|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سه شنبه، 1 مهرماه 1382 | September 23, 2003
● حسرتهای پاييزی
دستاش را که روی ماشه فشار داد. حسرتی در دلاش گذشت: "کاش فاصلهی لولهی هفتتير تا شقيقهام بيشتر بود، کاش سرعت گلوله کمتر بود." September 23, 2003 10:23 AM | TrackBack
نه شروع نه پایان...یه چرخه بازی که میچرخه و ما حیران
آنکه هلاک من همی خواهد و من سلامتش قومی به گمان فتاده در راه يقين ميترسم ازآنکه بانگ آيد روزی کای بيخبران راه نه آنست و نه اين
دل که آیینه صافی است غباری دارد از خدا می طلبم صحبت روشن راهی
آنکه هلاک من همی خواهد و من سلامتش
قومی متفکرند اندر ره دين قومی به گمان فتاده در راه يقين ميترسم ازآنکه بانگ آيد روزی کای بيخبران راه نه آنست و نه اين
با سلام و احترام از شما دوستان عزيز ميخواستم خواهش کنم متن کامل این شعر محمد رضا ميرزاده عشقی رو برام بفرستيد خلقت من در جهان يک وصله ناجور بود
کاملا موافقم!!! ... نه؟
رامش جان! (۲۸)
لطفا وبلاگم سر بزن به همه بگو تا مايه عبرت همه باشه . آي دي ياهو نداري ؟ مي دونم آن لايني تو كتبالو بعد من نظر دادي
بغضی گره خورده بود در گلویم از دیشب . همه امروز امینه لاوال و دخترک ۸ دندانی اش جلوی چشمم بود . امروز ازادی امینه ان بغض را اب کرد . اشک شادی بند نمیاید . دخترک ۸ دندانی مادر ش را دارد .
و اما من می انديشم که ای کاش فاصله ی لوله ی هفتير تا سرم کمتر باشد و گلوله با سرعت بيش تری بيايد و مرا از پای در بياورد! راستی خبر لغو حکم امينه بی نهايت عالی و خوش حال کننده بود!
خبر را از راديو فرانسه شنيدم. داشتم رانندگی میكردم. كم مانده بود تصادف كنم. پردهای از اشك شادی همه چيز را محو كرد. مهشيد عزيز در وبلاگش عكسی از امينه را گذاشته و خبر را اينگونه اعلام كرده است : امينه در دادگاه عالی موفق شد. حكم او لغو شد. ديگه چيزی نمیتونم بنويسم... بروم سير گريه كنم....»
سلام مطلبت رو خوندم زيبا بود راستی بروز کردم اينبار موضوعش چرائی نامگذاري ماههای پارسی هست.التماس دعا و بای بای
امروز ماکارانی درست کرده بودم ! خیلی یاد شما افتادم . دلم هم براتون تنگ شد . یاد وقتایی افتادم که ما کارانی درست می کردم و با اشتها می خوردین و می گفتین ماکارانی دوست ندارین . !
مهشيد خبر داد که حکم اعدام امينه لغو شده ... وای چه مسرتی. چه مسرتی.
ای بابا خوب بجای حسرت خوردن جاخالی میداد!
حسرت دیدن درخت پر از خرمالوی به برف نشسته...
شبح جان، ممکنه اينو ديروز هم توی کامنت ها ازت پرسيده باشم. از سرنوشت افسانه نوروزی خبر جديدی داری؟ اگر سايتی ميشناسی که در موردش خبری داره ممنون ميشم بگی. در مورد امينه چی ميتونيم بکنيم؟ من تا حالا سه تا نامه فرستادم به آدرسهايی که داده بودن. نميشه دست برداشت. نميتونم.
به قول هدايت بعضيا با خودکشی به دنيا ميان به مام سر بزن خوشحال می شم
سلام...جالب بود...اينا ديگه کی نيستن..!
من رو ياد سال 69 انداختي كه سعيد دوست هم دانشگاهي ام به علتهاي زياد (پوچي زندگي ، خرج خانواده ، خرج تحصيل ، خفقان جامعه و بي توجه اي اساتيد به وضع او و كمك نكردن حتي 1 نمره به او كه در نهايت منجر به مشروط شدن پي در پي وي شد) اقدام به خودكشي كرد آنقدر مطمئن بود كه بعد از خوردن سم در بالاي كوه و آتش زدن خود را از كوه پرت كرد و به قول معروف سه قبضه كرد ولي خب شنيدم كساني كه بالاي سرش رسيده بودند در لحظات آخر پشيمون شده بود.
.... اونيکه خودکشی ميکنه: .... من به شخصه می دانم که با زايشم در اين .حهان، مرگ نيز همراه من، زاده شده. تنها مسئله ای که مرا از مردن نمی ترساند اينست که مرگ را امتداد زندگی می دانم در هيبتی و .حيزی ديگر. برای من، عدم بی معناست. نمی فهمم و نمی دانم عدم يعنی .حی؟ بنابر اين بر اين انديشه ام که می توان شاد زيست و شاد نوشيد و شادمانه .حان داد. ///
معرکه بود شبح.....۲۴ کلمه
بی نظیرترین نوشتار بود برای ارزش و زیبایی زندگی و رد مرگ..... شبح به این هنرمندی نوبره والاه ....
تعبیر آرمین گیله مرد عالی بود. به فکر من که اصلا نمی رسید.
دیگر چرا حسرت
دوست عزيزم سلام شبح عزيز زندگي آكنده از رنج است مثلا امشب من در خنكاي پاييزي مشهد مشغول قدم زدن بودم كه در همون حوالي يك پژو 206 باسرعت به يك موتوري كوبوند و به نظرم اون فوت كرد در همون حال پسره كه 10 سال شايد سنش از من كمتر بود با موبايل به باباجونش !زنگ زد كه بياد .....
اگرچه مارا گريزی از بسيار چيزها نيست (فاصله، سرعت) اما ميشود آنگونه زيست که در دلمان اندک جايی برای حسرت ها باقی بماند.
...
فوق العاده بود. مرسی
بايد موند و خواند : من مرگ را به دست سوده ام . با آوازی غمناک ٬ غمناک . . . اونوقته که ترديدهای بزرگتری بر سر راهت هست و اگرها و شايدهای بيشتر . . .
هميشه حسرت ! وقتی که دير شده . کاش يه راهه ديگه انتخاب کرده بود .
wowwwwwwwwwww
سلام ... چرا؟ وقتی بدنیا می آییم (دستمون را روی ماشه میگزاریم) تا زندگی کوتاه خود را بگذرانیم (فاصله لوله تا شقیقه) خیلی ها امیدوارند که طولانی تر زندگی کنند (سرعت گلوله کمتر باشه) و بخاطرش دست به کارهایی میزنند که دو ثانیه بیشتر عمر کنند و همان دو روز عمر خود را طلف میکنند ... ای کاش از عقل و فهم خود بیشتر استفاده میکردیم ......
زندگی: سریع مرگ:slow motion
ميشه تعبير كرد فاصله رو به فرصت ها و سرعت گلوله رو به زمان كه گاه تو زندگي فرصت ها كمند و سرعت زمان زياد...
يه ضرب المثل آلمانی ميگه:
نمی دونی چه خاطره تلخی رو زنده کردی :-( دوستی در شهر و کشوری غريب ٬خود کشی ٬ کرد ! منهم در همون شهر بودم و تنها کسی بودم که خبر داشتم ! نتونستم متقاعدش کنم و مجبور شدم که به ٬ هدفش ٬ احترام بگذارم و صبح بعد تلفن به خانواده اش و ... مدتها درگير بودم که ٬ چرا ٬ دخالت نکردم ...البته اون موقع فقط ۱۹ سال داشتم ولی با تمام تلخی خاطرهاش لااقل از خودم راضی ام که نقش ٬ خدای کذائی ٬ رو بازی نکردم ! هنوزم آخرين حرفهای ٬ Dean ٬ رو بياد دارم ... سرشار از زندگی بود و بکباره همه چيز رو give up کرد ... وقتي اون رفت خاطرات ۴ ماه سفر دور دنبا رو هم با خودش برد و من بودم کابوسها و ... ٬٬روزگار غريبی است ٬٬
این آقا یا خانم کی وقت کرده از افکارش به دیگران خبر بده؟
ترديد در آخرین لحظه خود کشی خيلی بايد بد باشه .. من با خودکشی صادق هدايتی موافقم .. يک عالمه وقت داری خودت رو نجات بدی ولی انگار نه انگار!
سلام شبح عزيز *( اصطلاح گل كردن بين شكارچي ها وقتي است كه تفنگ شليك ميكند و چاشني را سوراخ ميكند ولي باروت منفجر نميشود!!!) |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1310
تعداد نظرات: 25727 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: june 10, 2008 07:30 pm
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||