جمعه، 28 شهریورماه 1382 | September 19, 2003

تکه خوانی‌های آدينه

هملت- نه، گمان مکن که من تملق مي‌گويم. تو براي کسب معاش، هيچ سرمايه‌اي جز روح پاک خودت نداري. پس من از تو چه مرحمتي را چشم داشته باشم. و به چه مناسبت تملق فقرا را بگويم؟ نه، بگذار شخص چاپلوس با زبان عسل‌آلود خود دست صاحبان ناشايست مکنت را بليسد، و زانوي حاضر و آماده خود را، در هر مورد که تحقير نفس خويشتن، جلب بذل و بخششي مي‌نمايد، بي‌درنگ چون لولا خم کند، مي‌شنوي؟ اما من... از اولين دقيقه‌اي که روح من توانست در ميان مردمان تميز بدهد و آزادي خود را حس کرد، ترا براي مصاحبت خود اختيار کرده محبت خود را برتو موقوف داشته است؛ زيرا تو مردي هستي صاحب استقامت و درعين آن‌که همه‌گونه مشقت را متحمل مي‌شدي ، چنين وانمود مي‌کردي که رنجي نمي‌بيني و لطمات روزگار را با همان چشم نگريسته‌اي که الطاف او را. خوشا بحال آن‌کساني که از عقل و احساسات چنان به‌تناسب بهره‌ور باشند که بدونيک طالع، ايشان را از طريق صواب منحرف نکند، و مانند نائي نباشند که روزگار هر نوائي بخواهد بر‌ آن بنوازد. آن مردي را که بنده شهوت نباشد به‌من نشان دهيد تا من او را در سويداي قلب خود جاي بدهم، چنان‌که ترا اينک جاي داده‌ام...
هملت، ويليام شکسپير، مسعود فرزاد، ص 122

September 19, 2003 06:09 PM

sina 0:08 @ Fri, 29 Oct 04

با سلام

متونی که توسط مترجمین ایرانی به بازار کتاب عرضه میگردد باید چند بار ان را بخوانی تا متوجه منظور نویسنذه شوی


ali 23:48 @ Sun, 18 Apr 04

من امدم اينجا دوست خوب پيدا کنم ودر مورد ادبيات فارسی با هم گفتمان کنيم
هر کس دوست داره به ميلم جوابم و بده


یلدا 15:40 @ Sat, 21 Feb 04

از شکسپير بنويسيد


محممد 15:55 @ Thu, 15 Jan 04

خيلی خيلی زشت بود . بی ادبا


حميد 13:37 @ Tue, 23 Sep 03

سلام شبح جان...
عزيز تا اونجا كه من شنيدم اسموكتونفسكي از شكسپيرينهاي خيلي معروفه روسي هست و در تعداد زيادي از نمايشنامه ها و بر گردان هاي سينمايي آنها بازي كرده ... من هم همين دو فيلم رو از او ديدم اما يائمه كه مجله گزارش فيلم سالها قبل درباره او مفصل نوشته بود... واقعا معركه بازي مي كنه در جنايات و مكافات هم نقش راسكولنيكف رو شاهكار بازي كرده... البته من بازي يان هارت انگليسي در همين نقش رو هم خيلي دوست دارم...
پاينده باشي...


Aria 21:05 @ Sun, 21 Sep 03

... من اين معذرت خواهی تو را نمی فهم شبحی ناز!. تو که خطائی نکرده ای. من فقط خواستم تاکيد کنم که متون کلاسيک و ژرف را مشکل ميشه به زبانهای ديگر انتقال داد. اگه آدم وسوسه و اشتياقی به اين کار داره که البته خيلی بسنديده نيز می باشد؛ بايستی تلاش خود را بکنه که زبان درخور شاعر را در زبان مقصد بيدا کنه. تا هم اثر نويسنده تاثير خودش را داشته باشه. هم خواننده ترغيب بشه که با زبان مادری شاعر يا نويسنده يا .. آشنا بشه. يه تر.حمه عالی و استادانه به مناسبات فرهنگی دو کشور می تونه کمکهای شايانی بکنه شبحی عزيز. باور کن. شوخی نمی کنم. الان وقتم کم است و گر نه همين قطعه را برات دوباره يه تر.حمه آزمايشی می کردم. البته من نمی خواهم زحمت آقای فرزاد را ناديده بگيرم. فقط تاکيد بر دشواری انتقال است که مهمه. مثلا خود من در خواندن متون به زبان اصلی بيشتر احساس لذت و دريافت انديشه های شاعران و نويسندگان و متفکران بيگانه را می کنم تا خواندن مثلا برگردانهای فارسی آثار آنها را. در هر صورت شبحب ناز!. همينطوری هم قبولت داريم و مختاری که مرا به دار آويزی عزيزم.


minimalist 20:32 @ Sun, 21 Sep 03

به به زيبايی کلاسيک ..


شبح 17:13 @ Sun, 21 Sep 03

حميد جان!
من شيفته‌ي بازي اسموکتونفسکي هستم هر چند فقط »هملت» و »جنایت و مکافات» را از او ديدم. اما ديدن همين دو اثر که در عين متفاوت بودن نقش اسموکتونفسکي در این دو فیلم قدرت او و صد البته استادش کنستانتين استانيسلاوسکي را نيز نشان مي‌دهد! شاگرد دیگر مکتب استانیسلاوسکي مارلون براندون است که البته توسط شاگرد استانیسلاوسکي؛ خانم آدلر پرورش یافت. این دو غول بازیگري شرق و غرب عالم را درنوردیدند.
راستي از آریاي عزیز هم معذرت مي‌خواهم معلومه که منظور حکمت آموختن از لقمان بود!


آریا 13:19 @ Sun, 21 Sep 03

... نه شبحی ناز!. من که عيش تو را منقّص نمی کنم. عيش= زندگی را منقص کردن٬ کار آخونداست. مسئله ترجمه اساسا کاری دشوار است. بویژه متون کلاسيک. من خودم سالها کار تر.جمه کردم. ولی هيچوقت منتشر نکردم. الان که تر.جمه های خودم را نگاه می کنم در لابلای دفاترم تعجب می کنم که چه حوصله و دقتی داشته ام در برگرداندن. اين روزها از اين حوصله ها ندارم. سابق برای ترجمه يه سری از متنهای دلخواه خودم٬ اکثر برگردانهای هر کتاب را در زبانهای مختلف با هم مقايسه می کردم و متوجه می شدم که چه ترکيبی را بايد در برگرداندن به فارسی به کار ببندم. يک بار٬ مقدمه ای از یه متن فلسفي را به فارسی عاميانه ( زبان کوچه ) برگرداندم و هر کدام از دوستان که آن را می خوندند به شوق می آمدند. جالب اينجا بود که نويسنده اثر دقيقا تلاش داشت که مشکلترين مسائل فلسفه ی زندگی را به زبانی همگانفهم بيان کنه. ياد اون روزها به خير که برا خودم یه » خرمگس « بودم من ديگه این روزها حوصله خودم را هم ندارم باور کن شبحی ناز.


حميد 9:38 @ Sun, 21 Sep 03

سلام شبح جان...
آقا اين متن هملت بساير زيباست ... بسيار زيبا و راز جاودانگي آثار شكسپير هم همين نثر شكسته ايه كه آذر عزيز به اون اشاره كرده... دو تن از شكسپرينهايي كه ئر نقش هملت خوش درخشيده اند ارسون ولز انگليسي و اينه كونته اسموكتونوفسكي روسي هستند كه به نظر من حتي از سر لارنس الويه هم زيبا تر اين نقش رو اجرا كرده اند... كنت برانا ي انگليسي هم چند سال قبل در اين نقش ظاهر شد كه او هم خيلي خوب و قوي اين نقشو اجرا كرده...

شبح جان ؛ لماق ديگه كيه دلبندم ؟؟؟؟

پاينده باشي...


شبح 14:51 @ Sat, 20 Sep 03

آ رياي عزيز!
هرچند آذر عزيز پاسخي خوبي دادند اما من حيف‌ام مي‌آيد اين را نگوييم که به نظر من هر چند اين ترجمه‌ي آقاي فرزاد قديمي است و هر چند خود مترجم در مقدمه‌ي آن نوشته است که از ترجمه‌ی خودش راضي نيست اما تصور مي‌کنم بهترين ترجمه از هملت در زبان فارسی است آن دو ترجمه‌ی ديگر که يک بار در باره‌شان در وب‌لاگ‌ام نوشتم به کلی پرت هستند! اگر شما سعي کنيد همين قسمت را به فارسي ترجمه کنيد متوجه می‌شويد که چه کار دشواري است.
راستي من که انگليسي نمي‌دانم ده‌ها بار همين ترجمه را خوانده‌ام و لذت برده‌ام عيش‌مان را منقص نکنيد!
البته بسيار ببخشيد که به لماق حکمت مي‌آموزم.


شکارچی 13:14 @ Sat, 20 Sep 03

سلام شبح عزیز
آقا ما دو روز رفتیم بیابون جاتون خیلی خالی بود!!!
مطلب زیبایی نوشته بودی نمیدونم جای وبگردی ها رو میتونه بگیره؟
ولی مهم اینه که همیشه زیباست. شبح به این زیبایی هم نوبر والا .... ها
موفق باشی و پاینده.


13:10 @ Sat, 20 Sep 03

شهوت باعث قدرت مرده.....


sepideh 12:05 @ Sat, 20 Sep 03

متن زیبایی بود............
در ضمن تولدتونم مبارک باشه!


نوشی 10:11 @ Sat, 20 Sep 03

ميگذره... شبح خوب روزای سخت ميگذره و فقط خوبی ميمونه.


اذر 7:12 @ Sat, 20 Sep 03

هاله حان . در زبان فارسی هنگام گویش کلمات شکسته میشوند . بهمین دلیل مشکل بزرگی پیش امد در مورد ترجمه اثار شکسپیر برای اجرای تاتری اش . نا گزیر از ادبیات کلاسیک فارسی استفاده شد که خیلی دور می افتد از زبان محاوره . ولی میتوان با حرکت افعال در اول و یا وسط جمله و جاگزینی لغات نرمتر و اجرای مدرن . اين غريبگی را تقريبا از بين برد . ولی محال است که بتوان دقيقا احرای لورنس اليويه و يا ريچرد برتون را بزبان فارسی ببینی . یادمان باشد که برجسته ترین مترجمان هم محال است بتوانند حافظ را به حلاوت زبان فارسی اش ترجمه کنند .


پولاد همايوني 4:30 @ Sat, 20 Sep 03

وبلاگ شما را در سيپريسك معرفي كرده ام. در وبلاگ گردي هاي شنبه. در ضمن مال شنبه گذشته را هم بخوان و خواهش ما را پاسخی بفرست.


kimia 1:07 @ Sat, 20 Sep 03

بسيار زيبا بود مخصوصا خط اخر...


سپینود 22:39 @ Fri, 19 Sep 03

زنده باد شکسپیر و اذبیات کلاسیک... و ممنون از شبح.


Aria 20:02 @ Fri, 19 Sep 03

..... خوبه من انگليسی می فهمم، و گر نه با خوندن اين تر.حمه از دست » شکسبير « فرار می کردم.!.


هاله 18:37 @ Fri, 19 Sep 03

ترجمه فارسی اش چه قدر عجيب به نظرم مياد!


زهرا 18:20 @ Fri, 19 Sep 03

همممممم
خيلی زيبا تر از اون وبگرديهای آدينه بود. در واقع بی نهايت زيبا و بجا بود. مرسی :)


آرمين گيله مرد 18:19 @ Fri, 19 Sep 03

سلام ... پس بهمین منظور: همیشه سرمایه دار باشید ... بد متجو نشید ها فحش نبود ؛-)






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1263
تعداد نظرات: 26649
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 1, 2006 06:28 pm


از کجا آمده‌اند؟