|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سه شنبه، 9 دیماه 1382 | December 30, 2003
● من متهم میکنم
هر قتلی قاتلی دارد. قاتل بيش از 25 هزار نفر در بم کيست؟ متهم رديف اول اين پرونده نظام سرمايهداری جهانی است. اين نظام که دايهی نجات بشريت را دارد آنچنان جهان را دو قطبی کرده است که در سراسر تاريخ بشر نظير نداشته است. زلزله هميشه در طول تاريخ جان انسانها را گرفته است اما در پيش از دوران سرمايهداری تقريبا مهم نبود اين زلزله در امپراتوری بزرگی صورت میگرفت يا در کشوری فقير ميزان خساراتها کم و بيش يکسان بود اکنون آنچنان جهان دوقطبی شده است که زلزلهیی با شدت مساوی در گوشهیی از دنيا موجب مرگ هيچ انسانی نمیشود و در گوشهی ديگری هزاران انسان را به خاک خون میکشد. سرمايهدارن سالانه ميلياردها دلار و يورو و پوند و… به مصرف تسليحات کشتار جمعی میرسانند و بخش وسيعی از جهان در فقر و فلاکت و مرگ دستوپنجه نرم میکنند. اين نظام مخوف ناعادلانهترين شيوه تقسيم ثروت را در جهان بهوجود آورده است. در طول تاريخ بشر هرگز دوقطبی شدن جوامع اينگونه تا دورافتادهترين نقاط جهان رسوخ نکرده بود. اکنون کشورهای فقير داريم و کشورهای غنی، شهرهای فقير و شهرهای غنی، محلههای فقير و محلههای غنی و حتا در يک محله خانهی فقير و خانهی غنی (به نسبت همان محله) پس مرگ مردم فقير بم در ادامهی همان جنگی است که اغنيا بر عليه فقرا راه انداختهاند. انسانها در بم بايد بميرند چون در تقسيمبندی نطام جهانی چنين مرگی برایشان مقدر شده است.
kheyli khobe
از اینورا میگذشتم این محله رو جور دیگری پر جنب جوش یافتم همه در گذر زندگی ایم و نمیدانم چقدر به پایان عمر باقیست اما نسلی تازه با تنی زخمی جسورانه خودش را از زیر سلطه مخروبه های کهنسال چپ بیرون میکشد آنها میخواهند زندگی را در تجربه چه ها نباید کرد را ادامه دهند خبر هایی که مدام از ایران میرسد بیانگر بی اعتمادی و خشم خروشان آنها به رژیم کثافت سرمایه ای که یکبار دیگر آشکارا نیرویش را نه برای نجات مردم زیر آوار بلکه خفه کردن گسترش هر چه بیشتر اتحاد مردمی که تبلور خواست و انگیزه آگاه آنها درهمکاری مشارکتی و همدلی اشان در پاسخ به نجات جان جامعه میباشد و این خطر بزرگی نه برای رژیم بلکه تمام دولتمردان جهانی که سراسیمه در تدارک خاموش کردن شعله های جنبش های کمونی جهانی هستند و متسفانه دللالان روشنفریبی تلاش میکنن سرمایه خرافاتی و مصرفی و دمکراسی تمدن جنایی تخریب اتمی مدرن و انحصارات خوشنت جنسی اش رابهمراه دول پلیسی آن رابعنوان سنتی تازه به نسل گلستانه دهند و من بسهم خودم سعی میکنم تجربه ام رادر چنین گذری با شما عاشقان آزادی شریک شوم.در شرایطی که مردمان آبادی مرز های ممنو عه را میشکنند کمونیسم موروثی- لنینی وبورژوایی دولتی هنوز در وحشت از قدرت مخوف چکای استالینیست است و دشواری در همین نگاه بدرونست و راه دیگری نیست گر چه رهگزرم باز از این کوچه رنگین میگذرم
نادر عزيز(100)
بچهلر شيرين زبون عزيز(103)
سياوش عزيز(102)
باتغييرات ايجادشده همه عکسها رو مي تونين ببينين. پس: عکساي قشنگشو از دست ندين. artphotogallery.persianblog.com
متاسفانه سایت فضول ، وبلاگ بنده حقیرHttp://fozool.blogspot.com (دفترچه یادداشت ایرانی)توسط بسیاری از سرویس دهنده ها فیلتر میشود.همچنین سایتهای رهبرخودم.شمرنامه و اخبار گویا و رساله و وبلاگ شیطان وهمیشک و...... امروز به چند آی اس پی دیگر برخورد کردم که وبلاگم را قیلتر کرده بودند.... اما این آدرس که سایت آينه ای همانجاست را هنوز وقت نکرده اند ببندند:
{در حاليکه سيستمها هر چقدر هم مستبد باشند، به نحوی بازتاب دهنده و چکيده ی باورها و اعتقادات و بينشها و آگاهيها و غيره و ذالک مردمی هستند که احاد يک سرزمين را تشکيل می دهند} {فقط ما هستيم که هنوز فرهنگ مردم خود را نمی شناسيم و آن استعداد و هنر را نيز نداريم که بتوانيم ايده ی کشورداری را از زهدان فرهنگ مردم سرزمينمان بزايانيم.} !!!!!!!!!!
{در حاليکه سيستمها هر چقدر هم مستبد باشند، به نحوی بازتاب دهنده و چکيده ی باورها و اعتقادات و بينشها و آگاهيها و غيره و ذالک مردمی هستند که احاد يک سرزمين را تشکيل می دهند} {فقط ما هستيم که هنوز فرهنگ مردم خود را نمی شناسيم و آن استعداد و هنر را نيز نداريم که بتوانيم ايده ی کشورداری را از زهدان فرهنگ مردم سرزمينمان بزايانيم}
بچه لر شيرين زبان عزيزم قربون اون زبونت بشم با زبان شيرينت تلخيهای اين سرزمين را به خوبی بيان کردی .
Wednesday, December 31, 2003 غم بم و دوبيتي هاي محلي «به بالينم بيا، غم دارم امشو» *** «به بالينم بيا، غم دارم امشو» *** غم اومد، آي غم اومد، آي غم اومد *** غم اومد، آي غم اومد، آي غم اومد *** اگر از آسمون خنجر بباره *** بدزدد شيخ نان مختصر را *** در اين ايام زجر و تيره بختي *** نه تنها بم، که ايران نيز لرزيد
شبح عزيز(95)، اول اين كه به شما و همسر گراميتان بابت سالروز ازدواجتان، به شما دوتا مرغ عشق، تبريك ميگم. اين كه ايدهئولوژي چشمبندي است براي انسانهاي كه ميخواهند آزاد بينديشند، در آن هيچ شكي نكن. اما چرا شما دوست عزيز، من را متهم به "تو (هميشه) (همه) را متهم ميكني" ميكنيد، كمي به اين جمله خود فكر كن، و توجه كن، به چه اندازه كليگويي و يوچ و بيمعني گفته شده. نكته ديگري اين كه يك بابايي بود كه داشت ميزد توي سر يسرش، يك فردي ديگري هم كه نظارهگر اين منظره بود، شروع كرد به زدن توي سر يسر، يدر معترض كه فلان فلان شده كي به تو اجازه داده كه توي سر يسرم بزني. حالا حكايت من و كمونيست شماست. بايد توضيح بدم كه خوشبختانه من با نام نيست كه در ستيزم، بلكه اين استبداد است، حال با هر نامي. آيا زماني كه خوده شما هم سيستم كنوني كوبا و يا شوروي سابق را سرمايهداري دولتي ميناميد، ضد كمونيست بايد ناميد و يا ضد سيستم سرمايهداري؟ شبح عزيز، حال اجازه بده يك جمله بگم، تا كه نشان دهم كه در بحث جايي براي بازي با احساسات مخاطب، هرچند كه واقعي هم باشند، چه تاثير مخرب و غيرسازندهي را دارد. متاسفانه عدهاي از دوستان اينگونه به بحث و يا شايد بهتر است كه گفته شود، مجادله مييردازنند. اگر عباس دوست و يارم، ميدانست كه منظور شما از ضدكمونيست ناميدن من، اشارهاي به ضد انسان بودن من داريد، از همون لعنتآباد برميخواست و چنان سيلي محكمي روي صورتت ميخواباند تا هيچ زماني يادتت نره. راستي تعنه در كامنت(95) را طعنه بايد نوشت، حالا نيايد و بگويد كه مانند شما كه به دلخواه طعبير ميكني، منم طعنه را به دلخواه با ت تعبير و تفسير ميكنم(اين تنها براي شوخي بود و بس.).
These memes are the best peresent one would wish for new year; thanks to dear Ariya Guns, Germs and Steel: The Fates of Human Societies
شبح ۹۶
قتل بیش ۴۰۰ دانشجو در خوابگاههاي بم!
زلزله زدگان : به ما غذا ندهيد، قناتهاى بم را دريابيد
nana گرامی
دوستان عزيز!
سياوش عزيز(۸۷)
در ضمن در اخبار پيک ايران امروز از قول ديلی تلگراف مقاله ای هست که به ان مطلبی که چندی پيش نوشتم راجع به حرفهای ريچارد پرل اشاره دارد
خوب دوستان يه خبر جديد همين الان يه تفسير گر سياسی بسيار با پرستيژ امريکائی به نام دانيل شور که در شبکه پی بی اس گزارش ميدهد مدتی راجع به از سرگيری روابط ايران و امريکا حرف زد .
کی يو بايد اعدام کنيم؟
روشن چون خودت اذعان کرده ای که کوچولو هستی همون بهتر که خير من بهت رسيد برو يه کم مطالعه کن خودت همه چيز دستت مياد . به جواب اين جواب هم جواب نميدم حوصله ندارم وقتم را با کسی تلف کنم که تا گير کرد بگه من کوچولو موچولو هستم و مطالعاتم زياد نيست و واسه خودش در رو بگذاره .
nana گرامی.
شبح عزيز از سی هزار نفر هم گذشت....:(
قهرطبیعت هرازگاهی این بلا زلزله را دردنیا نازل ميکند و ارتباطی به سرمایه داری ازنوع وابسته ویا غیروابسته اش ندارد منتهی در کشورهای مستبد همیشه به خاطر حیف و میل کردن ثروت جامعه حاکمان هیچ نوع اندیشه ای برای کاهش دادن تلفات وضایعات نمی کنند وشهروندان آن جامعه را از همان ابتدا محکوم به مرگ می کنند .. کیست که نداند خانه های ساخته شده از خشت وچوب وچندل برای ساکنان آن مرگ نمی آورد وپس لرزه وعواقب آن فشار مضاعفی رابروی مردم تحت ستم ایجاد نمی کند ؟ ای کاش به جای صرف هزینه تولید سلاحهای کشتار انسان ها وتوسعه ارتش ودستگاه سرکوب هزینه ها صرف پیش گیری از وقوع این گونه حوادث برای انسان ها می شد .. بشر امروز بايد از خودش خجالت بکشد که با توجه به امکانات تکنولوژي امروزنتوانسته است اين مهم را حل کند..
شبح عزيز، حق باشماست، ميتوان متهم كرد، منتهي(هرچند شما اشارهاي نداشتيد) نه در دادگاههاي انقلابي!
بله! دولتمداران، مجرم...
ممنون سياوش جان و كاملن باتو موافق هستم. ياشد تا شايد وقتي ديگر ... ... ولي باشد شايد وقتي ديگر ...
اسد عزيز، خصلت سلطهگري، خصلت انسان است كه در نظامهاي بردهداري و فئودالي با جنگهاي فراواني كه براي كشورگشايي مييرداخته، هم نشان دارد، و اين تنها خصلت نظام سرمايهداري نبوده و نيست. وانگهي اگر نگاهي به شوروي سابق هم كه خود را داراي نظام سوسياليستي و ضد سرمايهداري ميشمرده، از همان اوايل شكلگيريش به سلطهگري در كشورهاي همسايه نظير كشورهاي بالكان و غيرو يرداخت تا زمان بعد از جنگ جهاني دوم كه نيمي از ارويا را مالك شد و تا آخر كه به افغانستان حملهور شد، ديد و شناخت. عمومن ميتوان از وجود چندگانهگي احزاب در ارويا كه حتي احزاب كمونيست هم كه از قدرت يارلماني زيادي هم در بعضي از كشورها نظير ايتاليا و فرانسه و دانمارك و غيرو را دارنند، ديد، و نام برد، در حاليكه در آمريكا هميشه قدرت سياسي تنها بين دو حزب بزرگ و عمده رد و بدل ميشده و ميشود، كه اين نشان از تفاوت عمده بين نظام سرمايهداري آمريكا سلطهگر با نظامهاي سرمايهداري ارويا كه تاثيري زيادي از سوسيالدمكراتي داشتهاند، است. ديگر خصلت نظاميگري و اتكا به اين نيروي نظامي، كه ارويا تا به امروز سعي كرده است كه از اين امر به چند دليل به دور بماند. در مورد نيروي نظامي آمريكا و برتري آن بر نيروي نظامي ارويا را ميتوان دلايل زيادي را برايش برشمرد كه از حوصله اينجا خارج است. اسد عزيز، دوست دارم و مايلم كه به اين بحث سرمايهداري و خصلتهاي آن و تفاوتش در درون يكديگر، همانگونه كه خوده شما اشاره داشتيد، بيشتر از اين به آن نيردازيم. مسائل مهمي ديگري مانند نشان دادن نقش رژيم آخوندي در زلزله بم و حيف و ميل نمودن ثروت ملي و بازيكردن با جان مردم بيردازيم.
هراس من از مرگ نيست هراس من از ... هنوز می توان به وضوح هر چه بيشتر اين صدا را شنيد رزمتان مستدام
نانا جان!
کنجکاو عزيزم با تمام حرفات موافقم به رساترين شکل ممکن گفتی فقط با قسمت ملت نجيب و صبور موافق نيستم . ولی جدا از مسائل سياسی در زمينه فرهنگی ما واقعا ملت نجيب و صبوری هستيم .
سياوش عزيز، (74)
جمله آخری خيلی خراب شد . آن را باز نويسی می کنم : حکومت اسلام و دولت خاتمی با ندانم کاری های شان دست کم مسئول کشته شدن هزاران آدمی هستند که می توانستند زنده از زير آوار بيرون بيايند. اينان دستشان به خون مردم آغشته است.
پيامی برای همه دوستان دوستان عزيزم به اميد پيروزی . نانا
شبح گرامی
گرچه متهم کردن هم آرامم نمی کند .اما من هم متهم می کنم
...اين ننگ ابدی برای حاکميت آدم کش فعلی است
شبح عزيز، در دادگاه انقلابي قاضي هم متهم ميكند و هم حكم جاري. اگر مثال خواستيد، نه تنها از انقلاب گذشته ايران، بلكه از همان انقلاب ۱۹۱۷ برايت مثال خواهم آورد. شما شهروند يك نظام سرمايهداري تنها نيستيد، شما شهروند يك نظام مستبد و خودكامه هم هستيد كه يابند به هيچ نظامي و قانون و قاعده، حتا قانون خود نيست، اشتباه در هماين شناخت اوليه است كه شما خود را از آن محروم ساختيد. شبح عزيز، چرا شما اصرار داريد كه نشان دهيد، من اهل دعوام و شما اهل سازش. يكي از خصوصيات هماين دعوا كردن، توهين روا داشتن است. سعي كردم به نكاتي اشاره كنم، تا به شما نشان دهم كه شما در اشتباهيد و بس. من لزومي نميدانم تا به دفاع از اين بربيايم كه من در ارودگاه مردمم و يا حاكمان مستبد، شما مختاريد به هر خيالي كه خود خواهيد، بيردازيد. شبح عزيز، توجه داشته باش كه حاكمين امروز و ديروز بر مردم ما تمامن از هماين آب و خاك و بزرگ شده هماين مرز يرگهرنند، و يك روزي به مانند من و تو و از هماين جنس بودهاند كه حال هستيم. خوشحالم كه ييبرديد كه تكنولوژي و عوايدش ثمره هماين سيستم سرمايهداري است، و در زلزله بم حداقل نميتوان آن را متهم درجه يك شناخت.
سياوش جان،
نادر بکتاش عزيز!(60)
بم زير آوار مدفون شد و ما در خواب بوديم...
سياوش عزيز(63)
سلام شبح جانم متاسفم که اينهمه عصبانيم چون من رو مساوی با کسانی قرار دادين که ...
اسد عزيز، كودتاي ۲۸ مرداد تنها ميتوانست و توانست صورت بيذيريد، كه نيروي اصلي كودتا ايرانياني بودنند كه تنها به منافع شخصي خود توجه داشتند و نقش سگ و نوكري نيروهاي بيگانه را به جان خريدنند و نه منافع ملي. اين كه طراح آمريكا و انگليسيها بودنند، شكي نيست، اما آنان بدون هيچگونه شكي هيچ كودتايي را نميتوانستند يياده كنند. اين نگاه، كه سرمايهداري و آمريكا بودنند كه ما را به روز سياه نشاندن، نگاهي است انحرافي و ما را از نگاه به خود دور ساخته. ييشنهاد ميدهم كه كتابي كه تازهگي چاب شده و در مورد كودتاي ۲۸ مرداد است، مطالعه كنيد، تا يي ببريد، طراح كودتا تنها چند نفر بيگانه بودنند و تمامي ديگر نيرو هموطنان بدون وطن بودنند و بس. نام كتاب ALL THE SHAH`S MEN است.
.... شبحی ناز!. .... پيش از آنکه در فکر قصاص و انتقام گرفتن باشيم؛ نيک است که در اين باره بينديشيم ما کيستيم و چيستيم و زيستبوممان کجاست؟. ايرانزمين برای نخستين بار نيست که از رويدادهای زيستبومش به چنين فلاکتهايی می افتد. تاريخ کهنسال ما، مملوّ از مصيبتهائيست که شمار آنها سرسام آور است. آنچه که گذشتگان ما و حاکمان ما و اکنونيان ( از روشنفکرش بگير تا ملّاي مسجد محل و بقّال سر کوچه ) نفهميدند و آن را به جدّ نيز نگرفتند، همانا انديشيدن در باره ي زندگی مشترک اجتماعی و سوانح طبيعی زيستبوممان بوده است. اگر بخواهيم مسائل کشورداری و زيستبومی - منطقه ای خودمان را از دوران مشروطه تا همين امروز با بينشی ژرف و مستدل ارزيابی کنيم، خواهيم ديد که کشمکشهای اجتماعی و سياسی و فرهنگی و زيستبومی ما در ارتباطی تنگاتنگ با هم بوده اند. ما هنوز که هنوز است هر فلاکتی را محصول سيستم حاکم بر کشور می دانيم و مقتدرين حاکم. در حاليکه سيستمها هر چقدر هم مستبد باشند، به نحوی بازتاب دهنده و چکيده ی باورها و اعتقادات و بينشها و آگاهيها و غيره و ذالک مردمی هستند که احاد يک سرزمين را تشکيل می دهند. اگر در طول صد سال اخير جامعه ی ايراني نتوانسته ايم سيستم ايده آلي و مقبول را برای اداره کشور و رويارويی با معضلات اجتماعی بيافرينيم، بايستی ريشه ی مسائل را در خودمان جست و .حو کنيم. روشنفکر ايرانی هنوز نياموخته است که وظيفه اش انديشيدن در باره ي معضلات وطنش می باشد؛ نه قرقره و نشخوار کردن تزها و تئوريها و ايدئولوژيهای نفهميده و نسنجيده و نگواريده ي باختر زمينيان. برای پی ريزی يک سيستم انسانی بايستی فراسوی » گرايشهای متضاد و قدرت طلب و تمام خواه « رفت و دريافت که « پرنسيپها و اصلهاي « حکومت و دولت در چه چيزی بايستی ريشه داشته باشندـ؟. تمام سيستمهای کشورداری باختر زمينيان بر شالوده ی » فرهنگ « مردم خودشان استوار شده اند. فقط ما هستيم که هنوز فرهنگ مردم خود را نمی شناسيم و آن استعداد و هنر را نيز نداريم که بتوانيم ايده ی کشورداری را از زهدان فرهنگ مردم سرزمينمان بزايانيم. ما با شعارهای « مرده باد / زنده باد / مرگ بر ... « می خواهيم ادعای دمکراسی نيز داشته باشيم. در حاليکه نمی انديشيم ايده ی دمکراسي گونه ای منش رفتاری افراد اجتماع است که در مناسبات با يکديکر آن را آشکار می کنند. من حوصله توضيحات مفصّل را ندارم. فقط تاکيد می کنم که دوام و به قدرت رسيدن ولايت فقيه سوای از پيچيدگی معضل فرهنگی جامعه ی ما که به جهان اساطيری و شيوه ی ايده آلی ما از فرمانروايي مربوط می باشد به خطاهای وحشتناک طيف روشنفکران و فعّالان مثلا سياست بازمی گردد که هنوز به حبل المتين ايدئولوژی آويزانند و نسخه های صد تا يه غاز برای مردم خود می پيچند و با حرارت تمام شعارهای خونريزانه سر می دهند. آنها هنوز نمی فهمند که مغزه ی فرهنگ ايرانی همانا » قداست جان و زندگی « می باشد و در تضاد شديد با هر نوع خونريزيست. اينکه حکومتها به دليل مطلق خواهی قدرت همواره بر ضدّ فرهنگ مردم ايران بوده اند مسئله ائيست آشکار و به توضيح نيازی ندارد. ما بايستی يک بار برای هميشه بر خونريزی و کشتار و شکنجه و اعدام و تبعيد و آزار و تفتيش عقايد و امثالهم خط بکشيم و هنر باهمانديشی و باهمآزمايی و همدردی را به کار ببنديدم. فراموش نکنيم که حتّا زندگی و جان » ضحّاک « نيز پس از ساقط شدن از قدرت و گريزش به دامنه البرز = « نشيمنگاه خدا « از هر گزندی محفوظ می ماند. بياييد همه با هم هنر نگهبانی از زندگی و جان را توام با دمکرات منشی خويش در رفتار و گفتار و ايده آلهای خود نشان دهيم و اثبات کنيم بعد ادّعای حقّانيّت داشتن به کشورداری را سر دهيم. تازه ملّت ايران هستند که محقّند انتخاب کنند؛ نه آنهايی که خود را مادرزاد مالک حقيقت و نيکبختی ملّت می دانند. ما اگر هزار هزار زلزله نيز پشت سر هم بيايد و ايرانزمين را با خاک يکسان کند هرگز به آن مرحله نخواهيم رسيد که دور يک ميز بنشينيم و با يکديگر فقط گفتگو و عرقخوری و شرّ و ور گويي کنيم؛ چه رسد به چک و چانه زدن بر سر مسائل کشوری. روند ساقط کردن ملّايان از قدرت ( Entmachtung ) هرگز به معنای سلّاخ خانه به راه انداختن نيست. ما نياز به انديشيدن داريم و با شعار گويی و حذف فيزيکی دگرانديشان بايد برای هميشه وداع کنيم. ////
نادر بکتاش عزيز فراموش کردی علت خودکشی پل انزاس را بنويسی
روشن پس از نوشتن جواب به تو از روی کنجکاوی به وبلاگت رفتم و کمی از نوشته هايت را خواندم .
سياوش جان،
شبح عزيز، اول اين كه بهتر است كه گفته شود شما شكايت ميكنيد و نه متهم. انگار كه، آن انقلابي كه شما خواستار آنيد، بريا و تمام شده و دادگاهي از نوع بيدادگاه انقلابي تشكيل شده و شما افتخار اولين قاضي القضات آن شديد. باري، تا حال شده كه شما سوار اين جمبوجتها بشيد و از نزديك عظمت آن را ببينيد و از خود سوال كنيد كه 100 سال ييش كه انساني كه در عصر دوره سرمايهداري، آيا خواب اين را هم ميديد كه بعد از اولين يرواز خود كه 12 ثانيه بيشتر طول نكشيد، يك همچين غولي را كه نتيجه هزاران ساعت يژوهش و تلاش مهندساني ميباشد كه وقت و سرمايه صرف آن شده تا به اينجا رسيده، و يا اين كه تا حالا سوار قطاري شديد كه با سرعت 250 كيلومتر در ساعت مسافت 500 كيلومتر را در 2 ساعت بدون هيچگونه تكاني شما را به مقصد برسانه و و ...نمونههاي ديگري كه تمامي ثمره اين سيستم سرمايهداري و رقابتي كه در آن حكمفرماست، بنا شده و شكلگرفته. اصلن تا حالا شده كه مريض شويد و شما را با اين تمامي وسايل مجهزي كه در اختيار بشر قرن بيستويكمي قرار گرفته، نجات ييدا كنيد. 60 و يا 70 سال ييش براي بشر تنها يك رويا بود كه بتوان واكسن سرخك و سرخچه را در ابعاد مليوني يايهريزي و مورد اجرا در آورد. اصلن هماين كيبورد كه در زير انگشتان من و تو بدون هيچگونه صدايي به تايبكردن كلماتي است كه شما عزيز نوعي با من نوعي بتوانيم تبادل افكار و ايده كنيم از بركت چه چيزي شكل و تكامل ييدا كرده، بله تمامي اين شواهد و تكنولوژي و صنعت و تمدن، تنها در هماين عصر سرمايهداري شكل و توسعه يافته است. اگر در كشورهاي صنعتي(ژابن) و نيمه صنعتي(مالزي و تايلند) آسمانخراشهاي ساخته ميشود كه در زير يايههاي آن فنرهاي به كار رفته تا از تكانهاي شديد زمينلرزههاي به قدرت 7 ريشتري و بالاي آن تاب تحمل ريزش را داشته باشند و يا اين كه اينقدر علم مهندسي معماري ييشرفته است كه در ژابن يك فرودگاه كامل در كنار شهر اوساكا(Osaka) را در يك جزيره ساختهگي(مصنوعي) بنا كنند و بالابرندههاي را به كار ببرنند تا اگركه فرودگاه ساليانه چند و يا چندين ميليمتر نشست كرد، آن را(تمامي فرودگاه) را بالا برند، و از اين طريق سطح فرودگاه را در سطح دلخواه نگاهداشت. خوب اگر تمامي اين تكنولوژي نو و ايمن به كار برده نميشد، نميتوانستند كه جان هزاران و شايد مليونها انسان را از خطر مرگ رهايي بخشند. حال اگر كاربرد اين تكنولوژي و علم ييشرفته را تنها مختص كشورهاي ثروتمند هم بدانيم، به هيچوجهي نميتوان آنرا(سيستم سرمايهداري) محكوم كرد، به اين دليل كه اگر در آنجا هم به كار برده نشود، در همان دنياي سرمايهداري هم، تنها جان انسانهاست كه هلاك ميشود و نه ماشين و سرمايه، وانگهي در وحله اول، اين دولتها و رژيمهاي نالايق و ضدمردمي ما هستند كه سرمايههاي ما را بدون هيچ وحشتي در راه ييدا كردن سلاحهاي اتمي و كشتار جمعي حيف و ميل ميكنند و ييداست كه در كشوري همچون آمريكا خراني همچون اينان را ميطلبند تا سواري كنند، وگرنه همان ثروت و تلاش را براي نمونه كرهجنوبي در راه رفاه و ترقي و آرامش شهروندانش خرج ميكند و نه تنها سواري نميدهند، بلكه خود هم از رژيمهاي مستبدي مانند عراق، ليبي، ايران و غيرو گهگاهي سواري ميگيرنند. ساليان سال است كه در جامعهي ما نيازي به دمكراسي و عدالت، حتا از نوع سيستم سرمايهداري غرب با گوشت و يوست و خود احساس ميكنيم. با چه منطقي ميتوان باني كشتهشدن هزاران نفر را در يك كشور جهانسومي، سيستم سرمايهداري، آنهم در رديف متهم شماره يك، به حساب آورد. آيا كشتهشدن صدها نفر زن و كودك و يير و جوان در زمينلرزههاي كشور خودمان تنها و تنها دو علل و عامل كه يكي خوده من و شما، و ديگري دولت و سيستمي است كه ميبايد منتخب ما باشد، نيست. اين درست است كه نبود عدالت اقتصادي در سيستم سرمايهداري احساس ميشود، اما عدالت قضايي، آزاديهاي فردي، ديگر آزاديهاي اجتماعي مانند رسانههاي همهگاني، سنديكاها، تجمعاتصنفي، گرايشهاي مذهبي و فرقهاي، گرايشهاي جنسي، نوع يوشش و و.. محترم شمردن كوشش و تلاش در راه برابري حقوق شهروندي زن و مرد، حقوق كودك و حتا حيوانات و غيرو را ميتوان در اين سيستم ييگير بود و كسب نمود.
nana گرامی.
سلام شبح عزيز
در اوائل دهه هشتاد در دانشگاه ونسن در حومه پاريس جامعه شناسی می خواندم. شماری از چپ ترين و با شعور ترين مارکسيستها با اعتبار بين المللی در آنجا درس می دادن (يکی از آنها پولنتزاس بود که آخرش هم خودکشی کرد. ديگری درس کاپيتال می داد که در هر کلاسش که گنجايش ۵۰ نفر داشت ۲۰۰ نفر روی زمين و در و ديوار می نشستند). اين دانشگاه بعد از مه ۶۸ و بر اساس درک جديدی از جامعه و فرهنگ و روابط اجتماعی و در نتيجه تحصيل و آموزش تاسيس شده بود.
فاجعه در بم :
سلام:شايد حق با شما باشه ولی فعلا مردم خودشون می خوان اوضاع اينجوری باشه ...چون همه با هم اقدام نمی کنند و اعتراض ندارند.......... به من هم سر بزن خوشحال ميشم
ياسر عزيز!
قاتل هزاران نفر انسان بیگناه در بم، جمهوری اسلامی است!
سلام... شبح جان به درستي متهم مي كني ... اما محكمه اي در كار نيست و در كارنخواهد بود ... بوي عفونت فساد اين دستگاه مشام را مي آزارد ...
nana جان
گل کو
روشن عزيز ای کاش نوشته مرا بادقت بيشتری ميخواندی . درخاتمه فکر ميکنم برای تولد انسان به خود اگاه ما همه بايد نقش فعال در ساختن ميهنمون داشته باشيم و از دادن نظرات خود نترسيم . فکر کنم بعد از دوباره خواندن مطلب من يه عذر خواهی بهم مديونی.
نا نا جان فکر کنم سعید تو قهره. با ریاست انجمن فلسفه فکر نکنم راضی بشه .
nana گرامی... (۴۶ و ۴۷)
وای سعيد جون ديگه داشتم نگرانت ميشدم باور کن شوخی نميکنم واقعا داشتم نگرانت ميشدم . شاد باشی نانا
Man gar che ba tamAm-e mofad-e matn-e Shabh-jan mowafegh nistam ammA metod-e wArasiyash dar in matn ta haddi monaseb va mofid-e be maghsoud ast. Be towr-e kolli ma bAyad be tadrij yad begirim ke method-e ELMI va TAKAAMOLI ra dar andishidan be kar begirim; che dar hin-e tahilil/analiz-e mantegh-e sharAyet va che dar maghAm-e ideh pardAzi bar rouy-e an moshkel-e matrouhe va che dar vaght-e towsiyeh/pishnahAdAt. Rabt-e awAmel-e Elli be/ba ham chon halaghAt-e peywasteyeh zanjir va naghshi ra ke har yek dar farAgerd-e yek padideh/hadeseh dArand mostalzem-e parhiz-e mast az didgah/rawesh-e Ostoureh'ie/Heywani; ke omdatan ebArat ast az: jostan-e elal-e mokhtar-e hoshiyar-e fa'Al-e ERADI dar posht-e/warAy-e har amri; Animated World View; che Ghodsi va che Ahrimani. In daghighan hamAn fargh-e asAsiyeh ensan va jahAn-e Modernash ast ba jahAnbiniy-e esghati va gozashtey-e kohanash. Hanouz tasavvor-e aksar-e mardoman az dowlat/hokoumat mAnand-e farz-e masbough-e ma va ajdAdemAn ast be yek khalegh/Modir-e TawAnA va Alem va Hazer dar halikeh chenin shiri Khoda ham nayAfarid! Be rasti Falsafeye Dowlat dar asr-e Information va Robotics va BioTech chsit?! Anche dar gharb be onwan-e dowlat mibinim be marAteb ba ashkAl-e badawi va aghab mandeyeh khish dar jahAn-e sevvom/chahArom fargh-hAye bonyadin dArand. Masalan az Think-Tank ha va az companihayeh khosousi va NGO-ha va ahzAb va matbou'At, rokn-e chahArom-e Demokrasi, rawAbe-e system-e amouzeshi va akademik ba tasmimh-a va kollan nahveyeh ta'Amol/barkhord/goftman/dad-o setad shahrwandAn ba dowaleshAn az shekl-o rikht-e digari barkhordAr ast. Natijeh: dar Amrika zelzeleh misheh va shoma dar majmou moshahedeh mikonid ke pasokh va wakonesh nesbat be an da moghayeseh ba Iran che dar zamAn-e Shah/IRI ma'ghoul-tar ast. AmmA chalesh-e omdeyeh hokoumat-hA ham dar Iran in boudeh va hast ke Amal-e Siyasi=Bar Andaazi ! Engari ma mellat hargez darsi ra gharAr nist az tajArobemAn biyamouzim va osoulan chizi ba arzesh sonnat nemishavad. Akheh azmayesh ke az toush dars, AGHL, dar nayAd che soud...?! 25 sal tajrobeyeh Jomhouriyyat darim; vali hamchenan mohemtarin moshkel-e siyasiyeh ma (sarf-e nazar az sahat va soghmash ) BARANAAZI ast. Khob jalebeh ke in hokoumat-ha niz in ra nik midAnand va leza zarf-e 100 sal-e gozashteh mardom-e ma dochar-e yek charkheyeh sheytani az adam-e rawAbet-e ORGANIK/SEMBIYOTIK ba dowaleshan hastand va por badihi ast ke vaghti sawAneh-e tabi'ie pa be in sahneyeh kharAb-o ashofteh migozArand natijash be joz moshahedeyeh ancheh didim/gozasht nist. BAyd be in dowr-e batel payan dad; va in tazeh aghaz-e kar-e yek Dowlat-Mellat - Nation-State ast; ke ma az an mahroumim (Mibakhshid doustan ke ba alphabet-e Farsi naneweshtam. In matn ra bedoun-e dastrasi be PC khodam va az shahri digar dar Japan ersal kardam! Mokhles, Saeed Derhami
ياسر عزيز
ياسر خان بفرمائيد
ياسر من انچه را که بايد بنويسم برات نوشتم چيز ديگری ندارم که اضافه کنم جز اينکه بروی و کامنت های پرچونه و اسد را در بخش ديدگاههای شبح بخونی Learn to listen ميگه ياد بگير که گوش کنی
از راديو فردا. ( يا به باور من راديو خاتمی... باری) خود خبر را هم می توانيد در پايگاه اينترنتی اين رسانه گوش دهيد: انتقاد رسانههاي ايتاليا از جمهوري اسلامي به خاطر بي نظمي و هرج و مرج در کمک رساني به زلزله زدگان بم. کوريه ره دلاسرا نوشت که بي نظمي، بي برنامگي و هرج و مرج در بم، در حدي است که امدادگران مي خواهند هر چه زودتر اين شهر را ترک کرده و به کشورهاي خود باز گردند. مددکاران 17 کشور در مصاحبه با اين روزنامه، جمهوري اسلامي را به کم کاري و ايجاد هرج و مرج متهم کردند. يک مددکار گفت که از زمان ورود به ايران، ما را مجبور به مصاحبه با خبرنگاران مي کنند. يک مددکار ديگر نيز گفت که به ما نمي گويند چه کنيم و به کجا برويم، فقط تنها انتظارشان اين است که ما را در تلويزيون هاي محلي نشان دهند که بگويند دنيا از جمهوري اسلامي حمايت مي کند. لاستامپا نيز نوشت که به نظر مي آيد که جمهوري اسلامي تنها براي ساختن اسلحه هاي مرگبار از سازماندهي مدرن و لازم برخوردار است، اما آنچه در بم اتفاق مي افتد چهره ضعيف اين حکومت را که دستخوش هرج و مرج است به خوبي نشان مي دهد. زلزله بم کليه ناتواني هاي جمهوري اسلامي را بر ملا ساخت و نشان داد که جمهوري اسلامي تا چه حد در اداره کشور ناتوان و ضعيف است.
شبح بسیار عزیز؛
nana عزیز از لطفت سپاس گذارم که متن بلند من رو خوندی و زحمت راهنمایی کردن من رو کشیدی. با اجازه من باز کمی توضیح بدم البته من هم با شماره!
nana
گل کو سلام
فقط ميتوانم اين درد را تسليت بگويمم. با هم بمي ديگر ميسازيم. اما با نفسهاي خاموش بم چه کنيم؟ درد آور است اما واقعيت اين را به ما آموخته است که استوار باشيم.
شبح عزيز سلام جواب سوالت را بسياری از دوستان داده اند .... من ترجيح می دهم فقط سکوت کنم ... و پنهانی گريه کنم بر بينوايی مان ... بر بيچارگی مان
البته من از طرف خودم به سعيد قول ميدم که برای انتخاب او به رياست انجمن حکمت و فلسفه ايران تلاش خواهم کرد . دليلش هم اينه که يکبار در مطالبش راجع به سيستم چک و بالانسی حرف زد که من معتقدم مهمترين اسکلت بندی يه رژيم دموکراتيک است برای اين اشاره اش بايد بگم سعيد جان دست مريزاد.
هموطنان ايده ال من برای حکومت بعدی ايران ائتلافی از نمايندگان اين گروه های اجتماعی است مليون - نهضت ازادی- کليه گروههای چپ چه مستقل چه سازمان يافته - سلطنت طلبها - ازادی خواهان مستقل يا گروهی ودر راس اينها يه ازاده ای چون النده . با شرکت بقايای ورشکسته جزب توده مخالفم چون حزب برادر شيلی در زمان النده همچون زمان مصدق به النده ضربه زد و هنگام کودتای پينوشه سفارت شوروی تنها سفارتخانه ای در شيلی بود که درش را بروی ازادگان در خطر جانی شيلی بست . با حضور نماينده حزب الهی های الان هم مخالفم چون همانطور که در المان حزب فاشيست ممنوع اعلام شده بخاطر عملکرد ننگ اور فاشيستها ما هم بايد فعاليت حزب الهی های ولايت فقيهی را ممنوع اعلام کنيم بخاطر سابقه ننگ اور الان انها.
جواب آوای من : من خيلي ها را مي شناسم که به خاطر کمک به زلزله زدگان بليط هواپيما براي رفتن به گوا و اودسا را کنسل کرد ند ولي بليط کنسرت را نتوانستند کنسل کنند و هرينه آن سوخت شده !!
لب
ياسر پند و اندرزهای از روی شکم سيريت را خواندم برای جواب انها را شماره بندی کردم . خاتمه : ياسر با تمام خشمی که از لجن پراکنی امثال تو بهم دست ميده سعی کردم بهت توهين نکنم فقط برو که دست سالم رهبر ترياکی پشت و پناهت .
ياسر عزيز دوست من . همه چيز را به گردن مردم و فرهنگ انداختن هم درست نيست برای رشد فرهنگ فضا لازمه. در خفقان چيزی رشد نميکنه. اين را انحطاط فرهنگ در بيست و پنج سال گذشته به خوبی نشان ميده. اگر بخواهيم بيست و پنج سال ديگه هم منتظر بشيم نميدونم چی ميشه.
شبح عزيز
دوستانی که پيام می گذاريد. باور کنيد اگر تنها يک بار دکمه "فرستادن پيام" رافشار بدهيد، پيام فرستاده می شود کمی بردبار باشيد. پس از چند لحظه دکمه F5 را بزنيد، می بينيد که پيام شما فرستاده شده. سپاس. شبح جان يک جايی تو بخش پيام ها بنويس.
سلام شبح عزیز
شبح عزيز،
سلام شبح
قاتل جمهوری اسلاميست. چه محاکمه بين المللی چه مردمی اين قاتلين را بايد محاکمه کرد. شبح جان محاکمه تمام سران ريز و درشت جمهوری اسلامی دور نيست انقلاب در راه است.
اجساد بسيار زيادی زير آوار مانده است . خطر بيماری مالاريا درسطح شهر وانتشارش تهديد بزرگی است .. مردم به دنبال عزيزان گمشده شان وهم به دنبال موادغذائی سرگردانند ..
ما خودمان متهم هستيم !
اين را فراموش کردم در مطلبام بنويسام: آيا کاهش 15 درصدی بودجهی حوادث غيرمترقبه در لايحهي بودجهی تقديمی توسط آقای خاتمی برای سال 83 نشان از خواب خرگوشی اين دولت نيست؟
آيا اين که تعداد کشته شدهگان چند برابر تعداد مجروحان بستری شده در بيمارستانها است نشانهی اين نيست که امدادرساني بسيار بد و ناقص صورت گرفته است؟
!God
!God
حکومت و تنها حکومت مسئول است - عدم وجود استانداردهای ساختماني، عدم اهميت برای جان انسان، عدم شرافت ... عدم وجدان. زمین لرزه همه جا اتفاق مي افته ولی پيش بينی و پيشگيری ميشه.
زلزله!
می خواهی بدانی قاتل کيست؟
علاوه بر همه اينها نادانی و سهل انگاری خودمون که اجازه می دیم سرنوشتمون دست یه همچین آدمهایی باشه!!
قاتل؟ نمی دانم. شايد در بعضی قتل ها قاتلی هم در کار نباشد.. شايد جمهوری اسلامی قاتل باشد. شايد زمين خشمگين. شايد..
شبح عزيز شايد در درجه اول قاتل ما باشيم به خاطر سکوتمون به خاطر ترسمون به خاطر فراموشيمون به خاطر ...
شبح عزيز عالی نوشتی -دستت درد نکند .
سلام،
به سادگی اینکه جعبه خرمای مضافتی بم را (که چند وقتی ست تصویر بنای باستانی ایران را رویشان چاپ می کنند) نشانم بدهی و بگویی: « این » دیگر نیست . به زیبایی و ابهت ارگ ( که چاپ و مقوای بد جعبه خرما هم چیزی از آن کم نکرده) خیره می شوی و نمی توانی باور کنی که حالا،
شبح عزیز!
عرض شود ظاهرا يه آقای محترمی از وبلاگ بنده مطلب گذاشتن اينجا ...........
متن زیر رو از وبلاگ عزیز دُردونه کش رفتم. طنز قشنگی است در بارهیِ واقعیتی تلخ، که بیش از ۲۵ سال است ملت ما دچار آن شده است.
حالا به گفت قدیمیا بیاین کج بشینین و راستشو بگین، کدومشو میخواین :
سايت کميته هماهنگی سازمانهای غير دولتی زنان
فراموش کردم بگم !
شبح جان :
جمهوري اسلامي ايران قاتل و نابودكننده زندگي حداقل ميليون ها انسان است !*صدهزارنفر انسان بيگناه در بم ، كشته و معلول !
قاتل اين ده ها هزار معصوم همان قاتل صدها هزار کشته جنگ است...
زیاد نگرد شبح عزیز! قاتل سیهزارنفر انسان بیگناه در بم، جمهوری اسلامی است!
حرف نباشه اول منم. راستی آقا پس اين لينک ما چی شد؟ |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1263
تعداد نظرات: 26649 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 1, 2006 06:29 pm
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||