دوشنبه، 26 آبانماه 1382 | November 17, 2003

ماجرای دلی که توسط سوسکی اهلی شد.

وقتی صدای فرياد همسرم را شنيدم وحشت نکردم فقط پرسيدم کجاست؟ در حالی که به سمت اتاق خواب می‌دويد روی ديوار سوسک پروازی چاق و چله‌یی را نشان داد. چند لحظه بعد، از پشت در نيمه باز اتاق خواب فرمان قتل سوسک را صادر کرد! من طبق عادت هميشه‌گی کفشی از دم در برداشتم و به قصد کشتن سوسک به طرف‌اش رفتم. "با کفش نه؛ ديوار کثيف می‌شه!" اين را همسرم از پشت در نيمه‌باز اتاق خواب گفت. دستمال کاغذی برداشتم و با جهشی ناگهانی سوسک را گرفتم. شوخی کنان آن را به طرف اتاق خواب بردم و چند فرياد ديگر از همسرم گرفتم! در اين حيص و بيص سوسک پروازی چاق و چله يواش يواش خودش را بالا کشيد و با شاخک‌های‌اش دست‌ام را نوازش داد... همسرم گفت: "تا در نرفته برو با کفش بزن روش و له‌ش کن!" اما من ديگر نمی‌توانستم "او" را بکشم! حتا نوعی احساس صميميت بين‌مان به وجود آمده بود. اگر دست خودم بود در خانه رهای‌اش می‌کردم و شايد اتاقکی برای‌اش درست می‌کرد... اما خب نمی‌شد... رفتم توی بالکن و آزادش کردم تا پرواز کنه و بره...
حالا که دارم اين‌ها را می‌نويسم دل ام براش تنگ شده... نمی‌دونم با آن شاخک‌‌های ظريف که بر روی دست مشت شده‌ام کشيد چه در جان‌ام سرازير کرد که اين‌گونه دل‌بسته‌اش شدم.

November 17, 2003 12:57 PM

12:18 @ Wed, 7 Jan 04

شبح جان هيچ وقت اجازه نده كسي اهليت كنه!
عواقب داره!


دهری 23:13 @ Sun, 23 Nov 03

دل ديوانه به زنجير نمي‌آيد باز
حلقه‌اي از خم آن شاخک طرار بيار


سینا هدا 18:13 @ Sun, 23 Nov 03

نوشی جان!
کم لطفی نکن دیگه!
شایدم بهتر باشه بگم شکسته نفسی میکنی...
با اونهمه دوستدارنت که هر روز مهمونت میشن بازهم دنبال یه دلتنگ دیگه میگردی؟!
وبلاگت با اون جوجه های نازت دل همه رو برده ، دیگه دلی نمونده که برای وبلاگت نتپیده باشه ...اگه یه دقیقه دیر کنی کامنتت به سر به آسمون میذاره..این نشون میده که چقدر هواخواه داری.حتما شوخی میکنی...البته سوسک شدن هم عالمی داره...نمیخوام جلوت رو بیگیرم.


نوشی 17:58 @ Sun, 23 Nov 03

سوسک هم نشدیم شبح دلش برامون تنگ بشه!!


parnian 11:56 @ Sat, 22 Nov 03

shabah nazanin
merci babate tabrik va in harfa
bebakhshid ke onghadr saram shologeh natoonestam ta hala barat chizi benevisam vali hamishe behet sar mizanam


ستاد خبری پیگیری وضعیت ا 7:37 @ Sat, 22 Nov 03

همراهان گرامی!
کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی برای سازماندهی بهتر به فعالیت خود اقدام به برگزاری جلساتی در اینترنت از طریق کنفرانس یاهو مسنجر می نماید.
دومین جلسه ما فردا شب به وقت تهران است، از شما نیز دعوت می کنیم به فراخوان ما پاسخ دهید و در این جلسه شرکت کنید تا فعالیتها و برنامه های خود را به نحو بهتری پیش ببریم.
قرار ما: شنبه اول آذر ماه (بیست و دوم نوامبر)
از ساعت ده شب به وقت تهران( نوزده وسی به وقت اروپای مرکزی)
بر روی یاهو مسنجر:freeirancom@yahoo.com
لطفا برای شرکت در این جلسه ضمن اشاره به زمینه فعالیت خود ای دی یاهوی خود را از قبل در اختیار ما قرار دهید.
ضمنا وبلاگ پرشین بلاگ به دلیل حجم بالای مطالب قبلی امکان به روز شدن ندارد، لطفا به وبلاگهای آلترناتیو ما از جمله: http://news.blogsky.com/?PostId=
برای آگاهی از آخرین اخبار و پیام هامراجعه فرمایید.
با سپاس و به امید حضور فعال شما در این کنفرانس اینترنتی
کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی
http://news.blogsky.com/?PostId=


hobor 4:13 @ Sat, 22 Nov 03

قديما يه فيلم بود ٬ اسمش اين بود: مردی که سوسک شد...


sooski 3:43 @ Sat, 22 Nov 03

عمو شبح؟ بازی!؟ بازی!؟ با شاخک سوسک هم بازی!؟ همین ديگه! اول پرتمون کن... بعد هم بشين و های های زاری و دلتنگی کن... اين عمو سينا رو هم نگران کن که سوسکی پرت شد و پودر شد...!
بابا من زنده ام به مولا!‌!!

ارادتمند شما از جهان آخرت،
--سوسکی


ghajar 1:13 @ Sat, 22 Nov 03

مطلبي درباره بزرگداشت وشناخت فروهر نوشتم


سینا هدا 22:40 @ Fri, 21 Nov 03


هیهات من الذله! دیدی چه شد؟
شبح جان! شرمنده !!! در کامنت زیری بعلت دستپاچگی از مستجاب الدعوگی اهالی عاشق سوسک نشان ، قصوری کردم و اشتباهی رخ داد؛ به جان شریف هرچه مرد است یکوقت خیال نکنی خواستم با یک تیر دو نشان بزنم!
آدرس سوسکی پرواز کرده ی مفقوده را اشتباهی آدرس خودم تایپ کردم شرمنده یکدفعه اشتباهی به سراغ من نیایید و آنجا نروید: بلکه اینجا بروید تا سوسکی را که پرواز کرده بود صحیح و سالم ملاقات کنید:
http://sooski.persianblog.com


سینا هدا 22:32 @ Fri, 21 Nov 03

مستجاب الدعوه:
و باز هم یک خبر غیرمرتبط اما مرتبط:
سوسکی از محاق درآمد:
باور نمیکنید ؟
امتحانش یک کلیک خرج دارد:
http://sina-hoda.blogspot.com


زهرخند 22:19 @ Fri, 21 Nov 03

من نمی دونم چرا صبح ای دی من بسته بود.


سینا هدا 20:57 @ Fri, 21 Nov 03


یک خبر بی ربط مرتبط با موضوع!!!

شبح جان در غیبت کبرای تو
سوسکی که پس از مدتها بی سروصدا به ویلاگش برگشته بود بعد از دوسه روز نوشتن بی سروصدا وبلاگشو حذف کرد و رفت.
بروبچه های عشق سوسک آیا کسی از شما عاشقا از سوسکی مهربون خبر نداره؟
یه روزی نه زیاد دور ودیر آدرسش اینجا بود:
http://sooski.persianblog.com


sonboleroomi 16:43 @ Fri, 21 Nov 03

یادم میاد چند سال پیش یکی از اون روزایی که خیلی عاشق بودم چشمم توی تاقچه اتاق به یه دونه کرم چاق و چله سرگردون افتاد . اگه موقع دیگه ای بود بی هیچ معطلی با دستمال کاغذی چیزی می گرفتمش و با کمی نفرت از پنجره پرتش می کردم بیرون. اما اونروز یه دفعه کاملا غیر مترقبه با عشق و عاطفه تمام با دستای خودم !!!؟ گرفتمش وگذاشتمش روی همون به خوش بوی یک و یه دونه فرد اعلای اصفهان که از توش در اومده بود یه نوش جان جانانه هم نثارش کردم و ارزوی خیر هم همراهش که رشد کنه و بباله و اونی بشه که باید بشه!


sonbole roomi 16:03 @ Fri, 21 Nov 03

شبح هم اخه اینقدر عاشق پیشه ؟!؟!؟!


hossein borzooki 4:48 @ Fri, 21 Nov 03

سلام...واقعا سوسکها هم انسانهای عجيبی هستند...


z8un 4:32 @ Fri, 21 Nov 03

توی کوههای اينجا يه سوسکهای سياهی داره اينقدر خوشگل..اینقدر تمیز ..رنگ متاليک مشکی..شاخکها عين آنتن تلويزيون..شکم عين ديش ماهواره:) آخرين مدل..آخرين سيستم..من که عاشقشونم..گاهی تو جعبه کفش که توش خاک و گياه می ذارم دو تاشونو نگه می دارم هفته بعد می رم تو کوه ولش می کنم..تعارف نکن اگه می خوای برات بفرستم يکيشو؟:)


roya 18:19 @ Thu, 20 Nov 03

سلام.

آقا دیر سفر شدی. دلمون تنگ شد .


Beterekoon 17:23 @ Thu, 20 Nov 03

بابا مهربان !
با سوسک هم love مي ترکونی !‌

بترکون حالش را ببر !


ستاد خبری پیگیری وضعیت ا 13:26 @ Thu, 20 Nov 03

اطلاعیه خبری شماره پنج

ستاد خبری کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی

به ندای استمداد خانواده احمد باطبی

پاسخ گوئیم!

دانشجویان و هم میهنان آزاده!

بیش از ده روز از ربودن احمد باطبی این فرزند برومند مردم ایران می گذرد، خبر های رسیده حاکی از شکنجه و فشار بسیاری بر وی ، همراه با تهدیدات خصمانه علیه خانواده باطبی برای پذیرش اتهامات واهی جدید دارد.

پدر احمد باطبی با اعلام آنکه به تقاضای وی مبنی بر ملاقات با رئیس مجلس و رئیس جمهور پاسخ منفی داده شده است ، گفته است که از مقامات و دستگاهای حکومتی قطع امید کرده است و اینک مردم ایران و همه آزادیخواهان جهان را برای دادخواهی خطاب قرار داده است.

دانشجویان و مردم مبارز!

به ندای استمداد خانواده احمد باطبی پاسخ گوئیم ، تصاویر احمد باطبی را آذین بخش کوچه و خیابان شهر هایمان کنیم و در هر مراسم و اعتراضی تصاویر این سمبل آزادیخواهی را بر افرازیم و یک صدا در هر جا فریاد بزنیم : "احمد باطبی را آزاد کنید! "

کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی در راستای منسجم کردن اعتراضات مردمی به این بیدادگریهای بی شرمانه اقداماتی را آغاز کرده است که به زودی اعلام خواهد کرد.

پیمان ببندیم که احمد باطبی فرزند ملت ایران را از چنگال شکنجه گران شب پرست نجات دهیم.

ستاد خبری

کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی

بیست و هشتم آبان ماه ۸۲ ، ساعت : ۷


zh 11:55 @ Thu, 20 Nov 03

motasefaneh mojadan shakhsi inja ra mahal tasveh hesabhay shakhsiash ba shakhseh digiri ghara dadeh ast khahesh mikonam in majera ra payan bedahid!


مازیار 20:41 @ Wed, 19 Nov 03

لینکی که از "بامداد" آوردی باحال بود.


شبح 17:36 @ Wed, 19 Nov 03

من در سفر هستم و متاسفانه دست‌رسي‌ام به اينترنت بسيار محدود و کند است! خيلی دوست داشتم در مورد کامنت‌هاي بسيار خواندي و مفرح دوستان جملاتی را بنويسم اما متاسفانه اينجا نه فرصت دارم نه اينترنت!
فقط حيف‌ام اما چيزی در مورد کامنت مشاطان عزيز(۵۲) ننويسم!
مشاطان عزيز!
براي خوش‌آمد از کسي مهم نيست او چه منطقی دارد و يا چگونه فکر می‌کند مهم اين است که چيزی در دل آدم گواهی دهد که آن شخص علي‌رغم منطق معوج‌اش؛ علي‌رغم کجي فکر يا کم‌سوادي‌اش صادق است...
و اين را فقط می‌توان از طريق شاخک‌هاي حساسي که به دل آدم‌ها بي‌واسطه وصل است دريافت.
من هم از تو خوش‌ام مي‌آيد و خوش حال هستم که کم کم در دل دوستی جا باز می‌کنم.


A.S 16:48 @ Wed, 19 Nov 03

شبح جان سلام....
همیشه به وبلاگت سر میزنم و از مطالب زیبای شما و کمنتهای دوستان عزیز لذت میبرم ولی ایندفعه وقتی دیدم برای یک سوسک اینهمه کمنت نوشته شده فکر کردم لابد مطلب مهمی است که اینهمه را جذب خود کرده است.پس خودم را جمع وجور کردم و قبل از اینکه متهم به خنگی شوم تصمیم گرفتم منم چیزی بنویسم
ولی خدایا چه بنویسم؟؟؟ من که مستبدانه و بدون اندکی حس سوسک دوستانه همیشه در کمین سوسکهای مزاحم می باشم تا آنها را نابود کنم وبه خیال خود بهداشت محیط را رعایت کنم چه میتوانم بنویسم؟راستش از نوازش آن سوسک خجالت کشیدم .لابد زبان بسته خواسته بگه که او هم موجودی زنده است وحق حیات دارد . شاید هم خواسته باشد بگوید که زودتر منو نابود کنید چون از این ناتوانی ازلی و ابدی خودم و از ظلم آفریننده و آفریده های مسخره اش(یعنی انسانها) دیگر خسته شدم.و شاید خواسته باشد برای انتقام از خشونت اعمال شده تعدادی میکروب را به پوست شما انتقال دهد تا به زعم خودش شما را بیمار کرده و بدینصوت با استبداد مبارزه کرده باشد و شاید.....
نه ظاهرا اشتباه کردم و میشود یک کتاب در مورد این نوازش اسرار آمیز نوشت.ولی چه سود که سوسک ها زبان ما را نمی فهمند تا ببیند که چگونه عده ای انسان آزادیخواه جمع شده و مسحور آن نوازش تاریخی و تعمیم آن به زندگی اسارت بار خود می باشند.....
در ضمن همینجا به همه دوستان اعلام میدارم که از دیروز وبلاگم را راه اندازی کردم و به جمع شما عزیزان وبلاگ نویس اضافه شدم.آنهایی که میدانند به آنهایی که نمی دانند اطلاع دهند.ممنونم


Mahshid 14:29 @ Wed, 19 Nov 03

شبح جان.تو هم انگاری با شاخک هات يه سری را داری اهلی می کنی ها..يه نيگا به ۵۲ بنداز. حالا اصلا از آقای ... هم صحبت نکنيم .


jekond 14:24 @ Wed, 19 Nov 03

شبح جان برای آقا موشه هم یکهو همینطور شد که دلش رو به خاله سوسکه باخت!

با احترامات فائقه


اميرحسين 12:54 @ Wed, 19 Nov 03

در ضمن اهل نگارش فارسی می گويند که بهتر است از کلمه توسط استفاده نشود. می شود به جای آن از کلمه ْبه وسيلهْ استفاده کرد.
باشد که مشکلات جهان اينگونه حل شود!


11:10 @ Wed, 19 Nov 03

AUTHOR:
EMAIL:
IP: 217.219.241.13
URL:
DATE: 11/19/2003 11:10:12 AM


محمد 10:23 @ Wed, 19 Nov 03

نوشته بودم كه طرف خیلی از پستانداران هم که روی خوشی به حشرات نشون نمی دن!... خب ظاهرا با اين همه كامنت كه قطعا از طرف پستانداران بوده ..بايد در تخمين ميزان اين نفرت تجديد نظر كنم...


آوات 9:55 @ Wed, 19 Nov 03

اهلی شدن اونم ، سوسک، نوبرشه والله :)


مشاطان 2:21 @ Wed, 19 Nov 03

بسیار زیبا بود ! راستش کم کم ازت خوشم میاد ولی هنوز منطقت رو نمی تونم قبول کنم ، اونم شاید کم کم حل بشه .


مهشيد 1:06 @ Wed, 19 Nov 03

یه دوستی داشتم..چند سالی از من بزرگتر بود. مثل همه دخترها هم سوسک که می دید جیغ می کشید. وقتی از زندان برگشته بود رفتم دیدنش..نشسته بودیم تو ایوان خانه شان داشتیم گپ می زدیم. یهو دیدم یه سوسکی را که از کنار زیراندازمان داشت رد می شد با دستش گرفت . همینطور که داشت حرف می زد باهاش بازی می کرد.گفتم هیچ معلوم است چی کار داری می کنی؟ گفت: یک سال انفرادی..تنها اینها بودند که به من ثابت می کردند زنده ام. اینها تنها موجودات زنده ای بودند که حضورشان را بی دریغ به من ابراز می کردند.


nasrin 0:38 @ Wed, 19 Nov 03

AUTHOR: nasrin
EMAIL:
IP: 80.135.116.84
URL:
DATE: 11/19/2003 12:38:50 AM


اميرحسين 0:20 @ Wed, 19 Nov 03

ما همه را به زبان خود تفسير می کنيم و بر آن اساس قضاوت می کنيم. چه کسی به راستی ميداند که در دنيای سوسکها نوازش شاخک چه معنی دارد؟
ما نوازش سوسکی را هم مانند نوازش آدمی تلقی می کنيم و آن را نشانه عطوفت می گيريم و در برابر احساس علاقه می کنيم. اما وقتی حتی ميان آدمهای مختلف رفتار معینی معانی مختلف داشته باشد بعید است رفتار سوسکی معنایی شبیه معنای همان رفتار در ادمی داشته باشد.
اما به هر حال ما که بخيل نيستيم. گمانم ازين دنيای بزرگ سوسکی به شبحی برسد!


شهره 23:57 @ Tue, 18 Nov 03

سلام واي واي نگو كه حالم بد شد. هيچي ديگه تو خونه پيدا نكردي دلبندش بشي...كه دلت براي شاخكهاي اين سوسكه تنگ شده...واي موهاي تنم سيخ شد. من از اين سوسكهاي هليكوپتري خيلي ميترسم. شاد باشي.


kimia 19:50 @ Tue, 18 Nov 03

شلام شبح عزيز
خواستم اين خبر رو بدم شايد بد نباشه من عيتن خبر رو کپی می کنم:
جشن رونمايي كتاب “مرغ سحر“ خاطرات پروانه بهار در تهران برگزار مي‌شود.
به گزارش بخش ادب ايسنا (خبرگزاري دانشجويان ايران)، در اين مراسم كه طبق اعلام، روز شنبه يكم آذرماه با حضور نويسندگان و منتقدان و خانواده ملك‌الشعراي بهار ساعت 18 در يكي از انتشاراتي‌هاي تهران برگزار خواهد شد، كتاب يادشده با حضور نويسنده رونمايي و معرفي مي‌شود.
قمر آريان، توران شهرياري، علي دهباشي و محمد گلبن، از سخنرانان اين برنامه اعلام شده‌اند.
كتاب شامل خاطرات پروانه بهار، فرزند ملك‌الشعرا بهار، با مقدمه‌اي از مجيد تهرانيان و ويراستاري علي دهباشي است كه توسط نشر شهاب منتشر شده است.
لطفا هر کدام از دوستان از محل دقيق اين مراسم خر دارد لطفا به بقيه هم خبر بدند.
با سپاس


حقيقتمدار 18:57 @ Tue, 18 Nov 03

سلام...خيلی بوبنی بود نوشتت...ولی با اينهمه هنوزم از ديدن سوسک چندشم ميشه...شاد باشی


eqball nazargahi 17:17 @ Tue, 18 Nov 03

Az miyane hasharat man be Morchawo Parwanah delbastam, dosteshan daram, xaili


ارنستو چه گوارا 15:31 @ Tue, 18 Nov 03

-- سربازی به دوستش میگفت:تمام این پادگان از سوسک می ترسند.

دوستش گفت :چطور ؟!!

سرباز گفت :تمام پادگان از سرهنگ می ترسند-سرهنگ هم از زنش می ترسد-زنش هم از سوسک
می ترسد ............


kimia 14:50 @ Tue, 18 Nov 03

سلام شبح جان
چقدر هاله دلش پره.......:)) چه بحث لطيفی بعد از ايم همه گفتگو های جدي
هاله جان به خدا قشنگه عصبانی نشو تر رو خدا..


zedehal 14:39 @ Tue, 18 Nov 03

شخصی با آی‌پی
217.218.127.70
پيام‌های متعدد نامربوط در اينجا قرار داد که آی‌پی ايشان بسته شد!


بنفشه 10:44 @ Tue, 18 Nov 03

نمی دونم که چرا خانوم ها همش تظاهر می کنن که از سوسک می ترسند؟! موجود به اون کوچيکی که ترس نداره! البته خب.. دل بستن هم نداره!! آخه يه جورايی کثيفه..!! ولی من خيلی اوقات به حشرات دل بسته ام- به استثنای سوسک!!


10:42 @ Tue, 18 Nov 03

AUTHOR:
EMAIL:
IP: 80.191.36.8
URL:
DATE: 11/18/2003 10:42:11 AM


شكارچي 10:41 @ Tue, 18 Nov 03

سلام شبح عزيز
اينقدر سوسكها و موجودات قشنگي توي طبيعت هست كه اگه ببيني شيفته شون ميشي. فكر ميكني من چرا اينقدر ميرم بيابون. دلم واسه عشقم تنگ ميشه. واسه همه اون چيزايي كه عاشقشونم. همه شون اهلي هستن. خيلي از اين سوسك تو اهلي تر......و مرهبون تر .....


golku 9:00 @ Tue, 18 Nov 03

برای من همیشه جالبه که ما آدم ها بااین قد و قواره از جانوری که حداکثر به اندازه بند انگشت ماست چقدر می ترسیم. (من هم مستثنی نیستم!) همیشه فکر میکنم سوسکی که روی زمین دارد به انسانی چند صد برابرخودش نگاه میکند چه حالی دارد؟
همه اتفاقات در مغز ما ميافتد. جندش ها..نفرت ها..افکار بی دليل و سوسک بدبحتی بنا بر فرضيات ما کشته ميشود!اگر دقت کنيد بچه ها از سوسک نمی ترسند برای اينکه پيش فرض های ما ندارند. همه اتفاقات در مغز ما می افتد!


هاله 7:50 @ Tue, 18 Nov 03

سينا يک بار ديگه از لطافت سوسکها تعريف کنی کتک مياد ها ! بايد بيايی مدتی استراليا و سوسکای قدر خرما رو ببينی و عنکبوتايی که قد کف دست باز شده است اونوقت نظرت عوض ميشه. حالا بين اين همه موجود خدا اين شبح هم بيکار بود خاطر خواه سوسک شد! کجايی عيال شبح که گوششو بکشی ...


t-gooshegir 7:36 @ Tue, 18 Nov 03

حتمآ سوسک شما خيلی لطيف بوده... نمیدونین با دیدن این موجود تو خونة ما چه بلبشویی میشه؟؟!!... بعد از کلی جیغ و ویغ و سرو صدا.. بعد از امتحان کردن انواع سموم شیمیایی... بعد از پدیا کردن محل اختفا.. همة اهل خونه دم در حموم جمع میشن تا ببینن بالاخره ضربة دمپایی بابامان از فاصلة دومتری به هدف که چیزی جز سوسک زبان بستة گیج از آلات شیمیایی نیست میخوره یا بازم دردسر داریم!!!...
خدا نده به ما یه همچین بلايي...
خدا بده به شما سوسک به این پر لطف صفایی...


کيميا 7:04 @ Tue, 18 Nov 03

خانومها و اقایون از شبح عزیز فاصله بگیرید نکنه یکدفعه احساسی در ایشان جاری شود :))))))) شوخی کردم :)))))))))


katbalou 5:04 @ Tue, 18 Nov 03

سلام شبح عزیز
دقیقا همین سناریو توی خونه ی ماست وقتی سوسک پیدا شه. فقط نمی دونم گل آقای ما هم عاشق خاله سوسکه می شه یا نه؟
بهت خوش بگذره


سینا هدا 3:08 @ Tue, 18 Nov 03

شاید اگر همینطور سوسکی باقی بمانی هم سر مهربانت هم همراهی سوسکی شود.
شایداگر همه سوسکی شویم بالاخره یکروز همه اهلی شویم!
بایک گل بهار نمیشود اما این سوسکها خارق العاده اند و بسیار زیاد قدرت و قابلیت باز تولید خود را دارند. با این اوصاف معلومم نیست چرا با یک سوسک تاکنون بهار نشده است!
جای تامل نیست؟

سوسکی باشید!


سینا هدا 2:51 @ Tue, 18 Nov 03

شبح جان !
احساسات بورژوا-سوسکی گونه ات مرا لرزاند....
همچنان سوسکی باقی بمانی.


پویان 2:19 @ Tue, 18 Nov 03

نازک دلا!
شاد باشی.


روشن 1:53 @ Tue, 18 Nov 03

جالب بود ...


خُسن آقا 1:35 @ Tue, 18 Nov 03

ممنون بخاطر آدرس کاریکاتور. واقعآ که وضعیت جایزه صلح نوبل را به خوبی به تصویر کشیده.


z8un 1:27 @ Tue, 18 Nov 03

عجیبه شبح جان ..منم گاهی دقیقا همین احساس رو پیدا می کنم..به ملخی ..سوسکی ...پشه ای دل می بندم..فکر کردم فقط خودم....:-)


محمد 0:37 @ Tue, 18 Nov 03

از اون طرف خیلی از پستانداران هم که روی خوشی به حشرات نشون نمی دن!...


محمد 0:29 @ Tue, 18 Nov 03

اها..صحبت پستانداران شد...بر مبنای تجارب دژخیمی ام به این نکته رسیدک که معمولا افرادی که با پستانداران خیلی بد تا می کنن با حشرات ..گیاهان و طبیعت بی جان خیلی مهربان هم می توانن باشن...


محمد 0:25 @ Tue, 18 Nov 03

چه داستان قشنگی ..و چه دلی پر احساس..البته من به عنوان يک دژخيم در این گونه موارد از اسپری های سمی را توصیه می کنم...نباید نگران بود: برای حشرات سمی یه..سمیتش برای پستانداران ناچیزه..


مهشيد 0:09 @ Tue, 18 Nov 03

:)


سارا 0:01 @ Tue, 18 Nov 03

وااااااااااااااااااای !!
شبح جان نمی شد دلت واسه یه چیز تنگ شه که یه کوچولو دوست داشتنی تر باشه؟
شبح با این همه احساسات عجیب غریب نوبره والا !!


متولد ماه دی(capri-corn) 23:45 @ Mon, 17 Nov 03

شما هميشه بدون هيچ چراجويی فرمان قتل ديگران رو گوش ميکنيد؟مرد حسابی من حشره شناسی ميخونم نگفتی با اين نوشته تو حالم بد ميشه و سکته ميزنم؟سوسک آزاری هرگز!


راحله 23:42 @ Mon, 17 Nov 03

جالب بود ! آخه بعضي وقتا آدم دلبسته ي يكي ميشه بعدا ميفهمه طرف به اندازه ي يه پشه هم لياقت نداشته ! سوسك كه جاي خود داره...


سياهكل 23:32 @ Mon, 17 Nov 03

هميشه زيبا


هليا 23:27 @ Mon, 17 Nov 03

شبح...آزاد کننده سوسک...لقب خوبيه...بهت مياد..چه جورم...


matin 22:56 @ Mon, 17 Nov 03

جالبه! چون من هم در آينده به همين مشکلات دچار خواهم بود (يعنی همسر بنده! همين مشکلات را خواهد داشت!!) ولی اميدوارم به سوسکه دل نبنده٬ که بد جوری ترش ميکنم! شاد باشيد!


هستی 22:38 @ Mon, 17 Nov 03

سوسک اهلی...وای ی ی ی


سینا هدا 22:37 @ Mon, 17 Nov 03

کوتاه و مرتبط:
پرشین بلاگ که از محاق درآمد سراغ سوسکی را بگیرید که تازه از پرواز برگشته.
آدرسش را از کامنت قبل سراغ بگیرید.


سینا هدا 22:31 @ Mon, 17 Nov 03

راستی سوسکها دنبال چی هستند؟
آیا اونها هم فکر میکنند؟ آیا اونها هم احساس دارند؟ آیا اونها هم عاشق میشن؟
آیا اونها هم تنها میشن؟
اونها دنبال چی هستند؟ چرا هی اینجا و اونجا و هی کجا میروند؟ چرا بعضی وقتها پرواز میکنند؟ چرا بعضی وقتها صدایشان در نمی آید؟
اگر میخواهید بدانید سراغ این سوسک بروید که از لاک خود درآمده و مدتی پیش پرواز هم کرده و میخواهد زنده بماند...
سوسکی را که یادتان نرفته؟
آدرسش اینجاست:
http://sooski.persianblog.com
فقط مراقب باشید: به سراغ او اگر می روید، نرم و آهسته بروید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی او.


زهرخند