|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
شنبه، 1 آذرماه 1382 | November 22, 2003
● مرگی که زندهگی ست!
مرگ بر کاسه لیسان امریکای جهانخوار.....................
شبح عزيز از خواندن مطالب جالب تو خيلی خوشحال شدم خوب است ما بی طرف و صادقانه قضاوت کردن را ياد بگيريم چون اکثر ما دنبال حقيقت هستيم و عاشق حقيقتيم و دنيال منفعتی نيستيم هر چند ديگران از سادگی و صداقت ما سو ء استفاده می کنن
شبح عزيز از خواندن مطالب جالب تو خيلی خوشحال شدم خوب است ما بی طرف و صادقانه قضاوت کردن را ياد بگيريم چون اکثر ما دنبال حقيقت هستيم و عاشق حقيقتيم و دنيال منفعتی نيستيم هر چند ديگران از سادگی و صداقت ما سو ء استفاده می کنن
چه گوارای عزیز
دوست گرامي رفيق آشنا! مواردي که در ارتباط با حزب توده و اکثريت مطرح کرديد مسلمآ واقعيتي تاريخي است . رفيق عزيز راديکاليسم فروهر نسبت به جمهوري اسلامي تبرئه کننده عقايد شووينيستي او نيست .
فرق بین شرین عبادی و فروهر بسیار زیاد است... لطفا اینها را باهم قاطی نکنید. مواضع فروهر بسیار رادیکال بود. مصاحبه های او هنوز موجود است. ایشات هیچ شباهتی به خانم عبادی که این روزها نقش پادوی مشارکت را بازی می کند نداشت. من نمی دانم چه کسانی امروز به خانم عبادی می گویند مزدور رزیم.. اما خوب می دانم حرفهای ایشان تا این لحظه به تمامی در خدمت رزیم بوده. فرمودند در انتخابات شرکت کنید.. تظاهرات نکنید.. بر دستان نمایندگان مجلس هم بوسه زدند.. خوب تا اینجا خانم عبادی نقش سخنگوی مجمع روحانیون مبارز و یگان ویژه سردار طلایی را بازی کرده. اگر خانم عبادی راست می گوید سری هم به قبرستان خاوران بزند و بوسه ای هم برای کسانی بفرستد که با گذشت بیش از ۱۰ سال حتی از داشتن یک سنگ قبر هم محرومند.
کیانوری و فدائیان اکثریت در سال ۶۰ در دادگاه مردم محاکمه و محکوم شدند. زمانی که فریاد می زدند سپاه پاسداران را به سلاح سنگین مجهز کنید! یا آن موقع که رهنمود دادند در سرکوبی سربداران در جنگلهای آمل شرکت کنید. و وقتی که یادشان افتاد نباید به اعدام جوانان کم و سن سال توسط لاجوردی اعتراض کرد. آن زمان مردم ایران کیانوری را محاکمه و محکوم کردند.... زمانی که حزب توده تنها وظیفه اش را تفرقه افکنی در میان احزاب و سازمانهای سیاسی می دید آن زمان که حزب توده در کردستان نقش ستون پنجم سپاه پاسداران را بازی می کرد آن زمان مردم ایران رای خود را در مورد کیانوری صادر کردند.
رهگذرثاني عزيز!
دوستان
آنهمانی عزیز! مشکل بهظاهر ریشهدارتر و پیچیدهتر است از آنچه که من فکر میکردم. من دلیلش را نمیدانم، ولی زبان پلمیک و طعنه و طنز، این را میگوید.
شبح عزیز! من و تو اگر حرف همدیگر را اینطور بفهمیم، از دیگران چه انتظاری باید داشته باشیم؟ من چه پیشداورییی میتوانم داشته باشم؟ ممکن است در برداشتم از نوشتهی تو اشتباه کرده باشم و تو منظورت چنین که من برداشت کردهام نباشد، اما این چه ربطی به پیشداوری دارد؟ من فکر نمی کنم تناقضگویی کردهام. ممکن است نظرم روشن بیان نشده است. ولی از اول هم تاکیدم براین بود که فروهرها میتوانند بسیار اشتباه داشته باشند، ولی به گمان من پیش از مرگشان در جبههیِ مردم بودند و این مرگشان نبود که آنها را تطهیر کرد. چیزی که شاید به اشتباه از نوشتهیِ تو برداشت کرده بودم.
رهگذر ثانی عزيز!(62)
دوست عزیز رهگذر ثانی
آنهمانی عزیز! تلاش می کنم چند مشکلی که با نوشتهیِ من داشتی رفع بکنم. امیدوارم بتوانم. ۱- به چند گفتآورد در بارهیِ شیرین عبادی بسنده میکنم. فکر میکنم در بارهی داریوش فروهر هم از این گفتآوردها بتوان فراوان پیداکرد. اگر اجازه دهی زحمت جستجو در بایگانیها را به خودت وامیگذارم. ۲-من کیانوری را در زمرهیِ سرکردگان استبداد نگذاشتهام. گفتهام به گمان من در دادگاه مردم محکوم خواهد شد. کیانوری جزو سرکردگان استبداد نبود، جزو نوکران استبداد بود، استبداد رفیق کبیر استالین. ۳- من نوشتهام بد مطلق وجود ندارد. از تو میپذیرم که کیانوری چنین برخورد درستی با فروهر داشته است. متاسفانه کفهیِ برخوردهایِ مثبت کیانوری بسیار ضعیف است. ۴- گویا من موفق نشدم خوب منظورم را بیان کنم. چون این مشکل برای شبح و دوستان دیگری هم پیش آمده. من خیلی ساده میخواستم بگویم، اگر انتقادی به فروهر داری یا در بزرگداشتاش نگو در فرصت دیگری طرح کن، و یا صریح، آن را در کنار خوبیهای او بگو، با این باور که ما دیگر به قهرمان، باور نداریم. طرح سربسته نتیجهیِ خوبی نمیدهد، به ویژه در جملهیِ شبح که همچنان فکر میکنم ناخواسته از طرف او، مدح شبیه به ذم شده است. من با حفظ انتقادهایم به داریوش فروهر برای او و بهویژه پروانه اسکندری احترام قائلم. و در پایان. دوست خوبم، البته ژست مثل حق میماند و گرفتنی است، نه دادنی. اگر حرفهایِ من بوی ژستگرفتن داده است، از تو و از همهیِ دوستان عزیز دیگر پوزش میخواهم. صمیمانه میگویم، از اولین نظرت با علاقه شرکت تو را در گفتگوها دنبال کردهام و از آنها چیزی یادگرفتهام.
شبح جان سلام...
ما؟
دوستان عزيز!
رهگذر ثانی محترم!
فرض کنیم که فردا دیوانه ای برود پیش یکی از مراجع و حکم ارتداد برای مسعود بهنود و شیرین عبادی بگیرد بعدش هم کلت را بردارد و آن دو عزیز را ترور کند. حال ما باید فراموش کنیم که سرکار خانم عبادی بزرگترین فرصت تاریخی این سرزمین را برای افشای ستمی که بر این مردم میرود از دست داده است و نهایت رادیکالیسمش کشف حجاب در بنیادنوبل بوده است .انگار که زن ایرانی فقط یک مشکل دارد آنهم این حجاب اجباری است ! من نمیگویم خانم عبادی از نگاه من نوعی به موضوع نگاه کند من می گویم ایشان از منظر همفکران خودشان نگاه می کردند که نکردند. یا باید فراموش کنیم که بهنود در سرتاسر دوران رفسنجانی که انگار خاک مرگ بروی این سرزمین پاشیده اند ستایشگر سیاست هاو خصوصآ سیاست خارجی رفسنجانی بود؟ این حرفها نگاه سیاه و سفید نیست این حرفها بیانگر آنست که بعضی از مدعیان سیاسی این مرزو بوم پختگی و شاید جسارت لازم برای راهبری جنبش آزادیخواه مردم را ندارند .
سلام
بزرگداشت یاد فروهرها ، در مقابله با سیاست ایجاد هراس رژیم تحقق می یابد. مقابله با شلاق ، سنگسار و اعدام.
بزرگداشت یاد فروهرها ، مقابله با سیاست ایجاد هراس رژیم تحقق می یابد. مقابله با شلاق ، سنگسار و اعدام.
خرس مهربان! کاش بسیاری از ما «آدمها» مهربانبودن را از تو یاد بگیریم!
با سلامی دیگر . دوستداران عزیز فروهر ،بگذارید او سمبل ازادیخواهی ملت باشد نه سمبل یک نژادپرستی و عرب ستیزی . با نفرت پخش کردن و عرب ستیزی و افغان ستیزی و ترک ستیزی مشکلی حل نمیشود . با احترام به حقوق دیگران ، شایستگی خود را برای برخورداری از حقوق مسلم انسانی و حقوق بشر اثبات کنيم .
با درود
ضمنا در مورد بحث هوشنگ عزیز راجع به مناظره های تلویزیونی اول انقلاب با حضور بهشتی ، کیانوری ، فرخ نگهدار ، فتا پور ، بابک زهرایی و ... جدای انتساب برخیشان به سازش و اپورتونیسم باید بگویم ضمن آنکه در همان زمان متوجه سفسطه ی برگزاری آن مناظره ها میشدم که از سوی برگزار کنندگان ( آقای بهشتی و دوستان حکومتی ) اجرا میشد نمتوانستم به نفس شرکتشان اعتراض نمایم چرا که خود به دموکراسی و گزینش آزادانه شیوه های مبارزیاتی معتقدم.( حال میخواهد این شیوه شیوه ی ماکیاولی از سوی کیانوری و یا نگهدار باشد که برای رسیده به هدفی مقدس از وسیله ی تریبون رژیم انحصارگرا بهره جستند ویا نه طبق تحلیل های اعتقادی و بر اساس منطقی ایدئولوژیک همسویی با رژیم را بعنوان یک راه اصیل پذیرفته بودند)
شبح و رهگذر و هایژیا و ...دوستان عزیز!
با سلام خدمت شبح عزيز و نوشته زيبايشان و با ادای احترام به تمام جان باختگان راه ازادی دموکراسی عدالت و حقوق بشر در ميهن بلازده خود چند مورد که به نظرم می رسد ۱- به دوستان جوانتر خود بگوئيم که قهرمانان ما هم با تمام احترامی که به انان قائليم قابل نقد هستن . من سال های دهه سی نبودم که داريوش فروهر از کسانی بود که تظاهرات مخالفين حمله می کرد ولی حداقل اوايلم انقلاب يادم هست که ايشان گروه فشار لباس سیاه ها را داشت که سردسته شان حاج لطفی بود و قطب زاده زهرا خانم و دارو دسته شان را داشت . هر چند صداقت و وفاداری داريوش فروهر به نهضت ملی و شخص مصدق و ملت ايران ستودنی و مثال زدنی است من خود دو بار در سال های ۶۷ و ۶۸ يا ۶۹ در ۱۴ اسفند رفتم احمد اباد و به فروهر هم عرض ادبی کردم . نامش هماره زنده باد ۲- در مورد يادداشت هوشنگ عزيز هم بايد بگويم مناظره های نگهدار و فتاپور فاجعه نيافريد بلکه بحث انحرافی ارتجاع ليبرال و تضاد اصلی خلق و امپرياليسم فاجعه افريد . انان به جای مناظره و گفتگو با ساير نيروهای ترقی خواه ، صرفا به خاطر اينکه مثلا خرده بورژوازی مرگ بر امريکا می گويد و ليبرال ها جاده صاف کن امپرياليسم هستند ، مصباح يزدی و بهشتی را به متين دفتری بازرگان قاسملو پاک نژاد شريعتمداری سحابی لاهيجی مقدم مراغه ای و ( اسم ها را فقط برای نشان دادن تنوع ان زمان اوردم) .....ترجيح دادند و شد انچه نمی بايست بشود . باز از اين تريبونی که شبح عزيز ايجاد کردند متشکرم
در مقابل این همه نظر کارشناس من چی می تونم بگم....فقط به نظرم نرم نرمک می رسد اینک بهار........
دوست گرامی رهگذر عزیز ولی فراموش نکنیم که این نگاه پست مدرن جدید به مبارزه و سیاست حاصل تلاش تمام آنهایی است که با همان نگاه دو- ارزشی سیاه و سفید مبارزه کردند و جان باختند و امروز ما صداقت انقلابی آنان را در ابتدای قرن بیست و یکم به چالش کشیده ایم . دوست من داستان فروهر داستان مردی است که آرزوی بهروزی کشورش را داشت ولی اولین کتابی که خواند کتاب" نبرد من" آدولف هیلتر بود .کتاب را اشتباهی انتخاب کرد – ملالی نیست اگر من دوستش بودم
آه ای حقوق بشر ، به خاطر تو چه خونها که نريخته اند!
همیشه یک سری باید جاده صاف کن باشند !
شبح جان! با آشنایی که با نظرات من داری، روشن است که من با نگاه داریوش فروهر به انسان و جهان و شکل ایدهآل جامعهیِ بشرییِ او، نزدیکییِ چندانی ندارم . همچنین نسبت به رفتار سیاسییِ او در طول بیش از پنجاه سال زندگییِ سیاسیاش، بهویژه در مقاطعی از آن، نگاه انتقادییِ تندی دارم. تنها نکته این است که نباید مسائل را با هم قاتی کنیم. روی سخنم با ارنستویِ عزیز نیز هست. به گمان من ما دورهی سیاه و سفید بودن را پشت سر گذاشتهایم. نه خوب مطلق داریم و نه بد مطلق. اگر مصدق، شاه، کیانوری، داریوش فروهر و حتا خمینی یا رفسنجانی را قضاوت میکنیم و به آنها صفتهای خوب یا بد، در خدمت مردم و یا برضد مردم، در جهت منافع ملی و یا در خدمت بیگانگان میدهیم، به این معنا نیست که یکطرف خوب مطلق داریم و یکطرف بد مطلق. قضاوت ما در بارهیِ مجموع رفتار سیاسی و یا اجتماعی آنهاست. من فکر میکنم مجموع زندگییِ سیاسی-اجتماعییِ داریوش فروهر و به ویژه پروانهیِ اسکندری آنها را در پیشگاه مردم ایران روسیاه نمیکند. برعکس مجموع رفتار کسانی چون شاه، خمینی، رفسنجانی و یا کیانوری، آنها را در دادگاه مردم محکوم میکند، گرچه ممکن است هریک گامهای نیکی در زندگییِ خود برداشته باشند. مرگ فجیع فروهرها، اشتباهات گذشتهیِ آنها را نمیپوشاند اما نقطهی پایانی است بر یاوههایِ برخی که تا همین دیروز آنها را عوامل جمهوری اسلامی مینامیدند، وقتی آنها، شجاعانه با رادیوهای خارجی مصاحبه میکردند، از جمهوری اسلامی انتقاد میکردند و گذار به یک حکومت لاییک را طرح میکردند. یادمان نرفته است هنوز، همانها که امروز شیرین عبادی را مزدور رژیم میدانند، دیروز فروهرها را مزدور رژیم میداستند. «چرا اصرار داری چيزی را که من سربسته گفتم باز کنی». شبح جان، درست همینجاست که با تو موافق نیستم. یا فکر میکنی در سالگرد کشتار آنها نباید انتقاد را مطرح کرد و باید تنها به بزرگداشت آنها اکتفا کرد، پس سربسته و باز ندارد. سربستهیِ آن چون ابهام دارد بدترست. این جملهیِ خودت را دوباره بخوان «برخی درست برعکس با تمام اعوجاجها و خطاهایی که در زندهگی مرتکب شدهاند با مرگی شايسته و شرافتمند نقشی خوش از خويش در تاريخ برجای میگذارند». به این میگویند مدح شبیه به ذَم، حتا اگر تو چنین مقصودی نداشته باشی.
راستی متوجه شدی که آدرس من عوض شده... فکر کنم از بس قالب رو شبیه قبلی زدم متوجه نشدی...! ولی خلاصه این آدرس لینک من اینجا دیگه درست نیست یعنی دیگه تو پرشین نمی نویسم... تا بعد.
رهگذرثانی عزيز!
رويداد هفته و دعوت از وبلاگستان فارسي هفته نامه اي تين ايجر و ميني ماليستي در راه است در رويداد هفته بنا را بر اين گذاشته ايم تا به تدريج با اعضاء بلاگستان فارسي پيوند هايي را برقرار کنيم و از پيشنهادات و آراء و مطالب آنها در نشريه بهره جوييم. تصورمان اين است که مي توان از وبلاگشهر تحريريه اي حرفه اي را برگزيد که در کنار تحريريه اصلي رويداد فعاليت کند و اين سبک جديدي است که تجربه کردن آن منوط به همکاري و همياري اعضاء فرهيخته وبلاگستان فارسي است.
شبح جان فروهرها و تمامی آنان که تنها به صرف آوای مخالفی در گلو داشتن کشته شدند، همهگی بیشک قابل ستایشاند. ولی با یک گل و صدگل بهار نخواهد آمد. باید به جای مشتی بر در بسته کوبیدن، صدها هزار مشت شد و آن چنان بر درهای بستهی ستم و سیاهی و تباهی کوبید تا درهم شکنند. با بزرگداشت بزرگان کاری از پیش نخواهد رفت. باید همه بزرگ شوند و ببالند و ابرهای تیره را برانند.
بياييم واقع بين باشيم و مانند جوانهاي احساساتي رفتار نکنيم! نمي خواهم از عمق فاجعه بکاهم ولي روشنفکر بايد نهايت صداقت باشد تا مورد تائيد جامعه خود قرار بگيرد . ياد تمام مظلوماني که مي خواستند دنيايي بهتري بسازند ولي کشته شدند گرامي و راهش پر رهرو.
فكر مي كنم تاثير احساسي كشته شدن «فجيع» فروهر ها و بخصوص كشته شدن زن و شوهر با هم و آنطور بر مردم اهميت اش بيشتر از صرف كشته شدن و از دست دادن آن ها براي مردم بود. در اينكه در شرايط بخصوصي مبارزان آزادي هم مثل انسان هاي ديگري احتياج به سرمشق دارند شكي نيست ولي ايده آل فكر كنم اين باشد كه اين مبارزان تنها با محرك دانش و آگاهي پاي به مبارزه بگذارند و نه احساسات . ولي... به هر حال نبايد با قهرمان پروري سعي در جلب توده هاي ميليوني به ميدان كرد، چرا كه به تجربه ثابت شده است كه اين راه آسان تر در طول زمان خود محتواي مبارزه نيز را استحال مي دهد و به هدف مطلوب، يعني آزادي راه نمي برد. فكر مي كنم كه برجسته ترين چهره اين فجايع كه بيشتر در مردم بازتاب يافت، در مورد قتل فروهر ها «فجيع و حيواني بودن» آن و فداكاري و ثباتت قدم اين دو در راهشان و عشق اشان به هم و به ملت اشان (آنها با علم به احتمال خطر ماندند و حتي راضي به خروج موقت از ايران نشدند.) و در مورد مختاري و پوينده پاكي و معصوميت سياسي آنها به عنوان نويسنده و انسان فرهنگي بود. البته من اينجا منظورم فقط بر اكثريت عام است والا فكر مي كنم فعالان سياسي و يا فرهنگي نظرات و عكس العمل هاي مشخص تر خويش را دارا هستند.... البته كه براي گريستن بر كسي نبايد او را قهرمان دانست و ما با گريستن بر فروهر ها در حقيقت بر خويش و بر احوال خويش و جامعه مان مي گرييم.
شبح عزيزم سلام
شبح عزیزم! میدانی که چقدر دوستت دارم و نیازی نمیبینم یادآوری کنم اگر در اینجا مینویسم برای زندگی و دوستداشتن است. برای تو و دوستان عزیز دیگر است که زندگی را دوست میدارید، که زندگی را برای دوستداشتن، دوست میدارید. صورت مسئله را دوباره با هم ببینیم. میخواهم بگویم زیباتر است ما از زندگییِ کسانی که برای زندگی جان باختهاند بگوییم و اینگونه، بیزاری و نفرتمان را از مرگپرستان نشان دهیم و آرزویمان را برای زندگییی آزاد و در عدالت، پس از پایان دادن به زندگییِ نظامی که تنها حاصلش مرگ و سیاهی است، بیان کنیم.
هايژياي عزيز!
شبح جان...
حالا شما دعا کن آخوندا برن ديگه اينجا فردوس ميشه!(البته چشمم آب نميخوره)
باز سلام...
شبح جان سلام...
سلام شبح . يادشان گرامی .آرزويم اين است که مرگ من هم زيبا باشد. آسمانت پر ستاره .
شبح جان يعنی هيچ اميدی به ديدن شما نيست؟
رهگذرثانی عزيز!
آنان به آفتاب شیفته بودند
....به قاتلانم: « شما شايد جسم مرا پاره پاره کرديد...شايد مرا فرستاديد گوشه قبرستان...شايد جلوی نفس کشيدن مرا گرفتيد...اما هرگز جلوی فرياد مرا نمی توانید بگيريد...گوش کنيد...اين صدای من است...صدای فرياد من است که حالا از گلوی هزاران جوان بيرون می آيد...همين صدا است که روزی خانه پوشالی ات را ويران می کند...اين فرياد تو را خواهد کشت...
رهگذر عزیز!
شبح عزیز! از جلسهی بزرگداشت قربانیان قتلهایِ سیاسی میآیم. بزرگداشت پروانهی اسکندری، داریوش فروهر، محمد مختاری، محمد جعفر پوینده، مجید شریف، پیروز دوانی و ... با پاراگراف اول مطلبت خیلی مسئله دارم. نه با قسمت اولش موافقم و نه با قسمت دومش. تصادفی نیست اگر دژخیمان جمهوری اسلامی به سراغ پروانهی اسکندری، داریوش فروهر، محمد مختاری، محمد جعفر پوینده، مجید شریف، پیروز دوانی و ... میروند. فکر نمیکنم نام آنها به قید قرعه بیرون آمده باشد و دژخیمان به خاطر عطوفت اسلامیشان، مرگی «شرافتمندانه» را تقدیم آنها کرده باشند!
زنده باشی شبح .. زنده باد زندگی .. زنده ايم ما .. چند ساعت پيش تصویر رهبر حزب مخالف شواردنادزه رو ديدم که با مردم از نیروهای امنیتی عبور کرد، وسط نطق دیکتاتور با شاخه ای گل وارد مجلس شد و فریاد زد: برو بیرون! خودتون حتما الان همه ش رو دیدید! ولی به هوا رفتن کاغذهای نطق شواردنادزه و خروج ذلت بارش از خانه مردم واقعا هیجان زده م کرده. میشه بیرونشون کرد بی خونریزی! پلیس ما هم به اندازه پلیس گرجستان انسانه...:)))))
forouharha zendegeshan ham nemad mobarze,esteghamat sabr va paiedari o reshadat bod
ممنونم که اون کامنت پاک شد به نظر من اون یک روانیه
سلام شبح عزيز و مرد افتاده بود
ارزوی زندگيت برای همه ارزوی همه ماست.شاد باشی.
سلام شبح عزیز نه بخاطر آفتاب نه بخاطر حماسه
اين قتلها برای خاتمی هم شد يک امتيازی که تا همين الان تمام بی عملی خود را به خاطر اعلام اينکه اين قتلها را وزارت اطلاعات انجام داده توجيه می کند که بله ما این بوديم که چشم فتنه را درآورديم...خب ديگر چه کردی؟ ... هيچ.و دیگر هیچ...بغیر از زهرخند پاسخی ندارد .شاد باشی..../
سلام
واقعا حيف اينجور آدمهای بزرگ!
مرگي که زندگيست..آنم آرزوست
من هم با تو هم ارزو میشم و امید دارم که که این مرگها تو حافظه تاریخ گم نشه.
آیپی:
... باشد که از اين پس زندهگی را ارج بنهيم و هيچ مرگی برایمان شکوه و افتخار به بار نياورد.
شبح عزيز! شايد از نطر تيزبين شما دور نمانده باشد، آقای علوی تبار مصاحبه ای کرده است در باره روشنفکر ديني. در آن از اراني و طبری و نگهدار هم نام برده است.
روح همه ی انسان های واقعی و راستین شاد و یادشون گرامی باد.
آفرین به روح و مضمون اين نوشته شما.
مرگی که زنده گی است. از اين به تر نمي توان گفت.
به اميد آن روز ..
اگر در دورانی که آزادی خواهان ايرانی بپا خواسته بودن اينترنت وجود داشت شايد الان سراسر سايتهای اينترنت رو بايد هر روزش رو بمناسبت يکی از اين شخصيتها اعلام خبر ميکرديم يا ياد بودی ازشون بيان ميکرديم . دلم برای مردم ۲۰ سال پيش که سهله . برای مردم ۱۰۰ سال و ۱۴۰۰ سال قبل هم ميسوزه که اينترنت نداشتن .
زنده باد صدای عدل و آزادی |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1263
تعداد نظرات: 26649 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 1, 2006 06:29 pm
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||