|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
یکشنبه، 19 بهمنماه 1382 | February 08, 2004
● مجلس گردنباريکها و اسکناسهای دو هزار تومانی
خبر انتشار اسکناسهای دوهزار تومانی دیشب منتشر شد! البته هنوز چشممان به جمال اين اسکناسها روشن نشده است و جيبمان به حضور انورشان منور نگرديده، لحظهشماری میکنیم يکی به کف آريم نه از برای خرج که برای ريسيدن[1] در مسجد شاه هم بهای گزافتری را آفتابهدار طلب میکند شوق ما برای ديدار اين اسکناسهای دوهزارتومانی اشوق است و آن ديدن جمال روی نقشی است که اين اسکناسها به آن منقش شدهاند. از آن روی که اسکناسهای هزار تومانی به نقش نايب بر حق آقا امام زمان مزين است و بالاتر از نايب، ديگر خود آقا ست. محتمل ديديم دو هزار تومانیها به نقش خود آقا مزين باشند. سعادت ديدن روی مبارکشان را که نداشتيم اميدواريم سعادت ديدن عکس مبارکشان را داشته باشيم. مجلس گردن باريکها پینوشت: با تشکر از مهشيد عزيز که چند سکته از شعر را گرفته! چی فکر کرديد مهشيد فقط موجب سکته نمیشه بعضی وقتها سکته گيره!
mitoni baram sheraei az ghamo dard o tanhaei bego mamnon misham matnam dashti bede dastet dard nakone.
AUTHOR:
AUTHOR:
SHABAH
دوستان عزيز!
خيلی بامزه بود خيلی
شبح جان آپ ديت کن عزيز دل .آپ ديت کن جان دل.
سلام بر شما دوست گرامی از خواندن مطالب زيبايتان بسيار لذت بردم / اين چند کلمه را نوشتم برای شروع آشنائی / چون چند بار تا حالا اومدم اما کامنت برای شما نگذاشته بودم / بدرود
ترانه خانم،
اسدجان ۱۰۹
ترانه جان، سعي كن يك محيط سالم و دوستانه درست كني! با اين روش ها قدمي در راه رسيدن به آن هدف هاي زيباي انساني بر نمي داري! ديگر ختمش مي كنيم اگر اجازه مي دهيد.
بسيار خوب جناب كنج كاو، مشكل تو اما چيز ديگري است كنجكاو خان: اگر با اعتقاد من در پشتيباني از متحصنين مجلس ششم مخالفي اين شيوه ابراز مخالفت نيست نازنين! اميدوارم زودتر دريابي. هر چند اميدي ندارم، ولي باز اميدوارم حرف هايم سودي هم عايدت شده باشد. من هم ديگر به اين بحث بر نمي گردم . پاينده و شاد باشي
آسد جان! می بخشی گفته بودی "سگ" و "لاشخور" و نه شغال. اينکه من لاش خور و شغال را با هم اشتباه کردم برای اين بود که در طبيعت نقش پاک کنندکان محيط زيست را بر دوش دارند. ( ارزش هر کدام آن ها هم از همه مجلس ششم و هوادارانشان هم بيشتر است). از کامنت 58 در چهارشنبه، 24 دیماه 1382 | January 14, 2004 "شبح جان، گاه از روي حمله هايي كه مثل سگ هاي هار كه يك نفر را آماج مي گيرند، مي توان پي برد كه در پشت اين انتقاد ها صداقت نيست." "ما ميهمان هستيم، اگر خوش گذشت باز هم مي آييم و اگر نه كه نه. فقط اميدوارم كه شبح من جولانگاه لاشخور ها نشود... " باز هم از روی دل سوزی اين بار برای شبح، همان گونه که برای ديگر دوستت دل می سوزانی، وکالت را پيشه ساختی و از زبان آنان سخن می گويی و تلاش می کنی به اين شيوه دور خود گروه دوستان را گرد بياوری و آن را که دوست نداری دُش من بنمايانی. خوش باشي
باشد كنجكاو گرامي، و اين را از صميم قلب مي گويم: اميدوارم ياد بگيريد كه به انسان ها به دور از عقيده سياسي اشان احترام بگذاريد.
اَسد جان تو خيلی برآشفته ايی و هم زمان دوست هم داری بازی کنی و من هم زمانی برای اين کار را ندارم. باز هم سپاس گذارم
جناب كنجكاو،
اَسد جان! من تلاش کردم تو را آرام کنم، اما گويا تو هم دوست داری بازی کنی. نه دوست من تو يک بار به خوانندگان اينجا گفتی "سگ" و "شغال" ( که من يکی با هيچ يک از اين دو جانور و حتی منش شان مشکلی ندارم) و اکنون هم می خواهی برای خودت گروه درست کنی که من در 98 اشاره کرده ام. من اما هوش دار می دهم اين کار را نکن راه به جايی نمی برد. سپاس گذارم.
ببخشيد، تازه رسيدم و سرسري يك نگاهي انداختم، من ديگه ادامه نمي دم، به قول هاله(90) گرامي، اگر در خانه كس است، يك حرف بس است!
کنجکاو عزیز!
حسن آقا...برادر حاتم طایی هم همینطوری مشهور شد .
توی وبلاگ ستان یک چیزی غیرقابل انکار است و اون اینکه خیلیا بدون اسم بردن از نانا نمی تونن حرف بزنن. چون حتی در نبودش هم همه مجبورند در باره اش صحبت کنند حتی کسانی که قصد داشتن دیگه در موردش سکوت کنند.
ترانه خانم سخن دراز شد...و این زخم کهنه ..به خونابه باز....
برای جديد ترين افشاگری به وبلاگ من بيائيد www.nanazola.blogspot.com
هاله عزيزم۹۱
شبح عزيز.
ترانه جان - منم تو و همه دوستانم رو دوست دارم و دلم ميخواد همه با آرامش با هم به اين دوستی ادامه بديم. خوب آرزو بر جوانان (و سالمندان) عيب نيست. :) تو نظر خواهی مهشيد نوشتم اخيرا" - خوبی وبلاگستان اينه که براستی آدم دوستانشو 'انتخاب' ميکنه و ميتونه خيلی راحت کسانی رو که دوست نداره يا با روششون موافق نيست ناديده بگيره (کاری که خودم دقيقا" ميکنم). با هر کی هم دوست داره ميتونه بی حد و مرز دوست و صميمی باشه. دلم نميخواد اقلا" بين دوستان با نامهربونی کلام رد و بدل بشه. به هر حال اميدوارم همه مون بتونيم تشخيص بديم و وقتمون رو به مو از ماست کشيدن و به زور مورد اختلاف پيدا کردن (اختلافات واهی) نگذرونيم. ماها از يه خونواده ايم، يادمون نره.
سلام شبحي ناز - تو قطعا" سياست مدار خوبی ميشی چون تا احوالات يه کم حساس ميشه ميگی الان وقت ندارم بعدا" کامنت ها رو ميخونم. :) کلی ميخندم هر وقت اينو ميگی. مهشيد، ترانه و اسد عزيز - خواهشا" درک کنيد. همين و همين. در خانه اگر کس است ... ضمنا" آی پی کامنتی که شبح اعلام کرد از داخل خاک پاک ايران است و نه سوئد.
شبح حان يکی از اين کامنت های بحث بايينی خيلی حالب بود با احازه ميخوام بزارمش تو وبلاگم!
مرسي كنجكاو جان، در كنار همه تعلقات عقيدتي و اعتقادي و سياسي بايد يك چيز را هميشه پاس داشت! بوجود آوردن فضايي كه بتوان صحبت كرد! اين را متاسفانه نه از كودكي در اين جامعه خراب شده و زورمدار ياد گرفتيم و نه در بزرگ سالي، وقتي كه مبارز و آگاه و انقلابي شديم. هميشه برايمان طبيعي بوده كه در حلقه طايفه اي هم عقيده ها و هم حزبي ها عمل بكنيم و... براي همين هم هست كه كنجكاو جان، تو الان براي من حكايتي شيرين تعريف مي كني و تا زشتي و قباحت كاري كه شده و مي شود زياد توي چشم نيايد.
شبح گرام! گفتني ها رو از كامنت (61) به بعد گذاشته ام و تكرار نمي كنم، يعني الان واقعن نه وقت اش هست و نه حال اش.
داستان اينجا مرا ياد شيطانی های کودکی ام انداخت. خواهرزاده ام دختر سه چهار ساله ايی بود و من يادگرفته بودم که چه جور گريه اش بندازم. ؛ گاه همين جور نشسته بود و بازی می کرد و خيلی هم شاد و سر حال و من می رفتم آنچنان دلی برايش می سوزاندم و حرف های مهر آميز گريه آور می زدم :آیییی بيا نازی... چه شده مگه...، چرا ناراحتی، نه ناراحت نشو ....و او هم نخستين جمله ها را با تعجب گوش می داد اما يک دقيقه پس از اين، زبان بسته باورش می شد دنيا روی سرش خراب شده و دو دقيقه نگذشته، آن چنان گريه ايی سر می داد، که ده دقيقه زمان برای دل جويی و آرام کردنش هم کم یود. آسد جان ما را ياد شيطنت هام انداختی. خدا عمرت بده. من هم بروم زنگی به او بزنم و ازش دوباره دلجويی کنم، شايد هم دوباره گريه کرد. يک کنجکاو شکنجه گر.
اسد عزيز!
رهگذر جان..معتقد نيستم که اشتباه کردم. من برخوردهای خانم ترانه را با اين مسئله بی طرفانه نمی دانم..و حتی الان هم که خطاب به تو می گويد : اما نظر تو را هم متوجه می شوم. و از حسن نیت تو با خبرم ..اوکی..
مهشيد جان، زنده باشي خانم
مهشید عزیز! من میپذیرم که هرکسی شیوهای برای گفتگو دارد و این انتخاب شیوهیِ گفتگو حق اوست. اما حق دیگران هم هست که این شیوه را درست بدانند و دوست بدارند و یا دوست نداشته باشند و درست ندانند. امیدوارم اشتباه نکنم.
ww.
ww
خراب کردی مهشيد .. با نام زهرا وارد شدی که ثابت کنی من خانم هستم نه جانم کور خوندی .. اين ديگر با شبح است تا ته توی قضيه را در بياورد .. می خواهی زهرا را بد نام کنی نه ...؟
ww عزيز.. قصد خانم بودن هم ندارم. روحم هم هرچه باشد موجبات توهين کردن من به ديگری را فراهم نياورده است تا بعد کسانی مجبور به توجيه اش باشند.
مهشيد که از خانمی چیزی کم نداری ..!.. روح تو خط خطی ودر هم است مشکل روحی داری . اين را می شود از تناقض در نوشته هايت جستجو کرد .
ww..
خانم ترانه...من همانی هستم که با خودم قرار گذاشته ام. سوء استفاده نکنيد لطفا. من با خودم قرار گذاشتم که دیگر به وبلاگ ایشان نروم و چرند خوانی نکنم. خشونت لفظی بر روح و جسم تاثیر می گذارد و اگر بشود از آن حذر کرد چنین باید. اما این دلیل بر آن نیست که شما بتوانید به توجیه او در اینجا و آنجا بپردازید و هر کسی را که صدایش در آمد چنین به سکوت وادارید.
من نمی دانم اين مهشيد گزمه محله است يا چاقو کش محله !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خجالت داره والله
اسد جان مهشید عزیز!
خانم ترانه ۶۸.
مهشيد جان،
من دوست ندارم به خاطر داشتن عقايدم از طرف كسي آماج فحش و ناسزا قرار بگيرم. آيا اين خواست من در انسان دوستي تو جايي ندارد؟
اسد جان۶۴ جاي نانا هم خالي!! باور كن!!
نوشي جان(۵۸)
آخ...
خب شبح جان، من الان متوجه شدم كه تو انگار شوخي كرده بودي! خب چي بگم، از گفتگوي غير حضوري هميشه انتظار اين جور بد فهمي ها رو بايد داشت!
مرسي ترانه جان كه فهميدي من فتنه گر هستم!
اسد جان!(۶۱)
ترانه جان!(50)
والله چي بگم شبح جان!
اسد جان ۵۷ حسرت نبرم به خواب آن مرداب دريايم و نيست باكم از طوفان:
اسد عزيز!(57)
ببخش شبح، بيربط از موضوع اما هر چی روی لينک روزانه کليک ميکنم به وبلاگ دلتنگستان منتهی ميشود. احتمالا شما لينک رو درست ندادين. ممکنه چک کنين؟
مهشيد نازنينم!!!
رهگذر ثانی عزيز ۵۴ مهشيد جان! مرسی . راستي من ۱۸ فوريه ميام استكهلم. روز بعد ( اگر بخواي)ميتونيم ديداري داشته باشيم. تا منو نديدي نگو خانم كه با ديدنم شوكه نشی.
سلام ..خیلی وقت بود که اینجا نیومده بودیم و الان حس غریبی داریم ...اومدیم تا دوباره با شما باشیم
ترانه عزیز! درست تشخیص دادی. مور چون کار جمعی میکند زورش زیاد است. حالا اگه جرئت داری شبح، تکذیبم کن :)
اسد آقا ۴۱:))) تو گاف می دی بعد من ی بدم؟ زرنگی؟
خانم ترانه...
شبح عزیز
شبح عزيز و نازنين!
جمع رفقا جمع و جور است
ترانه جان !
اين پائين منظورم طبع شعر بود نه شاعری ٫ اشتباه شد !
اينهم برای اينکه ارنستو چگوارای عزيز حرفش زمين نيوفته : (البته من مثل بقيه دوستان طبع شاعری ندارم ولی کش رفتن مال همين وقتاست ديگه ! )
سلام ... خلاصه در ظاهر بین دو تا انتخاب کنیم و خیال کنیم آزادیم ... اگر هرروز بخود دروغ بگوییم خودمان هم باورمان میشود و با یک لبخند ابطحی (عکس ایشان در وبلاگشان) زندگی رو میگذرونیم و بیخیال دیگران ...
اميدوارم کامنت من موجب دلسردی دوستان و جلوگيری از شکوفايی استعدادشون نشه. تو شهر کورا يک چشم هم غنيمته!
واقعآ حيف اينهمه استعداد در نظم پارسی واقعآ در حق همه دوستان ظلم شده و استعدادشون کشف نشده.
يار دور است و راهم بس دراز اي مهشيد راستي مهشيد جان، ي بده :)
اسد جان ۳۵ .. این شعر بود بالام جان ؟ پس اینم یه شعر از اینجانب: شما را به خدا بس کنید شعر گفتن را
عجب ماندم از اين «روح» خوش ادا در ضمن شبح جان، تقلب كردي، مي بايست ب مي دادي:)
اسد عزيز!(۳۵)
سلام !اگر قابل می دونین به من هم سر بزنید ، خوشحال می شوم ...! وقتي كه رفتم؛ تازه تو ميفهمي عاشقي چيه! مي شناسي عشقو بعدمن؛ ميفهمي عاشقت كيه! عاقبت ازغصهء تو نقش تو قصه ها مي شم ميرم و پيدام نميشه؛تنها مثل خدا مي شم وقتي كه من عاشق شدم؛ با همه بود و نبود تو خوابو تو بيداريام؛نقش دو تا چشم تو بود من همه جا كنار تو؛سايه به سايه؛كوه به كوه آيينه اي كه دم به دم با تو نشسته روبروت تو جونمي؛تو عشقمي؛قشنگترين بهانه اي براي زنده بودنم تو بهترين نشونه اي تو بهترين دليل دل براي بودنم شدي نبودي از تنم جدا كه پاره تنم شدي پرنده قشنگ من؛اگه بياي بهار مياد براي اين شكست دل؛تو سينه باز قرار مياد ستارها پايين ميان؛دوباره باز سحر ميشه از آسمونو از زمين به من ميگن به ياد بيار…!
سی و سومين سالگرد رستاخيز پر شکوه سياهکل گرامی باد و ياد شهدايش پرفروغ .... رفیق گرامی برایت آرزوی موفقیت و خرسندی دارم ..امیدوارم بتوانیم بار سنگین خون رفقای شهید را با تن نحیف خود حمل کنیم
مهشيد جان، در وبلاگ شبح نشنويم ما بجز از نداي انقلاب
دم رهگذر رو گرم ۱۶ با اين شعر فی البداعه اش.
دوستان عزيز!
شبح جان عجب شعر تمیزی گفتی ولی اون عبارت ریسیدن یه چیز دیگه بود اگه از فردا همه از این عبارت استفاده کنن تعجب نمی کنم .
جهت اطلاع حاجی آقا سعیدِ مِ مِ تیک!
حالا شاید بی مناسبت باشه اما جالبه که بدونین که از بعد از وحدت اروپا و به جریان افتادن یورو، و به بازار آمدن ۵۰۰ یورویی ملت اینجا میترسن که این اسکناس را بگیرن و عملن هیچ کس قبولش نمیکنه و حتا در بعضی از مغازه ها نوشته اند که نمیپذیرند ... اگه حساب کنید که حداقل حقوق در اینجا هزار یورو است و فقط با ۲ اسکناس پرداخت میشه میشه علت ترس ملت را فهمید، ترس از تقلب و مشکل بودن برگرداندن بقیه پول از جانب خرده مغازه دارها باعث این کندی میشه احتمالن!!
به آقای سعید ممتیک: ومن ال.. التوفیق
من که تکليفم و معلوم کردم...فقط به ليست ابادگران ايران اسلامی رای می دم.....به شما هم توصيه می کنم ...همين کار رو بکنيد........بهتر زودتر برم الان کتک می خورم.....:)
سلام و عرض ارادت
اين حکايتتون خيلی بامزه بود :)
شبح جان ! راستی دو روزه که جای ترانه نازنين تو نظرخواهی ها خاليه !
با درود !
خوب شاعرم که شدی٫ديگه چی؟!
دارم فکر ميکنم که ديگه خسته شدم از اين همه حرف سياسی زدن بابا مگه ما نبوديم که هفته ی پيش به آب و آتيش زديم فکر ميکرديم توی اين کشور ميشه قانونی اعتراض کرد ولی ديديد که با يه سخنرانی خاتمی هم لال شد و همه چز بر وفق مرادشون شد و ما اين وسط مثل تنبل هايی که نتونستن پای تخته مسئله رو حل کنند فاتحه خونديم به همه ی وقتی که روی نوشتن و کار کردن روی بحث تحصن گذاشتيم.
بايد ببينيم توی ریش عکس آقا رو دوهزار تومنی٬ عکس روباه و گرگ انداختن یا یادشون رفته:)) اسکناسهای ده تومنی یادتونه که طراحش شبانه از ایران در رفت چون در ریش نمی دونم کی بود عکس روباه معلوم بود؟:))
سلام:) ماشالله همه مدل شعر میتونی بگی ها:)) کلی ازين مدلش خنديدم.. همینطور نوشته هات...خيلی بامزه بود.. و هر چيزی که رهگذر گفته:)
بود به وبلاگها، یک شبح قد بلند(۱) میل دل تنگ او، گفتن از عشق بود وقت صفا میرسد، با یارانِ گُل برکوب بر فرق شیخ، به یارییِ همرهان بر سر هر چارراه، شعلهیِ جان برفروز جاروب باید نمود،آخوندکان زشت را پیش به سویِ نبرد، شبح جان!
عجب کم کم قابليت های ديگر را رو می کنيد !؟
سلام شبحی ناز. لبخندک ما رو تبديل به نيشی از بناگوش در رفته کردی امروز. دمت گرم. تلاش کردم يکی دو بيتی رو هم برای روری ترجمه کنم که قاراشميش شد و منصرف شدم. شاد باشی هميشه.
اينم برای پی نوشتت :)
آرزو بر نا امیدان عيب نيست .....
شبح عزیز.
گرامی باد یاد و خاطره آفتابکاران سیاهکل ...
خيلی جالب بود ؛)
راستی کسی از دين به من حرفی نزنه. از همه تون خداشناس تر و خدا پرست تر هستم. اما خدا اگر وجود داشته باشه به اين کوته نظری نيست و به اين حماقت نيست. خداوندی اگر باشه بخشش و عشق و دانش مطلق است و توانايی مطلق. نماينده و وکيل و وصی و مفسر هم نمی خواد. به کارش اينقدر دخالت نکنين. برای ارتباط خودش با ملت هم خودش از همه بهتر کار می کنه. اينقدر وسيله ی ارتباطی اش نشين. خيلی ممنون می شيم ازتون.
بيچاره باری تعالی !
سلام شبح عزيز.
سلام.وبلاگ من تازه راه افتاده.خوشحال مي شم به من سر بزني.اگه مايل بودي تبادل لينک کنيم.
..........................
سلام شبح جان
آقا ميگم قضيه دو هزارتومنی راسته اگه راست باشه ايندفعه تصوير آقا با يه بک گراند از آقای قبلی توش ميزران هنوز نوبت آقا امام زمان نرسيده
من از اين لوس بازی های اول شدم و اينا در نمی يارم :))) |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1274
تعداد نظرات: 24870 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: january 24, 2007 01:59 am
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||