چهارشنبه، 26 آذرماه 1382 | December 17, 2003

در وب‌لاگستان چه خبر!

همه را آب ببره شبح را خواب می‌بره کلی اتفاق تو وب‌لاگستان افتاده که وقت نشد درباره‌ی آن‌ها بنويسم. هر چند قبلا در لينک‌دونی کنار صفحه بهشون لينک دادم.
44 داستان

حتما همه در جريان هستيد که مسابقه‌ی داستان‌ کوتاه به نام نويسنده‌ی برجسته‌ی کشورمان بهرام صادقی در جريان است. 44 داستان انتخاب شده که دوستان وب‌لاگستان می‌توانند بروند و رای بدهند. اصل و فرع ماجرا را می‌توانيد در خواب‌گرد بخوانيد و برويد رای خود را بدهيد. حتما خواندن 44 داستان کوتاه دل‌پذيرترين زمان را برای‌تان به ارمغان خواهد آورد.
انتخاب وب‌لاگ‌های برتر

هر چند اين نام چنگی به دل نمی‌زند و انتخاب وب‌لاگ‌برتر معنی نداره ماهيت وب‌لاگ به شکلی ست که نبايد رقابتی باشد هر کس بايد حرف دل‌اش را بزند بدون توجه به اين که حرف‌های‌اش موجب برتری او می‌شود يا نه. اما به هر حال دوستان زيادی زحمت کشيدن تا انتخاباتی برگزار بشه. شرکت در اين حرکت‌ها می‌تونه تمرينی باشه برای زنده‌گی دموکراتيک آينده.
دی‌روز وقتی دوستی مسيج فرستاد و گفت نگاهی به سايتی که برای اين کار طراحی شده بندازنم ديدم برای ورود بايد ثبت‌نام کرد و راستش من تنبل حوصله‌ی ثبت‌نام در هيچ‌جا را ندارم اما خب چه می‌شود امر مولکانه نبود که تن بزنم امر دوستان بود و واجب‌الاجرا رفتم ثبت‌نام کردم و ديدم چه جالب دوستان وب لاگ شبح را هم در قسمت فرهنگ و انديشه نامزد کرده‌اند و ما هم خوش خوشانمان شد که بلاخره يه جا نامزد شديم.
به هر حال بد نيست شما هم سری بزنيد و ببينيد اوضاع در چه حاله ظاهرا انتخابات‌شان تا 5 روز ديگه تموم می‌شه.
ناگفته نمونه که ظاهرا با اين سرگردونه که همه را حيرون کرده!
ضمنا در اين نظرخواهی تبليغات انتخاباتی آزاده دوستانی که نامزد شده‌اند و مايل هستند ديگران بهشون رای بدن بيان و در نظرخواهی لينک خودشونو بدن. خجالت نکشيد دوستان که انتخابات يعنی همين ديگه!

هم‌خوان
دوست عزيزمان زمينی دست به کار جالبی زده. هر چند اين کار سال‌هاست در غرب انجام می‌شه اما در کشور ما بی‌سابقه است و من اميدوارم حرکت خوبی باشه برای گسترش کتاب‌خوانی.
موضوع از اين قرار است که شما کتابی را که خوانده‌ايد می‌خواهيد به‌جای اين که در کتاب‌خانه‌ی خانه‌تان خاک بخورد به دوست ناشناس ديگری بدهيد تا او هم بعد از خواند به کسی ديگری بدهد و اين چرخه ادامه پيدا کند و کتاب توسط افراد زيادی خوانده شود. برای اين کار کافی است به سايت هم‌خوان برويد و برچسبی را با پرينتر چاپ کنيد و پشت کتاب بچسبايند. در اين برچسب توضيح داده شده است که بعد از خواند کتاب، آن را در محل‌های عمومی رها کنيد. در اين سايت مشخصات کتاب را وارد می‌کنيد و کدی را دريافت می‌کنيد و در همان برچسب می‌نويسد و در سايت قيد می‌کنيد که کتاب را کجا رها کرده‌ايد. خواننده‌ي بعدی اگر به اينترنت دست‌رسی داشته باشد. بعد از خواند کتاب و رها کردن آن محل رها کردن کتاب را در سايت هم‌خوان درج می‌کند و به اين شکل کتاب شما سفر می‌کند و ممکن است از شهری به شهری و يا حتا از کشوری به کشور ديگر سفر کند و شما می‌توانيد آن را رديابی کنيد.
توضيحات کامل را می‌توانيد در سايت هم‌خوان بخوانيد. کار جالبی است من چند کتاب تا به حال رها کردم که در سايت مشخصات‌شان هست.
من به سهم خودم از زمينی عزيز برای اين کار قشنگ‌اش تشکر می‌کنم.
من کتاب در آستانه‌ی آقای شاملو را به مناسبت تولد آذر عزيز در تآتر شهر رها کردم.

December 17, 2003 01:39 PM

hiwa 2:45 @ Sun, 6 Aug 06

salam man taze in weblago didam,faqat mikhastam ie khaste nabashid begam wa begam zende bashid chon fekr nemikardam kasany munde bashan ke be siasat alaqe dashte bashan
be omide barabary ensan ha wa dmokrasy (yani rahe sorkh wa por eftekhare komonism)


سياوش 15:33 @ Wed, 24 Dec 03

شبح عزيز، جواب را يافتم و متاسفانه حدسم درست بود، كوبا جزو مخالفين اين قطع‌نامه بود.


سياوش 15:08 @ Wed, 24 Dec 03

شبح عزيز، ممنون براي جمع‌بندي كه كرديد. به گمانم بيش‌تر به تفريق‌بندي شباهت داشت تا جمع! ممنونم كه حوصله كردي تا اين‌جا با من يك‌سان و يا به يا آمدي، بگذريم كه گه‌گاهي به زمين خوردي و صورت و دستت زخم خورد(همه براي لب‌خند بود و بس.).
در آخر مايلم يك نكته بگم كه البته جوابي براي آن نمي‌خواهم. همان‌گونه كه مي‌دانيد، امروز، در مجمع عمومي سازمان ملل، قطع‌نامه‌ ييش‌نهادي كميسيون سوم اين سازمان در رابطه با وضعيت حقوق بشر در ايران به تصويب رسيد كه موجب شادي است. اين قطع‌نامه با ۶۸ راي موافق و ۵۴ راي مخالف و ۵۱ راي ممتنع(بي‌طرف) به تصويب رسيد، به نظر شما، راي رفيق فيدل جزو كدامين دسته بايد باشه؟ من هنوز از اين امر بي‌خبرم، اما اگر توانستم به دنبال ييدا كردن جواب خواهم رفت(اشتباه نكنم جزو ممتنع‌ها هم نبايد باشد.).


شبح 13:14 @ Wed, 24 Dec 03

سياوش عزيز!
می‌پذيرم که من هم کمی بي‌راه رفتم اجازه بده جمع‌بندی کنم از نظر خودم.
1- سوبسيد ابزاری برای تنظيم بازار در اقتصاد سرمايه‌داری است که در اشکال دولتی و خصوصی آن جريان دارد.
2- حکم اعدام به‌طورکلی مذموم است و شايسته‌ی هيج نظامی نيست که در آن حکم اعدام وجود داشته باشد. به همين دليل وجود حکم اعدام در کوبا مذموم است و نشان از غيرانسانی بودن بخشی از قوانين اين کشور دارد که بايد تغيير کند و هيج بهانه و مصلحتی آن را تاييد نمي‌کند. اما من تاکنون نشنيده‌ام که در کوبا کسی به جرم سياسی محکوم به اعدام شده باشد. کسانی که اعدام شده‌اند و توسط عفو بين‌الملل به درستی کوبا برای اين اعدام‌ها مورد سوآل قرار گرفته است مجرمان عادی و مواد مخدر بوده‌اند.
3- وجود زندانيان سياسی در کوبا از نظر من محکوم است و اين که کاسترو پنجاه سال است يک‌تنه در کوبا مطرح است و به قول تو برادرش را جانشين خود کرده است همه نشان دهنده‌ی بيماری سياسی در کوبا ست.
4- با تمام اين اوصاف به‌نظر من مردم کوبا رژيم سياسی حاکم بر کشورشان را قبول دارند و مي دانند فروپاشی اين نظام اگر به معنای بازگشت به نظام قبلي باشد برای‌شان بدبختی به باور می‌آورد. اي کاش اين مردم آگاه می‌شدند و می توانستند گامی به جلو بردارند و از بازگشت به گذشته نهراسند.


سياوش 8:12 @ Wed, 24 Dec 03

نانای عزيز، شما زماني كه با خون‌سردي و آرامش حرف‌تان را مي‌زنيد، آن‌قدر مهربان و دوست‌داشتني مي‌شويد كه انگار يك انسان ديگري از ناناي عزيز زاده مي‌شود. ناناي عزيز، باور كن اين تنها شما نيستيد كه گه‌گاهي گيج هستيد، منم گاهي اوقات هم‌اين احساس را دارم. ببين هم‌اين شبح عزيز در كامنت 80 معترف مي‌شود كه "ضمنا اگر تو تصور می‌کنی در کوبا ديکتاتوری پرولتاريا برقرار است سخت در اشتباهی در کوبا مانند آمريکا و حتا سوئد ديکتاتوری بورژوازی برقرار است". و چه‌گونه نشان مي‌دهد تناقص در گفتار و ادعايش، اين هيچ نشاني به جز نشان از گيجي نداره. از يك طرف ادعا داره كه حكومت كوبا يك حكومت ديكتاتوري بورژوازيه و از طرف ديگر با من نوعي و ديگران سر اين ستيز داره كه چرا مي‌گويم حكومت كوبا و نظام آن يك حكومت مستبد و ديكتاتورمآب است. تنها تفاوت من و شما با شبح و ديگران در اين است، كه ما بدون از ترس مي‌گويم كه ما گه‌گاهي از اين تناقصات در عمل و گفتار در اين دنيا گيج گيج مي‌شويم و عده‌اي انگار نه انگار كه شواهدي است و غافل از اين كه به وضوح اين تناقصات آشكار خواهند شد.


سياوش 4:14 @ Wed, 24 Dec 03

نانای عزيز، ممنون براي توضيح و ياسخت. شبح عزيز، شما هم به هم‌اين صورت. شبح عزيز، شما خودتت خوب بايد بداني كه چرا من از ارقام صحبت كردم و بيش‌تر خواست من در توضيح و شرح چراي وجود سوبسيد خلاصه مي‌شد و نه غير. در اين امر به شما نمي‌گويم كه انصاف نداري، بلكه شما را براي جواب شبه و شك خود به كامنت‌هاي قبل رجوع مي‌دهم. با اين همه، اگر زير تمامي افتخارات آقاي فيدل و حكومتش زدم، سعي كردم كه استدلال بياورم و نه تنها رد آنان. هر وقتي كه استدلالي آورده شد، به جاي جواب دادن به آن، تنها چوب جنايات آمريكا را به دست گرفتيد كه متاسفانه دسته آن شكسته و ترك خورده است و نه تنها دردي ندارد، بلكه هيچ كمكي در توجيه اين كه چرا يك ديكتاتور در كوبا بعد از 50 سال حكومت خودمختار به خود اجازه اين را مي‌دهد كه برادر خود را جانشين كند و مردم را يشم خود به حساب آورد، نمي‌كند، و انگار كه در كوبا يك فرد لايق بوده و آن‌هم برادر ايشان است. اين عمل كوبا براي من مانند عملي بود كه در كشور آذربايجان يسر بعد از مريضي و مرگ يدر صاحب قدرت شد، تنها با يك تفاوت عمده و ظاهري كه در آذربايجان براي نشان دادن وجه قانوني و مردمي آن، به آراي تقلبي مردم متوسل شدن تا جانشين يدر را يسر برگزينند و در كوبا حتي به اين هم اكتفا نمي‌كنند.).
شما مدعي هستيد در كوبا زنداني سياسي نيست و اعدام نشده و چه و چه. براي رفع اين شبه تنها كافي است يك سرچ كنيد تا ببينيد ليست زندانيان سياسي و ديگر مسائل را. عفو بين‌الملل بارها به نقص حقوق بشر و اعدام در كوبا اعتراض كرده و در اين مورد بيانيه بيرون داده، شما با رجوع كردن به سايت آنان مي‌توانيد اين بيانيه‌ها را مشاهده كنيد(البته اگر عفو بين‌الملل را قبول داشته باشيد. راستي چه خوب مي‌شد گفت اگر به مانند جمهوري اسلامي عفو بين‌الملل را قبول نداشته باشيد، اما از آن جايي كه من نمي‌خواهم چوب جمهوري اسلامي را بر سر شما بشكنم، حرفي از اين تشابه به ميان نمي‌آورم.).
تفاوت ديدگاه من و شما دوست عزيز در اين بحث در اين است كه من اعتراض به كوبا دارم و جنايات آمريكا را هم آشكار مي‌بينم، اما شما معترض به جنايات آمريكا و از طرف ديگر چشم خود را بر جنايات رفته بر مردم كوبا را نديده مي‌ينداريد. بايد بدوم بروم سركار و زندگي، اگر اشتباه تاييي و يا جواب من را كوتاه و ناقص ديديد، مي‌بخشيد.


اسد 1:25 @ Wed, 24 Dec 03

شبح جان،
ديکتاتوری بورژوازی در كوبا!؟ كمي بي انصافي نيست؟


شبح 21:15 @ Tue, 23 Dec 03

سياوش عزيز!
متاسفانه تو از اين شاخه به اون شاخه می‌پری. خود از اقتصاد و دی‌ان‌پی شروع می‌کنی و می‌گویی مردم کوبا در فقر و فلاکت بسر می‌برند وقتی من می‌خواهم نشان دهم با توجه به اين که کوبا ذخاير معدنی ارزش‌مند ندارد و در محاصره‌ی اقتصادی به سر می‌برد با اين‌حال مالفه‌های رفاه اجتماعی در آن از بسياری از کشورهای تحت حمايت آمريکا بالاتر است. بعد تو می‌زنی زير همه چيز و می‌گویی حقوق بشر! می‌گوييم در بوليوی که قتل‌گاه چه‌گوارا و جولان‌گاه آمريکا ست همين چند وقت ژيش ده‌ها تن از مردم در خيابان‌ها به گلوله بسته شدند اما صدای از آمريکا بلند نشد در حالی که طی پنجاه سال گذشته هيچ گلوله‌یی به سمت مردم شليک نشده است و ياد ندارم هيچ مخالف سياسی حکومت اعدام شده باشد تو باز ساز خودت را می‌زنی.
ضمنا اگر تو تصور می‌کنی در کوبا ديکتاتوری پرولتاريا برقرار است سخت در اشتباهی در کوبا مانند آمريکا و حتا سوئد ديکتاتوری بورژوازی برقرار است گيرم شکل و نوع‌اش متفاوت است.
اکثريت مردم کوبا کاسترو را دوست دارند و آمريکا از همين وحشت دارد از اين که کوبا به تمام آمريکای لاتين گسترش يابد و سال‌هاست دارد مردم آمريکای لاتين را قصابی می‌کند و در شيلي و نيکاروگوئه و السالوادور و ونزوئلا و ... هر وقت دموکراسی می‌خواسته است شکل بگيرد و هر وقت قدرت به دست مردم می‌افتاده است با کودتا و خونريزی حاکمان دست‌نشانده و ديکتاتوری حاکم کرده است که به چپاول مردم خود و پرکردن جيب سرمايه‌دارن می‌پردازند.


nana 19:08 @ Tue, 23 Dec 03

سياوش عزيز

چون علاقمند هستی نظر مرا بدانی بايد بهت بگم که من واقعا گيج گيج هستم .

با بخشهائی از حرفات کاملا موافقم ولی وقتی اونها را کنار بدبختی کل مردم ميذارم يه هو کفه ترازوی طرف مقابل سنگينی ميکنه .
بذار اينطوری بهت بگم بعد از انقلاب ۵۷ ايران يه دوستی به من گفت کاش بجای اين انقلاب يه انقلاب سوسياليستی شده بود من بهش جواب دادم نه کاش يه انقلاب بورژوا دموکراتيک شده بود تا يه چند سالی حال کنيم بعد انقلاب سوسياليستی ميشد.

بهر حال ايده ال و ارزوی من برای ايران يه النده است .
در عين حال هرروزه در امريکا در تمامی پديده ها اون شيره کثافت ارزشهای سرمايه داری را ميبينم و رنج ميبرم .
روزی در نيويورک از خيابانی ميگذشتم يه خونه کوچولو ديدم که صاحبش گاراژ خانه را تبديل کرده بود به دکان فروش ماهی بر اثر کنجکاوی رفتم جلو باهاش حرف زدم يه زن و شوهر تحصيلکرده کوبائی بودند که با قايق به امريکا فرار کرده بودند و اينجا داشتند بدبختی ميکشيدند و با اينکه عکس باتيستا را به ديوار گاراژ نصب کرده بودند در جواب سئوال من که اساسی ترين کمبودی که باعث شد به اينجا بيائيد چی بود مرده گفت خانمم ناراحت بود که تو کوبا جوراب نايلون نيست . البته زنش را مسخره ميکرد
همچنين يه زن و شوهر يهودی روس ميشناسم که اينجا پناهنده هستند و بعد از ديدن فيلم ( پالپ فيکشن) هردو گريه ميکردند و ميگفتند کاش شوروی فروپاشی نکرده بود و ما همين فردا برميگشتيم .
منظورم اينه که هر دو سيستم خوبي ها و بدی های خودشون را دارند .
در باره اهميت ازادی صد در صد باهات موافقم
ولی تخطئه دست اوردهای همين رژيم های سوسياليستی که تا حال ديده ايم را مخالفم .
سخن را کوتاه کنم با اينکه خودم را فقط ازادی خواه و طرفدار عدالت اجتماعی ميدونم ولی هميشه بيت اخر شعر لاهوتی تو گوشم زنگ ميزنه که گفت :
نابود شود قدرت سرمايه و بس .


سياوش 15:57 @ Tue, 23 Dec 03

ترانه عزيز، من مدح‌گوي سيستم سرمايه‌داري نيستم و نظري ديگر دارم. مطمئنن در سيستم سرمايه‌داري ناعدالتي اقتصادي حكم‌فرماست، اما از اين نمي‌توانيم غافل باشيم كه عدالت حقوقي و آزادي‌هاي فردي و دمكراسي كه در آن موجود است، به مراتب از ديكتاتوري يرولتاريا ييشرفته‌تر و عمل‌كرد بهتري را در جامعه انساني دارد.


سياوش 15:51 @ Tue, 23 Dec 03

شبح عزيز، وقتي كه شما در كامنت 63 ابراز داشتيد"من ترجيح می‌دهم به‌جای صحبت کردن از کوبا در مورد ايران صحبت کنم."، فكر كردم كه واقعن منظور هم‌اين بوده است، بنابراين اگر اكنون در مورد مسائلي كه شما در رابطه با كوبا مطرح مي‌كنيد و بايد جواب‌گو شوم، جايي براي ندبه و ندا نبايد باشد. باري عيب در هم‌اين جاست كه شما نگاه‌تان را تنها به آمار تعداد كتاب‌ها در كتاب‌خانه‌ها، تعداد يزشكان، تعداد مدال‌هاي گرفته شده به وسيله ورزش‌كاران كوبايي و غيرو دوخته‌ايد و از نبود دمكراسي و آزادي و اين كه چرا يك نفر اين حق را به خودش خواهد داد كه ۵۰ سال بر يك ملت حكومت كند، بدون هيچ‌گونه آراي عمومي و ديگر مواردي در اين راستا. عرض كنم كه روسيه اولين فضانورد را به فضا فرستاد و در رابطه با سيستم‌هاي آموزشي و درماني و غيرو چيزي كم نداشت و دانش‌مندان بزرگي را هم به عرصه علم و دانش ارائه داد و كشوري بود كه مي‌توانست يا به ‌ياي بزرگ‌ترين و قدرت‌مندترين نيروي نظامي و اقتصادي جهان يعني آمريكا قدم بردارد و گاهي هم جلو‌دار هم مي‌شد، در الميياد‌هاي ورزشي شوروي سوسياليستي هميشه نقطه مقابل كشورهاي بود كه سيستم اداره حكومتي آنان سرمايه‌داري بود و به قولي يوزه رقيبانشان را به خاك مي‌ماليدند. به هم‌اين گونه آلمان شرقي مدفون شده، كه هميشه از نظر ورزش و علم ورزش حرف‌هايي براي گفتن داشت كه بعدها معلوم شد كه تمامي آن مدال‌ها با استفاده از متدهاي غير انساني و دويينگ ورزش‌كاران هم‌راه بوده. تمامي اين افتخارات نه تنها يوچ بود و بي‌هدف كه آن را تنها در ييش‌برد دستگاه تبليغاتي شوروي جهان‌خوار دوم به كار مي‌رفت تا با آن جواناني را در ممالك جهان سومي بفريبند و آنان را وادار به انقلاب سوسياليستي و در يي منافع ديگر جهان‌خوار سوق دهند. تنها با وزيدن نسيم آزادي تمامي سيستم يوشالي به لرزه در افتاد و چنان خرد و خمير شد كه تو گويي تنها يك رويا بود و بس. شبح عزيز، مسله اصلي كه شايد شما و ديگر دوستان به آن توجه نمي‌كنيد، آزادي و احترام به آراي مردم است، احترام به حقوق بشر است، وگرنه با هم‌اين روندي كه در اين جمهوري اسلامي خودمان ييش مي‌رود تا ۱۰ سال ديگر ايران از نظر تعداد تحصيل‌كردهاي آموزش عالي رتبه اول در جهان را كسب خواهد كرد. خواهر من يزشك و مشغول كار در ايران، اما من بايد برايش گه‌گاهي كمك‌مالي بفرستم. نكته تنها آموزش دادن و ديگر امور به تنهايي نيست، بلكه بايد برنامه داشت. براي هم‌اين است كه در كوبا يك مهندس كتاب‌هاي آموزشي كه در باره علوم جديد گفته شود ندارد و يا يزشك دارد، اما دارو ندارد، و يا اين كه در ايران دكتر و مهندس داريد، اما شغل نداريد و از اين روست كه زماني كه در خرم‌آباد لرستان براي شغل رفتگري و جاروكشي شهرداري آگهي استخدام مي‌زند، تمامي داوطلبانه به شغل جاروكشي، همه‌گي ليسانسيه هستند و تنها يك نفر دييمله. يعني اين كه تمامي وقت و يول براي هيچ. آيا اين نشان از ييشرفت دارد و يا انحطاط. دوست من بيايم، براي ديكتاتورها چه از نوع اسلامي و چه از نوع سوسياليستي و چه سرمايه‌داري بهانه نتراشيم كه براي نمونه تحريم اقتصادي شده و يا نمي‌توان سوسياليسم را يياده كرد، يس بايد به ديكتاتوري و آمار و ارقام كتاب‌هاش، يزشك‌هاش، مدال‌هاش و غيرو دل‌خوش كنيم. حرف من، تا زماني كه به حقوق اوليه بشر احترامي قائل نباشيم و به انسان‌ها و خودمان اجازه ندهيم كه براي فردايمان خودمان تصميم‌گيرنده اصلي باشيم، هر كسي با هر ايده و عقيده بيايد، آخرش منتهي به فقر، فلاكت، تحقير و تحجر مي‌رسد.
در رابطه با ييدا كردن آمار تعداد يزشكان در كوبا و ديگر ارقام، شما مي‌توانيد به هم‌آن آدرس كه قبلن اشاره كردم، رجوع كنيد. يعني اين‌جا:
http://www.nationmaster.com/graph-T/eco_gdp_cap&int=-1


بيگلو 15:40 @ Tue, 23 Dec 03

اينسان حاقلاری عومومی بياننامه سی:
بيانيه جهانى حقوق بشر به تركى آذربايجانى-ايران (با الفباى تركى عربى)
چئويره ن: علی بيگلو-۲۰۰۳

١٠ دئسامبر ١٩٤٨تاريخينده بيرلشميش ميللتلر تشكيلاتينين عومومی مجمعينده تصويب اولونان اينسان حاقلاری ائوره نسل بيلديرگه سی٫ بير گيريش و اوتوز مادده دن اولوشور. او گوندن بری بيلديرگه نين تصويب اولوندوغو ١٠ دئسامبر٫ بوتون دونيادا "اينسان حاقلاری گونو" آدیيلا قوتلانير. مجمع تشكيلاتا عوضو اولان بوتون دؤولتلردن بو تاريخی آندلاشمانين٫ اؤلكه لر و يوردلارين سياسی دوروموندان آسيلی اولمادان٫ " گؤزلر اؤنونه سريلمه سی٫ هر يئرده آچيقلانماسی٫ ياييلماسی٫ يوروملانماسی٫ باشليجا اوخوللار و باشقا اؤيره نيم قوروملاريندا اوخودولماسینی" ايسته ميشدير.


شبح 14:18 @ Tue, 23 Dec 03

سياوش عزيز!(71)
متاسفانه آماری که ارئه داده‌یی با نتيجه‌گيری‌ات نمی‌خواند. اجازه بده يک‌بار ديگر به آماری که خود تو ارئه داده‌یی نگاه بکنيم.
ميزان باسوادی را در کوبا كوبا 95.7% آيا اين رقم بسيار بالا نيست؟ می‌دانی وقتی در موبا انقلاب شد قبايلی وجود داشتند که هنوز هيچ‌گونه خطی نداشتند و سواد در آن‌ها اساسا معنا نداشت؟ می‌دانی چند جور زبان مختلف در کوبا وجود دارد؟
آيا رتبه‌ی 27 کتاب در چنين کشوری رتبه‌ی بي‌نظيری نيست؟
فراموش نکن کوبا نفت و هيچ ذخير معدنی ديگری ندارد و فقز از راه صنعت و کشاورزی اداره می‌شود و تحت تحريم‌های آمريکا هم هست و آمريکا بخشی از خاک آن را اشغال کرده است و هر روز توطئه‌ی جديدی برای آن تدارک می‌بيند. به هر حال مقايسه‌ی آمار کوبا با کشوری مانند ايران که دارای نفت است و هرگز خريد نفت آن تحريم نشد و هميشه مورد حمايت سرمايه‌داریْ جهانی بوده‌ است خود گواه اين است که کوبا حداقل از ايران بسيار بهتر است. در مورد حقوق بشر من نشنيده‌ام در کوبا کسی به دليل سياسی اعدام شده باشد يا مردم را به گلوله بسته باشند اما همين چند وقت پيش در بوليوی مردم و معدن‌چيان را به گلوله بستند و نزديک 100 نفر را کشتند و هيچ صدای عدالت‌خواهانه‌یی از آمريکا بلند نشد. می‌دانی که کوبايي‌های مقيم آمريکا حق ندارند برای بسته‌گان خود پول بفرستند و در حال حاضر چاوز در ونزوئلا زير بدترين فشارهاست در حالي که حتا يک زندانی سياسی در آن نيست. نه من باور نمی‌کنم تبليغات آمريکا را بر عليه اين کشورها هر چند مطمئن هستم اگر فشارهای سرمايه‌داری جهانی نبود امروز ما کوبایی سوسياليستی و دموکراتيک داشتيم اما با تمام اين اوصاف باز فکر می‌کنم انتقادات جدی به کاسترو وارد است اما اين انتقادات از جنس انتقادات آمريکا و باشگاه سرمايه‌دارن نيست.
حرف ترانه‌ي عزيز در کامنت ۷۴ را هم بسيار درست و تامل برنگيز مي‌دانم.


ترانه 14:02 @ Tue, 23 Dec 03

شرايط كنوني دنيا! اينهمه بي عدالتي! راهي ندارد !جز مبارزه با عامل اصلي بي عدالتي اجتماعي! يعني سرمايه داري جهاني و ابزارهاي آن !


ترانه 13:50 @ Tue, 23 Dec 03

سياوش عزيز!
براي ما هم (حداقل من هم) ُروشن ساختن اهميت حقوق انسان‌ها است كه در درجه اول قرار خواهد گرفتُ. حقوق انساني كه از فلاكت و درماندگي، كارتون، خانه اش مي شود كه در امريكا هم كه ظاهرا دمكراسي مورد نظر تو هم موجود است كم نيستند ارقام و آمار اين گرسنگان دنيا راحتما داري؟
دوست من ُنمونه دكتر مصدق با كسب قدرت سياسي از طريق بارلمان نشان داد كه مي‌توان حتا شاه را هم فراري داد و صنعت نفت را ملي اعلام كرد و عدالت و دمكراسي برقرار كرد، كه متاسفانه با كودتاي آمريكايي دولت و مجلس مردم منحل شدُ هم خوشبختانه يامتاسفانه تاييد خود توست كه نمي توان مبارزه را محدود به بدست آوردن حقوق انسانها بدون درنظر داشتن نقش سرمايه داري دانست!


شبح 13:25 @ Tue, 23 Dec 03

سياوش عزيز!(۷۰)
اجازه بده اول از اين که راه گفت‌وگوی دوستان و سازنده بين ما بسته نشده است خوش‌حالی خود را ابراز کنم و به سهم خود از تو تشکر می‌کنم. و اما چند نکته:
1- آن شوخی در مورد جی‌ان‌پی فقط يک شوخی نيست و حقايقی را در بر دارد اين پرامترها در نوع خاصی در اقتصاد معنا دارد. مثلا در کشوری مانند هند که زنان کار خانه‌گی وسيعی می‌کنند کار آن‌ها در جی‌ان‌پی منعکس نمی‌شود. اين حرف من نيست اقتصادان‌های بورژوا نسبت به کارآمدی اين پارمترها انتقادات جدی دارند. برای اندازه گيری رفا مردم کشورهای مختلف بايد به پارمترهای حقيقی زنده‌گی آن‌ها مراجعه کرد همان‌ها که برشمردم، بهداشت، تحصيلات، سبد خانوار، و تقسيم ثروت در جامعه‌یی ممکن است درآمد سرانه بسيار بالا باشد اما ضريب جينی که شاخصی برای تقسيم ثروت است نيز بالا باشد در نتيجه درست است که درآمد سرانه بالاست اما اين درآمد در دهک‌های بالای جامعه تقسيم شده است و دهک‌های پايين جامعه در فقر و فلاکت بسر ببرند. از تو خواهش می‌کنم با توجه به اين که به آمارهای بين‌الملی دست‌رسی داری زحمت بکش و پارمترهايی مانند تعداد پزشک نحو استفاده‌ی مردم از خدمات درمانی و ميزان باسوادی و امکان تحثيلات دانشگاهی را در کوبا نقل کن. تازه فراموش نکن که کوبا در محاصره‌ی اقتصادي قرار دارد و به شدت تحت فشار است.
2- اتفاقا مقايسه مهم است اگر تو می‌گويي کوبا می‌تواند با ساختار اقتصادی و سياسی ديگری به جز آن‌چه در کوبا در حال حاضر در جريان است وضعيت بهتری برای مردم فراهم آورد با تو موافق هستم اما اگر تو می‌گويي کوبا بايد به دوران قبل از کاسترو وارد شود و خود را در اختيار نظام سرمايه‌داری جهانی قرار دهد با تو مخالف هستم و تصور می‌کنم مردم کوبا به فقر و ديکتاتوری و فلاکتي دچار می‌شوند که کشورهایی مانند بوليوی به آن دچار هستند.
3- از نظر من کوبا از نظر اقتصادی و سياسی سرمايه‌داری دولتی است اما می تواند با تغييرات ساختاری به سوسياليزم گام بگذارد. سوسياليزم به‌طور بنيادی با سرمايه‌داری متفاوت است و در آن مزدبگيری و ازخودبيگانه‌گی انسان از بين می‌رود که در کوبا اين اتفاق نيفتاده است. موضوع به بحث تئوريک پيچيده‌یی منجر می‌شود که به امکان به‌وجود آمدن سوسياليزم در يک کشور منتهی می‌شود. به هر حال اگر شرايط بين‌المللی شرايط مناسب‌تری بود شک ندارم که از نظر ذهنی مردم کوبا آماده‌گی ورود به سوسياليزم را دارند.


سياوش 13:22 @ Tue, 23 Dec 03

شبح عزيز، اگر مايليد آمارهاي ديگري از نظر آموزش و يرورش، سيستم بهداشت و درمان و غيرو را مشاهده كنيد به هم‌آن آدرسي كه در كامنت شماره 67 نوشتم و اشاره داشتم، استفاده كنيد.
براي نمونه در بخش آموزش و يرورش(Education). ميزان موجودي كتاب در كتاب‌خانه‌ها.
جورجيا(همان كه يايتختش تفليس است، به فارسي نام اين كشور يادم نيست.) مقام اول را در جهان دارد.
دانمارك در رده 20مين.
كوبا در رده 27‌مين.
ايران در رده 58مين.
آمار جهاني در رابطه با ميزان باسوادي.
دانمارك 100% در مقام دوم؟
كوبا 95.7% در مقام 70مين.
ايران 72.1% در مقام 141مين.
حالا يك حقيقت را بگم. مي‌گن در كوبا همه با هم در يك چيز برابرنند و مشترك، و آن‌هم فقر است.


سياوش 11:58 @ Tue, 23 Dec 03

شبح عزيز، همان‌گونه كه خود در رابطه با GDP اشاره داشتيد، تنها يك شوخي است كه تا شما بخنديد و حقيقت را انكار. متاسفانه اين يك حقيقت است كه كوبا يكي از فقير‌ترين كشورهاي جهان است، در اين مورد شكي نداشته باش، حتي از همسايه‌گانش كه آن‌ها هم جزو فقيران محسوب مي‌شوند. اگر شما آمار ديگري سراغ داريد كه در مورد بهشت آقاي فيدل ارائه دهد با كمال ميل حاضرم كه آن را مشاهده كنم. دليل اين كه من آن ارقام را آوردم، خواستم نشان بدم تا سندي باشد بر اين مدعا كه دانمارك با اين كه كشور ثروت‌مندي است، اما با اين حال سوبسيد هم براي اياب و ذهاب شهروندانش مي‌يردازد و اين تنها مختص كوبا و يا ايران نيست. و اما اگر نظام حكومتي كوبا يك نظام سوسياليستي نيست، خوب از ديد شما كوبا داراي چه نظامي است كه حتي نظام‌هاي سرمايه‌داري ارويايي هم از داشتن آن شرم مي‌كنند. آيا سوسياليستي سلطنتي است و يا اين‌كه... . در رابطه با ديگر ارقام و آمار، لطفن شما زحمت آن را كشيده و نشان دهيد كه حرف شما سنديت دارد و نه غير.
در رابطه با اين كه چرا من تنها اشكال از كوبا مي‌گيرم و نه همسايه‌گان كوبا كه تحت حمايت آمريكا هستند. ا. اين كه نيازي به بحث در مورد هائيتي و يا بوليوي نيست و من و شما متفق‌القول هستيم كه نظام‌هاي اين كشورها سركوب‌گر و ايده‌آل نيستند.
۲. اگر بحثي در مورد كوبا مي‌شود، دليلي بر تائيد ديگر همسايه‌گان آن نيست و مقايسه‌اي از اين نظر منظور نبوده است.
۳. كوبا را بعنوان يك ايده و يك راه حل براي ديگر جوامع نشان داده شده و مي‌شود و متاسفانه هنوز هم كساني ديده مي‌شوند كه باور ندارنند كه آن نظامي كه در كوباست در نهايت به ديكتاتوري و فقر خواهد انجاميد و نه غير.
۴. از حوصله خارج است كه به آن بيش‌تر يرداخته شود.
ناناي عزيز، حال كه اين‌گونه بحث مي‌كنيد، متاسفانه من هم بايد اين‌گونه جواب‌گو باشم. از آن جايي كه سياست خارجي آمريكا را من تعيين نمي‌كنم و نمي‌توانم جواب‌گوي سوال شما باشم، لطفن براي گرفتن جواب خود به اين آدرس تشريف ببريد.
http://contact-us.state.gov/ask_form_cat/ask_form_secretary.html
ناناي عزيز، با كمال ميل حاضرم كه ببينم، عقايد شما را در اين موارد خاص. لطفن در اين امر كوتاهي نكنيد. با بحث كردن، تحمل هم‌ديگر را بيش‌تر و مستحكم‌تر مي‌كنيم. با رد يك‌ديگر و گوش فرا ندادن، تنها نفرت و خشم را بارور خواهيم كرد.


nana 10:40 @ Tue, 23 Dec 03

سياوش عزيز

من يه سئوال کوچولو ازت دارم ممنون ميشم از جوابت .

چرا شهروندان امريکائی به هرکشوری در جهان که دلشون بخواد ميتونن سفر کنند
فقط اجازه رفتن به کوبا را ندارند .


شبح 9:56 @ Tue, 23 Dec 03

سياوش عزيز(۶۷)
اقتصاددان‌ها شوخي در مورد GNP دارند که برای DNP هم کاربرد داره. مي‌گن آقاي اسميت با آشپزش ازدواج کرد و موجب شد GNP کاهش پيدا کنه!
کاش آمار وضعيت بهداشت؛ سواد؛ امنيت اجتماعي؛ ورزش؛ کتاب‌خواني و مشارکت سياسی را در کوبا مينوشتی و آن را با کشورهاي دست‌نشانده‌ي آمريکا مقايسه می‌کردي و تازه فراموش نمی‌کردی که در نود مايلی آمريکا زير چه فشار عظيمی به سر می‌برد. سياوش عزيز مسلما وقتی بوليوی و هائيتی و ... دهها کشور کوچک و بزرگ وابسته به آمريکا را از فقر و جهل نجات دادی آن‌وقت خوب است به فکر کوبا هم باشيم! چرا بين اين همه کشور بايد رفت سراغ کوبا يا ونزوئلا؟
البته خوب بودن يا بد بودن کوبا دخلی به سوسياليزم ندارد چون من کوبا را کشوری سوسياليستی با آن درکی که از سوسياليزم دارم نمی‌دانم.


سياوش 21:14 @ Mon, 22 Dec 03

دوستان يک معذرت خواهی ديگر به شما بدهكار شدم. من به جاي GDP=Gross Demestic Product اشتباهن GPI تايب كرده بودم. اما آمدم كه كمي ارقام در اين مورد نشان دهم كه به اين اشتباه يي بردم. به هر روي GDP Per Capita كه معني فارسيش بايد بشود توليد ناخالص ملي براي هر فرد در اين كشورها از اين قرارنند.
۱. كوبا ۲۳۰۷ دلار و در رده ۱۵۹مين كشور در جهان است.
۲. ايران ۶۸۴۴ دلار و در رده ۹۲مين مي‌باشد.
۳. دانمارك ۲۸۹۶۳ دلار و در رده ۹مين مي‌باشد.
آمار مربوط به سال ۲۰۰۳ ميلادي مي‌باشد و آدرس منبع اين ارقام به اين صورت است.
http://www.nationmaster.com/graph-T/eco_gdp_cap&int=-1


سياوش 19:07 @ Mon, 22 Dec 03

با عرض معذرت کامنت ۶۵ متعلق به من بود، كه بدون نام فرستاده شد.


19:06 @ Mon, 22 Dec 03

شبح عزيز، ممنونم براي اين كه زحمت مي‌كشيد و نظرات را دنبال مي‌كنيد و ياسخ مي‌دهيد. اما اين كه شما مي‌گويد"کسي که کمی الفبای اقتصادی بداند می‌داند که سوبسيد يا يارانه ابزاری برای تنظيم بازار در اقتصاد سرمايه‌داری انحصاری است."، مي‌شود گفت كه كاملن در اشتباهيد. معمولن دولت‌هاي كه با سيستم سرمايه‌داري اداره مي‌شوند، در رابطه با توليدات و خدمات انحصاري خودش، سعي خواهد كرد كه اگر بازدهي و يا به عبارت ديگر سوددهي نداشته باشند، اين صنايع را به بخش خصوصي هدايت و واگذار كند. سوبسيدها بيش‌تر در بخش خصوصي و بخصوص كشاورزي، در غرب صورت مي‌گيرد. جالب است بدانيد كه در دانمارك براي نمونه، دولت براي اداره امور اتوبوس‌راني و مترو دروني شهري، سوبسيد بالايي را مي‌داد(با وجود اين كه سطح حقوق در دانمارك خيلي بالاست و شاخص GPI كشور دانمارك در سطح بالايي در جهان قرار دارد)، به دليل اين كه مردم از خريدن ماشين و در نتيجه بالا رفتن مصرف بنزين(دانمارك نفت و توليدات نفتي را وارد مي‌كند)، دولت ناچار است كه مقداري از ارز حاصله از صادرات آن كشور را اختصاص به خريد نفت دهد و دلايل ديگر منجمله آلوده‌گي هواي شهرها.
به هر روي من مايلم كه اين بحث سوبسيدها را ادامه ندهيم.


شبح 18:45 @ Mon, 22 Dec 03

نادر عزيز!(61)
اگر ما فراموش کردن موضوعی را به يک‌ديگر يادآوری کنيم. هيچ جای ناراحتی و گلايه ندارد اما اگر سعی کنيم اين فراموشی را تحليل کنيم و به انحراف سياسی نسبت دهيم انوقت دل‌خوری پيش می‌آيد.
در مورد فراموش کردن پتروشيمی اين اطلاحيه را بخوان:
کنگره چهارم حزب کمونيست کارگرى ايران با موفقيت برگزار شد
http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2312/231217congress4.htm
آيا نامی از پتروشيمی برده شده است؟
من اين را به حساب انحراف حککا نمی‌گذارم به نظر يک جاافتاده‌گی سهوی و البته مهم است.
ضمنا تو فراموش نکن اين‌جا وب‌لاگ است و بر اساس امکانات و دانسته‌های نويسنده‌ی آن تهيه می‌شود و مسلما مطالب دم دست او را در برمی‌گيرد برای نوشتن مقاله‌ی در مورد اعتصاب پتروشيمی اگر بخواهم مطلبي بنويسم بايد وقتي بگذارم که الان در مقدوراتم نيست اما اگر تو يا کسي ديگری اين کار را بکند با کمال ميل در وب‌لاگ‌ام قرار می‌دهم مانند 16 آذر که ره‌گذر ثانی مطلبی برای‌ام فرستاد و من در وب‌لاگ قرار دادم


شبح 18:30 @ Mon, 22 Dec 03

سياوش عزيز!(59)
اين که من به بخشي از گفته‌ی تو پاسخ دهم دليل بر اين نيست که بخش ديگر آن را قبول دارم من ترجيح می‌دهم به‌جای صحبت کردن از کوبا در مورد ايران صحبت کنم.
کسي که کمی الفبای اقتصادی بداند می‌داند که سوبسيد يا يارانه ابزاری برای تنظيم بازار در اقتصاد سرمايه‌داری انحصاری است. اکنون تقريبا در سراسر جهان سرمايه‌داری انحصاری حکومت می‌کند. بحثی در اين نيست و تصور نمی‌کنم در اين مورد با هم اختلافی داشته باشيم. حرف من اين است که مبلغان ج.ا. با شانتاژ می‌خواهند بگويند دولت دارد برای حمايت از مصرف‌کننده‌گان سوبسيد می‌دهد اين حرف باطل است من سعی کردم در مورد بنزين نشان دهم که اين حرف باطل است و چون در آن مورد سکوت کردی و با توجه به اين که خودت اعتقاد داری سکوت من در مورد ديکتاتور بودن کاسترو نشاندهنده‌ی قبول داشتن آن است پس به طريق اولا من بايد بپذيرم که تو قبول کردی در مورد بنزين سوبسيدی در کار نيست و اما در مورد گندم. حق با توست من می‌پذيرم که دولت در مورد گندم به کشاورزان سوبسيد می‌دهد. اما هنوز معتقد هستم که به مصرف کننده‌گان سوبسيد نمی‌دهد. به عبارت ديگر اگر حکومت يا روش های توليد گندم را اصلاح می‌کرد يا همان گندم تنی 100 دلار را وارد می‌کرد با عدد حدود 80 تا صد تومانی که در کامنت قبل برای دلار بدست آوردم گندم بايد برای مصرف کننده‌ی ايرانی چيزی حدود هر کيلوگرم 10 تومان بايد تمام می‌شد که در حال حاضر بسيار گران‌تر تمام می‌شود به عبارت ديگر سوبسيدی که دولت به دليل غيرمکانيزه بود کشاورزی در ايران و سياستی که منجر می‌شود گندم از خارج وارد نشود پرداخت می‌شود از جيب مصرف کننده است.


نادر بکتاش 17:51 @ Mon, 22 Dec 03

شبح جان، نه من و نه حککا، هيج کدام صاحب جنبش کارگری و يا اعتصاب پتروشيمی نيستيم. با شناختی که از تو داشتم، اين که در مورد اعتصاب، به طور مشخص نه به طور کلی لينک به روزنه، ننوشته بودی برايم شگفت بود. بحث را به عنوان وکيل مدافع کارگران مطرح نکردم، سوال و ابهامی بود که يک نفر از کس ديگری که او هم دلش برای آزادی و زن و کارگر می طپد می پرسد. من تصور نکردم که وظيفه من است که از تو بخواهم لينک به اعتصاب بدهی. مساله ام اين بود که چرا خودت نداده ای. فکر می کنم رابطه و شناخت ما از هم، در همين دنيای مجازی، به سطح بالاتر و شناخت بيشتری از هم رسيده است که من بخواهم به تو رهنمود بدهم و يا در مورد اهميت اعتصاب کارگر نفت و پتروشيمی انشا بنويسم. راستش من ديگر نميدان چگونه بايد حرف بزنم. اگر با تو به عنوان انسان برابری که خودش انتظاراتی از خودش ايجاد کرده حرف بزنم، ديکتاتور و انحصارطلب می شوم. به احتمال قوی هم اگر می گفتم شبح جان لينک بده، ناراحت می شدی که چرا به عنوان مالک اعتراض کارگری وارد ميدان شده ام و بايت تعيين تکليف می کنم.

در مورد سخنرانی کورش مدرسی، راستش من به خاطر ندارم. اگر چنين باشد، که به نطرم بعيد است، يک از قلم افتادگی مهم است. اما، کورش از رهبران اين خط است و اين را نمی توان مربوط به يک دليل سياسی دانست. کورش چند بار صحبت کرد و در مورد قطعنامه کارگری هم حرف زد. آيا همه آنها را شنيده ای؟ خود من به دليل خارج شدن از سالن برای سيگار و غيره همه حرفهای همه را نشنيدم.


نادر بکتاش 17:45 @ Mon, 22 Dec 03

شبح جان، نه من و نه حککا، هيج کدام صاحب جنبش کارگری و يا اعتصاب پتروشيمی نيستيم. با شناختی که از تو داشتم، اين که در مورد اعتصاب، به طور مشخص نه به طور کلی لينک به روزنه، ننوشته بودی برايم شگفت بود. بحث را به عنوان وکيل مدافع کارگران مطرح نکردم، سوال و ابهامی بود که يک نفر از کس ديگری که او هم دلش برای آزادی و زن و کارگر می طپد می پرسد. من تصور نکردم که وظيفه من است که از تو بخواهم لينک به اعتصاب بدهی. مساله ام اين بود که چرا خودت نداده ای. فکر می کنم رابطه و شناخت ما از هم، در همين دنيای مجازی، به سطح بالاتر و شناخت بيشتری از هم رسيده است که من بخواهم به تو رهنمود بدهم و يا در مورد اهميت اعتصاب کارگر نفت و پتروشيمی انشا بنويسم. راستش من ديگر نميدان چگونه بايد حرف بزنم. اگر با تو به عنوان انسان برابری که خودش انتظاراتی از خودش ايجاد کرده حرف بزنم، ديکتاتور و انحصارطلب می شوم. به احتمال قوی هم اگر می گفتم شبح جان لينک بده، ناراحت می شدی که چرا به عنوان مالک اعتراض کارگری وارد ميدان شده ام و بايت تعيين تکليف می کنم.

در مورد سخنرانی کورش مدرسی، راستش من به خاطر ندارم. اگر چنين باشد، که به نطرم بعيد است، يک از قلم افتادگی مهم است. اما، کورش از رهبران اين خط است و اين را نمی توان مربوط به يک دليل سياسی دانست. کورش چند بار صحبت کرد و در مورد قطعنامه کارگری هم حرف زد. آيا همه آنها را شنيده ای؟ خود من به دليل خارج شدن از سالن برای سيگار و غيره همه حرفهای همه را نشنيدم.


مجتهد 17:16 @ Mon, 22 Dec 03

ما همچنان مطالبتان را دنبال مي كنيم جناب شبح و ديگر دوستان !


سياوش 16:53 @ Mon, 22 Dec 03

شبح عزيز، به نظر مي‌رسد كه شما با مطالب ديگر كامنت 56 من مسله‌اي نداشتيد(براي نمونه ديكتاتور خواندن رفيق فيدل كاسترو)، به جز امر وجود سوبسيد بنزين و نان در ايران. گندم تني حدود 100 دلار آمريكايي از طرف سردمداران ايران خريداري مي‌شود، و به اين معني است كه هر كيلو گندم حدود 80 تومان با حساب اين كه هر دلار حدود 800 تومان حساب شود. حالا خود حساب كن، تفاوت قيمتي كه يك كيلو گندم از كشاورز ايراني خريداري مي‌شود با قيمت يك كيلو گندم وارداتي از آمريكا. اين تفاوت قيمت در زبان انگليسي سوبسيد و در زبان فارسي يارانه به آن مي‌گويند. يك نكته اين‌جا بايد گفت، كه بحث سوبسيد و موردش در تمامي ممالك بخصوص در كشورهاي ييشرفته و ثروت‌مند هم هست و سوبسيد وجود دارد حتي در آمريكا، اتحاديه ارويا و ژابن، و اين مختص كوبا و يا ايران نيست، و سوبسيد را نه تنها براي يايين نگاه داشتن قيمت مايحتاج اوليه شهروندان يك جامعه به كار مي‌برند، بلكه كفه حمايت آن از توليد كننده و توليدات داخلي بيش‌تر و سنگين‌تر است. در كوبا حقوق يك مهندس تازه مدرك گرفته و استخدام شده حدود 10 دلار است(من براي يكي از هم‌اين مهندس‌ها كتاب‌هاي فني خودم را كه مورد احتياج نبود، فرستادم.)، به نظر مي‌رسد كه يك مهندس كوبايي بايد سوبسيد‌هاي بيشتري دريافت كنه تا اموراتش بچرخد. از آن‌جايي كه من نمي‌خواهم سخن‌گوي دولت جمهوري مرگ باشم، در رابطه با وجود و يا نبود سوبسيد در ايران و بحث آن، به كنار مي‌روم، اما در موارد ديگر نه!


شبح 15:13 @ Mon, 22 Dec 03

سياوش عزيز!(56)
در ايران هيچ‌گونه سوبسيدی وجود ندارد نه برای نان نه برای بنزنين اين‌ها شعارهای پوچی است که از طرف رژيم داده می‌شود. اساس بحث‌شان اين است که دلار را 800 تومان در نظر می‌گيرند بعد می‌گويد نرج بنزين در خاور ميانه ليتری 20 سنت است. بيست سنت با دلاری 800 تومان می‌شود 160 تومان و ما داريم بنزين را مي‌دهيم 65 تومان پس روی هر ليتر بنزين داريم حدود 100 تومان سوبسيد می‌ديم! درحالی که اولا نرخ دلار را خود دولت تعيين می‌کند و اين نرخ غير واقعی است در ثانی اگر نرخ دلار را 800 تومان فرض کنيم آن‌وقت ميانگين دست‌مزدها بايد مثلا 2000 دلار باشد که تومان می‌شود يک ميليون و ششصد هزار تومان! به عبارت ديگر اگر ماجرا را از دست‌مزدها پی‌بگيرم اگر ميان‌گين دست‌مزدها را 160 هزار تومان بگيريم آن‌وقت قيمت دلار با توجه به دست‌مزد 2000 دلار در ماه می‌شود 80 تومان و قيمت بنزين می‌شود 16 تومان به عبارت ديگر نتها سوبسيت نمی‌دهند بلکه دارند روی هر ليتر بنزين حدود 50 تومان اخاذی می‌کنند!


شبح 15:12 @ Mon, 22 Dec 03

نادر بکتاش عزيز!
مشکل تو چيست؟ يک‌بار ديگر کامنت 20 خود را بخوان؟ می‌خواهی چه چيز را اثبات کنی؟ تو به‌جای آسمان و ريسمان بافتن خيلی ساده می‌توانستی از من بخواهی که به مطلب خاصی در ارتباط با اعتصاب کارگران پتروشيمی لينک بدهم و اگر من مخالفت می‌کردم آن‌وقت مرا مورد خطاب قرار می‌دادی و نشان می‌دادی نوشتن در مورد اعتصاب پتروشيمی کار درستی است و دلايل احتمالی مرا برای تن زدن از اين کار نقد می‌کردی... اما تو عادت داری لقمه را دور سرت بچرخانی و آخر سر هم دست‌ات به دهان‌ات نرسد.
در کامنت 48 هم که همان اتهام قديمی سکتاريست بودن را اين‌بار با واژه‌ی فارسی فرقه‌گرایی تکرار کرده‌یی در کامنت 53 هم معلوم نيست دنبال چه هستی می‌خواهی ثابت کنی چون حککا درباره‌ي کارگران پتروشيمی نوشته است من نمی‌نويسم؟ اين اتهام درست است؟ کسی حرف‌ات را باور می‌کند؟
دوست عزيز!
با اين لحن و کلام صحبت کردن يعنی انحصارطلبی يعنی ديکتاتوری يعنی ارزش قايل نبودن برای نظر و فکر ساير انسان‌ها.
مثلا چندين لينک به اعتراضات اسلو شما دادم و بعضی لينک‌ها به سايت روزنه است که در آن‌جا در مورد تظاهرات پتروشيمی هم نوشته شده است.
به هر حال تو پاسخ سوآل مرا ندادی من از تو پرسيدم چرا در کنگره‌ی حزب به اعتراضات خرداد و 16 آذر اشاره شد اما به اعتصاب کارگران پتروشيمی اشاره نشد؟
نادر عزيز!
بار ديگر که علاقه‌مند بودی من به موضوع خاصی لينک بدهم مانند ساير دوستان خيلی ساده و در يک جمله خواست خودت را بيان کن. اين‌جوری خيلی زودتر به نتيجه می‌رسی. اگر به نتيجه رسيدن مسئله‌ات باشد.


سياوش 7:08 @ Mon, 22 Dec 03

ترانه عزيز، ممنونم براي توضيح و ياسخت. همان‌گونه كه قبل اشاره كردم حقوق بشر چاره ساز خيلي از درد‌هاست. براي من و ديگراني كه در يي كسب اين حقوق اوليه هستند، نبايد هيچ‌گونه اهميتي داشته باشد، كه دول غربي و يا آمريكا و يا ديكتاتورها چه خيالي دارنند و چه چيزي براي آنان در درجه اول اهميت خواهد داشت. براي من، روشن ساختن اهميت حقوق انسان‌ها است كه در درجه اول قرار خواهد گرفت كه اين مي‌بايد منتهي شود به آزادي و دمكراسي و مدنيت و عدالت اجتماعي و شايد اقتصادي هم به دنبال داشته باشد. آتش عزيز، نگاه من و شما، هرچند كه در نفس شايد يكي باشد، اما راه دوتاست. من با مبارزه چريكي و نوع ديگرش انقلابي مخالفم و براي ييش‌برد و رسيدن به آزادي و دمكراسي كه خود اين‌ها بهانه‌اي به جز رسيدن به عدالت اجتماعي نيست، راه بهتري سراغ ندارم. انقلاب يك تحميل است و نياز به انجام آن يك سازمان‌دهي و نيروي محركه‌اي كه بتوان با آن در نهايت به قدرت سياسي رسيد را مي‌طلبد و هم‌چنين مشاركت و خواست اكثريت مردم را بايد به دنبال داشته باشد. من معتقدم كه براي رسيدن به قدرت سياسي راه‌هاي ديگري به غير از مبارزه انقلابي وجود دارد، منجمله با دنبال كردن و يي‌گيري راه مبارزه يارلماني، رسيدن به قدرت سياسي ميسر و قابل دسترسي مي‌تواند انجام يذير شود. براي نمونه دكتر مصدق با كسب قدرت سياسي از طريق بارلمان نشان داد كه مي‌توان حتا شاه را هم فراري داد و صنعت نفت را ملي اعلام كرد و عدالت و دمكراسي برقرار كرد، كه متاسفانه با كودتاي آمريكايي دولت و مجلس مردم منحل شد و كار به انقلاب كشيد و اوضاع امروز. آتش عزيز، اين چه نوع استدلالي است كه با وجود محاصره اقتصادي، كوبا مي‌تواند اياب و ذهاب مردم، آموزش و تحصيل رايگان داشت، و چنان سيستم بهداشت و درمان را در سراسر كوبا برقرار كرد كه آمريكا هم بايد حسرت آن را بخورد، اما دمكراسي و عدالتي در آن هيچ‌گونه جاي و منزلتي نتواند داشته باشد. به عبارت ديگر، منظور شما اين است كه اگر ديكتاتوري است، به خاطر وجود تحريم و محاصره اقتصادي آمريكا و هم‌ييمانانش شكل گرفته و باعث و باني وجود آن در كوباست و نه ديگري. آتش عزيز، عدالت به همان اندازه عزيز است، كه اياب و ذهاب مجاني. آيا اين اياب و ذهاب و اين‌گونه سوبسيدها(Subsidizeٍ) در خوده ايران و جاهاي ديگر داده نمي‌شود و وجود ندارد(براي نمونه سوبسيد‌ براي بنزين و نان در ايران).


Atash 2:18 @ Mon, 22 Dec 03

نانا جان اميدوارم منظورت اين نباشد که هر کس به دنبال خواسته های صنفی خود باشد و به حرکت اعتراضی ديگر گروه ها وآحاد ديگر جامعه کاری نداشته باشد چه اشکال دارد اگر برای مثال اتحاديه نانوايان از حرکت اعتراضی به حق معلمان دفاع واعلام همبستگی کنند مطمئن باش اين عمل به سراسری کردن جنبش کمک می کند تازه ارتجاع جهانی هميشه از اين نوع دسته اوباش در چنته داشته .. چه اعلام همبستگی توسط اقشار ديگر جامعه بشود و چه نه .. حسن چاقو کش و شعبان بی مخ ها با لباس ديگر وارد می شوند
هر چه اين پيوستگی گسترده تر باشه طبيعی عقب نشينی ارتجاع صريح تر انجام می گيره ..
شماره ۵۳ - کسی که دفاع از کارگران رادرصدر قضيه خود می داند طبيعی است که مبارزات کارگران هميشه مد نظر او خواهد بود هر چند شما انتظار تشکر را نداريد ولی کار شما قابل تقدير است


atash 1:51 @ Mon, 22 Dec 03

سياوش جان ببخش نوشته ام خيلی جابجا شد


نادر بکتاش 0:38 @ Mon, 22 Dec 03

دوستان عزيز، شبح گرامی
بحث من خيلی ساده و عملی است. در اول از شبح سوالی کردم. گفت که غم نان اگر بگذارد و شبانه روز هم ۲۴ ساعت بيشتر نيست (مضمون حرفش بود). اما به ليست لينکدونی که نگاه می کنم می بينم وقت دارد که در مورد مسائل بسيار متنوعی لينک بدهد و به هر حال تا اين لحظه هم از گرسنگی نمرده! پس چه دليلی وجود دارد که در مورد همه کس و همه چيز حساسيت خودش را حفظ می کند ولی به کارگر که می رسد سکوت می کند؟ مگر کارگر جزئی از بشر نيست؟ مگر کسی گفته است که کارگر را به عنوان رهبر اعلام کنيد؟ مگر کسی گفته از حککا تشکر کنيد که برای کارگران پتروشيمی دنبال جمع کردن همبستگی بين المللی می دود؟ مگر فعاليت حککا در رابطه با يک موضوع مشخض باعث می شود که شما ضد آن موضوع بشويد؟
عده ای آدم دارند برای خواست هايی بحق مبارزه می کنند. در ايران هم هستند. تن به خطر داده اند. چرا از آنها حمايت نمی کنيد؟ شبح نوشت که موضوع مهم انتخابات است. پس چرا در اين فاصله سراغ دو کودک سفارت بلژيک رفت؟ و اگر سراغ آنها می رود (که خيلی لازم و عاليست) چرا وقت ندارد و کم پولی مانعش می شود که اشاره ای هم به اعتصاب کارگران پتروشيمی بکند؟


nana 21:52 @ Sun, 21 Dec 03

با تائيد بخشهائی از حرفهای ارنستو بايد بگم که يکی از مهمترين اشکال مبارزه امروز همه ايرانيان بنظر من بايد متمرکز بشه روی اين موضوع
در اين مبارزه بايد سعی کنيم که هر طبقه و قشر و گروه احتماعی با نشست در جايگاه خودشون و بلند کردن صدای عدالت خواهی خودشو ن مستقل از گروه ديگر اعتراضات و اعتصابات خود را شکل دهند زيرا اين عدم دخالت در کار ديگر گروه های اجتماعی باعث پديد امدن ان نهادهای قوی شهر وندی که در اينده برای يک جامعه مدنی بسيار حياتی و لازمه خواهند بود .
به عنوان مثال

اگه دوستان خاطرشون باشه بعد از پيروزی خمينی و دارو دسته هر کسی که به جامعه نگاه ميکرد به روشنی ميتوانست ببينه که همه به همه چيز دخالت ميکنند
خمينی از اقتصاد که مال خر بود حرف ميزد تا امريکای جهانخوار و حلال حرام بودن کفشی که چرمش توسط ذبح اسلامی درست نشده باشه .
بنی صدر روشنفکر از تشعشعات موی زن حرف ميزد تا گروگان گيری و ....
و برای روشن تر شدن موضوع ميخوام از شب ماقبل بسته شدن دانشگاه براتون بگم اون شب دم دانشگاه تهران چماق داران و چاقو کشان رژيم کلی از دانشجويان و جوانان ازاده را زخمی کردند و يادم مياد دفتر پيشگام شده بود بيمارستان موقت و تاصبح اونهائی که پزشکی سرشون ميشد مشغول زخم بندی بودند
يکی از شعارهای دانشجويان اين بود .
کارگر - دانشجو پيوندتان مبارک !!!
تا اينکه صبح شد و ناگهان کارگران کارخانه ايران ناسيونال که بسيج شده بودند به همراه عده زيادی چماقدار که قاطی انها شده بودند برافروخته در حالی که شعار ميدادند مرگ بر فدائی مرگ بر منافق هردود کنان امدند برای گوش کردن به اصطلاح نطق بنی صدر در رابطه با انقلاب فرهنگی در دانشگاه تهران .
دوستان من واقعا توجه شما را به اين نکات جلب ميکنم هر ايده ئولوژی که داريد يه طرف يه کم گسترده تر نگاه کنيد ما بايد اون تعقيب قدم به قدم از روی کتاب را کنار بزاريم حداقل برای حالا .
باور کنيد بنظر من تمام نهادها بايد از انگشت کردن تو چشم وچال هم دست بردارند و مستقلا حتی بدون اعلام همبستگی متمرکز بشن رو مشکل خودشون اينطوری حتی امکان سرکوب هم کمتر ميشه چون رژيم نميتونه به همه اين گروه ها انگ جاسوس و خرابکار بزنه .
برای رسيدن به جامعه مدنی بايد از همين حالا مدنيت را تمرين کرد .
مگه در فرانسه وقتی کارگران مترو اعتصاب ميکنند نرسهای بيمارستان باهاشون اعلام همبستگی ميکنند.


آتش 21:41 @ Sun, 21 Dec 03

سياوش عزيز.. به نظر می آید تو در چهار چوب مبارزه انتخاباتی خود را محدود می کنی واین تفاوتی بسیار دارد با یک مبارزه انقلابی .. در بهترین حالت انعکاس یک مبارزه انتخاباتی برای طرفداران دمکراسی پارلمانی چیزی جز یک سری اصلاحات معین نخواهد بود در حالیکه یک مبارزه انقلابی سوسیالیستی یعنی نقد نظام کنونی است. شاید حرف تو درست باشد که در نظام های سوسیالیستی رسمی بلوک شرق ازمحتوی دمکراسی خالی بود چون دیکتاتوری حزبی به جای دیکتاتوری پرولتاریا نشست ودمکراسی مستقیم شوراهای کارگری و شوراهای سربازان دوران انقلاب اکتبر جای خود را از دست داد واین نهاد ها زیر چمبره یک عده بوروکرات حاکم در حزب قرار گرفت . به نظر من راه حلی که در مقابل با نظام شکست خورده بلوک شرق ونظام های بنام کمونیست های امروزی قرار دارد نوع حکومت شورائی است که هم حق انتخاب در آن هست وهم حق عزل . و البته نه مثل انتخابات پارلمانی که در هر ۴ یا ۵ سال مردم به پای صندوق های رای بیاورند و آنها هم یک عده را به اسم نمایندگان انتخاب کنند و برای قانون گذاری به کرسی بنشانند وبعد به خانه بروند تا ۴ و۵ سال دیگر ... در مورد کوبا هم . به نظر من یک شبحی از مردم به حقوق رسیده ای را در آن می بینی.. دست آورد آن ۹۰٪ رايگان ووسیله ایاب وزهاب رایگان برای عموم است .. من این را از کتاب ها نمی گویم این را از خود مردم کوبا که به کشورهای دیگر مهاجرت کردند واز آنان باسواد و بهداشت درمان وآموزش پرورش سوال می کنند چرا مهاجرت کردید وضع بد اقتصادی آن کشور رادرمقابل تو قرار می دهند می گویم وطبیعی بود اگر مورد محاصره کشورهای امپریالیستی وارتجاع جهانی قرار نمی گرفت وضعی بهتر از کنون داشت وآنها مجبور نبودند به جای دیگر کوچ کنند ) . من نمی گويم که از هر نظر ايده آل است ولی با توجه به فشارهای اقتصادی کشورهای امپریالیستی به نظر تو این عجیب نیست ؟؟ به نظر من بحث پارلمانتاريست با چاشنی دمکراسی مختص به دنيای سرمايه داری مدرن است تا اين نوع راه وچاه را تنها برای رسیدن به ازادی پیش روی ملت ها بگذارد چیزی که همیشه از تصميم گذاری بدست مستقيم مردم ابا دارد وداشته است .. کنترل سرمايه با دمکراسی آن هم از نوع پارلمانیش اين اطمينان را براحتی مهيا می کند.


ترانه 21:23 @ Sun, 21 Dec 03

سياوش عزيز، خسته نباشي!
چند نكته كوتاه
۱- در نوشته من مقايسه سوسياليسم با سرمايه داري نشده فقط به فشار و مشكلات حاصل از شيوه سيستم سرمايه داري اشاره كردم در بنا سوسياليسم. من هم با ديكتاتوري مخالفم فيدل كاسترو هم مي تواند شاملش باشد.
۲- دوست من، فكر كنم سر حكومت شوراها و شوراهايي كه در يك حكومت اسلامي قرار است حافظ منافع اسلام وابسكرا باشد تفاوت مثل شب و روز است. حكومت شوراها به اهميت نقش فرد بها مي دهد نه نماينده اي كه بعد از دريافت حق رأي ارتباطي با انتخاب كننده خود ندارد.
۳- حقوق بشر از مبارزات كساني مانند من و تو بدست آمده و نه هديه ايست آسماني! من هم قبول دارم كه خوب است اما چاره ساز نيست! بنظر تو اجرا حقوق بشر در ايران براي دول غرب و امريكا اهميت بيشتر داشت يا توافق قراردادهاي پنهاني چپاول اقتصادي؟


ارنستو چه گوارا 20:42 @ Sun, 21 Dec 03

دوست گرامِِي رفِِيق بکتاش عزِِيز

شما را رفِِيق مِِي نامم چون فکر مِِيکنم جنبش چپ در وضغِِيت کنونِِي جهان و در شراِِيط فعلِِي اِِيران آسِِيب پذِِير از آنست که بخواهد سر مسائل بچه گانه لج بازِِي در بِِياورد . جنبش چپ در جهان کنونِِي احتِِياج به ِِيک تفاهم دموکراتِِيک بِِين طِِيف هاِِي مختلف فکرِِي دارد تا بتواند در دفاع از توده هاِِي کارگر و زحمتکش- سربلند از محاق فعلِِي که سرماِِيه دارِِي جهانِِي براِِيش تدارک دِِيده است- بِِيرون آِِيد.

شاِِيد بنظر برسد که اِِين بحث ها در مورد نِِيکاراگوئه-کوباو اِِيالات متحده ضرورِِي نِِيست ولِِي از نظر من چالشِِي که سِِياوش عزِِيز اِِيجاد کرد بنوعِِي لازم بود چون انقاد سِِياوش انقاد فقط او نِِيست انتقاد بخش قابل توجهِِي از روشنفکران با تماِِيلات راست و لِِيبرال در مقابل چپ به مفهوم روشنفکرِِي و حتِِي طبقاتِِي آنست و براِِي شناخت کامل جامعه اِِيرانِِي از تحولات فکرِِي جنبش چپ در جهان و اِِيران ضرورِِي است.

بِِي شک چپ نوِِين مِِيباِِيست تحلِِيل کامل و دقِِيقِِي از تمام تحولات تارِِيخِِي چپ داشته باشد و اِِين تحلِِيل کامل را نه فقط براِِي حوزه ها وِِيا هسته هاِِي حزبِِي و گروهِِي و ِِيا حِِيات روشنفکرِِي خود بلکه براِِي تمامِِي طِِيف هاِِي فکرِِي ارائه کند. مسلمآ متقاعد کردن همفکران اِِيدئولؤِِيک بسِِيار بسِِيار ساده تر از متقاعد کردن انواع مختلف طِِيف هاِِي فکرِِي است. البته در اِِينجا شاِِيد کسِِي متقاعد نشود ولِِي همِِين شنِِيدن نظرات مختلف بسِِيار جالب و آموزنده است و براِِي ِِيک همزِِيستِِي دموکراتِِيک ضرورِِي است.

تحولات جنبش کارگرِِي گرانِِيگاه تحولات چپ مِِيباشد . اهمِِيت اعتصاب کارگران پتروشِِيمِِي که آگاهترِِين و متشکل ترِِين نِِيروِِي کارگرِِي بگواه تارِِيخ است- بسِِار بِِيشتر از بحث هاِِي روشنفکرانه ماست .
ولِِي ِِيادمان باشد که جنبش کارگرِِي راه خود را مِِيرود وتشکِِيلات کارگرِِي در جامعه اِِي که حِِيات دموکراتِِيک از آن سلب شده آسِِيب پذِِير است. جنبش کارگرِِي در چهارچوب خواستهاِِي صنفِِي خود که مسلمآ مشخص کننده نارضِِياتِِي از وضعِِيت فعلِِي اجتماعِِي –سِِاسِِي است حرکت مِِيکند ولِِي مشکلات اعتصابات کارگران پتروشِِيمِِي دلمشغولِِي کلِِيت جامعه اِِيرانِِي و حتِِي ساِِير بخش هاِِي کارگرِِي نِِيست. اِِينکه چرا نِِيست و چرا نباِِيد باشد و ِِيا چرا باِِيد باشد جاِِي بحث دارد ولِِي اِِينکه نِِيست واقعِِيتِِي انکار ناپذِِير است. بِِياِِيِِيم کمِِي منطقِِي باشِِيم.

اِِينکه کارگر پتروشِِيمِِي چرا حقوقش را مانند رفقاِِي دِِيگر خلِِيج فارسِِي دلارِِي درِِيافت نمِِي کند حرف حقِِي است ولِِي اِِينکه شما بخواهِِيد ملتِِي گرسنه را به باور اِِين حق وادار کنِِيد غِِير منطقِِي است.


بکتاش 16:30 @ Sun, 21 Dec 03

دوستان بسيار عزيز، به نطر می رسد بحث فرقه ای عشاق سابق اردوگاه سوسياليسم بسيار داغ شده است. بحث نيکاراگوئه و ساندينيستها نه يک بحث وافعی که يک حسرت ايدئولوژيک - آخرين آمال بر باد رفته - دوسنداران شوروی سابق است . کوبا، عليرغم داشتن اين وجه ايدئولوژيک، متفاوت است و يک دغدغه سياسی واقعی مردم حساس به آزادی و متنفر از قدر قدرتی آمريکا است.
کسی دلش نمی خواهد در باره کارگران پتروشيمی و حمايت بين المللی از آن صحبت کند؟ اين هم گويا مساله ای مهم از نظر داخلی و منطقه ای و جهانی است. به هر حال سنديکاهای مهم و مبارز دنيا اين را می فهمند و عکس العمل نشان می دهند. شما مخالف هستيد؟


سياوش 16:03 @ Sun, 21 Dec 03

شبح عزيز، مردم در انتخابات سال ۱۹۹۰ نيكاراگوئه حدود ۴۱٪ به اورتگا راي دادنند و نه ۴۵٪. بعد اين كه چرا شما و دوستان ديگر به اين مسله توجه نداريد كه من نوعي اگر اعتراضي به رژيم‌هاي كره شمالي، كوبا و ديگر دولت‌هاي سرنگون شده و از قدرت خلع يد شده به دست خود مردم دارم، از نامردمي بودن دولت آمريكا و نظام سرمايه‌داري حرف به ميان مي‌آوريد و در يي مقايسه‌ي بين اين دو نظام هستيد(اين امر نه تنها كمكي به فهم مطلب اصلي نمي‌كند، بلكه ما را به انحراف هم مي‌برد). اگر من نوعي قبلن روشن نساخته‌ام، بايد بگم كه من طرف‌دار سيستم سرمايه‌داري و آمريكا نيستم(اين هم يك نوع تفتيش عقايد محسوب مي‌شود.)، و قصدم هم در اين بحث، طرف‌داري از سياستهاي آمريكا و نظام سرمايه‌داري نبوده و نيست، بلكه ابراز عقيده خود از نظام‌هاي غيرمردمي سوسياليستي(حال چه نام آن را يدك و به دنبال مي‌كشند و يا واقعي و حقيقي) و نشان دادن نقايصي كه در اين نوع حكومت در رابطه با حقوق بشر و دمكراسي مي‌توان ديد را ابراز داشتن است و بس. با همه اين تفاصيل من راه بحث را براي اشاره كردن به تناقصات در عمل و نشان دادن به اين كه نظام سرمايه‌داري و بخصوص آمريكا، معتقد به آزادي و دمكراسي نيستند، را هم نبسته‌ام و معتقد هستم كه بايد در مورد سياست‌هاي فريب‌كارانه حكومت آن به بحث و مجادله يرداخت و روشن ساخت كه آن هم يايش مي‌لنگه، اما اين دو را نبايد با هم قاطي كرد كه تناقص عمل و ادعاي آمريكا دليلي بر محق بودن براي نمونه، نديدن حقوق شهروندي مردم كوبا به دست ديكتاتوري به نام فيدل است.


شبح 14:39 @ Sun, 21 Dec 03

سياوش عزيز!
دولت مردمی نيکاراگونه زير بدترين فشارهای آمريکای دموکراتيک و کلانتر محله بود. تو تصور می‌کنی اگر آمريکا دست از سر مردم نيکاراگوئه برمی‌داشت ساندانيست‌هایی که با 45 درصد طرفدار حاضر بودند قدرت را واگذار کنند برای مردم‌شان ديکتاتوری به بار می‌آوردند؟ اگر در کوبا 50 سال است که کاسترو حضور دارد در آمريکا بيش از دويست سال است که قدرت در دست دو باشگاه سرمايه‌دار است که بين هم پاس‌اش می‌دهند. هر جا مردم می‌خواهند سرنوشت خودشان را در دست بگيرند آمريکا مانند لولوی سرخرمن سر می‌رسد. آيا مردم ايران با کوتای آمريکا خوش‌بخت شدند؟ آيا مردم بوليوی با کشتن چه‌گوارا به آزادی و دموکراسی و عدالت رسيدند؟ تورم 20000 درصدی بوليوی تحت دولت آمريکایی تحقق پيدا کرد.
دوست عزيز من با بسياری از سياست‌های کاسترو موافق نيستم و دولت او را هم دولت سوسياليستی نمی‌دانم اما با اين حال اين الغات که اگر مردم کوبا آزاد بودند از کوبا خارج می‌شدند را هم بی‌اساس می‌دانم. کجا می‌رفتند به ميامی می‌رفتند در باندهای مافيایی قاچاق‌موادمخدر کوبايي‌های ميامی وارد شوند؟ کوبا سال‌هاست تحت فشار اقتصادي و محاصره اقتصادي توسط آ مريکای آزادی‌خواه بسر می‌برد با اين حال وضع بهداشت مردم کوبا از بسياری از شهروندان آمريکایی بهتر است. صحبت در مورد کوبا و نيکاراگونه در گنجايش اين کامنت نيست. اما از اين که تو چشم خود را بر روی واقعيات می‌بندی و به دليل ضديت ايئولوپيک‌ات با سوسياليزم حاضری از کشورهای تحت حمايت آمريکا بهشت فاضله درست کنی و تمام جنبش‌های انقلابی را متهم به ديکتاتوری کنی راه ادامه گفت‌وگو را می‌بندد. به هر حال آن‌چيزی که تو سوسياليزم می‌نامی سرمايه‌داری دولتی است که مانند سرمايه‌داری آزادی ديکتاتوری است اما نوع ديکتاتوری‌اش عيان‌تر و عريان‌تر است.


سياوش 14:12 @ Sun, 21 Dec 03

ترانه عزيز، در خيلي از كشورهاي كه امروز مردم آن زير سلطه ديكتاتورها خوار و ذليل‌ند، راه چاره و قدم اول هم‌اين به رسميت شناختن حقوق شهروندان(حقوق بشر) است. كافي است كه تنها اصل 1 ماده 21(ماده 21 – اصل اول: هر كس حق دارد مستقيمن يا بوسيله نماينده‌گاني كه آزادانه انتخاب شده باشند در اداره امور عمومي كشور خود شركت جويد.) اعلاميه حقوق بشر در ايران رعايت و محترم شمرده شود تا كه آقاي رهبر كه خود را قيم جان و مال مردم ايران مي‌داند، بساطش را جمع كند و ريش بلندش را كوتاه. در رابطه با سوال دوم شما كه(آيا انتخابات امريكا ُنتيجه اشُ رأي مردم بود يا رأي منافع سرمايه داري؟)، بايد گفت، كه اگر فرض را هم بر راي منافع سرمايه‌داري بگيريم، باز اين نمي‌تواند نشاني از مقبوليت و يا حقانيتي براي رژيم‌هاي گذشته و كنوني از نوع سوسياليستي و يا ماركسيستي مورد بحث به هم‌راه بياورد و داشته باشد. در مورد سوال ديگرتان راجع به رعايت حقوق بشر در آمريكا، بايد گفت، كه دولت آمريكا از طرف سازمان‌هاي بين‌الملل حقوق بشر، بارها به ناقص حقوق بشر شناخته شده است، وانگهي شناختن اين كه آمريكا هم ناقص حقوق بشر است، كمكي به توجيه نقص حقوق اوليه بشر، در رژيم‌هاي ديكتاتوري مانند كره شمالي و كوبا و ديگران نمي‌كند، و به اين سبب نقص حقوق بشر است كه نه تنها به قول شما يك حكومت نيم‌بند سوسياليستي از نگاه شما، نمي‌توان يياده كرد كه بلكه برعكس، حكومت‌هاي ديكتاتوري را به شكل ديگر در همان كشورها دوباره سازي مي‌كنند. ترانه عزيز، مطمئنن، راه دمكراسي و مدنيت، راه آساني نيست، و براي برخورداري يك جامعه از عدالت و دمكراسي نياز به شناخت و به رسميت شناختن حقوق يك‌ديگر است و علاوه بر اين، نهاد دولت كه برگزيده‌گان مردم آن جامعه، آن را شكل خواهند داد، بايد اين راه را هموار و قابل عبور كند. يكي از مشكلات اساسي و اصلي كه در كشورهاي سوسياليستي خلقي به آن توجه نمي‌شود، همان دمكراسي و انتخابات آزاد و يارلمان است. شما دوست عزيز با شنيدن حكومت شوراها از طرف ارنستوي عزيز، چشم بسته قبول كرديد و مورد تاييد قرار مي‌دهيد، حال آن كه اگر منظور همان يارلمان باشد كه مردم خود نماينده‌گانش را انتخاب نموده باشند، جاي اعتراضي نيست، اما اگر تنها نامي و سريوشي براي به انحراف كشيدن باشد كه متاسفانه، هم‌اين امروز هم، شوراهاي گوناگوني در كشورمان ايران يابرجاست و حتي مصلحت رژيم هم كه رياست آن را آقاي رفسنجاني اداره مي‌كند، شورايي عمل مي‌كند و مسائل را حل و فصل مي‌دهد.


ترانه 13:44 @ Sun, 21 Dec 03

مطلب ۴۲ تصحيح مي شود!
۱- پياده شود نه پياده كند
۲- شوراي نگهبان نه شوراي نظارت


امیرحسین بهبهانی نیا 13:24 @ Sun, 21 Dec 03

سلام آخر...بلاگ من - يک عاشقانه ی آرام- برای آخرين بار به روز شد...خوش حال می شم شما رو در آخرين ديدار ببينم...قربان شما...شاد و خوش..حق


ترانه 12:53 @ Sun, 21 Dec 03

سياوش عزيز!
اگر حقيقتآ حقوق بشر امري عملي وچاره ساز بود مورد اين بحث ها هم شايد بيش نمي آمد.
آيا انتخابات امريكا ُنتيجه اشُ رأي مردم بود يا رأي منافع سرمايه داري؟
آيا سرنگوني صدام كه تا دندان توسط امريكا مسلح شد براي احقاق حقوق مردم عراق است يا منافع سرمايه داري؟
آيا سركوب همان جنبش اعتراضي امريكا در مخالفت با جنگ عراق نشاني از حقوق شهروندي بشر دارد؟.... از ادامه بقيه اش مي گذرم چون از من بهتر مي داني
دوست خوبم سرمايه داري در قدرت است با سركوب با تاكتيك هاي خودش، با روش هايش براي ادامه به هر قيمتي! اين يك اصل مهم است فعلا. در اين شرايط اگر در يك محدوده جغرافيايي بشود يك سوسياليسم نيمه بند پياده كند شاهكار است.
اينست كه راه ما سخت تر از آن راه پر از سنگ و كلوخ است.
ج. ا نوعي از حكومت را بما تحميل مي كند كه نبودن شوراي نظارت متاسفانه مهد دمكراسي مي شود.


سياوش 11:05 @ Sun, 21 Dec 03

شبح عزيز، ارنستو چه گواراي(با اون چه‌گوارا اشتباه نشه منظورم چه‌گواراي خودمان در اين‌جا است) هيچ چيزي را نگفته، به اين دليل كه او ادعا كرد كه شما تمام ناگفته‌ها را گفتيد(در كامنت شماره 32: از شبح عزيز هم متشکرم که جوابش کار من را بسيار راحت کرد وگرنه مجبور بودم وقت همه را بگيرم و زياد بنويسم!) و شما برعكس. آدم اگر شماها عزيزان را نمي‌شناخت، مي‌توانست خيال ‌كند كه شما دو تا هرچند كه من به دنبال جوابي، آن‌هم از سوي شماها نيستم، از جواب دادن به اصل مطلب گريزانيد و نان و تعارف به هم‌ديگر قرض مي‌دهيد، اما من مي‌دانم كه اين گونه نيست. شبح عزيز، وقتي من مي‌گويم كه اوضاع سياسي و اقتصادي جامعه آن زمان نيكاراگوئه، ساندينست‌ها را وادار به قبول انتخابات آزاد كرد كه از طرف احزاب و نيروهاي متقابل حزب كمونيست يعني ساندينيست‌ها، در اين امر فشار ‌آوردنند و دلايل ديگر، خوب براي نشان دادن دلايلم رجوع كردم به آمار و ارقام و نه اين كه بخواهم ادعا كنم كه در كشورهاي ديگر آمريكايي لاتين تورمي وجود نداشته و يا ندارد و يا اين كه در جنگ جهاني دوم آلمان صاحب هم‌چنان تورمي نبوده است. شبح جان شما خياط خوبي هستيد، اما اندازه‌ها را به ميل خودتان برمي‌داريد و شروع به دوختن مي‌كنيد و با آن اندازه اين كت‌وشلوار تن من نخواهد رفت. اگر من با سياست‌هاي ضد‌بشريت و ديكتاتوري دول سوسياليستي مخالفت مي‌ورزم، اين به آن معاني نيست، كه آن‌گونه كه شما دوست داريد، برداشت شود. من نگفتم كه در مقابل سياست سلطه‌گرايانه و فريب‌كارانه آمريكا مورد تاييد من است. شما ادعا داريد كه وضعيت كوبا بهتر از ساير كشورهاي ديگر آمريكاي لاتين است. خوب براي اين حرف آيا دلايل خاصي را داريد كه ما از آن بي‌خبريم و آمار و ارقامي كه نشان از بهتر بودن داشته باشد. شما در كدامين كشور آمريكاي لاتين و يا حتا جهان سراغ داريد كه يك رييس ممكلت 50 سال در قدرت نشسته باشد و بعد برادرش را هم جانشين خود كند. با شعار كه نمي‌توان حقانيت را به ثبوت رساند، مي‌شود؟ اگر جواب مثبت است كه رژيم آخوندي ما كه بايد سرآمد تمامي دول جهان از زمان آدم تا ظهور مهدي باشد. شبح گرامي، من مردم كوبا را مي‌بينم كه اگر به آنان ويزا دهند، تمامي، همان فرداي روز گرفتن ويزا از كوبا فرار خواهند كرد و اين ناهماهنگي و ستم و تحقيري را كه در كوبا است، من نمي‌گويم، خوده مردم كوبا با اين اشارات به من مي‌گن، اين را راي 55% مردم نيكاراگوئه به من مي‌گويند كه جايي مي‌لنگد و من را به فكر فرو ببرد كه يس چرا... و نه اين كه من براي تمامي اين شواهد در يي توجيه‌ي باشم كه شايد خودم را هم نتواند قانع سازد كه تمامي اين مصيبت‌ها يكي است و آن هم آمريكاي جهان‌خوار و تمام(هم‌اين بهانه را ملايان خودمان 25 سال است كه به خوردمان مي‌دهند كه تمام گرفتاري‌هاي ما از شيطان بزرگ است.). شبح عزيز، من دلم به حقوق بشر خوش است، كه در آن ضديت با نژاد‌يرستي، تساوي حقوقي بين زن و مرد، آزادي مذاهب، حقوق مليت‌ها، منع تفتيش عقايد، ضديت با زندان كردن انسان‌ها به دلايل سياسي و عقيدتي و و .. . و به دمكراسي كه در آن مردم خودشان آزادانه بدون هيچ‌گونه نظارتي هم‌چون شوراي نگهباني، نماينده‌گانشان را انتخاب كنند. حال اگر آمريكا داراي اين چنين سيستمي است و كشورهاي سوسياليستي خلقي منكر آن، من مي‌گم زنده‌ باد آمريكا، خراب باد سيستم سوسياليستي خلقي.


سياهكل 10:49 @ Sun, 21 Dec 03

دوستان يه خبر خوش محسن سلطان پور دوباره می نويسد برای دريافت آدرس جديد درد دل فرزند اعدام به پيغام بگذاريدآخرین مطلب صفحهarshiastar.persianblog.com رجوع کنيد . به اميد پيروزی تمامی زحمتکشان جهان.


شبح 10:02 @ Sun, 21 Dec 03

سياوش عزيز!
هرچند چه‌گوارا بسياری از گفتنی‌ها را گفت. تو بدون اين که دليلی بياوری ساتدنيست‌ها را ديکتاتور می‌خوانی! بدون اين که بگويي چرا بايد غول بی‌شاخ و دمی مانند آمريکا به کشور کوچکی مانند نيکاراگوئه آن‌همه فشار نظامی وارد کند. ساندنيست‌ها اولين کاری که بعد از پيروزی انجام دادند لغو مجازات اعدام بود آن‌ها دموکراسی را به کشوری آوردند که قبل از آن با حمايت مستقيم آمريکا زير چکمه‌های ديکتاتوری مانند سوموزا له شده بود. در مورد تورم. تورم در بعضی از کشورهای آمريکای لاتين زير سلطه‌ی آمريکا به 20 هزار درصد می‌رسد و در همين ترکيه کنار گوشه‌مان رقم بسيار بالايي دارد. در آلمان بعد از جنگ اول تورم به چند ميليارد درصد رسيد... حالا وضعيت کوبا هر چه که باشد مسلما از ساير کشورهای آمريکای لاتين تحت حمايت آمريکا بهتر است. آمريکا اگر راست می‌گوييد برود کشورهای تحت سلطه‌ی خود را بهشت کند! نه سياوش عزيز باور کن آمريکا و سرمايه‌داری جهانی جز برده‌گی ما هيچ نمي‌خواهند دل‌ات را به دموکراسی‌شان خوش نکن!


nana 1:15 @ Sun, 21 Dec 03

دوستان عزيز
با عذر خواهی که از پشت ۱۸ میپرم وسط حرفهاتون
ميخوام سه تا خبر بهتون بدم که از نظر خودم مهمن .
اول - بر اساس اماری که در امريکا از مردم گرفته اند چهل و دو درصد مردم امريکا شارون را خطرناک ترين ادم برای صلح جهانی شناخته اند .

دوم -- حتما همه ميدونيد که يهودی ها در همه نهاد های امريکا نفوذ گسترده دارند بخصوص شو بيزنس . از سالها قبل هم در حزب دموکرات و مدتی است که در حزب حمهوری خواه من نميدونم چند سال است که با تلاش گسترده سعی در نفوذ در جاهائی مثل سی ای ا و اف بی ای و پنتاگون و استيت دیپارتمان ميکنند بهر حال بنطر ميرسه که پنتاگون را خورده اند و از طريق پنتاگون سعی در تغيير اساسی اف بی ای و سی ای ا ميکنند ولی هنوز نتونسته اند استيت دیپارتمان را بخورند .عليرغم کلی لابی و اين چيزها بهر حال خبر سومی که مينويسم به اين قضيه
مربوط ميشه .

سوم -- امروز
ديک چينی پريد وسط مذاکرات
پاول با کره شمالی و اين را گفت :
ما با شيطان مذاکره نميکنيم ما شيطان را
شکست ميدهيم .


سياوش 18:32 @ Sat, 20 Dec 03

ارنستوي چه گواراي عزيز، ممنون براي ياسخت. تنها اشاره‌اي مي‌كنم به تعدادي آمار و ارقام، كه نيكاراگوئه در سال‌هاي آخر عمر ساندينيست‌ها(Sandinistas) يعني سال ۱۹۸۸، اقتصاد نيکاراگوئه بزرگ‌ترين تورم را در جهان كه بين ۲۰۰۰ تا ۳۶۰۰۰ درصد بود، را داشت. و ساندينيست‌ها در انتخابات ۱۹۹۰ حدود ۴۱٪ و رقيب آنان چامورو(Chamorro) حدود ۵۵٪ از آراي مردم را نصيب خود كردنند.


ارنستو چه گوارا 17:49 @ Sat, 20 Dec 03

موارد را به اختصار میگویم تا زیاد شلوغ –پلوغ نشود ضمنآ چون من قبلآ به داستان
مورد نظرم رآی دادم وارد بحث داستان نشدم از همه عذر میخواهم.

سیاوش عزیز

بوجود آمدن کشورهایی مانند لیبی – عراق نتیجه بلامنازع اشتباه اتحاد شوروی و متفکر آن بنام پونوماریف است .او تئوری را بنام راه رشد غیر سرمایه داری و پدیده ای را بنام دور زدن سرمایه داری مطرح کرد که موجب بوجود آمدن و تثبیت دیکتاتوری در این کشور ها بود .(فکر میکنم شبح یکبار در موردش نوشته ) .اشتباهی تاریخی که هرچند شامل جمهوری اسلامی ایران نبود ولی آخوندها به نحو از آن سوء استفاده کردند.

امآ کوبا و کره شمالی پدیده دیگری است . پدیده ای مانند خود اتحاد شوروی سابق –سانترالیزم نامحدود و نابودی تدریجی بنیانهای دموکراسی شورایی و ایجاد دیکتاتوری.

امآ در مورد دانیل اورتگا ونیکاراگوئه و مقایسه آن با کشورهای فوق با چند مثال برایت روشن میکنم :
انقلاب نیکاراگوئه بعد از انقلاب ایران اتفاق افتاد و ساندینیست ها که تو آنها را کمونیست مینامی به قدرت رسیدند.تا آنجایی که من میدانم پس از انقلاب باوجود اینکه دیکتاتوری سوموزا طرفدار آمریکا بسیار خوفناکتر و سرکوبگرانه تر از دیکتاتوری شاه بود حتی یک نفر پس از انقلاب نیکاراگوئه اعدام نشد. و از نظر من ساندینیستهای چپ گرا در نیکاراگوئه پس از رفراندوم شکست نخوردند آنها پیروز شدند چون در حیات سیاسی نیکاراگوئه جاودانه شدند و همیشه بعنوان بزرگترین اپوزوسیون عدالتخواه و آزادیخواه باقی ماندند.
بر خلاف تصور تو این تاکتیکی کاملآ مارکسیستی در برخورد با تکامل جامعه نیکاراگوئه بود و جزیی از تعلیمات مارکسیستی است که جنبش قدرت را با جنبش هدف جابجا میکند تا حیات دموکراتیک سیاسی و تآثیرگذاری بر جامعه باقی بماند و حفظ شود.

بهر حال من یکی به این موضوع در سیاست که هدف وسیله را توجیه میکند معتقد نیستم و ذکر خیری از محسن مخملباف میکنم در فیلم گنگ خوابدیده - مخملباف میگوید: سیاست آنقدر سخت است و ایده آلهای تعریف شده آنقدر دور از دسترس که سیاسی مجبور میشود راهای میان بر را برگزیند برای رسیدن به هدف .


arta 17:10 @ Sat, 20 Dec 03

موافقم. کاری جالب و استثنايی بود که زمينی عزيز انجامش داد. اميدوارم اين شوق ادامه داشته باشه. به ما هم سر بزن. ممنون از لطفت


سياوش 17:07 @ Sat, 20 Dec 03

ارنستو چه گواراي عزيز، باور كن من قصدم اين نبود كه شما جواب اشتباه آقاي اورتگا را بديد. تنها براي آشنايي با افكار اين رفيق بود كه ديدم شايد بد نباشد كه شما و يا احيانن دوستان ديگر با گوشه‌اي از آن آشنا شويد و بس و قصد انگ و منگ زدن هم ندارم. اما شما اول خود اقرار داريد كه اين امر اشتباه است و بعد تلاش در توجيه و درستي اين عمل بر‌مي‌آيد. اگر شما مي‌توانيد و مايليد، اين را حداقل جواب‌گو باش. ممنون.


سياوش 16:58 @ Sat, 20 Dec 03

شبح عزيز، گاهي اوقات شرايط و اوضاع سياسي و هم‌چنين اقتصادي و اجتماعي ايجاب مي‌كند كه ديكتاتورها تصميماتي هرچند ناخوشايند به مذاق‌شان بگيرنند. براي نمونه جام زهر نوشيدن آقاي خميني براي يذيرش آتش‌بس بين ايران و عراق و يا يديرفتن و قبول بازرسي‌هاي سرزده بازرسان سازمان بين‌الملل براي بازديد از مكان‌هاي مشكوك در رابطه با فعاليت‌هاي هسته‌اي و عقد و امضاي يروتكل الحاقي مربوط به آن از طرف ملاهاي حكومتي ايران، و يا اين كه يذيرش قطع هرگونه فعاليت در زمينه تسليحات کشتار جمعی از طرف ديكتاتور ديگري به نام معمر قذافي و مثال‌هاي فراوان ديگر. همه و همه اين نشانه‌ها، نشان از در تنگناي قرار گرفتن اين ديكتاتورها دارد و نه اين كه براي نمونه آقاي معمر قذافي صلح‌طلب شده باشه و يا اين كه آقاي خميني به فكر جان و مال جوانان و مردم سرزمين ايران بود كه تن به عقد معاهده آتش‌بس داده بود، نه، اينان اين عمل خود را در راستاي خدمت به بشريت و جامعه خود نه مي‌كنند و نه خواهند كرد. متاسفانه رفيق دانيل اورته‌گا و يا اورتگا هم جزو هم‌اين دارودسته و گروه مي‌باشد كه تنها زماني حاضر به قبول انتخابات آزاد شد كه، عرصه اقتصادي و سياسي در جامعه فقر و ستم‌كشيده و به تمام معني عقب‌افتاده نيكاراگوئه بر حزب كمونيست آنان تنگ شده بود(بزرگ‌ترين حامي آن‌ها حزب كمونيست و دولت شوروي بود كه با سرنگوني قدرت و حكومت كمونيست‌ها در شوروي، نيكاراگوئه اين حامي و شايد تنها حامي مهم را از دست داد.) و ديديم كه مردم هم در انتخابات آزاد به آنان راي كافي ندادنند و نه گفتند. با همه اين اوضاع من به شخصه اين شهامت و شجاعت آقاي دانيل اورتگا و حزبش را ارج مي‌نهم كه به درستي در ترس هم حتا شجاعتي نهفته است، وگرنه مي‌توانست حداقل و يا حداكثر به مانند ديكتاتور رفيق كيم جونگ ايل در كره شمالي و يا فيدل كاسترو در كوبا كه هنوز بعد از 50 سال سر قدرت نشسته و براي خود هم حتا جانشيني تعيين مي‌كند كه يعني بعد از مرگ او برادرش قدرت و حكومت را در كوبا به دست گيرد، انگار مردم يشم هستند و كوبا ارث باباش بوده(به اين مي‌گن حكومت سوسياليستي سلطنتي خلقي). البته به گمانم اين‌ها، رفيق فيدل و اورتگا و ديگران، در ابتدا انسان‌هاي آرمان‌گرايي بودنند، كه در يي برقراري جامعه‌ي كه در آن خبري از استثمار و بهره‌كشي نباشد و عدالت در آن حكم براند(دمكراسي را شك دارم كه اين‌ها خواهان آن هم بوده باشند) بودنند، اما با مرور زمان به اين دليل كه جهت و راهبرد عمل‌كرد آنان با ايده‌ئولوژي و جهان‌بيني مشخصي هم‌راه بوده، راه به بي‌راهه كشيد و داستان به آن‌جا رسيد كه مردم فقرزده و تحقيرشده كوبا حتا با لاستيك‌هاي بادي ماشين‌ها، دل به دريا زده(با وجود ريسك بزرگ جاني) و راهي همان مدينه‌اي شدند و مي‌شوند كه حكومت آنان 50 سال بر عليه آن تبليغ مي‌كند. البته تمامي داستان به اين‌جا ختم نمي‌شود، تنها حوصله است كه يايان مي‌يذيرد.


ارنستو چه گوارا 16:40 @ Sat, 20 Dec 03

سیاوش عزیز
دوست گرامی من که جوابگو تمام اشتباهات همفکران ایدئولژیک خودم نیستم . بهرحال باید ببینی دانیل اورتگای عزیز که شاعر و نویسنده قابلی هم هست این حرف را از کجا زده است . اگر من هم کشورم در کنار قول بی شاخ و دمی مانند جرج –دبلیو بوش و ایالات متحده بود و دور از خاور میانه و عراق و صدام شاید همین را میگفتم . نیکاراگوئه کشوری در آمریکای لاتین- کشوری که بدلیل نزدیکی با ایالات متحده ناسیونالیسم در آن ماهیتی ضد امپریالیستی پیدا میکند ..... بگذریم .
اگر نظر دقیق من در مورد صدام برای تو با اهمیت است من با مایکل مور که ترانه بسیار عزیز( تولد دخترت مبارک باشد ) برایمان فرستاد و شبح عزیز آنرا لینک کرد –موافقم (خدایا از تو ممنونم که صدام را به ما برگرداندی).

از شبح عزیز هم متشکرم که جوابش کار من را بسیار راحت کرد وگرنه مجبور بودم وقت همه را بگیرم و زیاد بنویسم!

– ضمنآ یک مقاله در مورد اندیشه سبزها در وبلاگم قرار دادم . حالا سیاوش جان نیایی بنویسی از چون از سبزها نوشتی داری از
شورای ملی مقاومت دفاع میکنی!


sharagim 16:27 @ Sat, 20 Dec 03

سلام شبح جون جونم...!:) قربونمت برم!


Nader BAKTASH 16:03 @ Sat, 20 Dec 03

در ضمن ممنون از تبريکت.


16:02 @ Sat, 20 Dec 03

شبح عزيز نوشته ای : تصور می‌کنم اين روزها بايد انرژی خود را روی انتخابات مجلس هفتم بگذاريم هر چند هر مبارزه و جنبشی را هم در حد توان بايد پوشش خبری داد.

من وبلاگ تو را مرتب سر می زنم و يادم نمی آيد که در مورد اعتصاب پتروشيمی نوشته باشی (لابد از دستم در رفته). اما، آيا فکر نمی کنی که منعکس کردن اخبار مربوط به حمايت بين المللی از اين اعتصاب هم مهم است؟ آيا وقتی که سنديکاهای مهم آلمان و آمريکا و کانادا از کارگران پتروشيمی حمايت می کنند نه به اندازه اعطای جايزه نوبل، ولی حداقل تا حدی، ارزش منعکس کردن ندارد؟

در مورد انتخابات من زياد با نظر تو توافق ندارم که بايد زياد به آن پرداخت. اما فکر می کنم به هر حال به جوی در جامعه دامن می زند و اذهان را سياسی تر و حساس تر می کند. معتقدم که بايد از اين وضعيت استفاده کرد و حساسيت افکار عمومی را متوجه آلترناتيو کرد. يکی از ابعاد اين برانگيختن، برجسته کردن مبارزه کارگران و دانشجويان و غيره است و همبستگی ميان انهاست. کارگر نفت و صنايع وابسته به آن که در ايران حرکت کند، همه سنديکاهای مهم دنيا بی دريغ از آنها حمايت می کنند چون به جايگاه سياسی آنها واقفند.


شبح 14:12 @ Sat, 20 Dec 03

ساووش عزيز(25)
خواندن نقل قولی که از اورتگا آوردی بسيار متاسف‌ام کرد من اورتگا را خيلی دوست دارم و تصور می‌کنم عمل شجاعانه‌ی او در پذيرش نتيجه‌ی انتخابات در ده‌سال پيش مثال زدنی باشند. روزی که اروتگا شکست خورد خيلی متاسف شدم به سفارت نيکاراگونه رفتم تا خبری بگيرم با سماجت سفير را هم ديدم او نظرش اين بود که در انتخابات تقلب شده... به هر حال بگذريم ياد جوانی‌ام انداختی! اميدورم اروتگا اين حرف را نزده باشد خيلی حرف احمقانه‌یی است. صدام هرگز پايگاهی در بين مردم عراق نداشت او ديکتاتور سفاکی بود که توسط اربابان‌اش از قدرت خلع شد.


شبح 14:07 @ Sat, 20 Dec 03

بکتاش عزيز(20)
قبل از هر سخنی انتخاب تو را به عضويت کميته‌ی مرکزی حککا تبريک می‌گويم.
در مورد سوآل‌ات مديری عزيز(22) پاسخ خوبی داده است و من نمی‌خواهم چيزی به آن اضافه کنم اما حالا من سوآلی از تو دارم. در اطلاعيه حککا به مناسب "کنگره‌ی چهارم حزب کمونيست کارگری ايران" از قول کورش مدرسی ليدر سابق حزب می‌خوانيم:"همين سال گشذه هم سال حزب کمونيست کارگری بود... تظاهرات 20 خرداد و تير نشان داد که سال سال حزب کمونيست کارگری بود. ...تظاهرا 16 آذر همين هفته پيش در شهرهای ايران نشان داد که سال سال حزب کمونيست کارگری بود..." ای کاش همين سوآل را از ليدر حزب می‌کردی و می‌گفتی:"مگر ما حزب کمونيست کارگری نيستم پس چرا هيچ اشاره‌یی به اعتصابان کارگری در سال گذشته نکردی..." به هر حال نادر جان من لينک‌های مختلفی در لينکدونی‌ام به اعتصاب کارگران و مهندسين پتروشيمی دادم و از تو چه پنهان با نظر بعضی از اعتصاب کننده‌گان هم آشنا هستم... ظاهرا مذاکراتشان با نماينده دولت به نتيجه رسيده است ضمنا حقوق کارگران و مهندسين پتروشيمی 22 درصد از ميانگين حقوق کارگران و مهندسين ساير بخش‌ها بالاتر است البته باز بسيار پايين‌تر از کارگران و مهندسين هم شغل‌شان در عربستان و قطر است به همين دليل زبده‌ترين مهندسين پتروشيمی مهاجرات می‌کنند و به قطر يا عربستان می‌روند. به هر حال من تصور می‌کنم اين روزها بايد انرژی خود را روی انتخابات مجلس هفتم بگذاريم هر چند هر مبارزه و جنبشی را هم در حد توان بايد پوشش خبری داد. اما چه می‌شود کرد اين روزها مخارج زنده‌گی خيلی بالاست و خانواده‌ی معيل ما هم با کار و درآمد من می‌چرخد. نمی‌خواهی که صاحب‌خانه اسباب و اساسيه‌مان را بريزد توی خيابان؟!


سياوش 10:34 @ Sat, 20 Dec 03

ارنستو چه گواراي عزيز، لطفن اين خبر و يا گزارش كوتاه(http://www.heraldtribune.com/apps/pbcs.dll/article?AID=/20031219/API/312191105) را كه در رابطه با حمايت دانيل اورته‌گا(Daniel Ortega) رئيس جمهور كمونيست سابق نيكاراگوي(Nicaraguan) از صدام است، را بخوان.
"We maintain our solidarity with the Iraqi people and with Saddam Hussein, who continues to be the president of Iraq," Ortega said. "
ترجمه: ما هم‌چنان مصمم در حمايت از مردم عراق و صدام حسين، فردي كه هم چنان رئيس جمهور كشور عراق مي‌باشد، هستيم، دانيل اورته‌گا بيان داشت.


roya 5:44 @ Sat, 20 Dec 03

شبح جان کوشی؟ دلم می گیره وقتی آپدیت نمی کنی.


niloofar 3:57 @ Sat, 20 Dec 03

اين لينک به همخوان خيلی جالب بود!مرسی!


Modiri 2:15 @ Sat, 20 Dec 03

جناب آقای بکتاش به کجا چنین شتابان ؟؟!
توقعت را کمی پایین بیار عزیز جان اینجا فقط یک وبلاگ شخصی است نه سایتی با امکانات و نویسنده های متعدد !! شبح هر کاری از دستش بر بیاید می کند و جزو کسانی است که از جان و دل مایه می گذارد . انسان در کنار نوشتن هزار کار و گرفتاری دارد . اگر مطلبی گوشه و کنار از قلمش افتاد ، آنرا به پای بی اهمیتی و کوتاهی نگذارید و کمی در قضاوت جانب انصاف را رعایت کنید .

شبحی کرکره را چرا پایین کشیدی ؟؟ انتخابات داریم در پیش صدایت را بلند کن جوانمرد .
راستی خیلی از جوابت در کامنتدونی پایین خوشم آمد . مختصر و مفید . دمت گرم و درد و بلایت بخورد توی سر آدمای وراج !


A.S 21:13 @ Fri, 19 Dec 03

شبح جان سلام.....


بکتاش 14:42 @ Fri, 19 Dec 03

شبح عزيز
تو به انسان علاقمندی. دلت برای بچه ها، زن ها، جوان ها، شعز و زيبايی می تپد. مارکس را دوست داری که او هم کارگران را دوست داشت؛ يا حداقل آن ها را مهم می دانست. شريفانه از منضور حکمت صحبت می کنی. آيا دليل خاصی برای بی توجهی ات به کارگران وجود دارد؟ آيا دليلی پايه ای يا تاکتيکی برای بی توجهی ات به اعتصاب پتروشيمی و حمايت بين المللی کارگری از آن وجود دارد؟


زمینی 5:12 @ Fri, 19 Dec 03

شبح عزیز
بسیار ممنونم که لطف کردی و سایت خودتون را به دوستان معرفی کردید. و از رها کردن کتاب هم ممنون.


آينده پيش رو 23:45 @ Thu, 18 Dec 03

سلام شبح عزيزم

شب يلدا نزديک است بايد برای زنده کردن فرهنگ شادی در اين مرز تاريک کوشيد بايد برای رهايی ابتدا به روحيه شادی دست يافت و روحيه مرده جوانان اين ميهن را مبدل به روحيه ای سرشار از عشق نمود

کلیپ صلح را به شما و تمامی دوستان تقديم می کنم

http://www.peacefulearth.com/html/peaceflash.html


eqball 20:09 @ Thu, 18 Dec 03

Janabe az xab bidar shodaye Ensaf Ali Hedayat: Pas az salha be qawle xodat xedmat be Jomhoriye Janayatkar e Eslami, hala nawbar awordi? Bad zadane qamgarayee xod janayate digari darhaq be ensanhaye zahmatkesh o sharifist ke shoma anhara Kordo Torko .. minami. In tabe tabari ke bedan dochar shodi virose xatrarnakist manande virose eslami bodan


باربد شمس 19:17 @ Thu, 18 Dec 03

سلام!
از رودلاگ هستم شبح جون نزديک چند ماهی هست که لينکتون تو وبلاگمه اما به اشتباه ته اش/weblog داشت و همين باعث شده بود من هيچ وقت متوجه به روز شدن شما نشم.


آرمين گیله مرد 17:07 @ Thu, 18 Dec 03

سلام ... من هم دنبال وقت ميگردم ...


صفر خونسرد 13:06 @ Thu, 18 Dec 03

جالب بود ...


انصافعلي 11:11 @ Thu, 18 Dec 03

تعدادي از جوانان را زده بودند كه هنوز علائم آن كتم كاري ، بر روي بدن . تعدادي از جوانان ، ديده مي شود آيا مي دانيد كه نجفي ، پسر بچه 5 ساله هم بازداشت پليس را تجربه كرد و چند ساعت را در بازداشت به سر برد ؟آيا به شما گزارش داده اند كه چه تعداد از جوانان آذربايجاني را در سالروز مشروطه و همزمان با سمينار دولتي گرامي داشت سالروز مشروطه ، در اطراف قبر سالار ملي ايران در تبريز ، زده و بازداشت كرده اند ؟ آيا ستار خان و باقر خان ، مشروطه را دوباره زنده كرده و به ايرانيان هديه نكردند ؟ آيا نمي توانستند ، حكومتي مستقل تشكيل داده و از آزادي و قانون براي همه ايران و ايرانيان ، چشم پوشي كنند ؟ حال چرا و به چه اتهامي ، هر كس را كه نام و ياد او را زنده نگه مي دارد ، پان تركيسم و تجزيه طلب مي نامند ؟
به اقليت هاي بسيار اندك ديني كه البته حقشان هم هست ، نظير ارامنه ، يهوديان و زرتشتيان ، اجازه داده مي شود تا در مدارس ويژه خود تحصيل كنند . معلمان ، هم زبان و هم دين خود را داشته باشند و در كنار زبان فارسي ، به زبان خود هم آموزش ببينند اين در حالي است كه كل ارامنه يا يهوديان يا زرتشتي هاي كشورمان كمتر از 100 هزار نفر هستند اما دولت شما در اين راستا ، چه امكاناتي براي اقوام ايراني ترك ، كرد ، لر ، بلوچ و عرب داده است ؟ راستي منشاء اين تبعيض چيست ؟ فشارهاي جهاني ؟!
آيا اين اقوام هم بايد دست به دامان دادگاه ها و سازمان هاي بين المللي شوند تا حقوق خودشان را به آنان بدهند ؟ و به شخصيت فردي ، اجتماعي ، قومي و ديني آنان ، احترام گذاشته شود ؟ آيا شما سراغ داريد كه احزاب تهراني از مسايل اقوام ايراني و حقوق آنان حمايت كرده باشند . يا برنامه اي براي توسعه آن مناطق ارائه بدهند ( اگر چه براي تهران هم نداده اند ) ، آيا از زندانيان سياسي ، غير سياسي ، مذهبي و از كشته شدگان اقوام ايراني ، حمايت كرده اند ؟ آيا از نحوه برگزاري دادگاه ها براي محاكمه متهمان قومي ، انتقاد كرده اند ؟ ...


انصافعلي 11:10 @ Thu, 18 Dec 03

من اعتراف مي كنم كه 21 آذر 1324 و 1325 جزو تاريخ آذربايجان است . چه شما آن را از تاريخ ايران ، بداند يا ندانيد . در آن سال ، خدماتي به آذربايجان داده شده كه مشابه آن ها ، در آن فرصت اندك ، انگشت شمار هم نيست نوعي حكومت منطقه اي تشكيل شد كه مثال زدني است و شيوه جديدي از مديريت و مملكت داري را به ايران آورد . مي دانيم كه رهبران آن حركت ، معصوم نبودند من نمي گويم كه خطايي نداشته اند اما آيا آنان ، آذربايجان را به عنوان دولت مستقل ، به كشورهاي خارجي و سازمانهاي بين المللي معرفي كردند ؟ آيا از آذربايجان با نام كشوري مستقل نام بردند ؟ آنان كدامين خيانت غير قابل چشم پوشي را انجام داده اند كه اكنون پليس دولت شما ، اجازه نمي دهد ، جوانان علاقه مند به او ، در شبستر ، در پارك مشروطه ، در گورستان اماميه ، در گورستان طوبي ، در پارك باغ گلستان ، اجتماع بكنند ؟
چرا كارگزارانتان ، به مردم اجازه نمي دهند ، در جايي اجتماع كنند ؟ چرا هر سال ، پليس و لباس شخصي هايش ، ناامني ايجاد مي كنند ؟ جوانان را مي زنند . دستگير مي كنند . در كلانتري ها يا اداره مبارزه با مواد مخدر يا در اداره اطلاعات پليس ، بازجويي مي كنند ؟ براي آزادي آناني كه حتي يك كلمه بر خلاف جمهوري اسلامي و رهبران آن سخني نگفته اند ، وثيقه مي گيرند ؟ آنان را براي محاكمه به دادگاه انقلاب تحويل مي دهند ؟ من اعتراف مي كنم كه براي دادن اين گونه خبرها ، ترسو هستم و بودم . به جان خود بيمناكم كه لباس شخصي هاي پليس ، بزنند و اين بار ، بكشندم در 21 آذر ( چند روز پيش ) به گورستان اماميه تبريز رفتم تا از نزديك شاهد اجتماع و روند جريان حضور جوانان علاقه مند به شخصيت هاي تاريخي آذربايجان ، باشم . هنوز از تاكسي پياده نشده بودم كه خود را در ميان دهها پليس و لباس شخصي يافتم كه به زنان و مردان اجازه نمي دادند تا وارد گورستان اماميه شوند


انصافعلي 11:09 @ Thu, 18 Dec 03

اعتراف مي كنم و آماده ام تا در هر دادگاهي ، محاكمه شوم ؛ در طول 24 سال گذشته ، روز ، هفته ، ماه ، فصل و سالي نبوده است كه از اقوام ترك ، عرب ، بلوچ ، كرد ، لر ، شمالي و ... دستگير و زنداني نشده باشند اتهام اين بخت برگشته هاي سياسي ، آن بود كه مثل من " الينه " نشده بودند و درد خود و همشهري هايشان را مي ديدند و موضع گيري مي كردند و خواستار پاسخگويي حكومت ، بودند من اخبار مربوط به اين زندانيان را در پرونده " تجزيه طلب " مي گذاشتم و از پايمال شدن حقوق قانوني آنان ، به عنوان شهروندان عادي هم ، خبري نمي دادم و در حد توان خود ، از حقوق آنان ، دفاع نمي كردم .
اعتراف مي كنم كه اگر در تهران ، يك فعال سياسي سرفه مي كرد ، به آن عكس العمل نشان مي دادم . زاويه اخبار را به آن و عكس العمل هاي سران كشور و سران سه قوه ، زوم مي كردم اما اگر يك و حتي ده ها تبريزي ، اردبيلي ، اروميه اي ، سنندجي ، بانه اي ، كرمانشاهي ، آباداني ، اهوازي ، بندر عباسي ، زاهداني و ... ماه ها در زندان انفرادي مي ماندند ، اگر ماه ها با خانواده يشان ملاقاتي نداشتند ، اگر خانواده اش ، ماه ها به دنبال سرنخي از محل بازداشت و سلامتي آنان بودند ، اگر پدر ، مادر ، همسر و بچه هايشان از اين اداره به آن اداره مي رفتند تا شايد خبري از زنده بودن عزيزشان بيابند و مايوسانه بر مي گشتند و ... براي من مهم نبود .


انصافعلي 11:08 @ Thu, 18 Dec 03

آقاي ر‌‌‌ئيس جمهور ملت ايران .چه كساني اقوام ايراني را به شورش و تجزيه طلبي سوق مي دهند ؟
من انصافعلي هدايت ؛ روزنامه نگار آزاد و مستقل اعتراف مي كنم كه به عنوان يك روزنامه نگار آزاد به آذربايجان ، به وطنم و برادران ، خواهران ، هم خوني ها ، هم تاريخي ها ، هم فرهنگي ها ، هم زباني ها ، هم ديني ها ، هم مذهبي ها و هم دردهايم " خيانت " كرده ام . نمي خواستم خيانت كنم . اما متاسفانه با ناديده گرفتن تنه بزرگ و عظيم حقيقت و با پرداختن به چند برگ و شاخه ، خيانت كردم
من به عنوان يك خبرنگار ، بارها و بارها ديده ام كه تعداد زيادي از دانشجويان ايران زمين با وابستگي قومي و خوني به آذربايجان ، از دانشگاه ها ، طومار ها و نا مه هايي به سران ايران نوشتند و از وضع اسف بار قوم ، نژاد و هم خوني هاي خود به آنان گله كردند . من خبر اين خواست هاي عمومي فرزندان دانشجوي شما را ناديده گرفتم و با زدن مهر " تجزيه طلب " يا " بچه هاي افراطي " به آنان و رفتارشان ، خبر اعتراض و موارد اعتراضشان را به رسانه هاي عمومي مخابره نكردم .
اعتراف مي كنم كه نه تنها به طومار هاي دانشجويان توجه نكردم ، بلكه به عكس العمل و رفتار رئس جمهور ، رهبر ، رئيس مجلس ، نمايندگان مجلس ، رئيس قوه قضائيه هم توجه نمي كردم و پاسخگو نبودن حاكمان و سياستمداران را طبيعي فرض مي كردم .


محمد جواد طواف 9:46 @ Thu, 18 Dec 03

شبح جان ممنونم از اطلاعات مفیدی که میدید.. راستی.. پرونده من در دادسرای نظامی مختومه اعلام شد!... دیگه نمی تونن به بهانه فرار از خدمت بازداشتم کنن و بعد سوالای دیگه بپرسن!:)


اذر 9:04 @ Thu, 18 Dec 03

اگر صدايم كردي و حوابي از من نشنيدي براي اين بود كه :
روحم كتاب را برداشت رفت پشت صحنه و انچنان غرق خواندن بود و گم شده بود در صحنه و كتاب كه هيچ صدايي را نشنيد .
تو نازنين تريني .


شهره 2:13 @ Thu, 18 Dec 03

شبح عزيز مرسي از اطلاعات ...و مرسي از اينكه لينك من رو در بلاگت گذاشتي ....برات بهترين ها رو ارزو دارم . موفق باشي.


هستی 1:35 @ Thu, 18 Dec 03

همیشه اطلاعاتی که میدی ارزنده . وبلاگ برتر!! جالب به نظر میاد.


محمد ( دلتنگ ) 20:32 @ Wed, 17 Dec 03

شبح عزيز سلام

ما که بهت رای ميديم ...

ديگه سر نمی زنی ؟ ... راستی بهت لينک دادم ... توام بلينک صواب داره :)


پویان 19:58 @ Wed, 17 Dec 03

معرفی اين سايت خيلی جالب بود.شاد باشی.


روبي پيره 16:02 @ Wed, 17 Dec 03

با نظرت در مورد انتخاب وبلاگ برتر موافقم. ولی به هر حال تجربه بدی نيست .


sofeia 15:08 @ Wed, 17 Dec 03

..خوب پس حالا که نامزد شدی واجب شد بريم تو انتخابات شرکت کنيم !


شكارچي 14:11 @ Wed, 17 Dec 03

سلام شبح عزيز
ديگه ليسك نمينوشي ( البته ليسك رو ميليسن!!! ولي با قافيه جور در نمياد!!!)
ديگه با ما نميجوشي. دو نقطه دي.
هر جا هستي شاد باشي و پاينده.






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1263
تعداد نظرات: 26649
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 1, 2006 06:32 pm


از کجا آمده‌اند؟