|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
چهارشنبه، 1 مردادماه 1382 | July 23, 2003
● آيدا در پالتاک
نمیخواهم بنويسم! هنوز مثل روز اول داغ دارم. پنداری همين چند لحظهی پيش است که خبر شوم را شنيدم و تمام تنم يخ کرد!
اگربرنامه هاي خفن را براي دانلود كردن اينجا بياوريد ممنونم برنامه هاي خفن كننده كامپيوتر HASTALA VISTA BAY BY
سارا جان..شبح ديشب اکانت نداشت و اومده بود پيش من آن لاين شده بود. تا دلت هم بسوزه ها...
آره،ديشب منم از اين شبح ها ديدم!بعضی هاشون اتفاقا خيلی آدم های باحالی بودن!بخصوص اونی که يا مهشيد چاق سلامتی کرده.آقا ولی عجب شبی بود،من که ۵ ساعت يه ضرب آنلاين بودم و بعضا آتيش می سوزوندم!خيلی برنامه ی قشنگ و جديدی بود:)راستی شبح جان من تقريبا همه وبلاگی ها رو شناسايی کردم اما گويا شما با لباس شخصی اومده بودی نديدمت!خودتو به ما بنما!با هم بريم سينما!
آهای...سينا و شکارچی..اسمتون رو تو بد ها نوشتم. چرا به من نگفتين اونجاييد؟ من هم اينقدر سرگرم وصل کردن بنگت سودرهل و مريم و هومن بودم ...اما کار بدی کردید. یکي طلبم.
آخه چه موقع مهمونی بود که دعوتمون کردن و من نتونستم بيام :(
اردک مگر عيبي دارد؟
سلام...امیدوارم که پس از مطالعه این مطلب، به جای اینکه کاستیهای خود را با ملامت این و آن توجیه کنید، زندگی اردک وار خود را رها کرده، با پذیرفتن مسئولیتهای زندگی، تن به ماجرا بسپارید و با اتکا به ضمیر برتر خویش، چون عقابی اوج گرفته، به جایگاهی رفیع بر آیید...
شکارچی عزيز!
ممنون! خيلی جالب بود من متاسفانه بايد کار می کردم نشد زياد بمونم.
ممنون! خيلی جالب بود من متاسفانه بايد کار می کردم نشد زياد بمونم.
سلام شبح توي پال تاک نميدونم خودت بودي با آي دي شبح يا کس ديگه اي بود ولي خيلي بد اخلاق بود.من بهش گفتم: Sha-bah: Shekarchi manzoor shoma az text neveshtan be man chist? Sha-bah: Donbale shekar hasti? D_Shekarchi: man fekr konam ma hamdiga ro eshtebah gereftim Sha-bah: Man? Sha-bah: shoma esme mano moratab to text mizadid. D_Shekarchi: man eshtebah gereftam D_Shekarchi: ba ye shabah dige eshtebah gereftam Sha-bah: Okay, masaley nist. Sha-bah: Shabe shoma khosh.
...برويم پال تالك ، لبي تر كنيم...
مستي در بازار گزافه گفت به حاكم.
داريوش شاهد عزيز!
آقای سعید. هیچی بابا..با شما نبودم (این شبح چه خوب تو را شناخت . من هنوز نه ) شما مشغول باشید.
شکاری جان..آره بابا..راس ساعت ۶ به وقت اروپا یا ساعت ۸.۵ به وقت ایران.
تصحيح:
مهشيد جان لطفاً غصّه حرمت مرا نخور كه يكبار براي همين شبح نوشتم من يكي از كيسه حقيقت هرگز خليفه بخشي نخواهم كرد و آبرو و جان و مالم فداي آن باد. براي من هنوز اين يك پازل حيرت آورست كه چه گزافه و توهين و پرحرفي و تحقيري در حقّ معشوق و بل معبود شما، شاملو، مرتكب شده ام كه لايق اين تهمتهاي تو و فحشهاي شبح گشتم؟! بالامجان؛ من براي محكم كاري صريحاً هم ذكر كردم كه او را مقصّر گنوستيك فرهنگي خودمان نميدانم؛ بخوان كامنت اوّليه مرا يكبار ديگر! و تازه بفرض كه از شخص شاملو انتقاد ميكردم باز هم حقّم اين نبود و تازه شما از كجا ميداني كه من با اشعار او و يا صداي گرمش حال نكرده باشم و نوارهايش را خودم در خانه ام نداشته باشم؟! مالك كپي رايت شاملو هستين شما دونفر؟! يا بدتر از اين تو از كجا ميداني كه دوستداران شريعتي برّي مرده پرستند و شما عاشقان قبله احمد آقا زنده پرست؟! اين تئوريها را از كجا آورده اي خانم محترم؟! در مورد اين مثال مسخره عجوزه و كذا آنهم از جانب دختري كه من حاضرم بجان خودم قسم بخورم حتّي يكي از آثار شريعتي را نخوانده و نفهميده است و اصلاً در فضاي زندگي او تنفّس نكرده و از سر بخار معده بدون اندكي شناخت نسبت به موضوعها نشسته تو وبلاگش و نظرهاي چرت وپرت سروهم ميكنه كه بيخيال مهشيدجان! بارها از شخص من تذكّر پنهان و آشكار گرفته است! بگذريم. پس حالا بگذار منهم بر مبناي تمثيل زيباي همان دختر، بقول تو، پاسخت را بدهم: ببين يونانيان جهان، كاسموس، را تا قبل از نو افلاطونيان به عنوان نظامي هماهنگ و بسامان كه قابل ادراكند و تن به صورتبندي فرموله ميدهند در نظر ميگرفتند و با شگفتي و كنجكاوي به آن مينگريستند و در آن زيبائيها ميديدند و به سازوكار آن اعتماد هم داشتند. بالعكس امّا انديشه هاي شرقي با آبشخور هندي و ايراني و بابلي و مصري سعادت را نه در هر دانشي بلكه در سلوكي خاص ميديدند كه روگردان از وضوح و وجه زيستي و انساني و جزئي است و دائماً با روي كردن به فراسو و رازسازيهاي كدر و مات و شهود عرفاني و شعر در پي پشت سر گذاردن يكسري منازل مياني بودند تا بلكه به يك ناكجا آبادي در رسند. خوب منهم فكر ميكنم كه شعر، يعني اين تنها فراورده مهمّ فرهنگي كشور ما، بسان اسكلت عجوزه ايست با سنّ وسالي ۲۵۰۰ ساله و هر كه شاعر است فسيلشناسي از اهالي ژوراسيك پاركي را ميماند كه در صدد احياي آن بي اعتمادي، گنوستيك، كهن است بر عليه معرفت، عقل، وضوح و منطق! يك نمونه ساده از همين شاملو و بنقل از بلاگ خودت: يك هزيانگوی گريخته از تيمارستان در جمع عزاداران...!!!
سلام شبح
داريوش حانم ..ناراحتم نکردی. تا آنحه به سعيد و نوشته اش را حع به شريعتی مربوط می شد من نوشتم. اگر حل نشد باز هم بگو. من نظرات شريعتی را حه در آن موقع و حه الان سعيی می ديدم از طرف کسی که گنحشک را رنگ می کند و به حای بلبلی خوش خوان می فروشد. به مرده و زنده بودنش هم بستگی نداشت.
آقای سعید. نه . من در مورد شریعتی حیزی در وبلاگم ننوشتم و به حایی لینک ندادم. گلناز حرف بسیار زیبایی در مورد شریعتی زده بود که من بسیار با آن موافق بودم. و آن اینکه شریعتی سعی کرده بود که عحوزه ای را به حای دختر حوان و زیبایی غالب کند و موفق هم شد. فکر می کنم به این لینک داده بودم. آنحا هم مرده و زنده شریعتی یکی بود. مسئله سر مرده بودنش نبود. مسئله سر تئوری هایش بود باور کن بعد از مردن تو هم مشکلی با مردنت نخواهم داشت و مشکل سر تئوری هایت خواهد بود. شبح حان ببخش که با وحود تذکرت باز هم به این مسئله برداختم. سعی کوحکی بود.
شبح و مهشيد عزيز در اين مورد آخر حق با سعيد هست. (منظورم اين نيست كه در همه موردهاي قبلي حق با شبح بوده است) در سالمرگ دكتر شريعتي من زبان در كام گرفتم و هيچ نگفتم چرا كه ديدم اگر چه نو گرائي ديني دكتر شايد و فقط شايد براي نسل ديروز و جامعه نابالغ ما مفيد فايده بود ولي امروز من چيز ديگري ميخواهم و دم از دين زدن (حتي از نوع روشنفكري ديني) حكايت آب در آسياب ريختن متحجرين است و كوبيدن آن نيز كاشتن بذر كينه و نفرت بيشتر و بيشتر و حتي انگ مردم ستيزي و وطن فروشي است به خلايق روشنفكر خالي ومدرن ، و از اين رو هيچ نگفتم و اگر عاقلتر كه باشم وقتي ميبينم دم از آزادي فكر و آرا ميزنم ميبايست تحمل آرا مخالف را داشته باشم و سعي در كوبيدن مخالف مثل سعي در پرورندان نهال كوبيدن خود است.
آقا سعيد ما که حرفای شما رو نفهميديم! اما فکر نمی من و سارا دهنمون بوی شير بده! باز بوی آب پرتغال شايد البته!
مهشيد و شبح؛
شبح و ديگر دوستان!
خش خش بي خا و شن برگ از نسيم امشب يادتون نره!
دوستان خواهش میکنم به پريشان گويیهای جناب سعيد پاسخ ندهيد! ما بايد عادت کنيم که هر چه میگوييم در جشن و عزایمان يک موجود مزاحم پرحرف بيايد و وسط ميکروفون را بگيرد و مدتی حرف بزند. از وحدت دم میزند اما کمترين ارزشی برای عقل و احساس جمع قايل نيست! نمک میخورد و به سادهگی نمکدان میشکند! لحظهی آنچنان عاقل است که پنداری با دانشمندی طرف هستيم و لحظهی بعد چون هزيانگويی گريخته از تيمارستان در جمع عزاداران دايرهزنگی دست میگيرد و رقص و پایکوبی میکند لحظهی بعد در مجلس عروسی بنای نوحهخوانی سر میدهد!...
خوشا بحال تمام کسانی که تهرانن و میتونن امروز برن پیش شاملو. من که از صبح حسابی حالم گرفته است. آنکه میگوید دوستت دارم
آقای سعيد. من می خواهم يک شلوار بدوزم که کمی پاچه هاش گشاد باشه. دور کمرش هم بند داشته باشه. تئوری خاصی در اين مورد داريد که بشه به طور خلاصه در ۵ صفحه A4 برام همین حا یا هر حای دیگه ای که به موضوع اصلا مربوط نباشه بنويسين؟ خيلی ممنون می شم از نظرات گهر بارتون.
«من مرگ هیچ عزیزی را باور نخواهم کرد...» روانش شاد...
سلام و عرض ادب به دوست خوبم ... مطالب پر مغز و هدفذارت شده سرگرمی شبهای وبگردي مون ... راستی تا بلاگ اسکای مشکلش حل بشه برگشتم پرشن بلاگ ... فعلا آنجا سر بزن ... مطلب جديد دارم
پاپ ژان پل دوم در سال ۱۹۹۴ با لحني نوميدانه و رقتانگيز چنين گفت: ” همچنان هرچه ميکشيم از دست دکـارت است؛ از //فساد ناشي از تجدد// گرفته تا //مرگ خدا//. “
اگر بزرگترين ارزويم هميشه يكبار ديگر ديدن صحنه تاتري بود كه همه زندگيم را رنگ بخشيد ؟ اكنون حسرتم بودن بر مزار عزيزي است كه عشق به مردم را بازيباترين كلام به من اموخت . انهم اگر از زبان ايدايش بشنوم .يادها و خاطره هايش را .
بر مزارش ازاو ياد خواهيم كرد و خود را به ياد خواهيم آورد و شستشو خواهيم داد.
امير جان و ساير دوستان شاملو و آيدا!
من شبح را دیدم ! بطور اتفاقی. با طراوت، بی تکلف و شوخ طبع .در يک کلام : دوست داشتنی .
اگر حرف نزديم نگيد طرف لاله ها .
سلام
وای شبح عزيز در قفل در کليدی چرخيد شعر ساعت اعدام از کاشفان فروتن شوکران
حتما ميام ولی خيلی از عاشقای شاملو که به اينترنت دسترسی ندارن چی؟؟
مشکل ايميلام حل شد!
عجب دنیای عجیبی شده ... یعنی بزرگداشت اینترنتی برای شاملو ؟؟ خیلی جالبه ...
سلام ... تا وقتی کسانی هستند که کتابهاشو میخونند و عاشقش هستند و ازو یاد میکنند که از کسوف ترسی نیست ....
ايميل شما کار نميکنه . خواهش مي کنم آن را درست کنيد. سريعتر. خيلی ممنون. ( يکي از دوستان شما )
ميدانيد از چي اين شاملو خيلي خوشم ميايد؟ از اينكه ۵۰ سال به ديكتاتوري نه گفت . مثل يك كرگدن( بقول آل احمد) كله شق و سرسخت بود
زیتون جان!
ا..... شبح جان پس پالتاک اين جوريه ؟ :)
يادش گرامي باد!
شبح جان آپتوديت کردم....................
شبح جان فقط به خاطر کاشفان فروتن شوکران هم شده سعي مي کنم بروم به پلتاک. قربانت |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1264
تعداد نظرات: 26657 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 6, 2006 12:59 am
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||