متن زير رو يکی از وبلاگ نويسان خوب و از دوستان عزيزم در وبلاگش گذاشته بود ولی بعد از اينکه تهديدش کردند از وبلاگش حذفش کرد.. ازش خواهش کردم که برای من بفرسته تا من برای دوستان بفرستم بذارم.. اميدوارم محسن هر چه زودتر حالش خوب بشه:
چند ماهی بود که وبلاگش رو می خوندم ! اولین بار اسمش متن زير رو يکی از وبلاگ نويسان خوب و از دوستان عزيزم در وبلاگش گذاشته بود ولی بعد از اينکه تهديدش کردند از وبلاگش حذفش کرد.. ازش خواهش کردم که برای من بفرسته تا من در وبلاگم بذارم.. اميدوارم محسن هر چه زودتر حالش خوب بشه:
چند ماهی بود که وبلاگش رو می خوندم ! اولین بار اسمش یعنی " درد دل فرزند اعدام " تو یکی از نظر خواهیها توجهم رو به خودش جلب کرد ! خب ...........! زخم خورده ها دور و برمون کم نیستن ولی این یکی فرق داشت ! وقتی وبلاگش رو باز کردم عکس سلطانپوراولین چیزی بود که دیدم ! از اون به بعد اون وبلاگ رو به لیست خواندنیهام اضافه کردم ولی هیچ وقت به فکر نیفتادم برم آرشیوش رو بخونم تا حتی بفهمم که محسن این اسم رو خودش روی وبلاگ نذاشته و این ارثیهء یه دوست خوبشه که در اثر سرطان از دنیای ما رفته ! تا نزدیکیهای 18 تیرفقط یه خواننده بودم ! بعد دیدم که نوشته داره میاد ایران راستش یه کم نگرانش شدم می خواستم بهش بگم که حالا که داره میاد ایران لا اقل با این صراحت تو وبلاگش ننویسه ! ولی دیگه دیر بود چون اون ایران بود حتی رفته بود خاوران سر خاک پدر و عموش ! بهش گفتم چرا الان تو این موقعیت اومدی ؟ در جوابم گفت : می دونی دلتنگی چیه ؟ و من........ نمی دونستم ! من می دونم درد چیه دلتنگی چیه ! ولی وقتی یکی درد داره فقط می فهمم که درد داره و می تونم حس کنم که درد چجور چیزیه . همهء ما هم همینطوریم ! ولی نمی تونیم بفهمیم که درد دوستمون در حال حاضر چقدره !
بگذریم ! .........چون توی فرودگاه شناخته بودنش و بعد از پرسیدن سوالات جزئی ولش کرده بودن زیاد نگرانش نبودم ! صبح روز 17 تیربهم گفت که اومدن پاسپورت و مدارکش رو گرفتن و گفتن که عصر باید بره دادگاه انقلاب ! ته دلم شور می زد با اینکه اون روزها خیلی ها رو می شناختم که بازداشت شده بودن ولی برای محسن خیلی نگران بودم . با این وجود بهش دلداری دادم و گفتم که اتفاقی نمی افته ! اون روز عصر رفت و هر چی صبر کردم تا شب پیداش نشد. تا فرداش فقط می دونستم که نگهش داشتن ولی دیگه هیچی نمی دونستم !
از شدت اظطراب حالت تهوع داشتم تا اینکه باهام تماس گرفت و گفت که بیرونه ! وقتی تونست یه جا مستقر بشه تونستم باهاش صحبت کنم و چیزی رو بشنوم که باورش برام سخت بود ! صدا همون صدا بود ! فقط همین ! یه آدم در عرض 2 روز یه چیز دیگه شده بود تنها تعبیر واقعی اینه که " له " بود ! با اینکه قبلش پر درد و غمزده و دلتنگ بود ولی پر از زندگی بودولی بعد از بیرون اومدن از اونجا ...........! نمی دونستم چیکار کنم ؟ از خودم بدم میومد که اینقدر ناتوانم ! بهش می گفتم شانس آوردی که ولت کردن خیلی ها هیچ خبری ازشون نیست & ولی به چیزهایی که می گفتم اعتقادی نداشتم !
به خدا اون هیچ چی نمی خواست ! فقط هنوز وطنش رو دوست داشت . هنوز یه چیزایی اینجا بود که براش مقدس بود ولی اونها حتی همین رو هم ازش گرفتن ! نمی دونم چجوری می شه اینهمه تنفر رو تو دل یه آدم گذاشت ؟ نمی دونم چجوری می شه یه آدم رو اینطوری له کرد ؟ نمی دونم چطور می شه تنها چیزهای یه آدم رو به سادگی و وقاحت زیر پا لگد مال کرد ؟ نمی دونم چطور می شه بدترین و زشت ترین تهمت ها و دشنام ها رو به کسی داد که حتی نمی شناسیمش ؟ نمی دونم چطور می شه با گذشتهء آدم ها شوخی کرد ؟ نمی دونم چطور می شه فکر کرد که اونقدر قدرتمندی که می تونی هر موجودی رو به آسونی خرد کنی ؟
قدرت کثیفه ! قدرت بی رحمه ! قدرت پسته ! قدرت وجدان نداره ! قدرت کوره و زیر پاشو نمی بینه ! قدرت از نگاه انسانی به چیزی نگاه نمی کنه !...قدرت من و تو رو نمی بینه و اگر ببینه مثل یه خار تو چشمش می بینه که باید بیرون کشیدش ! قدرت فکر نمی کنه که این زخم ممکنه روزی دهن باز کنه ! قدرت مثل بادی بی رحم فقط به وزیدن خودش فکر می کنه ....
باد را باید کشت
باد ویرانگر پاییزی را می گویم
از چه رو می شکنی ساقهء زنبق را باد
زنبق ترد بیابانی
عاقبت بر تو و بیداد تو خواهد شورید
بهش فرصت دادن تا در عرض 4 روز ایران رو ترک کنه ! چون تبعهء اینجا نبود و همین هم کمی باعث آزاد شدنش شده بود ! گفت : می رم و دیگه هم بر نمی گردم ! وطنتون مال خودتون ! ببخشید اگه یه کم هواشو کثیف کردم آخه زیاد سیگار کشیدم ! و ... رفت !!!!! الان توی یه بیمارستان اونور دنیاست ! محسن یادته گفتی با اینکه دوستی مون کوتاه بود ولی عرضش زیاد بود؟ ! مگه قرار نبود وقتی من اومدم به پهنای دوستیمون برام فرش قرمز پهن کنی ؟ مگه قول ندادی ؟ مگه من نگفتم این یه بازیه و نقش هرکس توش معین و مشخصه ! بهت گفتم نباید بری وگرنه نقش تو رو می دن به کس دیگه ای تا بازی کنه ! اونوقت کیه که بتونه نقش به این سختی رو بازی کنه ؟ چجوری دلت میاد یه آدم دیگه اینها رو که تو تجربه کردی بچشه ! گفتم هیچ نقشی حذف نمی شه ! و می گم که اینا اینقدر می زنن تو سر آدم تا کوچیک بشی و از الکشون رد شی و اگه له شدی دیگه به هیچ درددی نمی خوری ! جمعت می کنن و عین یه چیز بی مصرف پرتت می کنن اونور ! می خوای اینا به خواسته هاشون برسن ؟
..... از هر کسی که رابطهء خوبی با خدا داره می خوام براش دعا کنین که سالم و زنده بمونه !..........