جمعه، 7 شهریورماه 1382 | August 29, 2003

وب‌لاگ‌گردی‌های آدينه

ساز و سرنا در وب‌لاگستان
از آن زمان که بر اين آستان نهادم روی
فراز مسند خورشيد تکيه‌گاه من است
مگر به تيغ اجل خيمه برکنم، ورنه
رميدن از در دولت نه رسم و راه من است. (حافظ شاملو)
کی فکرشو می‌کرد خورشيد خانم نازنين و دوست‌داشتنی ما روزی در کسوت عروس بر سر سفره‌ی عقد بنشيند و "بله" بگويد! خورشيد را هميشه با "نه"های‌اش می‌شناختيم و از شخصيت محکم و استوارش سرمست می‌شديم و اکنون از "بله‌"‌اش شاديم!
آشنایی من با وب‌لاگ‌ها با وب‌لاگ نويسی‌ام شروع شد. آن روزها وب‌لاگستان کوچک و جمع و جور بود شهرک کوچکی بود که اگر چشم بصيرت داشتی در ناسيه‌اش می‌خواندی که به‌زودی شهربزرگی خواهد شد، پايتختی از پايتخت‌های ده‌کده‌ی جهانی. در همان بدو ورود خورشيد بود که می‌درخشيد و دوستانه و بی‌ريا تازه آمده‌گان را دست می‌گرفت و ياری می‌کرد و من نيز از اين ياری‌ها بی‌نصيب نماندم.
اميدوارم آن ماه‌يی که هم‌راه اين خورشيد شده است اين را بداند که ماه و خورشيد در کنار هم زيبا هستند و اگر قرار باشد يکی ديگری را بپوشاند جز تاريکی نصيب نمی‌برند. اميدوارم هم‌راه خورشيد بداند که از هم‌راهی آهويی تيزپا تنها کسی لذت می‌برد که توان هم‌راهی‌اش باشد. خورشيد را نمی‌شود در بند کشيد، کسوف‌اش ديرپا نيست، زنده‌گی‌بخش‌تر از خورشيد که را و چه را سراغ داديد؟!
برای اين زوج پرشور آرزوی زنده‌گی‌یی سرشار می‌کنم. هديه من به آن‌ها بيتی از حافظ برای عروس است و بيتی برای داماد:
نصيحت حافظ به عروس:
آن که پيش‌اش بنهد تاج تکبر خورشيد
کبريای است که در حشمت درويشان است.

نصيحت حافظ به داماد:
غيرت‌ام کشت که محبوب جهانی، ليکن
روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد!

ضمنا اميدوارم بحث عشق و ازدواج شبح را بخوانند و جناب داماد از زبان حافظ شاملو هر شب با خود زمزمه کند:
در نهان‌خانه‌ی عشرت صنمی خوش دارم
کز سر زلف و رخش نعل در آتش دارم.
راستی مگه میشه عروسی خورشيد باشه و از پنگفلويدش چيزی نگفت! به او هم صميمانه تبريک می‌گم و باز حافظ است که می‌گويد:
نيست در شهر نگاری که دل ما ببرد.
بختم ار يار شود رختم از اين جا ببرد.
کو حريفی کش و مست، که پيش کرم‌اش
عاشق سوخته دل نام تمنا ببرد؟
در خيال اين همه لعبت به هوس می‌بازم
بو که صاحب‌نظری نام تماشا ببرد!
پی‌نوشت: ام‌روز که اين نوشته را می‌نويسم پنج‌شنبه است فردا پاپليش می‌کنم! تا اومدم به پنگفلوديش عزيز تيکه و گوشه و کنايه بزنم! ديدم خورشيد عزيز نوشته پنگفلويديش هم بله! عجب! اون هم با کی پيام چرندياتی! بابا تبريک هزار بار!
ظاهرا اين آمار جعلی در مورد زيادتر بودن تعداد دختران نسبت به پسران سبب شده خانمها هولشن و تند تند "بله" بگن!
حالا از اين حرف‌ها و شوخی‌ها و خوش‌مزه‌گی‌ها گذشته از صميم قلب برای اين چهار دلاور عزيز آرزوی روزهای بسيار شاد و سرشار می‌کنم.
اين آهنگ پست‌مدرن و پينکفلويدی را تقديم می‌کنم به اين چهار يار وب‌لاگی دوست‌داشتنی!
نام اين آهنگ هست:Mother_in_law

كودتاي ژنرال ها ، آخوندها و لومپن ها جزيره‌ی کرت مرا ياد فيلم توپ‌های ناواران و زوربای يونانی می‌اندازد. حالا که ديدم پولاد عزيز از جزيره‌ی کرت می‌نويسد قبل از هر چيزی ياد آنتونی کويين که در هر دو فيلم نامبرده بازی می‌کرد افتادم.
پولاد همايونی وب‌لاگ خواندنی خود سيپريسک را در جريره‌ی کرت می‌نويسد و در 29 مرداد مطلب خواندنی نوشته است به نام "کودتای ژنرال‌ها، آخوندها و لومپن‌ها" حتما خودتان می‌رويد و کامل‌اش را می‌خوانيد من هم تبرکا قسمتی از آن را نقل می‌کنم:"روز بيست هشت مرداد ۱۳۳۲ خيابان‌های تهران به اشغال كسانی درآمد كه همواره و در هر حركت اجتماعی طرف قدرت را گرفته و مشام آنها بوی پول و قدرت را خوب می شناسد. اينها به خيابان آمده بودند تا با كمك ارتش و سازمان سيا ، دولت مصدق را سرنگون كنند. شاه كه خودش فرار را برقرار ترجيح داده بود و زير بال آمريكا در رم داشت تخم دو زرده اش را برای ملت عمل می آورد." در ادامه‌ی اين مطلب پولاد عزيز به معرفی کتاب تمام مردان شاه نوشته‌ی ويليام کينزز پرداخته است.

بوی باران
عجب دنيای شلوغی شده وب‌لاگستان ما! از جشن عروسی فارغ نشديم بايد بريم جشن تولد! بوی بارون يک ساله شد! وقتی نوشته‌های‌اش را می‌خواندم نمی‌دانستم با جوانی 16 ساله روبه رو هستم. (راست‌اش را بخواهيد می‌خواستم بنويسم نوجوان گفتم با آن دانش و احساس عميق با نوجوان که چه عرض کنم با پيری دانا طرف هستم!) نوجوانان و جوانان اين روزگار بدجوری قطب‌بندی شده‌اند بعضی آنقدر از روز و روزگار دور هستند و بيق تشريف دارند که حيرت آور است و برخی ديگر آن‌چنان با دانش و کمالات هستند که جز تحسين و تحير هيچ نمی‌توان درباره‌ی‌شان گفت! اميدوارم هر روز که می‌گذارد از صف اولی‌ها کاسته شود و به لشکر دومی‌ها افزوده گردد! آمين.
الهه‌ی رزها
ياس، سرخورده‌گی و خسته‌گی دارد کم کم مشخصه‌ی نسلی می‌شود که با انرژی و شور به پاخواست تا سرنوشت خويش را به‌دست گيرد ولی به او خيانت شد و بار ديگر بی‌پناه و زخمی و مايوس رها شد. هر وقت در وب‌لاگی که بايد پر از شور و سرزنده‌گی باشد ياس را می‌بينم و حضور خدايی موهوم را که هم پناه است هم پناه‌گاه احساس می‌کنم در جان‌ام دردی جان‌کاه موج می‌زند و خود می‌گوييم: آيا وظيفه‌ی خود را نسبت به نسل خواهران و برادران کوچک‌ترمان به خوبی انجام دادم؟!
نوشته‌ی الهه‌ی عزيز را بخوانيد که از اعماق جان‌اش می‌نويسد:
"يه روز مياد که به ياد نمياري چي مي خواستي و چي بايد بخواي، از بابت مسئوليتهاي ظالمانه اي که خودت به گردن خودت گذاشتي خوشحال هستي و حتي يه لحظه نمي خواي به ياد بياري که داري مي ميري ، که ديگه مردي... مي دوي ، مي خندي، تلاش مي کني و موفق مي شي فقط براي اينکه از ياد ببري مردي ، حواست نيست و به رسم هاي عالم دامن ميزني ، فرعيات را خوش آب و رنگ مي کني تا الماس گم شده ات رو فراموش کني ، به روي خودت هم نمياري که نقش تو توي اين بازي چيه؟ آيا اصلا اجازه داشتي که اين همه چراغ روشن کني که ديگه نور الماس قابل تشخيص نباشه؟نه... ديگه کسي وقت نمي کنه گاهي به ياد بياره داره جنايت ميکنه ، شده جز قاتلان روح و قلب ... مخواي حرکت کني ، ديگه دلت فقط با ان يکاد مادر خوش نميشه ، پر شدي از همه چيز جز خودت ، دنبال يه چيزي مي گردي و وقتي پيداش نمي کني چنگ مي زني به روح بقيه ، هر روز و هر روز اين کار و مي کني ،بيشتر و بيشتر و خيلي زود ، زودتر از اوني که بشه تصور کرد يادت ميره قبلا چه جوري بودي !؟ عادت مي کني به تغذيه از ارواح زنده زمين ، نه ديگه از تو چيزي مونده و نه ديگه يه روح سالم و شاداب ... "
و نوشته‌ی او اعماق جان‌ام را به‌درد می‌آورد. اين تهی شدن از خود همان ازخودبيگانه‌گی است که فلاسفه‌ی مختلف به زبان‌های مختلف بيان کرده‌اند و مارکس در چارچوب انديشه‌های اقتصادی و فلسفی‌اش آن را فرموله کرده است. در واقع هبوطی که انسان را انسان جدا کرد و به انديويدواليسم کشاند و "خدا" چون مخدری و مسکنی جای‌نشين "خود" شد. بازگشت "انسان" به "خود" درواقع نفی آن خدای موهومی است که جانشين "خود" شده است.
برای همه‌ی‌مان و الهه‌ی عزيز و هم‌نسالان پرشورش بازگشت به "خود" را از اين برزخ "بی‌خودی" آرزو می‌کنم.
شطحيات زينت
می‌دانيد که در فرهنگ ما شطحيات کفرگويی‌های اهل ايمان است. يعنی کسانی که خدا را قبول دارند اما با او از سر کفر حرف می‌زنند و گاه درد و دل می‌کنند. البته شطح‌گويی در واقع برای فرار از مجازات کفر‌گويی بوده است يعنی گوينده به شکلی اشعار يا متون خود را بيان می‌کرد که کفرگويی از نهايت عشق يا ناز بنده به مولا باشد. هر چند عين‌القضات و حلاج و بسياری ديگر جان بر سر همين شطحات گذاشتند اما بسياری ديگر چون باباطاهر جان بدر بردند. همين اين قيل و قال برای معرفی شعری از زينت عزيز بود که قسمتی از آن را برای‌تان نقل می‌کنم بی‌شک کامل آن را می‌توانيد در وب‌لاگ نگاه بخوانيد:
"مادر! خدا به ياس و اميد آشنا نيست
او همچو بنده گان خودش بی نوا نيست
اعجاز قلب تو است ايمان محکمت
ورنه خدا، خدا است مشکل‌گشا نيست."
هم‌چنان دکتر علی شريعتی
- بريد در بحر عنوان وب‌لاگ "اعترافات يک دانش‌جوی فريب خورده"! مهران عزيز در اين وب‌لاگ در باره‌ي دغدغه‌های خودش می‌نويسد و در هفته‌ی گذشته بحث‌هايی درباره‌ی دکتر شريعتی مطرح کرده است. اگر به اين مباحث علاقه‌مند هستيد و مايل‌ا‌يد با عقايد و افکار و احساسات نسل جوانی که هنوز به شريعتی و اسلام به عنوان دينی رهايی‌بخش نگاه می‌کنند آشنا شويد حتما سری به اين دانشجوی فريب‌خورده بزنيد! البته باور نکنيد بشود چنين جوانان آگاهی را فريب داد!
- نام وب‌لاگ نويد عزيز هم توجه‌ام را جلب کرد: "دکتر فقط شريعتی" در آن‌جا هم در مورد شريعتی خواهيد خواند هم هرچی لينک مربوط به او در وب‌لاگ هست کنار صفحه‌ی نويد عزيز آمده!
ـ در وب‌لاگ زنانه، مهشيد عزيز هم قال شريعتی را چاق کرده!
دو جوان افغانی زير آسمان فنلاند
رفته بودم به آسمان عزيز سر بزنم سر از افغانستان درآوردم! البته افعانستان افعانستان که نه! دو جوان افغانی که در فلاند زنده‌گی می‌کنند وب‌لاگ جالبی دارن به نام "افغانستان و فينلند"! ظاهرا افغان‌ها به سرزمينی که ما می‌گوييم ‌فنلاند می‌گن فينلند. اسم بقيه کشورها هم برام جالب بود و تازه‌گی داشت. مثلا به قسمتی از نوشته‌ی وبلاگشان توجه کنيد:"بازیهای جام جهانی فوتبال نوجوانان جهان (زیر ۱۷ سال) در فینلند ادامه دارد. این بازیها در چهار گروپ و در چهار شهر هلسنکی ، تورکو ،تامپره و لهتی در حال انجام است.
در گروپ اول این بازیها که در شهر هلسنگی برگزار میشود و در آن تیمهای نوجوانان کشورهای فینلند (میزبان) ، چین، کلمبیا و مکسیکو با همدیگر رقابت دارند تا هنوز دوباری برگزارشده و در بازی اول تیم کشور میزبان با نتیجه دو بر یک چین را شکست داده و در بازی دوم کلمبیا و مکسیکو مساوی کرده اند.
در گرو پ دوم و در شهر تورکوی فينلند، استرالیا ، کاستاریکا، تایجریا و ارجنتاین شرکت دارند که تاهنوز ارجنتاین دو بر صفر از سد استرالیا گذشته و دو تیم دیگر بدون گل مساوی کرده اند. بازیهای بعدی این گروه :
در گروپ سو م و در شهر تامپره فينلند تاکنو ن پرتگال چهار بر سه یمن را شکست داده است و کامرون و برازیل یک یک مساوی کرده اند. بازیهای بعدی:
در گروپ چهارم و د ر شهر لهتی تا هنوز امریکا شش بر یک کوریا را برده و اسپانیا و سیرالیون سه سه مساوی کرده اند.
گفتنی است تاکنون تیمهای فینلند ، امریکا ، پرتگال و ارجنتاین صدر نشین گروپها هستند."
مرسی از آسمان عزيز!

وب‌لاگ‌گردی‌های يک دقيقه‌یی!
- لورکای عزيز در اردی‌بهشت:يک عاشقانه‌ی آرام، يادآوری کرده است که تا سال‌گرد درگذشت فرهاد چند روزی بيش‌تر نمانده است! راستی که رفتن فرهاد چه داغی بود بر دل‌های‌مان در اين شب‌های بی‌مهتاب!
-علی‌کوچيکه‌ی دل‌تنگ ما که دل‌اش گشاد باد! با شور و شعور شروع کرده به واگو کردن تاريخ سرزمين‌مان. بی‌گمان مردمی که تاريخ ندارند هيج‌چيز نخواهند داشت!
- در مورد نوشته‌ی قبلی‌ام می‌توانيد به مقاله‌ی خانم نادره افشاری با عنوان "رفتار حیرت انگیزاسلام با زنان" مراجعه کنيد. ايشان هر چند با ديد انتقادی اما به هر حال با احاديث معتبر و آيات قرآنی نشان داده‌اند که در اسلام مردان نسبت به زنان برتری دارند.
- سارا خانم بی سرو صدا يک ماه ننوشت و حالا باز شروع به نوشتن کرده اون هم بی‌سروصدا! البته اگه اين شبح بذاره!
- ته‌وار عزيز پيشنهاد کرده بود لينک‌ها را به نحوی قرار دهم که در صفحه‌ی جديد باز بشه اما هنوز موفق به اين کار نشدم. شرمنده تا اون موقع لطفا راست کليک کنيد!
- شرنامه به اين ماهی نوبره والا! درشو که باز می‌کنی بوی عطر شاملو و بتهوون می‌زنه بيرون!
- بزرگداشت لوئيس بونوئل هم در خانه‌ی هنرمندان برگزار شد البته من روز آخر نتونستم برم و تو وب‌لاگ اختصاصی هم چيزی نديدم. کاش بعد از نمايش فيلم نازارين جمله‌ي معروف بونوئل در باره‌ی اين فيلم را نقل می‌کردنند! آخه بعد از اين که بونوئل اين فيلم را ساخت در مصاحبه‌يی از او پرسيدن آيا شما خداپرست شده‌ايد و او جواب داد خدا را شکر که من هنوز خدا را قبول ندارم!
به جوانان پرانرژی‌یی که اين مراسم را برگزار کردند خسته نباشيد می‌گم!
- چه نشسته‌ايد که گل کوی بسيار عزيز وب‌لاگ‌گردی‌های زنجيره‌یی و وب‌لاگ‌گردی‌های ايکی‌ثانيه‌یی راه انداخته! بشتابيد که غفلت موجب پشيمانی است!
- قابل توجه‌ی بابک عزيز آقا نگاه کن ببين ساعت چند به‌روز شده مطالب وب‌لاگ‌گردی اين آدينه!
- لينک‌دادن به شکل احاديث اوليا: سايه را، سايه را، سايه را بخوانيد!

August 29, 2003 12:01 AM

سارا 21:55 @ Wed, 19 Oct 05

بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب
که باغها همه بیدار و بارور گردند
بخوان دوباره بخوان تا کبوتران سپید
به آشیانه خونین دوباره برگردند


babak 15:16 @ Sun, 16 Oct 05

من دانش آموز هنرستان شهید دستغیب هستم
رشته من :کامپیوتر است
برای من E-MAIL ازوظعیت درسم بفرستید.
متشکرم.بابکرجائی


حامد 17:40 @ Mon, 26 Apr 04

salam in site kili jalebe man khili az inja khosham omade omidvaram hamishe movafag bashin


محمد جواد هنرور 14:35 @ Fri, 23 Jan 04

این سایت به طور کلی توسط دانش آموزان هنرستان شهید آیت الله دستغیب ساخته شده است.و شامل قسمت های زیر میباشد:
1.تاریخچه ی هنرستان
2.همکاران
3.سوالات کنکور
4.سرگرمی
5.پدید آورندگان
و...


محمد جواد هنرور 14:34 @ Fri, 23 Jan 04

این سایت به طور کلی توسط دانش آموزان هنرستان شهید آیت الله دستغیب ساخته شده است.و شامل قسمت های زیر میباشد:
1.تاریخچه ی هنرستان
2.همکاران
3.سوالات کنکور
4.سرگرمی
5.پدید آورندگان
و...


محمد جواد هنرور 14:34 @ Fri, 23 Jan 04

این سایت به طور کلی توسط دانش آموزان هنرستان شهید آیت الله دستغیب ساخته شده است.و شامل قسمت های زیر میباشد:
1.تاریخچه ی هنرستان
2.همکاران
3.سوالات کنکور
4.سرگرمی
5.پدید آورندگان
و...


محمد جواد هنرور 14:34 @ Fri, 23 Jan 04

این سایت به طور کلی توسط دانش آموزان هنرستان شهید آیت الله دستغیب ساخته شده است.و شامل قسمت های زیر میباشد:
1.تاریخچه ی هنرستان
2.همکاران
3.سوالات کنکور
4.سرگرمی
5.پدید آورندگان
و...


شبح 20:30 @ Tue, 2 Sep 03

با کمی‌تاخير و شرمنده‌گی درباره‌ي کامنت‌های قبلی کمی می‌نويسم!
1- سارا جان! در بی‌معرفتی ما شکی نيست اما به قول حافظ: از راست نرنجيم ولی/ هيچ عاشق سخن سرد به معشوق نگفت!
2- شکارچی جان! تو فکر می‌کنی اولی!
3- ساعته بعضی وقت‌ها بازی در مياره که البته تقصير خودمه!
4- هيچ‌کس عزيز خوبه من اون شعر نظامی را اول‌اش نوشتم حالا يه بار ديگه می‌نويسم: آن کس که ز شهر آشنايی ست/ داند که متاع ما کجايی ست (نظامی گنجوی ليلی و مجنون)
5- تاريخ شفاهی عزيز حالا حالاها جا داره تا روده درازی رو متوجه بشی در واقع اگه کمی صبر کنی روده‌دارزتر هم می‌شه!
6- فرهنگ جان! باور کن به ساعت نمی‌کشه!
7- زهرا جان! يه دورازجون رو زبون‌ات باشه! اما خوب يه دختر و پسر گل دارم که عروسی‌شون همه‌تون رو دعوت می‌کنم! شبح هر عيبی داشته باشه خالی‌بند نيست! (چيزی از ذهن‌تون گذشت!؟)
8- بابک جان! هر عروسی در واقع يک سرکاری بزرگ برای تمام عمره!
9- شيوا جان آدم يه دوست مثل تو داشته باشه ديگه اصلا هيچ نيازی به دشمن نداره! بابا تجديد فراش کدومه! به قول معروف خر که مکرر نمی‌شه! اما از شوخی گذشته هر کس می‌خواد نظر من رو در مورد همسرم و خانواده‌ام بدونه بره مطلب يازده دی‌ (اول ژانويه) پارسال‌ام را بخونه.
10- مريم جان! من يک بار بيشتر اخوان را از نزديک نديدم اما همان يک بار تاثير خيلی خوبی روم گذاشت. با اون لهجه‌ی شيرين خراسانی‌اش کلی برام حرف زد. من سن و سالی نداشتم و او به نظر بسيار کهنسال اومد. يادش بخير.
11- به به چه افتخاری نازبانوی عزيز!
12- زيتون جان1 من اهل لج‌بازی نيستم اينو که خودت می‌دونی! رهگذر هم رهگذرهای قديم!
13- گل‌کو جان مرسی از يادآوری ات همه‌ی ما وظيفه داريم بريم و اين فرم را پر کنيم بخصوص اونای که تو استراليا و يا جاهای ديگه خارج از اين‌جا زنده‌گی می‌کنن!
14- شاهد جان! اين مربوط به اين عصر و زمان است که برای پول دراوردن بايد از خانه بيرون رفت در زمان گذشته و در عصر فئوداليسم برای پول درآوردن نيازی به کار خارج از منزل نبود. ضمنا خيلی مخلصيم.
15- سايه جان! مگر مازوخيست هستم که با تو قهر کنم!
16- چشم!
17- انصافا راست گفتی هليا جان!
18- هاله جان! شرمنده که دير ديدم و مرسی از ... سر جاش می‌گم!
19- بهمن جان يو تو!
20- نه به طول و درازی حکايت بابايی و مادري و دختری!
21- فرزين جان! از دعوت متشکرم!
22- هوشنگ جان اصلاع بسيار جالبی بود در وب‌لاگ‌گردی آدينه حتما بهش می‌پردازم.
23- سولانژ جان! من اگه دوستای خوب و نازنينی مثل شما نداشتم چه‌کار می‌کردم! (شبح به اين تعارف تيکه‌پاره‌کنی نوبره والا!)
24- مريم جان! مرسی که جواب هاله‌ی عزيز را ديدی اجرت با قاصم‌الجبارين!
25- هاله جان! با "سين" يا با "صاد" خوبه اينجا نيستی تا بچشی! از قديم گفتن شنيدن کی بود مانند ديدن!
26- درود بر تو که می‌آيی و می‌خوانی!
27- مرسی شجارچی عزيز! خوب شعری از بيکل-شاملو شکار کردی! معلومه که ميل فارسی می‌تونم بگيره بشرطی که يونی‌کد باشه!
28- آفتاب عزيز! نمی‌دانم چه کرده‌ام که اين‌همه مرا مورد نوازش قرار داده‌ایی... ممنون. هيچ کاری نمی‌تونست ارزش اين قدر شاد شدن را داشته باشد. باز هم اين من بودم که بده‌کار و شرمنده شدم.
29- جنتل‌من عزيز! حق باتوست بعضی وقت‌ها واژه‌ها بدجوری الکن می‌شوند.
30- آزی عزيز! در کلبه‌های ما رونق تعيين کننده نيست که هر چه هست صفا است! اتفاقا هر چی درپيته مال بالای شهره بازم صفا و ساده‌گی و دلاوری بچه‌های جنوب شهر!
31- امير جان! خوش حال ام که امتحانات را به خوبی پشت سر گذاشتی! منظورت رو از دايی شدن نفهميدم اما به هر حال مرسی!
32- يک غربيه‌ی عزيز! متاسف‌ام اين‌جا سوا کردنی نداريم در همه!
33- کت‌بالو جان داماد بابک نامی‌است از محجوبات و مهجوران وب لاگ که انگليسی حال می‌کنه! لينکش رو خورشيد داده! خوش‌به‌حال گل‌آقا که کرت بودهو با زوربا! شد باشيد! زوج حسرت برنگيز و دوس داشتنی! اميدوارم خورشيد و شيده مثل تو و گل‌آقا خوش‌بخت و عاقبت به‌خير بشن!


katbalou 10:52 @ Sun, 31 Aug 03

سلام
من از زور فضولی مردم که خورشید خانم با کی عروسی کرده. هیچ کس هم نمی نویسه. فقط می دونم که آقای داماد وبلاگ داره.
گل آقای ما عاشق جزیره کرت است. با کتاب زوربای یونانی تقریبا توی این جزیره زندگی کرده. احتمالا تا سه چهار سال آینده یه برنامه ای می چینیم که بریم جزیره کرت گل آقا رو بگردونیم.
بهت خیلی خوش بگذره شبح جون.


yekgharibeh 5:52 @ Sun, 31 Aug 03

دلم يه عالمه برات تنگ شده بود. خوندن وبلاگ تو هميشه با هيجان خاصی همراهه. آفرين به تو شبح عزيز و فعال.
با شنيدن خبر عروسی ها من هم اميدوار شدم، بايد يه سفر بيام ايرون ديگه دارم ترشيده ميشم. شبح جان تا قبل از انيکه من برسم تو درشتاشو جدا کن.


amir 2:34 @ Sun, 31 Aug 03

اين امتحنای مام داره تموم می شه بعد مدت ها يه مطلب جديد گذاشتم راستی مبارکه (تولد... می گم )دايی شدنم عالمی داره


azy 22:44 @ Sat, 30 Aug 03

رشبح عزیز اگه فرصت داشتی و از سز کوچه ما رد می شدی یه نیم نیگاهی هم به خونه ما بکن و ببین از این خونه های در پیتی جنوب شهریه یا از این خونه های شیک بالاشهری. فقط یادت باشه که از رو ظاهر قضاوت نکنی.


GEntLEmaN 20:45 @ Sat, 30 Aug 03

سپاس بابت جای پایی که گذاشته بودی. ... این نکته بسیار حائز اهمیته که ارزش گذاری روی پارادایمهای زندگی ( بسته به نوع نگاهی که داریم ) بسیار ظریف تر و پیچیده تر از اونیه که بشه با واژه های "ترسیدن" و یا "تحقیر کردن" توصیفشون کرد.


Aftab 20:04 @ Sat, 30 Aug 03

سلام هميشه خواندن لذت بخش است و خواندن از يک قلم خوب چيزی والاتر از لذت ....
شاد باشی هر کجا هر زمان
من يک تشکر ويژه به شما بدهکارم ممممم نه بدهکار کلمه خوبی نيست---- من شرمسار لطف انسانی در نام شبح هستم


شكارچي 17:52 @ Sat, 30 Aug 03

سلام شبح عزيز

امروز شعرها رو دوره ميكردم (نه ازبيكاري ها! دنبال چيزي بودم)ديديم بد نيست اينو برات بنويسم.راستي ميل فارسي ميتوني بگيري؟ (يعني بخوني).

برآنچه دلخواه من است حمله نميبرم
خود را به تمامي بر آن ميافكنم
اگر برآنم تا ديگر بار و ديگر بار
برپاي بتوانم خواست
راهي بجز اينم نيست.

موفق باشي و پاينده.راستي ديگه سر نميزني؟


GEntLEmaN 16:04 @ Sat, 30 Aug 03

... و باز بسان يک از هميشه٬ درود بر خود شما! ( ... اين هم برای خودش نکته اييه ديگه٬ ميآی و ميخونی. هميشه هم که نميشه حرف داشت.)


هاله 15:27 @ Sat, 30 Aug 03

مريمی خانم، مرسی عزيزم. درستش کردم. معنيشو ميدونستم کلی ولی خوب ديگه ... من که از انقلاب تا حالا نبودم اونجا اينم اصطلاح انقلابيه :)


mariami 13:43 @ Sat, 30 Aug 03

هاله جون بسم الله قاصم جبارين درسته . قاصم از ريشه ی قصم به معنای در هم کوبنده هست .
شبح جان ببخشيد که من جای تو جواب دادما ....اين عربی خوندن ما هم جريانی داره ها .


سولانژ 12:36 @ Sat, 30 Aug 03

مرسی شبح جان ما اگر تو رو نداشتيم چه کار می کرديم ؟!!خيلی ممنون از لينک ها ..


هوشنگ 9:50 @ Sat, 30 Aug 03

شبح گرامي!
اگر قرار باشد کار به کاردان سپرده شود، به نظر مي رسد کارتان درآمد. اين آگوستو پينوشه که بود، چه کرده بود و چه ربطي به ما دارد؟ من بهتر است بگويم
قابل توجه همه آذربايجاني های شيرين زبان. «آتالار سوزی» باز هم درست در آمد. خودتان بخوانيد:
« هادی سليمانپور، سفير پيشين ايران در آرژانتين، روز جمعه 29 اوت برای دومين بار در دادگاهی در لندن که برای بررسی درخواست استرداد وی به آرژانتين تشکيل شده بود حضور يافت.
در پايان اين جلسه دادگاه، قاضی با درخواست آلن جونز، وکيل جديد آقای سليمانپور، برای آزادی مشروط موکلش تا جلسه بعدی دادگاه که روز نوزدهم سپتامبر برگزار می شود موافقت نکرد و وی بار ديگر راهی بازداشتگاه شد.
آلن جونز همان وکيلی است که چند سال پيش دفاع از آگوستو پينوشه، رئيس جمهور پيشين شيلی را در بريتانيا به عهده داشت و موفق شد از استرداد او به اسپانيا برای محاکمه جلوگيری کرد»
خبر از بي بي سي است. کوزه خيللانار قاپاغين تاپار. فارسيش مي شود: کوزه غلت مي خورد و درش را مي يابد.


فرزین یعقوبی 9:02 @ Sat, 30 Aug 03

سلام شبح
تو را به سرايم دعوت می کنم و نظرت را درباره ناسيوناليسم جويا می شوم .


مامان و بابا و دخترشون 8:26 @ Sat, 30 Aug 03

سلام
اين ادينه عجب حکايتی دارد !!


بهمـــن 8:19 @ Sat, 30 Aug 03

شبح جان خيلي خوشحال شدم به من سر زدي ، وبلاگ زيبا و بسيار فعالي را داريد موفق باشي


هاله 5:01 @ Sat, 30 Aug 03

شبح جان سلام. دو چيز. اول اينکه خيلی خيلی ممنون به خاطر مطالب آدينه. طاقت نياوردم تا يکشنبه صبر کنم اينبار. دوم اينکه کدوم صحيحه: بسم الله قاسم الجبارين يا بسم الله قاصم الجبارين؟ اين عنوان مطلب آخيرم بود ولی يکی گوشزد کرده که اولی غلطه و بايد به صورت دومی نوشته بشه. ديدم از تو بهتر ديکشنری سراغ ندارم. :)


هلیا 4:23 @ Sat, 30 Aug 03

باز بردی وسط هوار تا لینک..ولی بدون هلیا هیچ صفا نداره


امیدِ میلانی 3:18 @ Sat, 30 Aug 03

http://khushe.org


سايه 2:12 @ Sat, 30 Aug 03

مرسی از لينک
خيالم راحت شد که با من زياد
قهر نيستين....


داريوش شاهد 1:49 @ Sat, 30 Aug 03

دوست عزيزم شبح جان كجا را اشتباه كردم ، اگر مرد مسلمان اجازه كار در بيرون را به زن ندهد زن كجا ميتواند استقلال مالي و كسب درآمد داشته باشد در ثاني خديجه از نسل اعراب بت پرست بوده و ثروتش هم از بابت كرايه دادن شترهايش تامين ميشده است.
شبح عزیز به نظرت این همه آب و تاب میخواست.
خوش باشي


golku 1:34 @ Sat, 30 Aug 03

شبح عزيز
ممنون از لینکت. حالا برای لینک تو هم که شده باید زود برم دوباره وبگردی کنم برای مصلحت زنجیر!
در ضمن ميدونيد که دارند طبق یک قرارداد با دولت ایران پناهجوهای ایرانی را از اردوگاههای استراليا اخراج ميکنند. میتوایند در اين صفحه وارد بشويد و ايی ميل بزنيد. از شما فقط آدرس ايی ميلتان را ميخواهد:
http://www.pm.gov.au/email.cfm


زيتون 23:54 @ Fri, 29 Aug 03

شبح جان سلام :) از لج شيوا هم که شده الکی بهم لينک بده..خیر ببینی :)
بابا جون اين وبگردی ها برای تو يک دقيقه ست برای ما هر کدوم نيم ساعت آب می خوره ..ولی می ارزه..با بعضی ها آشنا بودم ..سعادت آشنايی با بعضی های ديگه رو هم پیدا کردم ..
مريم راست می گه ،عمو رهگذر ثانی ما کجاست ؟؟


NaZbanoo 22:18 @ Fri, 29 Aug 03

به به‌!! بازم لينکهای خوب از شما !


mariami 15:22 @ Fri, 29 Aug 03

شبح عزيز
گفتم شبح نازنين ما فراموشش نمی شه . حتما يادش می مونه . اما تو هم فراموشت شده . شبح جان چهار شهريور . سال مرگ اخوان ثالث .....
شبح به این بی حواسی نوبره والا
راستی رهگذر ثانی کجاست؟
رهگذر ثانی عزيز من پست جديد فرستادم . پست قبلی من تنها پستی بود از زمان اشنايی ما که تو با قلم نعناييت معطرش نکردی. کجايی؟ من منتظرم دير بيايی دلم می شکنه ها
بوی نعنا چه دلی می بره .....


shiva 15:11 @ Fri, 29 Aug 03

شبح عزيز :
طبق معمول زيتون و کت بالو فراموش شدند ! نو که اومد به بازار کهنه می شه دل آزار ؟
این زهرای اصغر هم انگار می خواد سر به تن شما نمونه با اين آرزويی که کرده :) به هر حال اگه از اين تصميم تجدید فراش داشتيد من نفر اولم و زهرا رو هم میارم بعنوان سوگلی حرم سرا ! هر کی هم پشت سر من بايسته نابود می کنم ..... !
شبح به اين نازی نوبره !!


بابک 13:37 @ Fri, 29 Aug 03

اين قضيه عروسيها اون قدر ناگهانی بود که من اول فکر کردم سرکاری بوده . مخصوصا عروسی پينکفلويديش :) مبارکشون باشه . از لينک هم خيلی ممنونم .


zahra 12:46 @ Fri, 29 Aug 03

شبح جان، ايشالا عروسی خودتون :):):):):):)


فرهنگ 12:21 @ Fri, 29 Aug 03

بابا شبح خان شما چند ساعت در روز وبلاگ خوني ميکني؟! خسته نباشي.


tarikhe shafahi 12:16 @ Fri, 29 Aug 03

تازه فهميدم روده دراز که گفتی چی بود


hishkas 12:11 @ Fri, 29 Aug 03

سلام / مرسی از محبتت و شرمنده که دير جواب دادم / در مورد مطلب قبليت : زن با مرد برابره . صد بار از روش بنويس . مشق شبه . تنبيه ! تا ديگه گاو رو به يه زن مقايسه نکنی / موفق باشی و پايدار ...


شكارچي 11:56 @ Fri, 29 Aug 03

سلام شبح عزيز

تا كامنتم رو پست كردم شده دوم.راستي ساعت پايين مطلبت خرابه! الان 45/11 من دارم كامنت ميزارم.البته از اونجايي كه تو شبحي و زمان بهت تعلق نميگيره ديگه همين ميشه.مطلب رو 12 و يك دقيقه پست ميكني و من ساعت 45/11 كامنت ميزارم.

شبح به اين شبحي هم نوبره والا...

موفق باشي و پاينده.


شكارچي 11:50 @ Fri, 29 Aug 03

من اول من اول تا بعد برم بخونم.برمیگردم


sara 11:38 @ Fri, 29 Aug 03

باز که به ما لینک ندادی بی معرفت!






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1250
تعداد نظرات: 25997
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: june 20, 2006 10:50 am


از کجا آمده‌اند؟