|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
چهارشنبه، 26 آذرماه 1382 | December 17, 2003
● در وبلاگستان چه خبر!
همه را آب ببره شبح را خواب میبره کلی اتفاق تو وبلاگستان افتاده که وقت نشد دربارهی آنها بنويسم. هر چند قبلا در لينکدونی کنار صفحه بهشون لينک دادم.
salam man taze in weblago didam,faqat mikhastam ie khaste nabashid begam wa begam zende bashid chon fekr nemikardam kasany munde bashan ke be siasat alaqe dashte bashan
شبح عزيز، جواب را يافتم و متاسفانه حدسم درست بود، كوبا جزو مخالفين اين قطعنامه بود.
شبح عزيز، ممنون براي جمعبندي كه كرديد. به گمانم بيشتر به تفريقبندي شباهت داشت تا جمع! ممنونم كه حوصله كردي تا اينجا با من يكسان و يا به يا آمدي، بگذريم كه گهگاهي به زمين خوردي و صورت و دستت زخم خورد(همه براي لبخند بود و بس.).
سياوش عزيز!
نانای عزيز، شما زماني كه با خونسردي و آرامش حرفتان را ميزنيد، آنقدر مهربان و دوستداشتني ميشويد كه انگار يك انسان ديگري از ناناي عزيز زاده ميشود. ناناي عزيز، باور كن اين تنها شما نيستيد كه گهگاهي گيج هستيد، منم گاهي اوقات هماين احساس را دارم. ببين هماين شبح عزيز در كامنت 80 معترف ميشود كه "ضمنا اگر تو تصور میکنی در کوبا ديکتاتوری پرولتاريا برقرار است سخت در اشتباهی در کوبا مانند آمريکا و حتا سوئد ديکتاتوری بورژوازی برقرار است". و چهگونه نشان ميدهد تناقص در گفتار و ادعايش، اين هيچ نشاني به جز نشان از گيجي نداره. از يك طرف ادعا داره كه حكومت كوبا يك حكومت ديكتاتوري بورژوازيه و از طرف ديگر با من نوعي و ديگران سر اين ستيز داره كه چرا ميگويم حكومت كوبا و نظام آن يك حكومت مستبد و ديكتاتورمآب است. تنها تفاوت من و شما با شبح و ديگران در اين است، كه ما بدون از ترس ميگويم كه ما گهگاهي از اين تناقصات در عمل و گفتار در اين دنيا گيج گيج ميشويم و عدهاي انگار نه انگار كه شواهدي است و غافل از اين كه به وضوح اين تناقصات آشكار خواهند شد.
نانای عزيز، ممنون براي توضيح و ياسخت. شبح عزيز، شما هم به هماين صورت. شبح عزيز، شما خودتت خوب بايد بداني كه چرا من از ارقام صحبت كردم و بيشتر خواست من در توضيح و شرح چراي وجود سوبسيد خلاصه ميشد و نه غير. در اين امر به شما نميگويم كه انصاف نداري، بلكه شما را براي جواب شبه و شك خود به كامنتهاي قبل رجوع ميدهم. با اين همه، اگر زير تمامي افتخارات آقاي فيدل و حكومتش زدم، سعي كردم كه استدلال بياورم و نه تنها رد آنان. هر وقتي كه استدلالي آورده شد، به جاي جواب دادن به آن، تنها چوب جنايات آمريكا را به دست گرفتيد كه متاسفانه دسته آن شكسته و ترك خورده است و نه تنها دردي ندارد، بلكه هيچ كمكي در توجيه اين كه چرا يك ديكتاتور در كوبا بعد از 50 سال حكومت خودمختار به خود اجازه اين را ميدهد كه برادر خود را جانشين كند و مردم را يشم خود به حساب آورد، نميكند، و انگار كه در كوبا يك فرد لايق بوده و آنهم برادر ايشان است. اين عمل كوبا براي من مانند عملي بود كه در كشور آذربايجان يسر بعد از مريضي و مرگ يدر صاحب قدرت شد، تنها با يك تفاوت عمده و ظاهري كه در آذربايجان براي نشان دادن وجه قانوني و مردمي آن، به آراي تقلبي مردم متوسل شدن تا جانشين يدر را يسر برگزينند و در كوبا حتي به اين هم اكتفا نميكنند.).
شبح جان،
سياوش عزيز!
سياوش عزيز چون علاقمند هستی نظر مرا بدانی بايد بهت بگم که من واقعا گيج گيج هستم . با بخشهائی از حرفات کاملا موافقم ولی وقتی اونها را کنار بدبختی کل مردم ميذارم يه هو کفه ترازوی طرف مقابل سنگينی ميکنه . بهر حال ايده ال و ارزوی من برای ايران يه النده است .
ترانه عزيز، من مدحگوي سيستم سرمايهداري نيستم و نظري ديگر دارم. مطمئنن در سيستم سرمايهداري ناعدالتي اقتصادي حكمفرماست، اما از اين نميتوانيم غافل باشيم كه عدالت حقوقي و آزاديهاي فردي و دمكراسي كه در آن موجود است، به مراتب از ديكتاتوري يرولتاريا ييشرفتهتر و عملكرد بهتري را در جامعه انساني دارد.
شبح عزيز، وقتي كه شما در كامنت 63 ابراز داشتيد"من ترجيح میدهم بهجای صحبت کردن از کوبا در مورد ايران صحبت کنم."، فكر كردم كه واقعن منظور هماين بوده است، بنابراين اگر اكنون در مورد مسائلي كه شما در رابطه با كوبا مطرح ميكنيد و بايد جوابگو شوم، جايي براي ندبه و ندا نبايد باشد. باري عيب در هماين جاست كه شما نگاهتان را تنها به آمار تعداد كتابها در كتابخانهها، تعداد يزشكان، تعداد مدالهاي گرفته شده به وسيله ورزشكاران كوبايي و غيرو دوختهايد و از نبود دمكراسي و آزادي و اين كه چرا يك نفر اين حق را به خودش خواهد داد كه ۵۰ سال بر يك ملت حكومت كند، بدون هيچگونه آراي عمومي و ديگر مواردي در اين راستا. عرض كنم كه روسيه اولين فضانورد را به فضا فرستاد و در رابطه با سيستمهاي آموزشي و درماني و غيرو چيزي كم نداشت و دانشمندان بزرگي را هم به عرصه علم و دانش ارائه داد و كشوري بود كه ميتوانست يا به ياي بزرگترين و قدرتمندترين نيروي نظامي و اقتصادي جهان يعني آمريكا قدم بردارد و گاهي هم جلودار هم ميشد، در المييادهاي ورزشي شوروي سوسياليستي هميشه نقطه مقابل كشورهاي بود كه سيستم اداره حكومتي آنان سرمايهداري بود و به قولي يوزه رقيبانشان را به خاك ميماليدند. به هماين گونه آلمان شرقي مدفون شده، كه هميشه از نظر ورزش و علم ورزش حرفهايي براي گفتن داشت كه بعدها معلوم شد كه تمامي آن مدالها با استفاده از متدهاي غير انساني و دويينگ ورزشكاران همراه بوده. تمامي اين افتخارات نه تنها يوچ بود و بيهدف كه آن را تنها در ييشبرد دستگاه تبليغاتي شوروي جهانخوار دوم به كار ميرفت تا با آن جواناني را در ممالك جهان سومي بفريبند و آنان را وادار به انقلاب سوسياليستي و در يي منافع ديگر جهانخوار سوق دهند. تنها با وزيدن نسيم آزادي تمامي سيستم يوشالي به لرزه در افتاد و چنان خرد و خمير شد كه تو گويي تنها يك رويا بود و بس. شبح عزيز، مسله اصلي كه شايد شما و ديگر دوستان به آن توجه نميكنيد، آزادي و احترام به آراي مردم است، احترام به حقوق بشر است، وگرنه با هماين روندي كه در اين جمهوري اسلامي خودمان ييش ميرود تا ۱۰ سال ديگر ايران از نظر تعداد تحصيلكردهاي آموزش عالي رتبه اول در جهان را كسب خواهد كرد. خواهر من يزشك و مشغول كار در ايران، اما من بايد برايش گهگاهي كمكمالي بفرستم. نكته تنها آموزش دادن و ديگر امور به تنهايي نيست، بلكه بايد برنامه داشت. براي هماين است كه در كوبا يك مهندس كتابهاي آموزشي كه در باره علوم جديد گفته شود ندارد و يا يزشك دارد، اما دارو ندارد، و يا اين كه در ايران دكتر و مهندس داريد، اما شغل نداريد و از اين روست كه زماني كه در خرمآباد لرستان براي شغل رفتگري و جاروكشي شهرداري آگهي استخدام ميزند، تمامي داوطلبانه به شغل جاروكشي، همهگي ليسانسيه هستند و تنها يك نفر دييمله. يعني اين كه تمامي وقت و يول براي هيچ. آيا اين نشان از ييشرفت دارد و يا انحطاط. دوست من بيايم، براي ديكتاتورها چه از نوع اسلامي و چه از نوع سوسياليستي و چه سرمايهداري بهانه نتراشيم كه براي نمونه تحريم اقتصادي شده و يا نميتوان سوسياليسم را يياده كرد، يس بايد به ديكتاتوري و آمار و ارقام كتابهاش، يزشكهاش، مدالهاش و غيرو دلخوش كنيم. حرف من، تا زماني كه به حقوق اوليه بشر احترامي قائل نباشيم و به انسانها و خودمان اجازه ندهيم كه براي فردايمان خودمان تصميمگيرنده اصلي باشيم، هر كسي با هر ايده و عقيده بيايد، آخرش منتهي به فقر، فلاكت، تحقير و تحجر ميرسد.
اينسان حاقلاری عومومی بياننامه سی: ١٠ دئسامبر ١٩٤٨تاريخينده بيرلشميش ميللتلر تشكيلاتينين عومومی مجمعينده تصويب اولونان اينسان حاقلاری ائوره نسل بيلديرگه سی٫ بير گيريش و اوتوز مادده دن اولوشور. او گوندن بری بيلديرگه نين تصويب اولوندوغو ١٠ دئسامبر٫ بوتون دونيادا "اينسان حاقلاری گونو" آدیيلا قوتلانير. مجمع تشكيلاتا عوضو اولان بوتون دؤولتلردن بو تاريخی آندلاشمانين٫ اؤلكه لر و يوردلارين سياسی دوروموندان آسيلی اولمادان٫ " گؤزلر اؤنونه سريلمه سی٫ هر يئرده آچيقلانماسی٫ ياييلماسی٫ يوروملانماسی٫ باشليجا اوخوللار و باشقا اؤيره نيم قوروملاريندا اوخودولماسینی" ايسته ميشدير.
سياوش عزيز!(71)
شرايط كنوني دنيا! اينهمه بي عدالتي! راهي ندارد !جز مبارزه با عامل اصلي بي عدالتي اجتماعي! يعني سرمايه داري جهاني و ابزارهاي آن !
سياوش عزيز!
سياوش عزيز!(۷۰)
شبح عزيز، اگر مايليد آمارهاي ديگري از نظر آموزش و يرورش، سيستم بهداشت و درمان و غيرو را مشاهده كنيد به همآن آدرسي كه در كامنت شماره 67 نوشتم و اشاره داشتم، استفاده كنيد.
شبح عزيز، همانگونه كه خود در رابطه با GDP اشاره داشتيد، تنها يك شوخي است كه تا شما بخنديد و حقيقت را انكار. متاسفانه اين يك حقيقت است كه كوبا يكي از فقيرترين كشورهاي جهان است، در اين مورد شكي نداشته باش، حتي از همسايهگانش كه آنها هم جزو فقيران محسوب ميشوند. اگر شما آمار ديگري سراغ داريد كه در مورد بهشت آقاي فيدل ارائه دهد با كمال ميل حاضرم كه آن را مشاهده كنم. دليل اين كه من آن ارقام را آوردم، خواستم نشان بدم تا سندي باشد بر اين مدعا كه دانمارك با اين كه كشور ثروتمندي است، اما با اين حال سوبسيد هم براي اياب و ذهاب شهروندانش مييردازد و اين تنها مختص كوبا و يا ايران نيست. و اما اگر نظام حكومتي كوبا يك نظام سوسياليستي نيست، خوب از ديد شما كوبا داراي چه نظامي است كه حتي نظامهاي سرمايهداري ارويايي هم از داشتن آن شرم ميكنند. آيا سوسياليستي سلطنتي است و يا اينكه... . در رابطه با ديگر ارقام و آمار، لطفن شما زحمت آن را كشيده و نشان دهيد كه حرف شما سنديت دارد و نه غير.
سياوش عزيز من يه سئوال کوچولو ازت دارم ممنون ميشم از جوابت . چرا شهروندان امريکائی به هرکشوری در جهان که دلشون بخواد ميتونن سفر کنند
سياوش عزيز(۶۷)
دوستان يک معذرت خواهی ديگر به شما بدهكار شدم. من به جاي GDP=Gross Demestic Product اشتباهن GPI تايب كرده بودم. اما آمدم كه كمي ارقام در اين مورد نشان دهم كه به اين اشتباه يي بردم. به هر روي GDP Per Capita كه معني فارسيش بايد بشود توليد ناخالص ملي براي هر فرد در اين كشورها از اين قرارنند.
با عرض معذرت کامنت ۶۵ متعلق به من بود، كه بدون نام فرستاده شد.
شبح عزيز، ممنونم براي اين كه زحمت ميكشيد و نظرات را دنبال ميكنيد و ياسخ ميدهيد. اما اين كه شما ميگويد"کسي که کمی الفبای اقتصادی بداند میداند که سوبسيد يا يارانه ابزاری برای تنظيم بازار در اقتصاد سرمايهداری انحصاری است."، ميشود گفت كه كاملن در اشتباهيد. معمولن دولتهاي كه با سيستم سرمايهداري اداره ميشوند، در رابطه با توليدات و خدمات انحصاري خودش، سعي خواهد كرد كه اگر بازدهي و يا به عبارت ديگر سوددهي نداشته باشند، اين صنايع را به بخش خصوصي هدايت و واگذار كند. سوبسيدها بيشتر در بخش خصوصي و بخصوص كشاورزي، در غرب صورت ميگيرد. جالب است بدانيد كه در دانمارك براي نمونه، دولت براي اداره امور اتوبوسراني و مترو دروني شهري، سوبسيد بالايي را ميداد(با وجود اين كه سطح حقوق در دانمارك خيلي بالاست و شاخص GPI كشور دانمارك در سطح بالايي در جهان قرار دارد)، به دليل اين كه مردم از خريدن ماشين و در نتيجه بالا رفتن مصرف بنزين(دانمارك نفت و توليدات نفتي را وارد ميكند)، دولت ناچار است كه مقداري از ارز حاصله از صادرات آن كشور را اختصاص به خريد نفت دهد و دلايل ديگر منجمله آلودهگي هواي شهرها.
نادر عزيز!(61)
سياوش عزيز!(59)
شبح جان، نه من و نه حککا، هيج کدام صاحب جنبش کارگری و يا اعتصاب پتروشيمی نيستيم. با شناختی که از تو داشتم، اين که در مورد اعتصاب، به طور مشخص نه به طور کلی لينک به روزنه، ننوشته بودی برايم شگفت بود. بحث را به عنوان وکيل مدافع کارگران مطرح نکردم، سوال و ابهامی بود که يک نفر از کس ديگری که او هم دلش برای آزادی و زن و کارگر می طپد می پرسد. من تصور نکردم که وظيفه من است که از تو بخواهم لينک به اعتصاب بدهی. مساله ام اين بود که چرا خودت نداده ای. فکر می کنم رابطه و شناخت ما از هم، در همين دنيای مجازی، به سطح بالاتر و شناخت بيشتری از هم رسيده است که من بخواهم به تو رهنمود بدهم و يا در مورد اهميت اعتصاب کارگر نفت و پتروشيمی انشا بنويسم. راستش من ديگر نميدان چگونه بايد حرف بزنم. اگر با تو به عنوان انسان برابری که خودش انتظاراتی از خودش ايجاد کرده حرف بزنم، ديکتاتور و انحصارطلب می شوم. به احتمال قوی هم اگر می گفتم شبح جان لينک بده، ناراحت می شدی که چرا به عنوان مالک اعتراض کارگری وارد ميدان شده ام و بايت تعيين تکليف می کنم. در مورد سخنرانی کورش مدرسی، راستش من به خاطر ندارم. اگر چنين باشد، که به نطرم بعيد است، يک از قلم افتادگی مهم است. اما، کورش از رهبران اين خط است و اين را نمی توان مربوط به يک دليل سياسی دانست. کورش چند بار صحبت کرد و در مورد قطعنامه کارگری هم حرف زد. آيا همه آنها را شنيده ای؟ خود من به دليل خارج شدن از سالن برای سيگار و غيره همه حرفهای همه را نشنيدم.
شبح جان، نه من و نه حککا، هيج کدام صاحب جنبش کارگری و يا اعتصاب پتروشيمی نيستيم. با شناختی که از تو داشتم، اين که در مورد اعتصاب، به طور مشخص نه به طور کلی لينک به روزنه، ننوشته بودی برايم شگفت بود. بحث را به عنوان وکيل مدافع کارگران مطرح نکردم، سوال و ابهامی بود که يک نفر از کس ديگری که او هم دلش برای آزادی و زن و کارگر می طپد می پرسد. من تصور نکردم که وظيفه من است که از تو بخواهم لينک به اعتصاب بدهی. مساله ام اين بود که چرا خودت نداده ای. فکر می کنم رابطه و شناخت ما از هم، در همين دنيای مجازی، به سطح بالاتر و شناخت بيشتری از هم رسيده است که من بخواهم به تو رهنمود بدهم و يا در مورد اهميت اعتصاب کارگر نفت و پتروشيمی انشا بنويسم. راستش من ديگر نميدان چگونه بايد حرف بزنم. اگر با تو به عنوان انسان برابری که خودش انتظاراتی از خودش ايجاد کرده حرف بزنم، ديکتاتور و انحصارطلب می شوم. به احتمال قوی هم اگر می گفتم شبح جان لينک بده، ناراحت می شدی که چرا به عنوان مالک اعتراض کارگری وارد ميدان شده ام و بايت تعيين تکليف می کنم. در مورد سخنرانی کورش مدرسی، راستش من به خاطر ندارم. اگر چنين باشد، که به نطرم بعيد است، يک از قلم افتادگی مهم است. اما، کورش از رهبران اين خط است و اين را نمی توان مربوط به يک دليل سياسی دانست. کورش چند بار صحبت کرد و در مورد قطعنامه کارگری هم حرف زد. آيا همه آنها را شنيده ای؟ خود من به دليل خارج شدن از سالن برای سيگار و غيره همه حرفهای همه را نشنيدم.
ما همچنان مطالبتان را دنبال مي كنيم جناب شبح و ديگر دوستان !
شبح عزيز، به نظر ميرسد كه شما با مطالب ديگر كامنت 56 من مسلهاي نداشتيد(براي نمونه ديكتاتور خواندن رفيق فيدل كاسترو)، به جز امر وجود سوبسيد بنزين و نان در ايران. گندم تني حدود 100 دلار آمريكايي از طرف سردمداران ايران خريداري ميشود، و به اين معني است كه هر كيلو گندم حدود 80 تومان با حساب اين كه هر دلار حدود 800 تومان حساب شود. حالا خود حساب كن، تفاوت قيمتي كه يك كيلو گندم از كشاورز ايراني خريداري ميشود با قيمت يك كيلو گندم وارداتي از آمريكا. اين تفاوت قيمت در زبان انگليسي سوبسيد و در زبان فارسي يارانه به آن ميگويند. يك نكته اينجا بايد گفت، كه بحث سوبسيد و موردش در تمامي ممالك بخصوص در كشورهاي ييشرفته و ثروتمند هم هست و سوبسيد وجود دارد حتي در آمريكا، اتحاديه ارويا و ژابن، و اين مختص كوبا و يا ايران نيست، و سوبسيد را نه تنها براي يايين نگاه داشتن قيمت مايحتاج اوليه شهروندان يك جامعه به كار ميبرند، بلكه كفه حمايت آن از توليد كننده و توليدات داخلي بيشتر و سنگينتر است. در كوبا حقوق يك مهندس تازه مدرك گرفته و استخدام شده حدود 10 دلار است(من براي يكي از هماين مهندسها كتابهاي فني خودم را كه مورد احتياج نبود، فرستادم.)، به نظر ميرسد كه يك مهندس كوبايي بايد سوبسيدهاي بيشتري دريافت كنه تا اموراتش بچرخد. از آنجايي كه من نميخواهم سخنگوي دولت جمهوري مرگ باشم، در رابطه با وجود و يا نبود سوبسيد در ايران و بحث آن، به كنار ميروم، اما در موارد ديگر نه!
سياوش عزيز!(56)
نادر بکتاش عزيز!
ترانه عزيز، ممنونم براي توضيح و ياسخت. همانگونه كه قبل اشاره كردم حقوق بشر چاره ساز خيلي از دردهاست. براي من و ديگراني كه در يي كسب اين حقوق اوليه هستند، نبايد هيچگونه اهميتي داشته باشد، كه دول غربي و يا آمريكا و يا ديكتاتورها چه خيالي دارنند و چه چيزي براي آنان در درجه اول اهميت خواهد داشت. براي من، روشن ساختن اهميت حقوق انسانها است كه در درجه اول قرار خواهد گرفت كه اين ميبايد منتهي شود به آزادي و دمكراسي و مدنيت و عدالت اجتماعي و شايد اقتصادي هم به دنبال داشته باشد. آتش عزيز، نگاه من و شما، هرچند كه در نفس شايد يكي باشد، اما راه دوتاست. من با مبارزه چريكي و نوع ديگرش انقلابي مخالفم و براي ييشبرد و رسيدن به آزادي و دمكراسي كه خود اينها بهانهاي به جز رسيدن به عدالت اجتماعي نيست، راه بهتري سراغ ندارم. انقلاب يك تحميل است و نياز به انجام آن يك سازماندهي و نيروي محركهاي كه بتوان با آن در نهايت به قدرت سياسي رسيد را ميطلبد و همچنين مشاركت و خواست اكثريت مردم را بايد به دنبال داشته باشد. من معتقدم كه براي رسيدن به قدرت سياسي راههاي ديگري به غير از مبارزه انقلابي وجود دارد، منجمله با دنبال كردن و ييگيري راه مبارزه يارلماني، رسيدن به قدرت سياسي ميسر و قابل دسترسي ميتواند انجام يذير شود. براي نمونه دكتر مصدق با كسب قدرت سياسي از طريق بارلمان نشان داد كه ميتوان حتا شاه را هم فراري داد و صنعت نفت را ملي اعلام كرد و عدالت و دمكراسي برقرار كرد، كه متاسفانه با كودتاي آمريكايي دولت و مجلس مردم منحل شد و كار به انقلاب كشيد و اوضاع امروز. آتش عزيز، اين چه نوع استدلالي است كه با وجود محاصره اقتصادي، كوبا ميتواند اياب و ذهاب مردم، آموزش و تحصيل رايگان داشت، و چنان سيستم بهداشت و درمان را در سراسر كوبا برقرار كرد كه آمريكا هم بايد حسرت آن را بخورد، اما دمكراسي و عدالتي در آن هيچگونه جاي و منزلتي نتواند داشته باشد. به عبارت ديگر، منظور شما اين است كه اگر ديكتاتوري است، به خاطر وجود تحريم و محاصره اقتصادي آمريكا و همييمانانش شكل گرفته و باعث و باني وجود آن در كوباست و نه ديگري. آتش عزيز، عدالت به همان اندازه عزيز است، كه اياب و ذهاب مجاني. آيا اين اياب و ذهاب و اينگونه سوبسيدها(Subsidizeٍ) در خوده ايران و جاهاي ديگر داده نميشود و وجود ندارد(براي نمونه سوبسيد براي بنزين و نان در ايران).
نانا جان اميدوارم منظورت اين نباشد که هر کس به دنبال خواسته های صنفی خود باشد و به حرکت اعتراضی ديگر گروه ها وآحاد ديگر جامعه کاری نداشته باشد چه اشکال دارد اگر برای مثال اتحاديه نانوايان از حرکت اعتراضی به حق معلمان دفاع واعلام همبستگی کنند مطمئن باش اين عمل به سراسری کردن جنبش کمک می کند تازه ارتجاع جهانی هميشه از اين نوع دسته اوباش در چنته داشته .. چه اعلام همبستگی توسط اقشار ديگر جامعه بشود و چه نه .. حسن چاقو کش و شعبان بی مخ ها با لباس ديگر وارد می شوند
سياوش جان ببخش نوشته ام خيلی جابجا شد
دوستان عزيز، شبح گرامی
با تائيد بخشهائی از حرفهای ارنستو بايد بگم که يکی از مهمترين اشکال مبارزه امروز همه ايرانيان بنظر من بايد متمرکز بشه روی اين موضوع اگه دوستان خاطرشون باشه بعد از پيروزی خمينی و دارو دسته هر کسی که به جامعه نگاه ميکرد به روشنی ميتوانست ببينه که همه به همه چيز دخالت ميکنند
سياوش عزيز.. به نظر می آید تو در چهار چوب مبارزه انتخاباتی خود را محدود می کنی واین تفاوتی بسیار دارد با یک مبارزه انقلابی .. در بهترین حالت انعکاس یک مبارزه انتخاباتی برای طرفداران دمکراسی پارلمانی چیزی جز یک سری اصلاحات معین نخواهد بود در حالیکه یک مبارزه انقلابی سوسیالیستی یعنی نقد نظام کنونی است. شاید حرف تو درست باشد که در نظام های سوسیالیستی رسمی بلوک شرق ازمحتوی دمکراسی خالی بود چون دیکتاتوری حزبی به جای دیکتاتوری پرولتاریا نشست ودمکراسی مستقیم شوراهای کارگری و شوراهای سربازان دوران انقلاب اکتبر جای خود را از دست داد واین نهاد ها زیر چمبره یک عده بوروکرات حاکم در حزب قرار گرفت . به نظر من راه حلی که در مقابل با نظام شکست خورده بلوک شرق ونظام های بنام کمونیست های امروزی قرار دارد نوع حکومت شورائی است که هم حق انتخاب در آن هست وهم حق عزل . و البته نه مثل انتخابات پارلمانی که در هر ۴ یا ۵ سال مردم به پای صندوق های رای بیاورند و آنها هم یک عده را به اسم نمایندگان انتخاب کنند و برای قانون گذاری به کرسی بنشانند وبعد به خانه بروند تا ۴ و۵ سال دیگر ... در مورد کوبا هم . به نظر من یک شبحی از مردم به حقوق رسیده ای را در آن می بینی.. دست آورد آن ۹۰٪ رايگان ووسیله ایاب وزهاب رایگان برای عموم است .. من این را از کتاب ها نمی گویم این را از خود مردم کوبا که به کشورهای دیگر مهاجرت کردند واز آنان باسواد و بهداشت درمان وآموزش پرورش سوال می کنند چرا مهاجرت کردید وضع بد اقتصادی آن کشور رادرمقابل تو قرار می دهند می گویم وطبیعی بود اگر مورد محاصره کشورهای امپریالیستی وارتجاع جهانی قرار نمی گرفت وضعی بهتر از کنون داشت وآنها مجبور نبودند به جای دیگر کوچ کنند ) . من نمی گويم که از هر نظر ايده آل است ولی با توجه به فشارهای اقتصادی کشورهای امپریالیستی به نظر تو این عجیب نیست ؟؟ به نظر من بحث پارلمانتاريست با چاشنی دمکراسی مختص به دنيای سرمايه داری مدرن است تا اين نوع راه وچاه را تنها برای رسیدن به ازادی پیش روی ملت ها بگذارد چیزی که همیشه از تصميم گذاری بدست مستقيم مردم ابا دارد وداشته است .. کنترل سرمايه با دمکراسی آن هم از نوع پارلمانیش اين اطمينان را براحتی مهيا می کند.
سياوش عزيز، خسته نباشي!
دوست گرامِِي رفِِيق بکتاش عزِِيز شما را رفِِيق مِِي نامم چون فکر مِِيکنم جنبش چپ در وضغِِيت کنونِِي جهان و در شراِِيط فعلِِي اِِيران آسِِيب پذِِير از آنست که بخواهد سر مسائل بچه گانه لج بازِِي در بِِياورد . جنبش چپ در جهان کنونِِي احتِِياج به ِِيک تفاهم دموکراتِِيک بِِين طِِيف هاِِي مختلف فکرِِي دارد تا بتواند در دفاع از توده هاِِي کارگر و زحمتکش- سربلند از محاق فعلِِي که سرماِِيه دارِِي جهانِِي براِِيش تدارک دِِيده است- بِِيرون آِِيد. شاِِيد بنظر برسد که اِِين بحث ها در مورد نِِيکاراگوئه-کوباو اِِيالات متحده ضرورِِي نِِيست ولِِي از نظر من چالشِِي که سِِياوش عزِِيز اِِيجاد کرد بنوعِِي لازم بود چون انقاد سِِياوش انقاد فقط او نِِيست انتقاد بخش قابل توجهِِي از روشنفکران با تماِِيلات راست و لِِيبرال در مقابل چپ به مفهوم روشنفکرِِي و حتِِي طبقاتِِي آنست و براِِي شناخت کامل جامعه اِِيرانِِي از تحولات فکرِِي جنبش چپ در جهان و اِِيران ضرورِِي است. بِِي شک چپ نوِِين مِِيباِِيست تحلِِيل کامل و دقِِيقِِي از تمام تحولات تارِِيخِِي چپ داشته باشد و اِِين تحلِِيل کامل را نه فقط براِِي حوزه ها وِِيا هسته هاِِي حزبِِي و گروهِِي و ِِيا حِِيات روشنفکرِِي خود بلکه براِِي تمامِِي طِِيف هاِِي فکرِِي ارائه کند. مسلمآ متقاعد کردن همفکران اِِيدئولؤِِيک بسِِيار بسِِيار ساده تر از متقاعد کردن انواع مختلف طِِيف هاِِي فکرِِي است. البته در اِِينجا شاِِيد کسِِي متقاعد نشود ولِِي همِِين شنِِيدن نظرات مختلف بسِِيار جالب و آموزنده است و براِِي ِِيک همزِِيستِِي دموکراتِِيک ضرورِِي است. اِِينکه کارگر پتروشِِيمِِي چرا حقوقش را مانند رفقاِِي دِِيگر خلِِيج فارسِِي دلارِِي درِِيافت نمِِي کند حرف حقِِي است ولِِي اِِينکه شما بخواهِِيد ملتِِي گرسنه را به باور اِِين حق وادار کنِِيد غِِير منطقِِي است.
دوستان بسيار عزيز، به نطر می رسد بحث فرقه ای عشاق سابق اردوگاه سوسياليسم بسيار داغ شده است. بحث نيکاراگوئه و ساندينيستها نه يک بحث وافعی که يک حسرت ايدئولوژيک - آخرين آمال بر باد رفته - دوسنداران شوروی سابق است . کوبا، عليرغم داشتن اين وجه ايدئولوژيک، متفاوت است و يک دغدغه سياسی واقعی مردم حساس به آزادی و متنفر از قدر قدرتی آمريکا است.
شبح عزيز، مردم در انتخابات سال ۱۹۹۰ نيكاراگوئه حدود ۴۱٪ به اورتگا راي دادنند و نه ۴۵٪. بعد اين كه چرا شما و دوستان ديگر به اين مسله توجه نداريد كه من نوعي اگر اعتراضي به رژيمهاي كره شمالي، كوبا و ديگر دولتهاي سرنگون شده و از قدرت خلع يد شده به دست خود مردم دارم، از نامردمي بودن دولت آمريكا و نظام سرمايهداري حرف به ميان ميآوريد و در يي مقايسهي بين اين دو نظام هستيد(اين امر نه تنها كمكي به فهم مطلب اصلي نميكند، بلكه ما را به انحراف هم ميبرد). اگر من نوعي قبلن روشن نساختهام، بايد بگم كه من طرفدار سيستم سرمايهداري و آمريكا نيستم(اين هم يك نوع تفتيش عقايد محسوب ميشود.)، و قصدم هم در اين بحث، طرفداري از سياستهاي آمريكا و نظام سرمايهداري نبوده و نيست، بلكه ابراز عقيده خود از نظامهاي غيرمردمي سوسياليستي(حال چه نام آن را يدك و به دنبال ميكشند و يا واقعي و حقيقي) و نشان دادن نقايصي كه در اين نوع حكومت در رابطه با حقوق بشر و دمكراسي ميتوان ديد را ابراز داشتن است و بس. با همه اين تفاصيل من راه بحث را براي اشاره كردن به تناقصات در عمل و نشان دادن به اين كه نظام سرمايهداري و بخصوص آمريكا، معتقد به آزادي و دمكراسي نيستند، را هم نبستهام و معتقد هستم كه بايد در مورد سياستهاي فريبكارانه حكومت آن به بحث و مجادله يرداخت و روشن ساخت كه آن هم يايش ميلنگه، اما اين دو را نبايد با هم قاطي كرد كه تناقص عمل و ادعاي آمريكا دليلي بر محق بودن براي نمونه، نديدن حقوق شهروندي مردم كوبا به دست ديكتاتوري به نام فيدل است.
سياوش عزيز!
ترانه عزيز، در خيلي از كشورهاي كه امروز مردم آن زير سلطه ديكتاتورها خوار و ذليلند، راه چاره و قدم اول هماين به رسميت شناختن حقوق شهروندان(حقوق بشر) است. كافي است كه تنها اصل 1 ماده 21(ماده 21 – اصل اول: هر كس حق دارد مستقيمن يا بوسيله نمايندهگاني كه آزادانه انتخاب شده باشند در اداره امور عمومي كشور خود شركت جويد.) اعلاميه حقوق بشر در ايران رعايت و محترم شمرده شود تا كه آقاي رهبر كه خود را قيم جان و مال مردم ايران ميداند، بساطش را جمع كند و ريش بلندش را كوتاه. در رابطه با سوال دوم شما كه(آيا انتخابات امريكا ُنتيجه اشُ رأي مردم بود يا رأي منافع سرمايه داري؟)، بايد گفت، كه اگر فرض را هم بر راي منافع سرمايهداري بگيريم، باز اين نميتواند نشاني از مقبوليت و يا حقانيتي براي رژيمهاي گذشته و كنوني از نوع سوسياليستي و يا ماركسيستي مورد بحث به همراه بياورد و داشته باشد. در مورد سوال ديگرتان راجع به رعايت حقوق بشر در آمريكا، بايد گفت، كه دولت آمريكا از طرف سازمانهاي بينالملل حقوق بشر، بارها به ناقص حقوق بشر شناخته شده است، وانگهي شناختن اين كه آمريكا هم ناقص حقوق بشر است، كمكي به توجيه نقص حقوق اوليه بشر، در رژيمهاي ديكتاتوري مانند كره شمالي و كوبا و ديگران نميكند، و به اين سبب نقص حقوق بشر است كه نه تنها به قول شما يك حكومت نيمبند سوسياليستي از نگاه شما، نميتوان يياده كرد كه بلكه برعكس، حكومتهاي ديكتاتوري را به شكل ديگر در همان كشورها دوباره سازي ميكنند. ترانه عزيز، مطمئنن، راه دمكراسي و مدنيت، راه آساني نيست، و براي برخورداري يك جامعه از عدالت و دمكراسي نياز به شناخت و به رسميت شناختن حقوق يكديگر است و علاوه بر اين، نهاد دولت كه برگزيدهگان مردم آن جامعه، آن را شكل خواهند داد، بايد اين راه را هموار و قابل عبور كند. يكي از مشكلات اساسي و اصلي كه در كشورهاي سوسياليستي خلقي به آن توجه نميشود، همان دمكراسي و انتخابات آزاد و يارلمان است. شما دوست عزيز با شنيدن حكومت شوراها از طرف ارنستوي عزيز، چشم بسته قبول كرديد و مورد تاييد قرار ميدهيد، حال آن كه اگر منظور همان يارلمان باشد كه مردم خود نمايندهگانش را انتخاب نموده باشند، جاي اعتراضي نيست، اما اگر تنها نامي و سريوشي براي به انحراف كشيدن باشد كه متاسفانه، هماين امروز هم، شوراهاي گوناگوني در كشورمان ايران يابرجاست و حتي مصلحت رژيم هم كه رياست آن را آقاي رفسنجاني اداره ميكند، شورايي عمل ميكند و مسائل را حل و فصل ميدهد.
مطلب ۴۲ تصحيح مي شود!
سلام آخر...بلاگ من - يک عاشقانه ی آرام- برای آخرين بار به روز شد...خوش حال می شم شما رو در آخرين ديدار ببينم...قربان شما...شاد و خوش..حق
سياوش عزيز!
شبح عزيز، ارنستو چه گواراي(با اون چهگوارا اشتباه نشه منظورم چهگواراي خودمان در اينجا است) هيچ چيزي را نگفته، به اين دليل كه او ادعا كرد كه شما تمام ناگفتهها را گفتيد(در كامنت شماره 32: از شبح عزيز هم متشکرم که جوابش کار من را بسيار راحت کرد وگرنه مجبور بودم وقت همه را بگيرم و زياد بنويسم!) و شما برعكس. آدم اگر شماها عزيزان را نميشناخت، ميتوانست خيال كند كه شما دو تا هرچند كه من به دنبال جوابي، آنهم از سوي شماها نيستم، از جواب دادن به اصل مطلب گريزانيد و نان و تعارف به همديگر قرض ميدهيد، اما من ميدانم كه اين گونه نيست. شبح عزيز، وقتي من ميگويم كه اوضاع سياسي و اقتصادي جامعه آن زمان نيكاراگوئه، ساندينستها را وادار به قبول انتخابات آزاد كرد كه از طرف احزاب و نيروهاي متقابل حزب كمونيست يعني ساندينيستها، در اين امر فشار آوردنند و دلايل ديگر، خوب براي نشان دادن دلايلم رجوع كردم به آمار و ارقام و نه اين كه بخواهم ادعا كنم كه در كشورهاي ديگر آمريكايي لاتين تورمي وجود نداشته و يا ندارد و يا اين كه در جنگ جهاني دوم آلمان صاحب همچنان تورمي نبوده است. شبح جان شما خياط خوبي هستيد، اما اندازهها را به ميل خودتان برميداريد و شروع به دوختن ميكنيد و با آن اندازه اين كتوشلوار تن من نخواهد رفت. اگر من با سياستهاي ضدبشريت و ديكتاتوري دول سوسياليستي مخالفت ميورزم، اين به آن معاني نيست، كه آنگونه كه شما دوست داريد، برداشت شود. من نگفتم كه در مقابل سياست سلطهگرايانه و فريبكارانه آمريكا مورد تاييد من است. شما ادعا داريد كه وضعيت كوبا بهتر از ساير كشورهاي ديگر آمريكاي لاتين است. خوب براي اين حرف آيا دلايل خاصي را داريد كه ما از آن بيخبريم و آمار و ارقامي كه نشان از بهتر بودن داشته باشد. شما در كدامين كشور آمريكاي لاتين و يا حتا جهان سراغ داريد كه يك رييس ممكلت 50 سال در قدرت نشسته باشد و بعد برادرش را هم جانشين خود كند. با شعار كه نميتوان حقانيت را به ثبوت رساند، ميشود؟ اگر جواب مثبت است كه رژيم آخوندي ما كه بايد سرآمد تمامي دول جهان از زمان آدم تا ظهور مهدي باشد. شبح گرامي، من مردم كوبا را ميبينم كه اگر به آنان ويزا دهند، تمامي، همان فرداي روز گرفتن ويزا از كوبا فرار خواهند كرد و اين ناهماهنگي و ستم و تحقيري را كه در كوبا است، من نميگويم، خوده مردم كوبا با اين اشارات به من ميگن، اين را راي 55% مردم نيكاراگوئه به من ميگويند كه جايي ميلنگد و من را به فكر فرو ببرد كه يس چرا... و نه اين كه من براي تمامي اين شواهد در يي توجيهي باشم كه شايد خودم را هم نتواند قانع سازد كه تمامي اين مصيبتها يكي است و آن هم آمريكاي جهانخوار و تمام(هماين بهانه را ملايان خودمان 25 سال است كه به خوردمان ميدهند كه تمام گرفتاريهاي ما از شيطان بزرگ است.). شبح عزيز، من دلم به حقوق بشر خوش است، كه در آن ضديت با نژاديرستي، تساوي حقوقي بين زن و مرد، آزادي مذاهب، حقوق مليتها، منع تفتيش عقايد، ضديت با زندان كردن انسانها به دلايل سياسي و عقيدتي و و .. . و به دمكراسي كه در آن مردم خودشان آزادانه بدون هيچگونه نظارتي همچون شوراي نگهباني، نمايندهگانشان را انتخاب كنند. حال اگر آمريكا داراي اين چنين سيستمي است و كشورهاي سوسياليستي خلقي منكر آن، من ميگم زنده باد آمريكا، خراب باد سيستم سوسياليستي خلقي.
دوستان يه خبر خوش محسن سلطان پور دوباره می نويسد برای دريافت آدرس جديد درد دل فرزند اعدام به پيغام بگذاريدآخرین مطلب صفحهarshiastar.persianblog.com رجوع کنيد . به اميد پيروزی تمامی زحمتکشان جهان.
سياوش عزيز!
دوستان عزيز دوم -- حتما همه ميدونيد که يهودی ها در همه نهاد های امريکا نفوذ گسترده دارند بخصوص شو بيزنس . از سالها قبل هم در حزب دموکرات و مدتی است که در حزب حمهوری خواه من نميدونم چند سال است که با تلاش گسترده سعی در نفوذ در جاهائی مثل سی ای ا و اف بی ای و پنتاگون و استيت دیپارتمان ميکنند بهر حال بنطر ميرسه که پنتاگون را خورده اند و از طريق پنتاگون سعی در تغيير اساسی اف بی ای و سی ای ا ميکنند ولی هنوز نتونسته اند استيت دیپارتمان را بخورند .عليرغم کلی لابی و اين چيزها بهر حال خبر سومی که مينويسم به اين قضيه سوم -- امروز
ارنستوي چه گواراي عزيز، ممنون براي ياسخت. تنها اشارهاي ميكنم به تعدادي آمار و ارقام، كه نيكاراگوئه در سالهاي آخر عمر ساندينيستها(Sandinistas) يعني سال ۱۹۸۸، اقتصاد نيکاراگوئه بزرگترين تورم را در جهان كه بين ۲۰۰۰ تا ۳۶۰۰۰ درصد بود، را داشت. و ساندينيستها در انتخابات ۱۹۹۰ حدود ۴۱٪ و رقيب آنان چامورو(Chamorro) حدود ۵۵٪ از آراي مردم را نصيب خود كردنند.
موارد را به اختصار میگویم تا زیاد شلوغ –پلوغ نشود ضمنآ چون من قبلآ به داستان سیاوش عزیز بوجود آمدن کشورهایی مانند لیبی – عراق نتیجه بلامنازع اشتباه اتحاد شوروی و متفکر آن بنام پونوماریف است .او تئوری را بنام راه رشد غیر سرمایه داری و پدیده ای را بنام دور زدن سرمایه داری مطرح کرد که موجب بوجود آمدن و تثبیت دیکتاتوری در این کشور ها بود .(فکر میکنم شبح یکبار در موردش نوشته ) .اشتباهی تاریخی که هرچند شامل جمهوری اسلامی ایران نبود ولی آخوندها به نحو از آن سوء استفاده کردند. امآ کوبا و کره شمالی پدیده دیگری است . پدیده ای مانند خود اتحاد شوروی سابق –سانترالیزم نامحدود و نابودی تدریجی بنیانهای دموکراسی شورایی و ایجاد دیکتاتوری. امآ در مورد دانیل اورتگا ونیکاراگوئه و مقایسه آن با کشورهای فوق با چند مثال برایت روشن میکنم : بهر حال من یکی به این موضوع در سیاست که هدف وسیله را توجیه میکند معتقد نیستم و ذکر خیری از محسن مخملباف میکنم در فیلم گنگ خوابدیده - مخملباف میگوید: سیاست آنقدر سخت است و ایده آلهای تعریف شده آنقدر دور از دسترس که سیاسی مجبور میشود راهای میان بر را برگزیند برای رسیدن به هدف .
موافقم. کاری جالب و استثنايی بود که زمينی عزيز انجامش داد. اميدوارم اين شوق ادامه داشته باشه. به ما هم سر بزن. ممنون از لطفت
ارنستو چه گواراي عزيز، باور كن من قصدم اين نبود كه شما جواب اشتباه آقاي اورتگا را بديد. تنها براي آشنايي با افكار اين رفيق بود كه ديدم شايد بد نباشد كه شما و يا احيانن دوستان ديگر با گوشهاي از آن آشنا شويد و بس و قصد انگ و منگ زدن هم ندارم. اما شما اول خود اقرار داريد كه اين امر اشتباه است و بعد تلاش در توجيه و درستي اين عمل برميآيد. اگر شما ميتوانيد و مايليد، اين را حداقل جوابگو باش. ممنون.
شبح عزيز، گاهي اوقات شرايط و اوضاع سياسي و همچنين اقتصادي و اجتماعي ايجاب ميكند كه ديكتاتورها تصميماتي هرچند ناخوشايند به مذاقشان بگيرنند. براي نمونه جام زهر نوشيدن آقاي خميني براي يذيرش آتشبس بين ايران و عراق و يا يديرفتن و قبول بازرسيهاي سرزده بازرسان سازمان بينالملل براي بازديد از مكانهاي مشكوك در رابطه با فعاليتهاي هستهاي و عقد و امضاي يروتكل الحاقي مربوط به آن از طرف ملاهاي حكومتي ايران، و يا اين كه يذيرش قطع هرگونه فعاليت در زمينه تسليحات کشتار جمعی از طرف ديكتاتور ديگري به نام معمر قذافي و مثالهاي فراوان ديگر. همه و همه اين نشانهها، نشان از در تنگناي قرار گرفتن اين ديكتاتورها دارد و نه اين كه براي نمونه آقاي معمر قذافي صلحطلب شده باشه و يا اين كه آقاي خميني به فكر جان و مال جوانان و مردم سرزمين ايران بود كه تن به عقد معاهده آتشبس داده بود، نه، اينان اين عمل خود را در راستاي خدمت به بشريت و جامعه خود نه ميكنند و نه خواهند كرد. متاسفانه رفيق دانيل اورتهگا و يا اورتگا هم جزو هماين دارودسته و گروه ميباشد كه تنها زماني حاضر به قبول انتخابات آزاد شد كه، عرصه اقتصادي و سياسي در جامعه فقر و ستمكشيده و به تمام معني عقبافتاده نيكاراگوئه بر حزب كمونيست آنان تنگ شده بود(بزرگترين حامي آنها حزب كمونيست و دولت شوروي بود كه با سرنگوني قدرت و حكومت كمونيستها در شوروي، نيكاراگوئه اين حامي و شايد تنها حامي مهم را از دست داد.) و ديديم كه مردم هم در انتخابات آزاد به آنان راي كافي ندادنند و نه گفتند. با همه اين اوضاع من به شخصه اين شهامت و شجاعت آقاي دانيل اورتگا و حزبش را ارج مينهم كه به درستي در ترس هم حتا شجاعتي نهفته است، وگرنه ميتوانست حداقل و يا حداكثر به مانند ديكتاتور رفيق كيم جونگ ايل در كره شمالي و يا فيدل كاسترو در كوبا كه هنوز بعد از 50 سال سر قدرت نشسته و براي خود هم حتا جانشيني تعيين ميكند كه يعني بعد از مرگ او برادرش قدرت و حكومت را در كوبا به دست گيرد، انگار مردم يشم هستند و كوبا ارث باباش بوده(به اين ميگن حكومت سوسياليستي سلطنتي خلقي). البته به گمانم اينها، رفيق فيدل و اورتگا و ديگران، در ابتدا انسانهاي آرمانگرايي بودنند، كه در يي برقراري جامعهي كه در آن خبري از استثمار و بهرهكشي نباشد و عدالت در آن حكم براند(دمكراسي را شك دارم كه اينها خواهان آن هم بوده باشند) بودنند، اما با مرور زمان به اين دليل كه جهت و راهبرد عملكرد آنان با ايدهئولوژي و جهانبيني مشخصي همراه بوده، راه به بيراهه كشيد و داستان به آنجا رسيد كه مردم فقرزده و تحقيرشده كوبا حتا با لاستيكهاي بادي ماشينها، دل به دريا زده(با وجود ريسك بزرگ جاني) و راهي همان مدينهاي شدند و ميشوند كه حكومت آنان 50 سال بر عليه آن تبليغ ميكند. البته تمامي داستان به اينجا ختم نميشود، تنها حوصله است كه يايان مييذيرد.
سیاوش عزیز از شبح عزیز هم متشکرم که جوابش کار من را بسیار راحت کرد وگرنه مجبور بودم وقت همه را بگیرم و زیاد بنویسم! – ضمنآ یک مقاله در مورد اندیشه سبزها در وبلاگم قرار دادم . حالا سیاوش جان نیایی بنویسی از چون از سبزها نوشتی داری از
سلام شبح جون جونم...!:) قربونمت برم!
در ضمن ممنون از تبريکت.
شبح عزيز نوشته ای : تصور میکنم اين روزها بايد انرژی خود را روی انتخابات مجلس هفتم بگذاريم هر چند هر مبارزه و جنبشی را هم در حد توان بايد پوشش خبری داد. من وبلاگ تو را مرتب سر می زنم و يادم نمی آيد که در مورد اعتصاب پتروشيمی نوشته باشی (لابد از دستم در رفته). اما، آيا فکر نمی کنی که منعکس کردن اخبار مربوط به حمايت بين المللی از اين اعتصاب هم مهم است؟ آيا وقتی که سنديکاهای مهم آلمان و آمريکا و کانادا از کارگران پتروشيمی حمايت می کنند نه به اندازه اعطای جايزه نوبل، ولی حداقل تا حدی، ارزش منعکس کردن ندارد؟ در مورد انتخابات من زياد با نظر تو توافق ندارم که بايد زياد به آن پرداخت. اما فکر می کنم به هر حال به جوی در جامعه دامن می زند و اذهان را سياسی تر و حساس تر می کند. معتقدم که بايد از اين وضعيت استفاده کرد و حساسيت افکار عمومی را متوجه آلترناتيو کرد. يکی از ابعاد اين برانگيختن، برجسته کردن مبارزه کارگران و دانشجويان و غيره است و همبستگی ميان انهاست. کارگر نفت و صنايع وابسته به آن که در ايران حرکت کند، همه سنديکاهای مهم دنيا بی دريغ از آنها حمايت می کنند چون به جايگاه سياسی آنها واقفند.
ساووش عزيز(25)
بکتاش عزيز(20)
ارنستو چه گواراي عزيز، لطفن اين خبر و يا گزارش كوتاه(http://www.heraldtribune.com/apps/pbcs.dll/article?AID=/20031219/API/312191105) را كه در رابطه با حمايت دانيل اورتهگا(Daniel Ortega) رئيس جمهور كمونيست سابق نيكاراگوي(Nicaraguan) از صدام است، را بخوان.
شبح جان کوشی؟ دلم می گیره وقتی آپدیت نمی کنی.
اين لينک به همخوان خيلی جالب بود!مرسی!
جناب آقای بکتاش به کجا چنین شتابان ؟؟! شبحی کرکره را چرا پایین کشیدی ؟؟ انتخابات داریم در پیش صدایت را بلند کن جوانمرد .
شبح جان سلام.....
شبح عزيز
شبح عزیز
سلام شبح عزيزم شب يلدا نزديک است بايد برای زنده کردن فرهنگ شادی در اين مرز تاريک کوشيد بايد برای رهايی ابتدا به روحيه شادی دست يافت و روحيه مرده جوانان اين ميهن را مبدل به روحيه ای سرشار از عشق نمود کلیپ صلح را به شما و تمامی دوستان تقديم می کنم http://www.peacefulearth.com/html/peaceflash.html
Janabe az xab bidar shodaye Ensaf Ali Hedayat: Pas az salha be qawle xodat xedmat be Jomhoriye Janayatkar e Eslami, hala nawbar awordi? Bad zadane qamgarayee xod janayate digari darhaq be ensanhaye zahmatkesh o sharifist ke shoma anhara Kordo Torko .. minami. In tabe tabari ke bedan dochar shodi virose xatrarnakist manande virose eslami bodan
سلام!
سلام ... من هم دنبال وقت ميگردم ...
جالب بود ...
تعدادي از جوانان را زده بودند كه هنوز علائم آن كتم كاري ، بر روي بدن . تعدادي از جوانان ، ديده مي شود آيا مي دانيد كه نجفي ، پسر بچه 5 ساله هم بازداشت پليس را تجربه كرد و چند ساعت را در بازداشت به سر برد ؟آيا به شما گزارش داده اند كه چه تعداد از جوانان آذربايجاني را در سالروز مشروطه و همزمان با سمينار دولتي گرامي داشت سالروز مشروطه ، در اطراف قبر سالار ملي ايران در تبريز ، زده و بازداشت كرده اند ؟ آيا ستار خان و باقر خان ، مشروطه را دوباره زنده كرده و به ايرانيان هديه نكردند ؟ آيا نمي توانستند ، حكومتي مستقل تشكيل داده و از آزادي و قانون براي همه ايران و ايرانيان ، چشم پوشي كنند ؟ حال چرا و به چه اتهامي ، هر كس را كه نام و ياد او را زنده نگه مي دارد ، پان تركيسم و تجزيه طلب مي نامند ؟
من اعتراف مي كنم كه 21 آذر 1324 و 1325 جزو تاريخ آذربايجان است . چه شما آن را از تاريخ ايران ، بداند يا ندانيد . در آن سال ، خدماتي به آذربايجان داده شده كه مشابه آن ها ، در آن فرصت اندك ، انگشت شمار هم نيست نوعي حكومت منطقه اي تشكيل شد كه مثال زدني است و شيوه جديدي از مديريت و مملكت داري را به ايران آورد . مي دانيم كه رهبران آن حركت ، معصوم نبودند من نمي گويم كه خطايي نداشته اند اما آيا آنان ، آذربايجان را به عنوان دولت مستقل ، به كشورهاي خارجي و سازمانهاي بين المللي معرفي كردند ؟ آيا از آذربايجان با نام كشوري مستقل نام بردند ؟ آنان كدامين خيانت غير قابل چشم پوشي را انجام داده اند كه اكنون پليس دولت شما ، اجازه نمي دهد ، جوانان علاقه مند به او ، در شبستر ، در پارك مشروطه ، در گورستان اماميه ، در گورستان طوبي ، در پارك باغ گلستان ، اجتماع بكنند ؟
اعتراف مي كنم و آماده ام تا در هر دادگاهي ، محاكمه شوم ؛ در طول 24 سال گذشته ، روز ، هفته ، ماه ، فصل و سالي نبوده است كه از اقوام ترك ، عرب ، بلوچ ، كرد ، لر ، شمالي و ... دستگير و زنداني نشده باشند اتهام اين بخت برگشته هاي سياسي ، آن بود كه مثل من " الينه " نشده بودند و درد خود و همشهري هايشان را مي ديدند و موضع گيري مي كردند و خواستار پاسخگويي حكومت ، بودند من اخبار مربوط به اين زندانيان را در پرونده " تجزيه طلب " مي گذاشتم و از پايمال شدن حقوق قانوني آنان ، به عنوان شهروندان عادي هم ، خبري نمي دادم و در حد توان خود ، از حقوق آنان ، دفاع نمي كردم .
آقاي رئيس جمهور ملت ايران .چه كساني اقوام ايراني را به شورش و تجزيه طلبي سوق مي دهند ؟
شبح جان ممنونم از اطلاعات مفیدی که میدید.. راستی.. پرونده من در دادسرای نظامی مختومه اعلام شد!... دیگه نمی تونن به بهانه فرار از خدمت بازداشتم کنن و بعد سوالای دیگه بپرسن!:)
اگر صدايم كردي و حوابي از من نشنيدي براي اين بود كه :
شبح عزيز مرسي از اطلاعات ...و مرسي از اينكه لينك من رو در بلاگت گذاشتي ....برات بهترين ها رو ارزو دارم . موفق باشي.
همیشه اطلاعاتی که میدی ارزنده . وبلاگ برتر!! جالب به نظر میاد.
شبح عزيز سلام ما که بهت رای ميديم ... ديگه سر نمی زنی ؟ ... راستی بهت لينک دادم ... توام بلينک صواب داره :)
معرفی اين سايت خيلی جالب بود.شاد باشی.
با نظرت در مورد انتخاب وبلاگ برتر موافقم. ولی به هر حال تجربه بدی نيست .
..خوب پس حالا که نامزد شدی واجب شد بريم تو انتخابات شرکت کنيم !
سلام شبح عزيز |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1263
تعداد نظرات: 26649 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 1, 2006 06:32 pm
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||