|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
شنبه، 8 آذرماه 1382 | November 29, 2003
● نيمقرن مبارزهی آگاهانه برای آزادی
وطن فروشی ؟! نمیدونم بالاخره این کلمه کی قراره ور بیافته ؟!
حتي اگر ۱۶ آذر را از تقويمهامان حذف كنند مبارزه را در اذهان و قلوبمان نخواهند توانست از ميان ببرند و به قول نرودا:ما بسياريم....
سلام شبح !
AUTHOR: سروش دانش
نازنين جان!
SALAM,man yeh kouchoulou mozahemet misham,hanouz webat ra nakhoundam,faghat yeh tozih kochak rajeh beh adad 13,barkhalaf tasavor ma,sabet shodeh az nazar elm adad va savabegh keh in adad 12 hast keh energi khoub va mosbati nadarad va dada 13 besiar adad mosbat va daraye erteash energi besiar khoub va hata shafabakhsh va arambakhshi ast,farda rajeh beh in 2 dada bishtar minevisam,bye,aziz,movafagh bashi,
شاد باشی!شبح جان.
سلام دوستان عزيز
موفق باشيد ...
اين مربوط به نوشته قبلی در باب خجير و شکسپير است که بايد گفت نه تنها شکسپير نوشته هايش را از شخص ديگری به همين نام رونويسی کرده بلکه نام اصلی او نيز شيخ زبير بوده که به تدريج به شکسپير تبديل شده است! ارادتمند
سلام شبح عزيز..
شبح جان . انقدر دل ما را شکستند که پاره هایش را هم اگر تو بشکنی باز هم دوستت داریم . ما حتی نتوانستیم بیاییم در خاکسپاری عزیزانمان اخرین بوسه را بر پیشانیشان بنشانیم . سخت تلاش کرده ایم و حاصل تلاش ساهای جوانی مان را در همان کشور گذاشته ایم و خود با چمدانی و بی زبان رابطه غریبانه دست بچه کوچکمان بدست بیرون امدیم . ولی هرگز کوچکترین رنجشی از شما مردم نداشتیم که سهل است ولی دلتنگی مان برای شما روز بروز زیادتر شده و میشود . بی دل امده ایم نازنین . همانجا در گوشه کنارهای خاطره جایش گذاشته ایم . شاد باشید .
از خشن ترين خاطرات دوران نوجواني ام كه عميقا در ذهن ام اثر گذاشت. ديدن دانشگاه تهران بود، سوت و كور و با سربازاني كه در جلوش با اسلحه نگهباني مي دادند ....
می بخشید پیشگام را نوشتم پشگام
سینای عزیز حلقه کارگران پیشرو -حلقه
واقعه : شورش دانشجویان
مطمئنم دليل کاملا" موجهی برای غيبت زيتون هست. بهتره صبر داشته باشيم.
سلام مطالبت رو خوندم جالب بود فکر می کنم ۵ تائی از اونا رو خونده باشم راستی بروز کردم اينبار موضوعش اسطوره های تولد زرتشت هست.التماس دعا و بای بای.
سلام شبح!
من ناشناس عزيز! (18) پرچونهی عزيز(8)
گرچه ما جزء جوونترها حساب ميشيم ولی روز دانشجو که پير و جوون نميشناسه.
يا حق
شبح عزیز نمی دانم چرا اینقدر ما از هم گریزان شده ایم. به خصوص این روزها می شنوم که: ما از سازمان های خارج از کشور جدا هستیم. دوست من مگر خارج کشوری ها خیلی در ناز و نعمت خارج کشوری شدند؟ مگر همین ها نبوده اند که فجیع ترین شکنجه های قرون وسطایی را تحمل کردند؛ عزیزان شان اعدام شدند و خودشان یا از اعدام گریختند و یا از آن زندگی سراسر رعب و وحشت؛ زندگی به حساب نیامدن و محروم ماندن از اساسی ترین حقوق یک شهروند. شبح عزیز تو دیگر چرا؟ تا آن جا که یادم هست یک بار خاطراتی از زندان از شما خوانده بودم. چرا اینقدر پراکنده ایم و کاری نمی کنیم و تنها عادت به فرافکنی کرده ایم.
جنبش دانشجويی هميشه فرزندان
جلسه پالتاکی دوم پانزده آذر ماه در اتاق FreeIranBateb
ByLanguage/Nationality/Othersساعت نه و نيم شب به وقت
تهران (هفت شب به وقت اروپای مرکزی) در باره بررسی پيشنهادات و
راهکارهای آتی کميته پيگيری با حضور دست اندرکاران کميته پيگيری برگزار می
شود.پالتاک را می توانيد از اينجا دان لود کنيد!
شنبه هشتم آذر ماه ۲۹ نوامبر
فرصت برای امضای بيانيه هنر مندان ، روزنامه نگاران و نويسندگان به پايان رسيد . مجموع امضاها تا کنون: ۹۸امضا فرصت باقی مانده برای امضای تومار حمايت از احمد باطبی ۱۴ ساعت
ديگر
مجموع امضاها تاکنون: ۱۷۲۰
شبح عزيزم سلام
وبلاگ زیتون را باز کردم و پیامی آمد : تا اطلاع ثانوی تعطیل است..چه شده ؟ کسی خبر دارد ؟
يادش بخير. البته شما پيشکسوت تر بودی. ولی راست ميگی، ۱۶ آذر يه چيز ديگه بود ....
هر بار که وارد خیابون ۱۶ آذر می شم یک حسی منو می گیره، دانشگاه هم همینطور گاهی گداری یک انرژی خاصی تو خیابون های داخل دانشگاه است که ناخودآگاه آدم را به سکوت وادار می کند و اشکی در چشم...
تمام مدت به نظرم میاد که بازیچه دست این و اون بودیم. شونزده آذر یا هجده تیر یا دوم خرداد یا...
... به امید دیدار ...
تهران... خیابان ۱۶ آذر
شبح جان:
درود بر آن سه جان پاک واهورايی
شبح عزيزم راستي شبح عزيزم خبر نامه امير كبير را خوانده اي به جاي رسيدن به خبرهاي مهم از خبر مرگ كفتار وجغد شوم خلخالي مدام مي گويند وبه آغايان تسليت مي گويند
درود بر شبح عزیز و آن سه جان پاک ..
رفیق جان
سلام با درود به شهیدان جنبش دانشجوئی و سه یار شانزده اذز ، من هم ورودی ۱۳۶۳ بودم من روز اول ورود به کلاس تنها فردی بودم که ترو تمیز سه تیغ با یک کت و شلوار سرمه ای برک رفتم کلاس همه پسر ها یا ریش داشتند یا ته ریش . از همان ترم اول شروع به تبلیغ علیه جنگ و به نفع ازادی کردم جالب بود فقط یکی از بچه ها دانشکده که به نظرم می رسید از خودمان باشد بیش از بچه های انجمن من و اذیت می کرد از نظام و جنگ حمایت می کرد سال ها بعد من اون دوست مون را دیدم و گفتم چرا این کار و می کردی جواب داد که چون فکر می کردم تو جاسوس انجمن هستی و قیلفه عوض کردی که ببینی کی ضدانقلاب هست برام گفت که فکر نمی کرده کسی به اون راحتی علیه اینا حرف بزنه . این خاطره را در تائید حرف شبح عزیزمون گفتم که نشون بدن سال های ۶۲ و ۶۳ چه خفقان و ترسی در دانشگاه ها بود .
شبح جان، مرسی. :) |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1264
تعداد نظرات: 26657 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 6, 2006 01:00 am
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||