سه شنبه، 25 شهریورماه 1382 | September 16, 2003

چند خبر، چند زهرخند!

آيت‌الله مکارم شيرازی: سيگار حرام است. (اکثر جرايد)
صبح که به اداره می‌رفتم در راه در تاکسی با خودم قول و قرار می‌گذاشتم که سيگار نکشم! به اداره که رسيدم خبر اول روزنامه‌ها حرام شدن سيگار بود توسط آيت‌الله مکارم شيرازی! اول سيگاری از هم‌کاران گرفتم و جای شما پک عميقی زدم و بعد فکر کردم اين ماجرای حرام شدن سيگار چه ارتباطی با طرح شکستن انحصار دخانيات دارد؟
همان‌طور که می‌دانيد کمتر از يک ماه پيش طرح يا لايحه‌یی در مجلس مطرح شد تا انحصار کشت، واردات و فروش دخانيات در کشور از انحصار شرکت دخانيات خارج شود اين طرح که مورد حمايت جناح راست قرار داشت سرانجام رای نياورد! حالا حرام کردن کشيدن سيگار توسط آيت‌الله مکارم شيرازی چه ارتباطی با جنجالی که بر سر واردات سيگار صورت گرفت و قتل آيت‌الله حکيم که يکی از وارد کننده‌گان سيگار در کشور بود دارد حتما از فردا اينجا و انجا درز پيدا می‌کند.
رئيس جمهور: بمب اتمی نه، اما تکنولوژی و فن‌آوری هسته‌ای صلح‌آميز، آری. (ياس‌نو)
محمدرضا خاتمی: مجلس و دولت تنها 20 درصد قدرت دارند. (شرق)
حالا کسی نيست بپرسد آقای رئيس جمهور تو و برادرت و دايی‌قزی و عمه‌قزی‌ات که روی هم 20 درصد قدرت را در دست داريد چگونه می‌خواهيد به مردم و جهانيان اطمينان بدهيد که آن 80 درصد قدرتی که در اختيار تو نيست از تکنولوژی هسته‌يی برای مقاصد نظامی استفاده نکند؟! اصلا مگر کسی از تو پرسيد که خودت را دخالت می‌دهی! آدم ناحسابی مملکت فرمانده‌ی کل قوا دارد خودش می‌داند بمب اتمی داشته باشد يا نه تو را سننه!
رئيس‌جمهور: هرگز به مردم دروغ نگفته‌ايم! (شرق)
خب اين اوليش!
روزنامه‌ی ايران: رئيس مجلس قبرس وارد تهران شد!
تا جايی که ما از کودکی ياد داريم ارتباط تجاری، فرهنگی، سياسی بين ايران و قبرس از دير باز در زمينه‌ی واردات و صادرات الاغ بوده است. حالا در مجلس قبرس کمبود الاغ احساس می‌شود يا اين که می‌خواهند زيره به کرمان ببرند، و از آن جا الاغ به اين‌جا صادر کنند! بحثی است علی‌حده!

September 16, 2003 05:57 PM | TrackBack

فرهاد 10:53 @ Sat, 18 Sep 04

بابا دمت گرم چقدر ترسیدم


هاشم خطری 0:38 @ Sun, 12 Sep 04

دلم می خواست اگه مدير سايت رو ميديدم مانيتورم رو تو کونش می کردم.


22:58 @ Tue, 31 Aug 04

شنیدید آیت شیطان خامنه ای(اعنت الله علیه و کابینه او) سرطان دارد ما که شاد شدیم.
شنیدید ملاها در حوزه علمیه ملاها رو خواجه میکنند!!!!!!!!!!


mahnaz 23:53 @ Wed, 18 Aug 04

منم دختر شـاه هـــامـاوران
که کس پاره کردم به چندین مکان


nima 1:45 @ Wed, 28 Jul 04

سلام
بار اول ميام!!
بد نیست
تنوعش بده
نیما(چشمک)


21:53 @ Tue, 27 Jul 04

AUTHOR:
EMAIL:
IP: 80.231.159.51
URL:
DATE: 07/27/2004 09:53:30 PM


22:01 @ Wed, 21 Jul 04

AUTHOR:
EMAIL:
IP: 83.170.32.101
URL:
DATE: 07/21/2004 10:01:11 PM


مجید 19:01 @ Wed, 21 Jul 04

سلام
از سايت جالبتون تشکر ميکنم
عکس به وبتون اضافه کنيد
از گفتن بعضی حرفها واهمه دارم
به من ایمیل بدید تا حرفهام رو تموم کنمmajid_sebil_garaje_jahan@yahoo.com


12:54 @ Wed, 16 Jun 04

AUTHOR:
EMAIL:
IP: 217.218.150.79
URL:
DATE: 06/16/2004 12:54:19 PM


11:13 @ Tue, 15 Jun 04

AUTHOR:
EMAIL:
IP: 217.219.93.4
URL:
DATE: 06/15/2004 11:13:30 AM


شبح 18:35 @ Wed, 17 Sep 03

نادر جان و کيمیا و سولانژ عزيز!
متشکرم از احوال پرسی‌تان... خب اگه بگم از دست جريانات اخير وب‌لاگ‌ها خسته و دل‌شکسته نيستم دروغ گفته‌ام...
اما سعي مي‌کنم بر اين خسته‌گي و دل‌شکسته‌گي پيروز شوم و اميدوارتر از پيش بنويسم...
مي دانيد کلوخ شبلي‌ها و خنجر برتوس‌ها بسيار دردناک است...


شبح 18:32 @ Wed, 17 Sep 03

امير آقاي گرامي!
اگر مايل هستی کسي که وب لاگ دارد و ايميل هم دارد نظر تو را بداند بهتر نيست در وب‌لاگ‌اش نظر بدهي يا با ايميل اين کار را بکني نه در اين‌جا؟
ضمنا من کامنت‌هايي را که پاک کردم ذخيره کرده‌ام ايشان جواب مفصل و بي‌ادبانه‌يي به شما داده بودند که پاک‌شان کردم. پس اگر بي‌انصافي شده باشد در خق اوست نه تو! به هر حال اگر مايل هستي به من ايميل بزن تا متن پاک کرده را براي‌ات بفرستم.
دوست جوان خواهش مي‌کنم مرا در دعواهاي کودکانه‌ي تان داخل منيد بهتر است خودتان هم اين دعواها را کنار بگذاريد. زنده‌گی به شما خواهد آموخت که دوستي‌ها و دشمني‌ها قدر و منزلت آدم‌ها را تعیین مي‌کند آنوقت حتما در دوستي‌ها و دشمني هاي‌تان تجدید نظر خواهید کرد!


jay 15:47 @ Wed, 17 Sep 03

شبح جان ~
کلی خنديدم :-)
چند سال پيش توی يکی از سفرهام به قبرس ۲ تا دختر خانم ايرونی ديدم که داشتند از چند تا الاغ عکس می گرفتند ! يکی از اونها از من خواست که از اون ۲ با چند الاغ کوچولو خوشگل { راستی به بچه الاغ چی ميگن ؟} عکس بگيرم ! وقتی دوربينش رو پس دادم به فارسی گفتم شما که ملا و آخوند و الاغ تو ايران زياد داريد !!! کمی خنديديم .و گفتند چطور می تونی اين الاغهای ٬ بی آزار ٬ رو با آخوندهای وحشی ٬ مقايسه کنی ! اتفاقا می خواهيم تو ايران نشون بديم که اينها از الاغهای قبرسی هم پايين ترهستند !

شاد باش رفيق و به چرت و پرت های هرزه گويان اهميت نده :-)


مشاطان 15:31 @ Wed, 17 Sep 03

خیلی خیلی خیلی خوشحالم :)
شما نمی شنوید ولی من میشنوم ! منظورم خرد شدن هست !


amir 14:25 @ Wed, 17 Sep 03

ديدی حق با من هست !‌!‌!‌!
داريد به هم نان مي دهيد !
اگر آدم با انصافی بودی صبر ميکردی آن آدم بی کار چند منظوره و چند شخصييتی نوشته های من راببيند بد پاک ميکردی !!‌!‌!


نادر بکتاش 14:17 @ Wed, 17 Sep 03

سلام به شبح مهربان ما در اين وبلاگستان. شبح عزیز احساس می کنم این روزها مثل گذشته ها دیگر آنچنان انرژی برای نوشتن نداری و چیزی تو را رنجور کرده است
(نظر ۵)

من هم همين احساس را دارم. مال چيه؟ مسائل شخصی تو را من نمی شناسم. ممکن است مربوط به آنها باشد. اما، تا آنجايی که به وجه جمعی آن بر می گردد، شايد ناشی از احساس بی حاصل شدن فعاليت (نوشتن) به شکل کنونی باشه (تا حدی - نه کاملا- بی هدف و از نوع : تو نيکی می کن و در دجله انداز ... به چيز دندانگيری منجر نميشه - تشکل ).


شبح 13:52 @ Wed, 17 Sep 03

امير و شيوای عزيز!
از اين که کامنت‌هايی را که در آن به هم ناسزا گفته بوديد پاک کردم معذرت می‌خواهم اما چاره‌یی نداشتم قبلا هم گفته بودم دوست ندارم اين نظرخواهی‌ بدل به جدال‌های شخصی شود.
از همه‌ی دوستان هم خواهش می‌کنم اگر کسي به من ناسزا گفت پاسخ ندهند من خودم اين کار را خواهم کردم.
و اما امير گرامی!
درست متوجه انتقاد تو از خودم نشدم. اما ظاهرا تو دو انتقاد مشخص داری يکی اين که من ترسو هستم و ديگر اين که برای بالا رفتن ميزان مخاطبان‌ام می‌نويسم. من سعی می‌کنم به اين دو انتقاد تو پاسخ دهم بدون اين که بخواهم شيوه‌ی حرف زدن خاصی را به تو تحميل کنم از تو خواهش می‌کنم کمی دوستانه‌تر و موادبانه‌تر انتقاد کند.
اول اين که من با هر انگيزه‌یی که بنويس‌ام تغييری در درستی يا نادرستی حرف من داده نمی‌شود تو برای رد کردن حرف من بايد منطق مرا و استدلال‌های مرا رد کنی نه اين که به خصوصيات اخلاقی من اشاره کنی؟ من ممکن است آدم ترسویی باشم اما حرف ام درست باشد و ممکن است آدم شجاعی باشم و حرف‌ام نادرست باشد. گاهی دعوت به آرامش کردن و مردم را دعوت به آرامش کردن شجاعت بسيار بيشتری می‌خواهد.
اما ببينيم آيا استدلال تو منطقی است! اگر من آدم ترسو و خودپسندی هستم که می‌خواهم کانتر و ميزان خواننده‌گان‌ام بالا برود آيا روش‌های بهتری وجود ندارد مثلا نمی‌توانم در مورد مسايل بی‌بو و خاصيت بنويسم و مزه سکسی هم چاشنی‌اش کنم آن وقت نه خطری تهديدم می‌کند و خواننده‌گان وب‌لاگ‌ام هم افزايش پيدا می‌کند. به نظر تو نوشتن چند صفحه تحليل سياسی کسل کننده موجب بالارفتن آمار خواننده‌گان کسی می‌شود؟
حال راه حل تو چيست؟ اگر من آدم شجاعی بودم چه می‌کردم؟ عکس و مشخصات‌ام را بالای صفحه‌ی وب‌لاگ‌ام قرار می‌دادم؟ اين به نظر تو شجاعت است؟
آيا آزادی و امنيت آزاد حرف زدن در جامعه ما وجود دارد؟ در جامعه‌يی که طبق قانون هر کس می‌تواند به تشخيص فردی خود عمل کند و کسی را مهدوردم بشمارد و بدون محاکم بکشد با نام و مشخصات و نشانی حرف زدن نشانه‌ی شجاعت است؟
حالا پيش تو و ساير خواننده‌گان اين نظرخواهی اعترافی می‌کنم.
من آدم شجاعی نيستم و آنقدر هم عزت‌نفس و بلندی طبع ندارم که از تعريف ديگران خوش حال نشوم و ناسزای ديگران اندوهگين‌ام نکند تا اين جا تو پر بيراه نگفته‌يی اما آن‌قدر هم ترسو نيستم که در مورد مسايل مهم کشورم نيانديشم و ننويسم و حرف نزنم و گوشه‌ی آفيت پيشه کنم ضمنا آنقدر هم حقير نيستم که از هر تعريفی به وجد بيايم و از تعريف کننده انتقاد کنم. اتفاقا بعترين دوستان من هميشه در اين‌جا مورد بدترين حملات من قرار گرفته‌اند چون من در مورد انتقاد از دوستان بسياری بی‌رحم‌تر از انتقاد از دشمنان هستم چون دوستان‌ام را دوست دارم و می‌دانم انتقاد جوهره‌ی بالنده‌گی است.
به هر حال اميدوارم نظرت در مورد من عوض شود و من هم شجاع‌تر شوم و بلندای طبع‌ام رفيع‌تر گردد.


غبارافکار 13:30 @ Wed, 17 Sep 03

اقا یک ژک مشت بزن!نمیدونم چرا وقتی اینا یه حرفی میزنن ادم بدتر انجام میده!یا حق!


maryam 13:20 @ Wed, 17 Sep 03

پس شبح كه ميگفتند تويي:)


سولانژ 12:09 @ Wed, 17 Sep 03

سلام شبح جان ... خوبی؟


حميد 9:16 @ Wed, 17 Sep 03

سلام شبح جان...
امروز يه گل واژه ديگه هم از اين بنده خدا تو روزنامه ها چاپ شده بود ... اين بنده خدا تلاوت فرمودند كه : مردم نياز به احساس آزادي دارند... ميبيني ؟ احساس آزادي نه خود آزادي... بابا رئيس جمهور به اين گوشت كوبي هم نوبريه والا...

پاينده باشي...


اذر 6:52 @ Wed, 17 Sep 03

شبح به ایم طنازی نوبره واللاه....
ضمنا این اقای حرام اعلام کن سیگار فکر کنم پورسانتی گرفته باشد از وارد کننده . چون میترسم میزان خرید سیگار چند برابر شود .
راستی ؟ این داستان حلال و حرام


katbalou 5:44 @ Wed, 17 Sep 03

سلام
این ها هم دیگه جوک مجسم هستند. احمقانه است.
خوش بگذره


گرگ 1:59 @ Wed, 17 Sep 03

باسلام/وبلاگ شما را خواندم/همه اش را، با دقت، كلمه به كلمه/خوب مي‌نويسيد/به نظر صادقانه و دوستانه است/بدون هيچ غرضي/وقتي آدمهايي مثل شما را مي‌بينم بعضي كه گلويم را گرفته اندكي رهايم مي‌كند/با خودم ميگويم در ميان آن همه آدم كه هر كدام به حيواني مي‌مانند كه اكثرا هم جزو درندگانند هنوز كساني هستند كه آدم باشند/ از خودم ميپرسم آيا از او هم فقط شبحي باقي مانده است…/خيلي جدي نگيريد/زوزه هايي است كه گاهي در تنهايي مي‌كشم./ گرگ


yekgharibeh 0:03 @ Wed, 17 Sep 03

شبح جان سلام، کلی حال کردم با اين نوشتت. همونطور که کيميا ميگه مثل اينکه اين روزها خيلی سر حال نيستی. وبلاگستان بدون شبح فعال و پرکار هم که به درد نميخوره.


مغناطیس 23:59 @ Tue, 16 Sep 03

شبح عزیز میشنوی ... چیرو میگم؟ گوش کن درست ! صدای زنجره های دموکراسی ! فریاد بی صدای دموکراسی ! اینایی که میبینی ، مجلس و دولت و ... همه مشاورین خلیفه اند . مردم ! مردم چی کاره اند؟! خوب مردم هم باید چشم به توجه خلیفه داشته باشن و شفای بیماریاشونو از لمسه دستای خلیفه و لمس چفیه بخوان !


فرهنگ 23:53 @ Tue, 16 Sep 03

جناب شبح ، اين قضيه حرام کردن سيگار نظر مرا هم (در يادداشت جديدم ميتوان خواند) جلب کرد. موفق باشيد.


minimalist 22:33 @ Tue, 16 Sep 03

هرکی ترک کنه عوضش اون دنيا سيگارای بهشتی ....


amir 22:15 @ Tue, 16 Sep 03

شبح ترسوی لاف زن!!!!
آگر وجود داری بجای حرف زدن و تو سوراخ چپيدن عمل کنيد !‌!‌!‌
شما ها که هر لحظه ترس این را دارید که شناسایی بشوید !‌!‌!‌!‌! پی چرا چرت و پرت می نویسی ؟؟؟
از راه دور داری ميگی لنگش کن !‌!‌!‌!‌!
جنگيدن و مبازه کردن وجود ميخواهد !‌!‌!که اکثر قلم بدستان اين وجود را ندارند !‌!‌!اين ديگران هستند که سپر بلا شده اند نه يک مشت ترسو مثل تو و دوستانتان !‌!‌!
که از سايه خود هم ميترسيد !‌!‌!‌!!‌!‌!‌
شماها فقط مي خواهيد با اين کارها اسم درکنيد ‌!‌!‌!‌!‌‌!
فقط دوست داريد که امار خوانندها بالا برود!
البته يک سری هم بقول خودشان با اين کارها کمبود های خودشان را جبران ميکنند!‌
درست هست که خیلی ها تو را نمیشناسند !ولی تو دروستان وب لاگ نویست چی ؟ این نوشتن ها تبدیل به مسابقه شده !‌!‌ همه سع دارید میکنید فقط بیشتر بنویسد!‌ حالا هر چی که میخواهد باشد !‌!‌حتی لینک دادن بین شما ها شده حالت نون غرص دادن !‌!‌نو بذه تا من هم بگذارم !غیر تز تین هست ؟؟ درد شما و دوستانتان همین هست !
حتی میشه تو نظر خواهی این مورد را به آسانی مشاهده کرد این برای آن میماله و آن یکی هم در جای دیگر برای آن!‌!


shiva 22:08 @ Tue, 16 Sep 03

چقدر خوب ! پس آخوند به قبرس صادر ميکنيم :)


armin gilemard 20:08 @ Tue, 16 Sep 03

سلام ... غرب خلاصه نميگذارد ايران فن اوری هسته ای داشته باشد حالا چه صلح آميز و چه جنگی ..... زهر خند نبود ، زهر قاه قاه بود ..


kimia 19:32 @ Tue, 16 Sep 03

سلام به شبح مهربان ما در اين وبلاگستان. شبح عزیز احساس می کنم این روزها مثل گذشته ها دیگر آنچنان انرژی برای نوشتن نداری و چیزی تو را رنجور کرده است نمی دانم این فقط احساس یکی از هواداران نوشته هایت هست .فقط خواستم در این وانفسا و دو صباح زندگی مان تو را پور شور و امید ببینم چرا که امید و حامی ما جوانان هستی با احترام.


شکارچی 19:26 @ Tue, 16 Sep 03

سلام شبح عزیز
توی نوار شهر قصه بیژن مفید یه تیکه خیلی جالب میگه:
ای بابا وقتی یارو دخترشو حتی به ملا نمیده به خر بده؟
حالا حکایت آقایونه!!!
موفق باشی و پاینده.


شکارچی 19:25 @ Tue, 16 Sep 03

سلام شبح عزیز
توی نوار شهر قصه بیژن مفید یه تیکه خیلی جالب میگه:
ای بابا وقتی یارو دخترشو حتی به ملا نمیده به خر بده؟
حالا حکایت آقایونه!!!
موفق باشی و پاینده.


سولانژ 19:01 @ Tue, 16 Sep 03

چه شبح بد اخلاقی :(


آبی 18:15 @ Tue, 16 Sep 03

حيف از اينهمه سوژه صنز نبود که همه رو توی يه مطلب نوشتی...
عالی بود...
شاد باشی...يا حق!






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1310
تعداد نظرات: 25711
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: april 15, 2008 01:18 am


از کجا آمده‌اند؟