جمعه، 21 آذرماه 1382 | December 12, 2003

متبرک باد ميلاد بامداد.


(عکس از وب‌لاگ ضمير سرخ)
شرقا شرق شاديانه به اوج آسمان
شب‌نم خسته‌گی بر پيشانی مادر و
کاکل پريشان آدمی
در نقطه‌ی خجسته‌ی ميلادش.
احمد شاملو، حديث بی‌قراری ماهان، مجموعه‌ی آثار ص 1042
امروز ميلاد شاملوی بزرگ بود.
در امام‌زاده طاهر عاشقانه شاملو گرد آمدند و شعر خواندن و آرزوی زيستن در جهانی انسانی و ايرانی آباد را در دل زنده کردن. به اميد آن روز.
صفحه‌ی اول شناسنامه‌ی آقای شاملو

December 12, 2003 10:00 PM

nikelir 8:17 @ Sun, 11 Jun 06

Your site is very cognitive. I think you will have good future.:)


meysam mahshid 12:57 @ Wed, 4 Feb 04

تو اون شام مهتاب کنارم نشستی
عجب شاخ گلوار به پایم شکستی
قلم زد نگاهت به نقش افرینی
رسم صورت گری را نبود این چنینی


ميثم برايه مهشيد


meysam mahshid 12:50 @ Wed, 4 Feb 04

من در محله ای از محله هايه مفرح تهران زندگی می کنم در انجا يک دختری را ديدم که اتفاقا دختر همکار پدرم بود نام او مهشيد بود من اين قدر دلباخته اوشدم که هروز ساعتها در پشت پنجره می نشستم تا او را ببينم حتی صبها زود بلند می شدم
تا او را با پدرش ببینم تا یک روز پسری پیدا شد به اسم یا شار و همه چیزها را خراب کرد ...
دیگه نمیخوام بیشتر از این سرتون درد بیاورم اینها را بیشتر برایه دل خودم نوشتم
و برایه اون مهشیدی که اونجاست پس خواهش می کنم یک پیغام برایه من بزار یا یک ایمیل بریم بزن

میثم ۲۳۱٬یاهو.کام


رهگذر ثانی 23:24 @ Mon, 15 Dec 03

رهگذر به این حسودی نوبره والا :)))))


شبح 17:42 @ Mon, 15 Dec 03

ترانه‌ی عزيز(66)
مرا شرمسار از محبتی کردی که شايسته‌ی آن نيستم. سپاسگزارم.


ترانه 14:32 @ Mon, 15 Dec 03

شبـــــح عـــــزيــــــز و نازنيــــــــــــــــن!

از آنجاييكه مي دانم شاملو را چقدر دوست داري و دلت مي خواست زير نام شاملو صحبت از ارزش هاي خوب انساني باشد فرصتي است كه از خودت حرف بزنم.

شبح جان من تو را نديدم اما مي بينمت در برخوردت، با كلامت و با فكرت. اينست كه خانه تو، خانه ما مي شود و محلي كه دلتنگش مي شويم!
روزي با تو آشنا و دوست شدم كه از هر زمان به كسي مثل تو نياز داشتم دلم مي خواست اين را بداني!
منهم يكروز در عين عاشق بودن نوشتم.
قطعه اي از آن را براي تو اينجا مي نويسم:

اينجا نشسته ام با ُ ما ُ
آسمان پر از ستاره ست.
اين را
وقتي از پشت پنجره ديدم
آرزوي ديدارت
چنان اوج گرفت
كه دلم مي خواست
ستاره اي از سقف آسمان بچينم
و بنشانم كنار ستارگاني
كه بياد ديدار با تو
در خاطر زندگيم چشمك مي زند.

شبح خيلي گــــــــــــلي!


ارنستو چه گوارا 6:50 @ Mon, 15 Dec 03

شاملو دین بزرگی به گردن من دارد -خواندن ادبیات داستانی را از زمان نوجوانی آغاز کردم ولی شعر خواندن برایم خیلی سخت بود .خواندن شعر با نیما شروع شد که
خوب بود ولی جذبم نکرد -شاملو را خواندم دیگر زمین نگذاشتم . برخلاف بسیاری ادبیات کلاسیک را از طریق شاملو شناختم -
شعر شاملو برای من یکی روزنه ای بود به آینده و همچنین گذشته . شاملو هنرمند و روشنفکری است که درک دقیقی از زمان -مکان-تاریخ و مردمش دارد بهمین واسطه جاودانه است


porchaneh 2:47 @ Mon, 15 Dec 03

نانا خانم (۳۵) درست است. پيری و هزار درد بی درمان!


porchaneh 2:44 @ Mon, 15 Dec 03

نانا خانم (۶۵):

ماجرای جالبی نقل کردید. ولی این ماجرا بیش از آن که سردرگمی و دودلی گاردی ها را نشان دهد سردرگمی و دودلی فرماندهان آنها را نشان می دهد. به گاردی ها آموخته بودند که فکر نکنند و همیشه منتظر دستور باشند. وقتی دستوری ازبالا نرسید طبیعی است که آنها گیج شوند. از خود شاه گرفته تا سران رژیم و مشاوران داخلی و خارجی دچار بی تصمیمی شده بودند. سران رژیم تصمیم به سرکوب خونین انقلاب نگرفت چون فکر می کردند جلوی انقلاب را نمی توانند بگیرند و تنها باعث رادیکال تر شدن انقلاب می شوند. بعید است این اتفاق- بی تصمیمی در مواجه با حرکت انقلابی - در مورد جمهوری اسلامی تکرار شود.

اما بحث فقط بر سر احتمال بروز خشونت نیست. خشونت به شکل روزمره در زندگی اجتماعی ما اتفاق می افتد. بحث بر سر موثر بودن تلاش انقلابی در این مقطع زمانی است.

این را از وبلاگ امید میلانی گرفتم که خود او هم از کسی دیگری گرفته:‌‌ «برای irony معادل فارسی خوبی نمی‌دانم. می‌خواهم بگویم خیلی ironic است که طرفداران شرکت مردم در انتخابات خیلی پراگماتیک هستند در حالی که موافقان تحریم کاملا ایدئولوژیک فکر می‌کنند.»


شبح 1:27 @ Mon, 15 Dec 03

مطلب کوتاهي در مورد صدام نوشتم تا بحث‌هاي صدامي بر سر جاش!
حيف نيست زير نام شاملوي بزرگ از صدام و ديکتاتوران کثيفي چون او حرف بزنيم!


شبح 1:23 @ Mon, 15 Dec 03

خرس مهربون!
آخه همه مي‌دونن من شاملو را چقدر دوست دارم ملاحظه مي‌کنن! از بس نازنين هستند اين دوستان عزيز!
ولی از شوخی گذشته جاي نقد شاملو در اينجا نبود. ديگه دوستان وقت شناس شدن و متانسب با مطالب نقد و بحث مي‌کنند وقتی مطلبي صرفا اداي دين است به بزرگي بقيه هم سعي مي‌کنن در همان جهت با نوشتن شعری و کلامی هم‌راهي کنند!


khers mehrban 1:15 @ Mon, 15 Dec 03

سلام دوستان . من فکر می کردم شايد شاملو نقد بشه . همه هم تعريف کنن منم بگم نه ؟ ولی خبری نبود ظاهرا از شاملو استقبال نشد يا بحث دستگيری صدام اونو سردش کرد . شايد مجالی ديگر . شب بخير


ترانه 0:12 @ Mon, 15 Dec 03

ناناي نازنين ۳۵
با تو موافقم . شاهدش هم از غيب آمد همه مزدوران كه نوكري امريكا را كردن بهترين فرزندان سرزمين خود را قرباني كردند به مردم خيانت كردند توسط همان ارباب بخاك سياه نشستند به اميد همچين روزي براي ايران ما بايد خودمان را آماده كنيم و در كنار مردم باشيم.

شبح جانم!

يادته مطلب ُخودی‌ها هرگز نمی‌میرند! ُ؟
از آن جاييكه امريكا سياستش ايجاب مي كند كه جز به منفعت خود به هيچ چيزي فكر نكند هر كس مزدورش شد و بشت به مردم كرد همان وقت مرده است.


من ناشناس 21:40 @ Sun, 14 Dec 03

اول هر جمله را با راستی شروع کردم و خودم خنده ام گرفت راستی


من ناشناس 21:39 @ Sun, 14 Dec 03

چقدر عالی بود و خوش به حال تان که با هم هستید. اگر چه هرگز حاضر نیستم در آن محل با شاملو دیدار کنم؛ ایکاش فریب خوردنی بودیم و آخرتی را به انتظار دیدار در نظر می گرفتیم. راستی انگار همین دیروز بود که به احمد محمود زنگ زدم و گفتم تولدش مبارک و چه پیامی دارد به خوانندگان آثارش... چقدر زود می گذرد. راستی ناسونالیزم من به کامپیوترم سرایت کرده و از صبح تا به حال فقط فارسی می نویسد. به هر حال آدرس من را دارید. صدام هم برگ دیگری از تاریخ شد. راستی چه تعبیر خوبی داشت آن رفیق که این جا شد کافه نادری. پیروز باشی


sharagim 21:20 @ Sun, 14 Dec 03

سلام...مهشيد جان من کجا شلوغ کردم...؟ سرنوشت صدام مهم نيست...مهم آينده عراقه...!صدام اگه اعدام نشه مطمئن باش که تو عراق جنگ داخلی راه ميفته...تو اعدام شدن صدام بحثی نيست...کاری به عقايد تو ندارم...اينجا مصلحت حکم ميکنه که صدام طبق اصول و اعتقادات صاحبان خون (ملت عراق) اعدام بشه...مهم مردم عراق و آينده اين کشوره...که تاريکه...مثه روز برام روشنه که تاريکه!! يه متنی تو وبلاگم نوشتم...از تو و شبح عزيز و هرکی اين رو ميخونه ميخوام که نظرشون رو بدونم...ممنون


free_green_bird 21:05 @ Sun, 14 Dec 03

سلام .....ببخشيد کافه نادری که می گن همين جاست ؟!


tanha 20:33 @ Sun, 14 Dec 03

صدامو گرفتن... صدام کثافتو گرفتن... با چه فضاحتی!!!.......... دلم سوخت براش!!!... سردار قادسیه!!!... هه هه!!سردار قادســـیه!!!!.... ها هــا!! سردار قادســــــیه!!!!... هـــاهــا هـــه هـــه هـــو هـــو!!!
جناب برادر بابک برادرِ کامبیز!!.... برو فکری به حال سردار قادسيه!!!!!!... هـــــا هــــا هــ..!!!...
تنهای عزيز!
با اجازه چون کل آن کامنت را حذف کردم پاسخ تو را هم حذف کردم! با شرمنده‌گی!


هلیا 20:20 @ Sun, 14 Dec 03

همیشه عاشق شعراش هستم...یادش همیشه با منه یعنی با ماست


اسد 20:04 @ Sun, 14 Dec 03

پيغامي كه تصوير در بند صدام مي دهد چيست؟
- آخر و عاقبت ديكتاتور و دشمن آزادي و انسان اين است؟
- آخر و عاقبت كسي كه با آمريكا در بيفتد اين است؟
- درنده اي درنده ديگر را مي درد؟
- يا ...؟

اين تصوير كدام يك از اين پيام ها را به اكثريت مردم ما مي دهد؟
كدام يك را ما بايد پررنگ تر كنيم؟


ارنستو چه گوارا 19:46 @ Sun, 14 Dec 03

منهم با مجازات اعدام در مورد هیچکس موافق نیستم چون هرچند بعضی ها مستحق آنند ولی امکان سو استفاده از
مجازات اعدام همیشه هست.

ولی این -اعدام نه- مهشید خیلی سیاسی بود!!!


Mahshid 18:40 @ Sun, 14 Dec 03

شراگيم..شلوغ نکن ها ...اعدام نه...اعدام هرگز.


Mahshid 18:39 @ Sun, 14 Dec 03

صدام حسين دستگير شد . خبر کاملا تصديق شده است و قوای آمريکا در عراق در اين مورد کنفرانس مطبوعاتی ترتيب داد. حالا ببينيم آيا دمکراسی که از آن دم می زنند چگونه در مورد دشمنان عمل می کند. اميدوارم او محاکمه و زندانی شود. اميدوارم که اعدام در موردش اجرا نشود.


sharagim 18:38 @ Sun, 14 Dec 03

صدام رو گرفتن...! صدام اون ديکتاتور بزرگ رو امروز با بيل از توی يه گودال تو يه زير زمين تاريک کشيدن بيرون...! چرا دروغ بگم...دلم براش سوخت...! نميدونم چرا...ميدونم که بايد محاکمه و اعدام بشه...ولی ...نميدونم :(


sharagim 18:38 @ Sun, 14 Dec 03

صدام رو گرفتن...! صدام اون ديکتاتور بزرگ رو امروز با بيل از توی يه گودال تو يه زير زمين تاريک کشيدن بيرون...! چرا دروغ بگم...دلم براش سوخت...! نميدونم چرا...ميدونم که بايد محاکمه و اعدام بشه...ولی ...نميدونم :(


زهرخند 17:55 @ Sun, 14 Dec 03

يادی نمی کنی .
...
.
اين دفعه زيتون آی پی منو بسته. ميبينی .
شاد باشی.


زهرخند 17:55 @ Sun, 14 Dec 03

يادی نمی کنی .
...
.
اين دفعه زيتون آی پی منو بسته. ميبينی .
شاد باشی.


سياوش 17:19 @ Sun, 14 Dec 03

کامبيز برادر بابک جان، شما كه ديگران را به بزدلي(چه اصطلاح مسخره‌اي، بز آن‌قدر دل داره كه نگو!)، حال چرا نه با نام خود و هم‌چنين هيچ‌گونه آدرس و نشاني اين‌جا را خط خطي مي‌كنيد. مرگ خوبه براي هم‌سايه. يادت مي‌آد كه صدام چه‌قدر شجاع بود، اما با ديدن تانك‌هاي آمريكايي از صد كيلومتري سوراخي به جان خريد. دوست من، آن روزي كه در ايران دمكراسي به دست مردم صلح‌دوست و آزادي‌خواه برقرار شد، باور كن كه شماها را خواهند بخشيد، به اين خاطر كه شماها گمراهيد و بس. در آخر تنها خواهشي كه دارم از شما، اين است كه بيا حداقل در اين‌جا نشان بده كه يك فرد مسلمان وابسته به حكومت، يك فردي است كه مي‌توان با او ديالوگ برقرار كرد و از فحش و ناسزا دادن مبراست.


امبیز برادر بابک 16:51 @ Sun, 14 Dec 03

منظور از (اینجا کامنت شبح است )چیه؟خیلی خودتو دست بالا گرفتی.بهت بد نگذره؟انقدر به خودت احترام میذاری سردیت نکنه؟اتفاقا آدرس زباله دونی رو درست دادن.این خوک دونی که تو ازش حرف میزنی محل تجمع ضد انقلاب و خرابکاراس.طبق قانون هرگونه مبارزه با این تجمعات به هر شکلی مجازه.یعنی اگر من بخوام وسط این سایته تخمیت برینم هم کاری خلاف قانون نکردم.این شما هسیتین که از ترس کونتون با اسمای قلابی و مستعار میاین باد شکمتونو خالی میکنین.ا اینو بفهم هنوز هیچ قانونی عوض نشده که منو با خلافکارا عوضی بگیری.خلافکار تو هستی و جد وآبادت و هم مسلکات .یه دفعه دیگه برای من لفظ قلم حرف بزنی و ادعای این جوجه گروهکی ها رو در بیاری خودت میدونی.اگر مردی و نشونه ای مردونگی از پایین وبالای هیکلت هویداس مثل یه مرد مبارزه کن .پشت نقاب مظلومیت و دادخواهی جوونای مملکتو گول نزن خودشونو برای اهداف ناجوانمردونه ات فدا کنن.بازم تذکر ٬بعد نگین مارو گرفتن بردن چوب تو کونمون کردن تخمامونو کشیدن بی سیرتمون کردن شیشه نوشابه خانواده تو ماتحتمون کردن.مثل آدم زندگیتو بکن.اگر خوشی اون ور آب زده زیر دلت بگو با تخت روان بفرستیمت تعطیلات


محمد ( دلتنگ ) 15:36 @ Sun, 14 Dec 03

سلام / بازم کامنتتون نصفه بود ): /
اگه بعد از هر جمله Enter بزنید این مشکل پیش نمی آد

اینم لینک اون کامنتی که خودشو شبح معرفی کرده بود :

http://www.haloscan.com/comments.php?user=deltang25&comment=107116666097003645#22482


به هر حال دستش درد نکنه که پای منو اینجا باز کرد


شبح 15:28 @ Sun, 14 Dec 03

محمد جان!
به حق چيزهاي نديده! به نام پرستو! حتما اشکالي در کامنت‌ات بوده! من فقط و فقط به نام شبح کامنت مي‌گذارم!
اگه لطف کني و لينک اون کامنت را بدي تا ببينم ماجرا از چه قراره ممنون مي‌شم.


شبح 15:24 @ Sun, 14 Dec 03

دوستان عزيز!
از همه‌ی شما که در اين نظرخواهی حضور پيدا مي‌کنيد و با حضور پرمهرتان جودوستانه‌یی را برای ساختن دنيای بهتر فردای‌مان تمرين می‌کنيد سپاسگزار هستم.

نانای عزيز(35)
خاطره‌ی جالبی را نقل کردی من هم با تو موافق هستم. حاکمان فعلی ايران ديگر سرمايه‌دارن بزرگ بين‌المللی هستند و حاضر نيستند سرمايه‌های خود را از دست‌ بدهند روز آخر مانند جناب شاه پول‌ها را برمي دارند و در می‌روند.
نرسی جان(37)
اولا که از ديدن نام‌ات بسيار خوش حال شدم مدتی بود اينور سر نزده بودی. دوم اين که قصد من شخص‌پرستی نيست و تصور نمي‌کنم جمله‌ی من که بگرفته شده از شعری درباره‌ی فروغ توسط شاملو است بت کردن کسی باشد! اما انصافا اگر در مورد کسی ديگری هم بود همين را می‌گفتی؟

علی‌کوچولوی عزيز(27)
اگازه بده در مورد اين نظر تو در فرصتی ديگر که به زودی دوباره در باره‌ی انتخابات خواهم نوشت توضيح بدهم.


محمد ( دلتنگ ) 14:43 @ Sun, 14 Dec 03

سلام

باز منم / متاسفانه کامنت های شما نصفه بود بايد بعد از هر خط enter می زديد تا اين مشکل پيش نياد

دليل شک من هم اين بود که بار اول با نام پرستو برای من کامنت گذاشتيد .

همين !


نرسی 13:45 @ Sun, 14 Dec 03

شبح جان سلام
من هم تبریک میگم. ولی اول که به تیتر نگاه کردم فکر کردم میلاد امام زمانه. بهتره که آدم همیشه اعتدال رو رعایت کنه و از آدمها بیخودی بت نسازیم.
الانه که سیل فحش و بدو بیراه نثارم بشه :)


محسن 13:41 @ Sun, 14 Dec 03

سلام. جالب بود. راستی آقا لينک ما کو؟؟؟


nana 6:56 @ Sun, 14 Dec 03

در ضمن دوستان من شخصا به اين مسئله خونريزی و مرگ خيلی فکر کرده ام .
بذارين حرفی را که چند شب پيش به اميد ميلانی گفتم بهتون بگم

بنظر من بهترين فيلم ايرانی که در اين سالها ساخته شده فيلم طعم گيلاس کيارستمی است بدليل پيامش .
پيامش بنظر من اينه که زنده بودن به معنی زندگی کردن نيست .
و اگه خيزش مردم شروع بشه ما چاره ديگری نداريم رفتن به ان راه يه انتخاب نيست يه زوره حداقل برای عناصر صادق .


nana 5:04 @ Sun, 14 Dec 03

شبح و ديگر دوستان :
من چون به اينجا تازه وارد هستم زياد کامنت گذارها را نميشناسم سرسری نگاهی به بجث های قبل کردم سطحی نتيجه گرفتم که در همه شما عناصر صادق دو چيز مشترک است
مقادیری نا اميدی
چه بايد کرد
من شايد از نظر فرمول بندی های مرسوم شما با شما در حرف زدن فرق داشته باشم
ولی چون هميشه با مخ خودم فکر کرده ام
خيلی از موارد در زندگی اجتماعی خود پيش بينی هام درست در امده
بنظر من چه بايد کرد روشن است بهر قيمتی
پيوست به مردم و تنها نگذاشتنشون .
در مورد نا اميدی هاتون من بايد بگم يکی از دلائلش وحشت از خون ريزی يا بقول روشنفکران اين دوره ( هزينه ) است برای روشن کردن اينکه خون ريزی به حساب مردم و شکست به شما وحشتی داده که نيروی طرف را پر بها ميبينيد ميخوام يه تجربه
شخصی خودم را براتون بگم .

خواهش میکنم با دقت بخونید و نظر بدی
خانه ما در ایران در خیابان سلطنت اباد تهران بود و برای سالها من هر روز صبح با صدای همهمه جاگ کردن افسران گارد جاویدان از خواب بیدار میشدم پس از مدتی یه روز صبح رفتم دم پنجره و ایستادم به نگاه کردن اینها انبوه ای از مردان ورزیده برنزه با زیبا ترین لباسهای ورزشی در حال دویدن بودند و گروهی داد میزدند پیر زن و گروه بعدی میگفت اه اه بعد اونها میگقتن دوشیزه
و ان گروه میگفت به به
در دو سه سال اخر شاه هروقت اینها را میدیدم با خود فکر میکردم چون شاه اینها را تا خرخره پر نگه داشته اینها تا اخرین قطره خونشون بخاطرش خواهند ایستاد.
تا صبح روز ۲۳ بهمن ان شب من دیر خوابیدم چون تمام عصر و شب را مشغول درست کردن کوکتل مولوتوف با بطری با عده ای بودیم که در صورت حمله بکار ببریم .
بنابر این وقتی صبح ۲۳ بهمن با صدای همهمه اینا از خواب بیدار شدم خیلی تعجب کردم و بسرعت خود را به پنجره رساندم .
یکی از خنده دار ترین صحنه های زندگیم را دیدم همان مردان مصمم در حالی که خیلیها کفش پاشون نبود اونهائی هم که کفش داشتند بندهاش واز بود و از پاشون در میامد با یونیفورمهائی پاره پوره در حالی که هر کدام یه بقچه که نمیدونم توش چی بود زیر بغل زده بودند با سر های پائین افکنده شده میدویدند ویه دستشون بالا بود
و همگی میگفتند روح منی خمینی بت شکنی خیمنی .
اینجا بود که نتیجه گرفتم که در یک حکومت فاسد حتی طرفدارانش هم فاسد هستند و زیاد ریسک جانشان را برای رئیس فاسدشون نمیکنند بخصوص اگه بدانند که این حرکت با پشتیبانی مردمی همراهه .
تا ببینم نظر شما چی باشه
اگه بهم جواب ندید خیلی دلخور میشم چون فکر میکنم گفتن این تجربه براتون که جوان هستید هیچ ارزشی نداشت . نانا


هستی 2:18 @ Sun, 14 Dec 03

ار اونجا بودی بهت حسودی ميکنم و اگر هم نه باز هم حسودی میکنم به اونهایی که بودن.


تنهای شب و جنس دوم 1:08 @ Sun, 14 Dec 03

يادش زنده


1:03 @ Sun, 14 Dec 03

( ملتی که حاضرند ازادی قربانی امنيت کنند. شايسته هيچيک نيستند.)

. بنجامين فرانکلین
( A people willing to sacrifice freedom for security,deserves neither.) benjamin franklin


سیاهکل 0:10 @ Sun, 14 Dec 03

عموشبح به روز کردم یه سر بزن


محمد ( دلتنگ ) 23:56 @ Sat, 13 Dec 03

سلام

اینجا را همیشه می خونم ولی نمی دونم چرا وقتی می خوام کامنت بذارم ، واژه ها رو گم می کنم ... / برام خیلی عجیب بود که به بلاگم سر زدین ... ( البته اگه خودتون بوده باشین ) . به هر حال ممنونم ........../ بهتون لینک میدم البته با اجازه .../

روزگار هنوز غریبه نازنین ...
روز میلاد بزرگ بامداد میهن گرامی باد ..


nana 23:36 @ Sat, 13 Dec 03

ترانه عزيزم

اگر پيامهائی که من ميگذارم به دلت مينشينه دليلش اتشی است که در دل من شعله ميکشه و عليرغم راه دور گرمائی به قلب تمام کسانی که دغدغه ای جز خوبی برای ملت ستم کشيده و تنهای وطنم ندارند منتقل ميشه .
دوستت دارم .نانا


بنفشه 20:14 @ Sat, 13 Dec 03

يادش گرامی.


alikocholoooo 18:17 @ Sat, 13 Dec 03

سلام مطلبت رو خوندم اگه اجازه بدی می خوام در مورد مطلب قبل ترت نظر بدم من ۷ سال پیش وقتی که دانشجوی ترم ۱ بودم اینو به استادم گفتم :وقتی که قرار باشه بین تو و تو یکی رو انتخاب کنم چه فرقی می کنه که تو رو انتخاب کنم یا تو رو قاط زد گفت چی میگی؟ گفتم انتخاب وقتی معنی میده که من در کنار اری امکان گفتن نه رو هم داشته باشم وقتی قبل از من ۶ نفر جمع میشن و افراد دلخواهشون رو تعیین میکنن دیگه چه فرقی میکنه که من چی میخوام ؟ولی عزیز به نظر من باید در این دوره نمایندگی مجلس هم رای داد اگه من و تو نمی تونیم انتخاب کنیم اجتناب که می تونیم بکنیم مگه نه ؟ تا سرنوشت شورای شهر به سراغمون نیاد که یه عده ابله نهایت آرزوشون این باشه که تو هر میدون یه مرده دفن کنن!! وقتی که رقیبای سنتی شیراک تو انتخابات حداقل آرا رو برای شرکت در دور دوم بدست نیاوردن پوستر هائی با این عنوانها برای پیروزی شیراک در مقابل نماینده راست افراطی چاپ کردن دماغتون رو بگیرین و به شیراک رای بدین ....به دزد رای بدین بهتره تا به فاشیست رای بدین و... راستی بروز کردم اينبار موضوعش آرامگاه کوروش در سیر تاریخ هست.التماس دعا و بای بای.


پویان 18:04 @ Sat, 13 Dec 03

ياد و خاطره شرف کيهان گرامی باد!


مهدي 15:43 @ Sat, 13 Dec 03

آخرش يه شب
ماه مياد بيرون
از سر اون كوه
بالاي دره
روي اين ميدون
رد ميشه خندون
يه شب ماه مياد...
مسافر کوچولو هم مطلب جالبی راجع به شاملو نوشته
موفق باشید


زاده ی پایان روز 14:24 @ Sat, 13 Dec 03

شبح گرامی! از پاسخت کیف کردم. من کمابیش نراقی را می شناختم اما فکر نمی کردم اینگونه گستاخانه راجع به شاملو حرف بزند، درحالیکه کارنامه هر دوی آنها پیش روی ماست. شرح مختصری از این ماجرا در کتابی که آقای پاشایی گردآوری کرده آمده و تعهد شاملو در این رابطه واقعن آدم را کلافه می کند!! درضمن من هم 21 آذر را صمیمیمانه به شما و تمام شاملودوستان تبرک می گویم.


ترانه 13:47 @ Sat, 13 Dec 03

نانا ۳
چقدر اين قطعه كوتاه قشنك، پربار و پيام دار است!
آنجا كه شناخت را سرچشمه دست يافتن مي بيند و راه، زيبايي است

آفرين برتو گل!

بيا دوباره بخوانيمش:

نه عادلانه نه زیبا بود
جهان
پیش از انکه ما به صحنه بر اییم
به عدل دست نایافته اندیشیدیم
وزیبائی
در وجود امد .

خــــــــوش بحالت شبح!


روشن 13:32 @ Sat, 13 Dec 03

شبح عزيز
۱- وبلاگ فکر روشن تعطيل شد
۲- وقتی اسم امامزاده طاهر را می‌شنوم بغض می‌کنم... بامداد - صفرخان - پوينده - مختاری - و خيلی‌های ديگر که به خاک افتخار دادند تا در آغوشش جای بگيرند ... خوشا بحال خاک ...


حميد 12:43 @ Sat, 13 Dec 03

سلام شبح جان
چند عكس سوغات سفر به استان سيستان و بلوچستان و صعود قله تفتان را در اين آدس گذاشته ام... اگه دوست داشتي يك سر بزن و نظرت رو بهم بگو...
www.pbase.com/ham49/taftan
www.pbase.com/ham749/taftan2


اوس مراد 11:58 @ Sat, 13 Dec 03

زیبا ترین حرفت را بگو. چرا که ترانه ما ترانه ی بیهودگی نیست. چرا که عشق حرفی بیهوده نیست


اوس مراد 11:51 @ Sat, 13 Dec 03

یادش گرامی


سیاهکل 9:15 @ Sat, 13 Dec 03

خورشید نمی میرد در یک طلوعی دیگر خواهد کرد. متبرک باد نام شاملو


سعيد 8:38 @ Sat, 13 Dec 03

فرشته عشق نداند كه چيست قصّه مخوان
بخواه جامي و شرابي به خاك آدم ريـز
(حافظ/ديوانِ كبير)

ــ ”شاملو“ نه فرشته بود كه نداند گناهِ/شرابِ/چراغِ/ناموسِ/خدايِ عشق چيست و نه حيوان كه نداند كه نداند عاشق كيست! بلكه بكوري چشم بي هنران از قضا ديوانه اي سبكبار بود نامش ”احمد“ و مسمّايش ”آدم“ كه ذهنش چون ”عقلِ عقلْ“ گشته بود بار امانتِ عشق بر دوشش همي اوفتاد. . .

ياد و راهش گرامي و برقرار باد//سعيد


ارنستو چه گوارا 8:12 @ Sat, 13 Dec 03

براستی که شاملو هنوز زنده است.


Lord 7:50 @ Sat, 13 Dec 03

بر شما هم مبارک که دیگر گونه خدایی باید...


hobor 4:10 @ Sat, 13 Dec 03

بی گاهان
به غربت
به زمانی که خود در نرسيده بود

چنين زاده شدم در بيشه جانوران و سنگ
و قلب ام
در خلاء
تپيدن آغاز کرد....


mehr 3:16 @ Sat, 13 Dec 03

ياد اين ترانه سرای اندوه اعماق گرامی باد.
و ما همچنان دوره می کنيم
شب را و روز را
هنوز را


زمینی 3:06 @ Sat, 13 Dec 03

تو از خورشید ها آمده ای
از سپیده دم ها آمده ای
تو از آینه ها و ابریشم ها آمده ای...

هنوز صداش تو گوشم می پیچد..
شاملو و فروغ دو پدیده غیر قابل تکرار شعر معاصر اند.
و سبز و جاوید.


ترانه 3:05 @ Sat, 13 Dec 03

روزي ما دوباره كبوترهايمان را پيدا خواهيم كرد
و مهرباني دست زيبايي را خواهد گرفت
روزي كه كمترين ســـــــــرود
بوســـــــــــــــــــــــــــه است
........
روزي كه ديگر درهاي خانه شان را نمي بندند
قفل
افسانه ييست
و قلب
براي زندگي بس است
روزي كه معناي هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر آخرين حرف دنبال سخن نگردي

روزي كه آهنگ هر حرف، زندگي ست
تا من به خاطر آخرين شعر رنج جست و جوي قافيه نبرم.
خودش با كلامش حضـــــــــــور دارد در ميان ما!


sooski 2:45 @ Sat, 13 Dec 03

سلام عمو شبح گُل، من هنوز اينجام. بزودی راه ميفتم ولی قبلش تو راه چند جا توقف دارم. اواسط ديماه اونجا خواهم بود و مشتاق ديدار ارواح و اشباح تجسد يافته هستم... از صميم دل به اميد ديدار...
-- يه سوسک


اسد 1:57 @ Sat, 13 Dec 03

غمم مدد نكرد
چنان از مرزهاي تكاثف برگذشت
كه كس به اندهناكي جان پر دريغم
ره نبرد.
....
....
چون با خود خالي ماندم
تصوير عظيم غيابش را
پيش نگاه نهادم
و ابر و ابرينه زمستاني تمامت عمر
يكجا
در جانم
به هم در فشرد
هر چند كه بي مرزينگي درياي اشك نيز مرا
به زدودن تلخي درد
مددي
نكرد.
......


رهگذر ثانی 1:50 @ Sat, 13 Dec 03

خانه را
هم‌چنان
روشن نگاه داشته ‌است.


آينده پيش رو 1:16 @ Sat, 13 Dec 03

چراغي به دستم ،چراغي در برابرم
من به جنگ سياهي مي روم
گهواره هاي خستگي از كشاكش رفت و آمدها
باز ايستاده اند و خورشيدي از اعماق
كهكشانهاي خاكستر شده را روشن مي كند
فريادهاي عاصي آذرخش
هنگامي كه تگرگ
در بطن بي قرار ابر نطفه مي بندد
و درد خاموش وار تاك
هنگامي كه غوره خرد
در انتهاي شاخ سار طولاني پيچ پيچ
جوانه مي زند
فرياد من همه گريز از درد بود
چرا كه من در وحشت برانگيزترين شبها
آفتاب را به دعايي
نو ميدوار طلب مي كردم
من بر مي خيزم ،چراغي در دست،چراغي در دلم
زنگار روحم را صيقل مي زنم
آينه اي برابر آينه ات مي گذارم
تا از تو ابديتي بسازم

شبح عزيز سلام .ميلاد بامداد پاك ميهن بر همه دوستدارانش مبارك
كليپ زير را به شما و تمامي دوستداران شاملوي بزرگ تقديم مي كنم

http://shamlu.com/odyssey/ayeneh


katbalou 22:34 @ Fri, 12 Dec 03

راهش پاینده و یادش جاوید.


سارا 22:34 @ Fri, 12 Dec 03

مردی ز باد حادثه بنشست
مردی چو برق حادثه برخاست
آن ُ‌ننگ را گزید و سپر ساخت
وین ؛ ‌نام را ؛ بدون سپر خواست

نامش همیشه زنده
یادش گرامی


porchaneh 22:19 @ Fri, 12 Dec 03

مجموعه آثار شاملو را باز کردم. این شعر آمد:

من هم دست توده ام
تا آن دم که توطئه می کند گسستن زنجیز را
تا آن دم که زیر لب می خندد
دل اش غنج می زند
و به ریش جادوگر آب دهن پرتاب می کند

اما برادری ندارم
هیچ گاه برادری از آن دست نداشته ام
که بگوید «آری»:
ناکسی که به طاعون آری بگوید و
نان آلوده اش را بپذیرد.


nana 22:19 @ Fri, 12 Dec 03

به شبح:

نه عادلانه نه زیبا بود
جهان
پیش از انکه ما به صحنه بر اییم
به عدل دست نایافته اندیشیدیم
وزیبائی
در وجود امد .

شاملو


آرمين گیله مرد 22:12 @ Fri, 12 Dec 03

سلام ... به امید ان روز


بهزاد 22:09 @ Fri, 12 Dec 03

يادش گرامی باد






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1253
تعداد نظرات: 26255
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: july 10, 2006 03:35 pm


از کجا آمده‌اند؟