پنجشنبه، 25 دیماه 1382 | January 15, 2004

شرکت در انتخابات: رای فروشی به ارزان‌ترين قيمت

چکيده
در اين مقاله سعی شده است ضمن پيش‌بينی حوادث روزهای آينده نشان داده شود علی‌رغم هر اتفاقی شرکت نکردن گسترده‌ در انتخابات منافع بيشتری را برای مردم به ارمغان می‌آورد و شرکت در انتخابات فروش رای به ارزن‌ترين قيمت است.

تقابل بين جناح‌های نظام در اين روزها به بالاترين حد خود طی شش سال گذشته رسيده است. هر دو جناح در ضعيف‌ترين موقعيت هستند. جناح راست کم‌ترين مقبوليت جهانی را دارد و جناح موسوم به چپ دارای کم‌ترين مقبوليت داخلی است. (جناح راست که هرگز از چنين مقبوليتی برخوردار نبود.) جناح راست می‌داند اگر فقط 30 درصد مردم در انتخابات شرکت کنند جناح رقيب پيروز خواهد شد و اين يعنی واگذاری مجلس با کمترين منفعت به جناح رقيب. زمانی که دوم‌خردادی‌ها رای مردم را داشتند واگذاری مجلس به آن‌ها اين سود را برای جناح راست داشت که می‌توانستند زير چتر مقبوليت و مشروعيت نظام که توسط جناح رقيب به دست آمده بود به چپاول اقتصادي و بسط ديکتاتوری خود بپردازند و ضمنا حمايت جهانی را هم داشته باشند اما در وضعيت فعلی که دوم خردادی‌ها ديگر پايگاه مردمی سابق را ندارند دادن مجلس به آن‌ها باخت با کمترين برد است.
طرح جناح راست مشخص است. فرق نمی‌کند ده‌درصد در انتخابات شرکت کنند يا چهل درصد در هر صورت آشتی‌يی که مردم با شرکت در انتخابات دوم خرداد به بعد تا قبل از انتخابات شوراها با حکومت کرده بودند شکسته شده است و ديگر نه خاتمی نه چپ‌ترين لايه‌های حامی وی نمی‌توانند مردم را به پای صندوق‌های رای بکشانند پس جناح راست ترجيح می‌دهد امتياز برگزاری انتخابات نسبتا آزاد را از دست بدهد و در عوض مجلسی يک‌دست تشکيل دهد و خودش پروژه‌ی آشتی ملی را پی‌بگيرد و با غرب و آمريکا وارد مذاکره شود و از مزايای اين رابطه استفاده‌های کلان اقتصادی ببرد.
جناح موسوم به چپ هيچ برنامه‌ی مشخصی ندارد. آنان قبلا مجلس و رياست جمهوری را در اختيار داشتند و نتوانستند کمترين پاسخ را به مطالبات مردم بدهند و از سوی غربی‌ها هم حاکم ايران شناخته نشدند و معلوم شد غرب برای پيش‌برد اهداف‌اش بايد با جناح راست وارد مذاکره و معامله بشود اما چون اين جناح پای‌گاه مردمی نداشت هرگونه نزديکی به آن موجب رشد راديکاليزم ضد غربی در کشور می‌شد.
بهترين گزينه برای اروپا همين وضعيت گذشته بود يعنی جناحی از حکومت ملعون و بد باشد (مهم هم نيست قدرت اقتصادی و نظامی و سياسی را در دست داشته باشد يا نه) و جناح ديگر بتواند مردم را به پای صندوق‌ها بکشاند و مقبوليت و حقانيت دموکراتيک به نظام بدهند. اما اين گزينه به دليل تضاد درونی‌اش نمی‌توانست عمر نوح داشته باشد و در انتخابات شوراها با روی‌گردانی مردم از دوم‌خرداد و لايه‌های اپوزيسيون‌اش در واقع اين پروژه را با شکست مواجه کردد.
در وضعيت فعلی به‌دست آوردن پايگاه مردمی برای دوم‌خردادی‌ها ديگر با خاتمی يا با تحصن برای راه‌يافتن به مجلس ميسر نيست بايد سنگرهای بسياری را فتح کنند و معلوم نيست بدون داشتن پای‌گاه مردمی و قدرت واقعی اجتماعی چگونه می‌خواهند اين کار را بکنند. خاتمی از اين که مردم را به صحنه بکشاند در اين سال‌ها که توان اين کار را داشت می‌هراسيد و می‌دانست مردم اگر به خيابان‌ها بيايند و کشته بدهند ديگر رفتن تماميت نظام را خواهند خواست در واقع مردم تا وقتی حاضر به مصالحه هستند که بدانند با کمترين هزينه می‌توانند بيشترين نتيجه را به‌دست بياورند وقتی بنا باشد هزينه بپردازند ديگر فايده‌یی فراتر از آنچه توان پاسخ‌گويی جناحی از جناح‌های حکومت باشد را طلب می‌کنند.
هيچ‌کدام از جناح‌های رژيم توان حذف ديگری را ندارد و زمان برای هر دو جناح اثری مخرب دارد. اگر جناح راست کوتاه بيايد به مفهوم اين است که پذيرفته است سهم جناح رقيب را در شرکت سهامی‌شان افزايش بدهند. در شش سال گذشته برقراری ارتباطه با آمريکا و سياست درهای‌ باز متوقف ماند تا جناح راست بتواند جناح رقيب را از صحنه خارج کند و خود صحنه‌گردان ارتباط شود. همان کاری که می‌خواستند 6 سال پيش با حذف رفسنجاني و کارگزاران انجام دهند و موجب ائتلاف کارگزاران با جناح چپ رانده شده از قدرت شدند. به نظر می‌رسد نه توان حذف جناح چپ را دارند و نه ديگر می‌توانند برای چند سال آينده اين پروسه را به تعويق بياندازند پس راهی ندارند جز اين که با بخشی از دوم خردادی‌ها مصالحه کنند و رد گسترده‌ی صلاحيت‌ها را پس بگيرند و مجلس ائتلافی با اکثريت شکننده‌ي جناح چپ تشکيل شود.
اتفاقات روزهای آينده دو شکل محتمل دارد. احتمال غالب اين است که روند مصالحه پيش گرفته شود:
جناح راست با سياست چماق و گردو با خاتمی و لايه‌های نزديک جناح چپ مصالحه می‌کند و انتخابات را برگزار کرده، مجلس هفتم با رای نسبت پايين مردم اما با اکثريت شکننده‌ی جناح چپ تشکيل می‌شود.
دوم خرداد دچار انشعاب می‌شود و بخشی از آن دوباره به حاشيه‌ی قدرت رانده می‌شوند و بخش ديگر عقب‌نشينی جناح راست را برای خود پيروزی قلمداد می‌کند و به مردم وعده می‌دهند در آينده با توان بيشتری مطالبات آنان را پی می‌گيرند و بخش کوچکی از مردم را فريب خواهند داد و به پای صندوق ها می‌کشانند. اما در هر صورت بعيد است ميزان شرکت‌کننده‌گان در شهرهای بزرگ بيشتر از 40 درصد باشد.
رژيم سعی می‌کند به صورت يک‌پارچه پای مذاکره با آمريکا برود و روند ثبات را پی‌بگيرد. اما نزديکی با آمريکا و دعوا برسر تقسيم منافع در داخل نظام و زياده‌خواهی آمريکا از سوی ديگر تضادها را مجددا حاد می‌کند. اختلاف منافع آمريکا و اروپا خود را در دعوای بين جناح‌ها بازتاب می‌کند و سرانجام هيچ روندی که بتواند مردم و حکومت جمهوری اسلامی را به آشتی برساند شکل نخواهد گرفت و سقوط نظام حاکم در ايران را در پی خواهد داشت.
احتمال ضعيف ديگری هم وجود دارد و آن درصورتی است که دو جناح به مصالحه دست پيدا نکنند. جناح راست به سرکوب جناح چپ بپردازد و خاتمی و محافظه‌کارترين عناصر جناح چپ هم به سمت لايه‌های راديکال‌تر کشيده شوند. در آن صورت آمريکا مداخله محدود نظامی می‌کند و جناح راست به سرعت عقب‌نشينی می‌کند. اگر اين پرسه اتفاق بيفتد آلترناتيوهای مختلفی متصور است که در حوصله‌ی اين مقاله نيست و به پيش‌بينی راه‌های مختلف سرنگونی نظام مربوط می‌شود.
به هر حال، هر اتفاقی که بيفتد، شرکت نکردن مردم در انتخابات منجر به پيروزی هر جناحی شود مردم سود بيشتری می‌برند و به خواسته‌های بيشتری می‌رسند زيرا هيچ دولتی در جمهوری اسلامی ايران بدون پاسخ‌گویی به مطالبات مردم بقا و دوام نخواهد داشت. شرکت گسترده‌ در انتخابات رضايت دادن به کسب حداقل‌هاست در صورتی که اکنون زمان به دست آوردن حداکثرهاست و اين حداکثرها حاصل نمی‌شود مگر آن که مردم به ساده‌گی و به ارزن‌ترين قيمت رای خود را نفروشند.

January 15, 2004 04:01 PM

Jameel 22:12 @ Wed, 5 Apr 06

Hello ! This is very [url=http://www.google.com/bb497]good[/url] site !!


Damn 22:10 @ Wed, 5 Apr 06

I have loved your site for its useful and funny content and simple design.


Aaron 22:08 @ Wed, 5 Apr 06

Hi ! Your site is very interesting. Thank you.


Heel 22:04 @ Wed, 5 Apr 06

At you the excellent site, a lot of useful info and good design, thank.


17:25 @ Mon, 16 Feb 04

لطفا برای دیدن انیمیشن تحریم انتخابات روی این لینک کلیک کنید
http://www.javaan.net/picture/Flesh/entekhabat01.swf


روشن 2:19 @ Sun, 18 Jan 04

بسیاری از آی‌اس‌پی دسترسی به وبلاگها را مسدود کرده‌اند. اين از اولين عکس‌العملهای آقايان بعد از احتمال تحريم است ...


نوید 14:43 @ Sat, 17 Jan 04

شبح جان نميدونم چرا منو صادق نمی بينی . من از اول بحث تا حالا مي گم من هنوز فعاليمو شروع نکردم ولی حساب اونايی که الان بخصوص تو دانشگاها دارن فعاليت ميکنن چی ميشه ؟


Dr.boonana 13:58 @ Sat, 17 Jan 04

حاج سعيد مگه نميدونی وبلاگ شبح به عنوان وبلاگ برتر تو بخش مسابقات موفق به کسب مقام نخست شده!!!!!!!!مگه نميبينی همينطور دارن بهش تبريک ميگن؟؟؟؟؟؟اينا همش به خاطر زحمات و پیش بینی های که برای سرنگونی نظام کشيده!!!!!به خيليا ميدون داده که بيان و درد دل کنن و بعضا باد شکمشونو خالی کنن.از حالا شروع کردن به باج دادن.اونای که تو این بخش از مسابقه قضاوت کردن چه کسانی بودن؟؟؟من که نمشناسمشون .اگر شماها میشناسین به منم معرفی کنید.....گرفتن جايزه از مسئولین نظام و کسب مقام اول هم کمشه.....لياقتش خيلی از این چيزا بيشتره...ديدی تو بحث قمار و قمارخونه (البته با پوزش از مهندسین و مالفین و محققین )يکی ميشه ژوژ بازی؟؟؟؟اين شبح برای برقرای يک محيط سالم و منسفانه برای تبادل نظر وعقايد خيلی زحمت کشيده.همونطور که ژوژ میز بازی از بروز اختلاف و کتک کاری و به هم ریختن میز بازی جلو گیری میکنه.حداقل تو ديگه بايد زودتر از همه بهش تبريک ميگفتی...ببخشيد نظر بنده لمپنيک و خارج از حدود سواد و معلوماتتون بود.ولی لازم بود از شبحی ناز و مموشم به شکلی تشکر و قدردانی بکنم و بگم تبــــــــــــريک


سعيد 10:35 @ Sat, 17 Jan 04

آقاي شبح خان؛

اين بار سوّمه كه دارم بهت ميگم تمام كامنتهاي منرا پــــــــــاك كــــــــــــن و همه فـــــــحشــــــــها و تــــهـــــــمــــــتـــــــها را به بنده در اينجا الصاق. آخه گفت:
چـون گـزيـدي پـــيـر نـازكـدل مـبـاش
سست و ريزيده چو آب و گِل مباش

عزّت زياد رفيق :-)


شبح 10:18 @ Sat, 17 Jan 04

D عزيز!(14)
نمی‌دانم چرا کامنت تو را نديده بودم. الان که دنبال مطلبی می‌گشتم آن را ديدم.
اول تشکر می‌کنم از لطف تو و بعد اين که به نظر من ايران به دليل رشد نيروهای مولد و ساختار شکل يافته‌ی سرمايه‌داری در آن با افغانستان و عراق تفاوت‌های زيادی دارد و آمريکا و اروپا مجبور هستند مقبوليت و نظر مردم ايران را در تصميم‌گيری‌های‌شان لحاظ کنند. البته حرف تو در مورد الترناتيو تراشی کاملا درست است. اشتباه بزرگ آمريکا اين است که دنبال آلترناتيوسازی برای رژيم نرفته است و حداکثر روی بچه‌ی شاه که به هيچ‌وجه توان به قدرت رسيدن ندارد سرمايه‌گزاری کرده است. حرکت آمريکا برای ايجاد آلترناتيو بسيار مهم است بايد در رفتار او دقت کرد تا جهت‌گيری‌اش مشخص شود. اروپا ظاهرا هنوز دل‌بسته‌ی تغييرات اصلاح‌طلبانه و ميخ و نعل است.
راست‌اش را بخواهی در مقاله به آمريکا و اروپا بيشتر پرداخته بودم اما هنگام پست کردن آن بخش‌هایی را حذف کردم تا در مطالب ديگری ارئه دهم و اين جهت‌گيری کلی مقاله تغيير نکند.

نيلوفر عزيز(69)
پيش‌بينی سقوط نظام‌های حاکم بر کشورها بسيار دشوار است و به پيش‌گويي می‌ماند. اما به آنگونه که از شواهد و عوارض اين بيمار پيداست آفتاب اش بر لب بام است. يک نکته‌ی ديگر را توجه داشته باش آن‌هم اين که مجلس هر ترکيبی که داشته باشد مجبور از در مقابل خواسته‌های مردم عقب‌نشينی کند اين تصور که اگر مجلس دست نيروهای راست بيفتند آن‌ها همان فضای سال 60 را ايجاد می‌کنند غلط است. بله اگر 70 درصد مردم در انتخابات شرکت کنند و به جناح راست راي دهند آن‌ها ديکتاتوری سال 60 را اعمال می‌کنند اما با ده يا بيست درصد رای نمی‌شود ديکتاتوری راه انداخت آن هم در اين شرايطی پيچيده‌یی که در آن بسر می‌برند. اين که اينهادرمقابل قتل زهرا کاظمی يا اعدام افسانه نوروزی و يا حتا کبرا رحمانپور... عقب نشينی کردند و يا در رد صلاحيت‌ها با يک تشکر آمريکا لحن آقا که در ديدار استاندارن چيز ديگری بود در ديدار شورای نگهبان صدوهشتاد درجه چرخيد نشان دهنده‌ی همان وضعيت است.
خلاصه اگر می خواهيد زودتر رنگ آسايش و آرامش را ببينيد اولين دقم شرکت نکردن در انتخابات است.


شبح 10:17 @ Sat, 17 Jan 04

سعيد عزيز!(72)
اولا شما از کجا متوجه شديد منظورم از بعضی‌ها در کامنت 72 تو هستی؟ البته تو هم يکی از آن بعضی‌ها هستی اما تمام بعضی‌ها نيستی هر چند خودت بتنهايی برای غيرقابل استفاده کردن اين نظرخواهی کافی هستی.
و اما در مورد کامنت 32
اولا در مقاله‌ی اسبق به تو گفتم در مورد خود مقاله صحبت کن نه روش‌شناسی و فلسفه متاسفانه تو گوش نکردي اصولا استعداد غريبی داری در به انحراف کشيدن بحث‌ها من هم که مدتی سعی کرده بودم کامنت‌های‌ات را نخوانم يا بی‌پاسخ بگذارم اين‌بار در کوزه افتادم و از تو سوآلی کردم تا پاسخ روشنی بشنوم اما طبق معمول زدی به صحرای کربلا و در مورد چيزهایی نوشتی که برای هر مطلبی کاربرد دارد.
در کامنت 10 به جای پرداختن به نتايج مقاله به روش‌شناسی آن بند کردی و با لحن توهين آميزی مرا مغلطه گو و کلاه‌بردار مانند پيش‌گوهای بازرا بورس که برای کسب درآمد مغلطه می‌کنند و بعد مردم يادشان می‌رود خواندی. نوشتی "آنهم بطور جامع و مانع= مثل همين شبح خودمان از سقوط رژيم گرفته تا سازش نيروهايش با هم و مثلاً اهلي شدن آدمخوران در رأسش و از دادن امتياز دادن به اسرائيل بگير تا توزيع تخم مرغ در ميان رأي دهندگان) پيشگوئيهاي بغايت جدا و متباين بچپّانيد/بگنجانيد؛ حالا با هر مغلطه اي كه شده. چون اغلب مردمان ساده لوحند و فقط آندسته از پيشگوئيهاي ”درست“ شما را بخاطر ميسپارند."
به هر حال جناب سعيد خان من هزار و يک پيش‌بني نکردم فقط يک پيش‌بينی کردم و در حاشيه احتمال مقابل را هم مطرح کردم. در انتخابات شوراها هم پيش‌بينی کردم مردم قاطعانه در انتخابات شرکت نمی‌کنند که درست از آب درآمد. اگر اين پيش‌بينی ساده را دوستان ملی – مذهبی هم کرده بودند اين‌گونه با تناب پوسيده‌ی اصلاح‌طلب‌ها دردون چاه نمی‌رفتند.


سعيد 5:51 @ Sat, 17 Jan 04

شبح جان؛
لطفاً همه نظرات من يكي را پاك كن بلكه هم جناب لرد وبلاگستان نازنينت، هم رامينِ مهندس برقت و هم ارنستوي چه گوارات آروم بشن و در ضمن مشمول تهمت گزاف تو يكي هم نشم و منبعد از صميم قلب و از سر قصد معني از من/ديگري يك چيزي را بپرس و نه سركاري تا بعداً يك توهين بشه عوض تشكّرت وقتيكه پاسختو شنيدي. با ادب باش! من كه گفتم كامنتهامو پاك كن؛ ولي اگر خودت نكردي منّتش را سر من نذار داداش + اتّهام + توسري. . . !


میرزا آقا کرمانی 5:50 @ Sat, 17 Jan 04

خوب يه جمع بندی اينجا بکنيم.
هر کی حرفای خانم نانا و آقای بکتاش و دیگر حواریون علنی یا مخفی را قبول نداشته باشد و با تحلیلهای آبدوغ خیاری ایشان از مسائل مشکل داشته باشد و به ایشان بگوید که بالای چشمان شهلایشان یه جفت ابروی قیطانی است ، یا توده ای است ، یا اکثریتی، یا به نوعی دیگر مزدور جیره خوار جمهوری اسلامی.
درست فهمیدم ناظران عزیز ؟


niloofar 3:28 @ Sat, 17 Jan 04

به نظر من شرکت نکردن در انتخابات به شرطی که نتيجه کوتاه مدت داشته باشه(مثلا۲۰ ساله نهايتا)و بتونه زود تر مردم رو از شر اينها راحت کنه خوبه...اما اگه قرار باشه حالا حالا ها جمهوری اسلامی رو تحمل کنيم چی؟به قول يکی از اينها يک گرم دموکراسی عينی بهتر از يک کيلو خياليشه..اگه محافظه کارها اين دفعه به قدرت برسن معنيش اينه که تا پايان عمر اين جمهوری سر قدرت خواهند بود...حالا پایان عمرش کی هست و ایا می تونيم تا اون موقع تحملشون کنيم؟البته من خودم نميدونم چی ميشه!واسه همين اومدم از شما شبح جون خودم که همه حرفهات حتی اونهايی که قبول ندارم به هر حال منطقيه سوال کنم!اينها حالا حالاها هستن يا ايشالا به زودی از شرشون راحت ميشيم؟


حسين موحد 3:17 @ Sat, 17 Jan 04

تبريك براي اين موفقيت و آرزوي پيروزي هاي بيشتر


ارنستو چه گوارا 2:51 @ Sat, 17 Jan 04

رامين جان

اميدوارم از حرفهای سعيد ناراحت نشوی.اين سعيد عزيز تحليل های علمی را فقط در قلمرو شخصی خودش ميداند -البته سوادش هم خوبست و همش پزش را ميدهد.

ولی تا آنجايی که من ميدانم روش تو بسيار جالب برای تحليل هايی است که با احتمالات و مدل های ديناميکی سرو کار دارد . يکی از این روشها روش مونت کارلو است که برای اين مورد پيشنهاد ميشود. مثل حرکت موج در دريا و يا حل ترافيک يک شهر (البته ترافيک خطی است).

روش مورد اشاره که از کامپوتر و شبيه سازی استفاده ميکند در صدر تحليل های
سازمان سيا قرار دارد -البته نکته جالب اينست که با تمام اين تفاصيل تحلیلگران ایالات متحده نتوانستند تحلیل درستی از اوضاع سياسی ايران داشته باشد (با توجه به تنوع اپوزوسيون و ديگر پيچيدگی های سیاسی ایران) و اگر يادتان باشد اينرا چند وقت پيش اعلام کردند و اين موضوع همزمان با فعال شدن بيش از حد انگلستان در ايران شد.

بهر حال استفاده از اين روش حدود واقعيت های آتی را مشخص ميکند و بسيار جالب است .

رامين جان منظورت را درست فهميدم ؟


آرياک 2:41 @ Sat, 17 Jan 04

بابا شما ها کدوم انتخاباتو دارين ميگين ؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


آذياک 2:41 @ Sat, 17 Jan 04

بابا شما ها کدوم انتخاباتو دارين ميگين ؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


آذياک 2:41 @ Sat, 17 Jan 04

بابا شما ها کدوم انتخاباتو دارين ميگين ؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


nana 1:27 @ Sat, 17 Jan 04

شبح عزيز

اگه پيام لرد شارلون را با دقت بخوانی در خواهی يافت که از نحوه برخورد کسانی به اميد ميلانی گله کرده .
اين دليلی بود که من جواب دادم


شبح 1:23 @ Sat, 17 Jan 04

ناناي عزيز! (58)
بهتر نيست دعواهاي وب‌لاگ‌های ديگر را به اينجا نکشانيد؟ من متوجه نشدم حرف‌های توچه ارتباطی با نظر لردشارلون عزيز دارد.


شبح 1:21 @ Sat, 17 Jan 04

رامين عزيز(36) و لرد شارون نازنين(54)
اميدوارم نااميد نشويد و باز هم نظر بدهيد. متاسفانه بعضی‌ها دارد کاری می‌کنند که اين نظرخواهی آشفته شود و بحث ها به انحراف کشيده شود و نتوانيم حول محور مشخصی پيش برويم. به هر حال بايد کمک کنيم تا نظرخواهی جهت بگيرد و به لاهوت و ناسوت نرود. از هم‌کاری شما و ساير دوستان تشکر می‌کنم.

کنج‌کاو عزيز(38)
خيلي ممنون. درست گفتی من دقيقا همين هدفي را که تو می‌گويي دارم.
منوچهر عزيز(39)
در حال حاضر هيچ آی‌پي در وب لاگ من بسته نيست. ضمنا من هر آی‌را که ببندم اين‌جا اعلام می‌کنم.
البته هيچ احتمالی برای اين که آی‌پی دوست عزيزی چون شما را ببندم وجود ندارد.
ارنستوی عزيز(42)
خواهش می‌کنم. اين سوآل افشين زند کيست را هی تکرار نکن! ايشان شخص محترمی هستند که وب لاگی به نام آزادی دارند. مي‌توانيد برای شناختن نظراتشان به وب لاگ‌شان مراجعه کنيد.
سميه عزيز!(43)
اگر می‌خواهيد اشتباه پدرانتان را تکرار نکنيد پس بهتر است به حرف آن‌ها محتاطانه گوش کنيد. بهنود يکی از همان‌پدران است که تا بود نان شاه را می‌خورد بعد از انقلاب هم نان رفسنجانی را! او شخصيت مبتذلی است که روزی دلالی برای فائزه‌ی هاشمی می کرد امروز هم به فريب جوانان مشغول است. کسی نمي‌گويد جنگ مسلحانه کنيد.بحث بر سر اين است که اگر در خارج از نظام خواسته‌ها را مطرح کنيد حتما به نتيجه‌هاي بهتری می‌رسيد. ضمنا اين نظام شديدا به رای شما احتياج دارد.
کوازار عزيز(44)
خيلی مخلصيم.
نويد گرامی(45)
متاسفانه صادق نمی‌بينم‌ات. کاش صادق بودی تا می‌توانستم پاسخ‌ات را بدهم و با تو وارد بحث شوم.


شبح 1:16 @ Sat, 17 Jan 04

هاله‌ی عزيز(28)
لينک اين مقاله را قبلا در لينک‌دانی‌ام قرار داده‌ام. حرف‌های تاج‌زاده تماما قابل نقد و رد است. در اولين فرصت اين کار را می‌کنم اميدوارم پس از خواندن آن نظرت را بگويی.

سميه عزيز(34)
می‌شود بگويی اگر نظام قادرت سرکوب دارد. چرا بر سر همين رد صلاحيت‌های‌اش نمی‌ايستد و مجلس هفتم را با همين استفاده يا سؤاستفاده از قانون فعلی انتخابات که به شورای نگهبان اين حق را می‌دهد با اکثريت راست تشکيل نمی‌دهد؟
سميه‌ی عزيز!
جمهوری اسلامی در شرايط فعلی نياز حياتی به مشارکت مردم دارد. اگر به روند اصلاحات هم اعتقاد داشته باشيم. شرکت نکردن مردم در انتخابات و طرح شعار رفراندوم موجب عقب‌نشينی‌های بيشتر جناح راست می‌شود. در 6 سال گذشته خاتمی با عقب‌نشينی مداوم موجب گستاخ شدن هرچه بيشتر جناح راست شده است. ديدی با يک تحصن نماينده‌گان رهبری عقب نشينی کرد؟ اين تحصن بايد بعد از رد لايحه انتخابات توسط شورای نگهبان صورت می‌گرفت و باور کن اگر خاتمي اصراری بر استعفا می‌کرد همان موقع هر دو لايحه تصويب شده بود و الان اين مشکلات پيش نمی‌آمد.


nana 0:49 @ Sat, 17 Jan 04

جناب لرد شارلون

يادم رفت چيزی را اضافه کنم .

بهتون اطمينان صد در صد ميدم که تا وقتی انسانهائی با خمير مايه شما و اميدها در اکثريت هستيد هرگز فاشيستهائی چون من به قدرت نخواهند رسيد .
اميدوارم خيالتون را اندکی راحت کرده باشم !!


nana 0:43 @ Sat, 17 Jan 04

جناب اقای لرد شارلون

من عادت ندارم از کنار هيچ موضوعی نديده رد بشم بنابر اين جوابت را خودم ميدهم .

در مورد برخوردهای ان کسی که به اميد ميلانی برخورد کرده بايد بگم من تنها کسی هستم که به اميد ميلانی برخورد کردم بنابراين خودم هم جوابت را ميدم لازم نيست از شبح بپرسی .

نميدانم چه اندازه از تاريخ شيلی ميدانی ولی اگر روزی که زنان طبقه متوسط شيليائی برای مقداری بيشتری نخود و لوبيا و برنج به خيابانها نمی ريختند و به قابلمه هاشون نمی کوبيدند و يا رانندگان کاميونها ميخ در جاده ها نمی ريختند و گشت اذوقه را در سراسر شيلی متوقف نميکردند و هزار کار مثل اين که دولت النده ازادی خواه را پنچر کرد و به مرگ النده ختم شد .
کسانی بودند که اين پيش بينی ها را در سطح گسترده حداقل در اختيار جوانان شيليائی ميگداشتن .
شايد ميگم فقط شايد .
پينوشه نميتونست به راحتی کودتا کنه و در استاديوم يک صد هزار نفری سانتياگو يکصد هزار نفر از جوانان ازادی خواه و چپ را مثل کشتارگاه قصابی کنه .
حالا چه اشکالی داره که من عوض ناز نازی پسرم گفتن به اميد ميلانی که با چشمان نيمه باز همه را دعوت به شرکت در رای گيری ميکنه با لحنی حرف بزنم که توش اندکی هم پيش بينی باشه .
اره من معتقدم هرکسی که اب به اسياب اين حکومت که از سر تا ته شون مشتی دروغگو و شارلاتان هستند که بنام مستی اور ترين شراب دنيا يعنی مذهب انچه که خواسته اند و توانسته اند تاکنون کرده اند کمک کنه خائن به منافع مردم ايران است و در اينده بايد در دادگاه شهر وندان ايران محاکمه شود.

اميدوارم شما دلتون نخواد که من نظر خود را ننويسم و يا انطور که شما ميخواهيد بنويسم .


رهگذر زندگی 0:37 @ Sat, 17 Jan 04

گیله مرد آخوند
این جمهوری اسلامیست که خشونت میکند نه کودکان و دختران خیابانی و مردم زیر آوار جهنمی شما. مردم به خروش و داد خواهی برای ریشه بر کندن دولت فساد و زور آمده اند و این یک مبارزه انقلابی و دفاع انسانی شرافتمندانه برای حق هستی زندگیست و دنیا این بر پا خیزی را می ستاید و آنرا نه تنها خشونت نمیداند بلکه دارویی شفابخش برای نجات انسانیت از ۲۵ سال خشونت میداند. چرا ما را از آمریکا میترسانی که تا گردن در لجنی که در عراق براه انداخته فرو رفته و بسختی دست و پا میزند و دیگر میخواهی برایتان چه بکند که اتفاقا تعفن شما را تا کنون نگهداشته.و بی جهت نیست که دولت بوش الان برای انتخابات بعدی اش مثل خودتان در منجلاب ست. این شیوه فریبتان دیگر رنگی ندارد کاسه و کوزه را جمع کنید که فردا هوا طوفانیست


کنجکاو 0:28 @ Sat, 17 Jan 04

سميه گرامی
من با مغز خودم می انديشم وبرای انديشيدن و بررسی پيرامونم نيازی به خواندن نوشته های اين و آن را ندارم. آقای بهنود هم با اين همه سال بالا و پايين رفتن ها نمی تواند به جای من بيانديشد. مشکل تو خودت هستی که گويا مغزت را به تعطيلات فرستادی. اين قدر هم پدرت را محاکمه نکن که اشتباه کرده. مطمئنن اشتباه تو بدتر از او است. گيريم او يک بار گول خمينی را خورد (چون ذات مسلمان و آخوند را نمی شناخت) و ديگر نمی توانست رای اش را پس بگيرد، ( چون سرکوبش کردند و هزاران هزار را کشتندو ....) اما نسل تو دست کم دو بار به خاتمی رای داده اند و دو بار گول آن مردک را خوردند و چند بار هم به مجلس های فرمايشی اين حکومت رای داديد (سهم بهنود هم يادت نره). پس ديگر نادانم کار های بعدی تان را به گردن پدرانتان نياندازيد.


لرد شارلون 0:20 @ Sat, 17 Jan 04

شبح عزیز؛
شاید بهتر بود این را به صورت ِ نامه برای‌تان می‌فرستادم. یک جوری دل‌َم خیلی گرفت پس از خواندن ِ نظرات ِ زیر ِ مقاله‌تان. البته کلی هم به فکر فرو رفتم که از همه مخصوصاً سعید تشکر می‌کنم.
اول خواهش کنم که به هیچ وجه آن پیشنهاد ِ من در(3) را عملی نکنید. چون من تعداد ِ خیلی کمی وبلاگ می‌خوانم. اگر آن کنید، من مسلماً وبلاگ ِ سعید را نخواهم خواند و این جوری ممکن است یادم برود که وقتی من هم در زمینه‌هایی که سررشته‌ای ندارم حرف می‌زنم، چقدر می‌توان به‌َم خندید.
سعید؛ ناراحت نشو، عصبانی هم نشو، اگر هم خواستی بشو البته. یا حتی اگر خواستی مرا هم مسخره کن و بد و بیراه هم حتی خواستی بگو. ولی یک کم هم فکر کن، این همه آدمی که این‌جا را می‌خوانند همه‌شان شاسب نمی‌زنند.
و اما شبح ِ عزیز، واقعا ً امیدی هست؟ یک نظر ِ مختصر به این نظرسنجی ِ خودتان که البته از خیلی از قبلی‌ها و دیگر نظرسنجی‌ها بهتر است، بیاندازید. این‌ها تازه آدم‌هایی هستند که ادعای آزادی دوستی‌شان می‌شود. به فرض که رأی هم ندادیم، مایی که فقط توی سر و کله همدیگر می‌زنیم، به ذهن‌مان نمی‌آید که ممکن است همه‌ی ِ حرف‌های‌مان درست نباشند، ممکن است طرف مقابل‌مان هم کمی حق داشته باشد چطور انتظار داریم وقتی یکی سر قدرت است همین کارها را نکند؟ برخوردهای یکی که به امید میلانی آن جوری می‌گوید چقدر با کسانی که سر قدرت‌ند فرق دارد؟ ممکن است واقعا ً اگر هم نه همین نظام، که چیزی در همین حدود و نه خیلی بهتر حق‌مان باشد؟ اگر بعدی هم بیاید خیلی بهتر از این خواهد بود؟ مگر نه که ما همین ها خواهیم بود؟
می‌بخشید که من هم این‌جا را با محیط ِ تایپ ِ نامه اشتباه گرفتم!


ارنستو چه گوارا 23:38 @ Fri, 16 Jan 04

رهگذر زندگی عزیز -استاد گرامی

البته سئوال مربوط به زند را نمی بایستی توی جواب تو بپرسم -این یکی را درست میگویی - میخواهی باورت شود و یا نه ولی
ابدآ مقصودم ارتباط تو با افشین زند نبود .
چون توی لینکهای شمر دیدم و پاسخها قاطی شد -پرسیدم.

ضمنآ دوست گرامی میتوانستی همان جا نقدی بنویسی بروی نظراتم -احتیاجی به داد و فریاد نبود


ارنستو چه گوارا 23:23 @ Fri, 16 Jan 04

رهگذر جان

یکبار هم که میگفتی -میخواندم .

دوست من اگر شهامت مجاهد بودن را داشتم که اینجا بحث نمی کرذم.


رهگذر زندگی 23:18 @ Fri, 16 Jan 04

ارنستوی گمگشته
حتی شمر هم بتو جواب دتدون شکنی در آن پیام داده. تو گرایش فکریت کاملا ضد چپ و سوسیالیسم است.اسم چه گوارا ی انقلابی را برای پوشش استفاده میکنی.در ضمن افشین زند را نمیشناسم و اگر هم میشناختم هرگز بتو نمیگفتم. تو از مجاهدینی و از ترس رسوایی شهامت ابراز ایده هایت را هم نداری. ما سوسیا لیست های راستین بی هیچ ابایی سرمایه و اسلام نکبتی و خرافاتی را افشا میکنیم و اندیشه انتقادی را ارج می نهیم.اگر صادقانه با نظرت اینجاصحبت کنی بهت جواب میدم ولی اگر روش تفرقه افکنی وگل آلود کردن کردن این چشمه را داری من یکی بتو پا نمیدهم دیگران آزادند. بدرود دوست من


رهگذر زندگی 23:18 @ Fri, 16 Jan 04

ارنستوی گمگشته
حتی شمر هم بتو جواب دتدون شکنی در آن پیام داده. تو گرایش فکریت کاملا ضد چپ و سوسیالیسم است.اسم چه گوارا ی انقلابی را برای پوشش استفاده میکنی.در ضمن افشین زند را نمیشناسم و اگر هم میشناختم هرگز بتو نمیگفتم. تو از مجاهدینی و از ترس رسوایی شهامت ابراز ایده هایت را هم نداری. ما سوسیا لیست های راستین بی هیچ ابایی سرمایه و اسلام نکبتی و خرافاتی را افشا میکنیم و اندیشه انتقادی را ارج می نهیم.اگر صادقانه با نظرت اینجاصحبت کنی بهت جواب میدم ولی اگر روش تفرقه افکنی وگل آلود کردن کردن این چشمه را داری من یکی بتو پا نمیدهم دیگران آزادند. بدرود دوست من


رهگذر زندگی 23:17 @ Fri, 16 Jan 04

ارنستوی گمگشته
حتی شمر هم بتو جواب دتدون شکنی در آن پیام داده. تو گرایش فکریت کاملا ضد چپ و سوسیالیسم است.اسم چه گوارا ی انقلابی را برای پوشش استفاده میکنی.در ضمن افشین زند را نمیشناسم و اگر هم میشناختم هرگز بتو نمیگفتم. تو از مجاهدینی و از ترس رسوایی شهامت ابراز ایده هایت را هم نداری. ما سوسیا لیست های راستین بی هیچ ابایی سرمایه و اسلام نکبتی و خرافاتی را افشا میکنیم و اندیشه انتقادی را ارج می نهیم.اگر صادقانه با نظرت اینجاصحبت کنی بهت جواب میدم ولی اگر روش تفرقه افکنی وگل آلود کردن کردن این چشمه را داری من یکی بتو پا نمیدهم دیگران آزادند. بدرود دوست من


ارنستو چه گوارا 23:13 @ Fri, 16 Jan 04

نامه گزارشگران بدون مرز به رییس جمهور فرانسه در مورد سفر حسن روحانی به فرانسه:

http://www.rsf.fr/rubrique.php3?id_rubrique=256


آرمین گیله مرد 23:04 @ Fri, 16 Jan 04

سلام ... فقط امیدوارم مردم خود را از خشونت بدور نگه دارند تا پای امریکا به ایران کشیده نشود وگرنه همانجوری که در افغانستان دیدیم جمهوری اسلامی میماند ... مردم با تحریم انتخابات مجلس و اعتصاب عمومی و تبدیل انتخابات ریاست جمهوری به رفراندم میتوانند با کمک افکار عمومی جهان و بدون خونريزی نظام را سرنگون سازند


آرمین گیله مرد 23:04 @ Fri, 16 Jan 04

سلام ... فقط امیدوارم مردم خود را از خشونت بدور نگه دارند تا پای امریکا به ایران کشیده نشود وگرنه همانجوری که در افغانستان دیدیم جمهوری اسلامی میماند ... مردم با تحریم انتخابات مجلس و اعتصاب عمومی و تبدیل انتخابات ریاست جمهوری به رفراندم میتوانند با کمک افکار عمومی جهان و بدون خونريزی نظام را سرنگون سازند


آرمین گیله مرد 23:04 @ Fri, 16 Jan 04

سلام ... فقط امیدوارم مردم خود را از خشونت بدور نگه دارند تا پای امریکا به ایران کشیده نشود وگرنه همانجوری که در افغانستان دیدیم جمهوری اسلامی میماند ... مردم با تحریم انتخابات مجلس و اعتصاب عمومی و تبدیل انتخابات ریاست جمهوری به رفراندم میتوانند با کمک افکار عمومی جهان و بدون خونريزی نظام را سرنگون سازند


نوید 22:32 @ Fri, 16 Jan 04

سميه جان با نظر تو کاملا موافقم اين حکومت بکبار با آن کشتار و اخراج ها ( به قول خودشان پاک سازی دانشگاه ها )ثابت کرد که هر وقت که بتواند مخلفين را سرکوب ميکند و مطمئنا بار ديگر خواهد کرد و همون طوری که اون موقع کسی نتونست کاری کنه اين بارم کسی نميتونه کاری کنه .


Quazar 20:51 @ Fri, 16 Jan 04

سلام
من به خود باليدم


سمیه 20:21 @ Fri, 16 Jan 04

به کنجکاو :
در اينکه مردم ايران شايستگی بيشتر از اينها رو دارند شکی نسيت ولی بايد ديد از چه راهی ميشه به هدف رسيد .مسلما در شرايط کنونی انقلاب کردن و حرکت های مسلحانه و ...فايده نداره ...سکوت کردن و به اميد حمايت کردن امريکا يا جامعه جهانی نشستن هم فايده نداره . با ادامه همین حداقل ها میتونیم کم کم به خواسته هامون برسیم ولی نباید کاری کرد که همین ها رو هم از دست بدیم .مقاله بهنود رو در اين زمينه خوندين ؟ ميخوايم دوباره اشتباه پدرانمون در انقلاب ۵۷ رو تکرار کنيم ؟؟


ارنستو چه گوارا 19:43 @ Fri, 16 Jan 04

رهگذر زندگی عزیز

پاسخ ها را نوشتم -هرچند شمر عزیز اسلام ستیز تحلیلی بر آن نوشتند و حالمان را گرفتند . شبح جان نگفتی این آقای افشین زند کیست؟


سعيد 18:17 @ Fri, 16 Jan 04

رامين جان؛
بگذار با توجّه به تجربه شخصي خودم يك نصيحت دوستانه بهت بكنم؛ حدّ اقل امتحانش ضرري نداره عزيز من! دست ازين قياسهاي بيهوده ميان مدلهاي علوم طبيعي و انساني بردار؛ يا اگر مي كني زياد جديّشان نگير. ببين؛ راستش منهم مثل شما و بطور پوزيتيوستي زماني كه جواني پر حرارت بودم دلم ميخواست مدلها و معادلات و فانكشنهاي مطروحه در علومي را كه مثلاً در مدرسه و دانشگاه ميخواندم از براي تحليل و تبيين مسائل ظريف انساني از روانش گرفته تا اقتصاد و جامعه و شعورش بكار ببرم. ولي باور كن؛ ازينكار آنهم بدليل جواب ندادن و مفيد نبودن چنين قياسهائي و پارادايمهائي بارها دچار سرخوردگي شده و در انتها ازش بطور عصبي دست شستم. باور كن من گاه كتابهائي را از برخي دانشمندان، پن رز مثلاً، خواندم كه ميخوان ”هوشياري“ را بعنوان نمونه با فيزيك كوانتوم توضيح بدن :-) خيلي خوب، ولي نبايد زيادي جدّي گرفت اين هوسهاي طمّاعانه را. باري، سالها پيش روزي يك كتاب درسي جامعه شناسي را اتّفاقي يافته و نشستم نزد خود حسابي خرخواني كردم. بطور آزاد بعدها و در اوقات بيكاري سر درسهاي مربوطه در دانشگاه هم ميرفتم ولي تبعاً حقّ سؤال نداشتم. باور كن بقدري از قدرت توضيحي و تبييني تئوريهاي مندرج در كتاب يا در سر كلاس آنهم در مقايسه با قياسهاي من درآوردي از علوم طبيعي كيف كردم كه ديگر هرگز سوداي آندست از پوزيتيويسم خام را به مخيّله خويش راه ندادم. از هماندست كتب بازهم خواندم و خواهم خواند. چون اگر بايد جامعه شناسي كرد بايد جامعه شناسي كرد ديگه نه فيزيكشناسي! الان هم سخت شيفته سوشيوبيولوژي هستم و هر چي گيرم بياد ميخونم. تازه آنچه را من و شما بعنوان ”نظريّه اختيار عاقلانه“ اينجا بحث كرديم فقط يكي از روشها/اسلوبها/متدهاي تبيين/توصيف جامعه شناسانه است. خواستي به دو مقاله قبلتر شبح جان مراجعه كن؛ چون در آنجا فهرستوار به انواع آنها اشاره كرده ام. ”آنتروپي اطّلاعات“ هم بفرض آنكه منظور شما بوده باشد من يكي ربط مفيدش را به اين مسائل نميبينم؛ شما بهتره به علمي مدرن بنام ”مـمـتـيـك“ مراجعه كني تا با مكانيك شيوع و انتشار ميمهاي بيشمار در رقابتشان مر اشغال ذهن محدود ما را؛ بهتر آشنا بشوي. مرسي/سعيد


سیاهکل 17:13 @ Fri, 16 Jan 04

ت


manochehr 16:15 @ Fri, 16 Jan 04

shabah aziz,
IP man ba bastei? man az tarigh Comp.xodam nemitawanam wared shawam chera?
motshaker manochehr .


کنجکاو 15:34 @ Fri, 16 Jan 04

دوست گرامی سميه!
به باور من (و آنچه که برداشت من از تلاش شبح در اين نوشته و ديگر نوشته های سياسی اش، اين است که) ما مردم شايسته زندگی بهتری برای خود و آيندگانی که در اين سرزمين خواهند زيست، هستيم.
هنگامی و تنها هنگامی که به اين باور ( و خود باوری) رسيده باشيم می توانيم از مرز های ستم گران کنونی در هر شکلش بگذريم و گرنه هم چنان با اين و يا آن دليل (شبه درست) می توانيم خود فريبی کنيم و آزادی و حق انسانی مان را برای زندگی بهتر را (پيش از هر چيز) به دست خودمان را محدود کنيم.
تا آنجا که دست حکومت گران است، آز سيری ناپذيرشان به قدرت و پول است و تنها خودباوری و آگاهی ماست که می تواند جلودارشان باشد.
گفتن "نه" به نمايش های گوناگون حکومت، شايد نتواند در کوتاه مدت کاری را پيش ببرد و شايد برای کوتاه مدت کارمان را هم کمی سخت تر کند. اما همين هم زمينه همبستگی ملی و روح خودباوری به نيروی بزرگمان، را به جنبش ازادی خواهانه و خيزش های گسترده تری را در آينده نزديک که تعيين کننده هم خواهند بود را فرا می آورد. گفتن "نه" آخرين ويترين دروغ مردم سالاری!! دينی را پايين خواهد کشيد و چهره حکومت را آنچنان که هست به نمايش خواهد گذاشت.
کوتاه: گرچه جنبش آزادی خواهانه ايرانيان لاک پشت وار بوده، اما در درازنای اين سالها دريافت و آموخته گروهی مان ما را به آنجا رسانده که گام های آخرين را به سوی هدفمان که همانا آزادی و (دست کم) زندگی بهتری خواهد بود برساند. گفتن "نه" تمرين همبستگی، همدلی ما برای گام های بزرگ تر آينده خواهد بود.


نادر بکتاش 14:59 @ Fri, 16 Jan 04

در باره انتخابات
http://www.haftegi.com/adobe/194haftegi.pdf


رامين 14:34 @ Fri, 16 Jan 04

به شبح عزيز
اينکه من عموماْ در اين بحث‌ها و نظرخواهی‌ها شرکت نمی‌کنم دليل‌اش اين است که درگير بحث‌های بيهوده‌ای می‌شوم که راه به جايی ندارد. من وب‌لاگ شما را می‌خوانم اما اين‌بار که آمدم نظر بدهم و يک نگاه متفاوت را به مساله بيان کنم. گويی بعضی خوش‌شان نمی‌آيد. ببخشيد که اينجا را شلوغ کردم، ابداً قصدم اين نبود!

به سعيد عزيز:
1- شما هنوز هم گزاره‌هاي جالبي بيان مي‌کنيد، جالب‌ترين جمله‌ي شما اين بود: "(درباره‌ي كارل پوپر و آژدوكيويچ و بعدها شاگردانش) ...با اطّلاع نيستي و شديداً همه چيز را در ظرف ذهنت بهم ريختي"
2- خوشحالم که علوم انساني نخوانده‌ام که اينطور مانند شما فکر کنم که مي‌توانم به سادگي در مورد شخصيت طرف مقابلم تصميم‌گيري کنم!
3- انتروپي‌اي که من بيان کردم مربوط به ترموديناميک نبود، بلکه مربوط به نظريه اطلاعات بود. دقت کنيد.
4- من ابتدا براي شما گفتم که من يک مهندس هستم و از نگاه يک مهندس خودم چند کلامي راجع به مدل اجتماعي و پيش‌بيني، بيان کردم و هيچ‌وقت هم ادعاي آشنايي با جامعه‌شناسي نکرده‌ام! انگار شما نمي‌توانيد ساز متفاوتي را بشنويد.
5- خوشحال مي‌شدم اگر از شما چيز جديدي ياد مي‌گرفتم اما به نظر مي‌رسد شما چنين روحيه‌اي نداريد. براي اطلاع شما بايد عرض کنم که من مهندس برق-کنترل هستم.
6- بر خلاف شما من براي فيزيک و مدل‌هاي رياضي اعتبار زيادي قائل هستم و يک جامعه‌شناس هم نيستم!


سعيد 13:13 @ Fri, 16 Jan 04

رامين جان؛
من قصدم تمسخر نيست آقاجان؛ كنجكاو شدم بدانم اين مطالب را واقعاً در كجا بشما درس دادند و تحت چه مدرك مهندسي ميگنجد؛ همين. شما قضيه را سخت شلوغش ميكني و بدينترتيب به مرز بيهودگي ميكشاني اوضاع بحث و مقاله شبح را و ديدي پاسخ مرا. قضيه شقوق و پيامدها و احتمالات و بر آن اساس تصميم گيري با توجّه به ريسكها را شما معقولتره است برويد بدنبالش در همان مدلهاي معمول جامعه شناسانه و اصلاً به اين آشوب و ماشوب بازيها فعلاً كاري نداشته باشي قربونت؛ كه اصلاً يك قلمروي بسيار دورتر از ”علل بعيده“ را دربردارد و منهم با شما اگر در بُعد آنها نسبت به رويدادهاي اجتماعي موافق باشي هيچ مخالفتي كه ندارم هيچ بلكه صد در صد موافقم. نظريّاتي هم ارائه شده؛ نيك ميدانم. در واقع من خواستم بشما تفهيم كنم كه خويشاوندي و پيوند نزديك عقلانيّت استراتژيك با علوم اجتماعي مناسبت بيشتري دارد با رياضيّات منفصل=Discrete Math و نه پيوسته=آناليز و شما بيخود هي ميري تو فيزيك داداش. ببين؛ ما يكسري فاعلاني داريم نسبتاً خودمختار؛ كه تا حدّي ميتوان با يك ماتريس نسبتاً معين از چه و كذا از رفتار/بردار هاي محتمل نشانشان داد و بنابراين پيامد تعامليشان با هم آنهم در مقام آندسته از تبيينهاي جمعي مبتني بر ”نظريّه اختيار عاقلانه“ مثلاً سنجيد. حالا تئوريهاي عمده كه جامعه شناسان بطور اُورت ازش استفاده ميكنند عبارت است از:
۱. نظريّه تصميم گيري، (بر اساس محاسبه فايده و الويّت)، ۲. نظريه احتمال، ۳. نظريه عقلانيّت استراتژيك، ۴. تئوري مسابقه، ۵. تئوري كالاهاي همگاني، ۶. تئوري عمل جمعي، ۷. تئوري رقابت و همكاري تكاملي (مبتني بر سوشيوبيولوژي).
مطلب من درباره ردّ نظر كذاي شما هم نه ربطي به فيزيك داشت و نه تبعاً آنتروپي. دست بر قضا شما ظاهراً هيچ از ”حساب محتواي گزاره ها“ و رابطه آن با ”احتمالات“ آنهم مبتني بر اكسيومها و قضاياي اصل موضوعي فيلسوفي چون كارل پوپر و آژدوكيويچ و بعدها شاگردانش با اطّلاع نيستي و شديداً همه چيز را در ظرف ذهنت بهم ريختي. رامين جان؛ حرف من اصلاً ناظر است به رابطه معكوس ميان احتمال وقوع يك گزاره، همين مقاله شبح، با محتواي صدق آنها و تبعاً ميزان ابطالپذيري آنها؛ آنهم قاعدتاً از نظر مني كه به فاليباليزم(از براي محك زدن علمي بودن يك گزاره نه مثل شما به پوزيتيويسم) معتقدم؛ و شما منو كشوندي تو حساب آناليزو فيزيك و آنتروژپي(كه در ضمن بگم من واسش تره هم خورد نميكنم. بنظر من يكي از بيهوده ترين و مزخرفترين اصول ترموديناميكه. جاي توضيحش اينجا نيست.) كه چي بشه مثلاً. خدا خيرت بده بابا! آخه فيزيك و قوانينش چه ربط مستقيمي داره به توضيح ”تبيين انتخابهاي بظاهر آگاهانه/عاقلانه“ مردممان در مورد انتخابات مجلس هفتم بالامجان :-)
* شبح جان؛ خواستي اينم پاك كن. رامين جان ناچارم كرد.


سمیه 12:56 @ Fri, 16 Jan 04

چرا فکر میکنین با رای ندادن میشه حداکثر ها رو بدست آورد ؟ برعکس همین حداقل ها هم از دست میره وقتی مجلس با حداقل آرا از جناح راست تشکیل بشه خوب از طریق کاملا قانونی میتونه هر کاری انجام بده و مقصر هم خود ماها هستیم که این قدرت رو بهش دادیم .اگر مجلس ششم اصلاحات نتونست کار زیادی انجام بده مجلس هفتم جناح راست خیلی کارا میتونه انجام بده اونم مثلا در چارچوب قانون .اگر الان در مجلس قتل زهرا کاظمی افشا میشه اون موقع در مجلس نقشه قتل های دیگه ریخته میشه ...اگر الان صخبت از اصلاح قانون انتخابات هست اگر صحبت پیوستن به کنوانسیون حقوق بشر هست اون موقع دیگه همین حداقل ها هم نیست ...


nasrin 12:46 @ Fri, 16 Jan 04


شبح عزيز!
مرسی بابت (هدر)!


سعيد 12:11 @ Fri, 16 Jan 04

شبح جان؛
اوّلاً؛ هيچ اشكالي نداره كه پيشگوئيهاي تو بروش علمي صورتبندي نشده باشند، كما اينكه لزومي هم ندارد. تمام گزاره هاي متافيزيكي و اخلاقي و ديني و هنري و بلكه بسياري از مسلّمات همين علوم تجربي غير قابل ابطالند؛ و اين هيچ دخلي در ارزش و نقش مهم و درخور آنها در حيطه و قلمروهاي مربوطه معرفت از جاش ندارد. اساساً محاليّت اصل ارتفاع/اجتماع نقيضين هم (كه ميداني زير بناي هر گزاره قابل تصوّر است و در واقع فونداسيون معرفت انسان) نيز قابل ابطال نيست! ببين، سوءِ تفاهم يهو نشه اينجا كه من در صدد تخديش ارزش اينگونه پيشگوئيها هستم. دست بر قضا اينگونه تلاشها، همين مقاله تو مثلاً، يكي از سيمپتومهاي ذهن همه حيوانات عالي و منجمله ما انسانهاست. يعني نشان ميده چطور ذهن بيچاره ما ميخواد اين جهان آشفته و درهم تنيده و پيچيده را الگوپذيرانه هضمش بكند و ازش يك عقل و Sense بسازه. بي.اف.اسكينرِ رفتارشناس آزمايش جالبي داره با موشها. شرايط دسترسي آنها را در آن جعبه هاي معروفش، اسكينرباكس، به آب و غذا بسيار برايشان سخت و پيچيده و مرموزانه ميكرد و بعد مشاهده ميكرد كه آنها درست مانند ما و از سر اضطرار و يا بهتره بگم بيم و اميد دست برفتارهائي جالب/مضحك شبيه ”رقص باران“ يا ”دعاي طعام“ ميزنند و مثلاً با آن عمل نامربوطشان در صدد استخدام و القاءِ/اعمالِ نوعي نيروي خارق العاده هستند به عللي در وراي قدرت آنها به كنترلشان يعني همان منافذي از قفسشان كه مثلاً باز بشوند تا بلكه آنها را بهره مند از آب و غذا بكند. سادش كنم: يعني دچار خرافات ميشدند و دست به دعا برميداشتند؛ درست مثل ما انسانها. رقص؛ منشأِ ديني دارد و در رابطه است با حيران شدن انسان در مقابل دشواريها و پيچيدگيهاي كاسموس و هيبت و ترسي كه در دل ما مي اندازد. حالا تا اينو گفتم دوستان زرتي حق ندارن نتيجه گيري بكنند كه پس ”دين“ در نوع انسان يعني همين رقص موشها در جعبه هاي اسكينري :-) قصدم فقط اشارتي بود؛ همين و بس. والّا كه آرياجان گوشتونه ميگيره ميكشه هان! باري، تنظيم/تنسيق و جمع و جور كردن حوادث جاري و آتي اجتماعي ـ سياسي توسّط اذهان ما هم، نظير همين نوشته تو، دقيقاً يك نيازه و پاسخ بدان. پس لابد واجد يكسري منافع تطابقي Adaptive واسه بني نوع ما بوده كه ژنهايمان مغز و ذهنمان را چنين ساخته اند تا قادر به چنين تحليلهائي بوده باشد :-) منتها بايد حواسمان جمع باشه كه قضيه چيه و آبشخور اين رفتارها در چيست و كذا و اعتبارشان تا چه حدّيست و لذا آنها را بيخودي به عينك بدل نكنيم و سپس بگيم جهان يعني همين ولو كه بعداً تاس حوادث اعداد ديگري را نشان داد. كاري كه توي شبح كردي اينه كه به خوانندهات بگي نسبت به چه حوادث و فعل و انفعالاتي حسّاستر باشند. مثل اينكه در حين رانندگي شما به همه چيز و همه كس نگاه نميكني و فقط آندسته امور كه مهمّند را مينگري يا راجع به وقوع احتماليشان حدسهائي زده و تصميمهائي ميگيري. در همين حد!
ثانياً؛ اگر متن ۱۰ مرا و سپس پاسخم را به جناب رامين بخواني مشاهده ميكني كه بحث ابطال پذيري منشأش اصلاً ايشان بود. با آن تزش به علمي جلوه دادن مدل تو براي آينده و البتّه خدشه من بر چنان ادّعائي؛ همين!
ثالثاً؛ در ابطال ناپذير بودن كلِّ مقالت همين بس كه مگر اوضاع ايران تقريباً ازين سه شقِّ محتمل: يعني از بدست گرفتن مجلس توسّط بين الجناحين كذا و بهمان بيا تا شقِّ ضعيف تنهاخوري و برو تا سقوط نامحتمل رژيم قراره خارج بوده باشه؟! آن تجزيه و تركيبهائي هم كه در مورد دو جناحين داري؛ خوب كاملاً بديهي است و اصلاً سياست يعني همين نخود كشمش بازيها و اختلاطها و معلّق زدنها و سازشهاي رو/پشت پرده بر اساس منافع مربوطه ديگه و پس از خوابيدن اين شور و شلوغيها پديد آمدن آرامش نسبي و برو تا انتخاباتي ديگر و هكذا؛ در ايران قرار نيست مهبانگي پديد بياد! بنابراين همانطور كه گفتم مقاله تو در كلّ ابطال ناپذير ميشود چون تو شقِّ متصورّي را بجز برخورد يك متئور از آسمان و از بين رفتن ايران و يا مثلاً مرگ/ترور خامنه اي و كذا را بر جاي باقي نگذاشتي. زياد شد كه ميبخشي ولي تقصير خودته. خواستي حتماً پاكش كن تا باز صداي محقِّانه دوستان در نياد :-)
* اينم يك پيشگوئي ساده و قابل ابطال: ” تغييرات در اوضاع ايران، فعلاً چيني است = چاينيز اوولوشن = بيت اوولشن! “.


رهگذز زندگی 12:01 @ Fri, 16 Jan 04

ارنستوی عزیز
راستی در نقد به جوابت در مورد اکثریتیها در بحث قبلی پیامی برات گذاشته ام. لزوما انتطار جوابی ندارم مگر خود صلاح بانی. پیروز باشی


رهگذر زندگی 11:51 @ Fri, 16 Jan 04

من با این نظر محوریت موافقم که رژیم سرمایه از دوره رفسنجانی ا ساسا با تسریع خصوصی سازی سرمایه در سیر اجتناب ناپذیر بازار سرمایه نئو لیبرلیسم جهانی و ظلم بیش از حدشان روشنه که اکثریت مردم رای نخواهند داد فکر نمیکنم پیشداوری های ارقامی کمکی در اینجا بکندمردم یعنی ما بتدریج می آموزیم که دامنه همبستگی انسانی امان را علیه این رژیم نکبتی مداوما گسترش دهیم و محکوم کردن انتخابات تنها و تنها یک نمونه بارز از این همدلی ست و ما در فرایند پروسه های دینامیسم زنده مبارزاتی ضرورتهای عملی مناسبتر را می آفرینیم ایکاش که ما در عرصه های وسیع فعالیت زندگی بالنده این مناسبات شورایی را بیشتر تجربه کنیم و غنا بخشیم که هر کدام هویت خلاق انقلاب کمونی را مادیت بخشد. در ضمن سعی نکنیم از توی این رژیم هی جناح چپ و چپ تر درست کنیم مارک دوم خردادی ماهییت آپوزیسیون اصلاح طلبی را هم در بر میگیرد که هنوز با یکدیگر پشتک ها خواهند زد. پیروز و استوار باشی


رامين 11:11 @ Fri, 16 Jan 04

به سعيد (23)

1- متاسفم که بلد نیستید بحث کنید و هنوز هيچ چيز درباره من نمی‌دانيد شروع به سخره گرفتن کرده‌ايد:
"ثالثاً؛ دقيقاً بر عكس معلومات مهندسي ـ رياضي شما كه معلوم نيست آنرا در كدامين دانشگاه اخذ كردين بايد گفت: ... "
2- در جواب شما بايد عرض کنم که حرف زدن بدون ارائه دليل کار ساده‌اي است. مدل رياضي سيستم‌هاي با ديناميک غير خطي مثل بازار سهام که آشوبي است و مدل‌هاي اجتماعي در يک حوزه از رياضيات قرار مي‌گيرد.
3-من تکرار مي‌کنم: ما مدل رياضي دقيقي از فرآيند‌هاي اجتماعي نداريم به همين دليل ناچار به چنين تحليل‌هايي هستيم.
4- در مورد احتمال ماکزيمم از نوشته‌ي شما خنده‌ام گرفت. متاسفانه شما براي به سخره گرفتن چنين چيزي نوشته‌ايد. شما entropy را توضیح داده‌ای در جواب مطلبی که من درباره maximum likelihood estimation نوشته‌ام.
۵- در به سخره گرفتن موفق باشید.


هاله 10:57 @ Fri, 16 Jan 04

http://www.iranmania.com/News/Farsi/ArticleView/Default.asp?NewsCode=17547&NewsKind=CurrentAffairs


شبح 10:32 @ Fri, 16 Jan 04

سعيد عزيز(23)
لطفا توضيح بده چرا پيش‌بينی من که بسيار شفاف و روشن است و تا کمتر از دو ماه ديگر درستي يا نادرستی‌اش معلوم می‌شود را ابطال‌پذير نمی‌دانی و مانند گربه‌ی مرتضاعلي می‌شماری؟
داداش تو که اين‌همه فلسفه و علم می‌دانی بايد آموخته باشی که "خواجه علی" با "علی خواجه" بسيار متفاوت است.


سؤزوموز 10:22 @ Fri, 16 Jan 04

ممنوع كردن خط تركى:
كمدى ـ تراژيكى ديگر از قوميتگرايى فارسى
در ايران عده اى از هموطنان فارس مدام از خطر قوميتگرايى سخن مىرانند و در نكوهش و دلسرد كردن حتى ترسانيدن جوانان و مردم از آن نوشته هاست كه چاپ و پخش مىكنند. اما در همه اينها مسئله اى به عمد فراموش مىشود: اينكه از مساله سازترين و مخربترين قوميتگرايى و يا در واقع تنها قوميتگرايى عملا موجود در كشور يعنى قوميتگرايى فارسى سخنى به ميان آورند. در اينگونه تبليغات به عوض پرداختن به قوميتگرايى فارسى واقعا موجود با مساله هويتجوئى و بازگشت به خويشتن ايرانيان و مليتهاى ايرانى غيرفارس برخورد امنيتى مىشود. اما حقيقت اين است كه در سده اخير قوميتگرائى فارسى ـ كه اكنون در تار و پود موسسات آموزشى و فرهنگى و سياسى دولت رخنه و جا خوش كرده است ـ خود يكى از سنگينترين بارها بر گرده مردم شوربخت و از اصلىترين مشكلات ايران عميقا توسعه نيافته بوده است. اين تبليغات و تدبيرات ـ كه همه كمابيش به آن عادت كرده ايم ـ گاهى اوقات از حد زير پا گذاشتن حقوق بشرى فردى و گروهى شهروندان و مليتهاى ايرانى و توهين و بىاحترامى به تك تك آنها فراتر رفته و در كمال تاسف به آبروريزى و حتى به نوعى مسخره بازى و حماقت كشيده مىشود. نمونه اى كه من در اينجا به آن اشاره مىكنم در رابطه با ممنوع كردن كاربرد الفباى تركى لاتين توسط كميته اى موسوم به ناظر در يكى از نشريات دانشجوئى يكى از دانشگاههاى آذربايجان (اورميه) است. خبر چنين است:


شبح 10:21 @ Fri, 16 Jan 04

ترانه‌ی عزيز(21)
همان‌طور که نسرين عزيز (24) توضيح داده است منظور من اين است که با شرکت در انتخابات به ارزان‌ترين شکل سرنوشت خود را به دست حکومت سپرده‌ايم.
در واقع رای‌فروشی که بر وزن خودفروشی ساخته شده است کلا مذموم است. رای برای فروختن نيست برای اعمال نظر است برای انتخاب "بهترين" است نه انتخاب "بد"! من می‌گوييم حتا آن‌ها که قصد رای‌فروشی دارند با شرکت در انتخابات به ارزان‌ترين شيوه رای خود را می‌فروشند.
البته می‌پذيرم که اين جمله کمي نارساست و می‌تواند آن معنا ومفهومي که تو گفتي نيز از آن استنباط شود.


nasrin 7:34 @ Fri, 16 Jan 04

ترانه عزيز!
البته حتما خود شبح جواب سوالت را خواهد داد٫ ولی من فکر ميکنم منظور شبح از٫٫ رای فروشی به ارزان ترين قيمت٫٫ تاکيد او به اين نکته بوده که رای مردم بيش از اينها ارزش دارد که بخواهند با شرکت در اين انتخابات آن را هدر دهند.به عبارت ديگر٫ آنچه که مردم از شرکتشان در انتخابات به دست مي آورند بسيار قليل و بی ارزش است.


سعيد 4:17 @ Fri, 16 Jan 04

شبح جان؛
۱. چه يك پيشبيني در قالب ۵ يا ۶ شق/گزينه عرضه بشود و چه ۵-۶ پيش بيني؛ فرقش چيه داداش؟! چه خواجه علي، چه علي خواجه! ضمن آنكه بهيچوجه كلِّ تحليل تو را بترتيبي كه ارائه كردي ابطال پذير نميكند؛ يعني عين گربه مرتضي علي هر جور از پشتِ بومِ زمان بيفته پائين باز يك جوني داره تا بگه ”مـــيـــو“ :-)
۲. - رامين جان؛ اوّلاً؛ شبح جان در حال ارائه مدلِ رياضي و كذا از آنچه بافتي نيست بلكه بقول خودش دارد پيشگوئي ميكند. ثانياً؛ شما كه در مورد پيش‌بيني سهام تجربه‌ي اندکي داريد چطوري فهميدين كه مدلِ هنوز ناارائه شده ايشان غير خطّي و همانند موارد مشابه در مهندسي است؛ آخه چه ربطي دارند اينها به هم، قربونت؟! مدلينگِ رياضي كه برآمده از آناليزه و ۱۰۰٪ قابل ابطال چه شباهتي با ايندست پيشگوئيهاي غير قابل ابطال دارند آخه؛ ما رو گرفتي؟! ثالثاً؛ دقيقاً بر عكس معلومات مهندسي ـ رياضي شما كه معلوم نيست آنرا در كدامين دانشگاه اخذ كردين بايد گفت:
۱. نه تنها ارزش پيش‌بيني در بازار سهام و پيش‌بيني فرآيندهاي اجتماعي يكسان نيست بلكه از نظر مدل رياضي هيچ شباهتي بهم ندارند.
۲. اتّفاقاً درست نقيض نظر شما و از نظر علمي آن پيش‌بيني‌اي ارزش‌مند است که:"به احتمال مينيموم توانسته باشد بيشترين همخواني را با آنچه رخ ميدهد ارائه دهد." امّا اگه آنطوره كه شما گفتي بيا منهم واست بهمان سياق و با احتمال وقوع ”۱“ در همخوانيش با آنچه رخ خواهد پيشبيني كنم كه: ”فردا يا بارون مياد و يا نمياد!“ :-) خنده داره، نه؟! رامين جان؛ در ”حساب احتمالات گزاره ها“ ثابت ميكنند كه احتمال آنكه تئوري انيشتين، مثلاً، درست از آب دريياد تقريباً مساوي صفر=مينيموم است و در همانحال محتواي صدق نظريّاتش ماكزيمم. شما امكان ندارد بتوانيد تئوريهاي فرويد را در مورد روانكاوي ابطال بكنيد؛ همينطور جامعه شناختي و نظريات اقتصادي ماركس را آنهم به اين دليل ساده كه هدف ايندو جنابِ ساده لوح ارائه نظريّه با احتمال وقوع ”۱“ بود؛ و ازهمينروست شبه علمي شدن آنها. بعبارت ديگر شبح با بالا بردن ميزان احتمال وقوع پيشگوئيش، در شقوق چندگانه، و پائين آوردن امكان ابطال آن نه تنها محتواي صدق گزاره هاش بسمت صفر ميل ميكند بلكه خودبخود فاتحه علمي/رياضي بودن و تبعاً ارزش آنرا دقيقاً برخلاف نظر شما خوانده است. بهرحال، بحث نابي شد و ممنون از نقدهاي شبح و رامين!


tanha 4:03 @ Fri, 16 Jan 04

تقریبا مثل جنگ ایران وعراق


ترانه 3:49 @ Fri, 16 Jan 04

شبح عزيز ونازنين
خسته نباشي!
تصوير و تفسيرهاي جالبي از جانب حكومت و وضعيت انتخابات / بازي انتخابات ارائه كردي و چيزي را هم جا نيانداختي ! دستت درد نكنه!
فقط نمي دانم چه فكري داشتي كه نوشتي:
٬شرکت در انتخابات: رای فروشی به ارزان‌ترين قيمت٬

آيا شركت در انتخابات: راي فروشي به گرانترين قيمت، يعني مشروعيت دادن به اين حكومت و طولاني تر شدن عمر اينها نيست؟

رهگذر ثاني جان چي شده؟


nasrin 2:29 @ Fri, 16 Jan 04

شبح عزيز سلام!
تحليل جامع و گويائی بود٫ البته در مورد نتيجه انتخابات با رای ۳۰ درصدی مردم٫ با ارنستو چگوارا موافقم ولی در نهايت فرقی نمی کندچه راست و چه چپ هر کدام برنده شوند ديگری بازنده نخواهد شد و بازنده اصلی مردم خواهند بود.تنها در صورت تحريم گسترده برد اصلی با مردم خواهد بود.


شبح 1:57 @ Fri, 16 Jan 04

زينك عزيز!(۷)
من تصور مي‌كنم تحليل‌ام بر اساس نظرات مختلفي بود كه از مردم شنيده‌ام. البته پيش‌بيني انتخابات بسيار دشوار است اما اگر اتفاق خاصي نيفتد هنوز جهت مردم براي راي دادن تغيير محسوس نكرده اين جريانات حداكثر ميزان مشاركت را ده درصد افزايش مي‌دهد كه مسلمان اين افزايش بسود جناح خاتمي است.
رهگذرثاني عزيز! (۱۷)
خيلي ناراحت شدم اميدوارم بلابدور باشه اگه وضعيت‌ات مثل رژيم باشه كه يعني خيلي وقته مردي!
در مورد زنيك بسيار عزيزم كه حق باتوست بعد از مدت‌ها افتخار دادن.


شبح 1:45 @ Fri, 16 Jan 04

رامين عزيز(۱۵)
منظور من به‌دست‌آوردن حداکثرها در چارچوب مبارزات غيرسرنگونی طلبانه است.
اگر رای دادن و ندادن مردم مهم نيست پس چرا در مقابل رد صلاحيت‌ها عقب نشينی کردند و رهبر از مواضع قبلی‌اش عقب نشست؟
دوست عزيز نهراس آمريکا و اروپا با دولت و مجلس حداقلی وارد مذاکره نمی‌شوند. آمريکا نمی‌خواهد موقعيتی را که نزد ايرانیان به‌دست آورده و ديگر بسیاری از مردم او را شيطان بزرگ نمی‌دانند و حتا گوشه چشمی هم به او دارند به دليل حمايت از رژيمی بدون پايگاه مردمی از دست بدهد. به همين دليل به صراحت از رد صلاحيت‌ها انتقاد کرد و رهبر ايران بالافاصله عقب‌نشينی کرد.


رهگذر ثانی 1:41 @ Fri, 16 Jan 04

شبح جان!

اوضاع من این روزا از وضع به اصطلاح اصلاح‌‌طلبان رژیم، و حتا کلّ رژیم قمر در عقرب‌تره. دیگه حساب کن در چه وضعی هستم!!! همین‌که هنوز نفسکی می‌آید، به گفت قدیمیا خودش خیلی‌یه.
اما دلم با شماهایه و بخش‌هایِ جدی و واقعی و نزدیک به مردم گفت‌وگوها(و نه گفت‌مان‌ها!) رو با علاقه دنبال می‌کنم.

شراگیم، یک جوون دانشجو، که هیچ ادعای چپ بودنم نداره، یک مطلب نوشته با عنوان «جنگ زرگری» در باره‌یِ مضحکه‌یِ تحصن نمایندگان به اصطلاح اصلاح‌‌طلب. به دوستانی که ادعایِ چپ بودن دارن و تشویق به حمایت از این مضحکه رو می‌کنن، خوندنشو توصیه می‌کنم. در این آدرس http://sandiego.persianblog.com/

امشب رادیو فرانسه با یکی از نماینده‌هایِ دانشجوها هم به نام مهدی حبیبی مصاحبه داشت. من از لحاظ فنی وارد نیستم چه‌طوری می‌شه فایل صدا رو پیاده کرد و لینک داد. دوستانی که بلدن لینک این مصاحبه رو، که بازم در باره‌‌یِ این بازی‌یِ حضراته، در این‌جا بذارن خیلی خوبه.
من از خودم خجالت کشیدم، وقتی واقع‌بینی، مردم‌شناسی و رادیکالیسم این نماینده دانشجوها رو شنیدم.

در ضمن چشم همگی به جمال حضرت زینک روشن!!!
زینکم بود بابا همون زینکایِ قدیم. نمی‌داشتن برن سال سال خبرشون نشه!


شبح 1:19 @ Fri, 16 Jan 04

ارنستوی عزيز!(۶)
من منظورم تهران بود. در کل با ارزيابی تو موافق هستم.
سعيد گرامی(۱۰)
من پيش‌بينی‌های مختلف نکردم يک پيش‌بينی اصلی داشتم که به سه مرحله تقسيم کردم و يک پيش‌بينی ضعيف ديگر که احتمال‌اش بسيار کم است اما بايد مطرح می‌شد. ضمنا پيش‌بينی کردن شهامت می‌خواهد ولی حرف‌های بی‌سروته زدن که هيچ چيز مشخص ازتوش در نمی‌آد و هيچ مسئوليتی در پي‌نداره کار هر کسی است.


رامين 1:04 @ Fri, 16 Jan 04

سلام شبح عزيز

نوشته‌ي شما را خواندم و همچنين نظرات بعدي‌اش را و اينها به ذهنم رسيدند.
۱- ابتدا بايد بگويم از ديد يک مهندس صحبت مي‌کنم. يعني کسي که به طور کلاسيک يک فرآيند را ابتدا مدل‌سازي مي‌کند، در يک ساختار قابل تحليل قرارش مي‌دهد و بعد تحليل را شروع مي‌کند. از اين ديدگاه، مي‌دانم که فرآيند تحولات اجتماعي يک روند پيچيده و به قولي ديگر "مدل ديناميکي غيرخطي پيچيده" دارد. اين مدل باعث مي‌شود که پيش‌بيني طولاني مدت آن غير ممکن و يا دست کم بسيار مشکل باشد.
۲- نوشته شما پر است از پيش‌بيني‌هاي آينده. مواردي را مطرح کرده‌ايد و مواردي را هم ناديده‌ گرفته‌ايد که بعضي از دوستان به شما خرده گرفته‌اند(مثل حوادث غير مترقبه). اما من براي اين نحوه پيش‌بيني، بررسي و تحليل شما ارزش قائل هستم و تا زماني که نتوانيم مدل مناسبي براي فرآيند اجتماعي ارائه کنيم، تحليل‌مان نيز بايد بر پايه چنين روندي باشد. با در نظر گرفتن سطور بالا بايد بگويم که وقتي سعي مي‌کنيد مدت زماني بيشتر از چند ماه را پيش‌بيني کنيد به خود، کاملاً حق مي‌دهم که به نوشته‌ي شما به عنوان يک تخيل فردي نگاه کنم نه يک پيش‌بيني علمي.
3- در مورد مقايسه کار شما با کار پيش‌بيني سهام(نظر سعيد)، به دليل اينکه در مورد مشابه‌اي تجربه‌ي اندکي داشته‌ام، بايد بگويم که بله کاملا‌ً شباهت دارند اما اين مشکلي ايجاد نمي‌کند. اينکه به خواننده مدلي احتمالي ارائه دهيد که پيش‌بيني وقايع را به ترتيب احتمال آنها کرده‌ايد کاملا معقول است و چاره‌اي جز اين نيست. وانگهي، ارزش پيش‌بيني بازار سهام و پيش‌بيني فرآيندهاي اجتماعي از نظر مدل رياضي آنها بسيار بهم نزديک است! از نظر علمي در پيش‌بيني، آن پيش‌بيني‌اي ارزش‌مند است که: " به احتمال ماکزيمم توانسته باشد، بيشترين همخواني را با آنچه رخ مي‌دهد، ارائه دهد."
4- در مورد محتوي نوشته شما من نمي‌توانم بگويم که موافق آن هستم. به نظر من قسمت آخر نوشته‌ي شما، آنجا که نوشته‌ايد:
"شرکت گسترده‌ در انتخابات رضايت دادن به کسب حداقل‌هاست در صورتی که اکنون زمان به دست آوردن حداکثرهاست و اين حداکثرها حاصل نمی‌شود مگر آن که مردم به ساده‌گی و به ارزن‌ترين قيمت رای خود را نفروشند."
دليل موجهي ندارد. به چه دليلي راي ندادن مردم باعث مي‌شود که حداکثرها را کسب کنند؟ چه استدلالي اين را ثابت مي‌کند؟ کساني که حق خود را بيان نمي‌کنند(چه حداقل چه حداکثر) چه اميدي دارند که کسي صداي‌شان را بشنود و چه انتظاري دارند که کساني پيدا شوند که در پي استيفاي حق‌شان باشند؟ (و گمان نمي‌کنم به انقلاب پوپوليستي هم فکر مي‌کنيد)
5- آنچه که مي‌انديشم اين است: "کسب بيشترين نتيجه از شرايط موجود!" از روزي بيم‌ناکم که مجلسي با حداقل راي داشته باشيم و اين مجلس با همه دول غربي و امريکا هم معامله کرده باشد اما حقوق اساسي شهروندي و مهم‌ترين آن حق آزادي بيان فراموش شده باشد.


S.D 0:08 @ Fri, 16 Jan 04

رفیق شبح واقعیتش فیلسوف حوضه علمیه ای (۹) سایتت منو یاد چهارتا پامنبری میز گردهای کیانوری و یزدی و بنی صدر می اندازه !!! تو ایمیل بهت می گم واسه چی تا تو هم بخندی.

راجع به مقاله ات فکر می کنم، اونو به سبک روزنامه نگاری علمی آکادمیک نوشته باشی. خیلی دقیق و شسته رفته فهرست بندی شده. مخصوصآ پاراگراف اوّلش شاهکاره چون حوزه قدرت دو جناح و حدود مقبولیت ( و مشروعیّت) اونها را نشان می ده. من خیلی دوست دارم چند خط از بهترین قسمتهای مقاله را اینجا بنویسم:
- در وضعيت فعلی که دوم خردادی‌ها ديگر پايگاه مردمی سابق را ندارند دادن مجلس به آن‌ها باخت با کمترين برد است.
- بهترين گزينه برای اروپا همين وضعيت گذشته بود يعنی جناحی از حکومت ملعون و بد باشد و جناح ديگر بتواند مردم را به پای صندوق‌ها بکشاند.
- مردم تا وقتی حاضر به مصالحه هستند که بدانند با کمترين هزينه می‌توانند بيشترين نتيجه را به‌دست بياورند وقتی بنا باشد هزينه بپردازند ديگر فايده‌یی فراتر از آنچه توان پاسخ‌گويی جناحی از جناح‌های حکومت باشد را طلب می‌کنند.(عالی گفته ای شبح عزيز)
- هيچ‌کدام از جناح‌های رژيم توان حذف ديگری را ندارد و زمان برای هر دو جناح اثری مخرب دارد.

پیش بینی هات را قبول دارم ولی شماره سه می تونه احتمال دیگری را هم مطرح کنه. مثلآ حسابش را بکن اگر آمریکا و اروپا بر سر تقسیم بندی منافع آینده ایران به توافق برسند، نوع حکومت ایده آل شان برای ایران با هم فرق زیادی ندارد. می خوام بگم اگر اینها حامد کرزای را از بقالی رساندند به ریاست جمهوری فردا ممکن است فرخ نگهدار یا یکی دیگر از اکثریتی توده ای ها را هم بکنند رئیس جمهور ایران!!! مشکل اروپا و آمریکا بر سر تقسیم غنائم است چونکه آمریکا با دو جنگ اخیر نشان داده به همراهی اروپا نیازی نداره و نفوذش را در منطقه تثبیت کرده، فقط می مونه موضع گیری اتحادیه اروپا. اگر کوتاه بیاد،‌ انتخاب آلترناتیو وابسته هیچ کاری براشون نداره. راستی حساب حوادث غیر مترقبه را هم باید نگه داشت.


اسد 0:03 @ Fri, 16 Jan 04

نمي دانم دوستان اين سخنراني تاج زاده را خوانده اند يا نه:
http://rouydad.ws/reports/index.aspx?UID=5
هر چند كمي طويل است ولي توصيه مي كنم يك نگاهي بياندازيد. همه جانبه و با منطقي قوي نوشته شده و حداقل از اين نظر كه به طريقه خيلي عملي و غير ايدولوژيك به مسئله برخورد كرده آن را با ارزش مي كند.


نوید 20:46 @ Thu, 15 Jan 04

شبح جان به نظر من ااحتمال وقوع گزینهء اول بیشتره چون همون طور که قبلاً گفتم اصلاح طلبا راه رو برای یه گروه چپ تر تو حکومت آماده نکردن و در رابطه با آرای سنتی هم با ارنستو موافقم.
ضمناً سعید جان چون من خیلی ساده لوحم تو جای من کل پیشگوئی ها رو حفظ کن .هر چی نباشه تو هم مثل داخلیاتون مردمو گوسفند می بینید .


نوید 20:44 @ Thu, 15 Jan 04

شبح جان به نظر من ااحتمال وقوع گزینهء اول بیشتره چون همون طور که قبلاً گفتم اصلاح طلبا راه رو برای یه گروه چپ تر تو حکومت آماده نکردن و در رابطه با آرای سنتی هم با ارنستو موافقم.
ضمناً سعید جان چون من خیلی ساده لوحم تو جای من کل پیشگوئی ها رو حفظ کن .هر چی نباشه تو هم مثل داخلیاتون مردمو گوسفند می بینید .


سعيد 20:02 @ Thu, 15 Jan 04

... و امّا در مورد مقاله شبح عزيز و اصولاً اين طرز صحبت/تحليل كردنها؛ بايد بگم كه نوشتارش بيشتر مرا بياد اين بولتنهائي ميندازه كه مثلاً در پي تحليل و پيشگوئي سقوط و صعود بازار بورس/سهام/ارز هستند. معمولاً كمپانيهاي مربوطه به دلّالان سهام ياد ميدن كه با مشتريهايشان، سرمايه گذاران، چنين صحبت بكنند:
1. بعنوان يك متخصّص و تجربه آموخته در بازار سهام؛ مهم نيست شما چه احتمالاتي را بيان بكنيد، بالاخره شانسي=شير/خطّي يكي دو تاش حدّاقل يا بخشي از مطالبتان درست از آب در مياد ديگه!
2. حافظه انسانها كم و ضعيف است و بسيار خطا پذير؛ ازينجهت نگران گير دادن بعدي آنها به موارد نقض گزارشتان با اوضاع امور واقع نباشيد.
3. در هر تحليل يا پورتفوليوئي كه ميخواهيد به مشتريتان ارائه كنيد كلّي (آنهم بطور جامع و مانع= مثل همين شبح خودمان از سقوط رژيم گرفته تا سازش نيروهايش با هم و مثلاً اهلي شدن آدمخوران در رأسش و از دادن امتياز دادن به اسرائيل بگير تا توزيع تخم مرغ در ميان رأي دهندگان) پيشگوئيهاي بغايت جدا و متباين بچپّانيد/بگنجانيد؛ حالا با هر مغلطه اي كه شده. چون اغلب مردمان ساده لوحند و فقط آندسته از پيشگوئيهاي ”درست“ شما را بخاطر ميسپارند. و شما هم بعداً ميتوانيد بدان پُـز بدهيد؛ ما كه گفتيم: See We Have Told You So
4. واسه اطمينان: در ميان هر يك از موارد اصلي/اقلام پيشگوئيهاي خود؛ يك پيشگوئي منتها اينبار نقيض همانها كه گفتيد آنهم يك در ميان و به عنوانِ/تحتِ گزينه هاي ضعيف/قوي در جا بجايِ متن/گفتار خود بگنجانيد.
Good Luck


سعيد 20:01 @ Thu, 15 Jan 04

لرد شارلون مرسي كه اينقدر به فكرمي! راستش، من وقتي مي بينم كه دوستان مخالف و موافق ”رأي دادن“ درست از استدلالهاي مشابه/همسان سود ميجويند آنهم هر وقت بصلاحشان باشد؛ پس بهتره در حاشيه اين جدلهاي زرگري متذكّر يكسري نكات روشي و معرفتي باشم هر چند كه متأسّفانه متونم را طولاني كرد. باري، من كه اميدوارم اين اَخانيد خودشان هر چه زودتر بر سر عقل آمده و داوطلبانه آنهم از سر مدنيّتِ مدرن با اين معشوقه يعني ”قدرت خانم“ وداع بكنند و با بخدمت گرفتن دين از براي تقويت زيرنهاده ها و بنيادهاي اخلاقي يك جامعه راستينِ مدني در آن نقش واقعي خويش را ايفا بكنند. يعني دين را حمّام پاك شدن انسانها از آلودگيهاي روزمرّه كنند؛ آنرا خادم نوع انسان قرار بدهند. و البتّه در اين پروسه خود را از مخدوميّت/استثمار قدرت يكبار و براي هميشه منفصل بكنند. چنين است آرزويم براي آنكه سياستمدارانمان مديرانه تدبير مُدُن بكنند نه زوركانه و مزوّرانه. همينطور روشنفكرانمان دانشمندانه/علمي به تبيين نابسامانيهاي اجتماعي و بحرانهايش بپردازند نه ايده ئولوژيكانه و خيالبافانه؛ بگذريم!


A.S 19:17 @ Thu, 15 Jan 04

شبح عزیز سلام....
خیلی زیبا و واقعگرایانه تحلیل و پیش بینی کردید....
بنظرم بر خلاف آنچه که گفته می شود شرکت کردن مردم بصورت گسترده در انتخابات ( بخصوص در ایندوره که همه از تحریم صحبت می کنند ) به یکی از اهداف اساسی گردانندگان نظام تبدیل شده است و این تحصن درون مجلس و سروصداهای اطراف آن نمایشی ( برای مهم جلوه دادن رای دادن در ایندوره ) بیش نیست..... اگر به صدا و سیما و رسانه ها توجه شود مشاهده می گردد که بیشتر تحلیل ها و تفسیرها در جهت قانع کردن مردم برای شرکت در انتخابات است نه رای دادن به گروه وجناحی خاص.... وبرای جلب توجه مردم چه چیزی بهتر از سر و صدای ناشی از رد صلاحیت تعدادی ( که در بین آنها نامهایی غیر قابل حذف وجود دارند ) و تحصن آنها و اظهار نظر خارجی ها ( که تعبیر به دخالت بیگانگان جهت تحریک حس ناسیونالیستی ملت ) و در نهایت حل حکیمانه ! مسئله توسط رهبری می باشد.....


zinc 18:35 @ Thu, 15 Jan 04

ممنون از توضيح

و اما بد نيست دوستاني که در ايران هستند لطفا از جو جامعه و نظرات آشنايان و اطرافيان خود در باره تحصن فعلي و انتخابات آينده گزارش هايي بدهند. اينجا تحليل زياد و است و گزارش کم.


ارنستو چه گوارا 18:14 @ Thu, 15 Jan 04

شبح عزیز

تقابل های جناح های حکومتی ات درست است ولی پیش فرض بنظر من غلط است!

جناح راست ۱۵-۲۰ درصد رآی سنتی دارد.
(بطور میانگین در شهر و روستا) -تحلیلت بر مبنای تعداد رآی سنتی کمتر از جناح راست است - رآی سنتی روحانیون مبارز ۵ درصد
و دیگر جناح های اصلاح طلب ۱۰ درصد است.
پس احتمال برنده شدن جناح راست بیشتر است. البته با اکثریتی شکننده - مگر اینکه
۴۰ درصد رآی دهندگان شرکت کنند که آن ۱۰درصد به اصلاح طلبان رآی میدهند.

۱۰-۲۰ درصد برد با راستی هاست
۲۰-۳۰درصد برابر میشوند
۴۰ درصد برد با اصلاح طلب ها

بیشتر هم مردم رآی نمیدهند.(:


عزیزدوردونه 18:01 @ Thu, 15 Jan 04

بنده فعلا با بخش ندادن رای موافقم بقيش هم هر چی عقلای قوم بفرمايند


مجتهد 17:50 @ Thu, 15 Jan 04

حاج شبح سلام

عزيز جان چه در اين تحليل و چه در تحليلهاي ديگر ، شما به يك خطاي معرفت شناسانه دچار هستيد : خطاي برخاسته از عيني گرايي . من و تو يا هر تحليلگر ديگري نسبت به موضوع نقد و تحليلمان در موضع استعلايي قرار نداريم . ما خودمان جزئي از مسئله هستيم ، سوژه اي هستيم در بند زبان و تاريخ و نه خارج از آنها . در عالم فلسفه فقط عيني گرايان هستند كه هرگاه مي خواهند نظرشان را به منزله ي نوعي توصيف علمي مطرح كنند بر روي اين تناقض معرفت شناسانه سرپوش مي گذارند : تناقض ميان تبيين استعلايي و تبيين تجربي جهان .

پيشنهاد و رهيافت من اين است كه به جاي پيشگويي هاي متافيزيكي فرا زباني و فرا تاريخي ، سعي كنيم هر چه بيشتر به محتواي انضمامي مسئله نزديك شويم و بر اين اساس روايتي انتقادي به دست دهيم . مسلمآ در پرتو چنين روايتي است كه نقش اراده و مسئوليت انسان نمايان و آشكار مي شود . نقش خود و من نوعي را در تحولات آينده فراموش مكن . آينده برآيندي است از تحليل و عمل ما .


لرد شارلون 17:28 @ Thu, 15 Jan 04

شبح عزیز،
با بحث‌تان موافق هستم. اما هر چند نظر من هم فعلا ً این است که نباید در انتخابات رأی داد و این کار سود بیشتری دارد ولی به نظرم کافی نیست. بهترین کار در شرایط ِ فعلی، به نظرم این است که مردم هم به جلوی مجلس بروند و تحصن آرام کنند. همان طور که در وبلاگ‌َم هم به طور ِ مفصل نوشته‌ام، این شاید یک آرزو بیشتر نباشد و زیادی خوشبینانه باشد، اما شاید چپ‌ترین طیف‌های اصلاح‌طلبان را مجبور کند بیایند و از آبی که برای‌شان گل می‌کنیم ماهی بگیرند! یعنی یک جوری هل‌شان داد در مسیری که به نفع‌شان است. هر چند که خودم گفتم، آرزویی بیش نیست. لرد به این درگیری نوبره واللرد!
راستی شبح جان، شما که این همه وقت می‌گذارید برای وبلاگ‌تان، یک پنج دقیقه‌ی ِ دیگر هم وقت بگذارید و یک وبلاگ درست کنید و این یادداشت‌های سعید را که این جا را با وبلاگ ِ خودش اشتباه گرفته (و صد در صد این بار هم خواهد گرفت!) از این جا حذف کنید و بگذارید آنجا! پیشنهاد خوبی است ها!


شبح 17:27 @ Thu, 15 Jan 04

زينک بسيار عزيز!
منظورم از اکثريت شکننده؛ اکثريت قابل شکستن يا اکثريت ضعيف بود.
مسلما حق با شماست. اکثريت شکننده به معنای اکثريت قاطع هم هست!


zinc 16:32 @ Thu, 15 Jan 04

احتمال گزينه اول (سازش دو جناح و شرکت کنندگان کم) بيشتر است. گرچه اکثريت شکننده چپ روشن نيست. شکننده يعني قاطع البته.






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1263
تعداد نظرات: 26649
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 1, 2006 06:27 pm


از کجا آمده‌اند؟