرشی باشد برای پيروزی‌های بعدی.
پی‌نوشت: الان متوجه شدم به دليل عجله در محاسبه اشتباه کرده‌ام من همان‌طور که نوشته‌ام واجدين شرکت در انتخابات را 4.5 ميليون نفر در نظر گرفته بودم اما الان در سايت وزارت کشور ديدم تعداد واجدين شرکت در انتخابات 6047572 نفر است با اين حساب درصد کسانی که در انتخابات مجلس هفتم در تهران و شهر ری و شميرانات شرکت کرده‌اند بدون در نظر گرفتن آرای باطله و تقلب سيستماتيک در هنگام رای‌گيری تنها 13.7 درصد می‌شود.
تصور می‌کنم اين عدد با مشاهدات ما هم‌خوانی دارد يعنی حدود 13.7 درصد در تهران و حومه شرکت کرده‌اند.

ايميلی از ره‌گذرثانی عزيز به دست‌ام رسيد که شايسته ديدم اينجا نقل کنم.
از رهگذرثانی بسيار عزيز تشکر می‌کنم.

باید به پیش رفت!

گرچه همراه با زمان، نگاه من به انسان و جهان دگرگون شده است و کوشش کرده‌ام تا بر شعورم بیفزایم، اما همواره تلاش کرده‌ام آتش شوری را که آزادی‌خواهی و عدالت‌طلبی در نسل من برافروخته بود، در دلم روشن نگاه دارم.
بی‌گمان برایتان پیش‌آمده است که به ناگاه، خاطره‌ای دور، که سال‌ها از ذهن‌تان نگذشته بوده، مانند چیزی که ساعتی پیش اتفاق افتاده است، به سراغتان می‌آید.
پایان این روزهای تب‌الود، در من خاطره‌ای از روزهایِ دور را بیدار کرد. دوست دارم با دوست آن را تقسیم کنم.

باید به پیش رفت
جنگید
تا آخرین گلوله
تا آخرین سنگر.

تسلیم؟
هرگز!

باید به خلق ایمان داشت
باید به خلق پیوند خورد.

باید چو ماهی در دریای خلق شناور شد
آن‌گاه
این ماهی‌یِ شناور در دریا را
هیچ تور صیادی
هرگز به چنگ نخواهد آورد.

باید به خلق
این حقیقت عریان را گفت
ترس عظیم دشمن این است
که او اسلحه بردارد.

باید برای ساختن فردا
هم‌دوش خلق جنگید
تا آخرین گلوله
تا آخرین سنگر.

باید به پیش رفت ...

تابستان 1352، انفرادی ساواک در پادگان 4 مشهد

February 22, 2004 04:54 PM | TrackBack

Damn 22:20 @ Wed, 5 Apr 06

Hi ! Your site is very interesting. Thank you.


مهشید 2:05 @ Thu, 26 Feb 04

شبح ۲۰۰ مگر در برنامه حزب آزادی زندانيان سياسی ذکر شده است ؟ اگر اينطور باشه خيلی جای سوال می گذاره..عجيبه من چندين سال پيش که خوندمش اينو نديدم (‌فکر کنم سال ۹۶ بود که خوندمش )


شبح 23:58 @ Wed, 25 Feb 04

به نظر من هم!
اين بند مربوط به زندانيان سياسي از سنخ ساير اصول نيست. نمی‌دانم چرا در منشور حککا آمده سات من که بار اول ديدم تعجب کردم.


شبح 23:39 @ Wed, 25 Feb 04

ترانه‌ي عزيز!(۱۹۶)
اين حرف‌ات هم زيباست هم مرتبط با بحث نمی‌دانم چرا فکر کردي نبايد در نظرخواهي مطلب آزادي بيان بنويسي‌اش؟
ضمنا ترانه جان دريا قبل از آن که با سيم‌خاردار به بند کشيده شود با ساحل به بند کشيده شده است و به همين دليل است که درياست!
موضوع ديالکتيکي است. آزادي بدون محدوديت آزادي نيست و ای کاش روزي به جامعه‌يي برسيم که ديگر آزادي در آن معنا نداشته باشد و در شعر و افسانه نيايد.


atash 18:12 @ Wed, 25 Feb 04

۱۹۵ کنجکاو ..
اين هم برای امروز هست هم برای فردا
گنجاندن آن یک نوع ضمانت عملی واجرائی برای همه گرو ه ها را در بر می گیرد .. همه می گوئيم قرار نيست فردا در های زندان را دوباره برای مردم باز کنيم اما اين فقط حرف است يک تعهد سياسی بايد پايش بنشيند .


Mahshid 12:10 @ Wed, 25 Feb 04

ای ددم وای..
اين آقای کنجکاو ۱۹۵ در يک مورد با من توافق داشت.
امروز آفتاب از کدام طرف در آمده است ؟


ترانه 5:34 @ Wed, 25 Feb 04

شبح عزيز و گرامی!
برای رعايت خواهش تو در پست آزادی بيان
نوشته خودم را اينجا می گذارم.
نمي دونم تا بحال متوجه شدي كه دريا را چقدر دوست دارم. دريا براي من تجسم زندگی، الهام بخش جوش و خروش/فراز و نشيب هستي است. من عاشق دريام!!
يك خواهر دارم كه نقاشي مي كنه و بعد از انقلاب يك تابلو كشيد از دريا كه در فاصله موجها سيم خاردار محصورش كرده بود.
گمانم بتونی ُدرد ُ لحظه تماشای اين تابلو را حس كنی.
دريا و حصار؟؟
گر چه كردند اين را هم!!
بيا آزادي را آزاد كنيم از هر قيد و شرطي!
بند ۳ بنظرم آزادي را ب بند مي كشد.
ترانه


کنجکاو 2:22 @ Wed, 25 Feb 04

آتش گرامی

"۲-آزادی فوری زندانيان سياسی"
اين بند دوم خيلی خنده دار است. اين جور است که ما يک سری آدم را به بهانه های سياسی زندان می اندازيم و تند و تند ( فوری) آنها را آزاد می کنيم. اين هم شد بند؟ اين هم شد کار؟
يا اين بندها می تواند برای امروز باشد و يا پس از سرنگونی حکومت اسلام و اگر اين دومی باشد، بند دوم خيلی خنده دار است.


کنجکاو 1:23 @ Wed, 25 Feb 04

سخت درمان جان!

رای بازی (انتخابات!!) را بگذاريم کنار. روز تاريخی بود و رفراندمی ناخواسته از سوی مردم به حکومت تحميل شد. مردم به حکومت با همه بالا و پايينش، چپ!! و راست اش، مصلح و متحجرش، "نه" گفتند. چشم به سوی آينده بدوزيم.


سخت درمان 1:15 @ Wed, 25 Feb 04

شنیده‌ام که يکی از اين سازمانها که به افراد پير و از کار افتاده مستمری ميداده (اسمش رو يادم نيست!) شايعه انداختن (شایدم واقعیت گفته باشن!) که هر کسی در انتخابات شرکت نکنه ديگه از مستمری خبری نيست.

ميشه از پيرمردان، پیرزنان، و افراد کار افتاده‌ای که اين مستمريها زندگيشون رو ميگذرونه خواست که از اين مستمری چشم پوشی کنن؟ معلومه که نه!

تازه شنيده شده اين دوره (بر خلاف تمامی دوره‌های قبلی!) در زندانها هم رای گرفته‌اند. کدام زندانی حاضره شکنجه بشه ولی رای نده؟ کدام زندانی حاضره شکنجه بشه ولی به ليستی که براش مخشص کردن رای نده؟


سخت درمان 1:06 @ Wed, 25 Feb 04

من عقيده دارم، اگه تو یه انتخابات تعداد شرکت کنندگان، تعداد شرکت نکنندگان(!)، تعداد آرای باطله، میزان رای یک جناح و یا نظر و ... بیشتر از 80% شد باید به اون انتخابات شک کرد.

یعنی یا اون انتخابات نشان از یک بحران داره (چیزی که در دوم خرداد 76 رخ داد) و یا نشان از تقلب! (چیزی که باز در دوم خرداد 76 در استان لرستان، امسال در استان کهگیلویه، و 12 فروردین 58 در سراسر کشور و ... رخ دادم.

من خودم به شخصه یه عده از مسوولین نظام با گرایش راست رو از نزدیک میشناسم، و باهاشون در تماسم. یه عده‌شون در انتخابات شرکت نکردن و دليلش رو نا عادلانه بودن انتخابات و رد صلاحيتها دونستن (حتی يکی از همين افراد با گرايش راست که تاييد صلاحيت شده بود انصراف داد)....


کنجکاو 0:59 @ Wed, 25 Feb 04

مانيفست!! کنجکاو!

m جان حالت خوبه! من نمی دانم اين برداشت از چپ را از کجا به دست آورده ايی اما برای من يکی اگر يک انقلاب بورژوا دمکراتيک هم در ايران به پيروزی برسد، کلاه خودم هيچ، کلاه تو را هم به جای تو به هوا می اندازم. آخه ما تنها چيزی نداريم بورژوازی، دمکراسی، بوروکراسی، حق شهروندی، قانون اين جهانی و هزار تا کوفت و زهر مار ديگر. تاره يک ايران آباد و آزاد هميشه به سود هم سايه گانش ( اين جدا نويسی هم اين بار به خاطر شبح بود) است.
اما با اين فرو پاشی و ورشکستگی ساليان دراز در آن کشور، دمکراسی سوسياليستی (نه سوسيال دمکراسی) می تواند سخنی برای گفتن داشته باشد. تنها چاره، به باور من، يک دمکراسی گسترده با اقتصاد سوسياليستی. ( می دانم در باره اين سخنان می توان زياد اله بله کرد. اما ببينيم چه می شود کرد!) . تو گمان مبر همه آدم های اين جا هموند ح.ک.ک هستند.

ناسيوناليسم؛
من خودم را يک ايرانی و در همان زمان شهروند جهانی می دانم. ايرانی بودنم برای اين است که درون مرزهايی که ايران کنونی در آن جا دارد روی خشت افتاده ام. ناسيوناليسم من هم درست آن نقطه ايی که چشم به جهان گشوده ام با شعاع 100/150 کيلومتر است، بنابر اين زياد هم ايرانی نيستم. جايی هم که دوست دارم در آنجا زندگی کنم بوتان و يا نپال است و نه تهران و تبريز يا نيويورک و لندن. بالاتر از اين ها، آن زمانی که من چشم به اين جهان گشودم مرزها تقسيم شده بود و هر مرزی را کشوری ناميده بودند و دولتی بر آن فرمان روايی می کرد و هيچکس از من نپرسيد که تو می خواهی ايرانی باشی يا نه؟. اما امروز که بزرگ شده ام گمان می کنم زادگاه ام را دوست دارم و مردمش را اگر چه بهترين و مهربانترين ها نيستند، اما به هررو دوست دارم. اين را نه تو و نه ح.ک. ک می تواند از من بگيرد.

_ ترانه جان من دارم نوشيدنی سرد (توی اين هوای خنک برفی) را که تو سپارش کرده بودی بودی سر می کشم.


شبح 0:41 @ Wed, 25 Feb 04

دوستان با شرمنده‌گي از شانس بد امروز پرکارترينروزهفته‌ي من از ۹ صبح تا ۹ شب سر کار بودم. تا اومدم خونه وشام مختصري خوردم شد ده که نشستم اين مطلب آزادي بيان را نوشتم.
من فکرمي‌کنم يکي يکي اصول منشور مون رو طرح کنيم و روش بحث کنيم و تصويب کنيم!
بعد براي امضا جمع کردن واظهار نظرهاي بعدي منتشر کنيم.


ترانه 0:23 @ Wed, 25 Feb 04

m عزيز ۱۸۸
جواب من بيشتر از خودم شروع مي شود.
جايي كه زندگی می كنم برام اهميت داره خوبی يا بدی قوانينش تاثير مستقيم در زندگی روزمره من داره كه شهروندش هستم و بايد در جامعه آن نيز فعال باشم كه هستم گمان می كنم دوستان ديگر هم اين نوع فعاليت ها /مبارزات را دارند. شايد احتياجي نباشد كه بگويم در سوئد ما/ كسانيكه از ايران آمدند چقدر در گير مسائل سیاسی اينجا هستند و چه تاثير مثبتي هم دارند .در مسايل جهاني مربوط به جغرافي جهاني هم بهمين نوع مبارزاتي انجام مي شود مسأله عراق ، افغانستان، فلسطين و .....
ايران هم براي من مستثنا از اين قاعده نيست سواي اينكه من بخاطر فعاليتهام مجبور به تركش شدم و مي بينم روز بروز وضعيت بدتري را مي گذراند. می دانم در اينجا كه هستم، مي توانستم زماني با افشاگری ج.ا. و زماني با جلب حمايت اتحاديه و ارگانهای بين المللی توجه اين جامعه را به آنچه در ايران اتفاق مي افتد معطوف كنم و در نهايت بهترين ارزو های زندگی بهتر را برای مردمش بخواهم.


m 23:37 @ Tue, 24 Feb 04

ببخشيد من يک سوآل برام بوجود آمده .اينکه از نظر دوستان چپ آنچه که مهم است انقلاب کارگری و جامعه بی طبقه و ديکتاتوری پرولتاريااست و بسيار هم انتر ناسيونال فکر می کنند بطوری که اگر کسی اسم ايران را بياورد زود با انگ ناسيوناليسم تمام نظراتش را مردود می کنند . حال سوآل من اين است که برای شما که اين اهداف را داريد و اکثرا هم ساکن خارج از ايران هستيد چرا اين اهداف را در همان کشورها يا يک کشور ديگر مثل افغانستان دنبال نمی کنيد مگر خدای نا کرده ناسيوناليست هستيد که می خواهيد اين کار ها را در ايران انجام دهيد . برويد دنبال عقيده تان در همان جايی که هستيد . يا مثلا برويد اين تشکيلات را در افغانستان يا عراق يا هر جای ديگری به منصه ظهور بگذاريد.
ما ايرانی ها ديکتاتوری نمی خواهيم ما ايران آزاد را می خواهيم . ديکتاتوری دينی و کمونيستی هر دو دو روی يک سکه هستند


مهران محبوبی 23:32 @ Tue, 24 Feb 04

مهشيد ۱۸۲
حين ترتيب منشور هستيم ولی برای اينکه جوابی هم کوتاه به شما داده باشم : يک سری نظراتی که در تعریف انسان و دنیای اطراف اش از انسجام کافی برخوردار باشند را می شود ایدولوژی نامید.
هيچ ايدولوژی تفدس ندارد چون اگر چنين تقدسی را جايز بشماريم خط بطلان کشیدن به نيروی ذهن انسان برای رسيدن به يافته های جديد خواهد بود!
بنا بر همين مبنا سکولاريزم و لایتسه چون نظرات منسجمی در اين تعاريف داده اند و این کارشان را با نفعی مذهب به سرانجام رساندندمی توان بعنوان ايدولوژی آنهارا قبول کرد! سکولاريسزم و لايتسه های تقلبی دست در دست مذهب سکولاريسزم و لايتسه نيستند!
من فکر کنم بند ۲ که مربوط به آزادی زندانيان سياسی می شود به تمرين دمکراسی که شما نظر داريد بهم ربط داشته باشد! شما از اين منشور يک نوع تمرين دمکراسی نظر داريد نه يک پراتيک مبارزاتی حی و حاضر و متعهد شدن به آن !
من شخصا فکر می کنم شما در اشتباهيد و بیشتر کسانی که در اين همه پرسی شرکت می کنند چنين تمرين دمکراسی را قبول ندارند! بلکه تعهدی است که می خواهيم به آن داشته باشيم تا نگذاريم يکی از وسط راه برسه و يک مرتبه مثل زمان خمينی بگويد اين همان دمکراسی است که نظر داشتیم آن موقع ها که داشتیم از این حرف های خوب خوب می زدیم تمرين اش را می کرديم ولی الان خود خود دمکراسی است و شما لطقا برويد زندان بخاطر عقايد سياسی اتان که جون شما اين عين دمکراسی است !
پس بند ۲ آزادی زندانيان سياسی به همين خاطر که یک جنبه کنکرت مبارزاتی به این منشور می دهد و تنها يک عده آدم را در عروسک بازی تمرین دمکراسی سرشان را گرم نکرده ايم!


ترانه 23:12 @ Tue, 24 Feb 04

دوستان هم پيمان بيانيه آتش ۹۹/منشور وبلاگی موافقيد با هم بريم يك نوشيدنی گرم/سرد بنوشيم؟


نوید 22:42 @ Tue, 24 Feb 04

لطفا اسم منم بنويسيد :-)


atash 21:35 @ Tue, 24 Feb 04

مهشيد جان ..همان ۵ بند است .. ببخشید اشتباه لپی بود گفتم ۴ :)


ترانه 21:30 @ Tue, 24 Feb 04

نويد جان ۱۸۱ ثبت نام يادت نره ؟؟؟؟


مهشید 21:29 @ Tue, 24 Feb 04

آقای محبوبی ...۱۶۵
من نپرسیدم که ایدئولوژی شما چیست. من پرسیدم که مفهوم ایدئولوژی را برای من توضیح بدهید . وقتی که به سکولاریسم ایدئولوژی می گویید فکر می کنم مشکل اینجا باشد که اصولا در مورد مفهوم ایدئولوژی با هم تطبیق نداریم .. این که ایدئولوژی من چیست فکر نمی کنم به این مبحث مربوط باشد. همانطور که یکی از درخواست ها آزادی مذهب و بی مذهبی است بنابراین در داشتن ایدئولوژی باید آزاد باشیم و دلیلی بر این وجود ندارد که بیاییم و اینجا از ایدئولوژی خود حرف بزنیم. در جای دیگر شاید لازم باشد. اما اینجا من ضرورتی نمی بینم.

۱۷۸ آقای محبوبی .. وقتی که می گویی اگر دوستی کج بزند مهم نیست یعنی چه دوست من ؟ کی اینجا تعیین می کند که کی کج می زند ؟ و کی راست می زند. کی خط کش میگذارد و راستی ها و کژی ها را مشخص می کند؟
آقای محبوبی..بحث ساده ای دارد پیش می رود. قصد تعیین حکومت آینده در ایران نیست. قصد فقط بیان آرزو ها و آمال ماست و قدری تمرین دمکراسی....همین ..نه بیشتر از این ..


آتش عزیز ۱۶۷
نه آتش جان..حرف من عمومی بود. وقتی می گویم من در نظام انسانی ...یعنی که به نظر من در نظام انسانی ضرورتی ندارد که از آزادی زندانی سیاسی صحبت کنیم. خود به خود مسئله منتفی است. این به معنی آن نیست که دیگران چنین خواسته ار نداشته باشند. بلکه عمومی گفتم.
اگر واقعا می خواهید مسئله آزادی زندانی سیاسی را در آن بگذارید من حرفی ندارم.. با اینکه چند بار گفتم درست فرموله نشده است و منطق چیز دیگری را حکم می کند اصراری بر آن نمی کنم.
اما تو گفتی چهار بند..در ۱۲۳ ۵ بند است..من با آن پنج بند هم مخالف نیستم ها ...ولی بالاخره ۵ یا چهار ؟ و اگر قرار شد ۴ تا بشه..کدام را بر می داری؟


نوید 21:21 @ Tue, 24 Feb 04

دستتون درد نکنه عجب بیانیه ای فکر کنم این همون چیزیه که می تونه همهء مبارزا رو کنار هم جمع کنه شبح جان فکر کنم دیگه نبرد داره آغاز میشه . موافقی ؟
من وبلاگ نویس نیستم ولی از بیانیه تون خیلی خوشم اومد منو یاد این شعر خسرو انداخت :
باید که دوست بداریم یاران !
باید که چون خزر بخروشیم .
فریاد های ما اگر چه رسا نیست
باید یکی شود .
باید تپیدن هر قلب اینک سرود ،
باید سرخی هر خون اینک پرچم ،
باید که قلب ما
سرود ما و پرچم ما باشد .
باید در هر سپیدهء البرز
نزدیکتر شویم
باید یکی شویم
اینان هراسشان ز یگانگی ماست ...


مهران محبوبی 20:57 @ Tue, 24 Feb 04

منظور اگر دوستی هم کج بزنه مهم نيست ولی ابراز نظر کردن اش که خصيصه خوبی است را ادامه دهد!


nasrin 20:57 @ Tue, 24 Feb 04

شبح و کنجکاو عزيز هم به طور ضمنی موافقتشان را اعلام کرده اند .


مهران محبوبی 20:54 @ Tue, 24 Feb 04

نانا ۱۷۲
ما داريم به چيز هايی می رسيم خیلی هم امید وار کننده است!
در اين بحث منشور آتش اخلال گری تا بحال نيامده است! اين قدر اين بحث شفاف است که خود ش چنين اجازه ای را نمی دهد!
اگر هم دوستی کج می زند با توضيح کوتاهی بحث به جای اصلی اش می رسد! ابراز نظر کردن و شرکت در يک مبارزه حی و حاضر خصيصه ای بسيار نيکوست که کج زدن ها هيج موقع نبايد جلوی اين خصلت خوب را بگيرد! بقول آتش منتظر احظار نظر شما و بقيه دوستانی که سکوت کرده اند هستيم!


20:50 @ Tue, 24 Feb 04

به اضافه نانا .. ۱۰ نفر


atash 20:49 @ Tue, 24 Feb 04

نا نا جان تو هم خوش آمدی ....

دوستانی که تا کنون منشور يا پلاتفرم وب لوگي را امضا ء کردند

۱- ترانه
۲- نسرين
۳-منوچهر
۴-مهشيد
۵-مهران
۶-ارنستو
۷-هاله
۸-اقبال
۹-آتش
اگر نامی از قلم افتاده است اعلام کنيد


nana 20:42 @ Tue, 24 Feb 04

اتش عزيزم

اری نام مرا هم اضافه کن .


آتش 20:40 @ Tue, 24 Feb 04

نانا ۱۷۲در مورد منشور وب لاگی نظرت چيست؟ ايا آن را قبول داری ؟ اسم تورا هم اضافه کنيم؟


pouyan 20:38 @ Tue, 24 Feb 04

کاش اين بحثهای تو نظرخواهيت يه جوری ثبت و ضبط ميشد.چون بعضی موقع ها اصل مطالب اينجا زده ميشه!


nana 20:36 @ Tue, 24 Feb 04

دوستان عزيزم

همانطور که بارها و بارها گفته ام با شما هستم و خواهم بود تا الی اخر .
از اين امکان بحث و گفتگو با تمام توان محافظت کنيد و دست در دست اخلالگران را طرد نمائيد . اين قدم اول است .
پاينده و پيروز باشيد .


مهران محبوبی 19:46 @ Tue, 24 Feb 04

نسرين ۱۶۹
حالا که اينطور شد بگويم که اطلاعت سیاسی من از شما هم نمی توانه بيشتر باشه ولی در يک چيز با هم مشترکيم و اين همان ابراز نظر سياسی است !


مهران محبوبی 19:42 @ Tue, 24 Feb 04

آتش ۱۶۷
۵ بند بود ! در ضمن نگاهی به منشور آزادی های مردم ایران از طرف حزب کمونیست کارگری را اینجا آوردم خودتان قضاوت کنید!
کمونیست کارگری ۲۵ سال سکوت نکرده است کسانی که سکوت می کنند اتفاقا باید پرسید چه جوابی می دهند! کسانی که با همین سکوت ها یک مرتبه نقشه پارلمان خارج کشور را از آستین اشان در می آورند باید پرسید که نظرشان چیست!


nasrin 19:40 @ Tue, 24 Feb 04

مهران محبوبی عزيز ! (۱۵۵)
من کی گفتم سياسی نيستم ؟
من از اول گفتم که مطالعات عميق سياسی ندارم و از سياست خيلی کم ميدونم .
باز هم همينو مي گم من واقعا اطلاعاتم از سياست کمه به همين دليل نه وارد بحث های ايدئولوژيک می شم و نه وقتی در مورد تاريخچه احزاب يا افراد سياسی صحبتی می شه اظهار نظر می کنم . ولی در مورد آنچه که در دنيای اطرافم ميگذره بی تفاوت نيستم و با علاقه و کنجکاوی تا حد ممکن دنبال می کنم .
تازه اگر سياسی نبودم اينجا چکار می کردم ( منظورم وب لاگ شبح عزيزه ) ؟ به اندازه کافی وب لاگ های غير سياسی جذاب و خوب وجود داره ٫ که البته گاهی به اونها هم سر می زنم !
ولی حوب دليل اينکه من مشتری دائم اينجا هستم ٫ هم مطالب خوب و آموزنده خود شبح و هم بحث هائی است که در پيرامون آنها صورت مي گيره .


کنجکاو 19:37 @ Tue, 24 Feb 04

نسرين گرامی!
هر گونه سازمان دهی و هم دلی/ هم بستگی کار درستی است، ما ايرانی ها پس از شکست های فراوان از سازمان دهی های حزبی و کشته های فراوان به ويژه پس از سال های 1360 از سازمان دهی گريزان بوده ايم و تنها حکومت توتاليتاريستی (توحيدی) اسلامی سود بر اين داستان بوده است. آن چه می تواند به هدف مان نزديک کند يک "جنبش" مردمی با پذيرش کمينه ها است. تا آنجا که من ديده ام اين بندها می تواند درست باشند، اما دوباره با دقت می خوانم و شايد نکته ايی به آن افزودم.


atash 19:29 @ Tue, 24 Feb 04

مهشيد عزيز..
هيچ انسانی برای نابودی خودش نقشه نمی کشد و در آن ذينفع نيست مگر انکه سرمايه آن انسان را اجیر ودر شيشه نگاه دارد .. برای خلاصی از بند وگسستن از آن بایدطبقات را از بين برد تا بتواند انسان به معنای واقعی درجامعه برابر این میل از خود بیگانگی اش رها ئی یابد اما حالا اين بحث اينجا نمی گنجد .

مهشيد جان می گوئی:
من در نظامی انسانی خواستار آزادی زندانی سياسی نيستم آتش جان.. این حرفت بطریقی می گوید دیگران پس هستند .. بخصوص انانی که می گویند جامعه باید انسانی باشد.. مگر در نظام انسانی قرار است زندانی داشته باشیم ؟؟ بحث در این مورد اضافه می باشد چون می دانم تو هم مثل ما این خواست را نداری .. تا راهروان نگاه داشتن همین دژ هست همچين اتفاقی نخواهد افتاد تضمین گننده آن هم ما هستیم من وتو ودیگری .. موضوع این است که ماباید بطور واقعی توانمندی های خود را باور کنیم ..
ما الان از نظامی که قرار است بعدها در انتخابات سیستم شورائی توسط فرستادگان نمایندگان خود در فردا تصمیمات اتخاذ کنندحرف نمی زنیم تاکید می کنم مهشيد .. یک پلاتفرم هست و در ۴ بند خلاصه شده . برای جلوگیری از انحرافات احتمالی اول باید دست هایمان را محکم وزنجیر وار بگیریم تا کسی نتواند مانع اجرا عملی این خواست ابتدائی واولین قدم ما شود حالا به نام پلاتفرم یا منشور ویا هر نام دیگر .. زندان سیاسی ازاد و رها ..اکنون .. فردا. واينده در ضمن با اضافه کردن (رعايت کامل تمامی حقوق انسانی بر اساس منشور جهانی حقوق بشر ). مشکلی نمی بینم
حزب کمونيست کارگری ايا با اين ۴ بند ما موافق هست يا نه ؟؟ مايلم نظر آنان را هم بدانم
۱۳۴ آنهمانی.. نظر تو چيست ؟ می بينم آمدی اينجا وفقط خواستی ببينی آن يکی در مورد اين يکی چه می گويد .. مثل اين می ماند که در يک سالن بزرگ همه مشغول بحث هستند ويکی داخل شود وفرياد بزند آهای ................ بچه ات بيرون صدات می زنه
خلاصه کومله ای ها .. سلطنت طلب ها از هر نوعش.. دمکرات ها به پلاتفرم سياسی بپيونديد ..
شبح استاد جرا چیزی نمی گوئی؟ انگار اینجا خانه توست ها!!!!!! هيچی نمی گوئی يعنی بريم !!؟ :)


ترانه 19:26 @ Tue, 24 Feb 04

نسرين جان ۱۵۲
آتش در ۱۴۶ توضيح قشنگ و درستی در مورد آزادی زندانی سياسی داد. وجود بند ۲خودش تاكيد به مثل است من با اين بند موافق هستم و بودنش بمراتب بهتر از نبودنش است.


مهران محبوبی 19:24 @ Tue, 24 Feb 04

مهشيد ۱۶۴
به پايه های هويتی انسان رسيد برای من ايدولوژي خودم است! ولی خوب برای ديگران اين پايه های هويتی چيز های ديگری است و من در اينجا برای همين بحث را ادامه می دهم ! شما بگوييد ايدولوژی شما چيست؟


Mahshid 19:17 @ Tue, 24 Feb 04

آقای محبوبی. ايدئولوژی را برای من تعريف کنيد لطفا.


مهران محبوبی 19:16 @ Tue, 24 Feb 04

طور =تور


مهران محبوبی 19:15 @ Tue, 24 Feb 04

مهشيد ۱۵۹
آره مامان جان اولی فکر کنم باشه ! چون عقايد بسيار متفاوت است ولی راحت داريم به اصولی می رسيم که منبعد بتوانيم حرف هم را بفهيم و به طور همه با هم اپوزيسيون راست همين الان نيافتيم!


nasrin 19:13 @ Tue, 24 Feb 04

کنجکاو عزيز !
يعنی اين «‌ به گمانم آغاز خوبی است » را می توانيم به نوعی اعلام عضويت تلقی کنيم ؟ که البته باعث افتخار است .


مهران محبوبی 19:12 @ Tue, 24 Feb 04

مهشيد ۱۵۱
اگر ما اينجا به يک عقيده يکسانی رسيديم بخاطر اینکه این خود ایدولوژی است و خطر ناک باید با گفتن اینکه نه بابا این تمرین دمکراسی است نه خود دمکراسی یک نوع عروسک بازی بود و زیاد هم احساس گناه نکنیم که دست به یک عقیده یکسانی زده ايم! حتما هم دو سه بار آب پاک رو دستمان بريزيم که از اين گناه هايی که مادر بزرگ شما هشدار می داد از آن منزه بيرون آمديم؟!


Mahshid 19:08 @ Tue, 24 Feb 04

آقای محبوبی ۱۵۳
ما که گفتيم منشور تو بهتر از پلاتفرم من بود (‌فقط کلمه را می گم ها..وگرنه پلاتفرم های من حرف نداره جون شما :))
اما بابام جان..تو بين دو تا چيز بايد تفکيک قائل بشی..ما داريم يه برنامه مبارزاتی می ريزيم ؟ يا يک سری خواسته های اساسی که در حکومت آينده بايد محور قرار بگيره.
اگر برنامه مبارزه داريم می ريزيم ..حتما بايد آزادی زندانی سياسی ذکر بشه. لوگوشم بالای وبلاگ خودم و اکثر وبلاگهای معتبر (‌مثل فروشگاههای معتبر ...شوخی بود..حالا به خاطر اين يک کلمه جنگ نشه )‌هست. اما اگر داريم خواسته های حد اقل در مورد ايجاد حکومت آينده تايين می کنيم..اونوقت حکومتی که تايين نشده که نمی تونه زندانی هايی رو که نداره آزاد کنه که بابا جان...


nasrin 19:02 @ Tue, 24 Feb 04

مهشيد جان ٫ در مورد سيستم حکومت شورائی ٫ آتش عزيز بطور مثال گفت .
اگر نه با وجودی که اين سيستم حکومتی مورد تائيد ارنستو و ترانه عزيز هست ولی چون خواست همگی نيست در بيانيه هم ذکر نشده .
الان بحث فقط بر سر نقاط اشتراک است .


مهران محبوبی 19:02 @ Tue, 24 Feb 04

مهشيد ۱۵۱
لائيک و سکولاريسم خود ايدولوژی نيستند؟
اين ها به يک عقيده يکسانی که جامعه را لجلو پيش ببرند نرسيده اند؟


کنجکاو 19:01 @ Tue, 24 Feb 04

يادم رفت اين را هم بيافرايم که تاريخ اين نوشته بوده Sunday, June 08, 2003 در "شمر نامه است" که خواندنش را به دوستان پيش نهاد می کنم.


مهران محبوبی 18:56 @ Tue, 24 Feb 04

نسرين ۱۵۰
دمت گردم با اين سياسی نيستم سياسی نيستم ها کلی يک عده که اتفاقا دوست دارند مردم نا اگاه را آگاهی سياسی دهند بدور خود جمع کردی ! به اين می گويند خود سياست! دمت گرم!


کنجکاو 18:52 @ Tue, 24 Feb 04

من چون شمر و زبانش را خيلی دوست دارم و چون کنج کاوم در باره اين جهانی کردن (سکولاريسم)
اين بخش از گفتاورد او را در اينجا می آورم:

"تا هنگامی حکومت اسلامی روی کار است جدایی دین از دولت و زندگی اجتماعی در ایران
رخ نخواهد داد و این کار در گرو سرنگونی حکومت است .دربایسته است سخنی در باره
احزاب و گروه های بیرون از حکومت در باره "این جدا سازی "بگوییم تا این بخش را به
پایان ببریم. تا آنجا که ما میدانیم تمامی اینها از راسترین آنها که
شاه الهی ها باشند تا چپ ترین آنها که حزب کمونیست کارگری باشد، مشتی پرت و پلا می
گویند که خودشان هم سر در نمی آورند.
هواداران سلطنت مدل رضا شاه را می خواهند، خودشان هم فرهنگ مرده پرستی مسلمانی را
دارند، میانه داران جمهوری خواه که تا دیروز به این و یا آن جناح حکومتی دخیل می
بستند(توده ای و اکثریتی ها و حزب یکنفره جمهوری خواهان ملی) هنوز دل در گرو گروهای
مسلمان در حکومت و گَرد آن(ملی مذهبی ها) دارند. حزب
کمونیست کارگری هم که باید حزبی بی خدا باشد آنقدر پرت است که خود را "سکولاریست"
مینامد بدون اینکه از خود بپرسد آدمی که دین ندارد چگونه می
خواهد دین را "این جهانی" کند!

اما نگران نباشید، در آینده نزدیک ملت ایران چنان ریشه از اسلام و نهادهای اسلامی
خواهند کند که ملتهای جهان درس جدایی دین از دولت و زندگی اجتماعی را از ما خواهند
آموخت."|
اميدوارم شمر بيايد و فراخوان آتش و دوستان را دستينه کند و کمی جدی به آن
بپردازد. به گمانم آغاز خوبی است.


مهران محبوبی 18:51 @ Tue, 24 Feb 04

مهشيد ۱۴۵
در بند ۳ آزدای های بی قيدو شرط سياسی همراه بیان و غیره بیاید این خواسته شما را ایفا می کند!
این منشور است و برنامه جکومتی جریانی نیست و تنها عهد به اصولی را بین جریان های سیاسی تعيين می کند که همه جريان ها آنها را مبنا یی برای مبارزه همين الان اشان تعيين کنند! اينجا ما تمرين دمکراسی نمی کنيم اتفاقا خود مبارزه برای آزادی را پراتيک می کنيم! اين آزادی آزادی کردن ها معنايی داشته باشد وگرنه همدیگر را نخواهيم فهميد و همه با هم خمینی شود!
اگر اين را قبول کنيد است که بند اول آزادی زندانيان سياسی معنی می دهد. اولا آزادی زندانيان سياسی بعنوان يک بند در مبارزه اصولی همين الان مان جای می گيرد و در ضمن هر جريانی که تا بحال از اين اصل حرکت کرده باشد نتواند در فردای به حکومت رسيدن بگه که نه بابا آنوقت ها که ما اين را می گفتيم تمرين دمکراسی می کرديم ولی الان خود دمکراسی است که به اجرا می گذاريم خفه شو برو زندان بخاطر سياست مخالفت جويی با حکومت من!


nasrin 18:48 @ Tue, 24 Feb 04

آتش جان ! (۱۴۶)
در مورد بند ـ۲ـ منهم مخالف اصل وجود زندانی سياسی هستم و با مهشيد کاملا موافقم .


Mahshid 18:44 @ Tue, 24 Feb 04

نسرين جان..من و تو با هم آن لاينيم :))
در مورد ايدئولوژی زدايی در ۱۴۹ گفتم. به نظر من مذهب نوعی ايدئولوژی است و هيچ حکومت سالمی با داشتن ايدوئولوژی محوری به نتيجه نمی رسد. تايين ايدئولوژی به وسيله شورای منتخب مردمی دردی دوا نمی کند. هيچ ضمانتی وجود ندارد که مثلا اسلام به عنوان ايدوئولوژی محوری انتخاب نشود. سکولاريسم و لائیسیته تنها به معنی جدايی مذهب از دولت نيست. بلکه غير ايدئولوژيک بودن حکومت و مراکز آموزشی را هم در بر می گيرد.


nasrin 18:35 @ Tue, 24 Feb 04

مهشيد جان ! (۱۴۵)
مبصر که چه عرض کنم ... (دارم عرقامو پاک می کنم)
من از اول هم اعلام کردم که از سياست بسيار کم ميدونم و اينجا هم دارم از بقيه دوستان ياد مي گيرم ٫ ولی فکر می کنم هر کسی در جامعه بايد خود را مسئول بدونه و برای گرفتن حق خودش تلاش کنه نه اينکه منتظر باشه تا ديگران حق او را تقديمش کنند .
در مورد « ايدئولوژی زدائی » هم که آتش عزيز توضيح داد . البته در اين بندها به همه موارد بطور کلی اشاره شده ٫ و در مورد جزئياتشون حتما بايد بحث بشه .


Mahshid 18:25 @ Tue, 24 Feb 04

آتش جان..۱۴۶
زيبایی فکرت را تحسین می کنم . به راستی انسان کلمه زیبایی است ولی نباید فراموش کنیم که این انسان است که غیر انسانی ترین ایده ها و شیوه ها را برای سرکوب و خاموش انسانهای دیگر به کار می برد.
شاید کلمه پلاتفرم که گفتم درست انتخاب نشده باشد. شايد کلمه منشور که آقای محبوبی استفاده کرد از نظر ادبيات سياسی صحيحتر باشد .
اما در مورد اصل دو باز هم نظرم اين است که يکی از اصلی ترين خواسته های نيروهای مترقی می بايد در بر گيرنده آزادی های عقيدتی و سياسی و کليه آزادی های خصوصی و اجتماعی باشد. اما درخواست آزادی زندانی سياسی در منشور ( يا هر چی می خواهيم اسمش را بگذاريم‌) بی مورد است. من در نظامی انسانی خواستار آزادی زندانی سياسی نيستم آتش جان..من آن نظام را که زندانی سياسی دارد و انسانی را به خاطر عقيده و تفکرش زندانی می کند انسانی نمی دانم. و هيچ همنظری و همفکری با آن ندارم.
من فکر می کنم فرموله کردن بند دو می تواند به اين شکل باشد:
رعايت کامل تمامی حقوق انسانی بر اساس منشور جهانی حقوق بشر .
نظرتان چيست ؟
در مورد اينکه شورايی بتواند تايين کننده اين باشد که ايدئولوژی ای محوريت داشته باشد من شخصا مخالفم. فرض کن که ايدئولوژی اسلام توسط شورايی که به نمايندگی مردم انتخاب شد محوريت داشته باشد. آنوقت چی ؟ من مذهب را يک ايدئولوژی می دانم و حکومت نبايد ايدئولوژی خاصی را به عنوان محور قرار دهد. در مقابل حکومت می تواند از احزاب مختلف تشکيل شود که ايدئولوژی خاص خود را دارند. اما حکومت ايدئولوژيک همانقدر خطرناک است که حکومت مذهبی. ( يعنی اصلا فرقی ندارند اين دو با هم )‌


Mahshid 18:03 @ Tue, 24 Feb 04

آقای مهران محبوبی ..۱۴۳..آخه آقا جان سکولاريسم يک ايدئولوژی است را از کجا آوردی ؟ سکولاريسم کجاش ايدئولوژی است آخر ؟ لطف کن يه تعريف از ايدئولوژی و يک تعريف از سکولاريسم بده و ببين اين دو يکی هستند يا نه ؟ اينکه مردم در طول تاريخ به آن رسيده اند دليلی بر ايدئولوژی بودن چيزی نمی شود آقا .


nasrin 18:00 @ Tue, 24 Feb 04

مهران عزيز ! (۱۴۳)
در مورد اعدام ٫ من بارها اعلام کرده ام که بطور کل با اعدام موافق نيستم ٫ فقط در موارد « خاص » ٫ ( که دلايلم را هم بيان کرده ام و اگر مايل باشی می توانی آنها را در نظرخواهی های قبل بخوانی ) با آن موافقم .


atash 17:54 @ Tue, 24 Feb 04

متاسفانه خيلی نوشتم با یک اشتباه دستم خورد و همه پاک شد ..

مهشيد جان خوب شد که تو هم آمدی .. اين پلاتفرم دژ مجکمی می شود تا در فردای ايران بعد از سرنگونی کسانی که اعلام پايبندی به آن داشتند نتوانند قوانين مميزی برای آن بگذارند ودر زندان ها را که بسته شده بود دوباره باز کنند .. بنابرين بند ۲ شخصا لازم می دانم و این به این معنی ست که با ازادی زندانيان سياسی دیگر نمی توان چرخشی تسلسل وار به عقب داشت ودر زندان بار دیگر به جرم عقيده ومرام متفاوت از مابازنخواهد شد.. وظیفه ما اینجا نقش همان دژ ودیوار استتار است که مانع اجرا عملی آن می شود
در مورد بند ۴ یعنی لغو قوانین ومقرارتی که منشا ایدئولوژیک ومذهبی ..
تاکيد ما روی مذهب است که سیاسی شده است و بیشتر از دو دهه زندگی انسان هادر ايران را به روی سياه کشانده است وقطعا جدائی آن از دولت واثرات وانعکاس آن در جهان غائله اسلام سياسی را برای هميشه خاتمه می دهد ..
مهشيد جان ترس تو ازحاکم شدن يک ايدئولوژيک بر ديگري قابل درک است.. در حال حاضر تنها ايدئولوژيکی که من می شناسم انسان است وبر پايه آن قرار است اين پلاتفرم امضاء شود .. اگر قرار است بدوا همانطور که ارنستو گفت انتخاباتی گذاشته شود وحکومت بر اساس سيستم شورائی اجرا شود شورا تعيين می کند که چه چيزرامی خواهد به عنوان يک ايدئولوژيک ثابت محور قرار بدهد.
انسان اساس وپايه ومقدم بر همه چيز است وبس

خلاصه اين ها بود که در ذهن کوتاه من آمد.. دوستان دست اندرکار وباتجربه وارد ميدان گود بشوند که به انها نياز داريم .. اگهی استخدام.. :)


Mahshid 17:45 @ Tue, 24 Feb 04

آقای منوچهر. اگر وجود ضمانتی برای نداشتن زندانی سیاسی ضروری باشد که هست. این بند دو نیست که ضروری است بلکه باید این مسئله بدرستی فرموله شود. ما نمی توانیم آزاد شدن کسی را تقاضا کنیم که هنوز زندانی نشده ( در مورد رژیم بعدی منظورم است )‌ما می توانیم ضمانتی را برای جلوگیری از زندانی شدن انسانها بر اساس تفکر و عقیده شان داشته باشیم.
و آنهم با قيد مسئله به رسمی شناختن آزادی های بی قيد شرط بيان و قلم و همه گونه آزادی های شخصی و عقيدتی حل است.

اینجا باید یه مسئله ای را بگویم
من احساس می کنم ‌که خودم هم به طريقی دارم از نصیحت مادربزرگم سرپيچی می کنم. اما از طرف ديگر فکر می کنم بد نباشد اين بحث ادامه پيدا کند. هميشه از اين ناليده ايم که می دانيم چه نمی خواهيم. بيان هم کرده ايم نخواسته هايمان را ..اما سر آنچه می خواهيم صحبت نکرده ايم. خوب است که این کار را بکنیم..منظور بیشتر تمرین دمکراسی است.
نسرین جان...از آنجا که مبصر خیلی خوبی هستی...یه نگاهی به پیشنهاد من در ۱۳۷ بیانداز. به نظر من محیط آموزشی باید لائیک باشد. یعنی نه اینکه فقط مذهب زدایی شده باشد. بلکه ایدئولوژی زدایی هم شده باشد. حکومت نیز همچنین..سکولار و لائیک. نظرت چیست ؟


nasrin 17:44 @ Tue, 24 Feb 04

منوچهر عزيز (۱۴۱ و ۱۴۲)
من فکر می کنم که بند -۴- شامل خواسته های تو هم هست و لی در مورد « لغو کليه قوانين ... » مهشيد عزيز به درستی اشاره کرد که اينها قوانينی هستند که ما در حکومت آينده خواستارش هستيم ٫ در آن زمان قوانين فعلی ديگر به خودی خود اعتباری ندارند یا از اعتبار ساقط شده اند .
در مورد بند ـ۲ـ همينطور ما خواهان حکو متی هستيم که در آن زندانی سياسی وجود نداشته باشد بنابراين « آزادی زندانی سياسی » بی مورد است .


مهران محبوبی 17:42 @ Tue, 24 Feb 04

مهشيد ۱۳۷
منظور از منشور پلاتفرم سیاسی نیست که حکومتی را تعیین کند بلکه یک حداقل هایی است که نیرو های سیاسی اپوزیسیون بین خود به آن توافق کنند و برسمیت بشمارند تا فضایی راایجاد کنند که بشود راحت تر جکومت استبدادی کنار بزنند! در ضمن آزادی سیاسی های بی قیدو شرط دنبال آزادی های بیان و غیره بیاید همین نظر شما را ایفا می کند! ولی آزادی زندانیان سیاسی در یک بند مجزا کمک به این مبارزه همه نیرو ها برای آزادی آنها می کند!
نسرين۱۳۶
امنیت جامعه و شهروندان اش با اعدام بوجود نمی آید نگاهی به کشور ها کردن این مسلم می شود ! در ایران فعلی از همه کشور ها اعدام بیشتر و امنیت کمتر! پس می شود نتیجه گرفت لغو اعدام امنیت شهروندان را بیشتر می کند!
مهشید ۱۳۵
سکولاریسم هم خود یک ایدولوژی است که با پراتیک تاریخی مردم دنیا به آن رسیده اند. لیبرالیزم هم ایدولوژی است . و آنها می توانند جوامع بشری را به تمدنی برسانند ولی مذهب چنین کاری تاریخا انجام نداده در این جا گنجاندن آن دست و پا گیر است.

آتش ۱۳۲
يک بند کلا فکر کنم کم دارد و اين همان برابری حقوقی شهروندان جدا از مليت مذهب و نژاد و جنسيت باشد!
بهر حال کماکان خود را به اين منشور حداقل وبلاگی شما متهد می دانم


manochehr 17:20 @ Tue, 24 Feb 04

چرا بند ۲ ضروری است.
اين بند ۲ اتفاقا ترمز است که فردا رژيمی ديگر من و يا تو را به خاطر عقايد سياسی ديگر به زندان نياندازد.بند ۲ حتما بايد ذکر شود.


manochehr 17:01 @ Tue, 24 Feb 04

نسرين عزيز ۱۳۸.
حق ما بی مذهبها را لطفا در نظر بگير. من پيشنهادی دادم٫در نظر نگرفتی عزيز.به کامنت ۱۳۳ من نگاه کن.


nasrin 17:00 @ Tue, 24 Feb 04

۱۵ ٪ کودکان دچار کوتاهی قد شده اند :
http://web.peykeiran.com/net_iran/irnewsbody.aspx?ID=12328


manochehr 16:52 @ Tue, 24 Feb 04

امير عزيز ۱۱۰.
از اينکه جوابت را دير ميدهم عذر ميخواهم.در مورد اينکه اطلاعات سياسی من در مورد هر اتم سازمانهای جدا شده از فدايی کچلی دارد حق داری.من بالاخره نفهميدم چند سازمان فدايی وجود دارد.اما نظر من(و تاکيد ميکنم من ونه ح.ک.ک.) همان است که گفتم.در مورد سازمان زحمتکشان يک جريان قومی وبسيار خطرناک است و ميتواند فردا دست به هزار کار ديگر بزند.امير عزيز.تو جزو آن دسته از چپها هستی که در جامعه سوسياليستی هم مشکل خواهی داشت وباز خواهی گفت آلترناتيو وجود ندارد.اينجور چپها در آلمان هم زيادند که هنوز دارند همديگر را با نقل قولهايی از مارکس وانگلس لت وپار می کنند و آخر سر هم می گويند حزب طبقه کارگر وجود ندارد.قربانت بروم اين حزب که العان ديگر دارد تبديل به يک جنبش ميشود وجود دارد.کميته مرکزی ۴۶ نفر اين حزب از جمع چند سازمان فدايی بزرگتر است٫ در روز روشن ميرود در مسجد مريوان وبرای مردم سخنرانی ميکند٫ در سنندج بيش از ۶ هزار نفر جمع ميشوند وبه نام حزب کمونیست کارگری دسته گلی به ياد جانباختگان خاتون آباد در آبيدر قرار ميدهد٫ کدام جريان سياسی اين قدرت وپايه را دارد.من تا صد سال ديگر هم نمی توانم تو را قانع کنم.با وجودی که تو را دوست دارم.امير عزيز آلترناتيو هست حی وحاضر در کنارت. بيا تو ی حزب خودت.


nasrin 16:47 @ Tue, 24 Feb 04

مهشيد جان !
در مورد بند -۲- حق با توست آزادی زندانيان سياسی مفهومی در اينجا نداره و بايد تغيير داده بشه .
اسامی هم شد :
مهشيد ٫ شبح ٫ ترانه ٫ هاله ٫ ارنستو ٫ منوچهر ٫ اقبال ٫ مهران ٫ آتش و نسرين .


Mahshid 16:34 @ Tue, 24 Feb 04

الان داشتم به يه چيزی فکر می کردم.
اين بيانيه مثلا يک پلاتفرم است در زمينه حد اقل خواست های مشترک..درسته ؟ و به هيچ عنوان هم در رژيم کنونی عملی نيست. درسته ؟ يعنی برای عملی بودن آن رژيم بايد عوض بشه..خوب..اگر فرض رو بر عوض شدن رژيم بگذاريم. فکر می کنيد اصلا ذکر بند دو ضروری باشد ؟ هر رژيمی که تعويض بشود اولين کارش باز کردن در زندان هاست. و آزادی بی قيد و شرط زندانيان سياسی..حتی رژيمی مثل رژيم خمينی هم چنين کرد. اينکه دوباره زندان ها پر نشوند از دگر انديشان...تضمين آن لازم است. وگرنه آزادی زندانيان در تغيير رژيم بديهی است و نيازی به ذکر در پلاتفرم ندارد.


nasrin 16:25 @ Tue, 24 Feb 04

ترانه جان ! (۱۳۱)
و
آتش جان ! (۱۳۲)
شبح عزيز که در کامنت (۱۲۴) به اون زيبائی اعلام عضويت کرده :
« خلاصه حال خوبی دارم ٫ آره راهش همينه بايد در مورد دو چيز بحث « کنيم »يکی نوع نظام مورد « نظرمون »در شکل حداقلی و ديگری راه رسيدن به اون »
بنابراين اسامی ميشه :
شبح ٫ ترانه ٫ هاله ٫ ارنستو ٫ منوچهر ٫ اقبال ٫ مهران ٫ آتش و نسرين .
در مورد بند شماره -۱- يعنی « لغو مجازات اعدام » مطمئنم که منظور اين است که به جای اعدام قوانينی گذاشته خواهد شد که امنيت جامعه و شهروندان را تامين و تضمين خواهد کرد . ( اين را برای کسانی نوشنم که مجازات اعدام را در بعضی از موارد با توجه به قوانين فعلی کافی و موثر نمی دانند « مثل خودم» و خواستم وجود اين اصل مانع از پيوستن آنان به ما نشود )


Mahshid 16:24 @ Tue, 24 Feb 04

آتش عزيز.
من بيانيه شما را قبول دارم و آن را امضا ميکنم. چند نکته را فکر می کنم اضافه کنيد بد نباشد.
در مورد آزادی بی قيد و شرط زندانيان سياسی ... ذکر کلمه عقيدتی شايد بد نباشد. آن هم در مملکتی که مفهوم سياست از نظر همه يکسان نيست و رژيم امروز علنا اعلام می کند که زندانی سياسی ندارد . يعنی می شود آزادی بيقيد و شرط زندانيان سياسی -عقيدتی.
د ر بند چهارم فکر می کنم قید :لغو کليه قوانين و مقرارتی که منشائ ایدئولوژیک و مذهبی دارند بد نباشد. بسياری از رژيم های توتاليتر مذهب را از حکومت و نظام آموزشی خارج کردند و به جای آنها ايدئولوژی خاصی را جانشين کردند. محيط آموزشی بايد محيط آزادی برای تفکر باشد و سلطه ايدئولوژی خاصی اين آزادی را از آن سلب می کند. همينطور تسط ايدئولوژی خاصی در حکومت ضرر کمتری از حکومت مذهبی نداشته است.


anhamani 15:37 @ Tue, 24 Feb 04

منوچهر جان۱۳۳
آخه لا مصصب( همان بی مذهب) چرا جواب امير ۱۱۰ را نميدهی؟
جواب ندادنتان حکمتی دارد که دیگران از آن بیخبرند؟


manochehr 15:28 @ Tue, 24 Feb 04

آتش ۱۳۲ عزيز.
بند ۴ را با اين عوض کن لطفا:
۴- جدائی مذهب از دولت و آموزش و پرورش. لغو کليه قوانين و مقرارتی که منشائ مذهبی دارند. آزادی مذهب و بی مذهبی.
چون بعدا ممکنه حق من بی مذهب خورده شود.


atash 14:21 @ Tue, 24 Feb 04

ترانه .. هاله . ارنستو .. منوجهر .. اقبال نسرین.. آتش . مهران ممنون که بيانيه را امضاء کرديد
البته ارنستو اون نوع حکومتی که منظور توست شورائی در يک انتخابات ازادمعين خواهد شد عزيز
منوچهر هم مسئله لغو اعدام را يادآوری کرد که بسیار به جا بود
ترانه جان . هر حکومتی که روی کار بیاید موظف است وباید رفاه واسایش وتامين اقتصادي شهرونان خودش را مد نظر قرار بدهد در واقع موارد بالا قدرت اجرائی خواسته ها ومطالبات به حق بدی را که از آن را تو گفتی باز خواهد کرد
این بیانیه تعهدی ست به اجرائی و پایبندی به آن که گرو ه های مخالف حکومت آن را تدوین کرده است .. بنابرین بیانیه شد :
۱-لغو اعدام
۲-آزادی فوری زندانيان سياسی
۳-آزادی بدون قيد وشرط/آحزاب/تشکلات / اعتصابات/اعتراضات
۴-جدائی دين از حکومت وآموزش وپرورش
۵- برابری کامل مرد وزن حقوقی/ سیاسی/ اجتماعی

بچه ها خوب نگاه کنید.. این خواسته ها نه شاخ دارند نه دم ونه کلا خواسته عجیب غریبی ست .. همه ما در زندگی روزانه مان فقدان آن را در طول زندگی خود بنوعی تجربه کردیم ودغدغه آن راداریم .. من ونسرین می خواستیم اينجا بگويیم اگر عده ای در مواردی با هم اتفاق نظر ندارند ولی پای منافع جمع آن عده هم در آن ذینفع است واکنش نشان می دهند وشعار های رادیکال وانسانی واحد می شود .. دوستتان دارم


ترانه 14:02 @ Tue, 24 Feb 04

شبح جان به بیانیه وبلاگی آتش ۹۹ نمی پیوندی؟

نسرین عزیز ! تبلیغ و ثبت نام یادت نره!!!!

شوخی نمی کنم باید پیش بریم و ببینیم گیر کار کجاست؟ ترسمان از چیست؟ چه را نمی خواهیم ببینیم؟ و چی را جرات نمی کنیم بزبان بیاوریم؟


روشن 13:34 @ Tue, 24 Feb 04

سلام شبح جان ... اگر بدونی چقدر دلم واسه اينجا تنگ شده بود... الان که سرم خلوت‌تر شده بيشتر به شما سر خواهم زد. در مورد انتخابات در نظرخواهی زيتون هم نوشتم . ثل قضيه دم خروس و قسم حضرت عباس است. دم خروس را باور ميکنيم نه قسم حضرت عباس را ...


مهران محبوبی 13:07 @ Tue, 24 Feb 04

آتش ۹۹
منشور آزاديهای سياسی
به منظور تامين شرايطی که فعاليت آزاد و امن سياسی در جامعه ممکن شود و مردم بتوانند آزادانه و آگاهانه حکومت مطلوب خود را تعيين کنند جمهوری اسلامی بايد سرنگون شده و مفاد اين منشور متحقق گردد:
۱- جدائی مذهب از دولت و آموزش و پرورش. لغو کليه قوانين و مقرارتی که منشائ مذهبی دارند. آزادی مذهب و بی مذهبی.
۲- آزادی بی قيد و شرط عقيده، بيان، مطبوعات، اجتماعات، تشکل تحزب و اعتصاب.
۳-برابری کامل و بی قيد وسرط زن و مرد در حقوق مدنی و فردی . لعو کليه قوانين و مقراراتی که ناقص اين اصل است.
۴- برابری کامل حقوق همه شهروندان صرفنظر از جنسيت، مذهب، مليت، نژاد و تابعيت.
۵-آزادی کليه زندانيان سياسی.
۶ـ لغو مجازات اعدام.
۷-دسترسی همگانی بويژه احزاب و تشکلها به رسانه های جمعی و دولتی.


مهران محبوبی 12:51 @ Tue, 24 Feb 04

آتش ۹۹
حزب کمونيست کارگری از ۲۵ سال پيش در اين منشور شما جای داشته است و از بنيان گذاران آن بوده است! نگاهی به تارخچه اين حزب اين را بخوبی نشان می دهد! من هم شخصا به بيانيه وبلاگی شما می پيوندم! و همه را به منشور آزادی پايه ای مردم که حزب بيرون داده ر جوع می دهم.
http://www.haftegi.com/adobe/138haftegi.pdf


مهران محبوبی 12:42 @ Tue, 24 Feb 04

خيلی ها در تهران و يا خيلی از شهر ها انتخابات را تحريم و در خانه نشستند! ولی در عين حال بخشی از مردم در تمام شهر هااز جمله محله های تهران و حومه های شهر تهران مثل شهر ری به خيابان ها رفتند و با اعتراض خود بساط انتخابات رژيم را بهم زدند! حالا سوالی از شبح ها و آمار نويس های شریف و گل چين های پارک های تهران در روز انتخابات ميشود کرد: نماينده و رهبری همه این اعتراضات در هر شکلی که بوده چه کسانی اند ؟ آيا مردم راديکال معترض سنندج مريوان و اصفهان و ايذه و سميرم فيروز آباد و کرمانشاه و نهاوند ملاير و غيره و غيره جواب این را به شما مرتبا گوش زد نمی کنند که اين رهبری از آن سياست های معترضانه و هجومی حزب کمونيست کارگری در اين انتخابات بوده است؟! يا هنوز فکر می کنيد که اين رهبری از آن خوش فکر های نافرمانی مدنی اپوزيسيون راست است؟ روز های خوب و تعيين کننده ای را در پيش داريم!


ترانه 11:03 @ Tue, 24 Feb 04

ارنستو عزيز ۱۱۴

منهم مثل تو شوراها را بهترين آلترناتيو مي دانم (۸۰) كه مردم مستقيمن در سرنوشت خود دخالت دارند. فكر مي كنم بيشتر بايد در باره اش صحبت شود. پيشنهاد شبح برای اينك مورد به مورد به اين موضوعات بپردازيم مناسبتر است. كلمه شورا ظاهرا ترسناك است بايد سرش صحبت بشه كه درست مثل تهيه همين بيانيه، شورا از ابتكار نظرات جمع تشكيل مي شود و پشتوانه جمعي دارد.

شبح عزيز هميشه شاد باشي!


هاله 10:45 @ Tue, 24 Feb 04

شبح جان. ما شمينه رو گرم نگه داشتيم که صبح اول وقت يخ نکنی. :) مشتاق مطلب جديدت هستم. ممکنه خواهش کنی از همه (که خودم هم خاطی هستم معمولا") خارج از سوژه ننوشته و از شعار دادن بپرهیزند که بلاخره به جايی برسه اينبار. همونطور که دوستان گفتند سعی کنیم مشخص کنیم نقاط مشترک چیه و تا کجای راه رو میتوان با هم رفت. واقعا" وسيله به اين خوبی در اختيار داريم (اينترنت رو ميگم)، ازش به تر از اينها استفاده کنيم. موقع بحث یه کم هم مراقب دلای نازک همدیگه باشیم که نشکنه.

هاله به اين از سر خود زيادی نوبره والله!


شبح 9:39 @ Tue, 24 Feb 04

دوستان عزيز!
صبح که نظرخواهی‌ام را باز کردم! تا تعداد نظرات را ديدم. گفتم وای حتما دوباره مورد حمله‌ قرار گرفتم! آخه يادتونه که يه زمانی اين‌جا تا چشم به هم می‌زديم 600 تا کامنت ناسزا و فحش جنسی می‌نوشتن!
وقتی نظرخواهی را باز کردم ديدم نه! نظرخواهی مورد هجوم امواج آگاهی قرار گرفته... اشک شوق تو چشمام حلقه زد اول صبحی! (يادش به‌خير ياد آقای شاملو افتادم يه بار سر موضوعی صحبت می‌کرديم. بغض کرد و چشم‌هاش پر اشک شد بعد ديد ما خيلی متاثر شديم... گفت شدم احمد گريان! و لب‌خند زد!!)
خلاصه حال خوبی دارم. آره راهش همينه بايد در مورد دو چيز بحث کنيم يکی نوع نظام مورد نظرمون در شکل حداقلی و ديگری راه رسيدن به اون.
فکر می‌کنم. مورد به مورد من اين‌جا مطلب کوتاهی تو وب‌لاگ ام بنويسم بعد در موردش بحث کنيم و به جمع‌بندی برسيم تا ببينيم آخر کار می‌شه به بيانه‌ی تبديل‌ش کرد!
مرسی بر آتش و نسرين و هاله و ترانه... میبينيد همه خانم هستند! بی‌شک انقلاب ايران در دست زنان است.
خب اگه موافقيد من می‌تونم فردا اولين مطلب را بنويسم!


beyglu 7:31 @ Tue, 24 Feb 04

دولت مسئوللاريندان ايسته‌ييريك آشاغيداكي طلبلري يئرينه چاتديرماق اوچون ال‌وئريشلي و لازيمي حقوقي ، مادي و معنوي ايمكانلار ياراتسينلار:

1- ايبتيدايي و اورتا مكتبلرده آنا ديللري‌ تدريس اولونسون.
2- عوموم‌اؤلكه و يئرلي راديو، تلويزيون و مطبوعاتدا اهالي‌ تركيبينه گؤره آناديللريندن گوجلو و دوزگون حالدا ايستيفاده اولونسون.
3- موختليف ديللر و كولتورلريميزين قورونوب، چيچكله‌نيب، گليشمه‌سي اوچون مدني، كولتورل دولتي قورولوشلار يارانسين، غئير-دولتي قورولوشلاردان ايسه دولت حيمايه‌سي اسيرگنمه‌سين.
4- بوتون ايران ميليتلرينين ديللرينه، دينلرينه، مذهبلرينه، تاريخي آدلارينا، گئييم طرزلرينه، و عادت-عنعنه‌لرينه حؤرمتله ياناشيلسين و اونلارين معنوي- تاريخي كولتورل ديَرلري باشقا وطنداشلارا اؤيره‌ديلسين.
5- ميلي حاقلاري مودافيعه ائدن (عوموم اؤلكه يا ايالتي اولدوغونا باخماياراق) سياسي، اجتيماعي تشكيلاتلارين قورولماسي قارشيسيندا اولان بوروكراتيك مانيعه‌لر آرادان قالديريلسين.
6- ميليتلري بير واحيد ديل و كولتور ايچينده اريديب، آسيميله ائتمك ايسته‌ين، كئچميش رژيمدن قاليب و بوگون ده بعضا دولتين سياسي قرارلاريندا دانيشماقدا اولان شوونيسم دوشونجه‌سي ايله جيدي موباريزه آپاريلسين.


beyglu 7:29 @ Tue, 24 Feb 04

قطعنامة نخستين همايش زبان مادري در تبريز
1-تدريس زبانهاي مادري در مدارس ابتدايي و متوسطه
2-بهره‌گيري از زبانهاي مادري در راديو ، تلويزيون و مطبوعات محلي و سرتاسري به تناسب تركيب ملي اهالي.
3- تشكيل نهادهاي مدني، فرهنگي از سوي دولت بمنظور حفظ، رشد و احيا و شكوفايي زبانها و فرهنگهاي مختلف و همچنين حمايت از نهادهاي غير دولتي كه به همين منظور ايجاد ميشوند.
4- احترام به زبان، دين و مذهب، نامهاي تاريخي، پوشاك ملي، آداب و مراسم كليه مليتهاي ايراني و آشنا نمودن ساير هموطنان از ارزشهاي معنوي ، تاريخي و فرهنگي آنان .
5-رفع موانع بوروكراتيك در راه تاسيس تشكيلات سياسي و اجتماعي ( اعم از سرتاسري و محلي) كه مدافع حقوق مليتها هستند.
6-مبارزه جدي با ايدوئولوژي شوونيستي بازمانده از رژيم سابق كه در انديشه آسيميله كردن مليتها در داخل يك زبان و فرهنگ واحد بوده و هر از گاهي در سياست گذاريهاي دولت مؤثر واقع ميشوند.


nasrin 6:31 @ Tue, 24 Feb 04

منوچهر عزيز ! (۱۲۰)
مرسی از توضيحت ٫ بابت قضاوت اشتباهم عذر می خوام .


manochehr 6:21 @ Tue, 24 Feb 04

نسرين ۱۱۹ عزيز.
منظورم بطور مثال پروژه های شيرين عبادي ويا کنفرانس برلين بود که ح.ک.ک. آنها را افشا کرد. اتفاقا هم اکنون مردم فهميدند که در هر دو مورد فوق حق با ح.ک.ک. بود. قابل ذکر است که در هر دو مورد ديگر جريانات يا با ۲ خرداد بودند ويا از شيرين عبادی دفاع کردند.


nasrin 6:10 @ Tue, 24 Feb 04

منوچهر عزيز ! (۱۱۲)
اشاره من به اين قسمت از نوشته تو بود : « امروز ما هستيم و اجازه نمی دهيم که کسی اين راه ما را کج کند . ما ٫ ح.ک.ک. هستيم و راه درست را به انسان ها نشان می دهيم ٫ ... »
که نوشتم در تحليل هايت جای مردم و مخالفانت را خالی می بينم .


nasrin 5:57 @ Tue, 24 Feb 04

ترانه جان ! (۱۰۷)
مرسی عزيزم ٫ البته از طرف من جرقه کوچکی بود که با شور و شوق « آتش » شعله ور شد .


nasrin 5:49 @ Tue, 24 Feb 04

ارنستو جان !
اولا که ارنستوی به اين سحر خيزی نوبره والا !
بعدشم يه خورده تو کوتاه بيا يه خورده هم ما تا به يک توافقی برسيم ديگه !
ولی ارنستو جان ٫ از شوخی گذشته بيانيه قراره طوری تنظيم بشه که مورد توافق تمام آزادی خواهان و معتقدان به حقوق بشر باشه .
ضمنا هيچ عذری از ارنستو چگورا ی عزيز برای سر باز زدن از ثبت نام پذيرفته نمی شود .
والسلام و شد تمام .


nasrin 5:33 @ Tue, 24 Feb 04

هاله جان ! (۱۰۶)
مرسی از لطفت ٫ و خوشحالم که تو هم پيوستی .


هاله 5:24 @ Tue, 24 Feb 04

ارنستو عزيز: شما داريد نوع حکومت رو از حالا شرط قرار ميديد؟ :) قراره رو چيزای کلی موافقت کنيم. نوع حکومت با رفراندوم مشخص ميشه.


ارنستو چه گوارا 5:21 @ Tue, 24 Feb 04

نميخواهم چپ بزنم ولي اين شرط لازم و كافي من است يعني اگر تمام آن حرفهايي كه زديد باشد ولي اين اصل --شورا بعنوان مركز تمام تصميم گيري ها سياسي -اجتماعي-اقتصادي-فرهنگي--- نباشد من هم با شما نيستم


ارنستو چه گوارا 5:13 @ Tue, 24 Feb 04

آتش ۹۹

*** شورا ها بعنوان مهمترين ارگان تصميم گيری در محله-شهر -کارخانه-محيط کار و شورا بعنوان پايه تصميم گيری در دولت را
اضافه کن و اسم من را بنويس


manochehr 3:39 @ Tue, 24 Feb 04

نسرين عزيز ۱۰۳.
من هیچگاه افراد رانگفتم(اگردقت کرده باشی)تنها اسم گروههای خاصی را آوردم.دلایلم را هم گفتم.برای اینکه متوجه شوی که ما خود مبتکر یکسری مسایل بوده ایم اینجا برای تو ودیگران آدرس زیر را میاورم که متوجه شوی که ما در تاریخ ۲۲ دسامبر ۲۰۰۲ منشور آزادیهای سیاسی را همراه با فراخوانی برای تمام احزاب سیاسی ارسال داشتیم که هیچکدام از این احزاب چون اعتقادی به این خواسته ها ندارند عکس العملی نیزبه این فراخوان نشان ندادند.
http://www.haftegi.com/adobe/138haftegi.pdf


ترانه 3:35 @ Tue, 24 Feb 04

هاله جان!
زندگی من سهم كوچكي اش با برنامه استاندارد است. متاسفانه/خوشبختانه هميشه خانه نيستم اما هر جا باشم دور و برم شكل آدمها عوض ميشه و دلها شان و آرزو هاشان يكي است.


امير 3:35 @ Tue, 24 Feb 04

منوچهر جان:
با اينكه انسان صادقي را در وراي اين كلمات ميبينم با پوزش بسيار بايد بگويم اطلاعات سياسي ات و برخورد ساده انگارانه ات با بينشهاي سياسي در جنبش چپ مرا به خنده واداشته است‏، بايد بداني كه چند سالي است ” اتحاد عمل براي دموكراسي ” به وجود آمده با راه كارگر، حزب دموكرات و فداييان خلق(وحدت بخشي از اقليت و بخش جدا شده از اكثريت) به تازه گي كومله و جنبش سوسياليستها و ميگويند شايد اكثريت به اين جمع اضافه شوند، يعني هنوز نشده اند .... روشن است دوست گرامي، حالا تو با اين دانسته هاي ناهمگون و جسته گريخته ات سريعن ميگويي راه كارگر و كومله فاشيست است... جل الخالق به همين بي مسووليتي يك سازمان را كه دارد در حد خودش در جنبش كاري انجام ميدهد و شايد از شما بهتر و مهمتر ... جنابعالي ميگذاريدش در جبهه فاشيستها ... !!!؟؟
من نه تنها به اين طرح بحث شما مشكوكم بلكه از ديگر دوستان حككا ميخواهم كه در اين باره موضع مشخص بگيرند ؟؟
و در ضمن فهميدم چرا پيك ايران را نيز فاشيست خطاب ميكني، ميگويي كه چون اطلاعيه ات را منتشر نكرده اند، دوست گرامي كمي فكر كن راجع به مسايلي كه اعلام موضع ميكني ... پيك ايران اساسن ربطي به اخبار روز ( كه به اشتباه گفتي اخبار ايران ) و اكثريت ندارد ...
دوست گرامي كمي مستند تر و مسولانه تر بنويس !!!


هاله 3:26 @ Tue, 24 Feb 04

ترانه جان دلم برات تنگ شده بود گل دختر - خوشحالم که میبینمت ولو به صورت مجازی. :) با کمال ميل ثبت نام ميکنم. همه اينهايی که گفته شد خواسته بی چون و چرای منم هست.


ترانه 3:23 @ Tue, 24 Feb 04

هاله جان ! حالا كه تا اينجا اومدي ثبت نام نمي كني؟


ترانه 3:20 @ Tue, 24 Feb 04

نسرين جان!
ظاهرآ كاري را كه ارنستو بشوخي اعلام كرد( تشكيلات/حزب) تو داري شروع مي كني. آفرين به پشتكارت ! موفق باشي!


هاله 3:13 @ Tue, 24 Feb 04

شبح جان: ممنون که زحمت کشيدی در مورد آمار گيری (که به نظر من قابل تأمل هم هست) اما ... براستی فرقی هم ميکنه؟ همه ما ميدونيم حکومت در چه حاليه. ممکنه در حال احتضار نباشه عنقريب اما به سرعت به اون سمت در حرکته.

نسرين جان: ما بين همه گپ ها که اينجا شد حرفهای تو بيش از همه به دلم نشست. آزادی برای همه حتی مخالفان. اگر از حالا اینجور تفتیش عقیده وجود داشته باشه وای به حال بعدها.


ترانه 3:13 @ Tue, 24 Feb 04

آتش ۹۹

- تامين رفاه اجتماعي و اقتصادي راهم اضافه كن و اسم مرا هم بنويس.


eqball 3:02 @ Tue, 24 Feb 04

باز حذف شد: و قوانين اجتماعی


nasrin 3:00 @ Tue, 24 Feb 04

منوچهر عزيز (۷۰)
اتفاقا مشکل من با تو همين جاست ٫ که من جائی را برای مردم و مخالفانت در تحليل هايت نمی بينم . در مورد احزابی که نام بردی و هر کدام را به دليلی رد کردی ٫ چون اطلاعات دقيقی ندارم نه تائيد می کنم و نه تکذيب .
ولی خودت يک ارزيابی کوچکی از همين وب لاگ و نظردهندگانش بکن ٫ چند درصد اين عده (که اکثرا هم گرايشات چپ دارند) با عقايد تو يا حزبت مخالفند ؟ حالا همين در صد رو نسبت به کل جمعيت ايران حساب کن . فکر می کنی چه تعداد مخالف خواهی (خواهيد) داشت ؟
آيا تمام اين مخالفان عقيدتی تو (شما) خائن و مزدور و فاشيست و ... هستند ؟
آيا احتمال نميدی که شايد در ميان اين عده انسان هائی باشند با اهداف کاملا بشردوستانه و آزادی خواهانه ولی معتقد به نوع حکومتی غير از کمونيستی ؟
من دلم می خواد بدونم تکليف اين مخالفان از نظر تو و تشکيلات حزبی ات چيه ؟ آيا اونها حق ندارند در تعيين سرنوشت خودشون شرکت داشته باشند ؟
شعارهای شما همه اش خوب و معقوله ولی در عمل ٫شما هنوز به قدرت نرسيده مخالفان را حذف می کنيد ٫ حق بديد که آدم از به قدرت رسيدنتون يک کمی بترسه !
به نظر من تمام گروهها و احزاب مخالف ج.ا.ا از جمله ح ک ک بايد حق داشته باشند که در ترکيب شورائی برای رهبری جنبش و در تصميم گيری برای آينده کشورشان سهيم باشند .


eqball 2:59 @ Tue, 24 Feb 04

با بيانيه آتش ۹۹ موافقم. وپيشنهاد ميکنم به بند سوم: جدايی دين از حکومت و آموزش و پرورش اضافه کنيد يعنی دين حق نداشته باشه منشا قوانين جامعه باشه. منشا قانون انسان باشد نه خدا . و ۴) لغو کار مزدی ( برده گی مدرن).


eqball 2:52 @ Tue, 24 Feb 04

شبح ۹۳ عزيز ديدی که من با نپذيرفتن آ مار رژيم به چشم مردم خاک نمیپاشيدم؟ و منو چهر جان شعار نميدادم؟ کلی اذيتم کرديد خدا ازتون قبول نکنه


manochehr. 2:49 @ Tue, 24 Feb 04

آتش ۹۹ عزيز.
اين چند نکته راهم يادداشت کن و اسم من را هم بنويس.
-لغو فوری حکم اعدام٫حبس ابد و شکنجه.
-برابری کامل بين زن و مرد ولغو آپارتايد جنسی.
-مذهب امر خصوصی انسانها است٫آزادی بی مذهبی.


atash 2:35 @ Tue, 24 Feb 04

نسرين جان .. فعلا من وتو ثبت نام کرديم .. کس دیگه نبود ..؟؟ بيانيه وب لوگی ما ۱- ازادی بدون قيدو شرط ۲- آزادی فوری زندانيان سياسي ۳- جدائی دین از حکومت وآموزش پرورش..
کسی هست که به بیانیه ما چیزی اضافه کند ؟؟ البته با کلماتی مثل اصول اخلاق در جامعه مارالطفا از مسیر اصلی منحرف نکنید ..


nasrin 2:02 @ Tue, 24 Feb 04

آتش جان ! (۶۸)
البته که موافقم اين مسئله در وب لاگستان مطرح بشه ٫ گر چه نمی دونم نظرات من يا تو به عنوان افراد مستقل ( خارج از تشکيلات حزبی ) تا چه حد می تونه در مرحله عمل موثر باشه .
ولی چون هر کدام از ما بالاخره نماينده گروهی از مردم هم فکرمان در اجتماع هستيم ٫ شايد با مطرح کردن اين موضوعات بحث گسترش بيشتری پيدا کنه و هواداران يا اعضای بعضی از تشکيلات حزبی هم توجه شون به اين مسائل به عنوان نظرات بخشی از جامعه جلب بشه و احيانا اون رو در برنامه کارشون قرار بدن .
من اصلا معتقد نيستم که منتظر باشيم ببينيم ديگران يا احزاب چه خواهند کرد ٫ و فکر می کنم که همه ما بايد خودمون رو مسئول بدونيم و از هر کاری که از دستمون برمياد برای به دست آوردن آزادی و تعيين سرنوشت خودمون کوتاهی نکنيم .


مهران محبوبی 1:40 @ Tue, 24 Feb 04

آتش ۷۳
مختصر مفيد و عميق! به خال زدی مثل هميشه ! دستت درد نکند رفيق عزيز!


رضا 0:56 @ Tue, 24 Feb 04

سلام بر تو ایرانی عزیز و مبارز! تولد دوباره ايران را به تو تبريک ميگويم...حتماً به پيشگامان سر بزن...يک تحليل آماری از انتصابات روز جمعه...در ضمن نظرتو در مورد تبادل لینک یا لوگو بگو...به اميد رهايی خلق ايران...خدانگهدار..


helia 0:50 @ Tue, 24 Feb 04

آمارت حرف نداشت...شبح به اين آمارگيری دقيق نوبره والا...


اوس مراد 0:40 @ Tue, 24 Feb 04

شبح جان. قربونت برم. تو را به جان هر کی دوست داري. تو را به اين ايام عزيز که الان داريم همگی آن را سپری می کنيم و می دانم اين شب ها مثل من در دسته های عزاداری داغداری! تو را به لب های تشنه حسين(ل) و دست بريده ابوالفضل(ايضا ل) .... اين همه قسمت دادم. در مورد حککا چيزی ننويس که دوستی مان خراب می شود. آقا جان. اين آقای بکتاش عضو حزب نيست . بیا نوشته های من را نقد کن. این بکتاش را نقد نکن که دیگر رویمان نمی شود برایت کامنت بگذاریم.بس تا چهار تا بادمجان در کامنت ها دور نگيرند! قربانت. رفيق بکتاش اميد وارم متوجه شده باشی که طنز بود! از ما نگير


شبح 0:22 @ Tue, 24 Feb 04

دوستان عزیز!
با پوزش فراوان این پي‌نوشت را به نوشته‌ي خود اضافه کردم.
الان متوجه شدم به دليل عجله در محاسبه اشتباه کرده‌ام من همان‌طور که نوشته‌ام واجدين شرکت در انتخابات را 4.5 ميليون نفر در نظر گرفته بودم اما الان در سايت وزارت کشور ديدم تعداد واجدين شرکت در انتخابات 6047572 نفر است با اين حساب درصد کسانی که در انتخابات مجلس هفتم در تهران و شهر ری و شميرانات شرکت کرده‌اند بدون در نظر گرفتن آرای باطله و تقلب سيستماتيک در هنگام رای‌گيری تنها 13.7 درصد می‌شود.
تصور می‌کنم اين عدد با مشاهدات ما هم‌خوانی دارد يعنی حدود 13.7 درصد در تهران و حومه شرکت کرده‌اند.


Alius maximus 23:48 @ Mon, 23 Feb 04

سلام شبح جان به اين آمار هم يه نگاهی بندازيد آمار رسميه!!!
http://www.moi.gov.ir/news/j-002.htm
تو چندين حوزه آمار مشارکت بيشتر از ۱۰۰ درصد است!!!!!!!

سبز باشيد


manochehr 23:38 @ Mon, 23 Feb 04

امير ۸۸.
ظاهرا خيلی از حرف رک وراست من دلخور وناراحت شدی. اول يک کم آرام باش بعد با هم بحث کنيم.دقت کن سازمانهايی را که من اسم بردم همه همين را ميگويند که من رديف کردم.در مورد کومه له فکر ميکنم تو داری سازمان زحمتکشان (عبدالله مهتدی را با حزب کمونيست اشتباه می گيری که من اسم نياوردم).اعلاميه های جديد راه کارگر را با اکثريت ببين بعد نظر بده(توی سايت پيک ايران و امثالهم ميتوانی پيدا کنی).همين همه با هم شماست که من را کشته.شما اختلافات اساسی را يا نمی بينيد و يا نميخواهيد ببينيد.من تازه اسم حزب دمکرات ناسيوناليست را نياوردم.من واقعا نمی دانم منظور شما چيست؟سران کومله که شما می گویید هم اکنون در ح.ک.ک. هستند پس سنگ کومله را به سینه نزنید.در مورد پیک ایران من چندی پیش شخصا اعلامیه ایذه را برای آنها فرستادم و آنها چه کردند. اخباری غلط را پخش کردند.اخباری که اکثریت پخش می کند. امير عزيز حزب طبقه کارگر وجود دارد ومشغول فعاليت هست اگر اين حزب را قبول نداريد حداقل با منطق بحث کنيد.ديگر اين رابه شما نبايد گفت.
تند ميروی منوچهر. جان ارنستو .
این جمله را اولین بار از کادرهای بالای حزب توده-که از نزدیکان ما بودند - سال ۵۸(در سن ۱۹ سالگی) شنيدم. زمانی که من معتقد بودم که رژيم ج.ا. فاشيست است و حزب توده مشغول فرستادن تلگراف برای امام و خط امام بود.بنابراين اين جمله من را تکان نمی دهد(از اين بدترش را همان توده ايها بمن گفتند)با منطق بحث کنيم و استدلال بياوريم.


m 22:34 @ Mon, 23 Feb 04

تصحيح:: حکومتی که برای فرد انسان ارزش قائل باشدو .....


گندم 22:33 @ Mon, 23 Feb 04

...بايد از رود گذشت

بايد از رود

اگر چند گل آلود

... گذشت
جناب شبح عزیز: از لطف شما ممنونم ...به امید ایرانی آباد . آزاد و سربلند برای همه ما...و به امید آنروزی که آگاهی حرف اول را بزند...


امير 22:31 @ Mon, 23 Feb 04

منوچهر گرامي:
به قول شمالي ها ” آدم تك و پالو به حرف آيه ” ترجمه اش خيلي مشكل نيست گرامي ام اين چيزايي كه ميگي و رديف كردي واقعن بهش اعتقاد داري ؟؟
خب آقاي محترم تو كه برات هيشكي باقي نماند‏‏، همه ضد انقلاب و فاشيست دوست گرامي ام يادت رفته كه نيروي اصلي تان را از همين كومله گرفته ايد و درب و داغونش كرديد و انداختيدش دور و حالا غير مسوولانه ميگوييد سازمان قومي و فاشيست ... راه كارگر فاشيست است و ... پيك ايران ... شايد دوستان در ايران ندانند كه چه كسي اين سايت را ميگرداند ولي شما كه خوب ميدانيد رفيق گرداننده اين سايت بيشتر به نظرات شما نزديك بوده تا به ”اكثريت” و الخ ّ!!؟
منوچهر محترم شك دارم كه از معنا و بار كلماتي را كه استفاده كرده ايي آگاه نباشي، اتهام هايي را كه تو آغاز كرده ايي در اينجا قطعن با دلايل و اسنادي بايد همراه باشد كه لابد در حزب شما بحثهاي مفصلي پيرامونش صورت گرفته است. به هر حال اتهام و توهيني را كه شما و حزبتان در پيش گرفته است فقط و فقط در جهت هر چه بيشتر ايزوله كردنتان در جنبش چپ ايران است و شايد دقيقن به همين دليل مشخص باشد كه بعد از ... همانطور كه اشاره كرديد سازمانهاي چپ به تقاضاهاي شما اعتنايي ننموده اند و جوابي به حزبتان نداده اند ؟؟
لحن توهين آميز شما در برخورد به تمامي سازمانهاي سياسي و طرد كردنشان بدين گونه ناشي از بيماري بچه گانه خود بزرگ بيني در چنبش چپ ” بيمار ” ما ناشي ميشود ! اگر حداقل بينش و سواد سياسي در انديشه حزبتان يافت ميشد بدين سادگي و بچگانه از مقوله ” فاشيست ” براي تمامي جنبش چپ استفاده نمي نمودي !!؟؟


m 22:29 @ Mon, 23 Feb 04

child os rosa محترم
اگر توجه کنی من قبل از هر چيز گفتم حکومتی که مبتنی بر ارزش های اخلاقی و انساندوستانه باشه و اين کار را در مرز های ايران انجام بده . بايد واقع بين باشيم که نمی شه برای جاهای ديگه تصميم گرفت ولی مسلما بايد به همه مردم و مليت ها وانسان ها ارزش قايل شد .

حرف من اين است که ما ديکتاتوری را به هر شکل آن نمی خواهيم . ما حکومتی ميخواهيم که برای > ارزش قائل باشد و انسان ها را فدای عقايد تعداد محدودی نکند . چه اين عقيده دينی باشد چه کمونيستی .


parastoo 21:52 @ Mon, 23 Feb 04

سلام من که به سن رای نرسيدم ولی اگر هم رسيده بودم هم رای نمی‌دادم .(خيالت جمع جزو نامردا نيستم) پس به من هم سر بزن


parastoo 21:52 @ Mon, 23 Feb 04

سلام من که به سن رای نرسيدم ولی اگر هم رسيده بودم هم رای نمی‌دادم .(خيالت جمع جزو نامردا نيستم) پس به من هم سر بزن


parastoo 21:52 @ Mon, 23 Feb 04

سلام من که به سن رای نرسيدم ولی اگر هم رسيده بودم هم رای نمی‌دادم .(خيالت جمع جزو نامردا نيستم) پس به من هم سر بزن


Child Of ROSA 21:40 @ Mon, 23 Feb 04

m ۷۱
...البته هيچ كس ازبه قدرت رسيدن انسان دوستان ناراحت نميشود به شرط انكه عاشق همه انسان ها باشد نه فقط عاشق ايران چون رضا خان و محمد رضا پهلوي و بختيار و بازرگان و خميني و... هم عاشق ايران بودند البته ايراني كه مايملك خودشان باشد!


Child Of ROSA 21:29 @ Mon, 23 Feb 04

m ۷۱
... حكومت اين به اصطلاح وطن پرستان و ایران دوستان يعني اينكه در لحظات سرنگوني اخوندها چند هفته مردم را با جنبش مدني وتحصن و اين جور چيز ها سر كار بگذارند و بعد از سرنگوني به مردم بگويند : مردم! حكومت اخوند سرنگون شد حالا خيابان ها را خلوت كنيد و يرويد پي كار خود. ... و بعد از ان روز از نو روزي از نو.همان بدبختي هاي هميشگي ولي اين بار تحت حكومت ملي و وطني و ميهني.


Child Of ROSA 21:27 @ Mon, 23 Feb 04

m ۷۱
m عزيز ... اصطلاح حكومت وطن پرستان اصطلاح كلي است و تحت اين نام جنايت هاي زيادي صورت گرفته است ... همين وطن پرستان كه شما درباره انها صحبت ميكنيد در سال هاي 57 و 58 مردم مناطق مرزي مثل تركمن صحرا و كردستان را به بهانه تجزيه طلبي قتل عام كردند و يكي از همين وطن پرست ها به نام شاهپور بختيار قبل از امدن خميني با كمك ارتش مردم را قتل عام كرد تا ايران براي ورود خميني امن شود و حكومت از شاه به خميني سپرده شود.


ترانه 21:20 @ Mon, 23 Feb 04

من از اينجاي نوشته شبح شروع مي كنم.
ُبه هر حال پيروز شديم و بايد اين پيروزی سکوی پرشی باشد برای پيروزی‌های بعدی.ُ

نتيجه انتخابات : نه گفتن و نخواستن حكومت جمهوري اسلامي است كه جز فقر، بدبختي، ظلم و ستم، دربدري، فساد، اعتياد ، شكنجه، زندان و كشتار هيچ چيز ديگری با خود نداشت. اين پيروزی درخشان است!
*از اين پيروزی بايد برای سرنگونی ج.ا. استفاده كرد. پيروزی بعدي
* آلترناتيو آينده بايد بتواند بيشترين حق مشاركت/ دخالت مردم را در تعيين سرنوشت و اداره امور حكومتي تضمين كند. پيروزی واقعي.
حكومت شوراها!!!


داریوش شاهد 21:01 @ Mon, 23 Feb 04

نويد جان از گربه ات ممنون !
بعد از ۲ ماه نيشمون باز شد .


ارنستو چه گوارا 20:51 @ Mon, 23 Feb 04

m عزيز
مثل اینکه دلت خیلی پر است . جای سیاوش خالی -کلی با -ام- هم عقیده بود.


m 20:46 @ Mon, 23 Feb 04

جالب اينکه الگوی بسياری از رفتارهای ديکتاتوری حکومت اسلامی همين حکومت های کمونيستی بودند. رفتارهای يکسان ولی شعارهای متفاوت


داریوش شاهد 20:42 @ Mon, 23 Feb 04

سلام و ببخشيد !
۶۷ درصد واجدين شرايط در دوره ۶ ام راي دادند كه ۷۰ درصد آنها به اصلاح طلبها راي دادند (يعني حدود ۴۷ درصد واجدين شرايط به اصلاح طلبها و ۲۰ درصد واجدين شرايط به محافظه كاران ) ، حال با توجه به رد صلاحيت اصلاح طلبها در دوره ۷ ام و با فرض خوشبينانه شركت مجدد ۲۰ درصد از آن ۴۷ درصد (يعني حدود ۹ درصد واجدين شرايط اين دوره) و ۱۰۰ درصد از آن ۲۰ درصد در انتخابات ، كل مشاركت نميتواند بيش از ۲۹ درصد باشد و با فرض ۴۶.۳ ميليون نفر واجد شرايط ، در كل با تمام فرضهاي خوشبينانه آمار مشاركت چيزي در حدود ۱۳.۷ ميليون خواهد بود و اگر درصد خطاي پيش بيني را نيز ۱۰ درصد (سگ خور) در نظر بگيريم و خودشان را جر بدهند ميكنه ۱۵ ميليون !
نه ديگه ۲۳.۴ ميليون !!! (اونهم با شمارش تازه ۴۰ درصد از صندوقهاي تهران)
به همين سادگي !
باور كنيد همه محاسبه چند ثانيه بيشتر هم نشد.
معني شگفتي و حماسه آقايان را هم فهميديم!
افتضاح از اين گندتر و بيشرمي از اين بيشتر ميشه؟!!!


m 20:39 @ Mon, 23 Feb 04

آتش محترم
انقلاب کارگری/ جامعه بدون طبقه و..... حرف های هستند که تاريخ مصرفشان گدشته است . اين ها را مردم مظلوم کشورهای کمونيستی تجربه کردند و همانطور که ملت مظلوم ما فهميد حکومت دينی چه ديکتاتوری وحشتناکی است که آن را به هيچ ملتی توصيه نمی کند . تجربه کردن ديکتاتوری که رنج آن را ملت های مختلف تحمل کردند تا سر انجام از بين رفت ابلهانه است. در آن جامعه هم مردم طبقه بندی می شوند به خودی و غير خودی و .....

نه نه نه نه هزار بار نه به هر گونه ديکتاتوری بالاخص از نوع عقيدتی آن چه ديني و چه کمونيستی


ارنستو چه گوارا 20:37 @ Mon, 23 Feb 04

تند ميروی منوچهر جان

برای همين هم دوستت دارم .سياست را نميشناسی - برای همین هم ستایشت میکنم-سياست توافق بروی حداقل ها و دادن شعار حداکثر هاست . شما که همه تان خارج هستيد اين چيزها را بايد از آنور آبی ها ياد گرفته باشيد؟

ميخواستم کوتاه مطلبی بنويسم در مورد شايعاتی که در مورد حکک وجود دارد بنویسم (که بنظر من بيشتر حسادت تشکیلاتی است تا واقعيت ) ولی ميبينم که توپت پر است.

بهر حال نميخواهم حکک را در موضع دفاعی قرار دهم ولی پاسخ گفتن به آنها که خودتان هم شنيده ايد بهتر از نشنيدن آنها و حمله به گوينده آنست. پاسخ بدهيد چيزی از دست نميدهيد.


atash 20:22 @ Mon, 23 Feb 04

m...
حرف عاشقانه وهمه با هم واحترام به اصول اخلاقی یکدیگر راه حل برابری وآزادی انسان ها نیست ..جامعه سوسياليستی اگر به معنی ديکتاتوری است من اين نوع ديکتاتوری را می خواهم که لرزه بر اندام سرمايه می اندازد وطبقات را از بين می برد وديگر طبقه ای بر طبقه ديگر فخری نيست.


m 20:07 @ Mon, 23 Feb 04

نه ديکتاتوری پادشاهی . نه ديکتاتوری ديني و اسلامی. نه ديکتاتوری پرولتاريا . نه هر نوع ديکتاتوری ديگه ای.


m 20:03 @ Mon, 23 Feb 04

آقا ما مردم ايران حکومت اسلامی و حکومت کمونيستی و حکومت ديکتاتوری مبتنی بر عقايد دينی و کمونيستی از هيچ نوع آن نمی خواهيم. حکومت های مبتنی بر عقيده چه دينی و چه کمونيستی همه اصولا ديکتاتوری هستند حتی يک مورد استثنا هم در تاريخ وجود ندارد. ما يک حکومت دموکراتيک مردمی که تحمل افراد با عقايد وايده های مختلف را داشته باشد می خواهيم . حکومتی که مبنای آن اصول اخلاقی باشد و اهدافش بشردوستانه باشد و عاشق مردم و انسانيت در نوع خود باشد و اين اهداف را در مرز های ايران عزيز ما اجرا کند. و عاشق ايران وايرانی باشد.


manochehr 19:44 @ Mon, 23 Feb 04

نسرين ۶۴ عزيز.
در مورد ائتلاف گروهها من خيلی حرف دارم با کدام گروه؟من برايت گروهها را ميشمارم:۱-اکثريت فداييان وحزب توده که همه می دانند هوادار رژيم اسلامی هستند.و چقدر در کشتن انسانها دست داشتند و دارند(حتی امروز در سایتهای پیک ایران٫ اخبار ایران ٫... فقط دروغ پخش می کنند واخبار را سانسور می کنند.)۲-سلطنت طلبان که همه می دانند چه می خواهند-کودتا و بند وبست از بالا.۳-مجاهدين که هوادار اسلام هستند و کشتن انسانها به هر قيمت و به بند کشيدن دوباره انسانها و بخصوص زنان هدف آنهاست.۴-راه کارگر که فاشيستهای خجول هستند که می خواهند افغانيها هر چه زودتر ايران را ترک کنند. و مخالف ممنوعيت حجاب برای کودکان هستند .کومه له (سازمان زحمتکشان منظورم هست)که تقريبا یک سازمان فاشیست و قومی هست؟
نه عزیز من ما با این سازمانها اعتلاف نمی کنیم و خاک به چشم توده ها نخواهیم پاشید. این اختلاف امروز با ۱۳۵۷ است. امروز ما هستیم و اجازه نمی دهیم که کسی این راه را کج کند. ما٫ ح.ک.ک. هستیم و راه درست را به انسانها نشان می دهیم٫ واجازه نمیدهیم که دوباره سر مردم کلاه بگذارند.ما ح.ک.ک. حدود یک سال پیش یک سری خواسته را مثل: ۱-برابری بین زن ومرد۲-ممنوعیت اعدام و شکنجه۳-جدایی مذهب از دولت وآموزش وپرورش۴-آزادی بیان۵- ... برای تمام سازمانها ارسال داشتيم و از آنها خواستيم که نظر خود را بيان کنند.ميدانيد چند سازمان جواب ما را دادند؟ هيچکدام!!!!!! چون اينها اعتقادی به اينها ندارند.ولی ما داريم.قربانت.منوچهر.


m 19:10 @ Mon, 23 Feb 04

واقعا خاتمی قراره استعفا بده ؟؟
وای عجيب هوا مثل سال ۵۷ است . من هيجان زده شدم يا واقعا همينطوره؟؟


atash 19:02 @ Mon, 23 Feb 04

نسرين جان .. خوشحالم که در این مورد با هم اشتراک نظر داریم.. به نظر تو خوبه این را مطرح کرد در وب لوگستان.. گرچه گاها هم مطرح شده .. مثلا احزاب وگروه ها ۳یا چندشرط برای بیانیه مشترک خود بگذارند مثل آزدی بدون قید وشرط .. ازادی فوری زندانیان سیاسی . جدائی دين از حکومت وآموزش وپرورش ووو .. دلایل مخالفت با آن را کدامها هستند مطرح بشه ؟؟؟ یا اینکه بازما بايد منتظر بمانيم بگوييم چرا بين احزاب وگرو ه ها وحدت نيست . يا حزبی نداريم .. بعد از حربه مردم استفاده کنيم بگوییم نه ما رفراندم می زاريم وتصميم با مردم است .. نبايد ما خواسته ها را به عنوان خواسته های مردم مطرح کنیم ؟


manochehr 18:32 @ Mon, 23 Feb 04

اقبال عزيز٫رفیق من.
دليل اينکه من در اينجا نظر می دهم راستش را بخواهی شبح است. که من شخصا او را انسانی اهل تفکر و پيشرو می دانم. برای همين سعی ميکنم سر موضوع و با دليل و منطق با او بحث کنم. اگر دقت کرده باشی کسان دیگری هم که گه گاه (مثل نماينده حوضه فيضيه در اينجا٫آقای سعيد ممتيک)اينجا نظر ميدهند برای من مهم نيستند وبا آنها حتی بحث هم نمی کنم(همانطور که با خلخالی٫خاتمی٫.... بحثی نداشتم وندارم٫چون آنها یادر حکومت ضد انسانی هستند ویا دارند از آن دفاع می کنند مثل آقای امید میلانی در سایت زنانه) بنابر اين سعی کن با منطق با شعور بالای شبح بحث کنی ونه با شعار.ببخشيد که رک وراست با تو رفيقم حرف زدم. من هميشه رک بوده ام.قربانت منوچهر.


manochehr 18:01 @ Mon, 23 Feb 04

اين اطلاعيه را در مورد نتايج انتخابات در کردستان بخوانيد و حودتان نتيجه گيری کنيد.
http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2402/240222-KK10.html


شبح 17:56 @ Mon, 23 Feb 04

اقبال عزيز!(44)
اگر به جوهره‌ی حرف من توجه کنی و خواهی ديد اختلافی با هم نداريم. بيا يک بار موضوع را مرور کنيم.
1- حاکميت با راديو و تله‌ويزيون‌اش، با مراجع تقليدش، با نماز جمعه‌اش، با دادن بن خواربار، با جشن‌های پيروزی با نيروهای سازمان دهی شده است، خلاصه با تمام تواناش انتخاباتی را برگزار کرد و می‌خواست بگويد مردم ايران با حاکميت هستند. مردم به اين انتخابات نه گفتند و در آن شرکت نکردنند. پس ما پيروز شديم.
2- اما مردم در شهرهای بزرگ در تهران و بسياری از نقاط کشور در روز انتخابات يا حاکميت درگير نشدند و اعتراض خود را به‌صورت فعال نشان ندادند. پس مبارزه هنوز آغاز نشده است.
3- توجه داشته باش در همين متن به مبارزات مردم در شهرهای مختلف اشاره شده است پس از اين نکته مغفول نمانده‌ام. نکته‌یی را که می‌خواستم به صورت پر رنگ به آن توجه دهم اين است که تصور نکنيد شرکت نکردن در انتخابات و اين پيروزی پايان مبارزه است.مبارزه هنوز آغاز نشده است!


nasrin 16:45 @ Mon, 23 Feb 04

آتش جان (۶۳)
ائتلاف گروههای سياسی در سال ۵۷ که همه می دانيم به شکست انجاميد . اشاره منهم به بی اعتمادی مردم نسبت به روشنفکران و رهبران سياسی تائيد همين مسئله بود .
منظور من دقيقا همان است که تو می گوئی ٫ يعنی تعهد نسبت به اهداف مشترک يا هر اسم ديگری که بشود بر آن گذاشت . شايد استفاده از کلمه ائتلاف اشتباه باشد ٫ نمی دانم ولی منظور همان بود .


atash 16:19 @ Mon, 23 Feb 04

نسرين عزیز ۵۷ .. منظورت از ائتلاف چيست ؟ در قیام ۵۷ مگر نيروها با هم ائتلاف نکردند بر علیه نظام سلطنتی طرفدار غرب ؟.. همه با هم گفتند تقوا !!! چه چیزی از آن حاصل شد؟؟ غیر از آن بود که راست گردن چپ را زد وهمین مردم نظاره گر بودند تا ببینند آخرش چه می شود ؟؟ و نتیجه اش آن شد که دیدیم. امروز هر نیروئی برای خودش رئیس جمهور وشاه تعیین کرده وبه هیچ چیز جز خودشان راضی نیستند ..
البته می شود تمامی نیروها متعهد شودند بر سر پیاده کردن یک سری از خواسته های معین که مشترکا عمل کنند اما این چیزی شبیه به یک جبهه یا اتئلاف نیست بیشتر می تواند نام یک قعطنامه ویا تعهد نامه بخود بگیرد که هر چه این خواسته ها عمومی تر باشد نيرو های بيشتری را در بر می گيرد.. نا گفته نماند که عدم قبول این بيانيه مشترک وقبول ان انعکاسی در جامعه برای شناخت اين نيروها بجا می گذارد ومردم قضاوت خواهند کرد.


nasrin 16:16 @ Mon, 23 Feb 04

ارنستو جان ! (۵۹)
اگر به نکته ای هم که اون شخص گفته اشاره نمی کردی ٫ طولانی بودن کامنتت آدم رو خود به خود ياد اون شخص می انداخت ! (شوخی)


Mahshid 16:04 @ Mon, 23 Feb 04

چه مي گوئي كه بيگه شد, سحر شد, بامداد آمد؟
فريبت مي دهد, بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست.
حريفا! گوش سرما برده است اين, يادگار سيلي سرد زمستان ست.
و قنديل سپهر تنگ ميدان, مرده يا زنده,
به تابوت ستبر ظلمت نه توي مرگ اندود, پنهان ست.
حريفا! رو چراغ باده را بفروز, شب با روز يكسان ست...

آقای فلانی اگر یک حرف راست در عمرش زده باشد این است که من پشت کوهی هستم. من از پشت کوهها و از کنار دریا آمدم. و پناهگاهم خانه مادربزرگ بود که تمام مهربانی عالم را در خود داشت.
خانه مادربزرگ در نزدیکی دریا بود. و ما بچه ها همچین که به خانه مادربزرگ می رسیدیم سطلهای شن و قایقهای کوچک چوبی را بر می داشتیم و به سمت دریا می دویدیم.
یادم هست مادر بزرگ ..با مهربانی و لهجه زیبای خودش همیشه ما بچه ها را در عجول بودنمان هشدار می داد. مادر بزرگ زن دریا بود. و اصطلاحاتش هم مربوط به دریا و دریایی ها بود . همیشه به ما می گفت : آب را ندیده تنبانتان را در نیاورید. صبر کنید تا به کنار آب برسید ..بعد.
وقتی این غوغای عزیزان خارج از کشور را می بینم آرزو می کنم که ای کاش همه این دوستان یک مادر بزرگ داشتند.

این به معنی ناامیدی نیست. رهگذر ما ۳۰ سال را اگر با ناامیدی سپری می کرد چیزی از او نمی ماند. یا توی غبارهای زندگی گم می شد . یا امروز به دلتنگی خود نغمه ساز می کرد.
داشتن تحلیل درست از موقعیت و اتخاذ موضع قاطع و با توجه به واقعیات و جایگزین نکردن آرزوهایمان به جای واقعیات..اینها همه از ناامید شدن در میان راه جلوگیری می کند. حرکتی انجام شد. و من بر این گمانم که با موفقیت هم انجام شد. اما این حرکت پایان کار جمهوری اسلامی نیست. ما در آغاز راهیم.
خوشحالم که در این راه تنها نیستیم. خوشحالم که شور و شعور جانهایی را که آتشی ۳۰ ساله در آن افروخته مانده است با خود داریم.
و آرزو دارم که آنکه دارای شور است به شعور و آنکه دارای شعور است به شور برسد.

از شب هنوز مانده دو دانگی ....
هست شب...آری شب...


parastoo 16:04 @ Mon, 23 Feb 04

سلام من که تازه ساله ديگه به سن رای می‌رسم ولی خوب اگه امسال هم می‌تونستم رای نمی‌دادم


ارنستو چه گوارا 15:58 @ Mon, 23 Feb 04

آتش عزيز
سئوالات سخت امتحاني را داري از من ميپرسي؟!

جوابم را با شعاري مذهبي شروع ميکنم که با وجود مذهبي بودنش پيام جالبي براي تمامي ما معتقدان به سوسياليزم به همراه دارد" حکومت با کفر باقي ميماند ولي با ظلم باقي نمي ماند" اين واقعتي است انکار ناپذير که جاي شک شبهه اي براي من ندارد.

اما نکته اي که در تمامي اين بحث ها بود و ما از آن غافل بوديم ولي چند ماه پيش يک نفر (اسمش را نياوريم که سرو کله اش پيدا ميشود و اعصاب شبح و همه ما را بهم ميريزد) به آن اشاره کرد – شروع تغيير جهت بردار قدرت در ج.ا. است که" تثبيت جناح راست در قدرت" و" عقب نشيني جناح اصلاح طلب" و همچنين "انصراف جناح موتلفه از کانديدي مجلس" همه خبر از شروع سناريوي جديدي در حيات سياسي ايران دارد:

1- بسته شدن بيش از پيش فضاي سياسي
2-باز شدن بيش از پيش فضاي اجتماعي (حجاب – روابط اجتماعي -....)
3- گسترش روابط با دول غربي و شروع رايزني براي برقراري روابط شفاف (نه نهان) با ايالات متحده آمريکا و گسترش سريع رابطه با آمريکا
4- افزايش حجم سرمايه گذاري هاي خارجي خصوصآ در صنعت نفت
5-تعريف هدف توسعه اقتصادي براي ايران

اين همان چيزي است که به اسم سناريوي چيني در جهان سياست معروف است و سرمقاله دو هفته پيش شرق
که دکتر يزدي آنرا نوشت در همين مورد بود (دکتر يزدي با توجه به ارتباطات فرا مرزي اش خبر هايي دارد (

اما از نظر من هم اين سناريو با شکست مواجه ميشود چون:

1-چون حكمرانان ايراني دزد هستند ولي چيني ها دزد نيستند و چين از نظر پاكيزگي بوروكراسي اداري تقريبآ بي نظير است.
2-سواد سياسي و حساسيت سياسي ايرانيان به مراتب بيشتر از شهروندان چيني است.
3- تعيين هدف توسعه اقتصادي از طرف شهروند چيني مورد پذيرش بود ولي از طرف شهروند ايراني چندان مورد پذيرش نيست. با عرض معذرت از هموطنان ميگويم: شهروند ايراني بسيار تنبل تر و تنپرور تر از شهروند چيني است.
4- مگر سرمايه دار غربي مغر خر خورده كه در كشور نارامي مثل ايران سرمايه گذاري كند؟
5- تغيير ماهيت سرمايه جهاني از رسوبي به غير رسوبي و تجاري طي 10 ساله اخير

امآ تا اينجا حرفها به قول دوستان حرفها ملي- مذهبي بود حال ببينيم تغيير جهت جنبش به کدام سمت خواهد بود ( البته اگر ج.ا. و اربابان غربي اش فرصت پياده کردن اين سناريو را داشته باشد)
1- انتقال مركز نا آرامي و مخالفت با بي عدالتي و ديكتاتوري از دانشگاه به كارخانجات
2- راديكال شدن بيش از پيش فضاي سياسي و حذف اصلاحات از مركز خواستهاي اجتماعي
3- سركوب سياسي بدنبال خود مفهوم تثبيت مديريتي و اعمال فشار كاري بروي كارگران –كارمندان و معلمان را بدنبال دارد -در نتيجه براي زحمتكشان جامعه زندگي به مراتب سختر خواهد شدو بهمين دليل خواستهايشان راديكال تر ميشود ومسلمآ فضاي سركوب جسارت كم نمودن امكانات رفاهي -افزايش اضافه كاري اجباري-كم نمودن هزينه هاي توليد مثل امكانات ايمني را به مديريت هاي دولتي و خصوصي ميدهد و موضوع تشديد ميشود.

تمام اين تحليل ها منوط به گذر ج.ا. از اين نقطه عطف تاريخي است . در واقع مدل چيني راهکار ج.ا. براي جلوگيري از يک فروپاشي است که ميتواند از نوع انقلابي باشد.
من تحليل خودم را از شرايط گفتم ولي اصولآ مطالعاتم در حد تعيين راهکار نيست و بنظر من راهکار ها في نفسه توسط خود مردم تعيين ميشود (اين ديگر کمي آنارشيستي است).

اما شعار نهایی را هم میگویم :

پیروز باد حکومت کارگری


nasrin 15:47 @ Mon, 23 Feb 04

آتش عزیز !
البته آتش جان من در مورد انقلاب کارگری با تو هم عقيده نيستم ٫ ولی فعلا خواست مشترکمون که اونهم اعتقاد به سر نگونی رژيم و برقراری آزادی است ما را در یک جبهه قرار میده .


nasrin 15:25 @ Mon, 23 Feb 04

آتش جان ! (۵۴)
من قبلا نظرم را گفته ام باز هم می گويم به نظر من ائتلاف گروههای مختلف مخالف رژيم بهترين راه است ٫ چون مردم به دليل تجربه تلخی که از انقلاب ۵۷ دارند ٫ ديگر به روشنفکران و رهبران سياسی اعتماد ندارند و کشمکش ها و اختلافات ما بين گروهها هم به اين جو عدم اعتماد دامن می زند در صورتی که توافق و ائتلاف بين گروههای مخالف و تکيه بر نقاط اشتراک به جای افتراق ٫ در جلب اعتماد مردم هم موثر تر خواهد بود .
البته می دانم که از طرف بعضی از گروهها تلاش هائی صورت گرفته ولی تا کنون بی نتيجه بوده ولی من فکر ميکنم که باز هم بايد تلاش کرد و راه حلی برای اين موضوع پيدا کرد .


اوسا على 15:12 @ Mon, 23 Feb 04

بچه ها سلام و خسته نباشيد! شبح جان سلام، با چهارچوب کلى بحثت موافقم. ولى نبردى که شما از آن صحبت ميکنى روشن نيست چيست، فکر کنم بايد بيشتر اين بخش از بحث رو که مهم هم هست باز ميکردى. بنابرين من در اين زمينه نظر نميدهم. هرچند از نظر من به طول عمر ننگين و دراز اين رژيم هار اسلامى مردم هميشه به نوعى در نبرد بودند و هستند. ميشه به عقب برگشت و ديد.
اما در مورد حکايت انتصابات بايد بگم که دعوا بر سر اينکه چند ٪ از مردم شرکت کردند يا نه اصلا معيار سياسى براى اين انتصابات نيست. بلکه وارد شدن به همان بازى ؛ جنگ بازنده گان؛ است که برنده اى ندارد. بحث روى آمار و ارقام در همچين حکومتى خيليها را دچار اشتباه ميکند. حالا گيريم ٩٠٪ شرکت کردند، آيا اين ماهيت رژيم جلادان اسلامى را عوض ميکند؟ بالا بودن درصد شرکت و راى آوردن يک جناح الزاما بمعنى حقانيت آن نيست. صدام حسين قبل از سقوطش ٩٩٪ آرا را کسب کرد و ٩٩٪ هم در انتخاباتش شرکت کردند. که چى؟ چه شد؟ ميخواهم اينو بگم که اينها هرگز آمار و ارقامى که به ضررشان است بيرون نميدهند. ما با رژيمى طرفيم که شديدترين سانسور خبرى و مطبوعاتى جهان را دارد. من بشخصه فکر ميکنم که کمتر از ٢٠٪ در اين مسخره بازى شرکت کردند.
رژيم خونريزى مردم را در بعد جديدتر و جلو چشم مردم آغاز کرده است، اين نشانه روزهاى آخر عمرشان است. من هيچ وقت قول تاريخى نداده ام، اما اين يکى رو به جرات قول ميدم که جمهورى جلادان اسلامى و حکومت خدا و قرآن چند ماهى بيشتر عمر نميکند. سرنگون باد جمهورى کثيف اسلامى! زنده باد حکومت شورايى!


matin 14:15 @ Mon, 23 Feb 04

سلام شبح...اومدم به دوست قدیمیم سر بزنم که دیدم باز سیاسی نوشته... ! خدایا چرا من نمیتونم سیاسی شم؟


atash 14:15 @ Mon, 23 Feb 04

ارنستو ۴۷ .. من يکيش هستم که اینو ميگم .. بنظرم منافع من ومردمم تمام وکمال در رسیدن به انقلاب کارگری گره خورده .. البته اگر نگویید برای مردم تعیین تکلیف نکن چه چیز خوب وچه چیز برایشان بد است .. هیچ انساندوستی نمی خواهد نابرابری های ظالمانه اجتماعی را ببیند وخواهان آن هم نیست .. ریشه تمام نابرابری هارا در همان می بینم که می گوئی صبر به چشم .. !! یعنی راحلی برای تما م فلاکت ها وبدبختی ها .. می دانم تو هم همچون من می اندیشی ..اما را ه های رسیدن به آن را نمی دانیم واگر هم می دانیم مختلف است..
برای دستیابی به آن سوالم این است که چگونه وچطور و چه شیوه هایی را می توان وباید بکار برد تا هدف حاصل گردد؟
دوستانی که با من هم عقيده هستند بهتر است همگی خود راروی اين مهم متمرکز کنيم وبا توجه به واقعيت های عينی اجتماعي روی این مسئله صحبت بشود که براستی کدام راه معقول تر است تا به یک انقلاب ریشه کن وبنیادی دست یابیم /چگونه و.چطور ؟


شبح 14:07 @ Mon, 23 Feb 04

بابا لنگ دراز گرامی!(41)
خلاصه و جوهره‌ی حرف شما آن‌گونه که من متوجه شدم. اين است: اقليتی از مردم هوادار نظام هستند و اکثريتی مخالف يا بی‌نظر هستند. آن اقليت به دو بخش تقسيم می‌شوند. اصول‌گراها واصلاح‌طلبان. اصول‌گرا در بين آن اقليت موافق نظام دارای اکثريت است و اصلاح‌طلبان با به صحنه کشيدن مخالفان موفق شدند سهم بيشتری را از قدرت به دست آورند. اما به دليل اين که نتوانستند سهم خود را در بين آن اقليت به اکثريت برسانند و نه توانستند بخشی از آن اکثريت مخالف را برای خود نگه‌دارند.
راست‌اش را بخواهی حرف‌ات کاملا درست است و من در بعضی از مطالبی که نوشته‌ام به اين نکته اشاره کرده‌ام. نتيجه‌یی که می‌توانم از حرف تو بگيرم اين است تا آن اکثريت مخالف متشکل نشود و نتواند مبارزه‌ی جدی و مستقل از جناح‌های درون حاکميت را سازمان بدهد بايد هم‌چنان زير يوغ اقليت حاکم بمانند. اين همان چيزی است که در عنوان همين مطلب من مستتر است:" ما پيروز شديم اما نبرد هنوز آغاز نشده است."


شبح 13:11 @ Mon, 23 Feb 04

هاله‌ی عزيز!(39)
من در پاسخ به کامنت منوچهر عزيز در نظرخواهی قبلی وعده دادم که پاسخ او را بدهم پس دندان روی جگر بگذار تا اين کار را بکنم. اين روزها کار وکاسبی خيلی خراب شده. فکر کنم با اين وقتی که اين‌جا می‌ذارم. اول خانم‌ام از خونه پرت ام کنه بيرون بعد صاحب‌خانه اونا را!

ارنستو جان!(۴۷)
از قوت قلب‌ات متشکرم. در مقابل مردمی که جان‌شان را برای زنده‌گی در خور انسان دادند در مقابل دوستان ما که در خاوران و گوشه و کنار اين کشور بر خاک خفته‌اند... اعصاب خورد شده‌ی ما چه قابل دارد!
به هر حال کاش همه‌ی ما انرژی‌مان را متمرکز می‌کنيم روی مشکلات پيش روی‌مان!
می‌بينيم.حتا بابا لنگ‌دارز گرامی که در آغاز با فحش‌های جنسی به اين‌جا آمد حالا چگونه منطقی دارد صحبت می‌کند و راه ديالوگ را باز گذاشته است؟
اگر يادبگيريم چگونه با هر طرز تفکری بتوانيم ديالوگ مناسبی داشته باشيم بسياری از مشکلاتمان حل می‌شود.


eqball 11:59 @ Mon, 23 Feb 04

«ايسنا»، چهار نفر در درگيرى هاى خيابانى در حوزه انتخابيه شهر ايزه كشته شده اند و اين زمانى روى داد كه انتخاب كنندگان سرخورده و ناراضى قصد حمله به قرارگاه نيروى انتظامى را داشتند. در فيروزآباد واقع در استان فارس نيز به گفته يك مقام سياسى، نيروهاى انتظامى دستكم سه تن از تظاهركنندگان را به ضرب تير كشته اند.
(ح.ک.ک.) امروز سوم اسفندماه تعدادى از مردم نيشابور دست به تجمع اعتراضى زدند و خط راه آهن را مسدود کردند. تجمع کنندگان به نامناسب بودن نحوه امداد رسانى و پاسخگو نبودن مسئولان اعتراض ميکردند.
امروز يکشنبه ٣ اسفندماه کارگران و کارکنان انرژى اتمى در اصفهان همراه با خانواده هايشان در منطقه روشن دشت که اين سازمان در آن واقع شده است دست به تجمع اعتراضى زدند.(ح.ک.ک.)


شكارچي 11:26 @ Mon, 23 Feb 04

ببخشيد شبح عزيز
بجون خودم تقصير اين رهگذر ثاني هستا !!! نه ايميل داره نه وبلاگ . خوب كارش دارم بايد توي وبلاگ تو بنويسم ديگه. خلاصه ببخشيد.

و اما رهگذر عزيز
ديشب نتونستم طاقت بيارم و از بروبچ پرسيدم. شعرت رو هم براشون خوندم. اگه ميشه يه ايميلي چيزي بده بتونم باهات تماس داشته باشم. اينجا يكي از بچه ها هست كه شديدا دوست داره بدونه تو هموني هستي كه فكر ميكنه ؟ در ضمن ميدونم كجا بودي. حد فاصل ديدگاه تا چهارراه لشگر ولي خوب اين اواخر سياسي ها رو ميبردن ملك آباد و اونجا بازجويي ميكردن.بهمين خاطر من فكر كردم ملك آباد بودي . تو خيابون كوهسنگي( كه البته اين رژيم اسمش رو گذاشته جبل النور!!!) هم همون جايي رو كه سابقا دبيرستان دخترانه پسرانه بود رو اداره ساواك كرده بودن. بهرحال خوشحال ميشم بيشتر با هم آشنا بشيم. راستي اين دوست خوب خواسته اسمش رو بهت بگم ولي نه اينجا...


هاله 10:37 @ Mon, 23 Feb 04

ارنستوی عزيز، در مورد شبح به فکر واداشتی ام. واقعا" بايد اعصابش داغون باشه که هر روز در کامنت دونيش رو باز کنه و اينجور رنگ و وارنگ در انتظارش باشه.

شبح جان ببخش اگه به بارت اضافه کردم. اينو از ته دل ميگم.


nc 10:31 @ Mon, 23 Feb 04

تبريک می گم


ارنستو چه گوارا 9:25 @ Mon, 23 Feb 04

شبح جان

واقعآ که اعصاب پولادين داری -اين تنوع ايده و نظر ها و پاسخگويی و بالانس کردن آنها فقط از شبح بر ميآيد.

دوستان بياييم صادق باشيم:

مردم در انتخابات شرکت نکردند-عده ای از مردم شهرستانها هم مثل تمام انتخابات مجلس در شهرستانها و بدليل افزايش نارضايتی دست به اقدامات جدی تری زدند.
عده ای هم که بدليل اينکه با اسم خودشان توی بلاگ مينويسند خوب انتخابات را تحريم نکردند -حالا هم مانده اند توی خماری رآی ندادن مردمو میگویند مردم شرکت کردند.

دوستان دیگری هم که میگویند انقلاب -اگر قرار باشد شروع شود خوب شروع میشود -بر چشم بد لعنت(:


باربد شمس 8:19 @ Mon, 23 Feb 04

تعجب نم کنم اگر شبح شدی و الا يک هويت بودی چشم بر حقيقت بستن خود حقيقت پنداری آدم واقعی را هم شبح می کند.
از اظهارنظر صريح خودم از شما به خاطر احترامی که به قلمتان قائلم عذر می خواهم.


هاله 6:03 @ Mon, 23 Feb 04

راستی شبح‌ جان فکر کنم خودت و دوستانی که منو میشناسند کاملا" بدونيد که نظر توهين به گرايشهای چپ گرانه نبوده و نيست بلکه خواسته ام بگويم دوستی و رفاقت چه ربطی به معتقدات سياسی افراد داره - اینجور که طرفداران حزب حککا میگویند. همين و همين. خلاصه در خانه اگر کس است ... نخواستم يک عده بيان اينجا و باز طبق معمول سنواتی خودشون پيرهن عثمون درست کنند و بگن ای وای آبروی مارکس در خطره. فکر کنم خودت دقيقا" متوجه حرف من بشوی. بقيه هم که نشدن برن از اونا که شدن بپرسن. :)


eqball 5:52 @ Mon, 23 Feb 04

شبح عزيز٬ اختلاف بر سر اينه که نوشتی نبرد هنوز آغاز نشده. منم نوشتم ممکنه در ذهن من و تو آغاز نشده باشه اما عملا در ۵۰ شهر و روستا آغاز شده و کشمکش خونينی هم بوده( ۲۰ نفر در ديذه). نوشتم کامنتها را نگاه کن و بگو جايگاه فعاليت همين امروزت در کنار اين مردم است؟ و ازت خواستم بجای اينکه در موقعیت يک شهروند تهرانی با اعداد و ارقام٬ اعلام کنی که پيروز شديم مثل يک مارکسيست در حمايت از مبارزات مردم اين ۵۰ شهر بنويسی. ( اینها نظره ٬‌پیشنهاده٬ ناراحتی داره؟) پاسخ اين نقد را ميشود با نقد داد نه با نوشتن اينکه پس تهران نشين هم ناسزاست! اسلحه دست گرفتن را من رد کردم و تو همراه با رهگذر ثانی( ايشان فرد شريفی است من جايگاه سياسيش را کار دارم) آن را سرود کردی٬ اونوقت تو از من میپرسی وبلاگ را تعطيل و اسلحه و کوکتل دست بگيرم؟ عجيبه واقعا! و ۸۰ درصد ( کی میگه؟ ) مردم تهران در انتخابات کذايی شرکت نکردند در حاليکه زير بمباران اتهام ـ مسلمان نبودن ـ بودند٬ من اين را مبارزه مردم با ج.ا. معنی ميکنم نه پيروزی. نگفتم ايران در آتش انقلاب ميسوزد. ميگم در آتش مبارزه ميسوزه .
شبح عزيز اين اولين بار نيست که چنين لغتهايی مينويسی: به چشم مردم خاک پاشيدن. اطلاعات نادرست دادن. مايوس کردن مردم. تحقير کردن مردم و TV . به نظر خودت اين پاسخ انتقاد من بود؟ خوب راه را برای کامنت ۳۹ باز کردي. موفق باشی.


زمينی 3:41 @ Mon, 23 Feb 04

شبح عزيز شبکه بدون تو صفا که دارد ! دروغ ما ملت را خفه می کند !!
اما واقعا وقتی نمی نويسی جات خاليه
اين جا شده يک مهمونی بزرگ که همه جور مخاطبی را می بينيم.
خسته نباشی.
ما بيشتر مخلصيم !!


بابا لنگ دراز 2:58 @ Mon, 23 Feb 04

آن درصد بالای که در دوره های قبل به وضوح ديده ميشد درصدی از مخالفين بودنند که هم اکنون نيز موجودن.از شروع حکومت اسلامی معترضین و جناحهای مختلف وجود داشتند و با به کار گیری از ترفندهای خاص خود سعی در تضعیف نظام داشتند.تفاوت انتخابات دوره ی قبل با این دوره در چه چیزی بود آیا واقعا در دوران قبل تعداد هواداران دولت و نظام جمهوری اسلامی به همان اندازه ای بود که بارها از طریق اعلام درصد آرا اعلام شد؟مسلما نه .تفاوتش در این بود که در دوره های قبل آن درصد از مخالفين به علت جناح بندی نمایندگان و ظهور پدیده ای همچون اصلاحات آب را گل آلود پنداشتندو به تصور اینکه آقای خاتمی میتواند با حمایت مردم دست افراطیون را از صحنه سیاست کوتاه کند به پای صندوق رای رفتند ولی اکنون با اين باور رسیده اند که٬ معنای اصلاحات بی بند و باری و آزادی احزاب به قيمت سرنگونی حکومت نيست.به این باور رسیده اند وحدت کلمه هنوز معنا و رنگ واقعی را از دست نداده.تا ديروز با به روی کار آمدن آقای خاتمی همه بر اين باور بودنند که آقای خاتمی منجی احزاب و گروههای مختلف عليه حکومت ميباشد.ولی دوران پر برکت دولت آقای خاتمی به همه ثابت کرد که تفرقه و نفاق ما بين سران حکومتی وجود نداشته و نخواهد داشت.ای کاش چشم و گوشها را برای دوران تبليغات انتخابات رياست جمهوری بيشتر باز ميکرديد و به سخنرانیهای آقای خاتمی با دقت بیشتری گوش میکردید . شما خود در انتخاب دچار اشتباه و بی مبالاتی شدید و دیگران را هم دچار همین اشتباه و بی مبالاتی کردید به گونه ای که همه باخیالی آسوده به پای صندوقها رفتند.ولی در مورد انتخابات فعلی مردم با آگاهی بیشتری نسبت به عملکرد دولت وارد صحنه انتخابات شدند و نتیجه آن شد که گروهی از مخالفین همیشگی جمهوری اسلامی شرکت نکنند.حال با در نظر گرفتن این موارد میتوان نتیجه گرفت که هواداران دولت و مجلس که در انتخابات شرکت کردنند٬ با توجه به درصد اعلام شده ٬حتی از طرف گروههای مخالف٬ کمی بیش از دوره های قبل بوده البته با توجه به درصدی که شرکت نکرده و باعث تفاوت درصد شرکت کننده ها در دوران قبلی و فعلی شده.اعداد و ارقام چیزی است که با آن سر و کار دارید و با آن به نتیجه میرسید محاسبه آن را به خودتان واگذار ميکنم.یعنی اکثریت در مقابل اقلیت ولو این اختلاف باکمترین درصد ممکن وجود داشته باشد باز اکثریت در مقابل اقلیت....و من الله التوفيق


persianlaic 2:35 @ Mon, 23 Feb 04

اول در جواب هاله بگم که:تو ديگه غلط زيادی نکن که دستت رو شدست !برو با اون دوستای آبکشين بپر......خجالتم نکشيا!...........در مورد مطلب شبح عزيز بايد بگم که اين تازه آغاز راهی بسيار مشکله اميدووارم يک روز در خيابانها باهم جشن انقلاب سوسياليستی را يگيريم!


هاله 2:07 @ Mon, 23 Feb 04

شبح عزیز، به نظر من تو بايد هر چه زودتر دست از اهل و عيال و دوستانت شسته، زندگی روزمره رو فراموش کرده، به فکر يک لقمه نان هم برای طفلکانت نبوده، بلافاصله به صفوف مبارزين اول خط در ناف آلمان، فرانسه. آمريکا و کانادا (و صد البته استرالیا) پیوسته و با جمهوری اسلامی مبارزه کمونيستي! بکنی.

لنگش کن آقا ... لنگش کن! يعنی چه؟ تو اصلا" بيخود لاف ميزنی. بلاخره تو کمونيست هستی يا نه؟ اگه هستی پس چطور دوستان غير کمونيست داری؟ هان؟ يالله جواب بده ... زود تند فوری سريع! ديدی نيستی؟ ديدی تو خائن و وطن فروش هستی؟ ديدی؟ همين الان افشاگری ميکنم و ترو انقدر با اينطور حرفهای صد من يک غاز تحت فشار ميذارم که خودت اعتراف کنی. رابطه تو با افراد توده ای ناسيوناليست چیه اصلا"؟ (ای کاش توده ای ها ناسيوناليست بودن اقلا"!). شبح عزيز، وبلاگت رو که يک محل شخصی برای نوشتن تفکرات و احساست خودت هست بايد تعطيل کرده و از آن به عنوان سکو و سخنگوی حزب کشک استفاده کنی.

همين ديگه ... من منتظرم مطلبت رو نوشته و وابسته گی هات رو مشخص کنی. بلاخره بايد بين دوستان ناسيوناليست توده ای خائن و وطنت يکی رو انتخاب کنی. ما بی صبرانه با چماق کلام منتظريم. دست از پا خطا کنی با تو برخورد حزبی میکنیم! (يعنی ديگه از پيامگيرت استفاده نخواهيم کرد).


pouyan 1:53 @ Mon, 23 Feb 04

شبح جان دقيقا مثل شما فکر ميکنم که تازه نبرد بايد آغاز شود يا شايد بهتر بگويم بايد ادامه جدی تری پيدا کند.


شبح 1:35 @ Mon, 23 Feb 04

اقبال جان!(33)
اختلاف بر سر چيست؟ آيا به نظر تو انقلاب آغاز شده است و الان ايران حالت نيمه جنگی پيدا کرده است؟ من بايد چه بکنم بايد وب‌لاگ‌ام را تعطيل کنم اسلحه دست بگيرم؟ بايد برم ايذه به قيام رو به اعتلای آنجا بپيوندم؟
عزيزم! 80 درصد از ما تهران نشين‌ها در حالی که تله‌ويزيون بمب‌بارانمان می‌کرد و گفتن هر کی رای نده مسلمان نيست. (و اتهام مسلمان نبودن بالاترين اتهامی است که می‌شود به کسی زد با اين اتهام در اين کشور قانون می‌شود آدم‌ها را کشت!) در شوی نمايشی اين‌ها شرکت نکرديم و تو اين را دعوای بين جناح‌ها می‌دانی. بعد من که می‌گوييم (علی‌رغم اين که " از غرب تا شرق از شمال تا جنوب برعليه اين شوی مضحک به خيابان ريختند و چند شهر حکومت نظامی اعلام شد.") مبارزه هنوز شروع نشده است می‌شوم تهران نشين! راستی نمي‌دانستيم تهران‌نشين بودن هم نوعی ناسزاست!
تو تصويری از ايران نشان می‌دهی که پنداری دارد در آتش انقلاب می‌سوزد و من و خواننده‌گان اين وب‌لاگ به‌جای اين که برويم سرکوچه کوکتل‌مالاتف پرتاب کنيم نشستيم اين‌جا داريم چيز می‌نويسم و می‌گيم هنوز مبارزه شروع نشده است!
اقبال عزيز تو با تله‌ويزوين لاريجانی و با مجاهدين چه فرقی داری؟ فکر می‌کنی برای من کاری داره بشينم بنويسم انقلاب خيابان‌های تهران را درنورديد و محله‌ها در آتش انقلاب می‌سوزد؟
می‌دونی چرا وقتی خبری می‌شه دوستان لطف دارن و می‌آن اينجا سر می‌زنن چون می‌دونن شبح اشتباه می‌کنه، بعضی وقت‌ها (به ندرت ) تحليل‌هاش هم درست نيست. اما دروغ نمی‌گه! حرف راست می‌زنه!
می‌دونی با اين حرف‌هات داری به چشم مردم خاک می‌پاشی. داری بهشون اطلاعات نادرست می‌دی و داری مايوسشون می‌کنی. داری تحقيرشون می‌کنی... و اين‌کار هيچ ثمری نداره مگر اين که مردم بهتون بی‌اعتماد بشن!
خب مثل اين که بحث طولانی شد. در کامنت قبلی به منوچهر عزيز قول داده بودم در مورد کامنت‌اش مطلبی بنويسم که هنوز وقت نشده. اين روزها از نظرکاری سرم شلوغه مطلب بعدی که خيال دارم بنويسم در مورد شيرين عبادیه مطلب بعدی را مي‌ذارم به تحليل نقش حککا و نظرات بکتاش عزيز و تو در مورد انتخابات که در وب‌لاگ من مطرح شده. خوبه؟


شبح 1:11 @ Mon, 23 Feb 04

نويد جان!(17)
من که هر وقت ده تومانی می‌بينم ياد اين قسمت از قصيده‌ی عشقی مي‌افتم!
به "مدرس" نتوان کرد جسارت اما
آنقدر هست که بر ريش خرش بايد ريد!
البته با عرض معذرت از دوستان!


Ehsan 1:05 @ Mon, 23 Feb 04

دمت گرم خيلی با اين تحليلی که انجام دادی صفا کردم دنبال يه همچين تحليل و آماری می گشتم که بالاخره پيداش کردم!و از اين که پيروز شديم خوشحال هستم! و از قبل هم معلوم بود که در تهران کسی شرکت نمی کنه و اون درصد کمی هم شرکت کردن بدون از اقوامشون و دوستان و آشنايانشون بودن!


tanhayabbi 0:50 @ Mon, 23 Feb 04

فرياد بلند زدن نشان ترس زياد است ...
(درضمن پست شماره يک از طرف من نمی باشد )


eqball 0:09 @ Mon, 23 Feb 04

ما پيروز شديم اما نبرد هنوز آغاز نشده است؟؟؟ شبح جان تعجب ميکنم. ميدانم خسته ای و دلمشغول٬ اما اين را اشتباه قلمی نميدانم. تو از نگاه يک تهران نشين به وقايع نگاه کرده ای نه از ديد يک مارکسيست. چندين روز است که مردم در کشمکشی خونين با ج.ا. هستند پس چگونه نبرد آغاز نشده؟ اسم ۶ شهر معترض را نوشتی اما تعداد آنها با احتساب روستاها به ۵۰ ميرسد و اگر در پنجاه شهر و روستا اعتراض و تظاهرات شده و هم اکنون در جريان است آنگاه يک طرفدار انقلاب خبر ميدهد که نه٬ هنوز نبرد آغاز نشده؟ شبح عزيز چه جوابی داری. آيا شعر کذايی خلق٬ خلق و اسلحه چنين تو را بيگانه با اعتراضات کرده يا واقعا افق انقلاب را در چشم انداز نميبينی و طرح پارلمان در تبعيدت جدی بود؟ لطفا کامنتها را نگاه کن و بگو جايگاه فعاليت همين امروزت در کنار مردمی است که ج.ا. را نميخواهند؟ تو داری لشکری را با خود به سياحت ميبری. امید داشتم اين شبح چشم و گوشی را بر دو واقعيت بگشايد و بر فراز جامعه اسير٬ برق اميد و نيرو رزم بپاشد. کدام پيروزی؟ اين جنگ جناحهای يک رژيم سرتاپا سياه بود نه چيز ديگر. اين پيروزی برای مردم باشد همان اعتراضات بود که به آسانی از قلمشان انداختی و مهر هنوز آغاز نشده نبرد زدی. ...


زیتون 0:01 @ Mon, 23 Feb 04

من از يه آدم مطمئن شنيدم که رقم صحيح رای دهنده ها در اصفهان ۱۰ درصد و در تهران ۱۲ درصد بوده..برای من عجيبه که بعضيا به تلويزيون بيشتر از چشماشون اعتماد دارن:)
چه راحت همه دارن باور می کنن:)
اهالی بم و خيلی از شهرهای کوچک ديگه که اصلا نذاشتن صندوق ها رو ببرن به شهرشون...
من همه ش فکر می کردم اينا می خوان چه طوری اين خجالت رو تاب بيارن.. نگو تو ايران راحت می شه دروغ بزرگ گفت بعد نشست و باور ملت رو تماشا کرد..
بيخود نيست می گن دروغ هر چی بزرگتر باشه باورکردنی تر می شه..
هر کی از دوستان و فاميلاش بپرسه آيا واقعا از هر ۱۰ نفر ۳ نفرشون رای دادن؟؟


رهگذر ثانی 23:55 @ Sun, 22 Feb 04

پیش از هرچیز سپاس از نسرین عزیز برای شعر زیبایی که از اسماعیل شاهرودی(آینده) آورده است. نسرین خوبم شاهرودی به درستی از آتشی که در سینه‌یِ همه‌یِ آزادی‌خواهان و برابری‌طلبان ایران همواره شعله کشیده است، سخن می‌گوید. آتشی که در کج و پیچ سرمایِ سیاه استبداد و نابرابری، عزیزترین فرزندان این آب‌وخاک با ایثار همه‌یِ هستی‌شان آن را فروزان نگاه داشته‌اند. آتشی که به زودی در شعله‌هایِ خود، استبداد و نابرابری را خاکستر خواهد کرد. ققنوس آزادی و برابری در شعله‌های آن به پرواز در خواهد آمد و بر سراسر ایران بال خواهد گسترد.
همین آتش است که چنین تمامی‌یِ نظام تاریکی و سیاهی را وادار به تلاش برای نیرنگ و فریب و تقلب کرده است. ادعایِ این‌ها این است که جمهوری اسلامی‌شان به تایید ۹۸ درصد از مردم رسیده است. حال حتا ده درصد هم تاییدشان نمی‌کنند. هرچه می‌خواهند تقلب کنند و نیرنگ و فریب به کار گیرند، به زودی باید به گورستان تاریخ، که بی‌گاه از آن برآمدند، بازگردند و این‌بار برای همیشه!

شکارچی‌یِ عزیز!
این زمزمه‌ای است که من با خودم در انفرادی داشتم. نه در فلکه ملک‌آباد، در پادگان چهار لشگر ۷۷. در آن سال‌ها اداره ساواک بالاتر از فلکه تقی‌آباد، در خیابان کوه‌سنگی بود. ولی بچه‌ها را در دوران بازجویی در انفرادی‌هایی که به همین منظور در پادگان چهار ساخته بودند، نگاه می‌داشتند و بعد به زندان وکیل‌آباد منتقل می‌کردند. من از تابستان ۵۲ تا پیش از انقلاب در زندان‌های مشهد، کمیته و اوین بودم و اگر دوستان تو هم در آن سال‌ها در این زندان‌ها بودند، به یقین با آن‌ها بودم.‌


آریابان 23:07 @ Sun, 22 Feb 04

با درود . آقا دمت گرم . تو اين هيری بيری و اعصاب خورد از اين گربه خيلی خوشم اومد ۵ دقيقه ای غش کرده بودم . شاد باشی


عزیز دوردونه 22:56 @ Sun, 22 Feb 04

ما پيروز خواهيم شد
رهرو آن است که آهسته و پيوسته رود :))


sepanta 22:28 @ Sun, 22 Feb 04

اين تازه اتش زير خاکستر شده...اين ارامش قبل از طوفان شده....


شراگيم 22:14 @ Sun, 22 Feb 04

راستی شبح جان...يه چند تا نکته ديگه هم در مورد انتخابات تهران بود که به نظر من ميتونه واقعا ثابت کنه درصد مشارکت مردم همون بيست درصدی بوده که حدس ميزديم...! البته اين ۳۰ و خورده ای درصد هم کم آبرو ريزی نيست برای رژيمی که ادعای مردمی بودن و مقدس بودن داره!!! اگه وقت کردی يه سری بزن...با اجازت هم يه جاهايی از ارقام و اعدادت استفاده کردم...:)


سمیرا 22:09 @ Sun, 22 Feb 04

الان (اخبارساعت ۷ شب ) اخبار گفت ۶۰ درصدکل مردم و ۵۰ درصد مردم تهران !!!!! ببخشيدها ولی زرپ....حالم داره بهم ميخوره ازين وضع احمقانه....


شبح 21:53 @ Sun, 22 Feb 04

دوستان عزيز!
شرمنده امروز سرم خيلي شلوغ بود و هول هولکي اين متن را نوشتم.
به هر حال فکر مي‌کنم سفر احمقانه‌ي خاتمي براي افتتاح مجتمعي در گلپايگان بسيار معنا دار است. اگر يادتان باشد در انتخابات شوراها هم رهبر از تهران خارج شد. خروج رهبر از تهران براي اين بود که درصورت راه‌يابي نهضت آزادي و غيرخودي‌ها شورا را تعطيل کنند. که خب اوظاه برعکس شد. در اين مورد هم فکر مي‌کنم سفر خاتمي به خارج از تهران براي اين بود که بخواهد مسئوليت تقلب در انتخابات را بگردن نگيرد! البته اين کلاه شرعي احمقانه‌يي است که به فقط از اين جماعت برمي‌ايد.


شكارچي 21:41 @ Sun, 22 Feb 04

سلام شبحي ناز
ازديروز چندين بار بهت سرزدم و از صبح هم چندين بار ريفرش كردم چون مطمئن بودم مطلب خوبي را اينجا خواهم خوند و حدسم هم درست بود . به همه آزادي دوستا تبريك ميگم.

و اما براي رهگذر ثاني :
دوست عزيز
نميدونم اين شعري كه نوشتي و تاريخ زدي مال خودته يا نه !!! ولي اگه خودت تو اون تاريخ اونجا بودي بايد بگم كه تو با خيلي از دوستا و آشناهاي من هم سلولي بودي. فلكه ملك آباد مشهد ؟ نه؟
اين شعر تقديم تو ، شبح و همه دوستا...

مي خواستم از نسيم بپرسم
بي جذر و مد قلب شما، دريا چگونه ميتپد امروز
اي مرغهاي طوفان
پروازتان بلند
كارامش گلوگه سربي را
اينگونه عاشقانه، اينگونه دلپذير
در آغوش گرم خويش پذيرا گشته ايد.


manochehr 21:27 @ Sun, 22 Feb 04

جوانان شهر ايذه امروز صبح هم دست به تجمع زدند.
شهر همچنان در حکومت نظامى است
http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2402/240222Iza.html
مردم اصفهان و سميرم هم دست به شورش زدند.
خيابانهاى شهر اصفهان مملو از مردم معترض است.
ديشب شهر سميرم در کنترل مردم بود
http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2402/240222Esfahan.html


شراگيم 21:18 @ Sun, 22 Feb 04

سلام شبح جان...امروز تيتر روزنامه ها هم خبر از شرکت ۲۸ درصدی مردم تهران پای صندوقهای رای ميداد...! خوب اين آمار حتی اگه به فرض محال! تقلب هم توش نشده باشه اگه رای های باطله رو ازش کم کنيم نزدیک همون بيست درصدی ميشه که شامل جيره خورهای رژيم توی تهران و نوجوانان ۱۵ ــ ۱۶ ساله و کارکنان شغلهای دولتيست که واقعا درصد بالايی رو تشکيل ميدن...من امروز که با يکی از بستگانم تماس گرفته بودم با اينکه خودش و همسرش از مخالفين سر سخت و قسم خورده آخوند جماعت هستن و همیشه تو فامیل و توی مهمونیها بحثهای داغ و پر شورشون علیه اين رژیم زبانزد بود حرف میزدم متاسفانه پيشم اعتراف!! کرد که چون هر دو دبير آموزش پرورش هستن ناچار به رای دادن بودن...!!
به هر حال...از اينها اونقدر توی جامعه زياده که من الان ميتونم به جرئت قسم بخورم که آمار واقعی هواداران رژيم به ده درصد هم نميرسه...!
نمونه ديگه ش هم (نمیدونم بهت گفتم یا نه!؟) فردی بود که توی حوزه اخذ رای که باهاش حرف ميزدم و ميگفت که چون مدير خريد يه شرکت دولتيه مجبوره که رای بده...!
اينها استثنا نيستن...الان ميتونم قسم بخورم ۱۸ درصد همين ۲۸ درصدی که اعلام شده از همين کسانی بودن که يا به علت ناآگاهی رای سفيد دادن (به خيال خودشون ضربه زدن به رژيم!) يا به زور همسر و يا پدر حزب اللهی شون ناچار بودن که رای بدن يا به علت شرايط شغليشون...!
راستی...يه چيزی رو هم يادم اومد بگم...يه پسر جوونی توی محل ما هست که سلمونی داره(يعنی تو سلمونی کار ميکنه) و من هميشه برای اصلاح موهام پيشش ميرم...حدود يه هفته قبل از انتخابات بود که رفته بودم پيشش و همينجور که داشت موهام رو ميزد گرم صحبت شديم و حرف به انتخابات کشيد...من ازش پرسيدم رای ميده يا نه و اونم گفت که آره...! من از تعجب داشتم شاخ در مياوردم...!! تا اون روز حتی يک نفر هم نگفته بود بهم که ميخواد بره رای بده...!! علتش رو پرسيدم و اونم شروع کرد از اينکه نميدونم آمريکا فلانه و بيساره و اگه ما رای نديم کشور ميفته دست اونها و... منم همينجوری هاج و واج نيگاش ميکردم...!!
خلاصه درد سرت ندم...سرم رو که زد و پولش رو که دادم بهش گفتم ولی من هنوز باور نميکنم تو بخوای رای بدی...!! دستم رو کشيد و منو برد بيرون آرايشگاه و يواشکی در گوشم گفت که ببين...بين خودم و خودت بمونه...من يه پدر زنی دارم که توی سپاه از اون گنده هاست...! خانومم هم حزب اللهيه و من مجبورم که رای بدم...!(تقريبا دو سه ماه پيش ازدواج کرده بود!) منم گفتم خوب اينو زودتر بگو يه ساعته مخ ما رو گرفتی به کار...!!:))
خلاصه اينم خاطره من بود از يک آرايشگر تازه داماد...!؛)
(ميدونم لوس بود به روم نيارين ديگه!) :)


nasrin 21:16 @ Sun, 22 Feb 04

آمار نهائی شرکت کنندگان در انتخابات :
http://web.peykeiran.com/net_iran/irnewsbody.aspx?ID=12272


نوید 20:54 @ Sun, 22 Feb 04

اين گربه خبر نتايج انتخابات رو شنيده :
http://www.code16.com/cat/
توصيه ميکنم حتما ببينيد .


ایرانی 20:53 @ Sun, 22 Feb 04

درود
سایت خوبی داری . یه سر به من هم بزن لطفن واگه دوست داشتی بیا به هم لینک بدیم .با سپاس .


20:51 @ Sun, 22 Feb 04

در شهر ما که يک شهر مرزی غرب کشور است و بعلت بافت قبيله ای و تعصب قومی آن درصد شرکت مردم در انتخابات هميشه بيش از ديگر شهرها بوده است ، امسال ۱۲۵ هزار نفر واجد شرايط رای دادن بودند .... تا ساعت ۶ بعد از ظهر روز جمعه فقط ۲۳ هزار تعرفه رای در تمام حوزه های اخذ رای مصرف شده بود ولی با تمديد زمان رای دادن و قطع برق ( بمدت بیش از یک ساعت ) !!! در چند حوزه اخذ رای ، در پایان زمان رای گیری یعنی ساعت ۱۰ شب بصورت غير رسمی اعلام شد که ۶۲ هزار رای ( تقریبا ۵۰ در صد آرا ) وارد صندوقها شده است .... صبح روز بعد اعلام شد که بيش از ۸۰ هزار نفر در انتخابات شهر شرکت کرده اند..... با اين حال از منابع موثق شنيده شد که بطور متوسط حدود ۲۰درصد آرا سفید بوده است..... جالب است بدانيد که در هيچ انتخاباتی در اين شهر شرکت کمتر از ۸۰ درصد وجود نداشته است.....


نوید 20:44 @ Sun, 22 Feb 04

این شعر همش داره تو ذهن من تکرار میشه ولی ببخشید یه مقدار کلنات بی ادبی داره (از میر زاده عشقی ):
بعد از این بر وطن و بوم و برش باید رید !
به چنین مجلس و بر کر وفرش باید رید !
به حقیقت در عدل این بام و در است
بچنین عدل و به دیوار و درش باید رید !
آنکه بگرفته از او تا کمر ایران گه
به مکافات ، الا تا کمرش باید رید !


نوید 20:40 @ Sun, 22 Feb 04

شبح جان من تو کامنت آخریم که تو متن قبلیت گذاشته بودم گفتم که اگر بخوایم با آمار اینا حساب کنیم دورهء قبل 500% مردم تهران رای داده بودند.


nasrin 20:31 @ Sun, 22 Feb 04

برای رهگذر ثانی عزيز !

در درون دل بی آرامم
که ز بسيار کسان ست نهان ٫
جای خون است روان ٫ از همه سو ٫
آتش سرکشی و سرگردان .

آتشی هست که او می سازد
پيکر هستی امروز مرا . ـــ
فاش می دارد با طغيانش ٫
هدف زندگی آموز مرا .

آتشی هست که در کوره آن
تاب استادن با هر کس نيست .
گرچه می سوزم ٫ افسوس ٫ افسوس !
اين همه آتش سرکش بس نيست .

بسته ام پيمان با آتش خود ٫
آتشم با من پيمان دارد .
جای تا دارد جان در تن من
گل فشان آتش من جان دارد !

از دم آتش من وز گل اوست
دل و دنيای دل من روشن ٫
با زبان آوری اوست که هست
ره آينده به چشمم روشن !

قصه آتش من نيست جز اين ٫ ـــ
قصه گر دارم از دل به زبان !
آتشی در دل دارم آری ٫
آتش سرکشی و سرگردان !

« اسماعيل شاهرودی (آينده) »


banafsheh 20:27 @ Sun, 22 Feb 04

شعر خيلی قشنگی بودش. اما يعنی اين قدر تقلب شده؟ با همه ی اين تقلب ها باز هم نمی تونند کاری از پیش ببرند. هر چقدر هم تقلب کنند آمار به گرد آمار دفعه ی قبل نمی رسه. آری٬ اين پيروزی است!


لرد شارلون 20:08 @ Sun, 22 Feb 04

شبح جان؛
پیش از هر چیز، یک معذرت‌خواهی بدهکارم. راست‌َش تقلب تا به این حد را باورم نمی‌شد، که شد. امروز یکی که برادرش کاندید شده بود، از تقلب‌های عجیب و غریبی که شده می‌گفت. کف کردم! تا به این حدش را دیگر فکر نمی‌کردم. پس احتمالا ً درصدِ واقعی ِ رأی‌دهنده‌گان در تهران چیزی کمتر از نیم ِ آنی است که اعلام شده و در ایران، سه پنج‌ُم ِ آن. پس معذرت.
ولی با وجودِ این تقلبی که صورت گرفته، من به هیچ وجه خوش‌بین نیستم. اما باید به مبارزه ادامه داد. این ایده‌ی ِ تشکیل ِ پارلمان در تبعید واقعا ً خیلی خوب است. اما به هر جا که نگاه می‌کنی، آدم‌هایی از جنس ِ این اصلاح‌طلبان همین جا را زیاد می‌یابی. که فقط حرف می‌زنند و به قول ِ خودِ بهزاد نبوی، "خالی‌بندی می‌کنند" و به منافع ِ مسخره‌شان و یا فکرهای خنده‌دارترشان چسبیده‌اند. ترس‌َم این است که این وسط برنده‌ی ِ اصلی، یکی از قدرت‌های خارجی باشد.


نسيم 19:47 @ Sun, 22 Feb 04

در حوزه‌اي كه تنها 894 راي داشته، آمار راي‌گيري را بالاي 2000 نفر اعلام كرده‌اند، يعتي بيش از 100%


nasrin 19:13 @ Sun, 22 Feb 04

گزارش نا آرامی ها در استان خراسان :
http://web.peykeiran.com/net_iran/irnewsbody.aspx?ID=12267


کیمیا 19:07 @ Sun, 22 Feb 04

شبح جان اعلام نتايج برای من که اصلا مهم نيست . به غير از اينکه اعلام کنند نتايج رضايت بخش بوده چيز ديگه ای انتظار نمی ره اما ان چيزی که مهمه اينه که واقعيت چی بوده ... خسته نباشی


سولانژ 17:53 @ Sun, 22 Feb 04

اميدوارم اين پيروزی باشه شبح جان.


m 17:48 @ Sun, 22 Feb 04

آقای بابا لنگ دراز واقعا فکر ميکنی که با وجود اين همه تقلبی که کردن اين آمار افتخارآميز است ؟؟؟!!!!!! واقعا که !!!! شما مثل کبکی می مانيد که سرتون را در برف فرو کرده ايدو نمی خواهيد بفهميد که مردم شما را نمی خواهند .


بابا لنگ دراز 17:35 @ Sun, 22 Feb 04

به رهگذر بگو از تابستان ۵۲ اونم از مشهد پيش رفتی که نداشتين هيچ پس رفتم داشتين.رسوائی از اين بدتر ميخواستين.دلتون بی جهت برای اسلام و دولت و نظام شور نزنه.ماشاالله همه چيز به خوبی و خوشی داره پيش ميره.


بابا لنگ دراز 17:34 @ Sun, 22 Feb 04

به رهگذر بگو از تابستان ۵۲ اونم از مشهد پيش رفتی که نداشتين هيچ پس رفتم داشتين.رسوائی از اين بدتر ميخواستين.دلتون بی جهت برای اسلام و دلت و نظام شور نزنه.ماشاالله همه چيز به خوبی و خوشی داره پيش ميره.


Aftab 17:32 @ Sun, 22 Feb 04

سلام و درود
من نيز بسيار متعجبم از اين آمار.
اخبار ساعت۹ صبح بعد از ۲روز شمارش -رای حداد عادل را نزديک به ۲۴۰۰۰اعلام کرد در صورتی که فقط چند ساعت بعد در اخبار ۲ بعد از ظهر اين رقم به حدود ۷۰۰۰۰رسيد جز تعجب و بی اعتمادی مانده است آيا؟


mina 17:13 @ Sun, 22 Feb 04

با خوندن نوشتت يک کم آروم شدم.....اعصابم خرده ديگه يه روزنامه هم نداريم....


m 17:07 @ Sun, 22 Feb 04

چه شبح خوش قولي


حميد 17:06 @ Sun, 22 Feb 04

سلام شبح جان ... مباركشون باشه ... ولي با تمام اين احوال ؛ يك حسن اين انتخابات داشت اونم اين بود كه بالآخره آقاي توكلي كه تو اين چند سال اخير پاي ثابت كانديدا و كانديداتوري بود و به عبارتي كانديداي حرفه اي ؛ يه جايي راي آورد ... هر چند بسيار و به شدت بو دار و مشكوك ...


tanha 17:06 @ Sun, 22 Feb 04

درسته شبح عزيز.. من هم آمار ديشب ساعت يازده رو شنيدم هم آمار ساعت دو بعد از ظهر امروز... تازه يارو برگشته ميگه در ايران ۶۰ درصد و در تهران ۵۰!!!!! درصد شرکت کردن!!..






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1253
تعداد نظرات: 26174
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: july 10, 2006 03:56 pm


از کجا آمده‌اند؟