|
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
یکشنبه، 26 بهمنماه 1382 | February 15, 2004
● مبارزهی خاموش يا پرخروش؟
تصور نمیکنم جای چون و چرا داشته باشد که شرکت کردن در انتخابات يا شرکت نکردن در آن در هر صورت مبارزهی در چارچوب مبارزات پارلمانی است. کسانی که مبارزات پارلمانتاريستی را قبول دارند و ستراتژی و تاکيتيک خود را بر اساس مبارزات پرلمانتاريستی بنياد نهادهاند بستهگی به شرايط روز ممکن است در مبارزات پارلمانی شرکت کنند يا آن را تحريم کنند. تحريم و يا شرکت در انتخابات پارلمان به خودی خود نه نشان دهندهی تغيير روش و منش اصلاحطلبانه است و نه نشان دهندهی روش و منش انقلابی.
نسرين جان حزب کونيست کارگری تا آنجا که من خواندم يک منشور بيشتر نداشت سالش را نمی دانم اما در آن از همه ازاديخواهان وگروهای چپ دعوت کرده بود که حول يک برنامه و مطالبات مشخصهم به بحث بنشينند ودر صورت تایید وموافقت آن را امضاکنند.
نرسی ۲۱۴ عزيز.
شبح! اشغال سرتون خالی کردن يعنی چي؟درسته مارکس ادم بد دهنی بود ولی دليل نميشه دهن ما کمونيست ها يک سطل اشغال پر از فحش بشه!
واقعاً جای تاسف دارد که نظرسنجیهای شبح عزیز به محلی برای خودنماییهای حقیرانه تبدیل شده است. به جای اینکه روی بحث اصلی متمرکز شویم و نظرات موافق و مخالف خود را بگوییم، مدام باید وقت خود را صرف دلجویی از یک سری شخصیتهای "حساس" و نازک نارنجی کنیم. من بازدید کننده همیشگی نظرسنجیهای شبح هستم و پس از یکسال و اندی می توانم ادعا کنم که روی اشخاصی که غالباً اینجا کامنت می گذارند شناختی نسبی پیدا کرده ام و سابقه دوستی و دشمنیهایشان را در خاطر دارم. چیزی که بیشتر از همه پارازیت و آزاردهنده است کولیگری مهشید است (بدون تعارف!) و عقده ی ایشان از حزبیها و لمپنها و شعبان بی مخها و .... انگار ایشان رسالت دارند که پوزه حکک را هرطوری شده به خاک بمالند و روی حزبیهایش را به هرطریق ممکن کم کنند. لطفاً اگر قبول ندارید یکساعت وقت کنار بگذارید :( و این نظرسنجی را از پایین تا بالا بخوانید. ببینید چند کامنت مختص یقه گیری از بکتاش بعد اعتراض متقابل، پادرمیانی شبح، سیلی خوردن شبح از طرفین، متعاقباً توضیح و توجیه و تفسیر ماوقع آن شده است. در آخر هم ژستهای دمکراتیک مکش-مرگ-مای مهشید و گردوخاک فراوان!
آتش جان (۲۱۰)
جناب سعيد ممتيك بی زحمت درتو بذار شش ماه !!
ارني: فرض کنيم اصولآ ج.ا. سقوط نکرد -يعنی به عمر من و تو وصال نداد -آيا مسئوليت دکتر سروش در قبال داستان انقلاب فرهنگی منتفی است يا فرض کنيم ۶ ماه مهلت تو شد مثلآ ۲ سال ما بايد فراموش کنيم که مهمترين مهره در جهت تثبيت ايده ئولوژيک ج.ا. دکتر سروش بوده است- يا بايد فراموش کنيم که حضرت سروش اوايل انقلاب هميشه چند تا بادی گارد قولچماق همراهش داشته- اين استاد بدون باديگارد کنونی شما؟
نسرين جان .. اشخاصی با افکار ملی مذهبی هم اگر بخواهند اعدام بشوند باید جلویش گرفته شود فرق ندارد .. حقوق انسان مرز ندارد که عزیز ..
ارنستو جان ! (۲۰۴)
نادر ۱۹۵؛
مهشيد جان ! (۲۰۱)
مهشيد ۲۰۱ .. من هم با نظرت کاملا موافقم .. اما حالا که فعلا جامعه ما آن موقعيت را ندارد که رسیدگی به لغو حکم اعدام را در دستور کار قرار دهد به نظر من بهتر است تمامی نیروهای آزادیخواه روی اين موضع زياد صحبت کنند وقاطعانه از |آن دفاع کنند ..
لنگ دراز حزب الهی ۲۰۳ ديدی تو بحث کم آوردی.
نسرين جان نسرين جان يا فرض کنيم يک نفر شاهد باشد که يک ديوانه سادخو که به کودکان تجاوز کرده و آنان را بقتل رسانده از چنگ قانون با همين حرفها که اعدام درست نيست و.. فرار ميکند -آيا ميتوانی به او اثبات کنی که اعدام درست نيست؟
بيا که هم سرشو کشيدم بيرون هم کله اشو برات برق انداختم.فقط مواظب زيپ شلوارت باش.يهو ديدی ناقافل کشيدمش پايين.
سعيد جان
نسرين جان..۱۹۹ می دانم چه می گويی. ولی يک چيزی را ازت می پرسم..آيا با اعدام چنين بيمارانی دنيای سالمی خواهيم داشت ؟ نسرین جان..می فهممت .. اما فکر می کنم اعدام راه چاره نیست .
استاد کنونی شما هم اگر روزی به درجه ی احترام اقتدار دکتر سروش قرار گيرد (که عمرا اگر قرار بگيره)هم عوض چهارتا چهل تا بادی گارد ميگيره.ولی فرقش اينه که يه مشت کوتوله خپل کله طاس که سيبيل چکشی دارن باديگارد اون استاد اعظم میشن.ارنستو جواب منو ندی که اوقاتم تلخ میشه.این آقا سعید کارش درسته منتها شما عادت کردین که همش حرف زور بشنوین.اگر یکی با دلیل و مدرک باهاتون بحث جدی میکنه.همه متحد میشین بر علیه اش که یه جوری طرفو دک کنین.ولی این آقا سعید ک..ش تو دهن همتون.باید تخماشو ماچ کنی.مفت و مجانی ای کامپیوتر غراضه ات نشستی کسب فیض میکنی تازه طلبکار هم هستی.شما باید تو همون جنگلهای بولیوی و ماداگاسکار بالای درختا به هم نارگیل پرت کنین.شما رو چه به بحث سیاسی.راستی سعید جون میم یعنی چی مثل حکک معنی خاصی داره یا مخفف یه جمله ی درازه که به این زودیا تو مخ هر کسی جا نمیگیره؟؟؟؟
شبح عزيز !
شبح عزيز٬ سلام٬
شبح عزيز٬ سلام٬
به سعيد ۱۶۴ مراجعه شود
من فکر می کنم بالاخره با اين پيشنهاد بتونم يک اتحاد گسترده فکری - عاطفی راه بيندازم و برای يک بار هم که شده همه يک صدا (حتی مهشيد) بگن بارک الله نادر اين شد يه چيزی ! ميگم همه پول بذاريم رو هم ديگه يه قصر صد اتاقه بخريم برای سعيد تا سرش حسایی شلوغ بشه و ديگه سراغ اين نظر خواهی نياد، هم خودش راحت ميشه و هم ما.
دوستان بنظر من انسان ها وجرياناتی که در يک حزب یا تشکیلاتی کار می کند وبرنامه
سعيد جان بيا اين دوره شش ماهه ات را بکن شش ساله - اصلآ فرض کنيم شصت ساله برای تو فيلسوف مسلک که نبايد فرقی کند؟ فرض کنيم اصولآ ج.ا. سقوط نکرد -يعنی به عمر من و تو وصال نداد -آيا مسئوليت دکتر سروش در قبال داستان انقلاب فرهنگی منتفی است يا فرض کنيم ۶ ماه مهلت تو شد مثلآ ۲ سال ما بايد فراموش کنيم که مهمترين مهره در جهت تثبيت ایدئولوژيک
۱. كاكو شيرازي ۱۸۷ و بي نام و نشونِ اون پائينتريها؛ مگه شبح بهتون دستور اكيد تشكيلاتي نداده متون مرا نخوانيد و بايكوتم كنيد؛ پس چرا اوامر ملوكانه را نامتابعتي نعمت زوالانه ميكني ــ تا چه رسد خر حمّالانه هي ديكتشو تصحيح ميكني؟! خوب پس چرا مردم را مجبور ميكني برن به همان متن كذا مراجعه كنند و ببينند كه اشتباهم لپّي بوده چون در انتهاش بدرستي نوشته بودم: ”شبح به اين لومپن ـ توجيهي نوبره واللّه :-) “. حالا خوب شد ما مثل سرايدار اينجا ”ذمّه“ را ”ضمّه“ ننوشتيم :-) :-)
ترانه جان!(۱۶۷)
منو چهر جان بهر حال تا آنجايی که من ميدانم حدود ۵-۱۰ درصد ايرانيان تمايلات چپ دارند (کل طيف فکری چپ شامل تمام گرايشات)-اين رقم قابل قبولی است -با يک رفيق کمونيست اهل ايالات متحده حرف ميزدم ميگفت رقم قابل قبولی برای هدايت فکری جامعه است.
منوچهر عزيز!(177)
نوشی عزيز(181)
سعید ممتیک ؛ خوب، حالا يك پرسش واسه از دماغ درآوردن خندت...؟! تو قانون اساسی گروهک آخوندی تو {توجیه} را {توجیح} می نویسن :) ( به کامنت ۱۵۹ مراجعه شود ) تو برو فارسی نوشتن یاد بگیر بعد ادای ملّا لغتی دربیار.
۱. منوچ خانِ ۱۸۳؛ چرا به دروغ و تحريف هي حرف توي دهني جوونِ مردم، شراگيم، ميذاري؟! يا شايد مكانيسمِ هرمنوتيكت، تعبير متن، و مدولِ مربوطش توي مغزت شورتكات كرده رفيق؟! شيش باره بخوان متنشو؛ منتهي اينبار با دقّت و بيغرض! شراگيم: ”من به دلايل خاص خودم با مجازات اعدام مخالف نيستم و اجرای آن را هم خشونت نميدانم. همونجور که با حکم سنگسار و يا اعدام برای هر جرمی به جز قتل عمد مخالفم.“ و حالا مقايسه كن با تهمتِ خودت به اين جوون: ”فردی ما را به خشونت و ترويج و تئوريزه کردن آن محکوم می کند که خود با کلام خود صراحتا به سنگسار و اعدام انسانها اعتقاد دارد.“ خوب، اين كجا و آن كجا...؟! واسه همين دروغهاي چاخان و قلدر مآبانه تان است ديگه كه مردم از شما منزجر ميشن! تازه مگر ملاك خشونت انسان به يك مشت حرفهاي ارزاني، چيپ، كه صرفاً مدّعي ميشود است؟! آنچه مهم است تعهد عملي انسان ميباشد نسبت به وفاداري درباره دعاويش در پروسه پراتيك ارتباط و عمل جمعي؛ كه دست بر قضا جمع فسقلي شما از رأسش تا تهش دائماً و بنحوي سيستماتيك و نه شانسي هي رفوزه از اين امتحان/ابتلاء بيرون ميآد! براستي چرا؟! كجاي كارتان عيب داره اگه گفتي سرّشو بما نامحرمانِ نامُحَذّب...؟!
منوچهر جان...!فکر کنم موقع خوندن متن من زيادی هول و دستپاچه بودی...ريلکس باش عزيز...!:) اين هم از مزايای شما دوستان ح.ک.ک ای ست که تا کسی بخواد از سازمان مقدستون انتقادی بکنه و يا زير سوال ببرتش خون جلوی چشمانتون رو ميگيره و مخالفم رو موافقم ميخونين...!!؛) و بعد شروع میکنین به انگ زدن که فلانی هم خودش رو لو داد و دستش به خون آلوده ست و ... .... ...
منوچهر عزيز ! (۱۸۳)
نسرين عزيز ۱۸۲
چون در موافقت با مجازات اعدام البته در موارد خاص (مثل تجاوز به کودکان خردسال) خودم را شريک « جرم » شراگيم عزيز می دانم ٫ ممنون می شوم اگر يکی از دو ستانی که اين عقيده را « جرم » می دانند لطف کنند و لا اقل بگويند مجازاتمان چيست !
سلام... شبح جان. امروز که متن شما را خواندم بی اختيار يادم افتاد به سينا هدا. اگر اشتباه نکنم رفتن به کوه و دشت در روز انتخابات رو اولين بار از او خواندم. انگار در نظر خواهی شما هم بود. ببخش که تازگيها فقط از حواشی حرف ميزنم. به هر حال چون اين ايده در ذهن من با نام سينا هدا نقش خورده بود و او هم جايش در این نظر خواهی خاليست، خواستم يادش کنم.... هميشه شاد باشی.
بچه های محروم مردم سالی یکبار رنگ گوشت را در سفره نمی بینند اونوقت طرفدار سروش (سعید ممتیک - کامنت ۱۶۴) پُز ماشین اخرین سیستم و خانه سه اطاق خوابه اش را می دهد !!!!!!!! معلومه رژیم خوب به جیره خورهاش می رسه
شبح جان..میلتو چک کن.. یادم رفت در میل بنویسم که جواب را فوری می خواهیم .
آقای منوچهر ۱۷۷ جدا از اینهمه رشد و درک حیرت زده شدم. ( شبح جان.. باز هم ببخش.. قصد کل کل ندارم.. ولی حقیقتا اگر در مقابل چنین برخوردی نمی توانستم سکوت کنم. در عوض قول می دهم که جوابیه ای برای جواب او ننویسم. قول زنانه ...
شراگيم ۱۷۵.
شبح جان ۱۶۹..
برای منوچهر عزيز و بقیه کسانی که ممکنه به نحوی مخاطب این نوشته ها باشن: اين که حزب کمونيست کارگری چی هست و چه آرمانهايی داره و خط مشي ش چيه واقعا به بنده ارتباطی نداره...(و اگه توی ذوقتون نمیخوره باید یه چیزی رو در گوشتون بگم که این سازمان افسانه ای و نجات بخش! شما داخل ایران اونقدرها هم مطرح و شناخته شده نیست و به جرئت میتونم بگم که همونقدر طرفدار داره که فرضا سازمان مجاهدین خلق!) منوچهر عزیز...این که هرکس در چه مواقعی رگ گردنش چقدر قلمبه میشود یک چیز شخصیست و بستگی به اعتقادات و تفکرات فرد داره...! من به دلایل خاص خودم با مجازات اعدام مخالف نیستم و اجرای آن را هم خشونت نمیدانم و در همین باره هم ساعتها با همین مهشید عزیز در وبلاگش بحث کردم...همونجور که با حکم سنگسار و یا اعدام برای هر جرمی به جز قتل عمد مخالفم و اتفاقا رگهای گردنم هم خیلی باد میکنه و هنوز یادم نمیره که گاهی هفته ها خودم رو درگیر بحثهایی میکردم که هیچوقت هم به سرانجام نمیرسید...! جناب منوچهر خان...بگذار خلاصت کنم...!توده و مردم و آرمان و هدف و برابری و این کرسی شعرها! همه کشکه...! تو این بلبشو فقط از اسم مردم خرج میشه...مردم همونها هستن که اگه یه وقتی ساز مخالف با شما بزنن به لجن میکشونینشون...! میکنینشون مزدور...فریب خورده...احمق...دگم...بی مغز...و اگه زورتون برسه میندازینشون توی سیاهچال و دست و پا و زبونشون رو میبرین و میبندینشون به تیرک و...(یادم نمیاد توی طول تاریخ حزب و دسته و گروهی به قدرت رسیده باشه و چنین نکرده باشه...شما که به قدرت نرسیده هم هزار ماشالا! توپتون خیلی پره وای به روزی که قدرت هم داشته باشین!) مردم برای شما تا وقتی مردم هستن که بتونین پا روی کمرشون بگذارین و پله های قدرت رو یکی یکی بالا برین...!! نوشته بودی برای آزادی بیان مبارزه میکنین...!؟ درست شنیدم...؟ منظورتون اینه که مردم آزاد هستن که هرچی میخوان در مدح تون و مطابق سلیقه تون بگن...؟ و اون بیانی که از این آزادیش بخواد سوء استفاده کنه و کلامی بر خلاف حزب مقدستون بر زبان بیاره باید بریده بشه...باید لعن بشه...باید طرد بشه...باید مزدور خونده بشه...باید خاکروبه بر سرش ریخته بشه...!؟ شاید اینها ارتباطی به این بحث نداشته باشه...ولی برای من چه فرقی داره...؟ اونها که اعتقادی به آخرت داشتن و ظاهرا مسلمان بودن با ديدن اين خوان گسترده چنان عنان اختيار از کف دادن که آخرتی رو که يک عمر با دولا راست شدن و روزه گرفتن و محروم کردن خود از لذات دنیوی کسب کرده بودن به نقد این سفره رنگین فروختن وای به شماهايی که همه چيزتون رو در همين دنيا جستجو ميکنين و نه خدايی رو قبول دارين و نه آخرتی...! ميدونم...انتهای حرفهام از مسير بحث خارج شد...ولی حرفهايی بود که توی گلوم بغض شده بود و اگر به های های نميگفتم رهايم نميکرد!
يکی به من کمک کند! آقا چطور می شه از دست اين تحميلات انتخاباتی در بلاگ اسکای خلاصی يافت؟
شبح جان
آقا اين پيشنهاد خالی کردن تاپاله جلوی سفارت رژيم خيلی جالب بود.فردا برم ببينم توی بروکسل تاپاله از کجا ميشه پيدا کرد!!
سعيد ترسان از انقلاب مردم .. من روی سخنم با اسد بود نه با تو که نجات دهنده سروش ها هستی .. لااقل از هم طيفان خودت ياد بگير که بدانند چه موقع حرف بزنند .. روز تعيين تکلیف مردم با تو و امثالت نزدیک است زیاد دور نیست.. کسانی که مردم را به صبر ایوب دعوت می کنند ومی گویند لطافت دمکراسی را فراموش نکنید واشغال روی حکومتیون نریزید و درسمان می دهند تا به جانيان هم حق بدهيم . بروباهمپالکی هايت لاس فلسفی بزن اينجا دو حالت دارد : يا صندوق انتخابات را روی سر حاکمان جبار خراب می کنی .. يا با آنها هم کاسه ای .. از اين حرف برن ..زبان عربی فارسی يا فارسی عربی را می گذاريم برای بعد از آزادی ..
بعد از فرستادن کامنت ۱۶۹ ديدم در روزنه اين خبر نوشته شده:
مهشيد جان!(152)
...قلب من گسترشی می خواهد
تعرض به مضحکه انتخابات رژيم به روستاها نيز سرايت کرده: ۵ شنبه ۲۳ بهمن شماری از افراد ستاد انتخاباتی بوکان به روستای موسا در حومه اين شهر ميروند اما مردم اين روستا اجازه نميدهند و آنها را بيرون ميکنند. روز ۲۵ بهمن يکی از کانديداهای سنندج به اسم مرتضا زرين گل که برای سخنرانی به روستاهای مزان و سمان٬ شينه و مينه رفته بود از طرف مردم در تمامی اين روستاها با اعتراض روبرو ميشود. مردم او و همراهانش را از روستا بيرون ميکنند. در روستای آويهنگ از توابع سنندج پوسترهای تبليغاتی مزدوران را پاره و هشدار ميدهند که در صورت ادامه کارشان آنها را از محل زندگی خود بيرون ميندازند. روز ۲۶ بهمن دو ماشين ستاد تبليغات انتخاباتی که از سنندج به روستاهای ميانه کلاترزان رفته بود در مدخل روستا با اعتراض شديد جوانان مواجه شد. جوانان بر سر مزدوران ريخته و کليه پوسترها و اوراق تبليغاتی را آتش ميزنند و آنها را بيرون ميکنند. ۲۶ بهمن شماری از افراد ستاد انتخاباتی رژيم وارد روستای دادانه کمانگر شده و با استفاده از بلندگوی مسجد شروع به تبليغات ميکنند. مردم و جوانان روستا به محض شنيدن صدای اين مزدوران به مسجد ميريزند و آنها را از مسجد و روستا بيرون ميکنند.
نظريّه نيما راشدان در باره سناريوي در دست تهيّه از براي آنچه كه نامش انتخابات بنا به تشخيص و منافع رهبر و شركاء است:
مهشيد جان!(155)
۱. نه آتيش خانم؛ من هنوز و ظاهراً مورد شفاعت!!! شما يا گاد!!! واقع نشدم :-( عبارت مناسب كه زبان و قلب شما گويا با آن محشور نيست اينه: آرزوي شفايت را دارم/داشتم. اينها دو واژه متفاوت از دو مصدر مختلف عربي هستند و گرچه به لحاظ صدائي، فونيك، در زبان فارسي بگوشمان يكي بنظر ميرسند امّا معنايشان به كلّي با يكديگر متفاوت است! پس عربي بياموز تا فارسي بفهمي و بنويسي! و باز هم خير؛ البتّه ظرف اين مدّتِ بيماري همچين بيكار هم نبودم هان؛ و دو تا كار دبش كردم: ۱. يك ماشين نو بنام هوندا مدل ”اِستپ واگن“ ۲۴۰۰ سي.سي. خريدم! ۲. يك مَـنـشِـنِ سه اتاق خوابه + پذيرائي. منتهي اسباب كشي بدليل تموم نشدن كلّ ساختمان تا ۵ ماه ديگه عملي نيستش. واسه همين سرم كلّي شلوغ بود و اينجا ننوشتم و بجز الان شايد ديگربار وقت سر زدن به وبلاگستان و نوشتن را تا مدّتها نداشته باشم كه خوشبحالت :-)
اطلاعات عبدالله دارابی از وقايع چند روز اخير در مريوان و سنندج. راديو انترناسيونال امشب. عبدالله دارابی از سرشناسترين و محبوبترين رهبران انقلابی کردستان و بويژه شهر مريوان است. در سال گذشته به مريوان رفت و چندين سخنرانی کرد . منجمله در مسجدی فرياد مرگ بر جمهوری اسلامی و آزادی و برابری را با مردم سر داد.
اسد عزیز .. ۱۶۱ نمی فهم منظور تو کدام نيروهاست ؟؟ يادم هست که قبلا هم حزب کمونيست کارگری يک برنامه ای تحت عنوان منشور اعلام کرده بود تا حول يک سری از مسائل که در اعلاميه آنان ذکر شده بود بحث شود.. در آن اعلامیه آنهااز تمامی نيروهای سياسی خواستار کار مشترک شده بودند که متاسفانه تمامی سازمان ها بی تفاوت از آن عبور کردند که آن هم به عقيده من می توانست زمينه ساز حرکت های بعدی ما باشد ..
سعيد اقا حالت خوب شد ؟ شنيدم بيمار بودی !!! شفاعت برايت دارم .. حالا دیگر از سروش برايم نقل می آوری ؟
در رابطه با انتخابات و فرداي آن،
۱. شبح: ”به دوستانی که موافق شرکت در انتخابات مجلس هفتم هستند توصيه نمیکنم . . . ! و حق مردم تحت ستم ايران میدانم که روی سرشان زباله خالی کنند و با شرمندهگی توصيه میکنم فعلا اين طرفها پيدايشان نشود.“
رهگذر ثانی عزيز !
رهگذر ثانی عزيز ! (۱۴۵)
بنام خدا «صبح است و ژاله میچكد از ابر بهمنی». بهمن رسيده است و گوسفند انتخابات را میپرورند تا به مسلخ اسفندماه ببرند. زنجيربافان سخت دركارند. پردهداران نظارت همه را به شمشير استصواب زدهاند و كسی مقيم حريم حرم نمانده است. قهوه خاتمت جامعه مدنی را خوردهاند و نامه تعزيت اخلاق و عدالت نوشتهاند. گرسنگان قدرت نشستهاند تا بر جنازه كشتگان نظارت، عروسی مستانهای برپا كنند. در اين برهوت بیاخلاقی و بیعدالتی، دوستان همدل بیتابانه از من میپرسند با انتخابات چه میكنی؟ میگويم: انتخاب میكنم اما عدالت را نه تبعيض و قساوت را. اين گوسفند اسفندی كه نه ذبحش شرعی است نه گوشتش حلال، چه جای خوردن دارد؟ باده با محتسب شهر ننوشی زنهار
شبح جان...يه مسئله ای اميد ميلانی مدتها پيش که وبلاگش پنچر نشده بود مطرح کرد. اينکه ما هميشه منتظر می مانيم تا ببينيم ((اينها چه می کنند ))و هيچ وقت به اين فکر نمی کنيم که (( چه بايد بکنيم )).
لنگ دراز حزب الهی
ارنستو چه گوارا ملغب به ال چه
شبح جان.. ۱۴۱ در مورد راه کرد تحریم فعال.. من مدتها پیش در همین وبلاگ تو مسئله تظاهرات در خارج از کشور را مطرح کرده بودم.. و نه تظاهرات در مقابل سفارت ها ..بلکه تظاهرات در مقابل مجلس هر کشور .. به نظر من سفارت می داند که در خارج از کشور مخالف دارد. درست مثل خود رژیم که می داند مردم در این رای گیری شرکت نمی کنند. من فکر می کنم که باید اتحاد اروپا را که نسبت به این مسئله علاقمندی نشان داده است متوجه این کرد که با این درصد کمی که در انتخابات شرکت می کنند باید نتیجه انتخابات را به رسمیت نشناسد. باید سازمان ملل را در این مورد مطلع کرد. ( مطلع هستند ..فقط باید علاقه مند کرد ) انتخاباتی که نزدیک به ۵ درصد از مردم در آن شرکت می کنند در هیچ جای دنیا به رسمیت شناخته نمی شود. برای همین رای سفید دادن منتفی می شود. (((رای سفید دادن خودش یعنی شرکت در انتخابات))) و ((((مهم این است که با ایجاد گفتمان و ترغیب به شرکت هر چه کمتر بتوان انتخابات را غیر قانونی و غیر رسمی اعلام کرد )))).
آتش جان.۱۴۴
آتش عزيز
ارنستو جان کجا بودی ؟؟ پيدات نبود !!!!!!
شبح جان، فکر ميکنم خطا از منه که عادت به اين مدل صحبت کردن ندارم چون سالها در ایران نبوده ام و ندیده ام که ملت سر عقیده سیاسی حاضر به بالا کشیدن خون همدیگه باشن و یکدیگه رو جاسوس و خائن و بی وطن و ناسیونالیست! خطاب کنن (خدا به داد برسه اگر دم دست همدیگه باشن!). به هر تقدیر اميدوارم که بلاخره با بحثها به جايی برسيد. شب و روزت خوش.
لنگ دراز حزب الهی
اگر کسی حرف دلش را بگوئید که جرمی مرتکب نشده.شما در بین مرافه نمیتوانید جلوی دهان کسی را بگیرید.وقتی دهانتان به ناسزا باز شد باید انتظار شنیدن ناسزا را هم داشته باشید.اگر سیلی به گوش کسی نواختی باید انتظار خوردن سیلی را هم داشته باشی.زمانی که جلوی دهان و دست و پای شخصی برای دفاع بسته باشد راهی جز شنیدن ناسزا و خوردن ضربه ندارد.از بسته بودن دست خود گله مندید یا از ناتوانی برای بستن دست دیگران؟در این محیط دست همه باز است .هر کس به شیوه ی که آموخته دهان باز میکند.به همان روشی که محیط اینجا حکم میکند.دست همگان برای کوفتن به سر و صورت دیگری بسته است.پس چرا از روش معمول نباید استفاده کرد.در این محیط انحصار معنای ندارد.من حزب الهی هستم و برای مقابله با دشمنانم کمر همت بسته ام.اگر به مسئولین و حکام مملکتم از آنسوی مرزها توهین و بی حرمتی شود در همین خاک برایشان خانه ی ابدی خواهم ساخت.....به راستی تو هم میتوانی اینچنین.پس بگذار با هم بجنگیم
نسرین عزیز! سپاس. واقعیتمان را با آوردن این شعر، به زیباترین، کاملترین و در همان حال تلخترین شکل، بیان کردی. اما، مطمئن باش بازندگان امروز، برندگان فردا خواهند بود. آنها هم دارند یادمیگیرند چگونه وارد بازی شوند تا قادر باشند ببرند و بهویژه بتوانند آنچه را که بردهاند، حفظ کنند!
مهشيد عزیز ۱۰۴ .. نوشته ات را تازه خواندم .. ميدانی که دسترسی به کامپيوتر برايم همیشه آسان نيست.
رهگذرثانی عزيز!(129)
نانای عزيز!(134)
مهشيد جان!(123)
خسنآقای عزيز!(122)
دوستان يک نفر به کمک نياز داره:
شبح جان باز سلام... برو سایت پرشین بلاگ و بنر تبلیغ آبادگران رو ببین و صفا کن ... عزیز ؛ چه باجهایی که برای تخته نشدن دکان دستگاهشون که نمی دن مردم ....
درگيری در پاوه : مردم با کاروان تبلیغاتی که در اثر تصادف یک نفر را به قتل رساند درگیر شدند. نقل از وبلاگ یکی از دوستان جمهوری خواه! : http://foad13shams.persianblog.com
کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد با ۱۵۱ میلیون عضو از جمهوری اسلامی به ILO شکايت کرد.
نانا جان٬ کاش بشه کامنتمان را در وبلاگ خودت بگذاريم. اين مهشید اگه من آمدم گفتم آسمان آبی است با توهين و دهندره گی که ميشود آن را در همين کامنستان در جلو چشم همه گذاشت پاسخ داد٬ بدون اینکه من در ابتدا اصلا خواسته باشم با ایشان دیالوگی داشته باشم. و هيچوقت هم با دليل حرفش را نميزند. این خانم را من یک بخت برگشته که از بد حادثه به اینجا پناه آورده میدانم. ایشان واقعا مانع دیالوگ سیاسی است. سرش هم به جمهوریخواهان تا دیروز دوم خردادی بند است. در پایان من از سفارش شما به شبح حمایت میکنم.
شبح و ديگر دوستان پيامی برای شبح
برنده ----------------------------------- برنده ------------------------------------- برنده از کتاب برندگان و بازندگان
از روی شب نخوابی نگاهی به کامنت ها کردم و در 4 دسته بندی گرد آوری کردم که دوستان بدانند تا چه اندازه نوشته هايشان با نوشته نويسنده وب لاگ مربوط است. کامنت های شبح را نياورده ام. برخی از آنان را می توان در دسته سوم ها هم گروه بندی کرد. برخی از کامنت ها را هم می توان در دو دسته قرار داد، که شماره را می توان در دو دسته ديد. می توان به خودمان نمره بدهيم. خیلی خندیدم. راستی این کامنت هم خودش دسته چهارمی است. دسته دومی ها به هررو "پاسخ گو" دسته سومی ها "جنگ"
رهگذر ۱۲۹
اولين شماره نشريه بی خدايان به سردبيری اعظم کم گويان منتشر شد.
شبح عزیز! من از شراگیم خیلی بیشتر هزینه کردم برای خواندن مطلب تو و ۱۲۷ نظر. او با ریال میپردازد و من با یورو. یادم باشد وقتی دیدمت، طلبم را وصول کنم. من فکر میکنم پردهیِ اول بازییِ سرنگون کردن جمهوری اسلامی تمام شده است. روز جمعه چیزی بیشتر به پردهیِ اول نخواهد افزود. حذف اصلاحطلبان دروغین حکومتی و یک دست شدن رژیم، گامی بزرگ در راستای سرنگونییِ محتوم جمهوری اسلامی است. اما این سرنگونی به این سادگی و با این سناریوهای داغ، در روز جمعه و فردای آن رخ نخواهد داد. به نظر من پس از انتخابات، آب از آب تکان نخواهد خورد و باند مافیایی حاکم که کموبیش، موی دماغش را کنده است برای تثبیت خود سیاست نان قندی و چماق را در پیش خواهد گرفت و برای مدت کوتاهی هم موفق خواهد بود. به ویژه اگر در برابرش نیروهای سیاسییی باشند که سیاست اصلیشان سیاست حذف است و با ساده انگاشتن کار و کوچک شمردن دشمن و به این خوشخیالی که خودشان یکتنه با گرز هفتادمنی برفرق جمهوری اسلامی میکوبند و کار تمام میشود، آب به آسیاب جمهوری اسلامی میریزند. کار اصلی برای سرنگونییِ جمهوری اسلامی را آن بخش از مبارزین آزادیخواه ایرانی شروع کرده اندکه برای متحد کردن نیروها و مردم بر گرد محور جمهوری دموکراتیک و لاییک تلاش میکنند. هدف در این مرحله رسیدن به نظامی است که در آن تمام مواد اعلامیههای جهانییِ حقوق بشر و میثاقهای جهانییِ همراه آن، به اضافهیِ لغو مجازات اعدام در یک جمهوری پارلمانی بر مبنای اصل جدایی دین از دولت، پیاده شود. کار اصلی، تدوین برنامهای است برای ایجاد اعتماد در مردم و کشاندن ملیونییِ آنها به صحنه.
من حق رو به مهشيد ميدم
هاله :) P:
کنفرانس امروز : دوستان: دو درويش در گليمی بخسبند، دو پادشاه يحتمل در ملکی بگنجند (اگر کمی زور بزنند) - سه چهار تا کاربر در اينترنت به اين درندشتی که نگنجند هیچی، در مملکت هم نخواهند گنجيد. متاسفانه متوجه نیستید چه خبر است و از کجا همه چنين به هم ريخته ايد. کمی تفکر به خرج بدهيد و اولويت ها رو بشناسيد. واقعا" نميدونم چی بگم. خداوند عقل به همه ما اعطا نمايد که بتوانيم جای دوست و غير دوست را بشناسيم و شعور به آنها که از آشفته بازاری اینجنین کیف میکنند. باز هم ... در خانه اگر کس است ... غیر دوستان: سنبه تان پر زور و دهانهاتان مملو از حرفهای نازيبا باد که خودتان بیشترین سزای خودتان هستید. خودم: برو به زندگيت برس زن ... شاد باشيد. :)
شبح جان
شراگيم ۱۱۵
شبح جان..من (( بقیه ))را ابله نخواندم. من کسانی را که مرا طرفدار جمهوری اسلامی می خوانند ابله خوانده ام. و فکر می کنم این حق را داشته باشم. اگر امروز یکی بیاید و به تو این اتهام را بچسباند... مسلما او را مستحق این لقب می دانی.
اول به عرض شما شبح جان برسانم که شما گویا مطلب طنز را هم از جدی تشخیص نمی دهی و همه چیز را قاطی می کنید
مهشيد عزيز!(104)
نادر بکتاش عزيز(۸۹)
مهشيد عزيز!(104)
خسنآقای عزيز!(91)
شراگيم عزيز!(۱۱۵)
مهشيد عزيز!(72) زهرخند عزيز!(99) نانای عزيز(102)
برای نادر بکتاش،منوچهر و بقيه اساتيدی که مهشيد رو متهم به حمايت از رژيم و انتخابات کردن: درسته...همونطور که منوچهر خان گفتن مهشید با آدمهای با شعوری سر و کار داره...! ارتباط دادن مهشید با جریانهای طرفدار رژیم همونقدر احمقانه ست که ارتباط دادن فرضا چگوارا با نظام سرمایه داری...! شما دارين خشونت رو تئوريزه ميکنين...من هم با اون گفته شبح که بايد بر سر کسانی که موافق رای دادن هستن زباله ريخت مخالفم...صحبت از دار و درفش برای انديشه مخالف ديگه قرون وسطی ای شده...!همه اونهايی که توی زندانهای رژيم شکنجه شدن،قطع عضو شدن و یا کشته شدن قربانی همين طرز فکر قرون وسطاي ای شدن که مهشيد باهاش مخالفه...! در مثل مناقشه نيست و اميدوارم حمل بر بی احترامی نشه ولی واقعا اين مثل که ميگن : ((خدا خر رو شناخت که بهش شاخ نداد)) در مورد اين دوستان مصداق عينی پيدا ميکنه...!! اينها که همقطار خودشون رو توی محيط مجازی نميتونن تحمل کنن و به علت کوچکترین اختلاف سلیقه ای باران دشنام و انگ رو به سویش سرازیر میکنن اگر به جايی برسن و در موقعیت حقیقی با مخالفانشون چه ها که نخواهند کرد!!!
قدیما بچه که بودیم مارگیر توی محله که می اومد سر همه گرم میشد به تماشای مارگیر یک دفعه می دیدی یک بدختی داد می زد. آی ملت جیب مرا بریدند. حالا با این وضعی که اینجاست من از این میترسم که یک پاسداری چیزی بیاد اینجا و جیب ملت رو ببره بره.
آقای منوچهر دارم سعی می کنم از شما و دوستان همراهتان یاد بگیرم... اگر پیشرفتی نمی بینید...معلمان خوبی نداشتم :)
مهشيد خانم .
شبح عزيز به دنبال حرفهای زهر خند و مطلبی که من نوشتم لازم ميدانم نکته ای را اضافه کنم
آقای منوچهر..این حرفتان مرا به یاد ماجرای جالبی انداخت..
یک انسان شریفی این را برای منوچهر ترجمه کند.
لطفا يک انسان شريفی اينها را برای مهشيد خانم ترجمه کند!
شبح و دوستان عزيز من پيشنهادی دارم
آقای حسن ۸۶
خانم مهشيد من کاملا و بدون هيچ فحشی با شما سخن ميگويم . قصد شما تنها و تنها بر هم زدن اين بحث و گفتگو است و هدفی جز اين نداريد .
راستی خانم آتش عزيز.. الان دوباره نوشته تان را خواندم. من نگفتم که به حق رای دادن بايد احترام گذاشت. من از ابتدای بحث انتخابات گفتم که (((((از آنجا که حق انتخاب نداريم باید از این حق خود که در انتخابات شرکت نکنیم استفاده کنیم ))))) اینقدر دور و ورش را برایت پرانتز گذاشتم که فراموش نشود. راستی...شما فکر می کنید مسئله حل می شود ؟
شبح جان زهر خند درست ميگويد
چون به درستی همه ما و دنيا ميدانند که تمام قدرت و ثروت ايران در دست پانزده درصد از جانيان حاکم و زوائدشان است . بنابر اين بايد گفت مبارزه مردم بر عليه
به بخشيد کلمه حاکم جا افتاده .
زهر خند عزيز من فکر کنم شبح با افزودن اقليت ناچيز حاکم ميتواند پيامش را رساتر به گوش همه برساند .
...دفاع از آنان را ندارم!... .و....((حق)).... مردم تحت ستم ايران میدانم که روی سرشان زباله خالی کنند .... ۵۱: از من نخواه به چيزی که اعتقاد و باور ندارم عمل کنم... ...." ببين اين انتخابات با انتخابات دوم خرداد متفاوت است. در آنجا اکثريت قابل توجه مردم در انتخابات شرکت کردند. نمیشود همهی مردم را احمق يا خائن ناميد و باآنها قطع رابطه کرد. اما اکنون که اقليتی ناچيز قصد شرکت در انتخابات را دارند بايد انتخابات را برسرشان خراب کرد." اقليت ناچيز...اقليت ناچيز....ناچيز ناچيز. -----------------------------
دوستان عزيز اين اينتر نت تنها راه بدون سانسور برای عده ای زياد در ايران است .
خانم آتش عزيز..۸۵ ممکن است لطف کنيد و فاکت بياوريد که من کی و کجا مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کردم ؟ اگر نمی توانيد لطف کنيد و حرفتان را پس بگيريد چون اين حرفتان از فحشهای آقای بکتاش دست کم ندارد.
ترانه عزيز ۸۱ زنده باشی.
ترانه ۲۹
ترانه ۲۹
سلام ... رای سفید بنفع حکام هست ... رای هست که هرکاری دلشان میخواهد میتوانند انجام دهند .. یعنی من نمیدانم اما اگر شما میدانید انجام دهید ...
سلام مجدد شبح جان...ايندفعه کامنتها رو آفلاين خوندم و آفلاين نظر خواهم داد...(هشتصد تومن به نفع تو!) بعدش مگه بچه ای شبح جان...؟ يعنی فکر کردی سيمای لاريجانی نميتونه ۲۰۰ نفر آدم رو به صف کنه پای صندوق و ازشون تو زوايای مختلف فيلمبرداری کنه؟به جون خودم از همين الان دارم اخبار ساعت ۲۱ شبکه يک رو تو جمعه شب تصور ميکنم...مجری اخبار(اون لاغره) با صدايی که از شدت هيجان ميلرزه خبر از حضور ميليونی و گسترده ملت ايران در پای صندوقهای رای ميده و پشت بندش هم يه صف دويست نفری رو نشون ميده که همه سانتی مانتال و های کلاس شناسنامه به دست منتظرن که نوبتشون بشه و رای بدن و محض رضای خدا يه چفيه بند و ريشکو! هم بينشون نيست...!! سه چهار تا صندوق ديگه تهران رو هم نشون ميده که ملت به همين منوال در صفهای عريض و طويل ايستادن و بعد نوبت شهرستانها ميشه و بازم دوربين يه خورده روی صف دوستانی که زحمت کشیدن و صورتها رو تراشیدن و تیپ زدن و اومدن بازیگرهای افتخاری این نمایش شدن زوم ميکنه و با چند تا از اون خوش تیپ تر هاشون هم مصاحبه ميکنه و همه چی به خير و خوشی تموم ميشه...! به جون شبح اینبار اسم خودم رو ميذارم ((قل ممد)) اگه چند روز بعدش تعداد شرکت کننده ها توی انتخابات رو زير ۲۰ ميليون اعلام کنه...!! تنها چيزی که بعد از خوندن اين کامنتها من رو نگران ميکنه اينه که اگه اينها رفتنی هستن(که هستن!) قراره بعد از اينها چه کسانی به سر کار بيان...!!؟
راستی یک چیزی! یعنی بک هشداری! از خونه هاتون اگه خارج شدید و رفتید کوهستان و ملاها و پاسداران دزد آمدن خانه هایتان را هم خالی کردند بعد نگویید ما هشدارتان ندادیم ها! بابا به حرف آنهایی که می گویند بروید خارج شهر گوش نکنید باور کنید حزب الله مملکت را چاپید خانه هایتان را هم خالی خواهد کرد
مهشيد خانم ۷۷.
اين نمونه ای از اعتراض عملی ضد مسخره انتخابات رژيم. اخبار اعتراضات مريوان هم در روزنه و پيک ايران هست. http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2402/240216-JK-ESFAHAN1.html
آتش ۸۵.عزيزم.
شبح گرامی مرداب های الکل آه، ای صدای زندانی
یک نکته در مورد فعالیت ایرانیان خارج از کشور. دوستان از فرانسوی ها یاد بگیرید یک مرتبه می بینی کشاورزان جمع می شوند جلو وزارت کشاورزی و تاپاله گاوهایشان را همراه با شیر و دیگر محصولات خالی می کنند جلو وزارتخانه. این حرکتها کاملآ پذیرفته شده است و نشان از خشم شهروند دارد
مهشيد خانم عزيز انگار زبان من و زبان تو فارسی است ولی انگار اين تو هستی که زبان ما را نمی فهمی .. اين تو هستی که مردم را دعوت به شرکت به انتخابات می میکنی ولی با زبان دیگر.. تو می گوئی حق کسانی که قصد رای دادن را دارند محترم بشماریم حرفت مرا یاد شیرین عبادی می اندازد که .. گفت که با صندوق ها قهر نکنید یادته !!!؟؟ حالا من می خوام دین خودم را به امثال تو ادا کنم وبرم اونجا وقهر نکنم .. تو هم برو جائی که زبانت را بفهند وبا کسی قهر نکنی.
آخر مگر ایرانیان خارج از کشور حق شرکت در انتخابات مجلس را دارند که آن را تحریم کنند؟ انتخابات ریاست جمهوری یک چیزی ولی انتخابات مجلس فقط مربوط می شود به داخل کشور.
اينم چيزه قشنگيه هر چند ربطشبه مسئله در حد صفره فقط قشنگه : http://www.peacefulearth.com/html/peaceflash.html
شبح جان (48) دیگه این دفعه واقعا دستت درد نکنه این همون جریان آب نطلبیدس . امروز داشتم میومدم تهران که تو راه یه روستایی شروع کردم به حرف زدن یه جوری حرف میزد که انگار اصلا از دنیا خبر نداره واسه همین بغض گلومو گرفت باهاش خیلی حرف زدم ولی به خودم گفتم میدونی چقدر از اینا هست ولی وقتی جوابتو به شراگیم خوندم یاد اون موقع افتادم اون سنگینی که از ظهر تو دلم مونده بود یهو جاشو به همون هیجان قبلی داد .
شبح عزيز ۷۰
خوب دوستان ادامه بدهيد
دوستان
شبح شبح و دوستان ميبينيد امده همه را تربيت کند
آتش جان..عزيز ..چرا يک صحنه دراما مصور می کنی..
شبح جان.. ۷۱
مهشيد جان راست می گوئی !!!!! خيلی می خواهد تا به زنی که فرزندش را جلوی چشمانش با طناب پای درخت آويزان کردند بگوييم خودت را کنترل کن وفحش نده وبغض چندین ساله ات را نترکان .. راست می گوئی کنترل خشم حتی اگر به حق هم باشد کار اسانی نیست. ولی لحظاتی هست که این خشم را بايد نشان داد از ادامه آن جلوگیری شود .
باز هم غلط املايي ... حضور درسته ...
سلام شبح جان ...
آنهمانی عزيز. ۶۵
مهشيد عزيز(58)
ترانهی عزيز!(59)
آقای بکتاش گرامی ..
لطفا برای دیدن انیمیشن تحریم انتخابات روی این لینک کلیک کنید
شراگيم جان!(48)
خانم مهشيد به اين ترتيب می توانيد اروپا و قوانينش را از شر خشونت و چماقداری نجات بدهيد و آن را شايسته استقبال از يک موجود آسمانی مانند خودتان بکنيد (فکر می کند همه مثل خودش از پشت کوه آمده اند و يا شيفته اصلاحيون اسلامی شده اند). مرجع تقليد سرکار هادی خرسندی است. همين يک قلم کافی است که درجه شعورتان را نشان بدهد. سعی نکنيد اظهار فضل کنيد، برويد از همان خرسندی نقل قول بياوريد و لينک بدهيد.
نخير مهشيد محترم
بابا لنگ دراز ۵۶ .. آمدی در اينجا کامنت شبح چه بگوئی !! نظرت در مورد انتخابات حکومت فاشيستی چيست ؟؟ شبح عزيز .. کسانی هستند که متاسفانه بعضی گفتمان را خوش ندارند وممکن است با آی پی ديگری اينجا بيايند ودوستان را فحاشی کنند .. احتمال هم هست تا از دوستان خود در ايران کمک جويند وبدینوسیله بتوانند بحث آرامش غیرفعال آن هم از نوع پنبه را به کرسی بنشانند .
اوخ .... يه خورده تقصير من شد... اول تکمه فرستادن پيام را زدم.. و ديدم که نگيرند را نوشته بودم بگيرند. بعد که صحيح کردم ..خودش سه بار فرستاده شده بود. خلاصه ببخشيد شبح جان. می شه اولی و آخری را پاک کنی ؟؟
atash ۶۳ عزيزم.
منو چهر عزیز .. شناسنامه رژيم را ما همه می دانيم .. بيخود نبود که مردم از عشوه گری اصلاح طلبان واستعفا آنان حمایت نکردند .. وضع سیاسی آنقدرخراب است که تمامی تشکلات دانشجوئی و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی و نهضت ازادی و همه همه فرمان عدم شرکت در انتخابات می دهند درست کسانی که زمانی قدرت وسهمی در دستگاه حکومتی داشتند وجوانان را ودیگر اندیشان را درو کردندو بيرحمانه به چوبه دار آویختند . اعتراض ما مردم حق مسلم ماست بايد هر طور شده از فرصت ها نهایت استفاده را کرد و کل حاکميت استبداد را نشانه بگيريم
شبح جان..
شبح عزیز!
شبح جان. می دانم که تو با خشونت موافق نيستی. به همين دليل هم نوشتم اگر اين جمله را در کامنتی می ديدم حتما آی پی را چک می کردم تا ببينم که کسی خودش را به جای تو جا نزده باشد . چون اين جمله اگر خشونت از طرف خودت نباشد حد اقل مجوز دادن به اعمال خشونت لفظی است.
در ادامه کامنت قبل.
اين کامنت با ایپی:217.66.199.251
چه کسی خشونت می کند؟
مردم غیور مريوان امروز نيز مانند دو روز پيش به مراکز انتخاباتی مزدوران حمله ور شدند و سه پايگاه بزرگ انتخاباتی را به آتش کشيدند.. آنان همچنین تمامی اموال انتخاباتی را به مصادره خود درآوردند .... وضع مریوان امروز بسیار بحرانی است مریوان در شرایط نظامی ویژه ای قرار دارد ... ۷ یگان ضد شورش امروز صبح به مریوان یورش آوردند ...بیشتر مغازه ها تعطیل شده است ...
نامه سرگشاده زلزله زدگان بم به مسوولان فهرست كمكهای جهانی به مردم بم را منتشر كنيد http://social.iran-emrooz.de/more.php?id=3111_0_19_0_M
نادر جان!
نادر عزيز!(10)
دوستان .. من نمی گويم روز انتخابات به دشت وصحراپناه ببریم .. انسان ها را دعوت به کوه نوردی نکنم ..شهر را نباید خالی کرد .. احتمال بگذاریم مردمی هستند که در چنین روزی دست به اعتراض بزنند .. آنها را ناجوانمردانه تنها نگذاریم . در خيابان بمانیم و اطراف صندوق های رای گيری پرسه بزنیم واوضاع را بسنجیم .. مثل واقعه ای که در مريوان پيش آمد.. مردم دو سه روز پشت سر هم بساط انتخاباتی را روی سر ماموران رژيم خراب کردند .. احتمال هم هست که چنين اتفاقی نيفتد . اما فعال بودن و حضور ماشرط زنده بودن ماست . آن انسان هائی که از دست حکومت به ستوه آمدند وطغيان می کنند وبراستی چيزی هم برای از دست دادن ندارند آنجا می ایستند تا بدستش بياورند .. کسانی هم که زيادی دمکرات هستند و در خارج زندگی می کنند ومی ترسند پرتاب کاغذ های مچاله شده سطل آشغال از سوی معترضین صورت افرادی را که در رای گيری شرکت کردند بخراشاند پيشنهاد می کنم با ما هم صدا شوند و روز سیاه انتخاباتی رژيم را در خارج سياه تر کنند.
نظر دهنده محترمي كه نام جانوري عربي بر خود دارند كه گويا در فارسي معني شير ميدهد و رفتارشان به زعم من براي كساني كه ميخواهند يك مطالعه موردي در اكوسيستم ذهني خرده بورژوازي امروز ايران داشته باشند بسيار تيپيك است شبح را به دليل اينكه حق مردم تحت ستم ايران میداند که روی سر مدافعين حكومت ( موافقين راي دادن) زباله خالی کنند و توصيه كرده ان موجودات فعلا اينطرفها پيدايشان نشود. متهم به زير پا گذاردن دمكراسي كرده است.
سلام شبح جان بابا...:) خوبی؟ راستش يه نيم ساعتی با این هزینه های کمر شکن اینترنت ميخ اين وبلاگ و نظر خواهی هاش بودم...چقدر دلم میخواد زودتر جمعه بشه...اون پیش بینی قبلی من که نادرست از آب دراومد(همون جنگ زرگری!) واقعا بهم ثابت شد وقتی شبح که ۶۴ تا پیرهن و ۴۳ تا شلوار و تعداد نامتنابهی زیر پوش بیشتر از من پاره کرده وقتی چیزی میگه همینجور کشکی و کتره ای نمیگه...ولی بذار یه پیشگویی هم از انتخابات اول اسفند بکنم...شاید این درست در اومد...چیزی که مسلمه به جز یه درصد کمی از جیره خوران رژیم و یه درصد کمی هم از آدمهای شوت! جمعه پای صندوق نمیرن(البته در تهران...متاسفانه تو بعضی از شهرستانها مردم واقعا مغزاشون پنج میزنه...چون جمعیت محدوده رقابت انتخاباتی یه جور کل کل شده مثلاا بین صنف قصابها و نونواها...و متاسفانه همین کل کل و امتیازاتی که نماینده منتخب میتونه برای شهرستان کوچکش و حامیانش بعد از نمایندگی بگیره ممکنه(میگم ممکنه!) یه جور تب انتخاباتی کاذب رو توی شهریستانهای کوچک به وجود بیاره...مثلا من دو روز پیش توی گلپایگان که بودم توی دهات های اطراف رو در هر خونه ای طرف عکس مثلا مش قربانعلی سوخته سرایی رو چسبونده بود و خونه بغلی مثلا حاج غلامحسین نسوخته سرایی رو زده بود...!! )
آن متاعی را که در بازار نبود مشتری «حبيب يغمائي»
۴۵
حق مردم تحت ستم ايران میدانم که روی سرشان زباله خالی کنند (شبخ) روانکاوان و روانشناسان لطفا اين جمله را تفسير کنند و کشف کنند که شبح در حال نوشتن اين جمله چند درصد با تربيت بوده، مست بوده؟، يا پنج دقيقه قبلش با همسرش دعوا کرده؟، يا توهين صاحب کارش را شنيده و دم نزده و در عوض خشمش را روی موافقين رای دادن خالی کرده؟، و يا دو هفته است رابطه جنسی نداشته و قوانين فرويدی تحريکش کرده؟، يا در ناخودآگاهش زباله نقش مهمی ايفا کرده؟، يا يا يا .... با عرض معذرت از شبح عزيز. دوست من اگر کسی علاقمند باشد بحث می کند، اگر هم نحواست آزاد است که بحث نکند. ديگر رفتن در عالم حدسيات و حالات مثل کار شاه و خمينی می ماند که هر محالفی را می گرفتند کلی هم مجله پورنو و ويسکی و وافور در خانه اش جمع می کردند. سوال و بحث اصلی من ساده و روشن بود. از چپ تا راست (نمونه ايران امروز را هم آوردم) مشاهده می کنند و يا فعاليت می کنند که روز انتخابات تبديل به روز اعتراض بشود. تو فراخوان آرامش می دهی. نظرت است، چرا به جای دفاع از آن، و يا در صورت متقاعد شدن تغيير آن، الکل سنج جلوی من می گيری. جمله ای که از تو نقل کردم چه چيزی را نشان می دهد؟ که جامعه وارد مرجله ای شده که نظرات مختلف در اذهان بلافاصله به عنوان عمل اجتماعی تجسم می شوند و سنگينی و ابعادی واقعی به خود می گيرند. همين است که آدم بانزاکت و موقری مثل تو را مدافع زباله انداختن روی سر ديگران می کند. تو در يک طرف مردمی را می بينی که تحريم گر هستند و با آنها موافقی، در طرف ديگر کسانی را که موافق رای دادن هستند و با آنها مخالفی، سنگينی و معنای واقعی اين نظرات را در جامعه تجسم می کنی و در نتيجه آنها را لايق زباله می دانی. احتمالا يک ماه پيش چنين حرفی را نميزدی چون روند سياست به اينجا نرسيده بود. من هم در يک طرف مردمی را می بينم که ماههاست دارند اعتصاب و اعتراض می کنند و خودشان را برای اعتراض در روز انتخابات آماده می کنند، و از طرفی تويی که می خواهی مردم را به خانه بفرستی. آيا احازه می فرمائيد که من هم عصبانی بشوم؟ يادآوری می کنم که من از زباله ريختن روی سر تو حمايت نمی کنم، صرفا نظرت را نقد کردم و سوال طرح کردم.
متين جان!(۴۳)
من برا سياست نظر نميدم.
واقعا می ترسم....می ترسم ايندفعه اگه زمين بخوريم...نتونيم بلندشيم.........
واقعا می ترسم....می ترسم ايندفعه اگه زمين بخوريم...نتونيم بلندشيم.........
امیر جان!(5) مهران عزيز!(8) مهران بهاری عزيز!(9) تنهای عزيز(13) کنجکاو عزيز(16) اسد عزيز!(11) مهشيد عزيز!(19) منوچهر عزيز!(30)
با اجازه ميخواهم سنتي سياسي و کليشه اي را در اينجا رد کنم. آنهم اينست که : "تنها روش پيشنهادي من براي مبارزه درست است" . روشهاي مختلف بازتاب مشخص مبارزه طبقاتي و اميد و نا اميدي در گرايشات سياسي است که بايد وجود داشته باشد تا مثل انقلاب 57 جنبش به انحراف کشيده نشود. يکي از دوستان ميگويد در خانه بمانيم – ان يکي ميگويد برويم به پارک –يکي ميگويد برويم در خيابانها مثل چهار شنبه سوري و شادمان باشيم –آن يکي ميگويد ما اعتصاب معلم ها را سازمندهي ميکنيم .يکي هم ميگويد مقاومت هاي محلي درست است. آن يکي ميگويد بوق ماشينها بصدا در | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||