دوشنبه، 17 شهریورماه 1382 | September 08, 2003

هم‌چنان جنايت عليه کودکان

خواندن بعضی خبرها تا اعماق وجود آدمی را متاثر می‌کند. در روزنامه‌ی ياس‌نو امروز خبری نقل شده بود در مورد کودک‌آزاری. دختری 9 ساله به نام نرکس مورد آزار شديد جنسی قرار گرفته است و هم‌کنون با طحالی پاره و بدنی که با انبر داغ شده است در بخش مراقبت‌های ويژه‌ی بيمارستان بوعلی بستری است. طبق اطلاع روزنامه‌ی ياس‌نو اين دختر نوجوان توسط عموی‌اش مورد تجاوز وحشيانه قرار گرفته است و در حالت اغما توسط پدر و مادرش به بيمارستان منتقل شده است. نکته‌ی دردناک اين است که هيچ شکايتی از اين عموی جنايت‌کار به عمل نيامده است و نکته‌ی دردناک‌تر اين که اين نوجوان بی‌پناه مورد حمايت قانون قرار ندارد. پدر و مادر بی‌فکری که دختر نوجوان خود را با عموی بيمارش تنها راها کرده‌اند به جای اين که متهم اصلی اين پرونده باشند خود بايد شاکی باشند که نيستند.
چندی پيش در مطالبی تحت عنوان "مادر: هم زرع هم زارع" تلاش کردم نشان دهم کودکان متعلق پدر و مادر و هيچ شخص حقيقی يا حقوقی ديگر نيستند کودکان مانند انسان‌های بزرگ‌سال شخصيت مستقل دارند و بايد مورد حمايت اجتماع قرار بگيرند. متاسفانه طبق قوانين جاری کشور کودکان جزو اعمال پدر يا ولی قهری او قرار دارند و پدر حتا می‌تواند فرزند خود را بکشد و از تعقيب قضايی به جرم قتل مصون باشد (ماده‌ی 220 قانون مجازات اسلامی) و يا قاتل فرزند خود را عفو کند و اين يعنی جنايت عليه بشريت! نرگس نازنين مانند ميليون‌ها کودک هم‌وطن خود بی‌پناه رها شده است و جالب است بدانيد ايران کنوانسيون جهانی حقوق کودک را امضا کرده است. کجا هستند مدافعين جهانی حقوق کودک تا از "نرگس" بی‌دفاع و بی‌پناه حمايت کنند.
پی‌نوشت: از تذکر دوست عزيزی که در نظرخواهی متذکر شده بود دختر 9 ساله کودک است نه نوجوان تشکر می‌کنم و يادآور می‌شوم طبق قوانين بين المللی و همين کنوانسيون حقوق کودک. افراد زير 18 سال کودک محسوب می‌شود. قيد نوجوان را به عنوان بلوغ شخصيتی و جنسی به‌کار برده بودم مسلما نرگس و تمام افراد زير 18 سال کودک محسوب می‌شود.

September 8, 2003 01:45 PM | TrackBack

سورین 17:55 @ Mon, 5 Apr 04

این بوی غریب پاییز نبود که نرگس مرا پرپر کرد
این من نادان باغبان بودم که به سرمایش دادم
نرگس من خوب بود پاک بود شاد بود این فکر بی تفکر من آن را خراب کرد.


سورین 17:55 @ Mon, 5 Apr 04

این بوی غریب پاییز نبود که نرگس مرا پرپر کرد
این من نادان باغبان بودم که به سرمایش دادم
نرگس من خوب بود پاک بود شاد بود این فکر بی تفکر من آن را خراب کرد.


عبدالعزیز فروتن 18:45 @ Wed, 24 Mar 04

سلام
هر روز در کشور من نرگس ها زاده ميشوند و ميميرند
نرگس های ۷ ساله در اينجا با مراسمی که همه در ان شرکت ميکنند به عقد مردی ۲۵ ساله درمی ايند
و شب هنگام همه منتظر دستمال خونين نرگس هستند...
حالم از همه به هم ميخورد....


golku 22:51 @ Tue, 9 Sep 03

منظورم یونیسف بود .ببخشید.


golku 22:50 @ Tue, 9 Sep 03

داشتم کامنت ها را می خواندم. ماهمه نگران نرگس و همه کودکان ایرانی هستیم اما کامنت های ما دردی ازش دوا نمی کند.
مابرای خیلی چیزها نوشته ایم و بنر گذاشته ایم. باید برای دفاع از حقوق کودکان ایرانی هم این کاررا بکنیم. کسانی که در این اوضاع نابسانان بیشترین ضرر رامی بینند اما کسی هم محلشان نمیگذارد. نمیدانم به چه مرجعی میشودنوشت ( مثل یونسکو) و خواست که به وضع نر گس و بقیه کودکان در ايران رسيدگی کنند. از آنها که بلدند پتيشن آن لاین بنويسند و بنر درست کنند خواهش ميکنم دريغ نکنند.


sonbole roomio 20:32 @ Tue, 9 Sep 03

از صحبتای شیوا تعجب میکنم. شیوا جان منم مدت زیادی نیست از ایران اومدم . توی اون جامعه زندگی کردم و خشونتشو با تموم وجود م حس کردم روز ی هم نیست که خبری از وحشیگری شکنجه و بی حرمتی به روح و روان انسانها از گوشه و کنار نشنویم اما این دلیل نمیشه که حساسیتمونو نسبت به تک تک موارد از دست بدیم و بگیم ای بابا این چیزا دیگه عادی ه اصلا مگه میشه چنین چیزی عادی بشه؟ یه فرد انسانی یه موجود زنده درد بکشه شکنجه بشه ،به روح و جسمش تجاوز بشه حیثیتش زیر پا گذوشته بشه ،در حد یک شی پائین اورده بشه ،از بی قدرتی و ضعفش سو استفاده بشه وو همه اینا عادی باشه ؟ البته فکر می کنم منظور شیوا بیان اینه که توی این جامعه همه قربانی خشوتند و باید ریشه ها رو پیدا کرد اما فکر میکنم کمی بد بیان کرده.
داغ خشونتی که بر هر فرد انسانی میره همیشه و در همه حال تازه ست و تکان دهنده.


Mahshid 17:49 @ Tue, 9 Sep 03

خوب اينحا شلوغ شد. يکی يکی بريزين سر آدم.
سينا حان. حرف تو اين معنا را برای من می دهد که انسانها بلقوه می توانند حيوانی رفتار کنند. و من اين را قبول ندارم. من عموی نرگس را بيمار می دانم و حامعه را بيمارتر که اين بيمار را می گذارد راست راست بگردد. ولی اينکه انسانها هرکدام بتوانند اين کار را بکنند. اگر روزی به اين نتيحه برسم باور کن ديگر زندگی ام تمام شده است.
شيوا حان...آخه خودت ببين حی نوشتی..؛تو اين حامعه به حيوان رحم نمی شه حی برسه به بحه.؛..تو گفتی واسه کدوم نشريه می نوشتی ؟ همون که ورشکست شد ؟؟
شکار حی بسيار عزيز و مهربان...می دانم که حه می گويی..نوشته زيتون را هم خوانده بودم. آن هم يک تحاوز است..آن هم ناديده گرفتن حقوق يک انسان است که به عنوان ماشين حوحه کشی مورد استفاده قرار گرفته تا حوحه دلخواه را تحويل دهد...اما عزيز..کودکان آسيب بذير ترين اعضا حامعه ما هستند. من و تو نمی توانيم به آن خانوم بگيم نزا...شايد بگه دلم می خواد بزام. اصلا مسئله فرق می کند با کودکی که اينحنين مورد تهاحم قرار ميگيرد. اينحا وظيفه ماست که از او دفاع کنيم. در مورد آن خانم و زايمان های متعدد تا اينکه بحه بسر باشه مسئله آگاهی احتماعی لازم است برای مرد و زن هر دو...اينحا جنايت انجام شده. اين دو را با هم يکی نکنيم و نگيم که از اين بدتر هاش تو حامعه هست. که می دانيم همه می دانيم که هست. اما دفاع از کودکان و ايجاد محيطی امن برای رشد ايشان وظيفه همه ماست. اين حرکت عمو جرم خصوصی نيست. عمومی است و بايد اين فرد حتی اگر شاکی خصوصی نداشته باشد مجازات شود. بايد اين مسئله به عنوان جرم عمومی تثبيت شود.


روزنگار 15:09 @ Tue, 9 Sep 03

در اين زمانه ی غريب / در اين ناکجا آباده پر از فريب / چيزی مثل احساس گم شده است / چه قشنگ گفت سهراب / جور ديگر بايد ديد / ميخواهم ناله کنم / که چرا اين مردم نميخواهند پنجره ای بگشايند


راستی كه چقدر مملكت بي در وپيكري داريم حقيقت هم همين هست وقتي مملكتي با قوانين شرع ملخ خورها اداره شود چيزي جز اين انتظار نمي رود.راستي شبح عزيز من از ابتداي شروع وبلاگها در 2 سال پيش مطالب همه وبلاگها را مي خواندم آن زمان آريا در هيس چه زيبا مي نوشت .و تا الان اين دنياي مجازي بخشي از زندگي من شده.من جديدا خودم هم مشغول به وبلاگ نوشتن شدم و از شما كه استاد در اين ضمينه هستيد تقاضا دارم كه وبلاگ مرا هم ببينيد و در مورد آن نظر دهيد.

ساده است نوازش سگي ولگرد
شاهد آن بودن كه
چگونه زير غلتكي ميرود و گفتن كه
«سگ من نبود»

ساده است ستايش گلي
چيدنش
و از ياد بردن كه آبش بايد داد

ساده است بهره جوئي از انساني
دوست داشتنش بي احساس عشقي
او را به خود وانهادن و گفتن كه:
ديگر نميشناسمش

ساده است لغزش هاي خود را نشناختن
با ديگران زيستن به حساب ايشان و
گفتن كه من اينچنينم

ساده است كه چگونه ميزييم
باري
زيستن سخت ساده است


مهرسا 14:30 @ Tue, 9 Sep 03

شبح عزيز سلام. ماجراهايی از اين دست حقايق تلخ و گزنده ای هستند که در گوشه و کنار دنيا اتفاق ميفته... اما مظلومی نرگس و امثال او شديدتر است از اين رو که هيچ حامی ندارند و چه بسا اين اتفاق دوباره و چند باره برای آنهاتکرار شود...


شكارچي 13:16 @ Tue, 9 Sep 03

سلام
من معذرت ميخوام بجاي نرگس خونده بودم نازنين.
مهشيد خانوم ببخشيد. منظور من از طرح اين سوال مقصر كردن نرگس نبود! ميخواستم بگم كه اين جامعه هست كه داره يه فرهنگ غلط رو تو ذهن پدر و مادر جا مياندازه .عمو نرگس قطعا بيماره و شكي نيست ولي اين برخورد اون پدر و مادره كه باعث شده يه همچين جراتي پيدا كنه!
مطلب زيتون رو بخون! و كامنتي كه گذاشتم.اونهم يه تجاورزه يه زن بايد اونقدر بچه بياره تا پسر باشه! اين تجاوز نيست؟ فكر ميكني زنه دلش ميخواد؟
درد من همه از اين فرهنگ غلطه! ازاين باورهاي بيخود و حال بهم زن!
ميدوني دارم به چي فكر ميكنم؟ به فرداي جامعه اي كه نرگس توش بزرگ ميشه و ميخواد اداره اش كنه!!فاجعه است!
از شبح عزيز هم معذرت ميخوام كه از كامنتش استفاده كردم.


jay 13:11 @ Tue, 9 Sep 03

شبح جان ٫ اشمکو در آوردی :-(
ولی ممنونم که نوشتی تا لااقل همگان از اين واقعيات ٬ تلخ ٬ جامعه سنتی اسلامی ايران خبر دار شوند ... چقدر راه مونده تا درايران هم قوانين به نفع حقوق ٬٬انسانها ٬٬ باشه ؟؟؟

دوست من ٬٬‌خانه از پای بست ويران است ٬٬

به اميد اونروز ....

سبز و پاينده باشی
پ.ن.
هنوز برای مظلوميت ٬ نرگس ٬ می گريم !:-(


نوشی 10:02 @ Tue, 9 Sep 03

با خوندن متنتون اونقدر احساس خشم و ناراحتی به من دست داده که داد که انگار همه فرياد دنيا در گلوی من جمع شده... به کجا داريم ميريم؟


مغناطیس 9:39 @ Tue, 9 Sep 03

شبح عزیز نمیدونم تا کی باید ببینیم و بشنویم خبر هایی اینچنینی که اتشی در دل میاندازد . ای کاش میشد زمین از هر چه سیاهی بود پاک میگشت .


مغناطیس 9:36 @ Tue, 9 Sep 03

مينشيند غبار اندوه در رگم / ای کاش قلب ديده ی من از ديدنش عاجز بود / کودک را فريادی مانده است ؟! / فريادی خفه پشت اين نامردمی ها / دل من آنقدر فراخ نيست / کز ديدن اين تيرگی ها نشکند / دل من چون طحال کودک است / کودکی مظلوم / در چنگال حيوان هوس / ديگر رمقی نماندست در دستهای من / تا بنالم از مرامه روزگار /


skizoferny 8:49 @ Tue, 9 Sep 03

سلام ... شبح عزيز اينجا دو حالت وجود داره ... يا اينكه شما مسلملن هستي و حكومت اسلامي رو قبول داري .. كه اگر اين حالت درست باشه از صدقه سري قوانين حكومت اسلامي بايد عرض كنم خدمتتون كه شما چه جور مسلماني هستي؟ ... حالت دوم اينكه شما مسلمان هستي و حكومت اسلامي رو قبول نداري كه در اين صورت شما اصلا ... مرد حسابي اينهمه موضوع هست واسه وبلاگ نوشتن ... حتما بايد سر صبحي دهن منو باز كني؟


نرگس 8:27 @ Tue, 9 Sep 03

دیشب تنها بودم که این خبر تو روزنامه خوندم. دلم میخواست برم داد بزنم.دیشب هم خواب های خیلی بدی دیدم و از خواب بیدار شدم.تا صبح خوابم نبرد.


پویا ( اعترافات یک متهم) 8:20 @ Tue, 9 Sep 03

و باز هم هيچی = دقيقا هيچی!!!


یلدا 4:04 @ Tue, 9 Sep 03

کودکان معصومترين و دوست داشتنی ترين و بهترين موجودات روی زمينند. به نظر من وقتی در اين مملکت به کودکان و حقوقشون که مظهر پاکی و بی دفاعی هستند وقعی گذاشته نميشه، وای به حال ديگران...


صنم 3:46 @ Tue, 9 Sep 03

من دهانم تلخه ... ذهنم تلخه ... خونم تلخه ... آخ كه چه قدر دوست دارم همه ي اين تلخيها رو بالا بيارم و بريزم بيرون ...


شراگيم 3:38 @ Tue, 9 Sep 03

فقط ميتونم بگم متاسف و متاثر شدم...!


قره قوروت 2:08 @ Tue, 9 Sep 03

دردناک و تاثر برانگیز...


مايا 23:16 @ Mon, 8 Sep 03

سلام بر شبح عزيز
همين.....


atash 22:53 @ Mon, 8 Sep 03

۱۵ یادش رفت اسمش را بدهد اورا ببخشید ....


22:51 @ Mon, 8 Sep 03

همه اینها منوط میشه به اینکه در ایران چیزی به نام حقوق انسان نداریم همانطور که زن در تملک مرد است کودک هم متاع تام الاختیار والدین است وبه تبع دولت نقشی ندارد ... حادثه ای را برایتان تعریف می کنم .. برادری که ظاهرا مشکلات روانی داشته خواهر خود را می کشد وبه خاطرش روانه زندان می شود اما مادر با بخشش ورضایت ( چون به هر حال زاینده بوده !! ) پسر خودرا آزاد می کند . پس از آزادی کمتر از یک سال دوباره بر اثر مشاجره با خواهر دیگرش اورا هم با روسری خفه می کند و از خانه متواری مشود .. می بینید ؟؟ قاتل بی آنکه به مجازات عمل خود برسد به راحتی انسان دیگری را می کشد.. بی ارزش بودن جان انسان بی ارزشی به کل حیات یک جامعه است و کودک هم از اين قاعده متاسفانه مستثنی نيست .. دست خانواده ها برای هر گونه جنايتی باز است وگهگاهی در يايی از اين جنايات در جامعه درز وعیان می شود ودولت هم گاهی برای خواباندن صداها حرکات مصنوعی انجام میدهد .. مسئول مستقيم اين بی عدالتی ها دولت وحکومتی است که با مردم فاصله ای دورتر از ماه دارد ...


shiva 22:25 @ Mon, 8 Sep 03

مهشيد عزيز :
تو اجتماع ما کودکان که سهله حتی به حيوانات هم رحم نميکنن ! دلت واقعا خيلی خوشه !!!!!! جون آدم تو اين روزگار به هيچ انگاشته ميشه . مطلب امشب منو بخون در مورد کاپيتالاسيون سرعی تا بخوبی درک کنی عمق فاجعه يعنی چی ! فکر هم نکن من و ما نميدونيم به بچه ها ظلم ميشه اما در درجه اول به مادر و پدر ظلم ميشه و اونها ميان و تمام دق و دلی رو سر اين بيچاره ها خالی ميکنن و اينه که بايد اول والدين آرامش داشته باشن تا بچه ها هم به ارامش برسن ! گرچه اينو بدون همه اين خواسته های ما باد هواست !! کاش يه تک پا بلند شی بيايی تهران و فقط نيم ساعت پشت چراغ قرمز ها يا توی ميدونهای شهر بگردی و به تعداد موهای سرت بچه های خيابانی و قربانيان کار رو ببينی که چطور دارن تقاص حماقتهای دولت و والدينشون رو پس ميدن ! گرچه از من می پرسی من جواب بهتری دارم که جاش اينجا نيست . بزودی دربارش می نويسم . به هر حال ممنون از تذکرت .


golku 19:06 @ Mon, 8 Sep 03

وای شبح عزيز دل آدم آتش ميگيرد.

اين کودک ملک خصوصی پدر و ماد رنيست که با يک عموی بيمار ولش کنند و بعد هم چون شکايت نمي کنند فکری به حال عموی بيمار نشود که ميتواند اين بلا را فرداسر کودکان ديکر هم بياورد.
گذشته از آسيب جسمی ..آسيب روحی وارد آمده به اين کودک و زندگی که در اين جامعه پس رفته در پيش روی اوست هيچ تصوير خوشی نيست.

ازدولتی که کودکان سیزده ساله را به پای جوخه اعدام میفرستد و دحتر ۹ ساله را بالع حسا ب میکند و آماده از دواج! ..دولتی که کودکان خیابانی دیگر سمبل حکومتش شده اند ازش توقعی هم نمیرود که حامی منافع کودکان باشد. مگر در اضفهان پدری به دلیل اینکه فکر میکرد دحترش مورد تجاوز عمویش قرار کرفته سرش را نبرید ؟


سينا هدا 18:27 @ Mon, 8 Sep 03

مهشيد عزيز ميبيني اين اشاره ي صريح را؟!!!
گويا پاسخ سوال تو در كامنت وبلاگ خودت بود.
همين ساعتي پيش بود كه ميپرسيدي مگر آدمها حيوان هستند؟ ميبيني كه اگر رها شوند، اگر قانون و امكانات انساني برايشان فراهم نشود، قابليت آن را دارند كه از حيوان حيوان ترشوند.آن نصيحت و سفارش را كه برايت فاكت آوردم براي چنين جامعه اي بود ...وگرنه در جامعه ي سالم و يا قانونمند كه نه اشارتي لازم است و نه قانوني!براستي در چنين جامعه ي بيماري تا علاجي و شفا و بهبودي رخ نداده چه بايد كرد؟!
واي! كه چقدر اين حاكمان قلدر در اوج گرفتن جنون و حيوانيت اين مرديكه ي پست سهيمند!

وقتي به ترس و اشك آن كودك فكر ميكنم براستي اشكم جاري ميشود ...و پر از خشم ميشوم.


مهشيد 17:09 @ Mon, 8 Sep 03

شیوا جان. از حرف شما هم هیچ نفهمیدم. مگر مسابقه است و قرار است ثابت کنیم به کی بیشتر اجحاف و ظلم می شود؟
انگار عادت داریم یه چیزی که می شنویم بگیم : به ..این که چیزی نیست...اینو شنیدی ؟
آنچه شبح در اینجا مطرح کرده است بیان یک جنایت است. و بیان این حقیقت که قوانین ما حتی در حرف هم هيچ حمایتی از بی دفاع ترین انسانهای این اجتماع..کودکان...نمی کند.


سينا هدا 17:09 @ Mon, 8 Sep 03

وحشتناك است... واقعا متاسفم!

مهشید عزیز من فکر کنم شکارچی عزیز میخواهد بگوید تا زمانیکه میخانه ساغی صاحبنظری ندارد نمیتوان سراغ مقصر اصلی ( نه مقصر تنها)گشت.

بزرگترين مقصر حاكمان و مدعيان بر قراري عدالتند.
از حضرت خامنه اي مقصرتر خودش است.
هر كس بر جاي او بنشيند مقصر است.
هر مدعي كه با يقيني كاذب با جان و حيثيت انسانها بنام دين و خدا بازي ميكند مقصر است.تمام مدعيان قيموميت جامعه مقصرند...ممكن است اين مشكل فرهنگي از قبل به ارث رسيده باشد اما آنها كه بر سر تخت و ممبر حقيقت نشسته اند تا زمانيكه بر آن تكيه زده اند مقصرند....بگذريم از اينكه اينان خود در تقويت شرايط بيمارگونه با ايجاد شرايط تحميلي و محدوديتهاي تزريقي به جامعه هرچند با نيات خير كوشيده اند.
قوانين كه جاي خود دارد شبح جان...پيش از وضع قوانين مدعي برقراري عدالت مقصر است.پدر و مادر ذيل سايه ي ولي ناتوان فقيه نفس ميكشند.اگر اين مدعيان سايه ي خود را بر سر امنيت مردم سنگين نميكردند آنوقت ميشد سراغ تك تك عوامل رفت اما تا آنموقع هر جنايتي رخ دهد همه ي تقصير آن بر عهده ي ولي مطلقه ي فقيه است.حالا اگر قيد يا صفت مطلقه را بر ميداشتند قسمت عمده بر عهده اش بود...وقتيكه زيستن ابتدايي و حق اظهار نظر و نان خوردن را موكول به دروغ و ريا كرده اند دنبال كدام مقصر ديگري بايد بگرديم؟


persian woman 16:43 @ Mon, 8 Sep 03

نفسم بند اومده. نمی دونم چی بگم ...


مهشيد 16:01 @ Mon, 8 Sep 03

شکارچی جان. هیچ نفهمیدم منظورت را . حتی اگر بدوی ترین قوانین اجتماعی در اجتماع ما حاکم باشد نباید انسانی به خودش این حق را بدهد که به انسان دیگری تجاوز کند. اگر آن انسان دیگر کودک بود که جرم اين آدم صد برابر می شه. چون یک کودک حتی توان دفاع از خود را هم در برابر زور و قدرت بزرگسال ندارد. نمی فهمم اصلا چرا این را به عنوان سئوال مطرح می کنی ؟ که چه کسی مقصر است. نازنين ؟‌( فکر می کنم منظورت بچه است در اینجا که نمی دانم اصلا چرا اسم او در لیست سوال آمده )‌؟ اینکه عمو مقصر است کاملا مشخص است. اگر بیمار باشد یا نباشد از تقصیر او کم نمی کند. در هر دو صورت باید از جامعه جدا شود. اگر بیمار باشد به درمان نیاز دارد و اگر ؛ سالم ؛ باشد که ...به هرحال باید از جامعه جدا شود. من پدر و مادر را هم مقصر می دانم که به حقوق کودک خود احترام نمی گذارند و از او حمایت لازم را به عمل نمی آورند. اگر نتوانستند به موقع عمل کنند و از وقوع جرم جلوگیری کنند باید حد اقل الان دختر را تحت پشتیبانی خود قرار دهند و به عنوان شاکیان ، تقاضای مجازات برای مجرم کنند. این کمترین کار است.
شکارچی جان..می گویی نمی دانی چه کسی مجرم است ....در حالی که مسئله واضح است. ما در قبال کودکان این جامعه وظیفه داریم . وظیفه داریم که محیط رشد امنی برایشان فراهم آوریم. ما به عنوان بزرگسال باید از آنان حمایت کنیم تا بتوانند در محیطی حتی المکان سالم رشد کنند. تنها بزرگسالان هستند که این وظیفه را دارند و این مسئوليت را. در مقابل کودکان بی انصاف نباشیم. با قرار دادن اسم آنان در ردیف متهممان و با کلمه نمی دانم از بار مسئله کم نکنیم. این کمترین مسئولیت ما در قبال نسل فرداست. به وجود آوردن محیطی امن. و رفع تقصیر همه جانبه در مورد جرائمی که آنان قربانیان آن هستند.
همین.


shiva 15:58 @ Mon, 8 Sep 03

شبح عزيز :
جناياتی عليه بزرگسالان مخصوصا زنان ميشه که در برابر جنايات در برابر کودکان هيچه ! يک سر تشريف بيارين وبلاگ من خودتون متوجه ميشيد !!!!!! :(


بابک 15:52 @ Mon, 8 Sep 03

از همه تلخ تر اينجاست که همه بعد از چندی اين جنايتها رو فراموش می کنيم . خدا می دونه اين چندمين مورد از کودک آزاريه که جريانش رو می خونم و باز هم ... هيچی .


ازی 15:33 @ Mon, 8 Sep 03

شبح عزيز حتما موافقی که بيشترين ظلم توسط مردان اول بر روی قشر ضعيف و بی پناه زنان و بعد کودکان اعمال می شه...


yek nafar 15:16 @ Mon, 8 Sep 03

شبح جان با سلام و عرض ارادت .
۱)بچه ۹ ساله ٬ کودک ٬ محسوب ميشه و نه نوجوان .
۲) وبلاگ شما بسيار منطقی و جالب است و بيخود نيست که مورد احترام تمامی اهالی وبلاگستان هستيد.


Aria 15:12 @ Mon, 8 Sep 03

... در سرزمينی که حقيقت . ازلی - ابدی الهی استقرار وحشيانه داره، بحث حقوق انسانی ای شبحی ناز، يه .حوکه که متوليان شمشير کش حقيقت با شنيدنش از خنده روده بر می شوند.


شكارچي 15:11 @ Mon, 8 Sep 03

سلام شبح عزيز
چي داري ميگي؟ توي اينجا واسه چي ارزش قائلن كه واسه بچه ها باشن؟
اونم با اين قانونهاي مسخره كه ما داريم!
يكي از دوستاي خوب من بخاطر اينكه پدر نداشت و پدربزرگ بي فرهنگ و بي سوادش نگذاشت با پسر مورد علاقه ش ازدواج كنه(چون قيم بود رضايت نداد!!!) الان معتاده.!
هر روز اين دردها رو ميبينيم.آهي ميكشيم و حسرت ميخوريم! نميدونم چند سال ديگه بايد بگذره و چقدر بايد هزينه مالي و جوني بشه كه ما فرهنگ و شعور و درك اجتماعي مردممون بالا بره.راستي اين وسط مقصر كيه؟
نازنين؟ عموي نازنين ؟ پدر مادرش؟ بخدا نميدونم!
ممنون از مطلبت.
موفق باشي و پاينده.


سولانژ 14:40 @ Mon, 8 Sep 03

سلام شبح مهربون .. اين اخبار تمام وجود آدم رو به آتش مي کشه .. واقعا با اين قوانينمون .. چه کار مي شه کرد؟ واقعا ما چکار مي تونيم بکنيم؟ مي دونيد چه تعداد پدر با استناد به اين قانون حق نفس کشيدن رو از فرزندانشون مي گيرند .. جامعه قرون وسطايي يعني همين ديگه .. جنايت بکن و آزاد باش ...






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1253
تعداد نظرات: 26255
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: july 10, 2006 03:36 pm


از کجا آمده‌اند؟