سه شنبه، 22 مهرماه 1382 | October 14, 2003

پرواز پاريس-تهران: برداشت دو!

چند ساعت ديگر هواپيمایی که پاريس را به مقصد تهران ترک کرده است در فرودگاه مهرآباد به زمين خواهد نشست و ما از هم اکنون آماده می‌شويم تا به فرودگاه برويم اما اين اولين باری نيست که کسی از پاريس به تهران می‌آيد و ما برای استقبال‌اش به مهرآباد می‌رويم؛ بيست و پنج سال پيش نيز با گل و لب‌خند به فرودگاه رفتيم تا آزادی و برابری و صلح را به خانه‌ی‌مان بياوريم!
ما مردمی طلح‌جو بوديم که می‌خواستيم و می‌خواهيم مستقل و آزاد زنده‌گی کنيم اما هم‌واره درست در لحظه‌ی طلوع آفتاب، شب قطبی ديگری برای‌مان رقم خورد و آزادی چون گوهری دست‌نيافتی پشت کوه‌های سربه‌فلک کشيده زندانی باقی ماند. هنوز لب‌خند بر لب داشتيم و هلهله شادی برمی‌کشيديم که ناقوس مرگ‌مان نواخته شد و باز شب بود و شب و مرگ بود و مرگ...
از خود پرسيده‌ايم چرا؟ ما که از جان مايه گذاشتيم از جان عزيزترين و دليرترين و آگاه‌ترين جوانان‌مان؟ کجا را اشتباه رفتيم؟ چه کرديم که چنين سرنوشت شومی برای‌مان رقم خورد؟...
امروز که شاد و سرخوش و سرمست پيروزی، به استقبالی شيرين می‌رويم با خود فکر کنيم، صادقانه و بی‌پرده، ما چه می‌خواهيم و چه بايد کرد که "آزادی" واژه‌یی مقدس و دور از دست‌رس برای‌مان نباشد؟ آزادی بايد برای‌مان "نان" بياورد، آزادی بايد برای‌مان "عشق" بياورد؟ آزادی بايد برای‌مان دنيای بهتری را بياورد شايسته و بايسته‌ی انسانيتی که در مغز و قلب‌مان جاری ست.
چونان مارگزيده‌یی ترسان از ريسمان سياه و سفيد کنج عزلت پيشه نکنيم اما خوش‌باور و خمود چنان که فرصت چون‌وچرا به خود ندهيم نيز نباشيم... آگاهی، آگاهی عميق و انتخابی درست و برخواسته از نيازهای اصيل انسانی تنها راه نجات ماست. اجازه ندهيم سرنوشت ما چنين باشد که روزی را شاد باشيم و قرنی را در حسرت افسانه‌ی آزادی سپری کنيم.
باور کنيم که زنده‌گی‌ی انسانی يگانه گزينه‌ی شايسته‌ی ماست. متحد و يک‌پارچه و آگاه انتخاب‌اش کنيم و پاس‌اش بداريم.

October 14, 2003 12:08 PM | TrackBack

23:24 @ Tue, 3 Feb 04

هئاقق


2:15 @ Thu, 8 Jan 04

AUTHOR:
EMAIL:
IP: 217.218.155.73
URL:
DATE: 01/08/2004 02:15:29 AM


ghajar 14:06 @ Thu, 16 Oct 03

شبح جان لينک منو برداشتی؟؟


hishkas 1:56 @ Wed, 15 Oct 03

روزی ما دوباره کبوترهايمان را ... شاملو راست می گفت انگار ... آن روز نبايد خيلی دور باشد ... شايد امشب توی فرودگاه تهران ، يا چند روز ديگر ...


به سوي آينده روشن 1:16 @ Wed, 15 Oct 03

سلام شبح عزیزم

آه کاش که من هم در جمع پر شورتان بودم

آری خاتمی روبهکی است که با حرفهای امروزش اثبات کرد به گرگی درنده تبدیل شده
او كه تا ديروز در حسرت اين جايزه چو شمع ايستاده بود به يكباره آب شد و خود رنگ سياهي گرفت

خاتمی ختم بی صفتان است:مگر هر اتفاقي در كشور افتاده بايد پيام رسمي بدهيم. از ديدگاه من جايزه صلح نوبل خيلي مهم نيست، البته جايزه ادبي آن مهم است، اما صلح آن مهم نيست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!.


katbalou 23:24 @ Tue, 14 Oct 03

شبح جونم بهتون خوش بگذره.
خیلی خوشحالم.


Aria 21:20 @ Tue, 14 Oct 03

.... حواست باشه شبحی ناز. ذوق زده نشی. ما راه طول و بر مخاطره ای داريم. اين تازه خوان اول بود .حانم. در ضمن يه کاری هم برا ما دربدرها بکنيد. ( خسن آقا - شمر و .... ) زنگ زده شديم تو اين غربت لعنتي. کی ميای به استقبال ما تو فرودگاه مهر آباد با ساتگينهايي از شرابهای ناب و مرد افکن.///


persian woman 21:19 @ Tue, 14 Oct 03

لطفا به نمايندگی از همه ی اونهايی که نمی تونن توی فرودگاه مهرآباد باشن استقبال شايسته ای از ايشون بکنيد ...


Ramesh 20:32 @ Tue, 14 Oct 03

سلام جناب شبح

دیشب خواب شما رو دیدم ! ما منتظر شنیدن خبرهای خوب از فرودگاه هستیم . برگشتین نگیرین نخوابین ! اول به ما خبر بدین .

ممنون.


خُسن آقا 19:24 @ Tue, 14 Oct 03

مگر داستان بلدرچین و جوجه های ش را نمی دانی!
نباید به انتظار کسی نشت. اگر برای کاری یا عملی منتظر کسی ماندی کارت هیچ گاه عملی نخواهد شد.


mojgan 18:24 @ Tue, 14 Oct 03

چه شبح نازنينی هستي.زيبا نوشتی وبه حق.موفق باشی وپاينده


آرمین گیله مرد 17:10 @ Tue, 14 Oct 03

سلام...این پیشواز با اون پیشواز کلی فرق دارد ... میمنت اینیکی امیدوارم و میدانم که خیلی بیشتر هست ....


کنجکاو 17:01 @ Tue, 14 Oct 03

شمر جان
اين چيزها کپی رايت ندارد. اگر اشتباهات نوشتاريش را درست کنی خوشنود می شوم.


kaf-amir 16:25 @ Tue, 14 Oct 03

از فرودگاه اورلی میایم، حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ نفر امده بوذنذ و خبرنگارا هم بودند، همه هیحان زده خانم عبادی را تشویق میکردند، صدای کف زدنها قطع نمیشد، عده ایی شعارهایی دادند اما عده ایی دیگر تذکر دادند که فقط شعار ایران بدهند و بس مردم از محل تحويل بار به همراه آقای لاهيحی ک خانم عبادی رفتند به طبقه دوم و تا آخرين لحظه ايی که خانم عبادی یشت میله های درب ترانزیت از نظزها ينهان نشد با کف زدنها و شعارهای متفرقه حضکر داشتند بعضی ها با حشمانی گريان و ........
اما با گلکوی گرامی کاملن موافقم، در محموع خانم عبادی حنگی به دل نميزند ، اگر آقای خاتمی با اين ييامش و اصلاح طلبان که سعی به قورت دادن اين لقمه لذيذ دارند ....‌ خانم عبادی به حنبش دموکراسی خواهی مردممان وفادرا بماند، در ضمن خانم ... که از خانم عبادی سوال نمود ... که ما ميخواهيم شما همحنان ادامه بدهيد و خانم عبادی گفتند ... قطعن !!
اميدوارم ... !؟


روزبه 16:20 @ Tue, 14 Oct 03

شبحی که وجدان بيدار دائم در گشت و گذری!
درود بر تو که چه زيبا آزادی را با کليد واژه آگاهی پيوند داده ای.

چه معجزه ای ميکند اين آگاهی.

آيا کسی با آگاه شدن و آگاه ماندن مشکلی دارد؟


حامد يوسفي 16:16 @ Tue, 14 Oct 03

خدا كنه برداشت سومي نداشته باشه!


Mahshid 15:39 @ Tue, 14 Oct 03

ا....من اين همه خودم را تکه باره کردم..اين کنجکاو در چند جمله..منتها قشنگتر حرفها را زد...


Mahshid 15:35 @ Tue, 14 Oct 03

شبح جان ..بازم سلام. الان تونستم وقت کنم و نوشته ات را بخوانم..و کامنت ها را ...
وای بر روزگاری که ما را از ريسمان سياه و سفيد ترسانده است. اما شبح عزيزم...من کاملا حرفهايت را قبول ندارم..
ما مردم صلح طلبی بوديم ؟ بوديم ؟ اعدام های بعد از انقلاب را تنها رژيم نبود که انجام داد شبح جان...مردم بودند. ما بوديم. چه کسی به اعدام ژنرالها و سر سبردگان رژيم اعتراض کرد. کدام مردم صلح طلب. کدام سازمان سياسی ؟ کی؟
در خيابان ما روزی مردم ريخته بودند سر باسبانی و تا خورد کتکش زدند. خون از سر و صورتش جاری بود وقتی به در خانه ما رسيد و مادرم او را به خانه آورد که سر و رو بشورد. نه اينکه مادرم هم از همه متفاوت تر بود...نه.. تنها دلش به رحم آمد در آن لحظه.
شبح جان..معنی دمکراسی و صلح را تازه داريم ياد می گيريم و تمرين می کنيم. و من به حق فکر می کنم که روشنفکران داخل کشور از روشنفکران خارج چند قدم جلو تر هستند در اين زمينه. اينجا هنوز شاعرانمان را از روی سن می کشيم بايين و بهشان می گوييم تو را برای شعر خواندن آورده ايم و حالا که حرفی بر عليه ما می گويی خفه.
شبح جان..يادمان نرود که استقبال امشب با آنچه در ۲۵ سال بيش اتفاق افتاد فرق دارد. اولينش اين است که اينيکی توی دهن کسی نمی زند. اين که نخواسته قهرمان مردم باشد. حرفهايی را که می داند همه دوست دارند بشنوند نزده است. و حتی حرفهايی را می زند گاه که می داند عده ای را بر عليه اش می شوراند.
شبح هميشه عزيز.. اگر يادمان نرود که اگر انسانها را به عنوان انسان نگاه کنيم و آنان را به عرش اعلا نرسانيم ..از لغزشهايشان دلگير نخواهيم شد.
اگر باز قهرمان بسازيم..از شکست قهرمان دلسرد خواهيم شد..يادمان نرود که نبايد به قهرمان نياز داشته باشيم.
شبح عزيز..امشب يک جشن ملی است ...با هزاران تن مثل خود شيرين گرد هم می آييم تا هر آنکس را که برای آزادی انسان و آزادی ايران تلاش می کند باس داريم...
شيرين کار خودش را می کرد..خودش هميشه اينگونه می گفت..و شيرين کار خودش را کرد...اين که اين مسئله چگونه بيش خواهد رفت..با ماست.
شادی امشب گواراتان باد که سزاوار شادی هستيد.


atash 15:30 @ Tue, 14 Oct 03

نمی دانم چرا این نوشته ات را نسبت به قبلی بیشتر می پسندم .. به من شجاعت میده تا مثل یک انسان طلبکار متوقع باشم و نارضایتی خود را از وضع موجود بیان کنم.. خسته نباشی شبح جان


شمر 15:29 @ Tue, 14 Oct 03

کنجکاو گرامي
دوست داريم اين نوشته ات را هم به وام بگيريم.


شمر 15:28 @ Tue, 14 Oct 03

گرامي شبح
بسي زيبا و بجا نوشته اي.


atash 15:25 @ Tue, 14 Oct 03

AUTHOR: atash
EMAIL:
IP: 217.120.231.35
URL: http://www.atash3.blogsot.com
DATE: 10/14/2003 03:25:26 PM


نادر بکتاش 15:14 @ Tue, 14 Oct 03

چيزی در شبح هست که خصلتی شبحی و رويايی دارد. شهامت اخلاقی و قدرت قابل احترام انعطاف ذهن در کنار حفظ اصول و احساسات شخصی. انسانی که نمی شود وقتی از کنارش رد می شوی، حتی اگر در جهتی متضاد يا متفاوت با او، کلاهت را برايش بر نداری و دستی تکان ندهی.


آسمان 15:11 @ Tue, 14 Oct 03

موفق باشيد !! البته من گمان ميکنم تدابير امنيتی شديدی در فرودگاه برقرار بشه.. اميدوارم ملت و استقبال کنندگان از صلح و آزادی اذيت نشن امشب !!!
و اميدوارم که از شیرین عبادی قهرمان ساخته نشه !!! چون قهرمان سازی درد ملت ماست و ما رو در جايی که هستيم به حالت سکون نگه ميداره و قدم های بعدی رو از ما ميگيره !!!
من هيچ نماينده ای از خودم در فرودگاه ندارم يک بلاگر با محبت جای من غريب در اينور دنيا رو در فرودگاه خالی کنه D:


کنجکاو 14:47 @ Tue, 14 Oct 03

کمی هم بخنديد:
http://www.nabavionline.com/sokhan.asp?sdate=13820721


کنجکاو 14:43 @ Tue, 14 Oct 03

شبح جان
شيرين عبادی کار خود را کرده و پاداشش را هم دريافت کرده و ما هم برای کار او در اين چند سال خوشنوديم و از اينکه نام حکومت اسلامی را چون جهنم به جهانيان نشان داد جای سپاسگزاری دارد، که ما هستيم. به گمانم کار او در اينجا تمام شده اگر ما به پيشواز او می رويم نه برای پيشواز از يک قهرمان و يا ناجی، ما می خواهيم به خودمان و جهان نشان دهيم که ما خدمتگزاران به حقوق بشر، آزادی را پاس می داريم و برای گرفتن حق مان پافشاری می کنيم. شيرين عبادی می تواند تا آخر خط همراه ما باشد و يا نه. يادمان باشد هر کس گنجايشی دارد. ما نبايد اميد و ناميدی مان را به افراد ببنديم و گرنه خمينی و خاتمی را جلو رويمان داريم. اما امروز اين به ما بسته که از اين آب رو ريزی جهانی که سهم حکومت شده، کوششمان را چند برابر کنيم برای سرنگونی حکومت ( راه ديگری نيست).


Taraneh 14:25 @ Tue, 14 Oct 03

شبح عزيز !
افرادی مانند تو و گل کو مايه دلگرمی ماست مسـئولانه برخورد کردن ! سطحی نديدن اتفاقات ! خوشحالم که شماها هستيد !


هوشنگ 14:20 @ Tue, 14 Oct 03

شبح عزيز!
آن روزها پيش از اينکه کسي از پاريس بيايد عکسش در ماه ديده مي شد و کم نبودند انسان هايي که آن را ديده بودند.
امروز کسي که مي آيد هرگز در آسمان ها جای نداشته است، و بسيارند کساني که او را در زيرزمين های تاريک و نمناک ديده اند، اگر چه او خود همواره پا بر زمين داشته است. تفاوت کمي نيست، تفاوت زمين تا آسمان. البته بايد ديد کساني هم پيدا خواهند شد که به قصد بر زمين زدنش او را در خيال به آسمان ها رسانند؟


Mahshid 13:17 @ Tue, 14 Oct 03

شبح جان تا آنجا که من می دانم دو خانم در کنفرانس از ايران شرکت داشتند. خانم لاهيجی و خانم کار. خانم عبادی در اين ميان نبود. اگر بود به شيوه شبح بود. که من در فيلم نديدم و در گزارش ها نخواندم . اما فحشهايی را که عزيزان حزبی می دادند به زنان ُ که می گفتند زنيکه لچکت رو بردار فکر می کنم شما هم از دست نداده باشيد.
در مورد حرفی که گفتی..راستش مادرم هم به من می گفت که من اصلا مردم دار نيستم.به من می گفت که باید همه طرف را داشت شاید یه روزی به دردت بخورند. متاسفانه من آدم نمی شوم شبح جان..می بينی که ...من نمی توانم کسی را که سعی می کند با اهانت هايش مردمی را که چنين شاد هستند ابله و احمق بخواند و زنی را که اين گونه عمل کرده است خائن بنامد جزئی از اين شادی بدانم.
در مورد آن عکس هم...شبح به اين بهانه خويی نوبره...در مورد لوگويی که هاله درست کرده بود چطور چيزی نگفتی داش ؟ آنجا خواستار عدالت برای افسانه شديم. اينجا ذره ای از عدالت برای « افسانه » ديده شده است. نه برای همه مردم شبح جان ..برای افسانه... باور کن من هم اینقدر عقلم می رسد شبح جان...
تو هم انگار تنه ات به تنه آقای ح.ک.ک خورده است عزيز. با کشتن شادی ها چيزی گير او آمد مگر ...


نورهود 13:12 @ Tue, 14 Oct 03

من هم داشتم به اين فکر می‌کردم همين ديشب. اينکه کانديدش کنن واسه رياست جمهوری. اما به نظر تو زيتون عزيز آيا تو مملکتی که هنوز توی تعريف کلمه رجل سياسی مشکل وجود داره، همچين چيزی ممکنه؟ يعنی اجازه همچين کاری رو ميدن؟


golku 13:08 @ Tue, 14 Oct 03

شبح عزيز
خوشحالم که می بينم واقع بينانه تر مينويسی.
از صميم قلب اميدوارم که اين خوشحالی ها پايدار باشد امامتاسفانه حرفهای حانم عبادی زياد چنگی به دل نميزند. او بيشتر انگار دلش برای اصلاحات ميسوزد تا مردم.
شادی زمانی بايد باشد که نتيجه ای ملموس از مبارزات گرفته باشيم. شادی کنونی هر کس نتيجه تصوير ذهنی است که از دنيای ؛ بعد از جايزه نوبل شيرين عبادی ؛ دارد. دنيايی که هر کس درست بعد از ؛دوم خرداد خاتمی ؛ داشت.

زيتون عزيز
اميدوارم شيرين عبادی در يک جمهوری لاييک و مردمی کانديد رياست جمهوری بشود نه جمهوری آدمخواران. اصلاحات مرده است و با شيرين عبادی يا هيجکس ديگر زنده نخواهد شد. البته نميدانم منظور تو ار رييس جمهور بعدی کدامش بود. بايد ببخشی.


سولانژ 12:46 @ Tue, 14 Oct 03

شبح جان .. درست می گویید همیشه باید چشم هامون باز باز باشه .. به امید ایرانی بهتر !


z8un 12:40 @ Tue, 14 Oct 03

سلام شبح جان :)
فکر می کنم اون مسافر با اين مسافر زمين تا آسمون فرق داشته باشه ..
اون يه کم تحميلی بوده به نظرم ولی اين استقبال دلبخواه و از روی خواست خودمونه ..تا وقتی کسی همراه مردمه روی چشم ملت جا داره و از وقتی پشت به مردم کرد از چشم مردم می افته !
شايد اين استقبال نقطه اميدی برای مردم باشه > برای عوض کردن اوضاع و يه (( نه )) باشه به بعضی چيزا !
مطمئن نيستم امروز عده خيلی زيادي بيان ! چون راستش خيلی هايی که دسترسی به اينترنت و ماهواره ندارن و اهل روزنامه خوندن هم نيستن اصلا نمی دونن خانم عبادی کی هست و چی برده !

راستی به نظرت خوب نيست خانم عبادی رئيس جمهور بعدی باشه ؟ من که از طرف خودم کانديداش می کنم :)


هاله 12:37 @ Tue, 14 Oct 03

شبح جان با تو همصدا هستم. راستی سری بهم بزن. عکسی از شيرين گذاشتم ممکنه لبخندی به لبت بياره.


شکارچی 12:15 @ Tue, 14 Oct 03

سلام شبح عزیز
دیشب تصمیم گرفتم که امروز خودم رو برسونم تهران ولی هرچی میگردم بلیط گیر نمیارم که بیام.
رفتم تو لیست انتظار.






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1273
تعداد نظرات: 37599
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: december 26, 2006 09:24 pm


از کجا آمده‌اند؟