شنبه، 29 شهریورماه 1382 | September 20, 2003

و ما هم‌چنان دوره می‌کنيم

همان حرف‌های پارسالی!

September 20, 2003 02:52 PM | TrackBack

armin 11:23 @ Mon, 22 Sep 03

oon gesmate rezaa khaatami, kheyli baahaal bood.
adamhayeh beh iin bii bokhaari nobarand valla


شبح 22:57 @ Sun, 21 Sep 03

از همه‌ی دوستان عزيزم تشکر مي‌کنم!
و اما کت‌بالوی عزيز!
اگر نظر من را بخواهی »حکومت» به طور کلي رو به فناست! يعني بشر روزي »حکومت» را به طور کلي ملغا مي‌کند!
ضمنا »حکومت» ضد دين وجود ندارد! حکومت‌هاي بي‌دين خود دين هستند!
شوروی که اساسا ضد دين نبود و صد البته کمونيستي هم نبود!
حالا اين بحث‌ها باشه براي يه وقت ديگه! اگه تو درست بشوبودي مادرت یا گل‌آقا درست‌ات مي‌کرد!! حق با گل‌آقا بود نشوني رو درست کردم!
ضمنا وب‌لاگ‌ات نتنها آش دهن سوز است که بعضي وقت‌ها سایر اعضاي آدم را هم مي‌سوزاند!
هاجر خواهرم نبود دوستي بود در مدرسه‌مان!


katbalou 22:19 @ Sun, 21 Sep 03

این راست راستی داستان زندگی خودته؟
خیلی جالب بود. اگه داستان خودته حال خواهرت چطوره؟ فکر کنم هاجر خواهرته. آره؟ شاید هم فقط همکلاسی و من اشتباه متوجه شدم.
با این که مامان من هم به مارکسیسم علاقه داشت و من ایده های اولیه رو از او فهمیده ام (که البته به علت بی علاقگی خودم هیچ وقت کامل به عمق موضوع نزدیک نشدم) اما به مارکسیسم اعتقادی ندارم. مارکسیسم در عمل موفق نخواهد بود. از قبل از فروپاشی شوروی به این موضوع اعتقاد داشتم. همونطور که حکومت دینی محکوم به فناست حکومت ضد دینی هم محکوم به فناست.
اعتقاد تو البته چه درست و چه نادرست محترمه. اما با اعتقاد من متفاوته.
به هر صورت که این حرفها رو ولش کن. از گل آقامون پرسیدم که دلیل این که توی بلاگ رولینگ به روز نمی شم چیه. گفت که شاید شبح آدرس تو رو اشتباه وارد کرده.
حالا آش دهن سوزی هم نیست. به روز هم نشد عیب نداره. اما به هر صورت که ممکنه ایراد از آدرس نادرست باشه. توی بقیه بلاگ ها به روز می شه.


بانوصبا 21:48 @ Sun, 21 Sep 03

اين شبح ،شبح که ميگن شمايين پس !!!!


بانوصبا 21:48 @ Sun, 21 Sep 03

اين شبح ،شبح که ميگن شمايين پس !!!!


آیدا 20:21 @ Sun, 21 Sep 03

مبارک باشه قربان ... جعبه طفلکیه هم چمدوناشو بسته داره میره همین روزا ... موندنی نیست ، وگرنه تقدیم می کردم ...
البته اگه میومد اونورا که طفلکی بیچاره می شد !!
(;


مغناطیس 16:28 @ Sun, 21 Sep 03

سلام شبح عزیز . حال و احوال میزونه ؟ خیلی زیبا بود .اما الان دیگه کسی پیدا نمیشه که چیزایی رو رودر رو یاد بده . شاید از هم فراری شدیم . شاید دیگه دیدن همدیگه واسمون سخت شده .همینجور یاد دادن به هم . من این واژه ها رو از تو کتابای شریعتی خوندم اما شاید اولین بار کسی نبود که بگه معنی فلان کلمه این میشه . یا ...
به هر حال ایکاش هنوز از یاد دادن و یاد گرفتن سیر نشده باشیم . بهاری باشی و شاد . ای کاش تولد ...یا حق !


نوشی 16:11 @ Sun, 21 Sep 03

ميدونين، من سالهاست در انتظار تولدم... اما هميشه تو پيله موندم. شما شانس آوردين که منجی تون رو ديدين.


آریا 14:16 @ Sun, 21 Sep 03

... باور کن شبحی ناز! زندگی هيچ چيزی را دو بار تکرار نمی کنه. فقط ما آدمها هستيم که همه چيز را دائم تکرار می کنيم يا در صدد تکرارش هستيم. برا همينه که عين شتر عصار خونه٬ دوره می کنيم تکرارهای خودمون را در اعمال و کردار و رفتار و گفتار. کی ميشه که ما خودمون را با زندگی همپا و همراه کنيم؟.


سولانژ 10:34 @ Sun, 21 Sep 03

دلم فشرده شد ..


اذر 10:31 @ Sun, 21 Sep 03

نازنین . چه خوب کردی بدنیا امدی . شاید هم باید بگویم :چه خوب کردند بدنیایت اوردند وگرنه چه کسی از طناب پلاستیکی و انسان اویخته با گردن را میگفت و نفرت از بانیان قرون وسطایی را تیزتر میکرد با کلام شبح واره اش .


kimia 9:48 @ Sun, 21 Sep 03

هنوز هم تازه است .


اسكيزوفرني 6:46 @ Sun, 21 Sep 03

منم همون کامنت پارسال


هلیا 2:37 @ Sun, 21 Sep 03

پارسالیتم قشنگه...یادمه همون موقع که این مطلب رو نوشتی ..گفتم این یکی از بهترین نوشته هات بود...


آينده پيش رو 1:36 @ Sun, 21 Sep 03

من در روياي خود دنيايي را مي بينم
كه در آن همگان راه گرامي آزادي را مي شناسند

شبح عزیز سلام

از محبت شما وپيغام زيبايتان ممنونم .از اينكه شما كه هميشه در طول 5/1 سال نوشته هايتان را مي خواندم به وبلاگ من آمديد احساس غرور مي كنم
به نظر من نوشتن وبلاگ خود به عنوان یک امر تاثیر گذار در جهت تبادل نظر و ايستادگی در برابر ناملايمات روزگار مي باشد .و من هم وبلاگ مي نويسم تا دوستان انديشمند وبزرگواري چون شما داشته باشم

رهايي از وضع موجود ممكن نيست مگر با همفكري وهم انديشي .شايد بتوان گفت كه ما نسل سوخته اين سرزمين مي باشيم .اما سوختن وساختن تا كي .خشك مغزان و كودكان ضحاك چنان حاكم بر روزگار ما شده اند كه براي رهايي از بند آنان تنها راه موجود نوشتن و فرياد زدن در دنياي خيالي وبلاگ مي باشد

چه شبهايي كه با خواندن نوشته هايي در اين دنياي مجازي اشك بر گونه چشانم جاري شد و اميدي به صبح روشن در دلم زنده گشت.

شبح عزيز به نظر من امسال زمستان سختي در پيش است از زمستاني كه اخوان توصيف كرده بود هم سنگدلتر.ولي در پس آن اميد به شكوفايي مجدد وجود دارد .اميدوارم روزي دنياي خيالي ما به واقعيت بدل شود


sara 22:54 @ Sat, 20 Sep 03

و همچنان شبح متولد ميشود،هرسال بهتر از پارسال،تا باشه از اين تولدا!


سینا هدا 22:02 @ Sat, 20 Sep 03

...همین است و دیگر هیچ...
...از یک جای دور دور... جایی که هیچ...


maryam 20:54 @ Sat, 20 Sep 03

و جالب!بنده بعد از چند روز متوالي توانستم صفحه شما را ببينم!!تبريك ميگويم به خودم!داشتم كاملا از خودم نا اميد مي شدم


shiva 18:45 @ Sat, 20 Sep 03

شبح عزيز :
اميدوارم زودتر از اين مد غمگينی در بيايی :(


شکارچی 18:42 @ Sat, 20 Sep 03

فوق العاده بود. همین.
هنوز دارم بهش فکر میکنم.
نه ....
همین ...


چرتينكوف 16:48 @ Sat, 20 Sep 03

زهرخندها خيلي عالي بودند.






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1263
تعداد نظرات: 26649
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 1, 2006 06:28 pm


از کجا آمده‌اند؟