سه شنبه، 9 دیماه 1382 | December 30, 2003

من متهم می‌کنم

هر قتلی قاتلی دارد. قاتل بيش از 25 هزار نفر در بم کيست؟

متهم رديف اول اين پرونده نظام سرمايه‌داری جهانی است. اين نظام که دايه‌ی نجات بشريت را دارد آن‌چنان جهان را دو قطبی کرده است که در سراسر تاريخ بشر نظير نداشته است. زلزله هميشه در طول تاريخ جان انسان‌ها را گرفته است اما در پيش از دوران سرمايه‌داری تقريبا مهم نبود اين زلزله در امپراتوری بزرگی صورت می‌گرفت يا در کشوری فقير ميزان خسارات‌ها کم و بيش يک‌سان بود اکنون آن‌چنان جهان دوقطبی شده است که زلزله‌یی با شدت مساوی در گوشه‌یی از دنيا موجب مرگ هيچ انسانی نمی‌شود و در گوشه‌ی ديگری هزاران انسان را به خاک خون می‌کشد. سرمايه‌دارن سالانه ميلياردها دلار و يورو و پوند و… به مصرف تسليحات کشتار جمعی می‌رسانند و بخش وسيعی از جهان در فقر و فلاکت و مرگ دست‌وپنجه نرم می‌کنند. اين نظام مخوف ناعادلانه‌ترين شيوه تقسيم ثروت را در جهان به‌وجود آورده است. در طول تاريخ بشر هرگز دوقطبی شدن جوامع اين‌گونه تا دورافتاده‌ترين نقاط جهان رسوخ نکرده بود. اکنون کشورهای فقير داريم و کشورهای غنی، شهرهای فقير و شهرهای غنی، محله‌های فقير و محله‌های غنی و حتا در يک محله خانه‌ی فقير و خانه‌ی غنی (به نسبت همان محله) پس مرگ مردم فقير بم در ادامه‌ی همان جنگی‌ است که اغنيا بر عليه فقرا راه انداخته‌اند. انسان‌ها در بم بايد بميرند چون در تقسيم‌بندی نطام جهانی چنين مرگی برای‌شان مقدر شده است.
متهم ديگر اين پرونده دولت خاتمی و اصلاح‌طلبان هستند. اين گروه حراف 6 سال است که با پشتوانه‌ی ميليونی قدرت را در قوه‌ی مجريه و مقننه در دست گرفته‌اند. اکثريت شوراهای شهر و روستا به مدت چهار سال، اکثريت قاطع نماينده‌گان مجلس و رای بسيار بالای رئيس‌جمهور در دو دوره‌ی مختلف کافی بود تا اين گروه با حمايت وسيع جريان اجتماعی پشت سرشان تغييرات بنيادی در بسياری از بخش‌های جامعه به‌وجود آورند. برای نمونه اجازه بدهيد همين موضوع زلزله را پی‌بگيرم.
ايران کشوری زلزله‌خيز است و آمدن زلزله نه استثنا که قاعده است. آيا نبايد در چنين کشوری رديف مشخصی از بودجه‌ی کل کشور سالانه به اين امر اختصاص داده شود؟
يک چادر صحرایی با امکانات اوليه برای چهار نفر و چند روز تغذيه اضطرای برای دولت (به دليل حجم بالای سفارش و کاهش هزينه در مقياس) حداکثر 300 هزار تومان هزينه برمی‌دارد. هزينه تهيه ده‌هزار بسته از اين چادرها سه ميليارد تومان می‌شود. اگر 2 ميليارد تومان را هم هزينه‌ی ده بيمارستان صحرایی در نظر بگيرم و پنج ميليارد تومان هم برای نگه‌داری و انبارداری و حمل‌ونقل اين ده‌هزار بسته؛ کل بودجه‌ی اختصاصی برای وجود چنين حجمی از کمک که می‌توانند جان هزاران انسان را در زلزله‌یی مانند زلزله‌ی بم نجات دهد فقط ده‌ميليارد تومان می‌شود. اگر ده ميليارد تومان هم برای آموزش کادرورزيده و سگ‌های زنده‌ياب در نظر بگيرم و ده ميليارد تومان هم هزينه‌ی آموزش عمومی در مجمع اين رقم بيشتر از 30 ميليارد تومان نمی‌شود شما 20 ميليارد تومان هم برای ساير هزينه‌ها منظور کنيد با هر تخمينی اين رقم از 50 ميليارد تومان بيشتر نمی‌شود و 50 ميليارد تومان يعنی کمتر از چهار هزارم هزينه‌های عمومی دولت! حالا اگر در 6 سال گذشته فقط چهار يا پنج هزارم هزينه‌‌های عمومی دولت به اين کار اختصاص يافته بود. اکنون 6 مرکز مجهز در شش نقطه‌ی مختلف کشور داشتيم که هر کدام توان اسکان 40 هزار نفر را داشتند. آيا دولت و مجلسی که چنين کاری نکرده است متهم و مجرم نيست؟
با نگاهی سطحی و بدون تحقيق مفصل اين راه‌حل‌ها به ذهن می‌رسد:
- اختصاص يک‌درصد از بودجه‌ی کل کشور به منظور مقاوم‌سازی بيمارستان‌ها، مراکز آتش‌نشانی، مخابرات، مراکز آموزشی، خواب‌گاه‌های دانش‌جویی و ساير مرکز حساس در فاز يک و در فاز دو مقاوم‌سازی تمام بناها.
- وجود دستورالعمل مشخص و درجه‌بندی شده مانند: وضعيت قرمز، نارنجی و زرد برای تمام مراکز دولتی و خصوصی برای مقابله با بلايای طبيعی به‌خصوص زلزله. يعنی به محض وقوع زلزله کافی است از رساناهای عمومی نسبت به شدت و ضعف زلزله وضعيتی مشخصی اعلام شود و تمام نهادها موظف باشند آلکوريتم مشخصی را به اجرا درآورند. مثلا در صورت وضعيت قرمز هواپيمایی می‌دانند بايد چند درصد پروازهای خود را کنسل کند و چه عمليات پروازی را به اجرا درآورد، صاحبان وسايل راه‌سازی مانند بيل‌های مکانيکی چه ميزان از تجهيزات خود را به سمت ناحيه آسيب ديده بفرستند، کارخانه‌جات توليد مواد خوراکی مانند کنسروها، بيسکويت، شير، آب معدنی،... چه ميزان از ذخيره انبار خود را به مرکز حادثه ارسال کنند... ديگر نبايد بخش‌های مختلف منتظر دريافت دستور از مقام‌های بالاتر و وزيران وزارت‌خانه‌ها باشند.
- در سراسر کشور نيروهای داوطلب مردمی آموزش ببينند و وسايل مربوطه مانند بيل و کلنک تاشو، جعبه‌ی کمک‌های اوليه در اختيارشان قرار بگيرد و برای‌شان کارت شناسایی با رنگ‌ها و درجات مختلف صادر شود و سطح مسئوليت‌شان در کار گروهی مشخص شود و دستور‌العمل مشخصی برای عمل بعد از شنيدن وضعيت زلزله داده شود. يعنی بدانند وقتی وضعيت زلزله اعلام شد به کجا مراجعه کنند چگونه هسته‌یی را تشکيل دهند و به منطقه اعزام شوند.
- در تمام سطوح تحصيلی واحد درسی به عنوان بلايای طبيعی گنجانده شود تا از کودکی ياد بگيريم در اين‌گونه موارد چه بايد بکنيم.
- هر سال يک بار وضعيت زلزله‌ی آزمايشی اعلام شود و ضعف‌ها و نواقص کمک‌رسانی سنجيده شود و نيروها هميشه آماده باشند.
می‌توان اين اقدامات را دقيق‌تر و مشخص‌تر توضيح داد اما همين اقدامات که شمرده شده کافی بود تا اکنون بيش از 25 هزار قربانی در زلزله‌یی با شش و سه دهم ريشتر نداشته باشيم. دولت خاتمی و اصلاح‌طلبان می‌توانستند تمام اين اقدامات را انجام دهند هم بودجه‌ی دولت را در اختيار داشتند هم حمايت مردمی را اگر هيچ‌کدام اين کارها را نکردند پس مجرم‌اند. اگر اين اقدامات انجام گرفته بود در بدترين حالت ميزان کشته‌ها به ده‌درصد رقم فعلی نمی‌رسيد.
مردم ايران دو کار می‌توانند بکنند می‌توانند باز فريب لبخند روباه و اشک تمساح را بخورند و در انتخابات پيش رو شرکت کنند تا باز هم اين دور باطل تکرار شود و چند سال ديگر باز ده‌ها هزار نفرشان زير آور بروند و يا می‌توانند نسبت به حکومت ايران اعلام جرم کنند و تقاضای محاکمه بين‌المللی‌شان با کيفرخواست قتل را داشته باشند. من راه دوم را پيشنهاد می‌کنم.

December 30, 2003 01:15 AM | TrackBack

ali 23:25 @ Fri, 12 May 06

kheyli khobe


رهگذر زندگی 19:31 @ Fri, 2 Jan 04

از اینورا میگذشتم این محله رو جور دیگری پر جنب جوش یافتم همه در گذر زندگی ایم و نمیدانم چقدر به پایان عمر باقیست اما نسلی تازه با تنی زخمی جسورانه خودش را از زیر سلطه مخروبه های کهنسال چپ بیرون میکشد آنها میخواهند زندگی را در تجربه چه ها نباید کرد را ادامه دهند خبر هایی که مدام از ایران میرسد بیانگر بی اعتمادی و خشم خروشان آنها به رژیم کثافت سرمایه ای که یکبار دیگر آشکارا نیرویش را نه برای نجات مردم زیر آوار بلکه خفه کردن گسترش هر چه بیشتر اتحاد مردمی که تبلور خواست و انگیزه آگاه آنها درهمکاری مشارکتی و همدلی اشان در پاسخ به نجات جان جامعه میباشد و این خطر بزرگی نه برای رژیم بلکه تمام دولتمردان جهانی که سراسیمه در تدارک خاموش کردن شعله های جنبش های کمونی جهانی هستند و متسفانه دللالان روشنفریبی تلاش میکنن سرمایه خرافاتی و مصرفی و دمکراسی تمدن جنایی تخریب اتمی مدرن و انحصارات خوشنت جنسی اش رابهمراه دول پلیسی آن رابعنوان سنتی تازه به نسل گلستانه دهند و من بسهم خودم سعی میکنم تجربه ام رادر چنین گذری با شما عاشقان آزادی شریک شوم.در شرایطی که مردمان آبادی مرز های ممنو عه را میشکنند کمونیسم موروثی- لنینی وبورژوایی دولتی هنوز در وحشت از قدرت مخوف چکای استالینیست است و دشواری در همین نگاه بدرونست و راه دیگری نیست گر چه رهگزرم باز از این کوچه رنگین میگذرم


شبح 11:39 @ Fri, 2 Jan 04

نادر عزيز(100)
چند روز پيش خبر سنگ‌پراني به سوی آخوندهایی که به بم رفته بودنند و دستگيری ده پانزده‌نفر در اين ارتباط را شنيدم اما چون مطمئن نبودم نقل نکردم پري‌شب دوتن از دوستان که از بم آمده بودند (جدا جدا هم ديگر را نمی‌شناسند) گفتند به چشم خودشان شاهد سنگ‌پراني و ناسزاگویی به آخوندها را بودنند.


شبح 11:26 @ Fri, 2 Jan 04

بچه‌لر شيرين زبون عزيز(103)
خيلي زيبا بود اين دوبيتی‌ها مرسی. با اجازه در وب‌لاگ‌ام از آن‌ها استفاده می‌کنم. راستی اگر لينکی جایی داری بگو که بی‌نصيب نمانيم.


شبح 11:25 @ Fri, 2 Jan 04

سياوش عزيز(102)
ببين دوست عزيز! نمي دانم چرا اين روزها حرف مرا بد متوجه می‌شوی! من می‌نويسم "دادگاه بين‌المللی" تو می‌خوانی "دادگاه انقلابی" من می‌گوييم "ضد کمونيست" تو سيلی بر گوش من می‌زنی که گفته‌ام"ضد انسان"! نه دوست عزيز من تو را ضد کمونيست نمی‌دانم و بسياری ضدکمونيست می‌شناسم که انسان‌تر از بسياری از کسانی هستند که خود را کمونيست می‌دانند. متاسفانه به نام کمونيست اين سال‌ها آنٔدر جنايت شده است که هر کس ضد کمونيست باشد به او حق می‌دهم اما وقتي پاي بحث و تبادل نظر مي‌شود بايد پيش‌داوری‌ها را کنار بگذاريم و به خود حرف کار داشته باشيم و شرلوک هولمزوار در جست‌وجوی ساب‌تکست‌های فرضی برنياييم که ممکن است به خطا رويم.


art 7:08 @ Fri, 2 Jan 04

باتغييرات ايجادشده همه عکسها رو مي تونين ببينين. پس: عکساي قشنگشو از دست ندين. artphotogallery.persianblog.com


fozoolak 4:56 @ Fri, 2 Jan 04

متاسفانه سایت فضول ، وبلاگ بنده حقیرHttp://fozool.blogspot.com (دفترچه یادداشت ایرانی)توسط بسیاری از سرویس دهنده ها فیلتر میشود.همچنین سایتهای رهبرخودم.شمرنامه و اخبار گویا و رساله و وبلاگ شیطان وهمیشک و...... امروز به چند آی اس پی دیگر برخورد کردم که وبلاگم را قیلتر کرده بودند.... اما این آدرس که سایت آينه ای همانجاست را هنوز وقت نکرده اند ببندند:
iraniannotepad.blogspot.com
از دوستان عزیز خواهشمندم این آدرس جدید که سایت آیینه ایimage site همان دفترچه یادداشت ایرانیست در وبلاگشان اعلام کنند تا ازسانسور وبلاگها با اتحاد و همدلیمان جلوگیری شود


3:31 @ Fri, 2 Jan 04

{در حاليکه سيستمها هر چقدر هم مستبد باشند، به نحوی بازتاب دهنده و چکيده ی باورها و اعتقادات و بينشها و آگاهيها و غيره و ذالک مردمی هستند که احاد يک سرزمين را تشکيل می دهند}

{فقط ما هستيم که هنوز فرهنگ مردم خود را نمی شناسيم و آن استعداد و هنر را نيز نداريم که بتوانيم ايده ی کشورداری را از زهدان فرهنگ مردم سرزمينمان بزايانيم.}

!!!!!!!!!!


3:29 @ Fri, 2 Jan 04

{در حاليکه سيستمها هر چقدر هم مستبد باشند، به نحوی بازتاب دهنده و چکيده ی باورها و اعتقادات و بينشها و آگاهيها و غيره و ذالک مردمی هستند که احاد يک سرزمين را تشکيل می دهند}

{فقط ما هستيم که هنوز فرهنگ مردم خود را نمی شناسيم و آن استعداد و هنر را نيز نداريم که بتوانيم ايده ی کشورداری را از زهدان فرهنگ مردم سرزمينمان بزايانيم}


nana 23:01 @ Thu, 1 Jan 04

بچه لر شيرين زبان عزيزم

قربون اون زبونت بشم
بابا زنده باشی

با زبان شيرينت تلخيهای اين سرزمين را به خوبی بيان کردی .
تا امثال تو هستند ما پيروزيم .
درود بر تو باد.


بچه لر شیرین زبان 22:29 @ Thu, 1 Jan 04

Wednesday, December 31, 2003

غم بم و دوبيتي هاي محلي

«به بالينم بيا، غم دارم امشو»
غم ويروني بم دارم امشو
غم بم دارم و همراه اين غم
هزارون هموطن، کم دارم امشو

***

«به بالينم بيا، غم دارم امشو»
غم ويروني بم دارم امشو
بهشتي را ندارم باور، اما
دلي توي جهنم دارم امشو

***

غم اومد، آي غم اومد، آي غم اومد
زمين لرزه، شديد و محکم اومد
گمونم زلزله کافي نبوده
که رهبر هم به ديدار بم اومد!

***

غم اومد، آي غم اومد، آي غم اومد
مقام رهبري سوي بم اومد
نميدونم چرا وقتي که او رفت
پتوهاي کمک، کلي کم اومد!

***

اگر از آسمون خنجر بباره
وطن جز ضربه از دولت نداره
هزارش گر پتو تحويل دادي
زتو ميگيره و صد ميشماره!

***

بدزدد شيخ نان مختصر را
برنج و کيسه قند و شکر را
بيا از شهر بم بيرون برانيم
کفن دزدان عمامه به سر را

***

در اين ايام زجر و تيره بختي
خوشا ياد از بزرگي هاي تختي
مگر امروز شيرين عبادي
بگيرد جاي تختي را، (به سختي!)

***

نه تنها بم، که ايران نيز لرزيد
نه تنها تن، دل و جان نيز لرزيد
ازين همبستگي در ملت ما
ببين، آخوند خندان نيز لرزيد!


سياوش 16:43 @ Thu, 1 Jan 04

شبح عزيز(95)، اول اين كه به شما و هم‌سر گرامي‌تان بابت سال‌روز ازدواج‌تان، به شما دوتا مرغ عشق، تبريك مي‌گم. اين كه ايده‌ئولوژي چشم‌بندي است براي انسان‌هاي كه مي‌خواهند آزاد بينديشند، در آن هيچ شكي نكن. اما چرا شما دوست عزيز، من را متهم به "تو (هميشه) (همه) را متهم مي‌كني" مي‌كنيد، كمي به اين جمله خود فكر كن، و توجه كن، به چه اندازه كلي‌گويي و يوچ و بي‌معني گفته شده. نكته ديگري اين كه يك بابايي بود كه داشت مي‌زد توي سر يسرش، يك فردي ديگري هم كه نظاره‌گر اين منظره بود، شروع كرد به زدن توي سر يسر، يدر معترض كه فلان فلان شده كي به تو اجازه داده كه توي سر يسرم بزني. حالا حكايت من و كمونيست شماست. بايد توضيح بدم كه خوش‌بختانه من با نام نيست كه در ستيزم، بلكه اين استبداد است، حال با هر نامي. آيا زماني كه خوده شما هم سيستم كنوني كوبا و يا شوروي سابق را سرمايه‌داري دولتي مي‌ناميد، ضد كمونيست بايد ناميد و يا ضد سيستم سرمايه‌داري؟ شبح عزيز، حال اجازه بده يك جمله بگم، تا كه نشان دهم كه در بحث جايي براي بازي با احساسات مخاطب، هرچند كه واقعي هم باشند، چه تاثير مخرب و غيرسازنده‌ي را دارد. متاسفانه عده‌اي از دوستان اين‌گونه به بحث و يا شايد بهتر است كه گفته شود، مجادله مي‌يردازنند. اگر عباس دوست و يارم، مي‌دانست كه منظور شما از ضد‌كمونيست ناميدن من، اشاره‌اي به ضد انسان بودن من داريد، از همون لعنت‌آباد برمي‌خواست و چنان سيلي محكمي روي صورتت مي‌خواباند تا هيچ زماني يادتت نره. راستي تعنه در كامنت(95) را طعنه بايد نوشت، حالا نيايد و بگويد كه مانند شما كه به دل‌خواه طعبير مي‌كني، منم طعنه را به دلخواه با ت تعبير و تفسير مي‌كنم(اين تنها براي شوخي بود و بس.).


Saeed 13:22 @ Thu, 1 Jan 04

These memes are the best peresent one would wish for new year; thanks to dear Ariya
در حاليکه سيستمها هر چقدر هم مستبد باشند، به نحوی بازتاب دهنده و چکيده ی باورها و اعتقادات و بينشها و آگاهيها و غيره و ذالک مردمی هستند که احاد يک سرزمين را تشکيل می دهند. اگر در طول صد سال اخير جامعه ی ايراني نتوانسته ايم سيستم ايده آلي و مقبول را برای اداره کشور و رويارويی با معضلات اجتماعی بيافرينيم، بايستی ريشه ی مسائل را در خودمان جست و .حو کنيم. روشنفکر ايرانی هنوز نياموخته است که وظيفه اش انديشيدن در باره ي معضلات وطنش می باشد؛ نه قرقره و نشخوار کردن تزها و تئوريها و ايدئولوژيهای نفهميده و نسنجيده و نگواريده ي باختر زمينيان. برای پی ريزی يک سيستم انسانی بايستی فراسوی » گرايشهای متضاد و قدرت طلب و تمام خواه « رفت و دريافت که « پرنسيپها و اصلهاي « حکومت و دولت در چه چيزی بايستی ريشه داشته باشندـ؟ تمام سيستمهای کشورداری باختر زمينيان بر شالوده ی » فرهنگ « مردم خودشان استوار شده اند. فقط ما هستيم که هنوز فرهنگ مردم خود را نمی شناسيم و آن استعداد و هنر را نيز نداريم که بتوانيم ايده ی کشورداری را از زهدان فرهنگ مردم سرزمينمان بزايانيم.
Waseyeh fahm-e feedbak-e rawAnshenasiyeh yek mellat dar anche ke bar ou va sarneweshtash mirawad man hamchenAn shoma ra be khAnadan
e in ketab tashwigh mikonam

Guns, Germs and Steel: The Fates of Human Societies
by Jared Diamond


نادر بکتاش 13:21 @ Thu, 1 Jan 04

شبح ۹۶
لطفا همين نوع خبرها را بنويس. خبرهايی از نوع اين که مردم با سنگ از فرستاده های رژيم استقبال کرده اند دست اول است. شخصا تا به حال نشنيده بودم.


شبح 12:08 @ Thu, 1 Jan 04

قتل بیش ۴۰۰ دانشجو در خواب‌گاه‌هاي بم!
نفرين براي این هيولای آدم‌کش!


روشن 11:59 @ Thu, 1 Jan 04

زلزله زدگان : به ما غذا ندهيد، قناتهاى بم را دريابيد
بم ، ايرنا : ۱۰ دى ۱۳۸۲ برابر با ۳۱ دسامبر
يک باغدار اهل بم که در کنار خانه ويرانه‌اش چادر زده است ،گفت : اگر به قناتها رسيدگي نشود ، بازماندگان زلزله بيش از اين نابود مي شوند...


روشن 11:47 @ Thu, 1 Jan 04

nana گرامی
از اینکه در این کامنتت رعایت احترام را کردی ممنونم.
اولا منظور من از اقتضای سن بچه بودنم نبود. منظورم این بود که تو مرا با یک شخص۸۰ ساله که دوران حکومت ملی آذربایجان را هم بچشم دیده اشتباه نگیری. اگر دوست داری مرا بچه صدا کن. من افتخار می‌کنم که با بچه بودنم لا‌اقل بدانم دور و برم چه می‌گذرد و خوب را از بد تمیز دهم.
گفتی به آزادی اعتقاد داری. کاش لا‌اقل آزادی را تعریف می‌کردی بعد در موردش نظر می‌دادی.
متاسفم از اینکه من رو فردی تصور کردی که از بحث فرار می‌کنه. من با کسی بحث می‌کنم که یا چیزی ازش یاد بگیرم یا چیزی بهش یاد بدم. از اول هم من در بحثمان مقابل تو قرار نگرفتم که بخواهم برای خودم دررو بگذارم.
گفته‌ای به این کامنت جواب نخواهی داد. در این مورد کاملا آزاد و مختاری. اما متاسفانه دلایلت برای قطع بحث بی‌مورد است.
من هم سعی کردم حرفهایی که در بالا زدم جنبه پرسشی نداشته باشد تا مجبور نشوی بخاطر پرسشهای من پاسخ بدهی.


شبح 10:14 @ Thu, 1 Jan 04

دوستان عزيز!
دی‌شب با دو دوستی که از بم آمده بودند صحبت می‌کردم. آن‌قدر پريشان بودند که تا پايان عمر اين صحنه‌ها را فراموش نمی‌کنند.
مسئوليت حکومت آن‌قدر زياد است که پنداری مردم را به گلوله بسته باشد.
تا ده پانزده ساعت اوليه می‌خواستند خبر را کم‌رنگ جلوه بدهند و کمک‌ها تازه از روز بعد رسيد.
مردم فرستاده‌گان حکومت را سنگ‌باران کرده اند.
کمک‌های خارجی بسيار دير رسيده است.
زنی تعريف کرده بود که چگونه خودش و شوهرش زير آوار مانده بودند و بلدوزر شوهرش را از وسط نصف کرده بود و او با فرياد زدن مانع کشته شدن خودش شده بود...
حرف‌ها سرسام‌اور است حتما اين‌جا و آن‌جا خوانده‌ايد من ديگر نمی‌خواهم با اين خبرها بيشتر از اين آشفته‌ي‌تان کنم.


شبح 9:49 @ Thu, 1 Jan 04

سياوش عزيز(۸۷)
تو هميشه همه را متهم می‌کنی که پرده‌ی ايدئولوژيک جلوی چشم حقيقت بين‌شان را گرفته است. اما متاسفانه خود تو بيشتر از هر کسی آن‌چنان ضدکمونيست هستی که هر حرفی را تعبير دل‌خواه می‌کني.
من به طور مشخص نوشته‌ام:؛حکومت ايران اعلام جرم کنند و تقاضای محاکمه بين‌المللی‌شان با کيفرخواست قتل را داشته باشند.؛
حالا ايت تعنه‌ها در باره‌ي دادگاه انقلابی و اين‌حرف‌ها چيست؟
دوست عزيز! امروز حکومت ايران را به دليل قتل ۴۰ تا ۵۰ هزار نفر از جمعيت ۹۰ هزارنفري شهر بم بايد به محاکمه کشید.
حالا هی اما و اگر بياوريد.
مردم داغ‌دار بم با سنگ و چوب پاسخ قاتلين خود را دادند.
بم غم ابدی بر جان مردمی است که در اين سال‌های نفرين شده جز و غم مرگ و ماتم هيچ نديدند.


nana 4:34 @ Thu, 1 Jan 04

در ضمن در اخبار پيک ايران امروز از قول ديلی تلگراف مقاله ای هست که به ان مطلبی که چندی پيش نوشتم راجع به حرفهای ريچارد پرل اشاره دارد
و دار و دسته نئو کانها به شدت بر عليه مذاکره با ايران هستند و خواهان جدی تغيير رژيم ايران و سوريه .


nana 4:25 @ Thu, 1 Jan 04

خوب دوستان يه خبر جديد

همين الان يه تفسير گر سياسی بسيار با پرستيژ امريکائی به نام دانيل شور که در شبکه پی بی اس گزارش ميدهد مدتی راجع به از سرگيری روابط ايران و امريکا حرف زد .
اسم اين عمليات ( دیپلماسی زلزله ) نام دارد و بدنبال بر پائی چادر امريکائی ها در بم و بالا بردن پرچم امريکا و اظهار علاقه بوش برای برقراری رابطه با جمهوری اسلامی اين دانيل شور ميگفت که اولين باره که پس از سقوط هليکوپترهای امريکائی در طبس هواپيماهای امريکائی وارد خاک ايران شده اند و به زمين نشسته اند و اين نويد شروع مذاکرات امريکا و ايران است .
گويا اين مذاکرات بسيار جديست دوستان تحليلهای خود را بنويسيد.


ali 3:24 @ Thu, 1 Jan 04

کی يو بايد اعدام کنيم؟
زنده باد قرون وسطی.. زنده باد مرده سواری...زنده باد خريت اصيل ما ايرانی ها


nana 3:20 @ Thu, 1 Jan 04

روشن

چون خودت اذعان کرده ای که کوچولو هستی همون بهتر که خير من بهت رسيد برو يه کم مطالعه کن خودت همه چيز دستت مياد .
توده ای هائی را هم که ميگی زندان بودندو شکنجه شدند زندانش را قبول دارم ولی شکنجه گمان ندارم .
بهمين جهت راجع به اين ادمها که مينويسم يه کم تجقيق کن تا بدونی شکنجه يعنی چی .
بيژن جزنی - احمد زاده ها - خسرو گلسرخی - دانشيان - اشرف ربيعی - بهروز دهقانی - اشرف دهقانی و ......هزاران هزار مجاهد و چريک و پيکاری و .... ديگر .
بهر حال منظورم اينه که جزب توده بغير از سازمان نظامی باقيشون هميشه گربه مرتضی علی بودندچون خودت گفتی که سنت کمه بهت ميگم که فکر نکنی فقط صفر خان قهرمانی قهرمان بود.
در ضمن در اينکه رهبران حزب توده امثال کيانوری جاسوس ک - گ - ب بودند شک ندارم و چون اعضا از رهبری بی چون و چرا پيروی ميکنند ميشه گفت که همگی به شغل شريف جاسوسی مشغول بودند.
در مورد اعدام هم بايد خدمتت عرض کنم مگه من خرم که با قصد اعدام برم جلو . من همانطور که بهت گفتم به عنوان يک انسان اگاه بخود که به بلوغ فکر ی رسيده ميرم مبارزه ميکنم برای پيروزی حالا اگه وسط راه گير افتادم و اعدام هم شدم خوب به تخم مصدق يا النده .
با احترامهای دو رويانه الکی پلکی هم ميانه خوشی ندارم
و چون به ازادی اعتقاد دارم هرجوری که دلم بخواد حرف ميزنم و برای همه هم اين ازادی را قائلم که هرجور دلشون ميخواد با من حرف بزنن و اگه فکر کردن من بيربط ميگم بهم توهين هم بکنن

به جواب اين جواب هم جواب نميدم حوصله ندارم وقتم را با کسی تلف کنم که تا گير کرد بگه من کوچولو موچولو هستم و مطالعاتم زياد نيست و واسه خودش در رو بگذاره .
دست صفر قهرمانی به همراهت .


روشن 2:14 @ Thu, 1 Jan 04

nana گرامی.
اولا ایده‌آل‌های تو برای خودت محترم و ارزشمند است. من اصلا ایده‌آلهای تورا قبول ندارم که بخواهم بخاطر حذف حزب یا گروهی از آن به تو اعتراض کنم.
دوما مطالعات من در مورد حذب توده زیاد نیست(به مقتضای سنم). اما خودت بهتر از من می‌دانی که بسیاری از کسانی که با این مسلک و اندیشه بزرگ شدند ، بخاطر دفاع از عقایدشان دهها سال را در زندانها تحت شکنجه‌های مختلفی سپری کردند که مطمئنم تو حتی قدرت فکر کردن به آن را هم نداری.
سوما اینکه تو حزب خاصی را اینچنین با قطعیت خائن بنامی برایم عجیب است. بانی خیری شدی تا من مطالعاتم را در این زمینه افزایش دهم...
سوما این که تو با نگاهی به وبلاگم مرا حامی این حزب خواندی و به من لقب جاسوس ک‌گ‌ب دادی برایم بسیار عجیب‌تر است. با این حرفها باعث شدی ۲-۳ دقیقه‌ای بخندم ... ممنونم .
چهارم : حتما شنیده‌ای که : "تا مرد سخن نگفته باشد - عیب و هنرش نهفته باشد". متاسفانه تو حتی در صحبتهایت هم کوچکترین احترامی به هیچکس قائل نیستی. هرکس عقاید تو راتبلیغ کرد انسان بسیار شریفی است و شایسته احترام و هرکس به مخالفت با عقایدت برخاست شایسته عناوین چون نوکر حزب‌الله و جاسوس ک‌گ‌ب است و می‌توان از دهانش بعنوان چاه توالت استفاده کرد... عقاید جالبی داری ...
پنجم : در کامنت بعدیتان ضمن تبریک سال نو اظهار امید کرده‌اید که این سال با برچیده شدن بساط ظالمین همراه باشد. گفته‌اید ایرانیان باید دوشادوش هم تعهدشان را به انجام برسانند. حرفهای بسیار زیبا و قشنگی است... اما سوالی که من از تو دارم؟ : "حاضری بخاطر عقایدت اعدام بشوی؟".
اگر خاطرت باشد در کامنت اولم تو را جزو عده‌ای قرار دادم که بیرون گود نشسته‌اند و فریاد "لنگش کن" سر می‌دهند. تو حتی جرات نوشتن ای‌میلت را در نظرسنجی شبح نداری و اینگونه می‌خواهی ریشه ظلم را بخشکانی؟
nana گرامی.
ششم : فرض کنیم تمامی عقایدت درست باشد. خودت هم اعتراف کرده‌ای که برچیدن بنای ظلم نیازمند وحدت عمومی است. پس لطف کن با توهین‌هایت به عقاید مختلف اختلاف پراکنی نکن.
هفتم : سعی کن در پاسخهایت احترام متقابل را حفظ کنی. مسلم بدان حتی اگر ۱۰۰ بار دیگر هم بمن فحش و ناسزا بگویی من (بر طبق عقایدم) هیچگاه دهان تو را به چاه توالت تشبیه نخواهم کرد.


niloofar 1:16 @ Thu, 1 Jan 04

شبح عزيز از سی هزار نفر هم گذشت....:(


atash 22:24 @ Wed, 31 Dec 03

قهرطبیعت هرازگاهی این بلا زلزله را دردنیا نازل ميکند و ارتباطی به سرمایه داری ازنوع وابسته ویا غیروابسته اش ندارد منتهی در کشورهای مستبد همیشه به خاطر حیف و میل کردن ثروت جامعه حاکمان هیچ نوع اندیشه ای برای کاهش دادن تلفات وضایعات نمی کنند وشهروندان آن جامعه را از همان ابتدا محکوم به مرگ می کنند .. کیست که نداند خانه های ساخته شده از خشت وچوب وچندل برای ساکنان آن مرگ نمی آورد وپس لرزه وعواقب آن فشار مضاعفی رابروی مردم تحت ستم ایجاد نمی کند ؟ ای کاش به جای صرف هزینه تولید سلاحهای کشتار انسان ها وتوسعه ارتش ودستگاه سرکوب هزینه ها صرف پیش گیری از وقوع این گونه حوادث برای انسان ها می شد .. بشر امروز بايد از خودش خجالت بکشد که با توجه به امکانات تکنولوژي امروزنتوانسته است اين مهم را حل کند..
اگر خود مردم حکومت کنند خودچاره کاررا پيدا خواهند کرد ديگر اين نظام سرمايه داری نيست که چرک وکثافت ازسروکولش بالا رود..
چند وقت پيش دو کودک مکزيکی برای آنکه خودرا گرم کنند وارد معدن ذغال سنگ شدند ومقداري ذغال سنگ با خودشان بيرون آوردند که پليس سينه هردو آنها را نشان گرفت اين که ديگر زلزله نبود بلکه نيروی سرکوب سرمايه بود که جان آنان را گرفت ..


سياوش 21:52 @ Wed, 31 Dec 03

شبح عزيز، حق باشماست، مي‌توان متهم كرد، منتهي(هرچند شما اشاره‌اي نداشتيد) نه در داد‌گاه‌هاي انقلابي!


Ahoo 21:25 @ Wed, 31 Dec 03

بله! دولتمداران، مجرم...
و مردمی که زير حکومت مجرمان بروند و اجازه جنايت به آنها بدهند، گناهشان کمتر نيست که بيشتر است...


اسد 21:15 @ Wed, 31 Dec 03

ممنون سياوش جان و كاملن باتو موافق هستم. ياشد تا شايد وقتي ديگر ...
بخصوص بحث نظامي نبودن اروپا جالب خواهد بود. حتما مي داني كه اروپا هم الان به سرعت مشغوال ساختن ارتش مشترك و حرفه اي واكنش سريع است تا از وجود آمريكا بي نياز شود...
فكر مي كنم كه اين ها نشانه هايي از چهره جديد جهان هم باشند...

... ولي باشد شايد وقتي ديگر ...


سياوش 20:46 @ Wed, 31 Dec 03

اسد عزيز، خصلت سلطه‌گري، خصلت انسان است كه در نظام‌هاي برده‌داري و فئودالي با جنگ‌هاي فراواني كه براي كشور‌گشايي مي‌يرداخته، هم نشان دارد، و اين تنها خصلت نظام سرمايه‌داري نبوده و نيست. وانگهي اگر نگاهي به شوروي سابق هم كه خود را داراي نظام سوسياليستي و ضد سرمايه‌داري مي‌شمرده، از همان اوايل شكل‌گيريش به سلطه‌گري در كشورهاي همسايه نظير كشورهاي بالكان و غيرو يرداخت تا زمان بعد از جنگ جهاني دوم كه نيمي از ارويا را مالك شد و تا آخر كه به افغانستان حمله‌ور شد، ديد و شناخت. عمومن مي‌توان از وجود چندگانه‌گي احزاب در ارويا كه حتي احزاب كمونيست هم كه از قدرت يارلماني زيادي هم در بعضي از كشورها نظير ايتاليا و فرانسه و دانمارك و غيرو را دارنند، ديد، و نام برد، در حالي‌كه در آمريكا هميشه قدرت سياسي تنها بين دو حزب بزرگ و عمده رد و بدل مي‌شده و مي‌شود، كه اين نشان از تفاوت عمده بين نظام سرمايه‌داري آمريكا سلطه‌گر با نظام‌هاي سرمايه‌داري ارويا كه تاثيري زيادي از سوسيال‌دمكراتي داشته‌اند، است. ديگر خصلت نظامي‌گري و اتكا به اين نيروي نظامي، كه ارويا تا به امروز سعي كرده است كه از اين امر به چند دليل به دور بماند. در مورد نيروي نظامي آمريكا و برتري آن بر نيروي نظامي ارويا را مي‌توان دلايل زيادي را برايش برشمرد كه از حوصله اين‌جا خارج است. اسد عزيز، دوست دارم و مايلم كه به اين بحث سرمايه‌داري و خصلت‌هاي آن و تفاوتش در درون يك‌ديگر، همان‌گونه كه خوده شما اشاره داشتيد، بيش‌تر از اين به آن نيردازيم. مسائل مهمي ديگري مانند نشان دادن نقش رژيم آخوندي در زلزله بم و حيف و ميل نمودن ثروت ملي و بازي‌كردن با جان مردم بيردازيم.


هخامنش 20:20 @ Wed, 31 Dec 03

هراس من از مرگ نيست

هراس من از ...

هنوز می توان به وضوح هر چه بيشتر

اين صدا را شنيد

رزمتان مستدام


کنجکاو 19:57 @ Wed, 31 Dec 03

نانا جان!

هردو واژگان درون گيومه هستند. من نگفتم من بکار گرفتم و برداشت از آن آزاد است.


nana 19:50 @ Wed, 31 Dec 03

کنجکاو عزيزم

با تمام حرفات موافقم به رساترين شکل ممکن گفتی فقط با قسمت ملت نجيب و صبور موافق نيستم .
تو سری هائی که ما در طول قرون خورده ايم ترس را در ما نهادينه کرده و برای دلخوشی خودمون اسمش را گذاشته اين صبر و نجابت .

ولی جدا از مسائل سياسی در زمينه فرهنگی ما واقعا ملت نجيب و صبوری هستيم .


اسد 19:38 @ Wed, 31 Dec 03

سياوش عزيز، (74)
- اروپا تا همين اواخر با صدام معامله داشت و يكي از پارامتر هاي عمده مخالف ات فرانسه با حمله آمريكا همين معامله هاي جاري او بودند.
آيا سرمايه داري غير سلطه گر وجود دارد؟ محرك اصلي براي تشكيل اتحاديه اروپا در حقيقت تنها ضرورت هاي رقابت اقتصادي و بيشتر از همه با آمريكا و چين بود.
اروپا داراي فدرت نظامي آمريكا نيست و دليل اصلي ديگرگوني شيوه هاي سياسي او با آمريكا در همين است.
البته كه من نقش نهاد هاي مردمي و قدرت غير دولتي در جامعه اروپا را ناديده نمي گيرم ولي تمامي اينها تنها زماني مشروعيت قانوني دارند كه مشروعيت خود سرمايه را زير علامت سئوال نبرند... و اينها در باره سياست خارچي دولت تقريبا هيج گونه عماكردي ندارند ( به جز شايد گروه هاي راديكال ضد روند جهاني شدن كه آنها نيز در ميان اپوريسيون قانوني جايي تدارند و ...
بگذريم، باز هم مي گويم كه اين بحث ها در شرايط كنوني جامعه ما كه هنوز در گير بديهي ترين حقوق انساني اش است كمي نمود فانتزي و تجملي پيدا مي كند ولي ...


کنجکاو 19:33 @ Wed, 31 Dec 03

جمله آخری خيلی خراب شد . آن را باز نويسی می کنم :

حکومت اسلام و دولت خاتمی با ندانم کاری های شان دست کم مسئول کشته شدن هزاران آدمی هستند که می توانستند زنده از زير آوار بيرون بيايند. اينان دستشان به خون مردم آغشته است.


nana 19:27 @ Wed, 31 Dec 03

پيامی برای همه دوستان

دوستان عزيزم
تا چند ساعت ديگر وارد سال ۲۰۰۴ ميلادی خواهيم شد .
من پيشاپيش اين سال جديد را به همه ايرانيان ازاده تبريک ميگم و ارزومندم که همه ما با اتحاد و دوشادوش هم در اين سال جديد بساط اين جانيان ماقبل تاريخی را از کشور خود برچيده و تعهد خود را به مردم زجر کشيده ميهنمان به انجام برسانيم .

به اميد پيروزی . نانا


کنجکاو 19:22 @ Wed, 31 Dec 03

شبح گرامی

تو تنها نيستی که متهم می کنی، جهانی حکومت را متهم می کند. ديروز نوشته روزنامه های ايتاليايی را آن پايين گذاشتم. امروز گاردين انگليسی با لحن چند برابر انتقادی متهم کرده است. آدم از ايرانی بودنش شرم سار می شود . هر روزنامه ای را دست می گيری ( کودک گريانی و زن بی نوايی ( و نه بی چاره، چاره هميشه بوده ) را می بينی و کاسه های گدايی. کاسه گدايی ملتی که در درازنای 25 سال 442 ميليارد دلار تنها در آمد نفت اش بوده با زمان شاه که بسنجی در سراسر حکومت پهلوی دوم 157 ميليارد کشور درآمد از فروش نفت داشته). آخوند گدا منش همه ملت را هم به دريوزه گی و گدا منشی کشانده.
کوس رسوايی اين حکومت و (البته اين مردم بردبار هم) در هر کوی و برزن نواخته شد و به راستی در اين تنگنا آدم بايد تنها خودفروخته باشد که آنچه را در اين روزها می گذرد و اين بی کارگی مشتی آخوند را نخواهد ببيند و آنها را متهم نکند. در هر خراب شده ديگری يا دولت خودش کنار می رفت و يا با قيام مردم . من که حالم از اين "صبر انقلابی" 25 ساله به هم می خورد.
آن از جنگشان و شکستشان و جام گه سرکشيدن امامشان، آن هم از سفارت گيری شان که ميلياردها دلار ذخيره ارزی را آمريکا بالا کشيد و رسوا ترين قرارداد را به مردم ايران چپاندند. آنچنان که بايستی هميشه يک ميليارد دلار در حساب داشته باشند که هر شرکت آمريکايی تاوان خواست از آن حساب برداشت شود و اگر آدم کش لبنانی، يک آمريکايی را بکشد از آن حساب برداشته می شود. تا به امروز چنداسرائيلی و آمريکايی که حزب الله لبنان و فلسطين بستگانشان را کشته اند خواهان تاوان شده اند. همين چند روز پيش بود که خانواده 230 و چند آمريکايی که سال 83 در لبنان کشته شدند را گردن حکومت ( در حقيقت مردم ايران) می خواهند بياندازند و حسابی دندان تيز کرده اند. آن گاه برای 4-5 ميليون دلار اروپا دست گدايی دراز می کنند و همه نيروهای گدا صفتان و دزدها را به کار می اندازند که جيبشان را بيشتر پر کنند. يادمان باشد 4 سال است که نرخ نفت در اوج خودش است ( کم وبيش 30 دلار برای هر بشکه). در درازنای 18 سال ميلياردها دلار برای ساختن بمب اتمی/اسلامی شان هزينه کردند و در يک حرکت آن چنان آچمز شدند که رهبرشان برای چندمين بار جام گه را سرکشيد و زير بار قرداد الحاقی رفت و فاتحه ی اتم بازی ها هم خوانده شد.
آن از زمين لرزه شمال 35 هزار آدم کشته شدند و حکومت سالها زمان داشت که و چاره می جست و اين هم از بم، اين واپسين بدبختی و بی نوايی مردم بازنده، بيم ناک و "نجيب". خاتمی امروز می گويد ما آمادگی نداشتيم و تر و تر و تر ... مردک تو و آن همه مفت خور که از پس يک هماهنگی ساده ميان نيروهای امدادگر برنمی آييد، از پس اداره يک کشور 70 ميليونی برمی آيی؟ دولت خاتمی و حکومت اسلام دست کم مسئول کشته شدن و ندانم کاری های هزاران آدمی هستند که می توانستند زنده از زير آوار بيرون بيايند. اينان دستشان به خون مردم آغشته است.


سارا 19:12 @ Wed, 31 Dec 03

گرچه متهم کردن هم آرامم نمی کند .اما من هم متهم می کنم


زهرخند 18:57 @ Wed, 31 Dec 03

...اين ننگ ابدی برای حاکميت آدم کش فعلی است


سياوش 17:54 @ Wed, 31 Dec 03

شبح عزيز، در دادگاه انقلابي قاضي هم متهم مي‌كند و هم حكم جاري. اگر مثال خواستيد، نه تنها از انقلاب گذشته ايران، بلكه از همان انقلاب ۱۹۱۷ برايت مثال خواهم آورد. شما شهروند يك نظام سرمايه‌داري تنها نيستيد، شما شهروند يك نظام مستبد و خودكامه هم هستيد كه يابند به هيچ نظامي و قانون و قاعده، حتا قانون خود نيست، اشتباه در هم‌اين شناخت اوليه است كه شما خود را از آن محروم ساختيد. شبح عزيز، چرا شما اصرار داريد كه نشان دهيد، من اهل دعوام و شما اهل سازش. يكي از خصوصيات هم‌اين دعوا كردن، توهين روا داشتن است. سعي كردم به نكاتي اشاره كنم، تا به شما نشان دهم كه شما در اشتباهيد و بس. من لزومي نمي‌دانم تا به دفاع از اين بربيايم كه من در ارودگاه مردمم و يا حاكمان مستبد، شما مختاريد به هر خيالي كه خود خواهيد، بيردازيد. شبح عزيز، توجه داشته باش كه حاكمين امروز و ديروز بر مردم ما تمامن از هم‌اين آب و خاك و بزرگ شده هم‌اين مرز يرگهرنند، و يك روزي به مانند من و تو و از هم‌اين جنس بوده‌اند كه حال هستيم. خوش‌حالم كه يي‌برديد كه تكنولوژي و عوايدش ثمره هم‌اين سيستم سرمايه‌داري است، و در زلزله بم حداقل نمي‌توان آن را متهم درجه يك شناخت.
اين‌گونه فجايع نظير زلزله بم و ييش‌آمدهايش، تنها مختص كشورهاي مستبد است، چه وابسته به نظام سرمايه‌داري و يا سوسياليستي و يا هر نظامي ديگري كه وابسته به آنند، جاي گريز ندارد و اتفاق خواهد افتاد. اين كه من بخواهم سيستم سرمايه‌داري از نوع آمريكايي(سلطه‌گر) را تبرئه كنم، سخت در اشتباهيد، اما گناه‌كار و ندانم‌كاري‌هاي انسان جهان سومي هم نخواهم با شعار شست.
اسد عزيز، من متوجه اين هستم كه سيستم سرمايه‌داري كه آمريكا سكان‌دار آن است، سيستم سرمايه‌داري‌ سلطه‌گر است، اما هم‌اين سيستم به وسيله يك سيستم سرمايه‌داري كه در فرانسه مستعمره‌گر قديمي است، مورد ستيز واقع مي‌شود و طرد.


اسد 16:52 @ Wed, 31 Dec 03

سياوش جان،
در اين كلامت كه:
‹‹.... ‌اين نگاه، كه سرمايه‌داري و آمريكا بودنند كه ما را به روز سياه نشاندن، نگاهي است انحرافي و ما را از نگاه به خود دور ساخته...‌‌››
آنقدر درست است كه نمي توانم كلمه اي هم به آن اضافه كنم.
آن كتاب را اگر پيدا كنم خواهم خواند.
ولي فكر مي كنم كه در باره كودتاي ۲۸ مرداد كمي ساده انكاري مي كني.
از اينگونه شعبان بي مخ هاي با سواد و كراواتي و يا لومپن در هر كشوري كمتر يا بيشتر وجود دارد. ولي در نهايت نيرو و ثروت و جاذبه يك كشور مداخله گر است كه آنها را به ميدان مي آورد.
هيچ كودتايي بدون دخالت يك نيروي خارجي شكل نمي گيرد و اكثر كودتاهايي كه آمريكا در ۶۰ -۵۰ سال اخير به راه انداخت همگي بر عايه دولت هاي ملي بودند كه هيچ هدف ديگري نداشتند به جر همان راه رشد سرمايه داري و بهره مند كردن مردمشان ار همان مواهب دمكراسي و ... بود كه نظام سرمايه داري معتقد به پرچم دار بودن آن است.
البته راه هاي بيشمار ديگري هم براي به بيراهه بردن ايتگونه جنبش ها وجود دارد: آنها را درگير جنگ هاي منطقه اي كردن، تحريم اقتصادي و ....
ولي مقصود من از بيان اين مطالب تنها يك چيز است:
- اين شيوه برخورد با كشورهاي جهان سوم تنها به دليل بد بودن حاكمان آمريكا نيست. اين ريشه در نظام سرمايه داري دارد و از آن حدا شدني نيست. پس اگر در باره مشخصات سرمايه داري صحبت مي كنيم بايد همه جوانب آن را ببينيم.


شبح 16:40 @ Wed, 31 Dec 03

نادر بکتاش عزيز!(60)
چشم در اولين فرصت اين کار را خواهم کرد. در حد بضاعت خودم


آرياک 16:38 @ Wed, 31 Dec 03

بم زير آوار مدفون شد و ما در خواب بوديم...
شايد قاتل اين همه انسان پاک خدای عدل و انصاف باشد!!!!!!!يا خدای جنگ طلب و....
شايد هم حکومت فاسد جمهوری اسلامی!! شايد هم خود ما مقصر باشيم! کسی چه می دونه!!!!!!!!!!!!!!!!


شبح 16:36 @ Wed, 31 Dec 03

سياوش عزيز(63)
کسی که متهم می‌کند قاضی نيست کسی که حکم صادر می‌کند قاضی است من به عنوان شهروندی اسير چنگال نظام‌سرمايه‌داری اين نظام و يکی از سرسپرده‌گان کوچک‌اش را متهم کردم شما هم می‌توانيد به عنوان وکيل مدافع نظام سرمايه‌داری جهانی و نظام سرمايه‌داری ناقص ايرانی وارد عمل شويد اين که ديگر دعوا ندارد!
در مورد فوايد تکنولوژی مسلما حق با توست نظام کنونی توانسته است برای بخشی از مردم کره‌ی زمين رفاه بياورد اما در همان حال برای اکثريت مردم کره‌ی زمين جز فقر و فلاکت و بدبختی هيچ به بار نياورده است اين که تو نظام جهانی سرمايه‌داری را تبرنه می‌کنی و تقصير عقب‌مانده بودن اکثريت کشورهای جهان را مردم خود اين کشورها مي‌دانی و مردم ما را بی‌عرضه می‌شماری کم لطفی توست. آن‌چه من می‌بينم اين است که اين نظام جهانی جهان را به دو اردوگاه کشورهای فقير و غنی تقسيم کرده است هر چند انسان‌ها در کشورهای غنی هم خوش‌بخت نيست و مانند موجودات ازخودبيگانه‌ی ماشينی ناانسان‌های خوش‌بخت هستند اما به هر حال اگر اين زلزله در اين کشورها اتفاق می افتاد احتمالا خون از دماغ کسی نمي‌امد.
حالا دوست عزيز ما با هم دعوا نداريم تو اگر بخش دوم حرف مرا قبول داری می‌پذيری که حکومت فعلی ايران مسبب مرگ هزاران انسان در بم شده است من تصور مي‌کنم در شرايط فعلی بهتر است به همين مجرم دم‌دست‌مان بپردازيم اگر اين‌ها را هم تبرئه می کنی و وکيل مدافع اين‌ها هم هستی که تصور نمي‌کنم چنين باشد آن‌وقت بحثمان از نوع ديگری خواهد بود.


زهرا 16:10 @ Wed, 31 Dec 03

سلام شبح جانم
اصلا فکر نمی کردم که اينهمه احساسی برخورد کنی! مطمئنم که اصلا نوشته منو دقيق نخوندی و حتی نخواستی که بفهمی منظور من چيه! صرفا يه سری حرفای شعار گونه و رويايی رو در جواب من دادی !
در کل دارم میگم:
بسيار متاسفم برای اينهمه شعار دادن های الکی ! ما به جای اينکه دنبال راه حل بهتر باشيم داريم يه سری حرفای سطحی رو ميزنيم که کار رو به هيچ جا پيش نميبره! توصيه ميکنم يه بار ديگه و با دقت اون مطلب رو بخونين و بعدش قضاوت کنين!

متاسفم که اينهمه عصبانيم چون من رو مساوی با کسانی قرار دادين که ...
بگذريم ! ...


سياوش 16:05 @ Wed, 31 Dec 03

اسد عزيز، كودتاي ۲۸ مرداد تنها مي‌توانست و توانست صورت بيذيريد، كه نيروي اصلي كودتا ايرانياني بودنند كه تنها به منافع شخصي خود توجه داشتند و نقش سگ و نوكري نيروهاي بيگانه را به جان خريدنند و نه منافع ملي. اين كه طراح آمريكا و انگليسي‌ها بودنند، شكي نيست، اما آنان بدون هيچ‌گونه شكي هيچ كودتايي را نمي‌توانستند يياده كنند. ‌اين نگاه، كه سرمايه‌داري و آمريكا بودنند كه ما را به روز سياه نشاندن، نگاهي است انحرافي و ما را از نگاه به خود دور ساخته. ييش‌نهاد مي‌دهم كه كتابي كه تازه‌گي چاب شده و در مورد كودتاي ۲۸ مرداد است، مطالعه كنيد، تا يي ببريد، طراح كودتا تنها چند نفر بيگانه بودنند و تمامي ديگر نيرو هم‌وطنان بدون وطن بودنند و بس. نام كتاب ALL THE SHAH`S MEN است.


Aria 15:53 @ Wed, 31 Dec 03

.... شبحی ناز!.

.... پيش از آنکه در فکر قصاص و انتقام گرفتن باشيم؛ نيک است که در اين باره بينديشيم ما کيستيم و چيستيم و زيستبوممان کجاست؟. ايرانزمين برای نخستين بار نيست که از رويدادهای زيستبومش به چنين فلاکتهايی می افتد. تاريخ کهنسال ما، مملوّ از مصيبتهائيست که شمار آنها سرسام آور است. آنچه که گذشتگان ما و حاکمان ما و اکنونيان ( از روشنفکرش بگير تا ملّاي مسجد محل و بقّال سر کوچه ) نفهميدند و آن را به جدّ نيز نگرفتند، همانا انديشيدن در باره ي زندگی مشترک اجتماعی و سوانح طبيعی زيستبوممان بوده است. اگر بخواهيم مسائل کشورداری و زيستبومی - منطقه ای خودمان را از دوران مشروطه تا همين امروز با بينشی ژرف و مستدل ارزيابی کنيم، خواهيم ديد که کشمکشهای اجتماعی و سياسی و فرهنگی و زيستبومی ما در ارتباطی تنگاتنگ با هم بوده اند. ما هنوز که هنوز است هر فلاکتی را محصول سيستم حاکم بر کشور می دانيم و مقتدرين حاکم. در حاليکه سيستمها هر چقدر هم مستبد باشند، به نحوی بازتاب دهنده و چکيده ی باورها و اعتقادات و بينشها و آگاهيها و غيره و ذالک مردمی هستند که احاد يک سرزمين را تشکيل می دهند. اگر در طول صد سال اخير جامعه ی ايراني نتوانسته ايم سيستم ايده آلي و مقبول را برای اداره کشور و رويارويی با معضلات اجتماعی بيافرينيم، بايستی ريشه ی مسائل را در خودمان جست و .حو کنيم. روشنفکر ايرانی هنوز نياموخته است که وظيفه اش انديشيدن در باره ي معضلات وطنش می باشد؛ نه قرقره و نشخوار کردن تزها و تئوريها و ايدئولوژيهای نفهميده و نسنجيده و نگواريده ي باختر زمينيان. برای پی ريزی يک سيستم انسانی بايستی فراسوی » گرايشهای متضاد و قدرت طلب و تمام خواه « رفت و دريافت که « پرنسيپها و اصلهاي « حکومت و دولت در چه چيزی بايستی ريشه داشته باشندـ؟. تمام سيستمهای کشورداری باختر زمينيان بر شالوده ی » فرهنگ « مردم خودشان استوار شده اند. فقط ما هستيم که هنوز فرهنگ مردم خود را نمی شناسيم و آن استعداد و هنر را نيز نداريم که بتوانيم ايده ی کشورداری را از زهدان فرهنگ مردم سرزمينمان بزايانيم. ما با شعارهای « مرده باد / زنده باد / مرگ بر ... « می خواهيم ادعای دمکراسی نيز داشته باشيم. در حاليکه نمی انديشيم ايده ی دمکراسي گونه ای منش رفتاری افراد اجتماع است که در مناسبات با يکديکر آن را آشکار می کنند. من حوصله توضيحات مفصّل را ندارم. فقط تاکيد می کنم که دوام و به قدرت رسيدن ولايت فقيه سوای از پيچيدگی معضل فرهنگی جامعه ی ما که به جهان اساطيری و شيوه ی ايده آلی ما از فرمانروايي مربوط می باشد به خطاهای وحشتناک طيف روشنفکران و فعّالان مثلا سياست بازمی گردد که هنوز به حبل المتين ايدئولوژی آويزانند و نسخه های صد تا يه غاز برای مردم خود می پيچند و با حرارت تمام شعارهای خونريزانه سر می دهند. آنها هنوز نمی فهمند که مغزه ی فرهنگ ايرانی همانا » قداست جان و زندگی « می باشد و در تضاد شديد با هر نوع خونريزيست. اينکه حکومتها به دليل مطلق خواهی قدرت همواره بر ضدّ فرهنگ مردم ايران بوده اند مسئله ائيست آشکار و به توضيح نيازی ندارد. ما بايستی يک بار برای هميشه بر خونريزی و کشتار و شکنجه و اعدام و تبعيد و آزار و تفتيش عقايد و امثالهم خط بکشيم و هنر باهمانديشی و باهمآزمايی و همدردی را به کار ببنديدم. فراموش نکنيم که حتّا زندگی و جان » ضحّاک « نيز پس از ساقط شدن از قدرت و گريزش به دامنه البرز = « نشيمنگاه خدا « از هر گزندی محفوظ می ماند. بياييد همه با هم هنر نگهبانی از زندگی و جان را توام با دمکرات منشی خويش در رفتار و گفتار و ايده آلهای خود نشان دهيم و اثبات کنيم بعد ادّعای حقّانيّت داشتن به کشورداری را سر دهيم. تازه ملّت ايران هستند که محقّند انتخاب کنند؛ نه آنهايی که خود را مادرزاد مالک حقيقت و نيکبختی ملّت می دانند. ما اگر هزار هزار زلزله نيز پشت سر هم بيايد و ايرانزمين را با خاک يکسان کند هرگز به آن مرحله نخواهيم رسيد که دور يک ميز بنشينيم و با يکديگر فقط گفتگو و عرقخوری و شرّ و ور گويي کنيم؛ چه رسد به چک و چانه زدن بر سر مسائل کشوری. روند ساقط کردن ملّايان از قدرت ( Entmachtung ) هرگز به معنای سلّاخ خانه به راه انداختن نيست. ما نياز به انديشيدن داريم و با شعار گويی و حذف فيزيکی دگرانديشان بايد برای هميشه وداع کنيم. ////


nana 15:51 @ Wed, 31 Dec 03

نادر بکتاش عزيز

فراموش کردی علت خودکشی پل انزاس را بنويسی
با اجازه ات من مينويسم .
وقتی ويتنام به کامبوج حمله کرد پل انزاس از فرط نا اميدی خود را کشت .


nana 15:46 @ Wed, 31 Dec 03

روشن

پس از نوشتن جواب به تو از روی کنجکاوی به وبلاگت رفتم و کمی از نوشته هايت را خواندم .
متاسفم که بگم اعتراض تو به من ريشه در حذف حزب خائن توده از طرف من در طرحی است که ايده ال من است .
بنابر اين حالا ميتونم بفهمم که چرا يه هو رگ ولايت فقيهی تو زد بيرون .
به تو و باقی امثال تو هيچ مربوط نيست که برای من کامنت گذار راه و روش تعيين کنيد که چه بنويسم و کجا بنويسم .
اگه من امدم در انحرافگاه تو به اسم وبلاگ چيزی نوشتم اونوقت حق داری که دهنت را باز کنی و لجن پراکنی کنی .
اين ژستهای مدعی العمومی از زمانی که شماها رفتيد زير بال و پر حزب اله را گرفتيد
يه روش شناخته شده است .
فکر کنم با پيام دومت بيشتر ثابت کردی که من محق هستم و امثال شما هم بايد همراه حزب اله به مستراح تاريخ به پيونديد
مردم شريف کشور من از شماها کم صدمه نديده اند .
شماها در واقع جاسوسان ک-گ-ب در ايران بوديد و کودن هائی مثل تو هنوز هم که کل شوروی فرو پاشيده همچنان به ماموريت خطير خودشون ادامه ميدند .
لطف کن چاه دهانت را ببند و امريه ولی فقيهی صادر نکن .


اسد 15:43 @ Wed, 31 Dec 03

سياوش جان،
يكي از مواردي كه سرمايه داري را به متهم درحه يك تبديل مي كند، مثلن كودتاي ۲۸ مرداد است.
بدون آن كودتا آيا مي تواني مجسم كني ايران امروز ما چگونه بود؟
مي دانم كه خودت به انتقاداتي كه به سيستم سرمايه داري مي شود آگاهي و من نمي خواهم آنها را تكرار كنم. رقابت كه برگ برنده سرمايه داري است جامعه را به اجتماع گرگ ها تبديل مي كند كه هر كس سعي مي كند بار خويش را بر شانه ضعيف تر از خودش بگذارد و در نهايت ....
پيشرفت هدف اصلي فعاليت هاي انساني نمي تواند باشد. هيچ منطقي نمي تواند اين را بگويد مگر منطق سود و سرمايه.
معيار نهایی تنها بهروزي و خوشبختي انسان است ....
و البته اين بحث هاي انتقاد از سيستم سرمايه داري در شرايط كنوني جامعه ما كه هنوز در گير بديهي ترين حقوق انساني اش است كمي نمود فانتزي و تجملي پيدا مي كند.


سياوش 15:13 @ Wed, 31 Dec 03

شبح عزيز، اول اين كه بهتر است كه گفته شود شما شكايت مي‌كنيد و نه متهم. انگار كه، آن انقلابي كه شما خواستار آنيد، بريا و تمام شده و داد‌گاهي از نوع بي‌دادگاه انقلابي تشكيل شده و شما افتخار اولين قاضي القضات آن شديد. باري، تا حال شده كه شما سوار اين جمبوجت‌ها بشيد و از نزديك عظمت آن را ببينيد و از خود سوال كنيد كه 100 سال ييش كه انساني كه در عصر دوره سرمايه‌داري، آيا خواب اين را هم مي‌ديد كه بعد از اولين يرواز خود كه 12 ثانيه بيش‌تر طول نكشيد، يك هم‌چين غولي را كه نتيجه هزاران ساعت يژوهش و تلاش مهندساني مي‌باشد كه وقت و سرمايه صرف آن شده تا به اين‌جا رسيده، و يا اين كه تا حالا سوار قطاري شديد كه با سرعت 250 كيلومتر در ساعت مسافت 500 كيلومتر را در 2 ساعت بدون هيچ‌گونه تكاني شما را به مقصد برسانه و و ...نمونه‌هاي ديگري كه تمامي ثمره اين سيستم سرمايه‌داري و رقابتي كه در آن حكم‌فرماست، بنا شده و شكل‌گرفته. اصلن تا حالا شده كه مريض شويد و شما را با اين تمامي وسايل مجهزي كه در اختيار بشر قرن بيست‌ويكمي قرار گرفته، نجات ييدا كنيد. 60 و يا 70 سال ييش براي بشر تنها يك رويا بود كه بتوان واكسن سرخك و سرخچه را در ابعاد مليوني يايه‌ريزي و مورد اجرا در آورد. اصلن هم‌اين كيبورد كه در زير انگشتان من و تو بدون هيچ‌گونه صدايي به تايب‌كردن كلماتي است كه شما عزيز نوعي با من نوعي بتوانيم تبادل افكار و ايده كنيم از بركت چه چيزي شكل و تكامل ييدا كرده، بله تمامي اين شواهد و تكنولوژي و صنعت و تمدن، تنها در هم‌اين عصر سرمايه‌داري شكل و توسعه يافته است. اگر در كشورهاي صنعتي(ژابن) و نيمه صنعتي(مالزي و تايلند) آسمان‌خراش‌هاي ساخته مي‌شود كه در زير يايه‌هاي آن فنرهاي به كار رفته تا از تكان‌هاي شديد زمين‌لرزه‌هاي به قدرت 7 ريشتري و بالاي آن تاب تحمل ريزش را داشته باشند و يا اين كه اين‌قدر علم مهندسي معماري ييش‌رفته است كه در ژابن يك فرودگاه كامل در كنار شهر اوساكا(Osaka) را در يك جزيره ساخته‌گي(مصنوعي) بنا كنند و بالابرنده‌هاي را به كار ببرنند تا اگركه فرودگاه ساليانه چند و يا چندين ميلي‌متر نشست كرد، آن را(تمامي فرودگاه) را بالا برند، و از اين طريق سطح فرودگاه را در سطح دل‌خواه نگاه‌داشت. خوب اگر تمامي اين تكنولوژي نو و ايمن به كار برده نمي‌شد، نمي‌توانستند كه جان هزاران و شايد مليون‌ها انسان را از خطر مرگ رهايي بخشند. حال اگر كاربرد اين تكنولوژي و علم ييش‌رفته را تنها مختص كشورهاي ثروت‌مند هم بدانيم، به هيچ‌وجه‌ي نمي‌توان آن‌را(سيستم سرمايه‌داري) محكوم كرد، به اين دليل كه اگر در آن‌جا هم به كار برده نشود، در همان دنياي سرمايه‌داري هم، تنها جان انسان‌هاست كه هلاك مي‌شود و نه ماشين و سرمايه، وانگهي در وحله اول، اين دولت‌ها و رژيم‌هاي نالايق و ضدمردمي ما هستند كه سرمايه‌هاي ما را بدون هيچ وحشتي در راه ييدا كردن سلاح‌هاي اتمي و كشتار جمعي حيف و ميل مي‌كنند و ييداست كه در كشوري هم‌چون آمريكا خراني هم‌چون اينان را مي‌طلبند تا سواري كنند، وگرنه همان ثروت و تلاش را براي نمونه كره‌جنوبي در راه رفاه و ترقي و آرامش شهروندانش خرج مي‌كند و نه تنها سواري نمي‌دهند، بلكه خود هم از رژيم‌هاي مستبدي مانند عراق، ليبي، ايران و غيرو گه‌گاهي سواري مي‌گيرنند. ساليان سال است كه در جامعه‌ي ما نيازي به دمكراسي و عدالت، حتا از نوع سيستم سرمايه‌داري غرب با گوشت و يوست و خود احساس مي‌كنيم. با چه منطقي مي‌توان باني كشته‌شدن هزاران نفر را در يك كشور جهان‌سومي، سيستم سرمايه‌داري، آن‌هم در رديف متهم شماره يك، به حساب آورد. آيا كشته‌شدن صدها نفر زن و كودك و يير و جوان در زمين‌لرزه‌هاي كشور خودمان تنها و تنها دو علل و عامل كه يكي خوده من و شما، و ديگري دولت و سيستمي است كه مي‌بايد منتخب ما باشد، نيست. اين درست است كه نبود عدالت اقتصادي در سيستم سرمايه‌داري احساس مي‌شود، اما عدالت قضايي، آزادي‌هاي فردي، ديگر آزادي‌هاي اجتماعي مانند رسانه‌هاي همه‌گاني، سندي‌كاها، تجمعات‌صنفي، گرايش‌هاي مذهبي و فرقه‌اي، گرايش‌هاي جنسي، نوع يوشش و و.. محترم شمردن كوشش و تلاش در راه برابري حقوق شهروندي زن و مرد، حقوق كودك و حتا حيوانات و غيرو را مي‌توان در اين سيستم يي‌گير بود و كسب نمود.


روشن 14:57 @ Wed, 31 Dec 03

nana گرامی.
نظرت برای خودت مهم است. اینجا نظرخواهی عمومی شبح است که فعلا موضوع بحثش حادثه بم و راهکارهای پیش رو است. متاسفانه شما اینجا را با جایی برای بیان ایده‌آلهایتان اشتباه گرفته‌اید. اگر می‌خواهید نظرات شخصیتان را ابراز کنید از شبح بخواهید متنی در این مورد بنویسد بعد شما آنجا ائتلافتان را تبلیغ کنید. در ضمن من حرفی نمیِزنم که بعدا مجبور به عذرخواهی باشم. (در مورد خرس مهربان قضیه فرق می‌کرد. من در کامنت ۲۰۱ متن قبلی -که حدس می‌زنم آنرا ندیده‌اید- توضیحی به مهربان دادم که نیاز بود در پایانش با پوزش از ایشان بپایان برسد).


شكارچي 13:48 @ Wed, 31 Dec 03

سلام شبح عزيز
مدتي است كه فقط مطالبت را ميخوانم. چيزي ندارم كه بگويم. يعني با اين حجم فاجعه چيزي ندارم كه بگويم. موفق باشي و پاينده.


نادر بکتاش 13:37 @ Wed, 31 Dec 03

در اوائل دهه هشتاد در دانشگاه ونسن در حومه پاريس جامعه شناسی می خواندم. شماری از چپ ترين و با شعور ترين مارکسيستها با اعتبار بين المللی در آنجا درس می دادن (يکی از آنها پولنتزاس بود که آخرش هم خودکشی کرد. ديگری درس کاپيتال می داد که در هر کلاسش که گنجايش ۵۰ نفر داشت ۲۰۰ نفر روی زمين و در و ديوار می نشستند). اين دانشگاه بعد از مه ۶۸ و بر اساس درک جديدی از جامعه و فرهنگ و روابط اجتماعی و در نتيجه تحصيل و آموزش تاسيس شده بود.
استادی داشتيم که يک بار ماجرايی را نقل کرد. گفت يک آدم بسيار وارد و معتبر را سازمان ملل فرستاد در دهه ۷۰ به آمريکای لاتين که بررسی کند برای حل مشکلات مختلف اجتماعی و اقتصادی و غيره در اين قاره و راه حل ارائه بدهد. بعد از مدتی اين آقا برگشت. در روز فلان که قرار بود بحثش را ارائه کند همه گوش تا گوش نشسته بودند و منتظر يک گزارش کامل و وسيع و همه جانبه بودند. ايشان آمد و کلاسورش را باز کرد، گفت بحث من طولانی نيست، برای حل مساله فقر و فساد و سرکوب و تمام ديگر بدبختی های اين قاره فقط يک راه وجود دارد : رژيم های اين کشورها عوض شوند.
حالا بحث زلزله به آلترناتيو رژيم کشيده شده است. اميدوارم خود شبح، بعد و يا به تدريج در کنار دوندگی های شايسته احترامش برای زلزله زده ها، يک بحث منظم و با ديسيپلين را در اين رابطه سازمان بدهد.
شخصا خيلی علاقمندم که پروسه و مشخصات عملی و سياسی آن چيزی را که بارها به آن اشاره کرده (پارلمان در تبعيد يا جبهه فراگير و غيره) باز کند و با ذکر مشخص نام احزاب و گرايشات موجود از ضروری بودن و مطلوبيتش برای رسيدن به شرايط و حکومتی بهتر تضويری بدهد.


shiva 13:15 @ Wed, 31 Dec 03

فاجعه در بم :
عکس ماهواره ای :
http://www.spaceimaging.com/gallery/spacepics/bam_quake_SI_12_27_03.jpg


asal bano 12:43 @ Wed, 31 Dec 03

سلام:شايد حق با شما باشه ولی فعلا مردم خودشون می خوان اوضاع اينجوری باشه ...چون همه با هم اقدام نمی کنند و اعتراض ندارند.......... به من هم سر بزن خوشحال ميشم


شبح 11:42 @ Wed, 31 Dec 03

ياسر عزيز!
موضوع خيلي ساده است. حکومتی بر ما حاکم است که سطح‌اش هم با ذهنيت مردمان جور نيست هم با عينيت شرايط اجتماعی‌مان. مردم ما امروز بسيار داناتر از 25 سال پيش هستند. متمدن‌تر و آگاه‌تر شده‌اند. از نظر اقتصادی، اقتصاد ايران هم اکنون وابسته به "کار" است و هر اقتصادی که وابسته به "کار" باشد نمی تواند نوعی از دموکراسی که در کشورهای غربی وجود دارد را نداشته باشد.
اين حاکميت پيراهن تنگی‌ است بر تن جامعه‌ی فربه‌ی ايران امروز. اگر عزم‌مان را جزم کنيم و به خود باور داشته باشيم می‌توانيم پيراهنی در حد و اندازه‌های خودمان به تن کنيم. اين زلزله مانند هزار و يک اتفاق کوچک و بزرگی که در کشور در اين سال‌ها افتاده است فقط و فقط نشان دهنده‌ی بی‌کفايت بودن حکومت کنونی با راست و چپ و کارگزار و اپوزيسيون حمايت‌گرش دارد. به اعتقاد من تنها راه نجات ما اين است که جبهه‌ی فراگيری تشکيل دهيم و حکومتی متناسب با شرايط عينی و ذهنی جامعه‌مان به‌وجود آوريم.
در مورد اين زلزله مردم بيشتر از ما می دانند جکومت مقصر اصلی اين فاجعه است اين را با گوشت و پوست و استخوان خود حس مي‌کند و حرافی ما چيزی از آن کم نمی‌کند.


سیاهکل 11:07 @ Wed, 31 Dec 03

قاتل ‌هزاران نفر انسان بی‌گناه در بم، جمهوری‌ اسلامی است!


حميد 11:01 @ Wed, 31 Dec 03

سلام... شبح جان به درستي متهم مي كني ... اما محكمه اي در كار نيست و در كارنخواهد بود ... بوي عفونت فساد اين دستگاه مشام را مي آزارد ...


Yaser 10:49 @ Wed, 31 Dec 03

nana جان
از اين تف زدن به حکومت ما را چه حاصل مشکلی حل ميشه يا حکومت کيف می کنه که لج من و تو رو داره در مياره؟ و احساس مکنه که آدمی هست که من تو داره براش تف هامون رو حرام می کنیم.
از ضزب المثلی که برام نوشتی خيلی ممنون. فرصت سوزی وحشتناکه
خوش باشی


Yaser 10:39 @ Wed, 31 Dec 03

گل کو
«اين حکومت نمی خواهد و نخواهد گذاشت که ذره ای پیشرفت در ايران حاصل بشه.»
درسته حکومت نمی گذارد اما مگر من تو چی هستیم؟‌ مگر ما رقیب حکومت نمی خواهیم باشیم؟‌ توی دنيای رقابت بايد آنقدر سعی و تلاش کنیم تا از حريف بزنی بالا. البته ميدان رقابت می تواند حالتهای مختلف باشه.
ما بايد اين رو در نظر بگيريم که در اين ميدان رقابت می خواهيم پيروز شويم به اين شرط که مثل انقلاب که زحمات پدران و مادران ما را دزديدن حالا افراد جديدی نيان بدزدن. من با هر انقلابی مخالف نيست اما اگر هم نباشه خوشحال ترم چون ملت ما برای انقلاب خيلی هزينه کرده. ولی اگر کسی بگه به این دلایل انقلاب صحیح هست و قابل قبول باشه من موافق اما اینکه بگی این شکلی نمی شه کار کرد پس باید انقلاب کرد بنظرم کمی صحیح نیست. احساسی و به دور از عقلانیت هست. اشتباه انقلاب که اگر شاه بره و یک حکومت مذهبی بیاد مشکلات حله و همه چیز ارزان و مجانی میشه! آخه ما چه ملت ساده هستیم همش کف آرزوهامون به نحوی تنبلی است. ارازانی و مجانی. البته تجربه این حکومت برای مردم ایرانی که به نحوی مذهب و خرافه های مذهبی سنتی توشون ریشه دوانده بود واجب بود اما آیا صحیح بود. پس لطفا بیاییم اگر می گیم می خواهیم انقلاب کنیم هدفومون فقط زدن کنار حکومت نباشه و بگیم ما این برنامه و این چشم اندار و این توانایی رو برای آینده هم داریم.
زمان خیلی مهمه قبول. اگر آهسته اما با تامل حرکت کنیم خیلی بهتر از اینه که ما تند بریم بد پشیمان بشیم تازه کلی هم هزینه از قبیل از دست دادن نخبه هامون رو و هزینه های مادی رو دستمون بمونه.
هزینه که این انقلاب رو دستمون گذاشت رو برسی کن. چه قدر از بهترین جوانهای این مملکت اعدام شدن چه قبل و چه بعد از انقلاب. چه هزینه های مادی رو دستمون گذاشت. برای یک تجربه اون بخدا کافی هست اگر قراره از انقلاب کور درس بگیریم دیگه بیش از این چی؟ تو فکر می کنی اگر انقلاب بشه چقدر آدم مثل اون موقع حاضرن به خاطر اهدافشون تا پای چوبه دار برن.
این بچه های دانشجویی که این سری آخری رفتن زندان و قالبا از دوستان خودمون هستن رو نگاه کن. چندتا آنها واقعا تونستن تحمل بیارن. بیشترین آنها ۳ ماه فرصت آورد تازه آخر سر هم مصاحبه کردن تا بیرون بیان. من اونا رو مواخذه نمی کنم این واقعیت رو قبول می کنم که توانایی ما هم در این حد اگر من هم زندان برم ار اون دوستانم تافته جدا بافته تری نیستم که مثلا ۱۰ سال زندان رو تحمل کنم تا چه برسه به اسم اعدام. نگاه کن از سال ۷۶ تا حالا چقدر آدم رفتن زندان. چند درصد آنها توان زندان رو داشتن. نهضتی آزادی ها و ملی - مذهبی ها رو جدا کن به غیر از اینها چند نفر تحمل زندان رو داشتن. افرادی داریم که یه دفعه نامه معذرت خواهی از اونجا میفرستن یدفعه بدبیراه به حکومت. جامعه ما الان افرادی مثل ناصر زرافشان و تقی رحمانی و رضا علیجانی ها و هدی صابر ها کم داره که مواضعشون چه فبل از زندان و چه بعد از زندان یکی باشه. یعنی چی؟ یعنی نخبه های سیاسی ما هنوز درصد کمی شون ثبات دارن. پس اگر این رو قبول کنیم که نخبه های سیاسی ما چنین وضعیتی دارن وایی به حال ما ملت. از ما چه می توان انتظار داشت.
بنظرم آخوندای حاکم بر ما موجوداتی بس بيسواد می باشن که درعين بيسوادی فوق العاده عام فريب همين عامل باعث شده اونا بشن اينی که الان هستن.
اگر مردم ما فريب عوام فريب آنها را می خورن يا خوردن اند و ايم. بايد فقط خودمون و مردم رو آگاه کنیم. بهترين سلاح با عوام فريبی. درسته حکومت سعی می کنه اخلال ايجاد کنه اما ما سعی می کنيم. مطمئن باش اگر حکومت اينقدر قدر باشه که جلوی يک چنين کارهای کوچک ما رو بگيره مطمئن باش جلوی کارهای بزرگتر رو براحتی مي گيره همونطور که اين ۶ سال اخير هر شلوغی خيابانی در نهايت به نفع حکومت تمام شد. ايجاد يک جو خفقان و رخوت در جامعه و دانشگاهها.
باز طولانی شد اما اميدوارم که کافی باشه و منظورم و توانسته باشم برسانم.
موفق باشی


nana 9:23 @ Wed, 31 Dec 03

روشن عزيز

ای کاش نوشته مرا بادقت بيشتری ميخواندی .
يکی ديگر از بدبختی ما ايرانی ها اينه که فکر ميکنيم حتما يکی بايد يه مقام بين المللی باشه که يه طرح يا نظری را بده .
من يه شهر وند متوسط هستم ( بقول شاملو) و وطنم برام مهمه فکر کنم اجازه دارم ارزوی خود را بيان کنم .
اگر با دقت نظر مرا خوانده بودی ميديدی که شروعش اينست ( ايده ال من برای اينده )
در ضمن نگفتم سعيد را رئيس انجمن ميکنم گفتم برای رئيس شدن او تلاش ميکنم

درخاتمه فکر ميکنم برای تولد انسان به خود اگاه ما همه بايد نقش فعال در ساختن ميهنمون داشته باشيم و از دادن نظرات خود نترسيم .
البته با اين همه توسری که طی قرنها خورديم سخته ولی بايد از يه جائی شروع کنيم .

فکر کنم بعد از دوباره خواندن مطلب من يه عذر خواهی بهم مديونی.


ارنستو چه گوارا 9:07 @ Wed, 31 Dec 03

نا نا جان

فکر کنم سعید تو قهره. با ریاست انجمن فلسفه فکر نکنم راضی بشه .


سعید جان هرجا هستی سلامت باشی .


روشن 9:06 @ Wed, 31 Dec 03

nana گرامی... (۴۶ و ۴۷)
از اینکه از الان داری ائتلاف درست می‌کنی خنده‌ام گرفت . نمی‌دانم صاحب کدام منسب بین‌المللی هستی که اینچنین با قدرت حذف می‌زنی. بنظرم جزو آن عده‌ای هستی که خارج از گود نشسته‌اند و فریاد "لنگش کن" آنها گوش فلک را کر کرده... راستی حالا که اینقدر قدرت داری که سعید را رئیس انجمن حکمت و فلسفه حکومت آینده می‌کنی ، لطف کن از من برای رسیدن به ریاست جمهوری حمایت کن ...


nana 8:05 @ Wed, 31 Dec 03

وای سعيد جون ديگه داشتم نگرانت ميشدم
چه خوب کردی اين متن را نوشتی .

باور کن شوخی نميکنم واقعا داشتم نگرانت ميشدم . شاد باشی نانا


saeed 7:45 @ Wed, 31 Dec 03

Man gar che ba tamAm-e mofad-e matn-e Shabh-jan mowafegh nistam ammA metod-e wArasiyash dar in matn ta haddi monaseb va mofid-e be maghsoud ast. Be towr-e kolli ma bAyad be tadrij yad begirim ke method-e ELMI va TAKAAMOLI ra dar andishidan be kar begirim; che dar hin-e tahilil/analiz-e mantegh-e sharAyet va che dar maghAm-e ideh pardAzi bar rouy-e an moshkel-e matrouhe va che dar vaght-e towsiyeh/pishnahAdAt. Rabt-e awAmel-e Elli be/ba ham chon halaghAt-e peywasteyeh zanjir va naghshi ra ke har yek dar farAgerd-e yek padideh/hadeseh dArand mostalzem-e parhiz-e mast az didgah/rawesh-e Ostoureh'ie/Heywani; ke omdatan ebArat ast az: jostan-e elal-e mokhtar-e hoshiyar-e fa'Al-e ERADI dar posht-e/warAy-e har amri; Animated World View; che Ghodsi va che Ahrimani. In daghighan hamAn fargh-e asAsiyeh ensan va jahAn-e Modernash ast ba jahAnbiniy-e esghati va gozashtey-e kohanash. Hanouz tasavvor-e aksar-e mardoman az dowlat/hokoumat mAnand-e farz-e masbough-e ma va ajdAdemAn ast be yek khalegh/Modir-e TawAnA va Alem va Hazer dar halikeh chenin shiri Khoda ham nayAfarid! Be rasti Falsafeye Dowlat dar asr-e Information va Robotics va BioTech chsit?! Anche dar gharb be onwan-e dowlat mibinim be marAteb ba ashkAl-e badawi va aghab mandeyeh khish dar jahAn-e sevvom/chahArom fargh-hAye bonyadin dArand. Masalan az Think-Tank ha va az companihayeh khosousi va NGO-ha va ahzAb va matbou'At, rokn-e chahArom-e Demokrasi, rawAbe-e system-e amouzeshi va akademik ba tasmimh-a va kollan nahveyeh ta'Amol/barkhord/goftman/dad-o setad shahrwandAn ba dowaleshAn az shekl-o rikht-e digari barkhordAr ast. Natijeh: dar Amrika zelzeleh misheh va shoma dar majmou moshahedeh mikonid ke pasokh va wakonesh nesbat be an da moghayeseh ba Iran che dar zamAn-e Shah/IRI ma'ghoul-tar ast. AmmA chalesh-e omdeyeh hokoumat-hA ham dar Iran in boudeh va hast ke Amal-e Siyasi=Bar Andaazi ! Engari ma mellat hargez darsi ra gharAr nist az tajArobemAn biyamouzim va osoulan chizi ba arzesh sonnat nemishavad. Akheh azmayesh ke az toush dars, AGHL, dar nayAd che soud...?! 25 sal tajrobeyeh Jomhouriyyat darim; vali hamchenan mohemtarin moshkel-e siyasiyeh ma (sarf-e nazar az sahat va soghmash ) BARANAAZI ast. Khob jalebeh ke in hokoumat-ha niz in ra nik midAnand va leza zarf-e 100 sal-e gozashteh mardom-e ma dochar-e yek charkheyeh sheytani az adam-e rawAbet-e ORGANIK/SEMBIYOTIK ba dowaleshan hastand va por badihi ast ke vaghti sawAneh-e tabi'ie pa be in sahneyeh kharAb-o ashofteh migozArand natijash be joz moshahedeyeh ancheh didim/gozasht nist. BAyd be in dowr-e batel payan dad; va in tazeh aghaz-e kar-e yek Dowlat-Mellat - Nation-State ast; ke ma az an mahroumim

(Mibakhshid doustan ke ba alphabet-e Farsi naneweshtam. In matn ra bedoun-e dastrasi be PC khodam va az shahri digar dar Japan ersal kardam! Mokhles, Saeed Derhami


golku 3:56 @ Wed, 31 Dec 03

ياسر عزيز
اين حکومت نمی خواهد و نخواهد گذاشت که ذره ای پیشرفت در ايران حاصل بشه.
اين که ميگی متکی به نفت ومنابع ملی هستيم درسته. شايد اگر نفت نداشتيم اوضاعمان بهتر بود . اما حالا که این ثروت ملی را داریم ( که به زودی هم تمام خواهد شد )‌چرا درست ازش استفاده نکنیم؟‌چرا به جای اینکه حانه و کاشانه بشود برای مردم برود تو جیب آقازاده های بهرمانی؟
ما چند هزار تفاله تاريخی هم داریم که اگر اينهار ا دور نريزيم مثل پارازيت و انگل هر چه را هم که داريم از بين خواهند برد.
نمی تونيم با حداقل ها بسازيم و مثلا صد سال ديگه صبر کنيم تا بلکه ملاها استحاله بشن. برای اينکه اولا در صد سال گذشته و بخصوص بيست و پنج سال اخير نشان داده اند که چه جانورهايی هستند و غیر از قتل و کشتار و چپاول کاری نمی کنند. دوم اينکه حتی يک روز هم برای ما دير است. فکر کن اينها در اين بيست و پنج سال چقدر خسارت جانی و مالی به ايران زده اند و چقدر غارت کرده اند و ملت ايران بايد چند سال کار کند تا بتواند از زير بار اينهمه قرض در بيايد. از نظر فرهنگی می بينی که جهل و خرافات را دارند هر روز بیشتر شایع میکنند. يک پدر به راحتی سر فرزند هفت ساله اش را ميبرد به اين دليل که دايی يا عموش ممکن است بهش تجاوز کرده باشد. از نظر بين المللی کم مانده تبديل به يک عراق ديگر بشويم. ما بايد ديروز انقلاب ميکرديم. حتی فردا هم دير است.
مطمئن باش که مردم ما که تا بحال اينهمه کشته و زندانی برای آزادی داده اند از پس اينها هم بر خواهند آمد و خواهی دید که ايران بدون سلطه ملا ايران بهتری است.خودت ميگی که تنها مانع مردم اين حکومته. پس خودت جواب را ميدانی.


nana 3:36 @ Wed, 31 Dec 03

ياسر خان بفرمائيد
يه بيچاره ديگر را امروز در دزفول دستش را قطع کردند .
اين افتابه دزدها دزدند ولی اقا زاده ها همگی شريفند.
ای تف تف بر اين رژيم جنايتکار.


nana 3:07 @ Wed, 31 Dec 03

ياسر

من انچه را که بايد بنويسم برات نوشتم چيز ديگری ندارم که اضافه کنم جز اينکه بروی و کامنت های پرچونه و اسد را در بخش ديدگاههای شبح بخونی
اونوقت متوجه ميشی که حرفهای همتون مثل يه صفحه خط خورده که گير ميکنه روی يه گرامافون عهد بوقه .
در خاتمه برات يه ضرب المثل انگليسی مينويسم که شرايط امروز ايرانه

Learn to listen
opportunity sometimes knocks very softly.

ميگه ياد بگير که گوش کنی
فرصت ها بعضی وقتها به نرمی به در ميزنند.


کنجکاو 3:01 @ Wed, 31 Dec 03

از راديو فردا. ( يا به باور من راديو خاتمی... باری) خود خبر را هم می توانيد در پايگاه اينترنتی اين رسانه گوش دهيد:

انتقاد رسانه‌هاي ايتاليا از جمهوري اسلامي به خاطر بي نظمي و هرج و مرج در کمک رساني به زلزله زدگان بم.

کوريه ره دلاسرا نوشت که بي نظمي، بي برنامگي و هرج و مرج در بم، در حدي است که امدادگران مي خواهند هر چه زودتر اين شهر را ترک کرده و به کشورهاي خود باز گردند. مددکاران 17 کشور در مصاحبه با اين روزنامه، جمهوري اسلامي را به کم کاري و ايجاد هرج و مرج متهم کردند. يک مددکار گفت که از زمان ورود به ايران، ما را مجبور به مصاحبه با خبرنگاران مي کنند. يک مددکار ديگر نيز گفت که به ما نمي گويند چه کنيم و به کجا برويم، فقط تنها انتظارشان اين است که ما را در تلويزيون هاي محلي نشان دهند که بگويند دنيا از جمهوري اسلامي حمايت مي کند. لاستامپا نيز نوشت که به نظر مي آيد که جمهوري اسلامي تنها براي ساختن اسلحه هاي مرگبار از سازماندهي مدرن و لازم برخوردار است، اما آنچه در بم اتفاق مي افتد چهره ضعيف اين حکومت را که دستخوش هرج و مرج است به خوبي نشان مي دهد. زلزله بم کليه ناتواني هاي جمهوري اسلامي را بر ملا ساخت و نشان داد که جمهوري اسلامي تا چه حد در اداره کشور ناتوان و ضعيف است.


روزبه 1:47 @ Wed, 31 Dec 03

شبح بسیار عزیز؛
کاملا ً با متهمان‌َت و ردیف ِ‌ ایشان موافق‌َم.
تنها این را هم نمی‌توانم متذکر نشوم که اگر هم نه در این قتل ِ عام ِ آخری، که در صورتی که به این کشتار تن در دهیم و ادامه‌َش را بپذیریم، در کشتار ِ بعدی ما هم گناه‌کاریم.
البته در صورتی که خودمان جزو قربانیان نباشیم.
پس لطفا ً از همین الآن تمام کسانی که در گام ِ نخستِ پیش ِ رو، رأی خواهند داد و ادامه‌ی ِ این وضع را تأیید می‌کنند، نام ِ خودشان را زیر لیست قاتلین ِ خانواده‌شان و هم‌وطنان‌شان اضافه کنند.


Yaser 1:13 @ Wed, 31 Dec 03

nana عزیز از لطفت سپاس گذارم که متن بلند من رو خوندی و زحمت راهنمایی کردن من رو کشیدی. با اجازه من باز کمی توضیح بدم البته من هم با شماره!
برای ۱و ۲ حرف خاصی ندارم
۳. برام خیلی جالبه که شما فکر می کنید مردم می دونن که چی می خوان. من این رو می دونم که مردم زمان شاه می دونستن شاه رو نمی خوان و مطمئن و مصمم هم بودن که چی رو می خوان. نتیجش ولی برام رضایت بخش نیست!
۴. باز هم این یک نطر هست. ولی می ترسم اگر انگشت طرف حکومت زوم باشه باز مشکل انقلاب پیش بیاد.
۵. شرمنده اگر این اشتباه رو فکر می کنی کردم من نخواستم این شکلی فکر کنید.
۶. خدا کنه این شکلی باشه. من هم امیدوارم
۷. یعنی قبول داری مردم ضعف داشتن و سرشون کلاه رفت.
و اما ۸. به نظرتون فقط می تونم بگم مجبورم احترام بذارم.
۹. پس وظیفه من و توست که اگر بتونیم این اعتماد بنفس رو ایجاد کنیم. اعتماد بنفس با بی احترامی به دشمن ایجاد نمیشه باید آست رو رو کنی قبول.
۱۰. اگر حکومت چنین می کرد که خوب بود. پس حالا که نمی کنه ما باش مشکل داریم.
۱۱. امیدوارم که این ثبات هرچه زودتر پیش بیاد و همه بتونیم ازش بهره ببرم. تا قسمت چه افتد.
۱۲. باز نظر شما اینچنیی می پسندد من نمی توانم بگویم که اشتباه می کنی فقط امیدوارم که اگر موفق شدید راه درستی باشه.
۱۳. یک انسان دانا تصمیم گیریش باید بدور از خشم و نفرت باشه.
در پایان nana عزیز باز تشکر می کنم که نظرت رو در مورد نظرم نوشتی و از نکات مثبتش استفاده کردم و اگر من یه سری جاها مجبور شدم توضیح بدم ناراحت نشده باشی.
امیدوارم که موفق باشی


Yaser 0:46 @ Wed, 31 Dec 03

nana


Yaser 0:32 @ Wed, 31 Dec 03

گل کو سلام
از توضیحات استفاده کردم فقط ۳ تا موضوع در تکمیل حرفای خودم و شما :
۱. درسته شاید یکی از نتایج انقلاب ۵۷ این باشه که من بد بین شدم. اما باز معتقدم متکی بودن ما به این ثروتهای طبیعی بزرگترین عامل بدختی ما بوده. اگر اینها نبود شاید ما مستقل تر بار میامدیم. همین عامل باعث شده که تنبلی و اینکه انتظار داشته باشیم پول نفت رو بیارن دم خونمون بشه جزو فرهنگ و پوست و خونمون.
۲. در رابطه با اينکه فکر می کنی من ميگم اشکال نداره ۴۰ هزار نفر کشته بشن نه می بخشيد من نظرم اين نيست. منظورم اين بود که با با توجه به کار و زحمتی که ما در اين زمينه ها کشيديم نبايد کمتر انتظار داشته باشيم. يعنی نخواستيم در اين زمينه ها کار کنيم. و این بزرگترین مشکل هست.
۳. در رابطه با مردم و فرهنگ قبول کمی تند رفتم و همش تقصیر مردم نیست اما اینجاست که نخبه های ما وظیفشون مشکل تر میشه. بله زندان میرن اعدام میشن و هزاران محرومیت دیگه دچار میشن اما هزینه مگر غیر از این هست. اگر قرار بود ما اراده کنیم و همه چیز آماده باشه که عالی بود.
باز هم تکرار می کنم ما که می خواهیم مثلا با وضعیت فعلی مبارزه کنیم نباید انتظار ایده آل ها رو داشته باشیم به حداقل ها باید امید بست تا بشه به موفقیتی رسید. اگر ایده آل ها در اختیارمون بود یعنی حکومت به ما فرصت در اختیار بودن می داد من که شخصا با اون حکومت مشکل نداشتم. مشکل من و ما از اینجا شروع میشه که حکومت ابزار رو از دستمون گرفته ما خلع سلاح هستیم.


pouian 23:52 @ Tue, 30 Dec 03

فقط ميتوانم اين درد را تسليت بگويمم. با هم بمي ديگر ميسازيم. اما با نفسهاي خاموش بم چه کنيم؟ درد آور است اما واقعيت اين را به ما آموخته است که استوار باشيم.


محمد ( دلتنگ ) 23:06 @ Tue, 30 Dec 03

شبح عزيز سلام

جواب سوالت را بسياری از دوستان داده اند ....

من ترجيح می دهم فقط سکوت کنم ... و پنهانی گريه کنم بر بينوايی مان ... بر بيچارگی مان


nana 22:16 @ Tue, 30 Dec 03

البته من از طرف خودم به سعيد قول ميدم که برای انتخاب او به رياست انجمن حکمت و فلسفه ايران تلاش خواهم کرد .

دليلش هم اينه که يکبار در مطالبش راجع به سيستم چک و بالانسی حرف زد که من معتقدم مهمترين اسکلت بندی يه رژيم دموکراتيک است برای اين اشاره اش بايد بگم سعيد جان دست مريزاد.


nana 22:03 @ Tue, 30 Dec 03

هموطنان

ايده ال من برای حکومت بعدی ايران ائتلافی از نمايندگان اين گروه های اجتماعی است

مليون - نهضت ازادی- کليه گروههای چپ چه مستقل چه سازمان يافته - سلطنت طلبها - ازادی خواهان مستقل يا گروهی ودر راس اينها يه ازاده ای چون النده .

با شرکت بقايای ورشکسته جزب توده مخالفم چون حزب برادر شيلی در زمان النده همچون زمان مصدق به النده ضربه زد و هنگام کودتای پينوشه سفارت شوروی تنها سفارتخانه ای در شيلی بود که درش را بروی ازادگان در خطر جانی شيلی بست .

با حضور نماينده حزب الهی های الان هم مخالفم چون همانطور که در المان حزب فاشيست ممنوع اعلام شده بخاطر عملکرد ننگ اور فاشيستها ما هم بايد فعاليت حزب الهی های ولايت فقيهی را ممنوع اعلام کنيم بخاطر سابقه ننگ اور الان انها.


Beterekon بترکون 21:01 @ Tue, 30 Dec 03

جواب آوای من :

من خيلي ها را مي شناسم که به خاطر کمک به زلزله زدگان بليط هواپيما براي رفتن به گوا و اودسا را کنسل کرد ند ولي بليط کنسرت را نتوانستند کنسل کنند و هرينه آن سوخت شده !‌!


20:50 @ Tue, 30 Dec 03

لب


nana 20:24 @ Tue, 30 Dec 03

ياسر

پند و اندرزهای از روی شکم سيريت را خواندم برای جواب انها را شماره بندی کردم .
۱ - متهم به قتل کردن برای ان دسته مردم شريف ايران است که با حکومت نيستند ولی فاجعه را غضب الهی ميدانند.
۲- جايگاه مردم به عنوان عضوی از اعضا جامعه مانند جايگاه گلادياتورهاست در رم باستان .
۳-مردم ما به خوبی در مورد خواسته هاشون فکر کرده اند و بدرستی ميدانند که اين جانيان را نميخواهند و يک جکومت مردمی ميخواهند . خوابی بيدارشو
۴-با چرخاندن انگشت اتهام به درستی دشمن خود را که اين جانيان و مدافع انها هستند نشانه گرفته ايم
۵-فوتبال را برای مغلطه اوردی مثل اخوندی که به بچه های مدرسه ده گفت اين لغت مار که اينجا نوشتن مار نيست بعد شکل مار را روی تخته سياه کشيد.
۶- در مورد اينکه همه چيز بعد از چند ماه فراموش ميشود اين دفعه کورخوندی
اگر چه امثال تو دعا ميکنيد به امامزاده رهبری که فراموش شود.
۷- حرفهائی که تمام ۱۵ کامنت زيز نوشته اند بايد بگم جز انکه نوشته بود اشتباه کرديم انقلاب کرديم همه درست است و مردم ما انقلاب کردند برای ازادی و برابری و عدالت ولی يه مشت جانی و دزد و کاسه ليس به قدرت رسيدند .
۸- در مورد اينکه اظهار فضله کرده ای که سياست الزاما چيز بدی نيست بايد بهت بگم من شاشيدم به اون ديد اخلاقی که امثال تو به سياست ميدهيد .
۹- ای کودن منظور از مقايسه با ژاپن و امريکا برابر ی با انها نيست فقط مقايسه است که روشن کند ما هم ميتوانی مانند انها باشيم اگر چه اخوندا و مزدورانشان در مردم اينگونه اعتماد به نفس را دوست ندارند.
۱۰-دزدی و ادم ربائی دقيقا از طرف کسانيست که غم اين ملت را نميخورند و در گروه فاسد اخونداو مزدورانشان هستند وگرنه رژيم بجای مبارزه با دانشجويان و ازادی خواهان ميتوانست با اين همه نيروی مسلح ريشه اين تفاله هارا برچيند.
۱۱-اون ثباتی را که اسم بردی مردم ما ايجاد خواهندکرد ولی شک دارم امثال تو دوامی بياوريد.
۱۲- اين که خواهی ديد هوس انقلاب نيست اين جوشش دهانه اتشفشان فعال است و البته که شماها دوست داريد مردم عجول نباشند چون الان نونتون تو روغنه .
۱۳- مردم ما نادان نيستند در ۲۵ سال گذشته با مشتی زنگی مست که تيغ اخته دستشون بود روبرو بودند .ولی خوشبختانه اين زنگی ها به دليل استفاده از مواد مخدر پوسيدند و مهمتر از همه با اين بلايائی که سر يه ملت اوزدند کاسه صبر و نجابت ذاتی اين ملت را تبديل به خشم و نفرت کردند .
خودت را به کوری نزن .

خاتمه : ياسر با تمام خشمی که از لجن پراکنی امثال تو بهم دست ميده سعی کردم بهت توهين نکنم فقط برو که دست سالم رهبر ترياکی پشت و پناهت .


golku 19:30 @ Tue, 30 Dec 03

ياسر عزيز
من می فهمم که به دليل سو استفاده ملاها و دزديدن انقلاب بهمن ۵۷ بههمه چيز بدبين شده باشی. اين که ميگی واقع گرايانه به مسائل نکاه کنيم درسته اما بيا اين وسط مسئوليت هر کسی را در نظر بگيريم. اين واقعيته که ايران يک کشور جهان سومه.اما کشور فقيری نيست. يکی از اهداف انقلاب اين بود که ثروتهای مردم از جمله نفت و گاز و .. بين مردم تقسيم بشه . اين هم يک واقعيته که باگذشت بيست و پنج سال از انقلاب ۵۷ نه تنها چنين چيزی نشده بلکه اوضاع از سابق هم بدتر شده. بعلاوه این که يک کشت و کشتار جمعی هم به اسم دين بهش اضافه شده. تا حرف بزنی ميشی محارب و حکم قتلت واجب ميشه.
واقعيت اينکه که استخراج نفت از زمان شاه هم بيشتر شده و نفتی که سرمايه ما بود داره بين شرکتهای اروپايی تقسيمميشه وسودش ميره به جيب آقازاده ها.
دوست عزيزم
نميشه که بگيم ما يک کشور جهان سوم هستيم و بنابراين اشکالی نداره اگر چهل هزار نفر در زلزله ای بميرند که آنور دنيا فقط دو نفر تلفات داره. واقعيت اينه که ميشد از اينهمه تلفات جلوگيری کرد. واقعيت اينکه که دولت هی بودجه ای برای ايمن سازی حانه ها در مناطق زلزله خيز نداره. هيچ برنامه ای برای امدادرسانی سریع نداره و نمی خواد داشته باشه. اما برای شورای نگهبان بودجه میلیاردی تعیین میکنه.

دوست من . همه چيز را به گردن مردم و فرهنگ انداختن هم درست نيست برای رشد فرهنگ فضا لازمه. در خفقان چيزی رشد نميکنه. اين را انحطاط فرهنگ در بيست و پنج سال گذشته به خوبی نشان ميده. اگر بخواهيم بيست و پنج سال ديگه هم منتظر بشيم نميدونم چی ميشه.
با اين که نوشتی باید به حقوق خودمان آگاهی داشته باشیم و متعهد باشیم موافقم. اما آيا زير سلطه آخوندها ميشه به اين اهداف رسيد؟ مگر انسانهای آگاه ما فله ای اعدام نشدند یا در زندانها نیستند؟


golku 19:13 @ Tue, 30 Dec 03

شبح عزيز
برای انجام يک کاری خواستن و توانستن لازمه. اينها نه ؛ می خواهند؛ مه کاری برای مردم بکنند و نه تواناييش را دارند. اينقدر حريص و طمعکار هستند که پولی را که از سرکوب مردم اضافه می آيد را هم روانه حساب ها بانکی خودشان و فرزندان و پسرخاله و دختر عمه شان می کنند يا برای حزب الله اينور و آنور دنيا و گروههای مرگشان می فرستند. توانايی اش را هم ندارند. بهترين کاری که بلدند همين است که رهگذر ثانی مثالش را آورده.
با متهم ردیف اول هم صد در صد موافقم. الآن مردم ما هزار هزار دارند می میرند و مسئول درجه یکش این ملاها هستند. آنوقت کالین پاول اعلام میکند که بعداز این شرایط میشود باایران گفتگو کرد. میخواهند یک صدام دیگر بسازند و کار ایران را هم ده سال دیکر یک سره کنند.


کنجکاو 19:03 @ Tue, 30 Dec 03

دوستانی که پيام می گذاريد. باور کنيد اگر تنها يک بار دکمه "فرستادن پيام" رافشار بدهيد، پيام فرستاده می شود کمی بردبار باشيد. پس از چند لحظه دکمه F5 را بزنيد، می بينيد که پيام شما فرستاده شده. سپاس. شبح جان يک جايی تو بخش پيام ها بنويس.


Yaser 17:52 @ Tue, 30 Dec 03

سلام شبح عزیز
از چالشهایی که به موجب مطالبت در بینن بچه ها ایجاد می کنی بسیار سپاسگذارم و شخصا کلی استفاده می کنم.
در مورد مطلب متهم به قتل کردن و قاتل کیست فرض کنيم که آره یک نفر و يا جمع ایکس هم قاتل شناخته شد. این چه مشکلی از مشکلات ما رو می تواند حل کند. آیا این ضربه و امثال اینها جبران پذیر هست؟ . آیا ما توانایی مجازات اون جریان و فرد رو داریم؟ یا اصلا واقعا صحیح هست که ما اونا رو مجازات کنیم.؟
جایگاه ما به عنوان یک عضو جامعه چی هست؟ چه کار میتوانیم بکنیم و چه کارهایی نمی توانیم بکنیم؟
باز مهمتر از همه ما اصلا چقدر در مورد خواسته هامون فکر کردیم و براش چه راه کارهایی در نظر داریم. چقدر خودمون حاضریم و توانایش را داریم که هزینه بدهیم و مابقی افراد جامعه چقدر توانایی هزینه دادن و همراهی کردن اون چیزی که ما فکر می کنیم دارن؟
من معتقدم با چرخوندن انگشت اتهام یا زوم کردن آن به نقطه خاصی هیچ مشکلی حل نخواهد شد بلکه واقعیتش نوعی سرپوش گذاشتن بر اهمال کاری های خودمان و افراد امثال خودمان هست؟
یه مثال ساده می زنم اتفاقی که اصولا در سال ما تو ایران حداقل یک مرتبه باهاش مواجهیم (البته تا جایی که به سن من اقتضاء می کنه) و من فکر می کنم هنوز نتونستیم یک پله هم پیشرفت داشته باشیم. آره یه مسئله ساده "فوتبال" یک ورزش ملی و همگانی.! برد و باختای تیم ملی خیلی جالب و پند آموز هست. اگر به تیراژ و تنوع روزنامه های ورزشی نگاه کنیم و ببینیم که در جامعه چقدر طرفدار داره و فرهنگ حاکم بر اونا رو مد نظر قرار بدیم بشه یک کلیت از جامعه ای که خودمون جزعی از اون هستیم و زندگی می کنیم بدست آورد. چرا بعد از هر برد خودمون را عرش آسمان می بریم و از تک بودن غیرت ایرانی و یک بودن مربی و دروازه بان و خط حمله خودمون تعریف می کنیم. در حالی که آیا واقعا پیروزی واقعی یعنی داشتن این تک ستاره ها یا یک تیم قوی. یا اینکه تیمی که بر اساس یک برنامه بلند مدت تیم شده باشه. تیمی که برخاسته از باشگاههای منسجم باشه، باشگاهی که پرورش دهنده استعداد باشه نه فقط یک مصرف کنند صرف. آیا تا حالا ما بردی داشتیم که بر این اساس باشه؟ پس این همه تعریف و تمجید ما یک عمل بر اساس فقط لحظه نیست. لحظه ای که قریب به اتفاق ما ایرانیان به آن دامن می زنیم. اما باخت رو که دیگه نگو اون موقع هست که همه اونایی که یک زمان قهرمان غیرت و ورزش و ... چی بودن، حالا می شن وطن فروش و خائن و تنبل و حوسران و عیاشی که شب قبل از بازی تا ساعت چنده نصف شب با زنان می چرخیده و ... ! و حتی از سیاست هم بی نصیب نمی گذاریم و می گوییم که به دستور فلانی تیم می بایست به بازه چرا که به امنیت ملی مربوط می شده!. تو این لحظه هم اکثریت ماها هستیم به این حرفا دامن می زنیم. تمام این حرفهای بی مالیات گفته می شود و شنیده می شود اما کی هست که پی گیری کنه و این مشکل رو حل کنه. بعد از گذشت یک ماه تمام این حرفا فراموش میشه و برای بازی های بعدی می بیبنی سیتسم و مدیریت ظاهرا عوض شده ولی اصل مسئله تنها چیزی هست تغییر نکرده.
متاسفانه سیاست ما ایرانیها هم داره میشه مثل مثال همین فوتبال تا اتفاقی می افته آتیش ما افروخته و تا سوخت تمام میشه نه انگار که نه انگار اتفاقی افتاده بوده. الان تو همین 15 کامنت اولی که برات گذاشتن به نظر میاد همه محکوم شدن از خودمون و اجداده مون که انقلاب کردن و تا حکومت و زمین خشمگین از شخص خاص مثل روح ا... هایی که مردم عکسش رو تو ماه می دیدن و سد علی و میر محمدپیرپکاجکی و در نهایت هم حمله به مذهب و اسلام.
دقیقا من می خوام بگم دنیای سیاست برخاسته از تمامی اعمال و کردار ما. معتقدم هر چیزی در نهایت به سیاست ختم میشه و سیاست هم لزوما چیز بدی نیست و بلکه اگر دیدی اخلاقی به اون داشته باشی خیلی هم عالی است هر چند فوق العاده مشکل بتوان این نوع دید رسید ولی سعی خود را باید بکنیم.
اگر اخلاقی سیاست رو ببینیم صداقت رو هم در کنارش خواهیم داشت. و اگر صداقت بر خودمون حاکم کردیم می توان از نتایجش نتیجه های درست تری گرفت.
الان در بم یک حادثه زلزله اتفاق افتاده حادثه ای که همه قبول داریم جزء حوادث طبیعی است و مکانش هم یک کشور جهان سوم آن هم در یک منطقه فقر نشین کشور جهان سومی. اون موقع ما این چه مقایسه ایست که خودمون رو با یک کشور جهان اولی همچون ژاپن و آمریکا مقایسه می کنیم. شاید یکی از دلایل عمده عدم موفقیت تو جامعه ما حاکم هست همین هماهنگ نبودن خواسته ما با ظرفیت و پذیرش جامعه ما است. اگر ما قرار باشه خودمون رو با این کشورها مقایسه کنیم یعنی قبول کردیم که آره ما توانایی و دانش اونا رو داریم. آیا واقعا اگر قرار باشه عدالت رعایت بشه ما و ژاپنی ها باید به یک نسبت از آن برخواردار باشیم.
این رو هم بشنوی بد نیست دیروز دوستی از بم زنگ زده بود و می گفت مه تا می تونیم پتو و چادر براشون بفرستیم اونجا. امروز زنگ رد گفت یاسر نمی دونی اونجا چه خبر گفتم چی شده بوی تعفن داره میاد. اون می دونی چی جواب داد. گفت الان چیزی که احساس نمی کنه حس بویاییش هست. می گفت وقتی می رفتم بم با خودش گفته بود شاید نتونه دیدن این همه مرده و خون رو تحمل کنه اما الان صحنه ای رو که میدید اصلان براش متصور نبوده. دزدیدن آدمیزاد در روز روشن. می گفت که اونجا کودک دزدی و زن دزدی بیداد می کنه. رنها رو به کشورهای اطراف می برن و بچه ها رو از قطعات بدنشون استفاده می کنن. بابا عمق فاجعه اینجاست. لوازم فروشگاهها و مغازه ها و وسایل باقی مانده مونده خونه ها رو دزدیدن یک امر طبیعی است. اون می گفت اکثر این دزدها آدمهایی هستن که از اطراف آمدن. می گفت تا الان اکثر آسیب دبده ها تنها کمکهایی در حد سیر شدن کمکهای ما به اونها می رسه و الا در صد عمده آنها توسط این ناآدمیزادها به یغما میره.
حالا باز می گردیم به اون اول صحبتم که ما از این جامعه چی می خواهیم و ظرفیت این جامعه و ما چی هست؟. اون موقع مقایسه با کشورهای پیشرفته هست که درست میشه.
جامعه ما متاسفانه جامعه ای هست که خیلی زود هیجان زده و خیلی زود سر خورده میشه یا این مثل که خیلی زود گرم و خیلی زود سردیش میشه. ما تا موقع که به یک ثبات نرسیم موفقیتمون فوق العاده کم خواهد بود. این ثبات چگونه بدست خواهد آمد؟.
جامعه و مایی که جدا از جامعه نیستیم باید نسبت به "حق" خودمون آگاهی داشته باشیم.
در مرحله بعد باید به یک مرز "تعهد" برسیم و نسبت به اعمال و گفتار خودمون متعهد باشیم.
وقتی مسئله حق و تعهد برامون جا افتاد اون موقع هست که میشه "آزادی" و "برابری و عدالت" تئوریزه کرد و برای خودمون جا انداخت.
آیا مردم ایران نسبت به حق و حقوقی که دارن آگاه هستند؟.
تعهدمون کجاست آیا برای تعهدمون احترامی قائل هستیم؟.
این دو فکت به زور دادنی نیست بلکه باید خودمون بهش دست پیدا بکنیم. و این نیاز به اراده داره و بزای بوجود آمدن انگیزه این اراده راه بس دشواری پیش رو داریم.
حالا آیا عدالت هست که تو ایران یک زلزله کشته بده و فلان کشور که ملتش برای خودشون زحمت کشیدن خون و دلها خوردن کشته نده!.
ملت فراموشکار و بی هوش هستیم !
ملتی که انقلاب کرده و تجربه انقلاب رو دیده ولی هنوز می خواهیم هوس انقلاب رو براش تئوریزه می کنیم!!!. می گیم انقلاب کنید چون انتخابات آزاد برگزار نمیشه. چون از 10 تا انتخاب ما همش فقط حق انتخاب از 3 تا انتخاب رو داریم.
وقتی این جمله "10 تا انتخاب ما همش فقط حق انتخاب از 3 تا انتخاب رو داریم" حس می کنم که دارم بیرون از ایران این مطلب رو می خونم و نمی دونم واقعیت ایران چیست.
تاریخ نشون داده ما همواره عجلمون زیاد بوده به همین خاطر همیشه ته صف بودیم.
می بخشید این دیگه خیلی تنده ولی واقعیت است ما بلد نیستیم از این 3 انتخاب، انتخاب درست رو بکنیم اون موقع می خواهیم حق 10 انتخاب رو داشته باشیم!.
بیایم و یک مقدار واقعیت نگر تر باشیم واقعیت الان رو خوب بچسبیم و استفادمون رو بکنیم و اساسمون رو بر فرضیات و احتمالات نگذازیم. الان شاید بگید من میگم که تو انتخابات شرکت کنید. نه من نمی گم استفاده از فرصت الان لزوما شرکت تو انتخابات باشه ولی می تونه یک عدم شرکت فعال باشه با هدف و برنامه با مد نظر گرفتن تجربیات گذشتگان نه یک میدان خالی کردن بی هزینه برای حکومت.
من که بنظرم هنوز از تجربیات انقلابی که در نهایت خواهیم دید در تاریخ برای ایران چقدر مفید خواهد بود استفاده نکردیم. هنوز نتونستیم بفهمیم که شعار مرگ دادن چه ارزشی داره و هنوز هم از اصطلاح و ادبیات 25 سال پیش ما ها که ادعا داریم، باز استفاده می کنیم.
در یک کلام حکومت موقعی میتونه از مردم سوءاستفاده کنن که نادان باشن و از آنجایی که حس قدرت افزون خواه هست پس هیچ دیکتاتوری نباید انتظار داشته باشیم که ما رو آگاه کنه.
شرمنده که از این کمی طولانی شد. امیدوارم که به بزرگی خودتون من و بخشید و در جاهایی که به احتمالا زیاد اشتباه کردم راهنمایی کنید.


اسد 15:58 @ Tue, 30 Dec 03

شبح عزيز،
با تركيبي از سر تكان دادن به معني تاييد و سر تكان دادن به مفهوم اقسوس و سر تكان دادن به مفهوم تكذيب اين شكايت نامه را خواندم...
... باشد كه شايد وقتي كه اعصاب ها كمي آرامش بيشتري يافته اند صحبت كنيم. ولي ايده بسيار عالي است
بايد آنان كه كوتاهي كرده اند جوابگو بشوند، بايد هر مقام مسئولي در اين مملكت بداند كه مقامش امانتي است كه از سوي مردم به او سپرده شده و ينا براين حوابگوي مردم است و بايد مردم ما هر روز بيشتر ياد بگيرند كه منشا قدرت آنها هستند و اين قدرت را نه هر بيست سال يك بار و آن هم به صورت انفجاري و كور، بلكه روزمره و آگاهانه و در تمامي جنبه هاي زندگي اعمال بكنند.


zahra 15:57 @ Tue, 30 Dec 03

سلام شبح
من يه مطلب در اين باره نوشتم که دلم ميخواد بخونی! فقط اينو بگم که اين بحث واقعا مسخره ايه که حالا دنبال مقصر بگرديم !!!!!!!!


eqball 15:48 @ Tue, 30 Dec 03

قاتل جمهوری اسلاميست. چه محاکمه بين المللی چه مردمی اين قاتلين را بايد محاکمه کرد. شبح جان محاکمه تمام سران ريز و درشت جمهوری اسلامی دور نيست انقلاب در راه است.


atash 15:34 @ Tue, 30 Dec 03

اجساد بسيار زيادی زير آوار مانده است . خطر بيماری مالاريا درسطح شهر وانتشارش تهديد بزرگی است .. مردم به دنبال عزيزان گمشده شان وهم به دنبال موادغذائی سرگردانند ..
تيم پزشکی بلژيک هنگام رسيدن ۴۸ ساعت اجازه کمک نداشت ومنتظر دستور ماند ..
عدم سازمانده ای درست وتقسيم کار نشان از بی لياقتی اين حکومت را می دهد . حکومتی که برپايه ترس بنا شده است واز سايه خود هم می ترسد


Beterekon بترکون 15:25 @ Tue, 30 Dec 03

ما خودمان متهم هستيم !‌
چون برای خودمان ارزش قایل نیستیم و نمی خواهیم که درست رندگی کنیم .


شبح 15:23 @ Tue, 30 Dec 03

اين را فراموش کردم در مطلب‌ام بنويس‌ام: آيا کاهش 15 درصدی بودجه‌ی حوادث غيرمترقبه در لايحه‌ي بودجه‌ی تقديمی توسط آقای خاتمی برای سال 83 نشان از خواب خرگوشی اين دولت نيست؟
دوستان عزيز!
اين که من اصل يادداشت‌ام را در "ادامه" گذاشتم و در صفحه‌ی اصلی نگذاشتم به دليل اين بود که باند اختصاصی به اين وب‌لاگ توسط شرکتی که هاست خود را از آن دريافت کرده‌ام سه گيگا بايت است و متاسفانه در اين روزها به دليل مراجع زياد به اين وب‌لاگ اين سقف پر شده است و من خواستم صفحه‌ی اصلي سبک‌تر بشود. از همه‌ي دوستاني که به زحمت افتادند و دو بار کليک کردند معذرت مي‌خواهم.


شبح 14:28 @ Tue, 30 Dec 03

آيا اين که تعداد کشته شده‌گان چند برابر تعداد مجروحان بستری شده در بيمارستان‌ها است نشانه‌ی اين نيست که امدادرساني بسيار بد و ناقص صورت گرفته است؟


pouyan 13:55 @ Tue, 30 Dec 03

!God


pouyan 13:55 @ Tue, 30 Dec 03

!God


هاله 13:44 @ Tue, 30 Dec 03

حکومت و تنها حکومت مسئول است - عدم وجود استانداردهای ساختماني، عدم اهميت برای جان انسان، عدم شرافت ... عدم وجدان. زمین لرزه همه جا اتفاق مي افته ولی پيش بينی و پيشگيری ميشه.


اميرحسين 13:34 @ Tue, 30 Dec 03

زلزله!
و هزار عامل دیگر!


باربد شمس 13:24 @ Tue, 30 Dec 03

می خواهی بدانی قاتل کيست؟
۱. در ديدگاه خرافه پرستی مذهبی ایرانی ها که ريشه ۷۰۰۰ ساله هم داره همه چيز تقصير ما وراء طبيعه که به نوعی اسمش خدا است می باشد. البته اين خدا در ميتراييسم سرکار خورشيد هستند و در جوداييسم خشم خدای جنگ طلب و در مسيحيت رحمت خدا و در اسلام قهر باريتعالی.
راه حل: دعا کنيد. خوب باشيد. نماز بخوانيد. زکات بدهيد. خوب ميشود .البته اگر خدا بخواهد.
۲. از دیدگاه علمی به نقل از دوست دانشمندان این فاجعه گریز ناپذیر بوده :


سايه 12:45 @ Tue, 30 Dec 03

علاوه بر همه اينها نادانی و سهل انگاری خودمون که اجازه می دیم سرنوشتمون دست یه همچین آدمهایی باشه!!


بنفشه 11:38 @ Tue, 30 Dec 03

قاتل؟ نمی دانم. شايد در بعضی قتل ها قاتلی هم در کار نباشد.. شايد جمهوری اسلامی قاتل باشد. شايد زمين خشمگين. شايد..


azy 11:23 @ Tue, 30 Dec 03

شبح عزيز شايد در درجه اول قاتل ما باشيم به خاطر سکوتمون به خاطر ترسمون به خاطر فراموشيمون به خاطر ...


ارنستو چه گوارا 10:23 @ Tue, 30 Dec 03

شبح عزيز عالی نوشتی -دستت درد نکند .
جای این بحث خالی بود .تو بطور مشخص محکومین اصلی را به پای میز محاکمه کشاندی.


K.G 10:18 @ Tue, 30 Dec 03

سلام،
تمامي آن پاسخی را که در نظر داشتم، در نوشته‌ی عزيزدردانه، بسيار مستدل‌تر، آمده است. تا کیسه‌ای برای پرکردن و کشویی در میز برای بازشدن باشد، ساختمان‌های کاغذی به تندی برق و باد ساخته می‌شوند و هر زمین لرزه‌ای در این دیار لرزه‌خیز فاجعه‌ای باورنکردنی می‌سازد.
آنان که در برج‌های عاج خویش لمیده‌اند و به صفرهایی که از ناداران ربوده‌اند و فراروی یک حساب‌های بانکی خویش در لیختن‌اشتاین و دگر جاهای امن نهاده‌اند و هرگز حاضر نشدند کمی از آن را برای پیش‌گیری از مرگ ده‌ها هزار تن خرج کنند، گناه‌کاران این روی‌داد هستند که آن را بدل به فاجعه کردند. باشد روزی که به خود آييم و داد ستم‌ديده از ستم‌گر بستانيم.


رهای آبی 5:07 @ Tue, 30 Dec 03

به سادگی اینکه جعبه خرمای مضافتی بم را (که چند وقتی ست تصویر بنای باستانی ایران را رویشان چاپ می کنند) نشانم بدهی و بگویی: « این » دیگر نیست .

به زیبایی و ابهت ارگ ( که چاپ و مقوای بد جعبه خرما هم چیزی از آن کم نکرده) خیره می شوی و نمی توانی باور کنی که حالا،
حالا،
فقط تلی از خاک وجود دارد
تلی از خاک
با مردمان خفته در زیرش به ساعت 5 صبح.


روشن 4:45 @ Tue, 30 Dec 03

شبح عزیز!
طرح این سوال فقط یک استفهام تاکیدی بود ...


عزیز دوردونه 4:26 @ Tue, 30 Dec 03

عرض شود ظاهرا يه آقای محترمی از وبلاگ بنده مطلب گذاشتن اينجا ...........


رهگذر ثانی 4:03 @ Tue, 30 Dec 03

متن زیر رو از وبلاگ عزیز دُردونه کش رفتم. طنز قشنگی است در باره‌یِ واقعیتی تلخ، که بیش از ۲۵ سال است ملت ما دچار آن شده است.
به این دلیل آن را در این‌جا می‌آورم که از هر استدلالی برای آن‌ها که خود را به کوچه‌یِ علی‌چپ می‌زنن و باسفسطه‌گری می‌خواهند از گیر سئوال اصلی در بروند، می‌تواند مفید باشد.
در حقیقت سئوال صریح و روشن است. آیا جمهوری اسلامی را نظامی شایسته برای حکومت کردن در ایران می‌دانید یا نه؟
اگر پاسختان مثبت است، راجع به آن صحبت کنیم. اگر پاسخ منفی است، می‌توانیم راجع به چگونگی تغییر این نظام با نظامی دیگر گفتگو کنیم.
خلط مباحث تنها تلاش مذبوحانه ای است برای فرار از پاسخ صریح!


«فرض کنید سازمان ملل متحد کشوری رو به عنوان یک کشور زلزله خیز معرفی کرده و از اوون کشور میخواد اقدامات لازم رو برای پیشگیری از حوادث ناشی از زلزله انجام بده حالا قراره در دو فضای لاییک و دینی به موضوع زلزله پرداخته بشه... اتفاقاتی که رخ میده رو به شرح زیر لیست کردم:

۱-موضعگیری اولیه
در دولت لاییک : ضمن تشکیل یک گروه تخصصی برای شناسایی مناطق حساس کشور ...سازمان ملل متحد نیز برای تسریع این فرایند دعوت به همکاری میشه.
در جمهوری اسلامی : یکی از بزرگان حوزه و دانشگاه یعنی آشیخ ممدا... قزوینی طی بیانیه‌ای ملت و کشور شهیدپرور رو تحت توجهات ولی‌عصر و بیمه شده حضرت ابوالفضل معرفی میکنه...!!!

۲-نتایج تحقیقات
در دولت لاییک : بعد از یک سال کار مداوم نیازها و امکانات مورد لزوم در هنگام رخداد زلزله به هیئت دولت تقدیم میشه تا لوایح و قوانین مربوطه در اسرع وقت بررسی و تصویب بشه.
در جمهوری اسلامی : بعد از یک سال.... در گزارشی غیررسمی از سازمان زمین‌شناسی کشور.... امکان وقوع زلزله تایید میشه!!!!

۳-تخصیص منابع
در دولت لاییک : از طرف هیئت دولت مبالغی بطور سالیانه جهت ایمن سازی بناها و ساختمانهای نوساز در برابر تخریب ناشی از زلزله در بودجه کشور پیش بینی میشه.
در جمهوری اسلامی : از طرف دفتر نمایندگی خداوند در زمین... هموون مبلغ بلکه چند برابرش ..برای کمک به تخریب بیشتر در فلسطین و لبنان پیش بینی میشه.

۴-تصویب قوانین
در دولت لاییک : تمامی کسانی که به کار ساختمان سازی اشتغال دارن ملزم به رعایت قواعد پیشگیرانه در برابر زلزله میشن.
در جمهوری اسلامی : تمامی عزیزان بدلایل مضیقه های مالی با دریافت کمی پول چایی..... متقاعد به شاشیدن به قوانین دولتی میشن.

۵-آموزشهای پیشگیرانه
در دولت لاییک : روشهای مختلف حفاظت شخصی در برابر زلزله به کودکان در مدارس تدریس میشه.
در جمهوری اسلامی : روشهای مختلف خووندن نماز آیات در هنگام نزول بلایای طبیعی به کودکان تدریس میشه.

۶-وقوع زلزله
در دولت لاییک : سازمان زمین شناسی دلیل زلزله رو حرکت لایه های زیر فوقانی ایکس معرفی میکنه و اونرو ناشی از تخلیه بیش از حد منابع زیرزمینی نفت میدونه.
در جمهوری اسلامی : جمعیت دفاع از ارزشها، دلیل زلزله رو عدم رعایت قوانین شرعی در هنگام ورود به خلا, شیوع مصرف مشروبات الکلی در بین مسلمین و مسلمات و تغییر زمان عمل زناشویی از شب جمعه به جمعه صبح میدوونه. کشیدن تریاک بدلیل آنکه حضرات آقایان نیز بدان مبتلا هستند از این قاعده مستثنی میشه.

۷-کمک رسانی
در دولت لاییک : نظر به تهیه تجهیزات کامل و امکاناتی از قبیل سگهای ردیاب و الخ و همچنین رعایت اصول شهرسازی.... فرایند کمک رسانی بدون مشکلی به انتها میرسه.
در جمهوری اسلامی : نظر به نجس بودن سگ* در شرع انور و البته نبودن الباقی امکانات.... مردم با بیل و کلنگ.. خودشون مشغول کمک رسانی به افراد زلزله زده میشن و در واقع کار خاصی هم نمیکنن.

۸-کمک سایر کشورها
در دولت لاییک : بدلیل وسیع نبودن سطح تخریب نیازی بهش نیست
در جمهوری اسلامی : بدلیل وسیع بودن سطح تخریب حتی اسراییل هم برای کمک اعلام آمادگی میکنه اما خب معلومه که آقایون نمیپذیرن.

۹-اتمام ماجرا
در دولت لاییک : تمامی آسیب دیدگان در اسرع وقت تحت حمایتهای دولتی قرار میگیرن.
در جمهوری اسلامی : آسیب دیدگان تا سالهای سال باید دنبال اینو اوون برای یک وام با بهره مسکن سگدو بزنن.

۱۰-پیش بینی حوادث آینده
در دولت لاییک : بودجه های دولتی برای حمایت از آسیب دیدگان زلزله افزایش پیدا میکنه.
در جمهوری اسلامی : از طرف منابع سری فوق رسمی محموله عقب افتاده سلاح از مرز خسروی به مقصدی نامعلوم ارسال میشه».

حالا به گفت قدیمیا بیاین کج بشینین و راست‌شو بگین، کدوم‌شو می‌خواین :
جمهوری دمکراتیک و لاییک،
یا جمهوری اسلامی؟؟؟


Mahshid 3:52 @ Tue, 30 Dec 03

سايت کميته هماهنگی سازمانهای غير دولتی زنان
http://bam.zanan.co.ir/


shiva 2:14 @ Tue, 30 Dec 03

فراموش کردم بگم !
صليب سرخ امروز اعلام کرد تا اين لحظه ۲۵۰۰۰ نفر در ايران رو خاک کردن ! ۷ هزار نفر هم فبلا دفن شده بودن ! فکر ميکنم آمار صحيح رفم ۴۰ هزار نفر باشه !!!!!! تو کشور ما هميشه خبر درست آخر کار بدست مياد .


shiva 2:12 @ Tue, 30 Dec 03

شبح جان :
در درجه اول قاتل اين مردم کسانی هستن که انقلاب کردن
در درجه دوم خود همين مردم قاتل خويش هستن که با سکوت باعث مرگ خود شدن
در درجه سوم هم که مشخصه ديگه !!!! همونهايی که عيادت مجروحان ميرن !!! آغايان و آغا زاده ها ! غير از اينه ؟


ترانه 2:06 @ Tue, 30 Dec 03

جمهوري اسلامي ايران قاتل و نابودكننده زندگي حداقل ميليون ها انسان است !*صدهزارنفر انسان بيگناه در بم ، كشته و معلول !
*........هزارنفر زنداني سياسي!
*.....هزار نفر سنگ سار، قصاص و اعدام!
*........... كشته شدگان جنگن ايران و عراق!
* .......جوان معتاد!
* .... كودكان خياباني!
* ۶۰ ميليون انسان محروم از حقوق انساني و آزادي!


مامان نيلو 2:00 @ Tue, 30 Dec 03

قاتل اين ده ها هزار معصوم همان قاتل صدها هزار کشته جنگ است...


رهگذر ثانی 1:39 @ Tue, 30 Dec 03

زیاد نگرد شبح عزیز!

قاتل سی‌هزارنفر انسان بی‌گناه در بم، جمهوری‌ اسلامی است!


محسن 1:38 @ Tue, 30 Dec 03

حرف نباشه اول منم. راستی آقا پس اين لينک ما چی شد؟






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1263
تعداد نظرات: 26649
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 1, 2006 06:29 pm


از کجا آمده‌اند؟