|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جمعه، 5 دیماه 1382 | December 26, 2003
● بهسادهگی مردند!
طبق اخبار منتشر شده از شبکهی خبر سيمای ج.ا.ا. پيشبينی میشود 20 هزار نفر در زمينلرزهی بم کشته شده باشند و دههاهزار نفر زخمی اند.
Hi ! Your site is very interesting. Thank you.
Hello ! This is very [url=http://www.google.com/bb497]good[/url] site !!
Hello ! This is very [url=http://www.google.com/bb497]good[/url] site !!
باتغييرات ايجادشده همه عکسها رو مي تونين ببينين. پس: عکساي قشنگشو از دست ندين. artphotogallery.persianblog.com
ستاره عزيز خيلی کار زيبا و مفيدی کردی که در تامين هزينه مسکن شرکت کردی. اين را هم می فهمم که از سياست خسته ای. نان خريدن و یاعچه آب دادن هم خيلی آرامش بخش هستند. http://politic.iran-emrooz.de/more.php?id=2213_0_11_0_M
باشه . شما سیگارتون رو بکشین و به بحثتون ادامه بدین . من در هر صورت ناچارم که بخاطر شغلم روزی 8 ساعت پای کامپیوتر بشینم . و خواه ناخواه در این 8 ساعت گذارم هم به اطاق شما جوون های پر انرژی می افته . اما خوشحالم که بجز شبی چند ساعت خواب ، حداکثر کاری رو که در تمام ساعتهای خارج از این 8 ساعت از دستم برمیومد انجام دادم. خوشحالم که عضو انجمنی هستم که تا همین حالا تونسته هزینه ساخت 20 تاخونه رو برای مردم زلزله زده فراهم کنه . و خوشحالم که این انجمن هیچ گرایش و مسلک سیاسی ای هم نداره و کسی هم توش سیگار نمی کشه و بحث نمی کنه .
نادر بکتاش عزيز مجسم کن يه عده جوان پر انرژی در يک اطاق نشسته اند و دارند روی طرح در اوردن يه روزنامه کار ميکنند و در عين حال سيگار ميکشند و بحث ميکنند يه دفعه مادر يکيشون مياد تو اطاق و ميگه بسه بسه پاشيد چقدر دود راه انداختيد بيخود اينجا بيکار نشستيد که چی بشه پاشيد يکی بره نون سنگک بخره يکی بره باغچه ها اب بده . البته با توجه به اينکه بعد از حمله به همه گروهها خودش هم با شيوه همون گروه ها دستور صادر ميکنه که الان وقتش نيست و در حالی که ميدونه کلی از امدادگران را حتی برای کمک به بم راه ندادند امريه صادر ميکنه که بريد کمک و در همان حال خودش وقتش را پای کامپيوتر ميذاره نه تنها همه کامنت ها را ميخونه بلکه يه اظهاريه بلند بالا هم تایپ ميکنه . در اين مواقع من فقط ميتونم بگم
ستاره خانم عزيز کسانی که در کشور هستند بسياری در حال کمک مستقيم و غير مستقيم هستند (یه محل می روند و يا کمک مالی و جنسی می کنند). در خارج هم دارند اين کارها را می کنند. اما هيچ چيز ید تر از تعطيل کردن بحث نيست. زيرا مساله بازماندگان زلزله، حالا حالا ها باقی می ماند (مسکن، کودکان بی سرپرست، بازسازی شهر و غيره). اگر بخواهيم اين کار به بهترين وجه انجام شود بايد بحث های اساسی سياسی بکنيم. اگر بخواهيم درس عبرت بگيريم و جلوی وقوع فاجعه اعلام شده در تهران را بگيريم، بايد بدوا مساله را از نظر سياسی پيش ببريم. منظور من سرنگونی نيست، تحميل اين اصل به اين رژژم وحشی است که جان آدم ارزش دارد و دولت مسئول مسائلی است که به عموم مربوط می شود (منجمله اصول مسکن سازی، سازماندهی گروه های امداد موثر و توانا). اين را بايد با اتحاد سياسی مردم و به زور به اين رژيم الاغ و ماقبل تاريخی تحميل کرد. در اين وسط حرفهايی که شما می زنيد از اين قبيل که همه جا زلزله می آيد و خيلی زيادی سياسی شده ايم و غيره، وافعا جز در خدمت رژيم و شانه خالی کردنش از زير مسئوليت نيست. خيلی بد است. فوق العاده.
ستارهی نازنين!(204)
پرچانه عزيز
نانای عزیز اگر آن انتقاد عنوان نمی شد- شما پاسخ نمیدادید و از نظر من یکجای این بحث ها میلنگید .پاسخ شما کاملآ واضح و مشخص موضع گیری ها را- از نظر من- شفاف کرد . مقاله جدید شبح عزیز "من متهم میکنم" بسیار جالب است و جای آن هم خالی بود. از هردوشما بسیار متشکرم.
دوستان عزیز و بخصوص خرس مهربان!
خرس مهربان عزیزم..
به خرس مهربان!
کنجکاو عزيزم راستش من از تو تعجب ميکنم که داری با منطق و دليل با بعضی ها برخورد ميکنی . نميفهمی کار از کار گذشته ديگه دوره متقاعد کردن گذشته . ولشون کن بذار رمل و اوسطرلابشون را بندازند و منطق های من در اوردی خودشون را در مورد هر پديده ای از کاسه کاسه ليسيشون در بيارن .
ارنستوی عزيز بايد توضيح بدی که منظورت از سياسی کاری چی هست .
به خرس مهربان من پاسخم را نگرفتم.
سلام کنجکاو عزيز
به خرس مهربان! اگر می توانی شماره 3 را در (193) روشن بنويس.
سلام دوستان عزيز . متاسفانه فاجعه بم ابعاد وحشت انگيزی به خود می گيرد ظاهرا همه غير مستقيم به ۵۰ هزار قربانی اشاره می کنند . امروز يکی از کانال های ترکيه زلزله ۶ ريشتری ژاپن را نشان داد که نه تنها خسارت جانی نداشت حتی خسارت مالی نداشت وبه ميهن بلا زده خود می نگرم که زلزله ای ۶ ريشتری با ان چه کرد .
پيام ۱۹۱ از من بود. در ضمن رفيق يادت باشد قبلا ناسزایی به من گفتی که زود خودت پشيمان شدی و معذرت خواستی. نمی دانم اين ناسزای فعلی تو را حمل بر خستگی ات کنم يا حس خود محق بينی هميشگيت.
شبح جان (۱۹۰): جنگ زرگری راه نينداز برادر. من نگفتم که بييست هزار کشته مهمه و پنج هزار کشته مهم نيست. حتی پنجاه کشته هم مهمه. من پرسيدم که اين رقم ها را از کجا آورده ايد. متاسفانه آمار کشته شده ها بسيار بيشتر از آن بوده که رسانه هاي جهان تا آن لحظه مخابره کرده بودند. ولی اين نه استدلالی است برای درستی حرف های شما و نه رد آن چه من سعی کرده ام بگویم. امیدوارم موفق شوی جان خیلی ها را نجات دهی.
پرچونهی گرامی (176)
کسانی که با مغلطه کاری و روکردن ارقام بی ربط می خوان دولت خاتمی رو بی گناه جلوه بدن اگه یه لحظه به وجدان خودشون رجوع می کردن دیگه ازین حرفها نمی زدن !! تو مرز بلژیک فرانسه اتوبوسی تصادف می کنه و چند نفر که اکثرشون تازه فرانسوی یا بلژیکی نبودن کشته می شن، ولیعهد بلژیک و کلی از کابینه بلافاصله می رن محل حادثه، اونوقت تو مملکت آخوند زده ما سی هزار نفر یه جا زنده بگور می شن و دو برابرش بی خانمان، ملای بی خاصیت خاتمی بعد از دوازده ساعت یه پیام آبدوغ خیاری می ده که بدرد عمه جانش می خوره اونم تازه تو جمع شرکاش نه در محل زلزله !!! اونیکی سید علی گدا که حتی حاضر نیست دو دقیقه از پای منقل پاشه نطق کنه !!! تا ریشه این حکومت فاسد تو اون مملکت خشک نشه هر روز باید مردم منتظر فاجعه از زمین و آسمون باشن. من شک ندارم الان آخوندها جشن گرفتن چونکه می دونن کشورهای دیگه بهشون کمک مالی می کنن و اونام سه شماره همه رو ملا خور می کنن . آخوند جَلَب دست بیل رو هم که بفرستی می خواد از ماتحت استعمال کنه !!! هیچی رو نمی ذارن به دست مردم برسه ، همه رو می ریزن تو هندق بلا !
چه گوارای عزيز ۱۸۶: حقيقتش اين که من این قصه را که شما گفتيد نشنيده بودم و قصدم هم از طرح مساله تریاک آسمان ريسمان بافتن نبود. من از سفرم به کرمان در سال قبل نوشتم و آنچه مشاهده کردم. طبعا برايم اين سوال مطرح بود که چطور می شود جلوی ترياک را گرفت. آيا اگر دولتی کارآمدتر سر کار می بود مساله فيصله می يافت؟ آیا می توان مرزها را کنترل کرد؟ گره کار کجاست؟ آيا بايد در صدد دولتی مقتدر تر بود؟ چگونه؟ به نظر من شما بيش از حد به دولت و توان آن در حل مشکلات اعتقاد داريد و محدودیت های دولت - نه فقط ج.ا. - را نمی بینید. اين بحث را فعلا همين جا خاتمه می دهم به اين اميد که به زودی به آن برگردم.
پرچونه بيخود حرفها را قاطی نکن حداقل با من يکی اينکار را نکن . حرف مخالف چيه .
نمی دانم چرا نوشته های دوستان من را بیاد یکی از حرفهای احمد شاملو می اندازد- شاملو میگوید سیاست آن چیزی نیست که ما میبینیم بلکه آن چیزی است که ما نمی بینیم . امآ آن چیزهایی که دوستان فکر میکنند که ما نمی بینیم: 1- دوست گرامی پرچانه از رواج بیش از حد تریاک در استان کرمان میگوید –بعدش هم میرود سر زلزله و خود می داند که آن تآثیر گذاری دیالیکتیکی را بر ذهن مخاطب یعنی ارتباط رواج تریاک و تلفات انسانی در کرمان خود به خود برقرار میشود بدون آنکه ایشان این ارتباط را ذکر کرده باشند. 2- دوستان دیگر بدون اینکه تآثیر بسیار مهم زلزله طبس و بویین زهرا و نا کارآمدی حکومت پهلوی در مواجهه با آن بحران ها را و البته کار آمدی نهادهای شهروندی آن زمان و تآ ثیر بسیار مهم این وقایع بر انقلاب 57 را ذکر کنند - مستقیمآ می روند سراغ تحریک احساسات و نمی دانند که مخاطب ممکن چیزی نگوید ولی نا خود آکاه این سیاسی کاری را درک کرده و عکس العمل نشان می دهد. به این هم میگویند بی صداقتی انقلابی در ارائه تحلیل مناسب. مثل اینکه کلی دشمن برای خودم درست کردم ! البته همه اینها ممکن است بدلیل فضای ناراحت کننده ای باشد که ناشی از این واقعه بوجود آمده است . آن چیزی که از نظر من محرز است ناکارآمدی ج.ا. در بررسی زیستگاهای شهری و روستایی در 25 سال اخیر است و همچنین نا کارآمدی ج.ا. در اقدامات موثر جهت امدادرسانی به زلزله زدگان ونا توانی در مدیریت بحران است.
۱۸۱ عزيز جان: هر کسی که مثل شما فکر نکرد لزوما خودفروخته نيست. شما حتی تحمل شنيدن حرف کسی را در وبلاگی که متلعق به شما نيست نداريد. وای به روزی که بتوانيد صدای ديگران را با گلوله خفه کنيد.
در ضمن پرچونه تو چه حقی داری که پيش بينی اينده را بکنی و تخم نا اميدی بکاری اگه تو مزدور رژيم نباشی مردم را تشويق ميکنی که فلک را سقف بشکافند و طرحی نو در اندازند . تمام دست اوردهای بشريت از انجا حاصل شده که ناممکنها را تجربه کرده ای ابله . ايده ال تو و اربابانت برای ايران يه شهر پيش سرمايه داری است که مردم مثل خر کار کنند و زالوهائی مثل شما بشينند تو قصرها وگذر عمر را ببينند مثل دوره قاجاريه .
گلکو جان (۱۷۸): نمی دانم از کجای حرفهای من بوی خوش بينی شنيده ايد يا من کجا گفته ام که مشکل مردم کرمان فقط حفظ ميراث باستانيشان بوده. من هم مثل شما در فاسد و نالايق بودن حکومت ايران هيچ شکی ندارم. ولی اميد ندارم که حکومت بعدی فاسد يا نالايق نباشد يا قادر باشد کاری کند که مسئله فقر حل شود و مردم ايران خوش و خرم بشوند. فرق من و شما اين است که شما فکر می کنيد اگر حکومت اراده کند می توان مسايل جامعه ای مثل ايران را سامان دهد ولی من چنين فکری نمی کنم. دولت کلید مشکلات ایران نیست. ولی مهم است. بايد دست از مبارزه نکشيد. باید به دولت فشار آورد. از دولت پاسخ خواست. هر دولتی هم که سر کار باشد. ولی نبايد از دولت انتظار چيزی را داشت که در توان آن نيست.
سياوش جان نيائی بگی من ارام و خونسرد نيستم
پرچانه خوب حالا برای من يکی روشن شد که تو هم از حوزه علميه ميائی و داری همون شر و ورها را برای انحراف فکر مردم قرقره ميکنی در پاسخ قسمت اول لجن پراکنی هايت بايد بگم يا کور و کودنی يا ماها را کور و کودن فرض کرده ای در باره قسمت دوم لجن پراکنيت بايد بگم که رژيمی که ۲۵ سال ازگاره که به تمام گستره های زندگی خصوصی مردم کار داره و انگشتش را حتی تو هرچه نه بدتر مردم هم کرده حالا نبايد راجع به خانه سازی برای مردم بدبخت که خصوصی است دخالت کنه در باره بخش سوم لجن پراکنيت هم که از سعيدک استمداد کردی و بحث فقر تئوريک را در ميان کشيدی بهتره همون بری با سعيدکها بحث کنی و پولی را به نوعی از دفاع از رژيم جانيان بهت ميدن حلالش کنی هموطنان باور کنيد بدبختی ما بيشترش زير سر اين خود فروختگان است .
عجب آشفته بازاری هست
سعيد کاش اينطور بود.
پرچانه گرامی دیگر چقدر باید بدبحتی سر این مملکت بیاید پرچانه عزیز؟مگر مردم ما حق زندگی انسانی را ندارند؟ چقدر عکس کشته و قبرهای دسته جمعی ببینیم؟ یا کشتار ۶۷ یا زلزله رودبار یا زلزله بم یا جوانان بر سر دار در حیابانها یا مراسم شلاق زدن و دست و پا قطع کردن؟
پيام ۱۷۶ از من يعنی پرچانه بود.
شبح (۱۵۳) و رهگذر (۱۲۱) عزیز: اول از همه خواهش می کنم اگر خطاب صحبتتان با من است با صراحت بنويسيد. من از بابت عقايدم شرمی ندارم. به نظرم بحثی که شما و دیگران طرح کرده اید سطحی و نادرست است. اگر شما هم بحث مرا نادرست می دایند به طور مشخص بنویسید با کجای آن مخالفید. پاييز سال قبل درست يک ماه قبل از خروج از کشور سفری به کرمان و جيرفت و بم کردم. روستاهای اطراف آنجا را هم ديدم. با کپرهايش و مردمی که چکيده رنج بودند. هنوز نگاه مردی که ما را به کپرش برد در خاطرم هست. زنی که پسرش در زندان بود حاضر بود عوض هزار تومان ارزش مندترین چیزش را به ما بدهد. با وجود فقر شدید، در هر کپری به شما ترياک تعارف می کردند، انگار که چای. سوال: آيا دولت می تواند جلوی ورود ترياک به کشور را بگيرد؟ به نظر من نه. ما همسايه دو توليد کننده عمده هستيم و کنترل مرزهای طولانی و کوهستانی شرقی کشور تقريبا غير ممکن است. به نظر من سعی دولت برای کنترل مرزها لزوما مفيد هم نيست. اقتصاد مناطق مرزی وابسته به قاچاق - نه لزوما مواد مخدر - است. پس من از دولت انتقاد نمی کنم که چرا کنترل مرزها را بیشتر نمی کند. این کاری است که از عهده دولت خارج است. ولی فکر می کنم ميتوان از دولت انتقاد کرد چرا به زمینه های گسترش اعتیاد نمی پردازد. چرا امکانات فرهنگی و ورزشی و تفریحی در دسترس جوانان نیست. چرا مانع از توزيع ترياک در پارک ها و اماکن عمومی نمی شود. و غيره. ولی حتی در این زمینه ها هم بايد به ياد داشت که راه حل آسان و کوتاه مدتی وجود ندارد. مشکل فقط فقدان اراده از جانب دولت نیست. تمام دولت ها(ی جهان سوم) از حل این قبیل معضلات در سطح دنیا ناتوان بوده اند. حتی نظریه پردازان علوم اجتماعی هم اعتماد به نفس خود را از دست داده اند و در بسیاری موارد نمی دانند چاره کار کجاست. برگردیم به زلزله. به نظر من دولت ایران نه مسبب زلزله بود و نه مسئول میزان بالای تلفات و خسارت به شهر بم. شهر بم شهری است باستانی با خانه های بسيار قديمی که در ساختمان اکثر آنها فلز به کار نرفته است. نظير اين شهرها در ايران يکی دو تا نيست. با اين شهرها چه بايد کرد؟ (سوالاتم را در پیام ۹۴ طرح کرده ام.) مقصر شناختن دولت یعنی این که دولت باید متمرکز تر شود و در تمام شئون زندگی مردم دخالت کند. ولی حتی این هم چاره کار نیست. دوستانی که به ترکیه رفته اند دیده اند که دولت ترکیه با تمرکز شدید و به قصد نوسازی در تمام شئون زندگی مردم دخالت کرده است و همه چیز را طبق الگوی غربی بازسازی کرده است. من سفری به قونیه رفتم. شهر قونیه کاملا زیر و رو شده. تمام خانه ها یک شکل. تمام خیابان ها یک شکل. کوچه ها و خیابان ها همه عمود بر هم. نظیرش را حتی در اروپا و امریکا هم نمی شود دید. این تصور دولت ترکیه از شهر سازی مردن است: افتادن به جان هر آنچه داشته اند، تخریب آن و ساختن خانه های یک شکل و یک اندازه. ولی آیا مسئله حل شد؟ زلزله ترکیه ۲۰ هزار کشته در مدرن ترین بخش کشور به جا گذاشت. چاره کار هر چه باشد تمرکز و دخالت دولت در حد و اندازه هایی که شما تصور می کنید نیست. حرف من این نیست که نباید از دولت ج.ا. انتقاد کرد. بلکه باید بدانیم از چه چیز انتقاد می کنیم و خواستار چه چیز هستیم. دولت بعد از انتقاب شما هم با همین مسایل دست و پنچه نرم خواهد کرد و دچار همان ناکارآمدی ها و ضعف هایی خواهد بود که دولت فعلی. چاره کار یک انتقاب دیگر نخواهد بود. بلکه تقویت نهادهای مدنی، فشار به دولت برای تمرکز زدایی و باز کردن مجاری تصمیم گیری به روی نهادهای مدنی، فشار به دولت برای پاسخ گو بودن، و نظایر این اقدامات. جان کلام این که راه میان بری وجود ندارد. دولت آرمانی هم وجود ندارد. هر دولتی هم که روی کار بیاید تا فشار مستمر از پایین به بالا نباشد پاسخگو نخواهد بود. اما نه نهادهای مدنی، نه دولت، نه خدا و نه شیطان، هیچ کدان «پاسخی» برای مصائب بی شمار زندگی مدرن ندارند. باید به فرایندهای تغییر امید بست، نه به تغییرات یکباره و گسست های قطعی.
سعيدک يه کرمی داشت از کنار بشقاب اسپاگتی رد ميشد يه نگاهی کرد و گفت به به اينجا عجب اورجی يی در جريانه . تو چرا دوست داری درسهات را به ما پس بدی همه ميدونيم که اينها تراوشات مغز خودت نيست همه را از کتابها ور ميداری و تایپ ميکنی
انهائی که از بين رفتند رفتند هرکسی با عقل سالم و وجدان از اين فاجعه رنج برد . بايد به فکر زنده ها بود. وقت و موقعیت را از دست ندهیم . مردم را حول محور نفرت از این جانیان متحد کنیم . چون این نفرت به درستی در قلب تک تک ما شراره میکشه .
اين مجتهد که فکر کنم از مجتهدان حوزه علميه قم است خيلی پرته . اقای مجتهد حرف شما مثل اين است که يکی ميرفت تو گتوهای يهودی های لهستان و بهشون ميگفت چرا لباستون اطو نداره و يا چرا خونه تون ريخت و پاشه .
دوست مجازی سياوش راستش من ترجيح دادم شما را تنها دوست مجازی بنامم اما گويا شما آن را حمل بر جسارت بی ادبی من ناميدي.. حرکت شما مراياد شنوده ای انداخت که چندوقت پيش در تماس با يکی از رادیو های خارج ازکشور اعلاحضرت رضا پهلوی را تنها رضا پهلوی ياد کرد ومورد هجوم افرادی قرار گرفت که قرابت نزديکی با حرکت شما داشت به هرحال از لطف شما سپاسگزارم
لازم است در اين ميان حداقل سعی کرد که امکانات خو د را در اختيار سازمانهايی قرار ندهيم که سر از اردوگاه هاي مزدوران رژيم در هر گوشه دنيا در آورد. بهتر است اين کار راتحت نظارت سازمان های بين المللی همچون صليب سرخ و هلال احمر و سازمان های غير دولتی انجام دهيم. در ضمن به کشورهای خارجی که می خواهند در اين امر کمک رسان باشند به قبولانيم که حکومت ايران در اين رابطه قابل اطمينان نيست و بهتر است کمک خود را در اختيار سازمانهای غير دولتی و بين المللی قرار دهد.
نادر بکتاش عزيز **************
خانم ستاره، شما حتما خيلی بيشتر از يک ثانيه پشت کامپيوتر وقت تلف کرديد. دوستان لطفا زيادی احساساتی نشويد(اين نوع احساسات معمولا دولت مستعجل است) . در فرانسه (احتمالا در ساير کشورهای اروپايی و کشورهای متمدن ديگر هم) تابلوهايی در تمام اماکن عمومی وجود دارد. رويشان نوشته شده است در صورت بروز حادثه، از قبيل آتش سوزی و توقف آسانسور در ميان طبقات و غيره، قبل از هر چيز خونسردی خودتان را حفظ کنيد. عقلايی ترين و خونسردانه برخورد و انتظار در زلزله بم، اين است که دولت بايذ نقشش را در سازماندهی حروج از فاجعه ايفا کند. دولت است که همه امکانات را دارد (وسائل ارتباط و حمل و نقل، توان مالی، رسانه های سراسری، اجازه ورود و خروج امدادگران خارجی و بيمارستان و نيروهای سازمانيافته و و و و )، اما دولت جمهوری اسلامی چکار کرده است؟ به هر سايت و راديو و تلويزيونی سر بزنيد خبر از بی کفايتی و کارشکنی اين جنايتکاران می دهند. چکار بايد کرد؟ بايد وسيع ترين اتحاد مردمی برای کمک را فراهم کرد : و نبايد توهمی داشت که تعاون و همبستگی انسانی در اين فاجعه عليه جمهوری اسلامی و عليرغم ميل او بايد پيش برود. امری است که ماهيتا، عملا و لحظه به لحظه سياسی و پر دردسر است.
حق دارين. همه حق دارين هرچی که بگين. فقط حالا نه ! خواهش می کنم حالا نه ! شما رو به هر کی که قبولش دارين بياين فرصتو از دست نريم . هر يک ثانيه ای که من و شما به حرف زدن بگذرونيم جون يه انسان ممکنه از دست بره . خواهش می کنم صرفنظر از هر عقيده و مسلک و گرايشی که دارين - اول بياين با تمام قوامون به داد مردم بم برسيم . بعد که کارمون تموم شد همه با هم می ايستيم و فرياد می زنيم . فحش ميديم . باعث و بانی اين فاجعه رو خونه خراب می کنيم . خوبه ؟! فقط خواهش می کنم حالا نه !
Atash عزيز، متاسفانه شما دوست گرامي هنوز اين ادب و آداب را نياموختهايد كه افراد را ميبايد با نامي كه خود را با آن مشخص كردهاند، بناميد، و ميبايست آن را به شما تذكر و ياد داد. دوست من شما لازم نيست حتا اگر مايل بوديد شخص را با يسوند عزيز و يا جان و هرچه كه، در بحث نشاني از مدنيت و نه خشونت را برساند، مخاطب خود را خطاب كنيد. مگر نه اين كه نوشتن نام از براي مشخص نمودن خود از ديگري است و بس، وگرنه ميشد به همان شماره هم قانع بود. و باز متاسفانه شما نه تنها استدلال مرا در كامنت ۱۵۰ ناديده گرفتيد، بلكه بدتر از آن مجبور به حذف و تحريف گفتههاي قبل خود هم شديد. ييشنهاد ميدم كه يكبار ديگر كامنت ۱۴۹ خودتان"وقتی شکم گرسنه است وبی خانه مان هستيم ميراث فرهنگی به چه درد آيد!! ؟" را با كامنت ۱۶۶ باز خودتان"حرف من اين است حالا که مسئولان در اين موقعيت به فکر بازسازی وترميم ساختمان ارگ افتادند وقول آن را هم پيشاپش دادند چرا قول ندادند تا منبعد برای مردم خانه های امن ومحکم بسازند ؟؟" مقايسه كنيد، تا به اين امر يي ببريد. آتش عزيز، ببين استدلال خودت را"راستش من دلم برای آن خرابه نمی سوزد دلم به حال مردمی می سوزد که در همان خرابه سالها کارکردند اما از خودشان يک خانه درست وحسابی نداشتند ". دوست من اگر مردم زحمتكش در خرابه زندگي ميكردنند و ميكنند، چه تقصيري را ميتوان براي ميراث فرهنگي يك ملت قائل شد. آيا اين يك نگاه انحرافي نيست؟ مگر ميراث فرهنگي ما، حال اگر كمونيست و يا هرچه ايست و ايسم هم باشيم، نشان از هويت ما ندارد. براي نمونه شما كرد هستيد، لباس مليت شما مشخص كننده آن است، زبان، نشانهاي تاريخي و آثار آن، معماري، ادبيات، جغرافيا، و غيرو، تمامي بخشي از هويت شما را به من نوعي كه از خوزستان و يا گيلان هستم منتقل نميسازد. اين گستردهگي نه تنها عامل بازدارننده كه خيليها بوق مدعي آن را ميزنند، ندارد، بلكه نشان از رشد و سازندهگي به همراه خواهد داشت. براي كسب يك گاوي كه بتواند بازده شير بيشتري داشته باشد، از تكنيك چندگانهگي گاوان، متخصصان اين علم از آن بهره ميبرنند، حال كه ما انسانيم و نياز به تاريخ و آثار مثبت آن، تا بتوانيم بر يشتوانه آن زندگي بسازيم كه در آن رفاه و امنيت و آسايش حكمفرما باشد و نه اين كه مانند يوگسلاويا به نابودي و نفي يكديگر. اگر براي شما ارزشي قائل نبودم، مطمئن باش كه جوابي به اين بلندي و حتا كوتاه هم برايت هرگز نمينوشتم.
دوست مجازی ۱۵۰
اسامی مجروحان زلزله در بيمارستانهای مختلف در این آدرس :
با عرض ِ تسلیت به همه، کمی به خاطر ِ مرگ هموطنهایمان و بیشتر به خاطرِ اینکه گذاشتهایم این بلایا را سرمان بیاورند؛
* سياوش جان؛ ممنون كه بالاخره محدوده و مقصود مطلب منرا فهميدي. بطور كلّي زمينلرزه يكي از فاجعه بارترين حوادث از انواع طبيعيش است و معمولاً در خطوطي، فالت لاين، حادث ميشود كه صفحات تكتونيك زمين يا با هم تلاقي مي كنند، يا از هم جدا ميشوند و يا بر هم ميسايند. حالا اين در واقع انواع سه گانه مزبور است كه تعيين ميكند شدّت بزرگي ابعاد زلزله و فجايع انساني/مالي كه تبعاً مي آفريند. در حين جابجائي و حركات صفحات فوق نسبت به وضع قبليشان پتانسيل عظيم جمع شده در زير اين صفحات (كه معمولاً يا حاصل فعّاليتهاي آتشفشانه در مجاورت كوه هاي فعّال مزبور است يا غالباً حركات طبيعي صفحات بر روي گوي سيّال مذاب زمين كه در ضمن خيلي جالبه كه حرارتش از سطح خورشيد هم بيشتر است) بر اصطكاك ميان آنها قالب ميشود و اگر صفحات در حالت هندسي شاخ به شاخ با هم داشته باشند آنگاه زلزله پديد مي آيد. ميدانيد كه قارّه ها در واقع همين صفحات تكتونيك هستند و شكل و قواره و دوري و نزديكيشان نسبت به هم در طول تاريخ تكامل زمين بارها تغيير كرده است. قارّه ها بر روي گوي مركزي مذاب زمين واقعند و اتّفاقاً اكثر زمين لرزه ها در درياها، حدّ فاصل هندسي/فيزيكي قارّه ها، اتّفاق مي افتد و ما آنرا در شكل ”تسونامي، واژه اي ژاپني بمعناي سايزميك موج دريائي“ مشاهده ميكنيم. بطور كلّي پوسته سخت زمين را شش صفحه بنام ليثوفريك يا تكتونيك تشكيل ميدهند. ”فوكاس“ اصطلاحيست فنّي كه به مركزيّت رهائي انرژي يا ثقل آن در زير اين صفحات اشارة دارد و معمولاً در عمق صد كيلومتري نسبت به سطح زمين هستند؛ حالا درست نقطه متناظرش بر روي سطح همين صفحات را بهش ”اپي سنتر“ زلزله ميگن. موجهاي زلزله، امواج سزميك، از نقطه فوكاس بطور يكسان در همه جهات منتشر ميشوند. باري، سه نوع انتشار يا موج داريم:
گلكوجان؛ لينكها و مطالب مأيوس كننده و نيمه پر استكاني كه بزعم كوژ خودت از واقعيّات بدست ميدي بهيچوجه سازنده و مناسب حال و روز منافع بميهاي كشورمان نيست؛ ضمن آنكه گاه شانه به دروغ و شايعه نيز ميزند. مديريّت و هماهنگي نيروهاي امدادي بوقت فاجعه حتّي در پيشرفته ترين كشورها، مثل همين ژاپن با آنهمه تماريني كه براي مقابله با اين اوضاع دارند، يك چالش عمده است. تمام جهان از برخورد مسُّ مس بازي، گوزو گوزو بزبان ژاپنيها، انتقاد كرد؛ چه از عدم درخواست كمكهاي امدادي و چه در تقصيرشان به اعزام دير وقت آن تيمها به شهر زلزله زده ”كوبه“. فساد دولت بووكراتيك گندش به آنجا رسيد كه ”ياكوزا=مافياي ژاپن“ پيشقدم امدادرساني شد و خيمه ها برپاپا كردند و غذارسانيها نمودند و الخ! و شاهد اعتراضات و تظاهرات مردمي بسيار آن شهر در مواجهه با هپل و هپوئي دولتشان نيز تا ماهها بوديم. اگر اداره كشور بدست امثال تو و سازمانت، شوراي ملّي مرده مقاومت، بود مطمئن باش وضع بدتّر ازينها ميشد. الان بر روي بيچارگي مردم بَم بناي هوي و هوسهاي پيشبرد اهداف سوخته مجاهدين خلق را نريز. آن روش و آن رهبري و آن فرم سازماندهي مرد رفت و حاملانش آواره شدند. بگذار مردمان بر روي نجات يك تن هم كه شده از آسيب مرگ حتمي متمركز بشوند. فعلاً يك كم ساكت باش؛ پر حرفي نكن چون بيشتر اپورتونيسم ارزان و خطرناك خودتو بنمايش ميذاري تا غمخواري و كذا و ...! مادر بزرگ عزيزم؛ هر نكته مكاني و هر سخن جائي دارد. الان بحث پولتيك و مخ زني آنهم در بدترين شكلش كه تو در قالب چهارتا شعار سوخته سازماني ارائه ميدي نيستش؛ وقت امداد است و فهم اينكه زلزله چيست و در كشوري زلزله خيز آموزش نسبت به آن چقدر حياتي و ضروري است ؛-(
منازميان زلزلهزدگان ميآيم
اينها را هم بخوانيد: http://www.jonge-khabar.com/hafteh/doshanbeh/0710ilnaz6.htm
دوستان
شبح عزيز-
كمكهاي مردم ما مي تواند نجات بخش باشد .مردم كمك كنيد كه كودكان را ياراي مقاومت در سرماي كوير نيست . عکسی در وبلاگم گذاشته ام که مرا ساعتها در اشک غرقه کرد
ای کاش مبارزه بشر با طبيعت بود و وحشتهاش از ناشناخته ها. ولی دوستان با کمک هم به رژيم اين خونخواران ماقبل تاريخ خاتمه خواهيم داد . به اميد پيروزی
شبح عزیز! شرمنده دشمنت که با غارت کشور و بیکفایتیاش در ادارهیِ امور، زمینهیِ چنین فاجعهای را فراهم میکند. و شرمنده من که باید از دور، تنها نظارهگر باشم. حتا نتوانم داغداری را در آغوش بگیرم و با هم بگرییم. سال ۴۸، در زلزله فردوس و کاخک و گناباد، من به چشم دیدم که تسلایِ فشردن یک دست، و یا فشاندن قطره اشکی با بازماندگان، بر پیکر عزیزی که برایِ همیشه خفته است، چه نیرویی دارد. ما را هم، همدرد و همراه خودت بدان شبح عزیز!
ببخشيد که به جای ايميل از اينجا استفاده ميکنم....لطفا اگر ميشه برای اطلاع دوستان از ليست مجروحين و همچنين مکان مجروحين به اين آدرس لينک بدهيد:
دوستان عزيز!
عکسهای اختصاصی روشن از مراسم تجمع وبلاگنويسان در حمايت از زلزله زدگان در اين آدرس :
مراسم تجمع وبلاگنويسان در پارک نظامی برگزار شد... استقبال مناسب بود ولی فوقالعاده نبود ... وقتی بابک ميزان هدايای نقدی رو خوند کم مونده بود شاخ دربيارم ... يک ميليون و صد هزار تومان طی ۲ ساعت! قرار شد بچهها با اين پولها وسايل ضروری(آب معدني - کنسرو غذا - پتو - بخاری - شيرخشک و ...) بخرند و از طريق هلالاحمر به بم بفرستند. دارم عکسها رو آپلود میکنم. بمحض آپلود شدن عکسها لينکش را اينجا میگذارم....
آتش عزيز، اين كه شما ميراث فرهنگي را نميخواهيد، دليل نميشود كه كل ايران با شما موافق باشند، كه اگر به اين گونه هم باشد، باز مردم در اشتباهن، به همانگونه كه 99% به اين جمهوري و اسلاميش راي دادنند. دوست گرامي، ميراث فرهنگي و آثار آن يكي از منابع مهم براي به دست آوردن ارز خارجي است كه از توريستها حاصل ميشود. اين امر در فرانسه و ايتاليا و بگير تا آخر، امري شناخته شده است و با اين درآمد كلي از بودجه دولت و شكمهاي گرسنه سير خواهند شد. خوب شد حالا شما رئيس سازمان ميراث فرهنگي نيستيد وگرنه همه را براي سيري شكم ميفروختيد و علي ميماند و حوضش. به گمانم شما با يك ديد ايدهئولوژي به اين مسله بيشتر نگاه ميكنيد و به اين نتيجه رسيدهايد. مسله بازسازي و مرمت ارگ بم در اولويت قرار نخواهد گرفت و اين آقازاده بهشتي مطمئنن دندان تيز كرده براي كمكهاي مالي كه از يونسكو قرار است گرفته شود.
.. همه شماها دوستان حرف های مرا کامل تر وبهتر تر بيان کرديد البته حساب آن تعداد که اب تطهير روی دست های کثيف حکومت می ريزند جدا می دانم ..
در اين شکى نيست که طبيعت به انتظار ما انسانها نخواهد نشست و سير طبيعى خود را طى ميکند. ما را غافلگير ميکند و خيلى وقتها جانمان را ميگيرد. ولى طبيعت را امروزه انسان، با امکانت پيشرفته، پيشبينى ودر مواردى هم مهار ميکند. مرگ بيش از ٢٠٠٠٠ انسان را ميشد به ٢٠٠ و يا ٢٠ تقليل داد و يا اصلا شايد ميشد جلو مرگ حتى يک انسان را در اين زلزله گرفت. ديوارهاى کاهگلى شهر بم که با زلزله که سهل است با باد تندى و فرياد بلندى فرو ميريزند معلوم است ٢٠٠٠٠ جان ميگيرد. اگر حکومت دست من و همنوعان کارگرم بود ٢٠٠٠٠ انسان نمي مردند. خونه ها را بهتر و محکمتر ميساختيم. بجاى کاهگل و چوب از آهن و بتون استفاده ميکرديم. ٦.٣ ريشتر براى اروپا و آمريکا چيزى نيست و آمار تلفات هم به تعداد انگشتان نميرسد. ولى زلزله اى با همان قدرت در ايران يک شهر را با خاک يکسان ميکند. و تازه بدتر از همه اين را کار خدا ميدانند و ميگوييند که "خدا بنده هايش را دارد امتحان ميکند" . اين خواست خدا بوده . مگر دستم به اين خداى قاتل نرسد، خودم کلبچه در دست بجرم قتل و عام انسانها تحويل دادگاه ميدادم. جمهورى کثيف اسلامى بطور غيرمسثقيم بيش از ٢٠٠٠٠ انسان را کشته است. مسئول جان اين انسانها دولت است. ميتوانستند جلو مرگ اين همه انسان را بگيرند، ولى نگرفتند و حال " اين کار خداست " جوابشان است. اين يکى ديگر از چهرهاى کريه حکومت الله بود، جان انسان پيش اين جانيان اسلامى ارزشى ندارد. يک شهر را کشتند و با خاک يکسان کردند. ناسيوناليسم ايرانى هم تازه نگران آثار باستانى بم است نه مرگ بيش از بيست هزار انسان. شرم آور است جدا. نبايد بگذاريم اين سرنوشت فردا دچار شهر ديگرى بشود. ممکن است اين حرفهاى من واسه بعضيها عجيب باشد که زلزله چه ربطى به حکومت دارد. ولى با کمى تعمق ميشه فهميد. من تنها به گوشه اى از آن اشاره کرده ام. خودتان عمق مسئله را بشکافيد.
شبح جان سلام...
سعيد عزيز، ممنون براي توضيح و تفسيري كه دادي. حقيقتش يادداشتي و يا كامنتي(۱۱۷) را كه من نگاشتم از باب طبيعي بودن و به دنباله آن بلاي آسماني بودن(البته منظور شما اين نبود) زلزله بود كه نوشتم، وگرنه شما قبل هم در اين امر تذكر و توضيح داده بوديد كه با سياستهاي رژيم سرخوش نداريد، وانگهي اگر دولت اسلامي هم به مذاق شما، ميتوانست خوش بيايد، تنها اينجا براي بحث و گفتوگو ميباشد و نه به قول شما يرتاب كردن تخممرغ گنديده، به عبارت ديگر با منطق و بحث اصولي و به دور از تعصب و دگمانديشي، ميتوان به مقصد رسيد به غير آن، دوباره در دام تداوم جهل و دورزدن بر محور آن تنها كاري است كه شاهد آن خواهيم بود.
برایِ عبرت : تهران-خبرگزاري كار ايران كمكهاي بي دريغ مردمي به پايگاههاي جمع آوري سرازير شده اند اما گويي مسوولان قصد ندارند اين كمكها را به دست مردم آسيب ديده بم برسانند.
دیروز رودبار امروز بم فردا ؟؟؟؟؟؟ اگر چه نمی شود جلوی زلزله را گرفت ولی می شود با رعایت و اصول استاندارد ساخت و ساز تلفات و خسارت را به حد اقل آن کاهش داد . اگر زندگی کردن را حق خودمان می دانیم مرگ يک بار شيون هم يک بار !
دوستان خوبم! در پاریس هم مثل همهجایِ دیگر کوششهایی دارد میشود. کمیتهای که از افراد مورد اعتماد مردم تشکیل شده است، قرار است حسابی بانکی به نام قربانبان زلزله بم باز کند تا کسانی که خود مستقیمن نمیتوانند کمکهایِشان را به نهادهایِ غیردولتییِ مورد اعتماد در ایران برسانند، از طریق این کمیته عمل کنند. متاسفانه این روزها همهیِ بانکها تعطیل بودهاند. یک خبرنگار فرانسوی امروز میپرسید در ایران زلزلههای زیادی رخداده، چه شده که چنین همبستگییی اینبار مشاهده میشود. گفتم همبستگی مردم در لحظههای دشوار همیشه بوده، شاید امروز امکان انعکاس آن بیشتر است. شاید هم خشم مردم از فساد و بیکفایتییِ جمهوری اسلامی باعث چنین جوششی شده است. و شاید هم امید به اینکه این فاجعه، آغاز فروپاشییِ جمهوری اسلامی باشد تا یک جمهورییِ منتخب مردم و متکی به مردم، از تکرار این فاجعهها جلوگیری کند!
سياوش جان؛
از ماست که بر ماست ...... انتقادات وارد بر رژيم به کنار . ملت ما در اين صد ساله ی اخير چه می کرده است ؟ جای تأسف است كه هنوز حتي يك تشكل سازمان يافته ي غير دولتي براي امداد و نجات وجود ندارد . در اين سالها انديشمندان و متخصصين ما چه مي كردند ؟ چند مقاله و كتاب در رابطه با زلزله و راهكارهاي عملي پيشگري از خرابيهاي آن نوشته شده ؟ چند تشكل غير دولتي براي نظارت بر امر ساخت و سازها و ارائه ي پيشنهادات و انتقادات وجود داشته ؟ ايجاد تشكلي هاي غير دولتي براي كاهش آلودگي هوا _ امداد و نجات _ نظارت بر ساخت و سازها _ مهار تصادفات رانندگي و امثالهم هيچگونه هزينه ي سياسي اي در بر نداشت و ندارد ما مي توانستيم چنين كنيم و نكرديم . تشكل هاي غير دولتي در هر زمينه اي مي توانند با ايجاد شاخه هاي مطالعاتي و تحقيقاتي _ نظارتي _ اطلاع رساني و امثالهم نقش مهمي در افزايش سرمايه هاي اجتماعي داشته باشند . بهتر است به جاي ماهيگيري سياسي كمي هم به نقد عملكرد خويش بپردازيم . وقتي ملت به فكر خودش نيست از حكومت چه انتظاري مي توان داشت ؟!
راديو فردا: "از امروز سازمان ملل کار هماهنگی گروه های امداد در بم را به عهده گرفت."
سلام شبج جان. من هم کشته شدن تعداد زيادی از مردم بم را تسليت می گويم. طبيعت بی رحم نيست. آن بی رحم است که همه چيز را برای خود می خواهد و باعث چنين فجايع انسانی می شود. اميدوارم روزی برسد که همه در ؛يک دنيای بهتر؛ زندگی کنيم! به وبلاگ من حتما بيا. بغل وبلاگ قشنگت من رو هم بلينک . مرسی عزيز
رهگذر ثانی:
رهگذر ثانی:
با اجازه شبح عزیز که خیلی مخلصشم در یک جمع بندی کلی میتوان شاخص های فکری زیر را در اظهار نظر های انجام شده عنوان کرد: 1- دولت موظف به تهیه مصالح مقاوم در مورد زلزله و فراهم آوردن امکانات لازم شامل کادر های مهندسی جهت مراحل طراحی و اجرای در بازسازی و دوباره سازی مناطق زلزله خیز ایران است. مناطق زلزله خیز طیف وسیعی را شامل می شود . طبق این گرایش --که من نیز موافق با آن هستم-- جمهوری اسلامی موظف بود طی 25 سال گذشته بررسی های لازم نه فقط از طریق تهیه استانداردها و تدوین آنها بلکه از طریق پیگیری مداوم و بررسی کلیه مناطق مسکونی ایران از جمله تهران به این امر مهم بپردازد. از نظر این طیف فکری هزینه های سر سام آور این امر نه تنها موجب کاهش رشد اقتصادی نخواهد شد بلکه در دراز مدت اثرات مهمی در ایجاد فضا یی سالم و خلاق در حیات اجتماعی ایران خواهد داشت. خلاصه اینکه بی مسئولیتی و فرافکنی جمهوری اسلامی در امر زلزله مانند کلیه امور مشخص و واضح است. مثال بسیار مشخص آن صرف هزینه های سرسام آور جهت تاسیسات اتمی ایران است که نه تنها رفاه و امنیتی ایجاد نمی کند بلکه کشور های امپریالیستی در هر زمان از حیات سیاسی ایران (حتی پس از تعویض جمهوری اسلامی) می توانند با دستاویز قرار دادن آن به کشور ما آسیب برسانند. 2- دولت میبایست نقش هماهنگ کننده داشته باشد و بتدریج با بالا رفتن در آمد سرانه و وضعیت معیشتی و فرهنگی مردم این مشکل حل خواهد شد(احتمالآ ظرف 250 سال آینده). نقش دولت میبایست کم رنگ تر شود تا موجب شکوفایی اقتصادی و راهیابی ایران به جهان مدرن باشد. گرایشات تندرو این تفکر که خوشبختانه در این وبلاگ موجود نیست معتقد است زلزله و بلای طبیعی مشابه پا رامتر مهمی در کنترل جمعیت خصوصآ کنترل جمعیت فرودست می باشد . از نظر این گرایشات تندرو با از بین رفتن هر چه بیشتر لایه های زیرین جامعه امکانات لازم برای لایه های مفیدتر مهیا میشود. 3- زلزله بلایی طبیعی و هولناک است مقابله با آن مانند سایر بلا های طبیعی امکان پذیر نیست . چاره تغییر مکان از مناطق بلا خیز به مناطق امن تر میباشد. این گرایش دستاورد های جدید مهندسی را در جهت کاهش آسیب های زلزله نفی میکند. 4- ایران منطقه ای بلا خیز است . مهم این است که با مشارکت خلاق به کمک بلا دیدگان رفت.
دوست گرامی پر چانه (۹۵)
دوستان گرامي،
اطلاعيه کميته هماهنگي سازمانهاي غيردولتي زنان: همه جاي ايران سراي من است
فکر کنم من کمی هنوز از اين واقعه گيج هستم و شايد قضاوتم از كامنت 123 اشتباه بوده و منظور از نويسنده آن از اينجا، ايران بوده است و نه اين نظرخواهي. اگر اين گونه بوده از آقاي بلكمك معذرت ميخواهم و اميدوارم كه اين توضيح قابل رفع سوتفاهم شده باشد و از شبح عزيز خواهش ميكنم كه اگر امكان دارد، اين كامنت را ياك كند.
آقای بلکبورد و يا بلکمک، منظور از"تنها چيزی که در اين جا ارزش ندارد جان انسانهاست و ديگر هيچ!"، چيست. با چه معيار و سنجشي به اين نتيجه رسيديد كه من نوعي(كه در اينجا حضور داشتم.) براي انسان و خودم هيچگونه ارزشي قائل نيستم. متاسفم براي شما با اين ديد تنگ و متحجري كه كاري به جز اين كه ييامهاي تلگرافي بيان داريد، نداريد. چهگونه شما به خود اجازه ميدهيد كه ديگران را توهين و تحقير كنيد و ككي ازتان گزيده نشود. تنها دليلي كه ميتوانم براي اين برخورد شما بيابم اين است كه شما يك انسان كاملن تحقير شدهاي هستيد. از شما خواهش ميكنم كه از همه ما عذرخواهي كنيد وگرنه حدس من و ديگران به واقعيت نزديك خواهد شد.
رهگذر جانم!
اين گزارش واره را هم اينجا بخوانيد: "سفر
AUTHOR:
رهگذر ثاني عزيز
بلک مک عزیزم! سپاس. امیدوارم عیسی را پیدا کنم. چقدر دلم میخواهد دستهایِ غولوارش را در دستهایم بگیرم و جان تشنهام، مهربانییِ وجودش را از گرمایِ دستهایاش بنوشد!
ضمنا یک خبر تاثر انگیز اینکه مادر شهید حمید منتظری ( احتمالا خیلی از دوستان حمید منتظری را می شناسند سال 67...) در زلزله بم زیر خاک مدفون شد و به حمید پیوست...
در ضمن رفيق عزيز رهگذر ثانی چون هيچ محلی برای تماس باقی نگذاشتی برايت می نويسم که دوست مشترکمان که قبلا از من پرسیده بودی تا جايی که من خبر دارم در بلژيک است اميدوارم بتوانی او را پيدا کنی...
تنها چيزی که در اين جا ارزش ندارد جان انسانهاست و ديگر هيچ!
روشن عزيز، از پشت کامپيوتر نه می شود امداد سازماندهی کرد و نه انقلاب. می شود حداقلی را به پيش برد که آن هم انجام شده است : بالاخره نهادها و افراد و رانده وو هايی اعلام شده اند برای ارتباطات و عملی کردن کمکها، از آن بيشتر نميشود کاری کرد. اينجا می شود فقط بحث کرد. و طبيعی است که به دنبال زلزله بحث به سياست و مسئوليت رژيم در اين فاجعه و راه حل کشيده می شود. بحث من و گلکو از نطر من بسيار با ربط بود. ايشان علاقه ای به ادامه نشان ندادند و بحث تمام شد. اما اين همبستگی عظيم جهانی برای کمک به زلزله زدگان نشان داد که من اشتباه نمی کنم. اگر جمهوری اسلامی برای پيشبرد اهداف جنايتکارانه اش به جنبش های اسلامی و تروريستها کمک می کند آلترناتيو در مقابل آن دفاع از خودخواهی ملی نيست (کاری که گلکو می کند)، بلکه پافشاری بر دوستی و همبستگی بين مردم سراسر جهان است. گويا بيست کشور در هر حال کمک به ايران هستند. روشن است که برخی از آنها اهداف سياسی هم دارند، اما من اعتقاد دارم که در مواردی مانند فجايع طبيعی امداد و همبستگی بين المللی يک نرم و دستاورد بشری شده است و بايد به آن احترام گذاشت و آن را ترويج کرد. پيشنهادی به دوست عزيز سعيد
من فکر میکردم فاجعهای به هولناکییِ زلزلهیِ بم، بعضی از ما را شرمگین کند. اما میبینم چنین نیست. و صمیمانه باید بگویم از این بابت در شگفتم. روشن عزیز میگوید به یاری آسیبدیدگان زلزله بشتابیم. موافقم عزیز. اما گفتوگویی از سر درد، و برایِ پیشگیری از تکرار فاجعه، خود یاری به قربانیان این فاجعه است! شاید بهتر باشدَ شبح متن تازهای بگذارد با مضمونی در این مایه : دوستان(سختم است به کار بردن این کلمه!) تا این پیوند به وجود نیاید، آن رشد فرهنگییی که میگویید سرابی بیش نیست. خاک پاشیدن به چشم مردم است. دانسته، یا نادانسته، آب به آسیاب «اقتصاد مال خر است» میریزید. آسیابی که سالهاست با خون جوانان این مردم چرخیده است. آسیابی که فاجعههایی چون فاجعهیِ بم را میآفریند! مستید و منگ
دوستان هيچ يک از حرفهائی که من در چند کامنت گذشته نوشتم شعار نيست و من سرسختانه بهش اعتقاد دارم . بريزيم بيرون اين مادر سگ های غريبه را از ميهنمون.
دوستان منظورتون کدوم احساس مسئوليت است اين کثافت حق نداشته که پاشو تو کشور
به ياد داشته باشيم طبيعت با ما مهربان است. اين ماييم که بايد زمينه های پيشگيری از اين فجايع را بوجود آوريم . کافی است مقايسه ای آماری کنيم بين تلفات در کشورهايی که حکومت هایشان حداقل خود را مسؤل جان ملت خود می دانند با کشور خود.
سعيد عزيز، اول اين كه اين حادثه در عين حالي كه طبيعي بود، طبيعي هم نبود كه چندين هزار نفر با همه اين تكنيكهاي ساده و قابل اجرا در سرزمينمان براي جلوگيري از اين نوع حوادث جان بدر برند. خودت خوب ميداني كه در ژابن هر ساله زلزلههاي با اين شدت، كمي بيش و كمي يس رخ ميدهد و هيچگونه نشاني از اين كشتار طبيعي به قول شما جايگاهي نخواهد داشت و به هماين منوال در ديگر كشورها كه حاكمان دلسوز و خردمندي بر سر كارها جاي دارنند. حادثه در كشور ما و ژابن نوعي، يكي است، اما تخريب و ويراني از طبيعي تا غيرطبيعي، تفاوت نشان دارد. از ديد يك كارشناس اينگونه حوادث طبيعي و فاجعههايي در اين حد، در درجه نخست، فاكتور مقصر و قابل سرزنش، بيمسئوليتي مسئولان و ادارهكنندهگان يك جامعه به حساب خواهند آمد و نه غير(براي نمونه تقدير الاهي). و بد نيست بدانيد كه هماين چند وقت بيش آقاي وليفقيه حدود 6 ميليارد دلار از حساب ذخيره ارزي را كه از ماتفاوت قميت بالاي فروش نفت به دست آمده بود، بالا كشيد و به دست عمال خود و سياهياسداران نظامش واگذار كرد كه به گمانم صرف خريد تجهيزات اتمي و ديگر وسايل كشتار جمعي نمود. حال يرسش اين است كه اگر اين يولها و دلارها كه از ذخاير و منابع ملي اين سرزمين و فروش آن به دست آمده، آيا بايد اين گونه حيف و ميل شود و نتوان با آن مصالح ارزاني به دست مردم شهرها و دهات زلزلهخيز واگذار كرد و يا وامهاي در اختيار اين مردم قرار داد تا اين گونه فاجعههاي دردناك و غيرقابل تصور به وجود بيايد. آمار به وضوح نشان داده شده كه تكنيك و ابزارهاي مفيدي براي جلوگيري از اين نوع حوادث در جهان قابل استفاده بوده و آن هم با صرف سرمايه و وقت خيلي ناچيز، و تعجب من از شما اين است كه چهگونه شما كه مو را از ماست بيرون ميكشيد، اين ملاقه به اين گندهگي را نميتوانيد از اين ظرف ماست برداريد. به گمانم كه جان انسانها در اين جمهوري آخوندي و مرگ، بهاي ناچيزتري را طلب ميكند كه اين گونه با جانها و ثروت مردم به بازي گرفته ميشود. راستي سعيد عزيز، گدابازي را بگذار به كنار و تسليت به تمامي انسانهاي بده كه از اين مصيبت به حق دل خوني دارنند و نه تنها به عزيزاني كه تنها وابستهگي فاميل و خانوادهگي داشتهاند(البته اگر منظور از عزيز از دست دادن، فاميل كه در فرهنگ ما به اين گونه برداشت ميشود، باشد.). ممنون!
۱. تسليت به همه آندسته از هموطناني كه عزيزي را در جريان اين حادثه طبيعي از دست دادند.
حالا افتادم به پرگوئی ولي باور کنيد اگه حتی يکی از شما با من موافق باشه برای من لذتيست بی نهايت چون با خودم ميگه حداقل يه همدرد و يه همراه دارم . بنظر من نااگاه اينطور ميرسه که مردم ما يه جوری قفل شدن . برای شکستن اين حالت من فکر ميکنم بايد با کودتای بر عليه مصدق در گلوی مردم ايران يه بغضی نشست که تا رسيدن به يک حکومت مردمی نخواهد شکست حالا از هر گروه و دسته و حزبی هستيد اين يادتون باشه بايد مردم ايران صاحب يک جکومت مردمی بشن بنابراين از حالا به مردم ايران قول بديد که حکومت بعدی يه جکومت ائتلافی از همه گروهای اجتماعی خواهد بود بريم بسوی رهائی و شاد نمودن ملت اسير و ناشادمان .نانا هرکی هم که ميخواد ميتونه منو با کامنت هاش مسخره کنه من اهميت نميدم .
در ضمن اون پاکی که در کامنت پائين پاکی در مقابل نجسی نيست چون من به دين و خدا اعتقادی ندارم بنابراين تف ميکنم به صفتهاشون مثل گناه و پاکی و ..... پاکی من به معنای ( پيوريتی ) انگليسی است که معنای صافی و نابی و خلصی را ميده .
یادی از گذشته.. یک خبر قدیمی.
بذاريد اينطوری بگم هر قطره اگاهی که شما به مردم بديد مانند قطره ای از روغن است که اتش خشم و نفرت مردم را شعله ورتر ميکند . از شعله ورتر کردن خشم مردم نترسید انفجار را نزدیکتر میکند برای من و همه شما و همه ملت ایران مرگ شرف دارد به این نوع زندگی
به کسانی که درخواست ميکنند افراد با يکديگر بحث و منازعه نکنند. دوستان گفته ای هست که براتون مينويسم بسيار سخت است که مردم را حول محور عشق جمع کرد . اين فاجعه ای که رخ داده بسيار جانگداز بود و يک ملت را عذادار نمود ابعاد اين فاجعه انقدر بزرگ بود که از ديروز هر امريگائی مغازه دار و کاسب وقتی مرا ميبينند بی اختيار تسليت ميگند و اظهار همدردی ميکنند . اين موقعيت خوبی است . دوستان صلح طلب و اصلاح طلب هم بخاطر داشته باشند که ملت ما ميخواست که حول محور عشق جمع بشه ولی اين جانيان محور نفرت را به زشت ترين شکلش بما تحميل کردند .
به Hishkas سياست گريزی عين سياست است. اما آدم های چون تو می خواهند سياست را به شيوه خودشان پيش ببرند.
کنجکاو عزيز..
روشن جان نوشته (98) را به خوان.
نوشته (104) از من است
پرچونه و کنجکاو !
باز هم برای پرچانه! The European Union has pledged almost $1m in aid to Iran.
قرار عمومی وبلاگنویسان جهت کمک به زلزلهزدگان : لطفا با انعکاس این موضوع در وبلاگهایتان به همه اطلاع دهيد. هر چی تونستيد بياريد ... دارو - کنسرو - کمپوت - کمکهای نقدی و هر چيزی که به فکرتون ميرسه ...
ای کاش کتاب « قلعهء حيوانات » اورول رو خونده باشی ... حکومت خوکها نزدیک است ! ... اون وقت بعيد می دونم باز هم اين حرف رو بزنی . بعيد می دونم توی بدترين شرايط و بيچارگی آدمها باز هم از انقلاب بگی ! بعيد می دونم اجازه بدی کسی با سياست همه چيز رو به گند بکشه !
به پرچونه! خبر از "AP": "....The Interior Ministry's early estimate on Saturday was 20,000 dead, while two خبر از بی بی سی: Many thousands of people have been injured and most of Bam's buildings have been flattened, including two hospitals and the old citadel. The quake struck the historic city early on Friday. باز هم می خواهی. يا تنها خبرهای دولت اسلام را می خوانی که تا هم اکنون هيچ کدام از سردمدارانش سری به بم نزده اند. آنچنان که هر دولت مرد ديگری در هر کشوری از جهان امروز در همان ساعات نخست خودشان را به محل رخ داد می رسانند. اينها به خوبی می دانند که مردم چگونه به پيشوازشان خواهند رفت.
کجکاو جان (۹۹): قصد من دفاع از دولت نيست. قصد من اين است که به اين مساله فکر کنيم که دولت کجا ايستاده و چقدر توان دارد و چه توقعی می تواني از دولت (هر دولتی) داشت. در مورد آمار من روزنامه ها و اخبار صبح را ديدم: نیویورک تایمز، سی ان ان، و غیره. کيهان جزو آنها نبود. ولی الان که دوباره نگاه کردم ديدم بعضی از روزنامه ها صحبت از ده ها هزار کشته می کنند. پس ضاهرا آمار کشته ها خيلی بيشتر از آن بوده که روزنامه های صبح نوشته اند. البته هنوز هیچ کسی آمار دقیق را نمی داند و اميدوارم این رقم درست نباشد.
پرچونه!
از ديشب تا حالا داريم(من و دوستم) به هر دری ميزنيم که به منطقه اعزام بشيم اما جواب مسولا اينه که فعلا لازم نيست!اونوقت تلويزيون داره مرتب اعلام ميکنه که به امدادگر شديدا نياز هست . ما اموزش ديده ايم. معلوم هست اصلا چه خبره ؟!
سلام شبح عزيز و دوستان عزیز ، دوست دارم چشم هايم را ببندم و در روياهای شيرين و کودکانه تو شريک شوم . مرگ يک بار شيون يک بار . يک بار برای هميشه دست در دست هم بازو به بازو برزگر و کارگر ، معلم و دانشجو ، پير و جوان ( خلق قهرمان اسبق / امت در صحنه سابق )خنده کنان پای کوبان دست افشان برخيزيم و بر عليه سايه شوم و سياه مرگ کشتار فقر فساد فحشا اعتياد تاراج کشور قيام کنيم و ايرانی ازاد و اباد و جمهوری دموکراتيک بر قرار کنيم . اما دوست عزيز من رويا نمی بينم کابوس می بينم
مادرم ميگه :
چه گوارا جان (۸۴): کاشت پنبه در سرزمين کم آبی مثل ايران با هيچ منطقی نمی خواند. پنبه کالايی است که صرفه اقتصادی ندارد و بسیاری از کشور ها دست از کاشت آن برداشته اند مگر از روی ناچاری. چرا بايد به کشت آن ادامه داد؟ کمبود (نسبی) آب مازندران و سایر نقاط هم یک بحث طبیعی است و راه حل آن تغییر نوع کشت از محصولاتی مثل پنبه به مجصولا دیگر است. راه حلی برای کمبود آب وجود ندارد. باید با آن ساخت. و ای کاش دولت فخیمه ایران این همه در این زمینه دخالت نمی کرد. آیا مشکل اين است که دولت به قدر کافی طرح های اقتصادی و عمرانی در مناطق مختلف اجرا نمی کند؟ با چند سد دیگر مشکل آب در ایران حل می شود؟ آیا طرح هایی که تا کنون اجرا شده مفيد بوده اند يا زیان بار؟ چاره کار دخالت بيشتر دولت است یا دخالت کمتر؟
ببینید دوستان، من هم از این فاجعه مثل شما خیلی ناراحتم. نمی خواهم بگویم هیچ قصوری صورت نگرفته. ولی به نظرم بی جهت دارید تند می روید. نمی دانم تا چه حد می توان به دولت برای این حادثه تف و لعنت فرستاد. اول نگاهی به آمار تلفات زلزله های دنیا در ده سال گذشته بیندازید: زلزله هند ۱۹۹۳ده هزار نفر به هر حال، نظیر این حوادث در تمام دنیا اتفاق می افتد و بسته به عوامل متعدد ـ تراکم جمعیت، مصالح ساختمانی، ساعت وقوع، محل وقوع، کانون زلزله و ... ـ تعداد تلفات هم فرق می کند. بم شهری است قدیمي با ساختمان هايی گاه بسيار قديمی و با مقاومت کم. خب، دولت در اين ماجرا چه بايد می کرد که نکرد؟ باید خانه های قدیمی را تخریب می کرد و جای آن خانه نو می ساخت؟ باید مردم را به ترک شهر و دیارشان وا می داشت و شهر نو و مقاومی برای آنها در جای دیگری می ساخت؟ چه باید می کرد؟ دولت ایده آلی که شما بعد از انقلاب سر کار خواهید آورد در این موارد چه خواهد کرد؟ دولت باید استانداردهایی برای ساختن مسکن وضع کند که کرده است. ولی حتی این استانداردها هم عطف به ما سبق نمی شود و نمی توان کسی را که خانه ای قدیمی دارد وادار کرد که خانه اش را مطابق استاندارد های جدید بازسازی کند. این حرف هایی که شما می زنید بیشتر نشان بی اعتمادی شما به دولت و خشم شماست. هیچ کس به خودش حتی زحمت نگاه کردن به آمار و ارقام را نمی دهد. جمعیت بم چقدر است؟ (دویست هزار آماری است که من می دانم و نه نود هزار.) تعداد کشته شدگان چقدر است؟ (روزنامه ها و رسانه های اینجا هیچ کدام آمار کشته شدگان را بیش از پنج هزار نفر ذکر نکرده اند.) آیا واقعا دولت جلوی امدادگران خارجی و پزشکان زن را گرفته است؟ (هیچ کدام از رسانه های دنیا صحبت از این که دولت ایران مانع کمک رسانی شده است نیست. چرا؟ آیا همه یک شبه عاشق ج. ا. شده اند؟) چیزهایی که من در وبلاگ های ایرانی می خوانم بیشتر به شایعه می ماند تا حقیقت و نمی توان فهمید منبع این اطلاعات چیست. هر چند میتوان انگیزه طرح آنها را فهمید. آنچه در این مورد این قبیل حوادث مهم است مساله فقر است و این که کدام گروه ها در مقابل این حوادث آسیب پذیرترند. باید این مساله را برجسته کرد و ربط فقر را با حوادث طبیعی نشان داد. ولی حتی در این مورد هم راه حل های حاضر و آماده وجود ندارد. راه حل همه توسعه اقتصادی است که معلوم نیست چیست و چگونه میتوان به آن دست یافت. من امید و انتظار این که دولت ج.ا. یا دولت بعد از انقلاب شما بتواند مساله فقر و توسعه اقتصادی در ایران را حل کند، ندارم. از این مقدمات نمی خواهم این نتیجه را بگیرم که بايد به آنچه داريم راضی باشيم و شکر کنيم. ولی بايد انتظارات عملی داشت و راه حل های عملی ارايه داد. با مقايسه بم و لس آنجلس و فحش و فضيحت گفتن به دولت به جایی نمی رسیم.
ای بابا...ببخشید. منظورم ابدا آدرس هاله نبود..نمی دانم چرا اینطوری شد. منظورم این لینک بود
به نظر من همه گناه رو نبايد به گردن دولت انداخت!هر جا مردم کم کاری کردن و خودشون گند زدن پای دولت رو میکشن وسط!
با سلام.
عدالت....؟
از نود هزار نفر ساکن بم هفتاد هزار نفر کشته یا مجروح شده اند. ده هزار نفر را تا به حال خاک کرده اند. فاجعه ای که نباید اتفاق می افتاد. در همه جای دنیا برای ساحتمان سازی و ایمن سازی خانه ها استانداردهایی هست که باید رعایت بشود. این که جان هموطنان ما اینقدر بی ارزش قلمداد میشود خیلی دردآور و در عین حال هشدار دهنده است.دولت برای پولهایی که از مردم می گیرد بااز فروش منابع طبیعی ایران به دست می آورد اولویت های دیگری غیر از رسیدگی به وضع مردمش دارد.
ما که هرچی می بینیم فقط خود مردم بم هستند که دارن با دست خالی و بیل آوار را از روی عزیزانشون بر میدارن. کجا هستن نیروهای نطامی و بسیج !!! اوه ا ونها برای سرکوب مردم هستند نه برای نجات مردم???????!!!!!!!!!!!!!!!!
آريا جان يك ساعت فرصت دارم با دخترم باشم آخرين خبرها را ببينم و بروم تا هركاري از دستم بر آيد انجام دهم الان نه وقت دارم و نه حالش را........ !
اقای نادر بکتاش:
سلام
تراژدی اصلی اينست که بم بازسازی خواهد شد -با مصالحی نه چندان بهتر -با امکاناتی از کجای این وطن بگویم از بوشهر بگویم که بروی یکی بزرگترین منابع گازی است ولی گاز ندارد - از گیلان بگویم که ظرف ۲۵ سال گذشته هیچ طرح عمرانی جدی در آن اجرا نشده -از کردستان که به قهر حکومت دچار است - از مازندران که ظاهرآ سر سبز است ولی آب کافی برای زراعت ندارد.
سلام. ضمن تسليت اين فاجعه دلخراش موفقيت شما رو در مسابقه تبريک ميگم. اميدوارم هميشه موفق و پيروز باشيد.
سلام. ضمن تسليت اين فاجعه دلخراش موفقيت شما رو در مسابقه تبريک ميگم. اميدوارم هميشه موفق و پيروز باشيد.
اونهايی که خبر ساعت ۷ عصر ايران رو ديدند حتما حرفهای زنی رو که تمام اعضای خانوادهاش رو از دست داده بود شنيدند :
مصیبت یزرگیه و حیف که تمومی نداره تا وقتی کسی دلش به حال دیگران نمیسوزه، تا وقتی ساختمانها بالا میرن و کسی از کیفیتشون خبر نداره، تا وقتی ناآگاهی هست و عدم دلسوزی برای بچه های فردا. آی مردم، اینجایی ها دارن فکر 150 سال دیگشون رو میکنن و ما به خودمون هم رحم نمیکنیم و یادمون میره هر سال زلزله خونه های کاغذیمون رو رو سر بچه های قشنگمون خراب میکنه...
قرار عمومی وبلاگنویسان جهت کمک به زلزلهزدگان : لطفا با انعکاس این موضوع در وبلاگهایتان به همه اطلاع دهيد.
قرار عمومی وبلاگنویسانجهت کمک به زلزلهزدگان : لطفا با انعکاس این موضوع در وبلاگهایتان به همه اطلاع دهيد.
lotfan bad az inke davahatoon tamoom shod ie khorde be systeme besaz befrooshi ke har kasi shode mohandes va khoone misaze tavajoh konin dolat ahmaghe vali in vasat ie tedade ziadi az mellat ham kam zolm be hamdige nemikonan in khane az paibast viran ast
گویا کسانی که واکسن سرخک و سرخجه زدهاند نمیتوانند خون اهدا کنند. چون در خونشان ویروس سرخک و سرخجه هست... از صحت و سقمش اطلاع ندارم ... اگر کسی خبر دقيقی دارد حتما اطلاع دهد ...
گلکو و نادر بکتاش!
با دادن خون در راستای کمک به آسيب ديدگان اين زلزله، آن را به اعتراضی رفراندوم گونه در برابر اين حکومت غير مردمی تبديل کنيم. با شعار همه با هم در صف اهدای خون به آسيب ديدگان، در مقابل شعار امروزه {همه با هم در پای صندوقهای رای }حکومتيان، هم اجازه سو استفاده از احساسات مردم را به ايشان ندهيم و هم زمينه های محکومیت رژيم را فراهم کنيم
شتر امروز آنچا خوابيد و فردا...
َّ ترانه خانم عزيز؛ .... دوست نداشتم در اين وضعيّت فعلي ايران و عواقب زمين لرزه حرفی بزنم. ولی تذکر نکته ای را ضروری می دانم. ترانه خانم عزيز: .حرا شما سخنهای مرا باژگونه می فهميد و آنها را توهين به شخص خودتان می بنداريد و بايتان را فراتر می گذاريد و حتا » من « خودتان را تعميم فراگير به » ما « مي دهيد؟. اين مايي که شما از آن دم می زنيد، .حه کساني هستند که شما خود را سخنگوی آنها مي دانيد؟. از کی تا به حال، سنحشگری افکار و ديدگاههاي متفکّران و فيلسوفان و بژوهشگران به معنای توهين بوده است؟. کی و کحا من به شخص شما توهين کرده ام؟. يا اينکه گفته باشم شما نفهم هستيد؟. اينکه شما و احيانا اشخاصی امثال شما از حکومت ظالم فقها بيزاريد و آن را نمی خواهيد، .حه ربطی به سخنهاي من دارد؟. سوای افرادی که در برقراری حکومت فقها، منافع و سود خود را می بينند، آيا هيحکس از دوام اين حکومت خرسند هست؟. فراموش نکنيد که نخواستن به تنهايی کافي نيست. بلکه برای شالوده ريزي يک سيستم حکومتي انسانی در ايرانزمين به انديشيدن در باره ي ايده ي » حکومت و دولت « نياز مبرم است. فقط با شعارهای تو خالی و احساساتيگری نمی توان به ايده آلهای خود رسيد. به همان ميزان که شما از حکومت فقها نفرت داريد؛ صد برابر آن، من نيز نفرت دارم از هر گونه توتاليتاريسم؛ بويژه نوع حزبی و برولتری آن. شما اگر به شخصه برای آينده ي ايران؛ ايده هايی در باره ی نوع حکومت و دولت و قانون اساسی و ساختمان کشورداری داريد، تمنا مي کنم نظرات خودتان را به همان زبانی که دوست می داريد عبارت بندی کنيد. هيحکس از شما نخواسته است که در مفاهيم فلسفی بينديشيد. شما لطف کنيد و فقط در زبان و کلمات فردی خودتان بينديشيد. ديگر آنکه ترانه خانم گرامی، اگر در آرزوی ايرانی آزاد هستيد، بکوشيد که فرديّت و شخصيّت خودتان را با اعتقاداتتان اينهماني ندهيد؛ زيرا همين يکسان انگاری خودتان با اعتقاداتتان است که فلاکتهاي ايرانزمين را ابدي می کنند. انتقاد از اعتقادات شما به معنای توهين به شخصيّت و کرامت و شرافت شما نيست. اگر .حنين برداشتی داشته باشيد، بايد اذعان کرد که انتقادات و موضعگيريهاي شما در قبال حکّام مستبد نيز بی اساس است؛ زيرا آنها نيز هر گونه سنحشگری اعتقاداتشان را به عنوان توهين به مقدسات و باورها و اعتقادات مردم می دانند. ///
سلام . با اجازه به اين مطلبت و وبلاگت لينک دادم.
شين عزيز!
دوستان عزيز!
يا علي بگه هر كي ميتونه برا اهداي خون! باقي مسائل رو بذارين برا بعد ...
نادر بکتاش
ما هم ديشب در شهرخودمون که بيش از ۱۰۰۰۰ ايرانی دارد کميته کمك رسانی تشكيل داديم تحربه كمك رسانی زلزله رودبار را داريم و از ديشب دست بكار شديم ! آريای محترم انقدر به ما توهين نكن !!!! هيحی هم كه نفهميم و ندانيم با فلسفه/ بی فلسفه با دانش/ بی دانش این حكومت ظالم و غارتگر را نمی خواهيم!!!!
کنجکاو عزيز
سلام ...نمی دونی چه حالی دارم ....پرم از بغض .....پرم از خشم ...پرم از فرياد
سلام
يه جا خوندم اينجا يه بحثه گفتم بيام اينو بگم : يه قرار وبلاگيه يکشنبه ۷ دی ساعت ۴ تا ۶ برای کمک به زلزله زده ها . اگه ميشه تو وبلاگت بنويس . توانير پارک نظامی گنجوی . اطلاعات بيشتر و همينطور لينک اون وبلاگ رو تو وبلاگم نوشتم . http://gharare7dey.persianblog.com
شبح جان سلام تن پاره پاره وطن را به نظاره نشسته ام ... پيکر های بی جان ... شيون های مادران ... اين درد خيلی بزرگ است ... البته برای من و تو نه برای ... ولش کن
رهگذر ثانی قشنگ گفته
سلام... شبح جان حدود ۳ ماه پيش دو زلزله در ژاپن اومد كه دومي بالي ۷ ريشتر شدت داشت ... يك نفر كشته داشت و يك نفر مفقودالاثر ... در شهر هيروشيما... يكي از همكاران من همون موقع براي يك دوره آموزشي ژاپن بود ... مي گفت ما فقط ارزش شديد زمين رو حس كرديم ولي خرابي نديديم ... شهر بم اگه دقت كرده باشي اكثر خانه ها خشتي و گلي ست مثل اكثر شهرهاي حاشيه كوير ... جالبه كه ما هميشه به وجود شهر بم و ارك معروفش به عنوان بزرگترين بناي خشتي جهان مباهات مي كرديم ولي هيچوقت به اين موضوع فكر نكرده بوديم كه با يك لرزش زمين هم ارك و هم ۸۰ در صد شهر از بين خواهد رفت ... متاسفانه تو اين ۲۵ سال عادت كرديم به بي برنامه گي و عدم احساس مسئوليت مسئولان ... و بايد همچنان شاهد چنين مصايب قابل پيشگيري باشيم... شنيدم كه سازمان انتقال خون اعلام كرده كه از نظر گروههاي خوني مختلف براي كمك به مجروحان در تنگنا هستند... از همه دوستاني كه از نظر جسماني توانايي دارند خواهش مي كنم كه از دادن خون اين كمترين كمك دريغ نكنند...
شما جون عمتون خفه شين بيخودی شلوغ نکنين ببينيم چيکار ميشه کرد اين وبلاگ بازی هم شده حموم زونه... حال آدم بهم ميخوره...
شما جون عمتون خفه شين بيخودی شلوغ نکنين ببينيم چيکار ميشه کرد اين وبلاگ بازی هم شده حموم زونه... حال آدم بهم ميخوره...
http://web.worldbank.org/WBSITE/EXTERNAL/NEWS/0,,contentMDK:20114197~menuPK:34468~pagePK:40651~piPK:40653~theSitePK:4607,00.html
این حرامزاده های مادرقحبه هر چی سرمایه تو اون مملکت هست می فرستن واسه تروریست های فلسطینی و سوریه و بورکینافاسو اونوقت مردم مظلوم هزار هزار زیر آوار له می شن یا تو تصادف از بین می رن و هیشکی به فکر سلامتشون نیست !!!
کنجکاو عزیز! چون دوستت دارم، برایت نوشتم. وگرنه از کنارت میگذشتم. عصبانیتت از خودت، از من، از شبح، از ناتوانییِ ما به اصطلاح برگزیدگان مردم را، میفهمم و با تو همراهم. اما عصبانیتت از مردم را، نمیفهمم!
رهگذر جان! پيش از هر چيز نوشته ام "از دست خودم .... عصبانی ام"
کنجکاو عزیز! من بهعنوان یک ایرانی از اینکه تو را عصبانی کردهام پوزش میخواهم. ببخش! خواهش میکنم تو ببخش!
همه به خاتمی پيام تسليت می فرستند!! نظامی امروز چه می گفت به جای اين. از دست خودم از دست ايران و ايرانی آن چنان عصبانی ام که برام سخت شده خودم را برای ثانيه ايی روی صندلی بند کنم. از دست آنها که مردند و زندگانشان هم عصبانی ام. نمی دانم چرا اين ها را اين جا می نويسم. شايد برای دوستی ی است که در اين يکی دو سال پيش آمده و شايد برای اينکه جا ديگری برای فرياد زدن و دُش نام گويی ندارم. عصبانی ام از دست مردم کشوری که هيچ نهاد و سازماندهی شهروندی ندارد. مگر مردم آنجا شهروند هم هستند. مگر میدانند حق چه هست وگرنه برای آن می جنگيدند. مردمی که از کوچکترين سامان بخشيدن به زندگی شان دست به دعا می شوند. مردمی که از سازماندهی می ترسند. از سايه هايشان هم می ترسند. هميشه بايد قربانی شوند، قربانی ترسشان. از شما و دين مرده شور برده تان ، از "قضا و قدر" تان عصبانی ام. راديو را روشن می کنم که ببينم ايرانيان چه می گويند؛ گوينده که هميشه شعر شاعران خوشنام را می خواند، امشب دارد "بلای آسمانی" را نشخوار می کند. و بعدش دالای لای "غم غربت" و کس شعر. "درد جدايی" و چرند و چرند. با يک ميليون دشنام آبکشش می کنم. من حتی "دلم برای باغچه (هم ن)می سوزد" من امشب عصبانی ام از دست مردگان و زندگانتان.
دوستان عزیز! در تماسهایی که من داشتم، این اطمینان داده شد که میتوان آدمها و انجمنهای غیر دولتی مورد اعتماد پیدا کرد که کمکها را به قربانیان فاجعهیِ زلزله برسانند. مهم این است که در هر کشوری یک کمیتهیِ یاری رسانی به قریانیان زلزله بم(بیهیچ انگیزهیِ سیاسی)، از چند فرد مورد اعتماد ایرانیان آن کشور تشکیل شود تا با بازکردن یک حساب بانکی کمکها را جمع کنند.
اگه ميشه اين لينک ها رو موقتا بزارين توی وبلاگتون شايد از اين طريق بشه کمکی کردhttp://zelzelehebam.persianblog.com/)http://zelzel.persianblog.com
رو بنا و زیر بنای مارکس
انگار همه دوستانی که اينجا کامت مینويسند الان آنلاينند ... من در ياهو مسنجر اطاقی با نام weblog nevisan باز میکنم. بیزحمت آنجا تشریف بیاورید تا ادامه بحث آنجا باشد ... مرسی .
شبح عزيز
فکر می کنم در روزهای آتی حتما نهادها و افرادی به هر حال غير دولتی و قابل اعتماد در داخل (شايد هم شيرين عبادی ) اعلام وجود خواهند کرد و راه هايی برای رساندن کمک ، منجمله از خارج، پيشنهاد خواهد شد. بايد آن ها را حمايت کرد. تا آن جايی هم که از اخبار می شود برداشت کرد همبستگی خودجوش مردم زلزله زده به نظر برجسته می رسد. گلکوی عزيز تو هم بهتر است بروی شرح زندگی لرد بايرون انگليسی را بخوانی که در انقلاب يونان کشته شد و آن آمريکايی که در انقلاب فرانسه شرکت کرد و زندان رفت و تمام شهروندان آراده و کمونيست دنيا که در جبهه ضد فاشيستی اسپانيا جانشان را از دست دادند تا ديگر از رگ ملی ات ورم نکند.
شبح عزيز!
شبح عزيز!
آره گلناز و روشن عزیز درست میگن، از پشت کیبورد نمیشه انقلاب کرد. ولی ایدهیِ انقلاب رو، ایدهیِ دگرگونییِ بنیادییی رو که اینقدر هم به تاخیر افتاده، از هر جایی و در هر فرصتی باید مطرح کرد. تنها چیزی که الان جلو ریختن اشکامو میگیره، خشمه. آره خشم. خشمی که باید منفجر بشه، گره بخوره با انفجار ملیونها خشم و با خودش جمهوری مرگ رو از ایران جارو کنه!
نادر بکتاش
از همه کشورهای انسان دوست انتظار کمک داريم. برای بازماندگان هيچ چيز نمانده است. تبريزی - ساری اين را کسی نوشته در نطرخواهی مربوط به خبر زلزله در بی بی سی که به احتمال قوی نه روشنفکره، نه وبلاگ داره و نه مثل تو گلکوی عزيز، وقتی قافيه تنگ بياد به صحرای کربلا می زنه. رو سر من خراب نکن. برو همه اين نظر ها را بخون، هيچکدوم مثل تو به فکر بيرون انداختن چرک و کثافت ناسيوناليستی نيفتادند. تو هم فکر نکردی البته، ايدئولوژيته. خودت نمی فهمی، باش می بردت. اشتباه و لغزش انشايی نيست. سلمان رشدی در رمان (زمين زير پايش ) می نويسه که همه آدمها در مقابل بعضی چيزها يک سان احساس دارند : يکی از اين چيزها زلزله و مرگه.
نادر بکتاش بسيار عجيب!
شبحی ناز. .... اکثر ما می دانیم که فلات ایران٬ زلزله خیز است و از قرنها پیش تا همین امروز در سراسر ایرانزمین٬ فجایع هولناکی را به بار آورده است. سالها پیش کتابی به انگلیسی خواندم به نام: » تاریخ زمین لرزه های ایران «. گمون کنم به فارسی نیز ترجمه شده. خواندن این کتاب برای من٬ نه تنها تکان دهنده بود٬ بلکه امید به آینده و ساختن زندگی بر خاکستر ویرانه ها پس از آنهمه فاجعه نیز ناباور بود. اینکه در میزان تلفات و خسارتهای مادّی تا چه اندازه٬ حکومتها و برنامه ها و پروژه های شهر سازی و غیره مقصر هستند٬ مسئله ایست که به کرّات نادیده گرفته و پایمال شده است. زیرا حکومتهایی که تا کنون در ایران٬ قدرت مطلق را قبضه کرده اند هرگز در فکر مردم نبوده اند. بلکه در فکر تبلیغ حقایق خود و غارت و چپاول ایرانزمین بوده اند. ویرانی ایرانزمین و جانباختگی مردمش اگر هدف نهایی حکام نبوده باشد٬ دست کم نگهبانی و غمخواری از آنها نیز هرگز رسالت آنها نبوده است. می توان در ایرانزمین از بسیاری خسارتهای جانی و مالی٬ پیشگیری کرد. ولی برای واقعیت پذیر کردن چنین آرزویی به اندیشیدن نیاز مبرم می باشد٬ نه به شعارهای کور و فاقد استدلال. من برغم علاقه شخصی که به شبحی ناز دارم نمی توانم در وبلاگ او به بازشکافی مقولاتی رو آورم که به ژرفاندیشی و فراخنگری مشروط می باشند. حساسیت شدید من به شیوه های برخورد و رویارویی دوستانی می باشد که اصل و موضوع بحث را قربانی حواشی بی ربط و توهینهای ناخوشایند می کنند. هیچکس مجبور نیست که از شخصیت دیگری حتما خوشش بیاد. ولی بایستی آن فهم و گشوده فکری را داشت که به سخنان مخالفین خود حتا اگر صد در صد خطا آمیز باشند٬ با روی خوش گوش سپرد و فقط به سنجشگری سخنها و ادّعاها و نظرهای یکدیگر رو آورد بدون آنکه بخواهیم شخصیت و کرامت و شرافت یکدیگر را تخطئه کنیم. ما از سلطه ی ولایت فقیه به ستوه آمده ایم و دائم شعار می دهیم که اینها باید چنین و چنان بشوند. ولی یک لحظه با خود نمی اندیشیم که برای جابجایی چه چیزی را می خواهیم جایگزین کنیم؟. ما هنوز نمی توانیم در باره ی ایده ی » حکومت{ Staat / state / Eta } و دولت { Regierung / government } بیندشیم و راههای گفت - و - شنود منطقی با همدیگر را به کار ببندیم٬ اونوقت آرزو می کنیم سیستمی بیافرینیم که مردم سرزمینمان بدون هیچ تبعیضی بتوانند در سایه ی آن خوش بزییند. به عبارت دقیقتر٬ ما دوست داریم به قلّه ی اورست برویم ولی هنر کوهنوردی را نمی دانیم. در باره حکومت و دولت و سکولاریزاسیون و خدا و دین و مدرنیته و پست مدرن و امثالهم نظراتی از سوی دوستان داده شده که پشیزی ارزش ندارند. البته من فقط » سعید عزیز « را با نوشتن حواشی انتقادی بر برخی از نظراتش استثنا می کنم از جمع بقیه دوستان. از آنجا که این مقولات بسیار مهم هستند٬ تلاش کرده ام که جستارهایی جداگانه در این باره بنویسم که به محض آماده انتشار شدن خبر آنها را در همین وبلاگ شبحی ناز به دوستان می دهم. معضلات و مسائل ایرانزمین به همین سادگیها و سطحی نگریها نیست که طیف کثیری تصور و به خود تلقین می کنند. تاسف من از اینست که در میان بسیاری از دوستان و حتا روشنفکران ایرانی که به مارکس از زمان پاگیری حزب توده تا همین امروز ایمان آوردند٬ هیچگاه شاگرد مستعدی پیدا نشد که از افکار مارکس انگیخته به » خویشاندیشی « شود و راه خود را بجوید و افکار خود را بزاید. همه بدون استثنا٬ مقلدّ و مومن مارکسی از آب درآمدند که یک کلمه از حرفهایش را نیز نفهمیدند. دریافتن و فهمیدن اندیشه های مارکس٬ راه یافتن به لابیرنت روح پیچیده ی آلمانی و تاریخ سه هزار کشمکش فکری از یونان باستان تا اروپای مدرن می باشد. ما اگر به راستی اهل اندیشیدن هستیم٬ بایستی یاد بگیریم در باره فلاکتهای خودمان بیندیشیم و شیوه های برونرفت از بدبختیهای اجتماعی را با مغز خودمون کشف کنیم و درصدد برطرف کردن آنها باشیم. موضوعات فکری بیگانگان٬ موضوعات و مسائل مردم ما نیستند. ما بدبختیهای دیگری داریم که فقط بخشی از آن به مدار جهانی مربوط می باشد٬ و اکثرش خانگی می باشد. ///
شبح عزیزم . شبح عزيز !
کمکهای مالی فوری (۸۰۰۰۰۰) اویرو از طرف آلمان بهمراه سگهای جوینده وکمکهای غیر پولی تو راهه. از دیگر کشورهای اروپایی هم همینطور. بعلت وسعت تخریب، همانطور که شبح عزیز عنوان کرده، حضور کمک کننده در محل الان اولویت داره.
ميشه بگي اين انقلاب چگونه صورت مي گيرد رفيق گنجشك ؟از پشت مونيتور و با فشار بر كي بورد ؟
چرا گلکو از يک فاجعه انسانی - سياسی می پرد به اين که يک ايدئولوژی چنايتکارانه را تبليغ کند، امری است که بايد پيش از هر چيز جوابگوی آن به وجدان انسانی خودش باشد. دوست عزيز، گلکو، جمهوری اسلامی به همه تروريست های اسلامی دنيا کمک می کند و بايد به همين عنوان آن را زير ضرب گرفت. چرا اسلام را قايم می کنی و مساله مليت آن ها را برجسته می کنی؟ آيا وجدان انسانی تو در همبستگی با افعان ها به درد نمی آيد؟ آيا نیايد با اهداف انسانی به عراق اين دوره فلاکت و فقر کمک کرد؟ اشکال در اهداف ضد بشری جمهوری اسلامی برای کمک به رونق اسلام سياسی و تروريسم آن است و نه در رابطه و همبستگی معنوی و مادی کشورها با هم. آيا اين که در رابطه با همين زلزله سازمان های بشردوستانه در همه جای دنيا حاضر به کمک به ايران شدند، به تو چيزی نمی آموزد؟ قرانسوی ها هم بايد به اين سازمانها و دولتشان بگويند که چرا در حالی که در همين تابستان سيزده هزار نفر در اثر گرما مردند و جنازه های تعداد زيادی شان روزها و هفته ها ماند و بو گرفت، چرا به ايران کمک می کنند؟ بايد مثل تو خون ملی شان داغ شود که چرا در حالی که هر زمستان صدها نفر در فرانسه در سرما منجمد می شوند چرا بايد به زلزله زده های کرمان کمک کند؟ انسان شدن و شعور و وجدان انسانی داشتن کار سختی است نه؟
درود بر دوستان وتسلیت به داغداران،
ميشه بگي اين انقلاب رو چگونه صورت مي گيرد رفيق گنجشك ؟از پشت مونيتور و با فشار بر كي بورد ؟
شبح جان و دوستان عزیز خارج کشور که وبلاگ شبح رو میخونین! من توی وبلاگ چندتا دوستان نوشتم که برای کمک رسانی از طرف ایرانیهای خارج کشور شاید بد نباشه در هر کشور، یک آدم یا انجمن شناخته شده یک حساب بانکی به نام زلزلزلهزدگان بم باز کنه و همه به اون حساب پول بریزن . برایِ اطمینان بخشیدن بیشتر، این حساب میتونه تحت کنترل یک مقام قضایی کشوری که حساب درش باز میشه باشه. بعد چند نفر که مشکلی ندارن پول رو خودشون میبرن ایران و در محل، به کمک آدمای مورد اعتماد، به مصرف درستش میرسونن. این در مورد زلزلهیِ رودبار تجربه شد. نمی دونم الان چقدر عملی هست، ولی بالاخره باید یک راهی پیدا بکنیم.
رهگذر ثانی عزيز دولت ايران بايد حساب پس بدهد که در اين بيست و پنج سال که به تروريست های دنيا اسلحه مجانی ميدهد و برای افعانستان راه ميسازد و به عراق نفت و گار مجانی ميدهد و به سوريه نفت مجانی ميفرستد و حساب کارلوس منم را از دلار پر ميکند و صد البته جيب آقازاده هايش را..چرا در اين مدت هيچ غلطی برای مردم خودش نکرده است؟ مگر اينکه کوير لوت زلزله حيز است هم جزو اسرار بود؟ چرا برای ايمن سازی خانه ها کاری نشده؟
فاجعه بينهايت عظيمه!!.... نابـــــودی ارگ بــم رو ديدين!!!....
دوستان عزیز!
http://www.persepolis.com/Music/scripts/artistpage.asp?AID=56&SID=2930
چي بگم؟ برگشتم از سفر يكهفته اي كه صبح شروع شد خوبه كه دخترم مي فهمه كه بايد برگرديم! كه بايد همش اخبار را ببينيم!
پيشگوئی کرده بودند تهران بر اثر زلزله سياه پوش می شود .. امروز کرمان فردا شهر غیر مترقبه کجاست؟؟ ۵۰٪ راننده گان اتوبوس مسافربری که بنا به اظهارات مسئولان معتاد می باشند فردادر کدام دره و کوه ودشت اتوبوس را به پرتگاه سقوط خواهد فرستاد ومسافران بيگناه را با خود خواهد برد ؟
رهگذر ثانی عزيز باهات موافقم در چنين شرايطی فعلا احتياجی به لوکوربوزيه نداريم . قتل - فساد - فحشا - اعتياد - چپاول کشور- از بين رفتن تماميت ارضی - از بين رفتن تمام خصوصيات فرهنگی و................
اقبال عزیز! من نظرم را در اینباره بارها در همین وبلاگ دادهام. باز تکرار میکنم. به نظر من در این مرحله از تکامل جامعهیِ ایران، هدف باید جایگزینکردن جمهوری اسلامی با یک جمهوری دموکراتیک و لاییک باشد. یکی از وسیلهها برای رسیدن به این هدف انقلاب است. انقلاب برای من یک هدف نیست. تنها وسیله برای رسیدن به هدف هم نیست. من خودم را از الان محدود به این نمیکنم که الا و بلا من انقلاب میخواهم. اما اگر انقلاب ضروری شد، با انقلاب هستم.
شبح جان تسليت من را نيز بپذير وضعيت خيلی دردناک است......
شبح جانم . دلم سخت گرفت از اين خبر و دلم سخت تر گرفت چون هفته پيش در زمين لرزه شش و نيم ريشتری کاليفرنيا فقط ۳ نفر کشته شدند . پس نانا جان الله ان قدرت کشنده اش با اينحا فرق ميکند .انجاست که با کمک دستيارانش ميتواند بيست هزار جان را بگيرد .
تف
Be nazare man bayad farxan komake ( che jesmi ya mali ya xoni) mostaqim be mardom bexosos jawanan bedim, ashk rixtan digeh base
چقدر رهگذر ثانی قشنگ گفته و من چقدر باهاش موافقم ...
زيبا بود شبح عزيز حرف دل همه ما بود مرسی
شبح عزیز :
ديگر يکجا نشستن کافی است.تا کی بی لياقتی های حاکمان پست را نذاره کنيم؟.....مرگ یک بار شیون یک بار
كسي دقيقا خبري از وضعيت ارگ بم داره؟آيا امكان باز سازي هست؟
انقدر مرده ايم که ديگر مرگ را باور نميکنيم... ما را روزی هزاران بار ميکشند..
اونقدر مرده ايم که ديگر مرگ را باور نميکنيم... ما را روزی هزاران بار ميکشند..
داری حرف دل مارا میزنی، شبح جان.
خيلی قشنگ گفتی شبح جان...
....
...
شبح عزيز
Rahgozare Sani, Neshandane ( hala har jor hokomati) be jaye Jomhoriye Eslami, be che shiwa va tariqi???? masala in ast, payame Shabah enqelab ast , lotfan berawshani bego bedanim ba enqelab hasti ya na? a
متاسفم!!...
شبح جان واقعا خبر بدی بود، من حالم اصلا خوب نيست ...
Shabahe aziz tabrik migoyam. Inchenin defaa'i az enqelab faqat dar jawhare komonisthast | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||