|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دوشنبه، 17 شهریورماه 1382 | September 08, 2003
● همچنان جنايت عليه کودکان
خواندن بعضی خبرها تا اعماق وجود آدمی را متاثر میکند. در روزنامهی ياسنو امروز خبری نقل شده بود در مورد کودکآزاری. دختری 9 ساله به نام نرکس مورد آزار شديد جنسی قرار گرفته است و همکنون با طحالی پاره و بدنی که با انبر داغ شده است در بخش مراقبتهای ويژهی بيمارستان بوعلی بستری است. طبق اطلاع روزنامهی ياسنو اين دختر نوجوان توسط عمویاش مورد تجاوز وحشيانه قرار گرفته است و در حالت اغما توسط پدر و مادرش به بيمارستان منتقل شده است. نکتهی دردناک اين است که هيچ شکايتی از اين عموی جنايتکار به عمل نيامده است و نکتهی دردناکتر اين که اين نوجوان بیپناه مورد حمايت قانون قرار ندارد. پدر و مادر بیفکری که دختر نوجوان خود را با عموی بيمارش تنها راها کردهاند به جای اين که متهم اصلی اين پرونده باشند خود بايد شاکی باشند که نيستند.
این بوی غریب پاییز نبود که نرگس مرا پرپر کرد
این بوی غریب پاییز نبود که نرگس مرا پرپر کرد
سلام
منظورم یونیسف بود .ببخشید.
داشتم کامنت ها را می خواندم. ماهمه نگران نرگس و همه کودکان ایرانی هستیم اما کامنت های ما دردی ازش دوا نمی کند.
از صحبتای شیوا تعجب میکنم. شیوا جان منم مدت زیادی نیست از ایران اومدم . توی اون جامعه زندگی کردم و خشونتشو با تموم وجود م حس کردم روز ی هم نیست که خبری از وحشیگری شکنجه و بی حرمتی به روح و روان انسانها از گوشه و کنار نشنویم اما این دلیل نمیشه که حساسیتمونو نسبت به تک تک موارد از دست بدیم و بگیم ای بابا این چیزا دیگه عادی ه اصلا مگه میشه چنین چیزی عادی بشه؟ یه فرد انسانی یه موجود زنده درد بکشه شکنجه بشه ،به روح و جسمش تجاوز بشه حیثیتش زیر پا گذوشته بشه ،در حد یک شی پائین اورده بشه ،از بی قدرتی و ضعفش سو استفاده بشه وو همه اینا عادی باشه ؟ البته فکر می کنم منظور شیوا بیان اینه که توی این جامعه همه قربانی خشوتند و باید ریشه ها رو پیدا کرد اما فکر میکنم کمی بد بیان کرده.
خوب اينحا شلوغ شد. يکی يکی بريزين سر آدم.
در اين زمانه ی غريب / در اين ناکجا آباده پر از فريب / چيزی مثل احساس گم شده است / چه قشنگ گفت سهراب / جور ديگر بايد ديد / ميخواهم ناله کنم / که چرا اين مردم نميخواهند پنجره ای بگشايند
ساده است نوازش سگي ولگرد ساده است ستايش گلي ساده است بهره جوئي از انساني ساده است لغزش هاي خود را نشناختن ساده است كه چگونه ميزييم
شبح عزيز سلام. ماجراهايی از اين دست حقايق تلخ و گزنده ای هستند که در گوشه و کنار دنيا اتفاق ميفته... اما مظلومی نرگس و امثال او شديدتر است از اين رو که هيچ حامی ندارند و چه بسا اين اتفاق دوباره و چند باره برای آنهاتکرار شود...
سلام
شبح جان ٫ اشمکو در آوردی :-( دوست من ٬٬خانه از پای بست ويران است ٬٬ به اميد اونروز .... سبز و پاينده باشی
با خوندن متنتون اونقدر احساس خشم و ناراحتی به من دست داده که داد که انگار همه فرياد دنيا در گلوی من جمع شده... به کجا داريم ميريم؟
شبح عزیز نمیدونم تا کی باید ببینیم و بشنویم خبر هایی اینچنینی که اتشی در دل میاندازد . ای کاش میشد زمین از هر چه سیاهی بود پاک میگشت .
مينشيند غبار اندوه در رگم / ای کاش قلب ديده ی من از ديدنش عاجز بود / کودک را فريادی مانده است ؟! / فريادی خفه پشت اين نامردمی ها / دل من آنقدر فراخ نيست / کز ديدن اين تيرگی ها نشکند / دل من چون طحال کودک است / کودکی مظلوم / در چنگال حيوان هوس / ديگر رمقی نماندست در دستهای من / تا بنالم از مرامه روزگار /
سلام ... شبح عزيز اينجا دو حالت وجود داره ... يا اينكه شما مسلملن هستي و حكومت اسلامي رو قبول داري .. كه اگر اين حالت درست باشه از صدقه سري قوانين حكومت اسلامي بايد عرض كنم خدمتتون كه شما چه جور مسلماني هستي؟ ... حالت دوم اينكه شما مسلمان هستي و حكومت اسلامي رو قبول نداري كه در اين صورت شما اصلا ... مرد حسابي اينهمه موضوع هست واسه وبلاگ نوشتن ... حتما بايد سر صبحي دهن منو باز كني؟
دیشب تنها بودم که این خبر تو روزنامه خوندم. دلم میخواست برم داد بزنم.دیشب هم خواب های خیلی بدی دیدم و از خواب بیدار شدم.تا صبح خوابم نبرد.
و باز هم هيچی = دقيقا هيچی!!!
کودکان معصومترين و دوست داشتنی ترين و بهترين موجودات روی زمينند. به نظر من وقتی در اين مملکت به کودکان و حقوقشون که مظهر پاکی و بی دفاعی هستند وقعی گذاشته نميشه، وای به حال ديگران...
من دهانم تلخه ... ذهنم تلخه ... خونم تلخه ... آخ كه چه قدر دوست دارم همه ي اين تلخيها رو بالا بيارم و بريزم بيرون ...
فقط ميتونم بگم متاسف و متاثر شدم...!
دردناک و تاثر برانگیز...
سلام بر شبح عزيز
۱۵ یادش رفت اسمش را بدهد اورا ببخشید ....
همه اینها منوط میشه به اینکه در ایران چیزی به نام حقوق انسان نداریم همانطور که زن در تملک مرد است کودک هم متاع تام الاختیار والدین است وبه تبع دولت نقشی ندارد ... حادثه ای را برایتان تعریف می کنم .. برادری که ظاهرا مشکلات روانی داشته خواهر خود را می کشد وبه خاطرش روانه زندان می شود اما مادر با بخشش ورضایت ( چون به هر حال زاینده بوده !! ) پسر خودرا آزاد می کند . پس از آزادی کمتر از یک سال دوباره بر اثر مشاجره با خواهر دیگرش اورا هم با روسری خفه می کند و از خانه متواری مشود .. می بینید ؟؟ قاتل بی آنکه به مجازات عمل خود برسد به راحتی انسان دیگری را می کشد.. بی ارزش بودن جان انسان بی ارزشی به کل حیات یک جامعه است و کودک هم از اين قاعده متاسفانه مستثنی نيست .. دست خانواده ها برای هر گونه جنايتی باز است وگهگاهی در يايی از اين جنايات در جامعه درز وعیان می شود ودولت هم گاهی برای خواباندن صداها حرکات مصنوعی انجام میدهد .. مسئول مستقيم اين بی عدالتی ها دولت وحکومتی است که با مردم فاصله ای دورتر از ماه دارد ...
مهشيد عزيز :
وای شبح عزيز دل آدم آتش ميگيرد. اين کودک ملک خصوصی پدر و ماد رنيست که با يک عموی بيمار ولش کنند و بعد هم چون شکايت نمي کنند فکری به حال عموی بيمار نشود که ميتواند اين بلا را فرداسر کودکان ديکر هم بياورد. ازدولتی که کودکان سیزده ساله را به پای جوخه اعدام میفرستد و دحتر ۹ ساله را بالع حسا ب میکند و آماده از دواج! ..دولتی که کودکان خیابانی دیگر سمبل حکومتش شده اند ازش توقعی هم نمیرود که حامی منافع کودکان باشد. مگر در اضفهان پدری به دلیل اینکه فکر میکرد دحترش مورد تجاوز عمویش قرار کرفته سرش را نبرید ؟
مهشيد عزيز ميبيني اين اشاره ي صريح را؟!!! وقتي به ترس و اشك آن كودك فكر ميكنم براستي اشكم جاري ميشود ...و پر از خشم ميشوم.
شیوا جان. از حرف شما هم هیچ نفهمیدم. مگر مسابقه است و قرار است ثابت کنیم به کی بیشتر اجحاف و ظلم می شود؟
وحشتناك است... واقعا متاسفم! مهشید عزیز من فکر کنم شکارچی عزیز میخواهد بگوید تا زمانیکه میخانه ساغی صاحبنظری ندارد نمیتوان سراغ مقصر اصلی ( نه مقصر تنها)گشت. بزرگترين مقصر حاكمان و مدعيان بر قراري عدالتند.
نفسم بند اومده. نمی دونم چی بگم ...
شکارچی جان. هیچ نفهمیدم منظورت را . حتی اگر بدوی ترین قوانین اجتماعی در اجتماع ما حاکم باشد نباید انسانی به خودش این حق را بدهد که به انسان دیگری تجاوز کند. اگر آن انسان دیگر کودک بود که جرم اين آدم صد برابر می شه. چون یک کودک حتی توان دفاع از خود را هم در برابر زور و قدرت بزرگسال ندارد. نمی فهمم اصلا چرا این را به عنوان سئوال مطرح می کنی ؟ که چه کسی مقصر است. نازنين ؟( فکر می کنم منظورت بچه است در اینجا که نمی دانم اصلا چرا اسم او در لیست سوال آمده )؟ اینکه عمو مقصر است کاملا مشخص است. اگر بیمار باشد یا نباشد از تقصیر او کم نمی کند. در هر دو صورت باید از جامعه جدا شود. اگر بیمار باشد به درمان نیاز دارد و اگر ؛ سالم ؛ باشد که ...به هرحال باید از جامعه جدا شود. من پدر و مادر را هم مقصر می دانم که به حقوق کودک خود احترام نمی گذارند و از او حمایت لازم را به عمل نمی آورند. اگر نتوانستند به موقع عمل کنند و از وقوع جرم جلوگیری کنند باید حد اقل الان دختر را تحت پشتیبانی خود قرار دهند و به عنوان شاکیان ، تقاضای مجازات برای مجرم کنند. این کمترین کار است.
شبح عزيز :
از همه تلخ تر اينجاست که همه بعد از چندی اين جنايتها رو فراموش می کنيم . خدا می دونه اين چندمين مورد از کودک آزاريه که جريانش رو می خونم و باز هم ... هيچی .
شبح عزيز حتما موافقی که بيشترين ظلم توسط مردان اول بر روی قشر ضعيف و بی پناه زنان و بعد کودکان اعمال می شه...
شبح جان با سلام و عرض ارادت .
... در سرزمينی که حقيقت . ازلی - ابدی الهی استقرار وحشيانه داره، بحث حقوق انسانی ای شبحی ناز، يه .حوکه که متوليان شمشير کش حقيقت با شنيدنش از خنده روده بر می شوند.
سلام شبح عزيز
سلام شبح مهربون .. اين اخبار تمام وجود آدم رو به آتش مي کشه .. واقعا با اين قوانينمون .. چه کار مي شه کرد؟ واقعا ما چکار مي تونيم بکنيم؟ مي دونيد چه تعداد پدر با استناد به اين قانون حق نفس کشيدن رو از فرزندانشون مي گيرند .. جامعه قرون وسطايي يعني همين ديگه .. جنايت بکن و آزاد باش ... |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1253
تعداد نظرات: 26255 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: july 10, 2006 03:36 pm
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||