پنجشنبه، 2 بهمنماه 1382 | January 22, 2004

جوينده باشيد انقلاب را که به اصلاح خواهيد رسيد

آقايان؛ اين عمارتی که در او نشسته‌ايد، اگر بخواهيد عمارتی باشد که شما را در زمستان و تابستان از سرما و گرما نگاه دارد، بايد آن را خراب کنيد و بعد از روی قوانين هندسه آن‌را بنا کنيد. امروز می‌بينيد اين عمارت ايران مخروبه شده است، سلاطين قاجاريه چيزی از آن‌را باقی نگذارده‌اند و اگر شما آن را بکلی خراب نکنيد و پس از آن خرابی، تعمير و آباد ننماييد ديگران می‌آيند آن را برای خودشان تعمير و آباد می‌کنند.
تا انقلاب در مملکت نبينيد اصلاح نتوانيد کرد، طالب باشيد انقلاب را که بيداری در انقلاب است، جوينده باشيد انقلاب را که به اصلاح خواهيد رسيد، سعی کنيد در انقلاب تا عدالت‌طلبان بيدار شوند. گويا حديث و قول معصوم باشد که می‌فرمايد: نحب الانقلاب ولو علينا.
اما اين که می‌فرماييد پس از اصلاح باز اشخاص ظالم و مستبد روی کار می‌آيند اين هم نقلی نيست، پس از آن که مردم آزاد شدند ديگر ظالم و مستبد را در کار نخواهندگذارد. منتها چند صباحی اشتباه کاری می‌کنند، ولی ملت بيدار همان مشتبه کننده را مجازات می‌دهند. اميدوارم که اولاد مستبدين را به‌سزای پدرهايشان برسانيم،...
تاريخ بيداری ايرانيان، ناظم الاسلام کرمانی، به کوشش سعيدی سيرجانی.
اين سخنان در مورخه‌ی چهارشنبه 21 محرم سال 1323 (چند روز بعد از عيد نوروز) توسط نام‌الاسلام کرمانی در جلسه انجمن مخفی که در خانه‌ی ذوالرياستين تشکيل شده بود بيان شده است که در صفحه‌ی 283 جلد اول کتاب بيداری ايرانيان چاپ چهارم 1362 آمده است. به حساب قمری مربوط به صد سال پيش است!
پی‌نوشت:
امروز تولد آنتونیوگرامشی، خسرو گل‌سرخی و آرش سرخ است. تولد هر سه شون مبارک باشه!
لندنی عزيز هم مطلب جالبی در مورد تولد خسرو گلسرخي نوشته است.

January 22, 2004 12:34 PM

سلمان 23:16 @ Mon, 12 Apr 04

سلام خوبي بابا از سايت خوبت رازي بودم
خوب سايتي هست.!!


17:27 @ Mon, 16 Feb 04

لطفا برای دیدن انیمیشن تحریم انتخابات روی این لینک کلیک کنید
http://www.javaan.net/picture/Flesh/entekhabat01.swf


شبح 10:59 @ Tue, 27 Jan 04

زن عزيز!(۷۳)
به اين کار مي‌رسم (کم و بیش) اما خب به کاراي ديگم نمي‌رسم.
نويد عزيز()
در ایران معمولا شرکت‌ها چند آي‌پي حقیقي دارند که طبیعتا شماره تلفن و مشخصات آن‌ها درج شده اما بقیه وقتی وصل مي‌شند از آن آي‌پي ها به عنوان آي‌پي مجازی استفاده مي‌کنند. خلاصه زیاد نگران نباش.


a woman 2:51 @ Tue, 27 Jan 04

يه سوال برام پيش اومده ..با اين تعداد زياد نظر ها...ميرسی همه رو بخونی و جواب بدی؟


eqball 22:19 @ Mon, 26 Jan 04

دوستان به کشتار کارگران معترض در خاتون آباد و شهر بابک اعتراض کنيم. محکوم کنيم و اعلام همبستگی کنيم با کارگران.


نوید 14:34 @ Sat, 24 Jan 04

شیوا جان من ازت معذرت میخوام و1000 تا شرمندتم و امیدوارم منو ببخشی من تمام این حرفا رو به اون کسی زده بودم که اونا رو گفته بود و به خاطر اینکه باهات آشنایی نداشتم فکر کردم ممکنه تو گفته باشی بازم شرمندتم .

شبح جان (63) نمیدونم روی چه حسابی میگی سال آینده سال خیزش انقلابیه ولی امیدوارم که درست باشه .راستی شبح عزیز یه سوال ازت داشتم اونم این بود که این آی پی ها با این همه رقم چی هستن ؟ با اینا می تونن آدرس خونهء آدمو پیدا کنن ( مثل شماره تلفن ) ؟


haghighat_nevis 13:33 @ Sat, 24 Jan 04

آی‌پی 217.218.155.71
بسته شد. اين تنها ای‌پی بسته شده در اين وب لاگ است.


گندم 11:41 @ Sat, 24 Jan 04

سلام...
شیپور انقلاب پر جوش و پر خروش. از نقطه های دور می آيدم به گوش...
می گیردم قرار
می بخشدم امید
می آردم به هوش
....


شبح 10:13 @ Sat, 24 Jan 04

اقبال عزیز!(65)
راست اش را بخواهی درست متوجه نشدم چه مِ خواهی بگویی. حرف ناظم الاسلام که حرف بسیار درست و متن و مدرني است که انگاری از دهان مبارزی همین دیروز بیرون آمده.
موضوع خیلی ساده است. در اين‌جا واژه‌ی "اصلاح" خارج از تعبيری که از آن می‌شود استفاده شده است. نويسنده می‌خواهد بگويد اهدافي که شما می‌خواهيد با "اصلاح" به آن برسيد فقط با "انقلاب" قابل دست‌رسی است.
مسلما ناظم‌الاسلام مبارزی است که بر عليه فئوداليته و برای استقرار بورژوازی مبارزه می کرد. به نظر من بسياری از جملاتی را که در اين سال‌ها و اين روزها از زبان کساني که خود را کمونيست می‌نامند شنيده‌ايم ارتجاعی‌ است و اين پاراگراف انقلابی.
ضمنا گذشته چراغ راه آينده هست در اين ترديد نادشته باش.


شبح 9:53 @ Sat, 24 Jan 04

شيوای عزيز!(۶۴)
من مطمئن بودم اين کامنت از آن تو نيست. ضمنا آي‌پي شخص پيام‌گزار آي‌پي است که به نامهاي مختلف اين‌جا ايجاد آشوب مي‌کند. اين‌بار قرعه به نام تو افتاد.


matin 8:31 @ Sat, 24 Jan 04

سلام...تولد اون ۳ نفر مبارک..اندر باب سياست هم من حرف نميزنم...شاد باشی و موفق...


eqball 8:00 @ Sat, 24 Jan 04

شبح نکنه گذشته چراغ راه آينده س؟ اين جوينده باشيد انقلاب را که به اصلاح خواهيد رسيد. يک جور شبه پيش بينی امامانه است. کدام اصلاح ميشه بهش رسيد حالا بفرض رسيدن. اگر انقلاب خوبه خوب همونو چرا نرسيم اين ايستگاه اصلاحات محدود کردن خواستها و ترمز در رفتن نيست؟ همه ش سوالی شد ببخشيد.


شیوا 1:28 @ Sat, 24 Jan 04

شبح عزيز :
شما خودتون ميدونيد که من هيچ وقت چنين پيغامهايي رو نميذارم !!!!!!!!!!!!! و به همين دليل هم هست که چند ماهيه اصلا در سايت شما هيچ پيغامي نذاشتم اون بالاي صفحه خودم هم اين موضوع رو درشت نوشتم . به هر حال من معذرت ميخوام از اين بابت .
در ضمن جناب نويد خان اول مطمئن بشو و بعد هر چی تو دهنت مياد به آدم بگو !


شبح 0:26 @ Sat, 24 Jan 04

نويد عزيز(60)
اگر تمام رد صلاحيت‌ها تاييد شود باز به وضعيت شوراها می‌رسيم. مسئله برای مردم رد يا تاييد صلاحيت نيست مسئله اين است که مردم به اين نتيجه رسيده‌اند در چارچوب اين نظام بد و بدتر وجود ندارد. اگر نمايينده‌گان در چهار سال گذشته بر سر حقوق مردم تحصن کرده بودند وضعيت فرق می‌کرد.
پشت سر دوم خردادی ها حرکت کردن فقط ياس و نااميدی می‌اورد. سال آينده سال خيزش انقلابي است. سالی است که اقشار مختلف مردم با حکومت روبه رو می‌شوند و اين‌بار ديگر اصلاح‌طلب‌ها چه در مجلس باشند چه نباشند نمی توانند چون سدی ميان مردم و حکومت قرار بگيرند.


shiva 23:17 @ Fri, 23 Jan 04

نويد جون من که با شما مشکلی ندارم چرا بی جهت به من اهانت ميکنی؟من نه مسلمونم نه لمپنيسم.از اين نانا خيلی حرسم ميگيره ادای کله گنده هارو در مياره.اونم خيلی ناشيانه.از تمام دوستان ريز و درشت عذر ميخوام. نميدونستم ... اگر دوست داشتين ميتونين به سايت منم يه سری بزنين و نزديک با رويه ی مبارزه ام عليه اسلام آشنا بشين.اونجا راحت تر ميتونيم حرف بزنيم فارغ از هر گونه محدوديت.من از شبحی ناز و مموشم انتظار نداشتم در اينجا هم حدوديت بذاره.


نوید 22:42 @ Fri, 23 Jan 04

شیوا(58)
اگه امثالت میتونستن مثل آدم برخورد کنن الان وضع این مملکت خیلی بهتر از اینا بود معلو م نیس با اون ذهن عقب افتادت به چی فکر می کنی که فقط میتونیاز این حرفا باهاش بزنی .


نوید 22:35 @ Fri, 23 Jan 04

شبح جان منظور من این بود که اگر هر 4000 نماینده تائید صلاحیت بشن اون موقع اصلاحات تونسته نظارت استصوابی رو از بین ببره که اون موقع امید این هست که بازم برای اصلاحات این حکومت کار کرد . نه اینکه فکر کنی که من با انقلاب مخالفم چون اصلاحاتی که ما می خوایم بکنیم تو هیچ حکومت بورژازی عملی نیس من فقط میگم اگر بشه که نمیشه باز میتونیم بگیم اصلاحات یه پیشرفتی داشته برای رسیدن ما به هدف اصلی یعنی انقلاب .


manochehr 22:28 @ Fri, 23 Jan 04

به شيوا ۵۸
واقعا که اسلام بخشی از لومپنيسم در حامعه است. آقای شيوای ملا اين فرهنگ شما متعلق به ما قبل از تاريخ است. در اون فيظه قم همين ها را ياد ميگيريد؟


shiva 21:03 @ Fri, 23 Jan 04

به دليل فحاشی کامنت پاک شد. در صوزت تکرار آی‌‍ی بسته خواهد شد.
(شبح).


شبح 20:19 @ Fri, 23 Jan 04

ترانه جان!(۵۱)
متشکرم. لينک‌ها را هم دادم. تومار مربوط به پناهجويان در ترکيه را هم امضا کردم ۱۲۳!

اسد جان!(۵۲)
چون نوشته‌يي نظر نمي‌دهي پس من هم پاسخ تو را نمی‌دهم اگر نظرت عوض شد. و تصمیم گرفتي دوباره نظر بدهي بگو تا من پاسخ این سوالات‌ات را بدهم. به هر حال من فکر مي‌کنم حضور تو و بحث هاي‌ات در اين‌جا مفيد است و قهر کردن‌ات را نمي‌فهمم.

نويد(۵۳)
نويد عزيز اگر تمام رد صلاحيت‌شده‌گان را تاييد کنند اگر مجلس هفتم با اکثريت اصلاح‌طلب تشکيل شود باز رسيده‌ايم به همان وضعيتي که در مجلس ششم بود و نماينده‌گان مي‌خواستند استعفا دهند.
اميدوارم سر دردت خوب شود و آرزو مي‌کنم تو دوست بسيار جوان و عزيز مانند همه‌ي جوانان کشورم روز به روز آگاه‌تر شويد و دست ما نسل قبلی‌ها را هم بگيريد.


nana 20:08 @ Fri, 23 Jan 04

دوستان عزيز

من براتون يه فرمول ساده درست کردم

در ايران امروز دو دسته انسان وجود دارند .

۱- کسانی که اکثرا از نظر مالی و اجتماعی موقعيت خوبی دارند و در اين رژيم عليرغم همه نابسامانی ها بهشون خوش ميگذره .
چه شهروندش و چه روستائی ذهنيش کمبود های خود را در سفرهای مکرربه خارج از ايران جبران ميکنند و جزو اينان گروهی هم هستند که به استخوان پاره ای قانع هستند و برای از دست ندادن همان استخوان پاره وظيفه سينه زدن برای رژيم را بعهده گرفته اند و بيشتر از مافيا و اقازاده ها ميترسند .

۲- کسانی که اين رژيم را غاصب ميدانند باوری به جنگ زرگری انها در بالا ندارند تمامی توهماتشان ريخته از نابسامانی هائی که ميبينند رنج ميبرند خود را در قفس احساس ميکنند .
ميخواهند مانند انسان زندگی کنند ميخواهند ايران ويرانه را بسازند . ميخواهند به فحشا و اعتياد پايان دهند .
شاهد چپاول ثروت ملی خود بدست مشتی مافيا و اقا زاده هستند .
به مرگی تدريجی همراه با شکنجه محکوم شده اند . تحقير شده اند . اينده ای برای نسل حوانشان نميبينند
دچار نااميدی و خشم هستند و انچنان که پيداست اين نيروی خشم در برابر نااميدی هر روز قدرت بيشتری مييابد .
اين انسانها در دراز مدت به چيزی کمتر از تغيير بنيادی اين رژيم راضی نخواهند شد .و اين رژيم هر عملی کند به ضد خودش تبديل خواهد شد رفرم کند سفوط خواهد کرد .
فشار بيشتر اورد سفوط خواهد کرد .
والسلام . نانا


manochehr 18:41 @ Fri, 23 Jan 04

اسد ۵۲:
راستش من نميخواستم در بحث شرکت کنم اما از اين حمله"من معتقد به شركت در حكومت نيستم!! متاسفانه به خاطر احساسي شدن درست نمي خواني و به خطا مي روي. اتفاقا مشكل حزب توده و سازمان فداييان اكثريت هم مثل تو عمده كردن حكومت و قدرت در فعاليت هايشان است. از نظر من در يك كشور وابسته جهان سومي مثل ايران اصولا خيال تصرف و يا شركت در قدرت ما را به بيراهه مي اندازد و وظيفه چپ مدرن نيست!" آن حنان آتش گرفتم که گفتم من هم نظرم را بدهم. ببین دوست عزیز: این بامبولی که این فاشیستهای اسلامی از اصلاح طلب تا آن یکی راه انداخته اند هیح ربطی به مردم نداره. این ۲ خردادیها خودشان گفته اند که:ما سکولاریست نیستیم! وفقط در حهارحوب اسلام میخواهیم کارکنیم .من اصلا با این بحث شرکت ویا تحریم مخالفم.
اين زمين بازي ايه که ملی مذهبی ها(منظورم اکثريت و حزب توده است) راه انداخته اند. نظر ح.ک.ک. اينست که ما بايد انقلاب را سازمان دهيم و حالا که اون بالائی ها دعواشون شده ما بايد از اين فرصت استفاده کنيم و تمام اين نکبت را حارو کنيم.
حال سخنی با اسد: اگر قرار نيست که حپ به قدرت سیاسی فکر بکند پس فلسفه وحودی اين حپ حيه برای حه دور هم حمع شده اند. اگر آن است که تو ميگوئی اين حپ در اولين فرصت باید به نزديکترين پزشک مراخعه کند. ببين دوست من تمام داستان زندگی ما يعنی تغيير واقعيت. اگر حزب من قرار نيست در مبارزه برای بدست گرفتن قدرت سياسی باشد و فلسفه وحوديش اين نباشد پس برای حه مبارزه ميکند. ما که نمی خواهيم از فرط تنهائی دور هم باشيم.
من ميخواهم اين نکبت عصر بلاهت بشری از اين حهارحوب حغرافيائی حذف شود من می خواهم که کودکان ديگر محبور به رعايت شئون دينی نباشند .ححاب برای کودکان ممنوع شود.کسی اعدام نشود. زندان بخاطر عقیده نداشته باشیم.آپارتاید حنسی نداشته باشیم من میخواهم که انقلاب ایران خود را بحسباند به انقلاب کبیر فرانسه. اسد حان دو راه است یا تداوم انقلاب یا دنبال این ملا و اون ملا راه افتادن( خيزی که فلسفه وخودی حزب توده و فداييان اکثريت هست). راه سومی وحود ندارد.پيروز باشی.


نوید 17:30 @ Fri, 23 Jan 04

اسد جان حرفات خیلی درست و قشنگه و حتی من بعضی از حرفات رو سیو کردم ولی تو تو (33) گفتی مردم باید برای حمایت از تحصن جلوی مجلس تظاهرات می کردن با توجیه قانونی ! اما تظاهرات تو این شرایط خودش یه حرکت کاملا انقلابیه و تو هم با انقلاب مخالفی .
شورای نگهبان بعد از 10 روز تازه 200 نفر رو تائید صلاحیت کرد یعنی 5% خواستهء مردم و اصلاح طلبا که اون 5% هم تو مجلس قبل یعنی مجلس قبل از اصلاحات تائید صلاحیت شده بودن و من فکر نمیکنم که بعد از 6 سال اصلاحات این یه نتیجهء خوب باشه وحتی یه پیشروی کوچیک باشه دارم یواش یواش فکر میکنم که حق با شبح ونانا و ... است و من این همه مدت داشتم اشتباه میکردم ولی هر چی که باشه خیلی گیج شدم و سرمم یه خورده داره درد میکنه شایدم اینکه مردم به آگاهیه تحرتم انتخابات رسیدن برای قدم بعدی کافی باشه منکه تازه دارم به اونجا میرسم .


نوید 17:28 @ Fri, 23 Jan 04

اسد جان حرفات خیلی درست و قشنگه و حتی من بعضی از حرفات رو سیو کردم ولی تو تو (33) گفتی مردم باید برای حمایت از تحصن جلوی مجلس تظاهرات می کردن با توجیه قانونی ! اما تظاهرات تو این شرایط خودش یه حرکت کاملا انقلابیه و تو هم با انقلاب مخالفی .
شورای نگهبان بعد از 10 روز تازه 200 نفر رو تائید صلاحیت کرد یعنی 5% خواستهء مردم و اصلاح طلبا که اون 5% هم تو مجلس قبل یعنی مجلس قبل از اصلاحات تائید صلاحیت شده بودن و من فکر نمیکنم که بعد از 6 سال اصلاحات این یه نتیجهء خوب باشه وحتی یه پیشروی کوچیک باشه دارم یواش یواش فکر میکنم که حق با شبح ونانا و ... است و من این همه مدت داشتم اشتباه میکردم ولی هر چی که باشه خیلی گیج شدم و سرمم یه خورده داره درد میکنه شایدم اینکه مردم به آگاهیه تحرتم انتخابات رسیدن برای قدم بعدی کافی باشه منکه تازه دارم به اونجا میرسم .


اسد 17:05 @ Fri, 23 Jan 04

ترانه خانم،
من خيلي آرزوها دارم. آن فقط يكي از اون ها بود. يكيش هم هموني است كه تو گفتي :)


مرسي شبح جان،
(اگر البته پيام 49 از خودت بوده باشد)
... باشد. چون من صادق نيستم و از رفتن رژيم هراس! دارم پس ديگر در اين جا نخواهم نوشت. نه اين كه قهر كرده باشم، نه! ولي وقتي بحث به اين گونه بشود بجز تلف كردن وقت نخواهد بود.
ولي من تو را صادق مي بينم و مي ديدم. ولي اين خشونت هايي كه تو نسبت به عقايد مخالف ات نشان مي دهي علتش بيشتر از تضاد هاي دروني خودت نشات مي گيرد. اميدوارم بتواني از چنگ آن ها خلاص بشوي و به نداي انديشه بيش از احساسات سطحي و رمانتيك ات گوش دهي.
من اين سوال ات را:«چرا اين چپ نبايد برود در تظاهرات طلاب برعليه مجلس شرکت کند و بايد برود به تحصن کننده‌گان بپيوندد؟ مگر اين‌ها سروته يک کرباس نيستند؟» جواب نمي دهم، چون مي دانم كه خودت خيلي بهتر چرايش را مي داني و فقط باعث نزول سطح بحث مي شود.
ولي اينجا را درست مي گويي:‌« تحريم انتخابات درست مانند تشويق انتخابات عملی سياسی است » و چرا بايد يكي را انتخاب كرد و آن ديگري را نه؟ من هم گفتم كه اين شركت كردن و يا نكردن در درجه اول از نظر منسجم شدن و شركت وحضور فعال مردم واجد اهميت است و اصولا همين عدم حضور آگاهانه و منسجم ريشه همه مشكلات ديگر است و ... اما شركت نكردني كه تو تبليغش را مي كني عملن به انفعال ختم مي شود و حتي خودت هم راهي عملي و كاربردي براي چگونگي پيشبرد آن نداري و من تا به حال به جز يك مشت شعارهاي ارزشي و رمانتيك و ايدولوژيك چيزي نشنيده ام!
من معتقد به شركت در حكومت نيستم!! متاسفانه به خاطر احساسي شدن درست نمي خواني و به خطا مي روي. اتفاقا مشكل حزب توده و سازمان فداييان اكثريت هم مثل تو عمده كردن حكومت و قدرت در فعاليت هايشان است. از نظر من در يك كشور وابسته جهان سومي مثل ايران اصولا خيال تصرف و يا شركت در قدرت ما را به بيراهه مي اندازد و وظيفه چپ مدرن نيست!
من رقص بلد نيستم كه خوش رقصي كنم مگر اينكه منظورت تلاش واقع بينانه براي فعاليت در عرصه اجتماعي يعني بكار بردن ابزارهاي سياسي باشد. اين ديدگاه تو چهره ديگر از همان ديد كليت گراي متروكه اي است كه تمامي قدرت را در حكومت مي بيند و فكر مي كند چون حكومت در دست ديگري است پس ديگر هيچ كار ديگري فايده ندارد و بايد تلاش كند كه خودش قدرت را بدست بگيرد. و صد البته از ديدي اين گونه انتظار اعتقاد به ساختن يك حكومت پلورال داشتن بيهوده است.
تو سعي بكن دست هايت پاك و پاكيزه بماند. عشق به همين پاكيز گي و طهارت است كه وقتي به قدرت مي رسد به نفرت و نجس كشي تبديل مي شود.
من با وجود اين باز هم كم و بيش مي آيم اين جا و بي سروصدا مي خوانم و مي روم. قربانت و به اميد بهروزي انسان ها كه فكر مي كنم هردومان به او عشق مي ورزيم.


ترانه 16:12 @ Fri, 23 Jan 04

شبح گل! ۴۹
يك نمره ۵ ( ماكسيمم سو ئدي) و ۲۰ ايراني!!!

راستي هنوز معيار نمره در ايران ۲۰ است؟
دختر من كلاس درس فارسي داشت معلمش يك صفحه ديكته مي گفت بعد غلط هاش رو هم كه همش اشكال س/ص و ض/ز/ظ بود مي شمرد و از ۲۰ كم مي كرد و عسل با يك صفحه نوشته كه مثلا ۱۰ تا غلط داشت مي شد ۱۰ . دادش در مي اومد كه اين همه درست نوشتم بايد معلمم همه همه رو بشماره و از كل نوشته غلطم رو كم كنه....
اين هم زنگ تفريح جمعه!


ترانه 15:54 @ Fri, 23 Jan 04

اسد عزيز
من پيرو ٬هيچكس٬ نيستم اما حرف منطقي را مي فهمم.
وقتي مروري بر روزنامه ها انترنتي/كاغذي دارم مي بينم و مي فهمم مردم بدرستي خودشان را از اين مضحكه انتخابات كنار كشيدند اين كار نشانه مردم حركت از خواست هاي دمكراتيك جمعي است و هشياري مردم را نشان مي دهد اين ها پيشروي هايي است كه دنيا هم مي بيند و حساب خواست نمايندگان را از حساب خواست مردم جدا مي كنند. تو فكر مي كني تمام ملزومات انقلاب بايد وجود داشته باشه تا كسي جرات كنه صداش در بياد. اين صدا ها تبديل به فرياد انقلاب مي شه و ملزوماتش را هم با خودش مي آره.
اسد جان تو كه آرزو مي كني چرا آرزو نكردي اصلاح طلبان سر عقل بياين و از خواست هاي مردم بشتيباني كنند؟ اين آرزو كه بهتره!


شبح 15:40 @ Fri, 23 Jan 04

اسد عزيز!(48)
واقعابعضی از حرف‌های تو حيرت‌آور است. اپوزيسيون با رژيم قهر و لج کرده است؟ دوست عزيز خاتمی حرف خوبی زد چند روز پيش گفت: ما می‌خواستيم معاندان را به مخالف تبديل کنيم و مخالف را به موافق، آنوقت شما موافقان را هم رد صلاحيت می‌کنی؟ اتفاقا اگر مثلا به سرنوشت حزب توده و اکثريت نگاه کنی خواهی ديد که هرگونه خوش‌رقصی و مماشات با اين رژيم بی‌حاصل است. بخشی از اپوريسيون در ماجرای دوم خراداد با رژيم آشتی کرد (البته بخشي که چندان قهر هم نبود.) حتا بعضی‌ها درخواست تشکيل حزب علنی در داخل داند! حاصل چه شد؟ هيچ. اين‌ها خودشان را تاب نمی‌آورد آنوقت تو انتظار داری کمونيست‌ها را تاب بياورند؟
چرا اين چپ نبايد برود در تظاهرات طلاب برعليه مجلس شرکت کند و بايد برود به تحصن کننده‌گان بپيوندد؟ مگر اين‌ها سروته يک کرباس نيستند؟
مي‌گویی: "مسائل سياسي جاري مملكت شركت بكند! شركت فعال و مستقل! فقط اينگونه مي تواند دامنه نفوذ و تاثير خود را افزايش دهد و خود نيز كمي و كيفي رشد كند." اما وقتی پای صحبت از تحريم انتخابات می‌شود که شرکت کردن در مسايل سياسی جاری مملکت است ساز مخالف می‌زنی. در واقع می‌خواهی بگویی چپ ايران بايد به سود حکومت و تثبيت آن در فعاليت‌های سياسی شرکت کند. وگرنه تحريم انتخابات درست مانند تشويق انتخابات عملی سياسی است در ارتباط با مسايل جاری مملکت! چطور است که اولی مذموم است و دومی ممدوح؟
نه اسد عزيز صادق نمی‌بينمت. تو از سقوط رژيم هراس داری به همين دليل آسمان ريسمان می‌بافی برای حفظ آن.


اسد 14:45 @ Fri, 23 Jan 04

ترانه گرامي،
من پيرو پيشه وري نيستم و فكر مي كنم كه تو هم نباشي.

ارنستو جان،
خوب گفتي. در حالت قهربودن واقعا لب مطلب را بيان مي كند. ومتاسفانه روشنفكران چپ ما نه تنها به نقد فعال آن نمي پردازند، بلكه آن را تشديد هم مي كنند و البته در حالت قهر اصولا نمي توان در صحنه سياست حضور فعال داشت... در مجموع فكر مي كنم كه در كنار اشتراكات فكري، اختلاف من و تو در يك نكته است. ارزشي را كه تو براي انقلاب قائل هستي من نيستم. البته اين برداشت من از صحبت هاي تو تا كنون است.

شبح جان،
براي من معيار شركت مستقيم مردم در حيات سياسي است. من دل نمي بندم به اين كه اين رژيم برود بهتر مي شود يا اينكه اصلاح طلبان بيايند بهتر مي شود. مهم اين است كه مردم ( همان اقشار و طبقاتي كه تو هم نام بردي ) بتوانند به زباني و اهرم هايي دست بيابند كه در صحنه سياسي كشور اعمال اراده بكنند. حالا هر اتفاقي كه بتواند به اين هدف كمك كند مثبت است. براي من حضور مردم فقط به خيابان ريختن و شعار سرنگوني دادن نيست. ما چپ ها با اين تلاش عجولانه براي تغيير رژيم ها (به محض بوجود آمدن فضاي سياسي) در حقيقت گور خود را مي كنيم. الان كه ما مي توانيم تاثيري در نهادينه شدن دمكراسي و ساختن جريان هاي اجتماعي چپ داشته باشيم كاملا نابخردانه همه چيز را رها مي كنيم و فقط به يك چيز مي انديشيم! تغيير رژيم!
ضمانت يك روند راديكال و مردمي شدن قدرت در يك جامعه تنها و تنها در ميدان بودن مردم است و بس! من اصولا از اين نظر به هيچ حكومتي دل نمي بندم و از همين حالا هم مي دانم كه هر حكومتي كه بعد از اين ها سر كار بيايد من در اپوزيسيون خواهم بود!
ولي شبح جان، من با حمايت از متحصنين به هيچ وجه زير پرچم آن ها نمي روم! ببين من چند بار گفته ام، كه به نظر من اپوزيسيون چپ بايد در مسائل سياسي جاري مملكت شركت بكند! شركت فعال و مستقل! فقط اينگونه مي تواند دامنه نفوذ و تاثير خود را افزايش دهد و خود نيز كمي و كيفي رشد كند. ما بايد از اين حالت قهر و غضب بيرون بياييم. ما بايد از اين منزه طلبي دست برداريم.
رژيمي بيست و پنج سال بر اين مملكت حكومت مي كند و اپوزيسيون ما همچنان با او قهر است. اگر كمي هشيار بوديم مي فهميديم كه اين قهر و غضب خواست قلبي حكومت بود كه مرزهاي بين اين اپوزيسيون و حيات سياسي كشور اينچنين محكم و استوار باشد. او اكنون ديگر مخالفان خود را بجاي زنداني كردن به خارج مي فرستد!!!
شبح جان، با يك شعار سرنگوني به تنهايي نمي توان به تمامي پيچيدگي هاي زندگي سياسي و اجتماعي روزمره جواب داد و ... اصلاح طلبان يا كليت رژيم و يا آن حكومتي كه بعدن قرار است بيايد معيار و هدف ما نيستند. چپ راستين فقط يك هدف دارد و آن شركت مستقيم و آگاهانه مردم در حيات اجتماعي است تا قادر به در دست گرفتن واقعي سرنوشت خويش باشند و نه تلاش براي دست يابي به قدرت تا بتواند كه مردم را به خوشبختي برساند!!


ترانه 13:56 @ Fri, 23 Jan 04

شبح عزيز ! پس از خواندن آرزوي اسد ۳۳ ، مطلبي كه در كامنت ۳۶ نقل شد دوباره نويسي كردم بخش مياني اش را هم صرفه نظر كردم بانقطه!!!!
بهر حال معذرت مرا بپذير كه حجيمي را اشغال كردم بنظرم اشتباه نرسيد.


شبح 13:14 @ Fri, 23 Jan 04

اسد عزيز!(33)
خواندن حرف‌های‌ات مرا از نوشتن نااميد می‌کند. با خودم می‌گوييم وقتی من اين همه حرف می‌زنم و استدلال می‌کنم باز تو حرف خودت را می‌زنی... باشه يک‌بار ديگه شمرده می‌گم:
1- به دليل وضعيت نيروهای اجتماعی و شکل‌گيری طبقاتی و سطح مطالبات اقشار مختلف جامعه مانند زنان، جوانان، کارگران، معلمان،... از يک سو و وضعيت بين‌المللی از سوی ديگر شرايطی را به‌وجود آورده است که هر جناحی قدرت را در مجلس و رياست‌جمهوری در دست بگيرد مجبور است به اين مطالبات پاسخ بدهد. پس رفتن يا نرفتن اصلاح‌طلبان به مجلس تغييری در آزادی‌های مدنی و پاسخ به مطالبات مردم نمی‌دهد. از بين بردن سلول انفرادی، برابری ديه مسلمانان واقليت‌های مذهبی، تغيير نام خيابان خالد اسلامبلی،... همه توسط راست‌ترين جناح رژيم صورت گرفته است.
2- شرکت در انتخابات و رای دادن به جناحی از جناح‌های رژيم سبب می‌شود عقب‌نشينی رژيم در مقابل مردم به خواستی در درون رژيم تعبير شود و اين رفتن مردم از جانب اپوزيسيون به سوی نظام و اين يعنی تفرقه و تشتت در اپوزيسيون از يک سو وحقانيت خريدن برای نظام از سوی ديگر و در نهايت تبين نظامی است که بوی الرحمان‌اش بلند شده است و استمرار حضورش جز ويرانی برای ايران ثمری ندارد.
3- تحص نماينده‌گان را محور فعاليت مردم قرار دادن و از آن‌ها خواستن که به صف متحصنين بپيوندند فقط موجب می‌شود که رهبری مبارزات مردم را به دست گروهی به دهيمکه نشان داده‌اند لياقت و صلاحيت اين کار را ندارند. اين نماينده‌گان الان برای جلوگيری از حذف خود متحصن شده‌اند اگر در دفاع ار حقوق مردم در چهار سال گذشته متحصن شده بودند چه ما خوش‌مان می‌آمد چه خوش مان نمی‌آمد مردم برای ياری‌شان به مجلس می‌رفتند. امروز نمی‌روند چون می دانند خاتمی و اصلاح‌طلبان وقتی خرشان از پل گذشت و نماينده شدند دوباره همان آش است و همان کاسه! البته به نظر من جناح راست ديگر فرصت کارشکنی در مقابل جناح رقيب را ندارد و مجلس هفتم با هر ترکيبی مجلسی است که در جهت رابطه با آمريکا حرکت خواهد کرد. دعوا کاملا بر سر لحاف ملاست.يعنی هر کدام از جناح‌ها می‌خواهند منافع ارتباط با آمريکا به جيب آنان برود. سخنان روحانی کاملا واضح اشاره به اين موضوع داشت که ما منتظريم بعد از انتخابات رابطه را برقرار کنيم حرفی که لاريجانی قبل از انتخابات دوم خرداد و با وعده پيروزی ناطق نوری به انگليسی‌ها داد.
4- به هر حالا چه در فکر انقلاب باشيم چه حرکت‌های اصلاحی، شرکت نکردن در اين انتخابات به سود هر دو جريان است.
سعی می‌کنم به زودی در نوشته‌ی مشروح‌تر به اين موضوع بپردازم.


ارنستو چه گوارا 12:58 @ Fri, 23 Jan 04


اسد جان

من حرفم با يک مثال شروع ميکنم:
نميدانم تا حالا تصادف شهري دو ماشين را در شهرهاي ايران ديده اي؟ اکثر تصادفات بر اثر لج و لجبازي و عدم رعايت قوانين است .اگر بعد از تصادف راننده ها سالم بمانند فورآ زنجيري –قفل فزماني –چکشي-کارد ميوه خوري –چيزي دستشان ميگيرند و بسمت طرف مقابل هجوم ميبرند .خودشان هم ميدانند که ممکن است برايشان دردسر شود و اتفاقي بيافتد و به زندان بيافتند ولي اکثر غريب به اتفاق اينکار را ميکنند. اگر ازشان بپرسي چرا اينکار را ميکني شروع ميکنند به حکومت و اوضاع مملکت فحش دادن.حالا همين آدم به هيچ وجه حاضر نيست براي نمايش دموکراتيک تو در جلوي مجلس ويا هر جا داوطلب شود ولي براي دعواي شخصي اش حاضر است زندان هم بيافتد. همين را اگر دريابي جامعه ايراني را شناخته اي!

اينکه چرا ايراني حاضر نيست براي تغييرات اجتماعي- سياسي فداکاري کند را بايد در تاريخ جستجو کني:

-تاثيرات 50 سال سلطنت پهلوي که ازفکر سياسي براي ايراني يک امر منفور ساخته است
-خيانت هاي حزب توده به آرمانهاي مردم
-اشتباهات گروهاي سياسي پيشرو ازجمله مجاهدين
-تجربه ناموفق اتحاد براي شکل گيري ج.ا.
تجربه ناموفق اعتماد به خاتمي-

براي همين است که ميگويم ايراني در مرحله قهر است و نه در مرحله خشم. مثال ديگري ميزنم:يکي ازمهمترين دلايل پيروزي جناح خميني در انقلاب 57 اين بود که به تشکيلات سياسي طبق تعريف هاي آکادميک آن باور نداشت و اصولآ خود را غير سياسي نشان ميدادو دليل ديگر اينکه از تشکيلات موجود سياسي به نحو احسن براي اهداف خودش استفاده کرد.مردم ايران اصولآ سياست ستيز هستند و اصولآ سياسيون و روشنفکران را باطنآ قبول ندارند. در نتيجه متحد شدن اپوزوسيون در نتيجه اتحاد مردم است و نه بلعکس.
يعني تا جرقه هايي از اتحاد مردمي در ايران بوجود نيايد اپوزوسيون به باور اتحاد نميرسد.
تمام اينها را گفتم که نتيجه بگيرم هرچند اصلاحات بر تغييرات سياسي تآثير گذار بوده است و شايد هم ضروري بوده است ولي سرعت آماده شدن شرايط ذهني براي انقلاب خيلي بيشتر از سرعت تغييرات اصلاحي است و تشکل و ايجاد هسته هاي مقاومت خود جوش از مراحل نهايي شرايط ذهني است و نه مراحل اوليه آن که تو روي آن تآکيد ميکني.


ترانه 12:26 @ Fri, 23 Jan 04

شبح عزيز ونازنين

ترکيه خيال داره دو زن پناهجو رو به ايران برگردونه. فدراسيون بين المللی پناهجويان ايرانی پتيشنی درست کرده اينم آدرس:

http://www.petitiononline.com/ifirwpnf/petition.html
ضمنا اگر مناسب مي داني يك بار ديگر لينكهاي مربوط به اعتراض به حكم اعدام كبرا رحمانپور را اكتيو كني مهلت كمي هست.

با آرزوي روزي كه در دنيا حقوق انسان جهانشمول باشد و بهيچ پتيشنی احتياج نباشه !!!


شبح 11:10 @ Fri, 23 Jan 04

کت‌بالوی عزيز(۴۱)
از لطفي که هميشه به من داشتي تشکر مي‌کنم. اگر روي لينک آنتونيوگرامشي کليک کني در باره‌ي او سال پيش همين موقع مطلبي نوشته بودم و چند لينک هم داده بودم که فکر مي‌کنم از خوندنش خوش‌ات بياد.
به مادر بسيار عزيزت هم سلام برسون. کاش او هم مي‌خواند.


کمو نیست 9:49 @ Fri, 23 Jan 04

این مقاله را در سایت اکثریت خواندم و در اینجا میگذارم تا بدانید اوضاع در ایران از نظر این همدستان جنایتکار رژیم به کجا میرود. برای انقلاب باید اماده شد.

خطاب به محافظه‌كاران و تماميت طلبان حاكم بر ايران
عاليجنابان! پس از گذشت ربع قرن هنوز هم عاقل نشده‌ايد


عبدالحسين هراتی
اين مقاله را می‌توانيد در اين نشانی بخوانيد:
http://politic.iran-emrooz.de/more.php?id=2581_0_11_0_M
دوستان عزيز!
لطفا اطلاعيه و مقاله‌های سايرين را اينجا گپی نکيند فقط لينک آن را قرار دهيد.حجيمشدن نظرخواهی موجب می‌شود دوستانی که در ايران به اينترنت وصل شوند دچار مشکل شوند. (شبح)


katbalou 9:05 @ Fri, 23 Jan 04

شبح عزيز.
راستش درست نمی دونستم آنتونيو گرامشی و خسرو گل سرخی کی ها بودند. اسم گل سرخی رو البته خیلی شنیده بودم. تلفنی با مامانم حرف می زدم. يه بيوگرافی ساده و مختصر از جفتشون بهم داد. فهميدم وبلاگت رو کی بخونم. وقتی که دارم پای تلفن با مامانم حرف می زنم که جريانات رو بفهمم.
گذشته از شوخی ولی عالی بود. در همین حد چند تا جمله هم کلی از جفتشون خوشم اومد و تحسینشون کردم. فرصت نشد که مامانم خلاصه ی کتاب گرامشی رو برام توضیح بده. شاید بعدا خودم خوندمش.
بهت خوش بگذره.


آشنا 7:21 @ Fri, 23 Jan 04

قبل از دوم خرداد. سه نشریه ادبی و روشنفکری سخنگوی روشنکفران بیرون حاکمیت بودند. گردون. دنیای سخن. آدینه. هر چند که با سکوت ضمنی رفسنجانی که نوعی تایید بود چاپ می شدند. گاه و بیگاه حملاتی به آنها می شد چه فیزیکی چه توسط روزنامه کیهان. دست آخر ماهنامه گردون تعطیل شد و عباس معروفی سردبیرش به تبعید رفت. یک ماهنامه وابسته به مخالفان قانونی حاکمیت نیز وجود داشت که توسط عزت الله سحابی اداره می شد به نام ایران فردا. فعالیتهای کوچکی نیز از طرف دوستداران علی شریعتی به رهبری یوسفی اشکوری انجام می شد. اما امروز به یمن اصلاحات. به یمن فضای باز سیاسی ایجاد شده پس از دوم خرداد هیچ اثری از این نشریات نیست! اما در عوض تنها زندانی سیاسی سرشناس قبل از دوم خرداد مهندس عباس امیر انتظام بود. اما به کمک اصلاحات و صد البته کوششهای جدی اصلاح طلبان امروز دهها زندانی سیاسی سرشناس از باطبی گرفته تا اشکوری در زندانها موجود است. دیگر هر بچه ای می داند که امروز ما زندانیان سیاسی داریم. البته توسعه زندانیان سیاسی آن هم از همه نوع جزو موفقیتهای بسیار بزرگ دولت اصلاح طلب بود. متاسفانه اصلاح طلبان موفق نشدند که قبرستانها را توسعه بدهند که انشاالله این هم در آینده نزدیک عملی خواهد شد. همچنین توسعه زندانها.. شکر خدا که مسائلی مثل سنگسار و قبرستان خاوران خیلی وقت حل شده. همچنین قبل از دوم خرداد دولت سازندگی جوانان را تنها با نیروی انتظامی و منکرات خیابان وزار (همان شهید خالد اسلامبولی) آشنا می کرد اما پس از اصلاحات اصلاح طلبان تلاش زیادی کرد تا مردم بخصوص جوانان و دانشجویان را هرچه بیشتر با خدمات دولت و نهادهای دولتی مثل زندان اوین و انواع بازداشتگاهای رسمی و غیر رسمی و انواع نیروهای خدمتگذار مثل لباس شخصی آشنا کنند که کردند.


Mr.been laden 5:30 @ Fri, 23 Jan 04

سلام شبح جان... تا کی « تراژدی بد رو بچسب بدتر سراغت نیاد» باید تکرار بشه...؟ ولی راههای دیگه ای هم هست که به نظرم به ریسک امتحان کردنش نمی ارزه...یکیش انقلابه... ممنون که افتخار دادی سر زدی...بدرود


pouyan 4:24 @ Fri, 23 Jan 04

امان از دست اين روحيه انقلابی!


شراگيم 3:19 @ Fri, 23 Jan 04

سلام شبح عزيز...ممنون از لطفت...خيلی کنجکاوم که بدونم چی ميخوای بهم بگی در مورد اون شخص...!:) زياد تو خماری نذار منو...باشه؟ ؛) مرسی :*


ترانه 1:51 @ Fri, 23 Jan 04

براي بعضي از دوستان!
اصلاحات چي هارا در مواقع عادي ممكن نيست از آزادي حواهان حقيقي تميز داد اما در موقع پيش آمد مسايل جدي و مهم نمي توانند افكار خود را پس پرده اختفا مستور داشته و فورا خود را معرفي مي كنند. اين ها هر چند ادعاي آزادي خواهي مي كنند و سنگ ملت پرستي به سينه مي زنند، ولي حقيقتا اين طور كه وانمود مي كنند، نيستند. اين ها ايمان به قوه قاهره ملت و انقلاب ندارند.ظاهرا از اوضاع ناراضي هستند و مي گويند كه بايد وضعيت اصلاح بشود. ليكن اين اصلاح را اولا از صنف حاكمه انتظار دارند، ثانيا نصيحت و تشويق را يگانه چاره دردها تصور مي كنند.به خيال اين ها ممكن است با دست طبقه ممتاز براي صنف هاي ديگر كار كرد..... يك عده سياست مآب هاي ديگر كه معارف را يگانه چاره دانسته و مي گويند، اول مدرسه بعد آزادي، آن ها از اين دسته مايوس ها جاهل تر هستند و نمي دانند با اين وضع اقتصادي و عدم تساوي و مفتخوي معارف ترقي نخواهد كرد.٬
نقل از كتاب آخرين سنگر آزادي مجموعه مقالات ميرجعفر بيشه وري


tanha 1:25 @ Fri, 23 Jan 04

ميدونيم چی بسازيم ولی هنوز نمی دونيم از چی می خواهيم استفاده کنيم


قره قوروت 0:38 @ Fri, 23 Jan 04

معمولا سعی می کنم وقتی عرصه ی نظرگذاری، مجالی بشه برای بحث و جدل های داغ سیاسی، بیشتر خواننده باشم و با نظرات دوستان سطح اطلاعات خودم رو بالا ببرم.
در مورد کامنت در نظرخواهی پست قبلی، والا قصد کامنت گذاشتن در کار نبود، منتهی جای یک نظر طنزگونه درباره ی پست جالب و طنز شما رو در نظرخواهیتون خالی دیدم.
وقتی همه مشغول بحث های سنگین سیاسی باشند، واضحه که در هر کامنتی دنبال منظور پشت اون بگردند. ولی من منظوری نداشتم و اون صرفا یه شوخی بود. برای همه ی دوستانی هم که اسم بردم، ارادت ویژه قایلم، شما که جایگاه خاص خودتو داری...


اسد 0:38 @ Fri, 23 Jan 04

خب آرزو كردن كه بد نيست؟
آرزو كردم كه مردم سازمان دهي داشتند. در اين صورت احتياج به انقلاب و بگير و بكش نبود، همين تحصن نمايندگان مي تونست يك فرصت طلايي باشه با يك توجيه بسيار قانوني و مشروع.
فكرش رو بكنيد كه بيست سي يا صد هزار نفر يا حتي خيلي بيشتر مي رفتن و جلوي مجلس و جاهاي ديگر هم هر روز تظاهرات و ...
خلاصه اگر چنين سيلي مي شديم طبيعي بود كه ديگر به كمتر از تغييرات زيربنايي رضايت نمي داديم. در ميان چنين سيلي ديگر آن چند نماينده كاهي شناور بيش بر آن نبودند. آن نماينده اي كه نخواهد به خواست هاي راديكال مردم پاسخ بدهد (و نماينده و صداي مردم باشد) خودبخود از ليست مردم حذف مي شود.
(نمي دونم موثق هست يا نه، ولي شنيدم كه بسياري از همين نماينده هاي متحصن با حضور ملي مذهبي ها در مجلس و سخنراني دكتر سحابي مخالف ات كرده بودند .... والله چي بگم، حتي در اين موقعيت هم اين آقايان خودي و غير خودي مي كنند.)

نمي دونم منظورم رو تونستم بگم يا نه، ولي:
مشكل عدم سازماندهي مردم است كه از فرصت ها نمي شود استفاده كرد. منظورم حالا از سازماندهي آن شيوه مركزيت استاليني احزاب نيست ها! منظورم مردمي متشكل و هماهنگ و آگاه به منافع خويش است كه در صحنه سياسي حضور پيدا مي كند و اهرم هاي تبادل اطلاعات و تصميم گيري هاي خودش را دارد....
حالا شما صحبت مخالفان شركت در انتخابات رو در اين نظر خواهي هاي اخير شبح عزيزمان مقايسه كنيد: همه شون به مرحله عملي كار كه مي رسند، همانجايي كه به اين سازماندهي احتياج است، انگار صداشان در مه و غباري محو و نامفهوم مي شوند.
بعضي از دوستان ته دلشون اميدوارند كه خود همين تحريم كردن باعث بشه كه اپوزيسيون بتونه متحد بشه و لي به نظر من نه تنها هيچ دليلي براي اين ندارند، بلكه بر عكس، نزديك شدن به مر حله تغيير قدرت باعث تشديد منازعات بين جناح هاي خودي مي شه و تمام اختلافات رو به سطح مي آره .
اين اميد دوستان براي من بيشتر شبيه يك جور خوشخيالي يك آدم خوشقلب است كه هميشه مي گه: خدا كريمه.

در مجموع براي من شركت در انتخابات يا عدم شركت السويه است، مسئله براي من در اين جا تنها بهترين انتخاب بين « امكانات موجود و ممكن » است. ولي براي دوستان زيادي متاسفانه اين انتخاب باز هم مثل هميشه تنها به مسئله انتخاب بين «ايده آلها» و بايد و نبايد ها و بعضن حتي شناسايي خائنان و آنان را به سزاي اعمالشان رساندن است.
همين تحصن مي توانست بهترين فرصت براي ما باشد براي كشيدن مردم به صحنه و سازماندهي و شكل گيري يك حضور آگاهانه و فعال ولي ....


نوید 23:19 @ Thu, 22 Jan 04

نانا جان نمیخوام ناراحتت کنم ولی شاید چون تو ایران نیستی خبر نداری که قبل از اصلاحاتم دخترا و زنای ایرانی رو به عربا میفروختن و با زیاد شدن ماهواره بیشتر شد تا اینکه نشریات اصلاح طلب به مسلهء دخترای فراری پرداختن.
نه عزیزم من فکر نمیکنم که اصلاح طلبا از آسمون اومدن اینا هم از همین رژیم ان و از نظر من فرقی با اونا ندارن و من حرفم اینه که کبوتر و با دست نمیشه گرفت اگر می خوای کبوتر بگیری باید براش دون بریزی .
تو گفتی زیاد زیر پاهاتو نگاه نکن ... و بيشتر ادمها ترجيح ميدن که بميرند تا فکر کنند . در واقع همين کار را هم ميکنند چه برداشت دیگه ای میشه از این حرف تو کرد ؟
مسعود جان شاید حق با تو باشه و تعداد شلاق و سنگسار کم نشده باشه .
شبحی عزیز کی گفته من حرفای تو رو قبول نکردم حتی تو یه نوشتت گفتم که منو 2دل کردی ولی الانم می گم اگه شورای نگهبان صلاحیتا رو تائید کنه که بعید به نظر می رسه بازم با تحریم انتخابات مخالفم (اگرم نکنه که هنر کردم انتخابات رو تحریم کنم ).
راستی من با حرفای ارنستو هم کاملا موافقم .
ولی به نظر من در کل شورای نگهبان هنوز عقب نشینی نکرده ونمی کنه برای همینم فکر کنم اصلاح طبلا هم انتخابات رو تحریم کنن شایدم اینم بازیه جدیدشونه .


nana 23:00 @ Thu, 22 Jan 04

شبح عزيزم

اين سه تا خبر را برات مينويسم تا ببينی چی ميگذره
۱- ۱۲ وزير و ۴۵ معاون وزير استعفا نامه خود را تهيه کرده اند تا اگر در رد صلاحيت ها تجديد نظر نشود استعفا دهند .
۲- رئيس جمهور اسلامی خاتمه روياروئی دو جناح حاکم بر سر رد صلاحيت ها را اعلام کرد و گفت دو جناح به مصالحه ميرسند .
۳- کوفی عنان و يوشکا فيشر خواستار برگزاری انتخاباتی ازاد و عادلانه در ايران شدند .

اخه این چه اصلاح طلبانی هستند که وزراشون از کارهای زیر پرده رئیس جمهورش خبر نداره .
و رئیس سازمان ملل و وزیر امور خارجه المان باید دلشون برای انتخابات ازاد در کشور ما بسوزه
نمیدونم باید گریه کنیم یا بخندیم .


شهره 22:24 @ Thu, 22 Jan 04

سلام شبح عزيز..بدبختي ما و سرزمين ما اينه كه از تاريخ عبرت نگرفتيم و حتي زحمت خوندن تاريخ رو هم به خودمون نميديم ولي هممون تاريخ شناسيم. حيف كه ياد نگرفتيم و نميگيريم. با ارزوي موفقيت.


شبح 21:25 @ Thu, 22 Jan 04

نويد عزيز!(22)
چيزی که بايد عوض بشه همين تصور تو و دوستانی است که می‌پندارند امتيازاتی که مردم در اين سال‌ها گرفتند حاصل تصميمی اراده‌گرايانه از بالا بوده است. من سعی کردم در چند مقاله‌ی پی در پی نشان بدهم که منشا اين تحولات کجاست و چرا بازگشت به قبل از دوم خرداد ممکن نيست. حوادث اين روزها هم نشان می‌دهد با کمترين فشار بيشترين عقب‌نشينی توسط حکومت و جناح راست صورت می‌گيرد. اگر اين جناح قدرت بستن فضا در حد و اندازه‌های قبل از دوم خرداد را داشت بی‌شک اين‌کار را می‌کرد به‌خصوص که مردم هيچ حمايتی محسوسی از متحصنين نکردند.
متاسفانه تو نه حرف‌ها و منطق به کار رفته در آن مقاله را رد می‌کنی و نه می‌پذيری. حرف خودت را می‌زنی! نگران مادربزرگ‌ات نباش.نگران خودت باش.


ارنستو چه گوارا 21:19 @ Thu, 22 Jan 04

شبح عزيز
روشن بينی اين مشروطه خواه که راستش را بخواهی نميشناختمش قابل تقدير است.
او اصلاحات و انقلاب را در کنار هم و در يک هدف ميبيند و نه در مقابل هم .اصولا
ّاصلاحات و انقلاب از نظر تاریخی در یک سمت و سو است و نه مخالف هم (ارجاع میدهم به کتاب اصلاح یا انقلاب نوشته روزا لوگزامبورگ)
اصولآ جرقه هایی از انقلاب وجود دارد که اصلاحات شروع میشود ولی معمولآ رفورم ها دارای ظرفیت های اجتماعی محدودند و به ناگذیر تبدیل به انقلاب میشوند و ویژگی رفورم ظرفیت محدود آنست ولی پیش زمینه ای برای انقلاب است.(مثل رفورم شاه که به انقلاب سفید معروف است)
تفکیک این دو فرآیند از هم و در مقابل هم از نظر من بسیار خشک مغزی است هرچند رفورمیستها در شرایط ماقبل انقلاب تبدیل به ضد انقلابی هایی دو آتشه میشوند(مثل اعلام آمادگی حجاریان برای مذاکره با سلطنت طلبها) ولی دریک جریان تاریخی این دو در یک فرآیند اصلی تغییر قرار دارند.


masoud 21:11 @ Thu, 22 Jan 04

نوید عزیز (22)
گفته ای
"1-قبل از اینکه اصلاح طلبا هم بیان اونا به خوار مادر من تجاوز میکردن ."

هر کی ندونه فکر میکنه اینها (اصلاح طلبا ) اصلا بعد از سال 76 بدنیا امدن
نه عزیز من این "اونا"یی رو که میگی شامل خود اصلاح طلبا هم میشه

"2-با اومدن اصلاح طلبا شدت تجاوزات کم شده"
نمیدانم از روی امار این حرف رو زدی یا نه . این طور که به نظر میرسه تعداد سنگسار و شلاق و .. اگر زیاد نشده باشه کم نشده .
قرارداهای خقت باری که زمان این بقول شما اطلاح طلبا بسته شده بمراتب خاینانه تر از قبل هست و .....

خلاصه این که تو خود حدیث مفصل بخان از این مجمل

سربلند باشی


nana 21:02 @ Thu, 22 Jan 04

کنجکاو عزيزم

اين از اون لحظه هائی در زندگی منه که با هم قدرت روحی که دارم دلم ميخواد گريه کنم .
پيشکش اين روشن بينی گذشتگان شايد بهترين هديه ای بود که از سالها پيش کسی به من داده ازت سپاسگزارم .
شاد باشی


nana 20:56 @ Thu, 22 Jan 04

نويد جان

از قسمت اخر شروع ميکنم .
اگه قلبت ميزنه و نوک انگشتهات يخ زده نشانه دو چيز ميتونه باشه .
۱- با حرفهای من بشدت روت تاثير مثبت گذاشته و ذهنت را قلقلک داده .
۲- يا عصبانی شده ای چون باهام مخالفی و دوست داری تو اين مخالفت بمونی .

کار پستی که به من نسبت ميدهی عادلانه نيست چون اتفاقی است که دقيقا تو ايران داره ميفته تا اونجا که من يادم مياد ما تو ايران خودفروشی دختر و پسر نداشتيم و گروهائی که ادم ربائی کنند و دختران را به کشورهای خليج ببرندو بفروشند نداشتيم
من به جنبه اخلاقی مثالی که زدم فکر نکردم برام هم مهم نيست فقط برای نشان دادن ابعاد فاجعه بود که از مادر و خواهرت مثال زدم ورنه همه زنان و دختران مظلوم ايرانی مادر و خواهر همه ما هستند .

در مورد اينکه نوشتهای قبل از اينکه اصلاح طلبان بيان اينها همه جنايتی ميکردند بايد بهت بگم مگه اصلاح طلبان از اسمون افتادن پائين اونا هم بخشی ار اين رژيم بودند که از روز اول بعد از انقلاب بطور سيستماتيک هميشه به دو بخش تقسيم شدند .
اگه نميدونی بدون که خمينی تا وقتی که زنده بود ماهيت و وجودش نشستن روی بالانس اين دو گروه بوده مثلا يکی ميزد تو سر بهشتی يکی ميزد تو سر بنی صدر و الی اخر
بعد از مرگ خمينی گروه بيشتر ادمخوار توانستند رهبر را بخورند و مردم هم از ياس شروع به پشتيبانی به اصطلاح اصلاح طلبان را کردند .
اينحا لازمه يه اشاره ديگه بکنم حتی امروز در کشوری مثل امريکا که خوب ميدانی سنت و قدمت دموکراسی را داره مردم به اين نتيجه رسيده اند که بين دموکراتها و حمهوری خواهان فرق زيادی نيست و هر دو از يک ابشخور ميخورند .
و از انجائی که همه چيز به ما دير ميرسه تازه ما شروع کرديم که اصلاح طلبان بهترن و ادمخوران بدتر .
در مورد ترست از مادر بزرگت و يا حکومت بعدی بايد بهت بگم خوب خق داری جوانی و جهان را در اين رژيم شناختی با همه تبليغات و شستشوی مغزی .
بهمين دليل بهت ميگم که مردم ايران را نميشناسی و شرايطی را که الان در مملکت حاکمه نميفهمی
گزارش امروز فيگارو رو برات مينويسم .
تحصن نمايندگان در مجلس با سکوت دانشجويان و جوانان و بی اعتنائی کامل از سوی مردم ايران روبرو شده است .

در خاتمه از کوته فکريت همين بس که بدون شناختی از من خيال ميکنی من ميخواهم چاله ها از جوانان پر بشه ای پسر عزيز هنوز نفهميدی که هر يک از ما در روند کل جريان قطره ناچيزی در دريا هستيم .
با حرف زدن يا نزدن من اين خروش و امواج سهمگين که اراده ملت است نه ارامتر خواهد شد و نه جوشش بيشتری خواهد يافت . فکر کن يه کم فکر کن ..


کنجکاو 20:50 @ Thu, 22 Jan 04

از تاريخ نوشتی من هم کامنت تاريخی می نويسم:

پيشکش به نانا:

نامه "اتحاديه نسوان"، روزنامه ندای وطن 23 شعبان 1325 ؛

"اگر رهبری سياست به آنان [اتحاديه نسوان] سپرده شود، با اجرای نقشه "چهل روزه" خود از عهده اصلاح امور ملک بی سرو سامان برخواهد آمد، مخدرات نوشتند:

" اکابر دولت ما مردمان بیکاره ای هستند، و مجلسيان هم زياد وِر می زنند.... از وکلا می خواهيم که استعفا بدهندو به مدت چهل روز اداره امور را به دست ما بسپارند"به شرط آنکه عار نداشته باشند". در اين "مدت ما وکلا انتخاب می کنيم، وزرا انتخاب می کنيم... قانون را صحيح می کنيم، نظميه را صحيح می کنيم، ظالمين را قتل می کنيم، انبار جو و گندم متمولين را می شکنيم، کمپانی برای نان قرار می دهيم، خزانه وزرا را که از خون خلق جمع و در سرداب ها گرد آورده اند بيرون می آوريم، بانک ملی برپا می کنيم، عثمانی را عقب می نشانيم... قنوات شهری را صحيح می کنيم و آب سالم به مردم می خورانيم، کمپانی برای [اداره] شهر معين می کنيم" بعد از اين اصلاحات، از خدمت استعفا کرده تا "بقيه را ديگران اصلاح کنند...زنها می توانند آنچه را که می خواهند".

"ايدئولوژی نهضت مشروطيت ايران ج. دوم. مجلس اول و بحران آزادی. برگ 135." فريدون آدميت


آرمين گیله مرد 20:39 @ Thu, 22 Jan 04

سلام ... خسن آقا جان، روشن بينی ارثی نیست و ژنتيکی هم نیست ... بر ما ست که امید خود به انسان را از دست ندهیم و سعی کنیم آنان را آگاه کنیم و نگذاریم که رسانه های گروهی با پخش مذخرفات خود جلوی روشن بینی مردم رو بگیرند ...


نوید 20:12 @ Thu, 22 Jan 04

نانا (15)

من نمیدونم تو چرا فکر میکنی که من تصمیم رو گرفتم فقط اینو بهت میگم که من هنوزم 2 دلم ولی الان میخوام رای بدم و از این نظرم دفاع میکنم تا اونایی هم که نمی خوان رای بدن از نظرشون دفاع کنن تا من اونا رو بخونم و نظر مو درست یا غاط تصحیح کنم .
دلیل اینکه گفتم مقاله ء دلارام رو بخونی این بود که اونم به سبک تو با مثال حرفشو توضیح داده بود نه چیز دیگه . من این مثال تو رو یه کار پستی میبینم که از طرف تو انجام شده تا با توجه به مسایلی که ایرانیا روش حساسیت دارن پیش روی کنی ولی من به زبون خودت باهات حرف میزنم و حالا میخوام به چند تا نکته اشاره کنم :
1-قبل از اینکه اصلاح طلبا هم بیان اونا به خوار مادر من تجاوز میکردن .
2-با اومدن اصلاح طلبا شدت تجاوزات کم شده.
3-تمام همسایه ها فهمیدن که تو این خونه به همه تجاوز میکنن.
4- من ترسم از اینه که اگر اصلاح طلبا برن اینا به مادر بزرگمم رحم نکنن.
5-من میترسم با این سطح آگاهی مردم حکومت بعد هم این کارو بکنه هم قبحه شو از بین ببره.
6-با حرف آخرت برام روشن شد که تو تصمیم داری سر به هوا راه بری و چاله ها رو با جوونای ایران پر کنی تا امثالت بتونن رد شن.
اگر جملهء ناجوری تو این متن بوداز همهء دوستان عذر خواهی میکنم برای من گفتن این حرفا خیلی سخت بود به طوری که الان احساس میکنم قلبم داره تندتر میزنه و نوک انگشتام یخ زده.


mahya 19:58 @ Thu, 22 Jan 04

شبح جان ببخشيد دو تا شد ! الان ديدم خواستم تشکرات زياد کنم بابت لينکی که بهم دادی ... خلاصه انگار اين فاطمه اره ، فاميلمونو ميگما ، يه جايی به درد خورد !:)


mahya 19:53 @ Thu, 22 Jan 04

بابا جان چقدر زحمت کشيده اين چی چی اسلامی تا به اين نتیجه مهم رسيده ؟! ما افتاديم تو يه حلقه تکرار ..!!!
راستی شبح جان من نميتونم راجع به اون شخصيت مهم کنجکاوی نکنم ، چون ايشون يه شخص خيلی خيلی مهم در کل فاميل با عظمت ما هستند ...گفتم شايد نکنه اين همون باشه :) ، بعد اينکه اين سه تا چرا اينهمه روز گذاشتن هر سه تاشون با هم تو يه روز به دنيا اومدن ؟!؟!!؟ و در آخر اينکه گلايه نکن از من آخه من بعد يه عمر خودداری و استغفار و ایستادگی جلوی وسوسه های شياطينی به نام رفقای وب لاگی به تازگی چيز شدم و وب لاگ زدم :) حالا اينکه شما تشخيص دادی خوب بوده خودش بحثيست جدا...!!!:) از الطاف شماست . خوب زياده عرضی نيست ..امضا صفر مطلق ( منهای ۲۳۷ درجه ...و اينا )


nana 19:42 @ Thu, 22 Jan 04

حسن اقا جونم

ميگن :

يه ماشين ميتونه کار ۵۰ تا مرد معمولی را انجام بده .

ولی هيچ ماشينی نميتونه کار يک مرد غير معمولی را انجام بده .
کميت مهم نيست کيفيته که اهميت داره .


نوید 19:36 @ Thu, 22 Jan 04

خسن آقا جون پس بيا ما هم مثل حزبولا لشگريان روشنفکرا رو زياد کنيم .


نوید 19:34 @ Thu, 22 Jan 04

عزیز دوردونهء عزیز حرف ما سر زمان حرکت های انقلابی نه سر انقلاب و اگر جایی این حرف رو زدی همه بهت خندیدن ناراحت نشو این حرف 2 نکته رو روشن میکنه :
1- تو وامثال تو دیگه جرئت خون دادن ندارید .
2-این رژیمو اینقدر "." نشناختید و نمیدونید با روش های صلح طلبانه کنار نمیرن .


خُسن آقا 19:33 @ Thu, 22 Jan 04

ما همیشه آدمهای روشن بین بینمون بوده ولی میدونی مشکل ما چیه؟ مشکل ما اینه که آدمهای روشن بین تعدادشون کم بوده. باید اینها یک کم به تولید مثل می پرداختن تا بلکه با تعداد بیشتر بشه جلو این همه خرابی رو گرفت یک تنه کار پیش نمی ره


nana 19:22 @ Thu, 22 Jan 04

نويد

من کليه نظرهارابا دقت کافی ميخوانم از کنار هيچ مساله ای نيز رد نميشوم .
علت اينکه تا حالا جواب تو را نداده ام اينه که معتقدم تو تصميم خودت را قبلا گرفته ای و بعد نظر ميدهی .
با کسی که قبلا تصميم گرفته سخته ديالوگ برقرار کرد .
بهر حال چون به من پيشنهاد کردی که نوشته دلارام را بخوانم خواندم انچه او از تنها سرخی داغ زير خاکستر نام ميبره که منظورش اصلاح طلبان هستند به نظر من
اتشی بوده که از دوره دوم رياست جمهوری خاتمی فقط و فقط دست و دل مردم ايران را سوزانده .
نه به مردم کمکی کرده و نه جلوی روند استبداد را گرفته فقط و فقط کلاه شرعی شده برای هر نوع عملکرد ديکتاتوری که جناح ادمخوران انجام دادند و به نام وجود دموکراسی رژيم را جداقل در انظار جهانيان چيز ديگری معرفی کردند .

چون جوان هستی برات يه مثال ساده ميزنم اگه يه گروه ادم بيان خونه ات را اشغال کنند و عده ای از اين اشغالگران جلوی چشم تو به مادر و خواهرانت تجاوز کنند و در حالی که انها تجاوز ميکنند گروه ديگر بدون هيچ اقدامی وايسن و فقط بگن بابا اين کار را نکنيد بده خوبيت نداره .
تو که نشسته ای و ناظر ماجرا ايا اميدت را به ان دسته که مذمت کردند ميبندی .ترا و دلارام و .... را نميدانم
اما من شخصا سعی ميکنم با هرچه که دم دست دارم برم به جنگ هر دو گروه و هيچ استثنائی هم قائل نميشوم .
در خاتمه برات يه جمله از برتراند راسل مينويسم .
Most people would rather die than think ; in fact , they do so

بيشتر ادمها ترجيح ميدن که بميرند تا فکر کنند . در واقع همين کار را هم ميکنند .


رهگذر ثانی 18:59 @ Thu, 22 Jan 04

علوى تبار درمورد ترکيب آينده مجلس پيش بيني کرد : درصورت شرکت ۴۰ درصد
از واجدين شرايط راى در انتخابات مجلس هفتم اصلاح طلبان به خانه ملت راه
خواهند يافت.

کی از رویِ دست کی رونویسی کرده؟ ... :)


عزیز دوردونه 18:55 @ Thu, 22 Jan 04

امکان نداره ديگه با هيچ انقلابی به نتيجه رسيد انقلاب خون ميخواد خون دادن توقع ايجاد ميکنه... توقع نابرابری و زياده خواهی بوجود مياره .... زياده خواهی باعث حذف رقيب ميشه.... حذف رقيب با ظلم همراهه... ظلم باعث نارضايتیه... و باز نارضايتی باعث يه انقلاب ديگه ..... بهترين راه هموونه که آقايوون فعلی با آرامش کنار برن و اگر هم نروند باز هم روشهای صلح طلبانه در براندازی مثل رفراندوم و ... بسيار موثرتر از يک انقلابه


نوید 17:35 @ Thu, 22 Jan 04

شبح عزیز کاملا درست میگویی اما این حرکت نمیتونست شکل بهتری داشته باشه ؟و واقعا در کشور ما همه نوع حکومتی امتحان بشه تا نوع درستش پیدا بشه ؟ به نظر من دیگه روش امتحان و خطا بسه باید سطح آگاهی اونقدر بالا بره که دیگه انتخاب بعدی انتخابی باشه کاملا درست .
ضمنا چقدر دلارام(۱۰) مقالهء قشنگی تو وبلاگش نوشته به همه (به خصوص نانا ) توصیه میکنم که حتما بخونید .


barbod_shams 17:27 @ Thu, 22 Jan 04

اين قصه پر غصه!


دلارام 15:56 @ Thu, 22 Jan 04

به جای اينکه بارها از يک سوراخ گزيده شويم چطور است که اين بار يک کار نيمه‌تمام را تا به آخر پی بگيريم؟


شبح 15:49 @ Thu, 22 Jan 04

هليا جان!(۷)
متاسفانه نمي‌دونم چرا نمي‌تونم تو وبلاگ تو و چند وب‌لاگ ديگه که از همين سيستم نظرسنجي استفاده مي‌کنن پيام بگذارم.
به هر حال از سفري که ژيش رو داري هم خوش‌حال شدم هم اندوه‌گين...
چو از اين کوير وحشت به سلامتی گذشتي...


شبح 15:43 @ Thu, 22 Jan 04

نويد عزيز!(۶)
همين حرکت زيگزاگي و رو به پيش بوده است که به اين‌جا رسيده‌ايم اگر انقلاب مشروطه نشده بود اگر ناظمالاسلام‌ها در مقابل محمد‌علي شاه نايستاده بودند. اگر...
نبود ما الان اينجا نبودي...
اين راه ادامه داره گيرم تغيير کيفي خواهد کرد و انفصالي در عين اتصال است.


helia 15:26 @ Thu, 22 Jan 04

........


نوید 14:11 @ Thu, 22 Jan 04

شبح جان این دقیقا همون چیزی که من میگم 25 سال دیگه نیایم همین حرفارو بزنیم از زمان قاجار تا حالا چند بار تو این کشور انقلاب شده و دوباره همه چی از اول شروع شده اگه بخوایم بازم کارای 100 سال قبل تکرار کنیم پس حالا حالا ها باید مبازه کنیم.


sofeia 13:26 @ Thu, 22 Jan 04

تا گوشها نشنوند همچنان تکرار ميشيم


آرياک 13:26 @ Thu, 22 Jan 04

راستی به من لينک ندادی شبح عزيز
:-(


آرياک 13:21 @ Thu, 22 Jan 04

ای بابا چرا نمی شه تو اينجا اول بشم ؟؟!!!!!


nasrin 13:05 @ Thu, 22 Jan 04

شبح عزيز سلام!
کاش ناظم الاسلام کرمانی اين را هم می گفت که اين پروسه چند سال طول می کشد؟!
ولی با قسمت آخرش يعنی؛ اميدوارم که اولاد مستبدين را به سزای پدرهايشان برسانيم ؛موافق نيستم.


فرهنگ 12:50 @ Thu, 22 Jan 04

اين تکرار تاريخ است و يا ما هنوز اندر خم آن کوچه ايم؟






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1263
تعداد نظرات: 26649
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 1, 2006 06:28 pm


از کجا آمده‌اند؟