یکشنبه، 29 تیرماه 1382 | July 20, 2003

چيزی درباره‌ی عشق

دی‌شب به خواب‌ام آمدی گفتی:"شعری، داستانکی، چيزی بنويس در باره‌ی عشق، رنگی بزن به اين شب‌های تار..."
يادت می‌آيد رشته رشته، تار تار موهای‌ات را کنار می‌زدم تا قطره قطره اشک‌های‌ات را از روی گونه پاک کنم، ذره ذره لب‌خند را بر لبان‌ات بنشانم... کجا رفت آن گيسوان مواج، آن اشک‌های گرم، آن خنده‌های ناز؟
آه از اين جور و تطاول که در اين دام‌گه است!
واه از آن عيش و تنعم که در آن محفل بود!ـ
در دل‌ام بود که بی‌دوست نباشم هرگز؛
چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود! (حافظ-شاملو)

July 20, 2003 04:08 PM

رها آریا 12:36 @ Fri, 19 May 06

واقعاً مطلب ها خیلی بی مزه و مزخرف هستند بدین درشو گوه بگیرند.


احمد 21:14 @ Thu, 4 May 06

فاطمه عزيز اندازه تموم دنيا دوست دارم


22:59 @ Fri, 23 Dec 05

مليحه جان دوستت دارم


Sarashpaz:) 0:42 @ Tue, 22 Jul 03

ردیف بود!:)خیلی:)


شبح 0:37 @ Tue, 22 Jul 03

هر کسی از ظن خود شد يار من
وز درون من نجست اسرار من!


اميرحسين 0:04 @ Tue, 22 Jul 03

حتما می نویسم حتما و هزار بار سپاسگذار لطف توام


اميرحسين 0:02 @ Tue, 22 Jul 03

AUTHOR: اميرحسين
EMAIL: monbonamir@yahoo.com
IP: 217.66.223.242
URL: http://amical.blogspot.com
DATE: 07/22/2003 12:02:36 AM


shafahi.persianblog 22:48 @ Mon, 21 Jul 03

آی دی ياهو ندارين ؟ ضمنا مرسی سر زدين


22:13 @ Mon, 21 Jul 03

شايد به خواب او رفته باشی. شايد رنگی زده باشی به شبهای تارش. شايد توانسته باشد بی دوست نباشد هرگز.... شايد


پرنیان 19:58 @ Mon, 21 Jul 03

بسیاری چنین اند
مسافری بی قرار،از شاخه ای به شاخه ای دیگر
همواره به جستجوی بخت
اما به هر مخاطره ای،باز خویشتن را می یابند
بیشتر سرگشته و کمتر بخت یار.
تا آن روز که در یابند جیزی را که می جستند
پیوشته با درون خویش نهان داشته اند
و آنچه شادمانشان می کند
تقسیم نان جان است به سفره دوستی
و با آنکه بیشتر از همه دوستش دارند
او را که عاشقند.


شکارچي 18:50 @ Mon, 21 Jul 03

سلام
اول بگم که شبح به این نازنینی نوبر والا...
همه شبح ها میان تا آدما رو بترسونن ولی تو ...
اینم از شاملوی امروز:
با چشمها ز حیرت این صبح نابجای
بر تارک دریچه خورشید چارطاق
چشمان بسته ام را بیدار کردم از زنجیرهای خواب.
فریاد برکشیدم:
اینک،چراغ معجزه مردم.
از اين به بعد هر دفعه يام سراغت يه شاملو برات مينويسم دوست خوب من.


Mahshid 17:32 @ Mon, 21 Jul 03

شبح حانم برايت يه ميل دادم برگشت. اين ميل آدرس تو باز پنچر ه مگه


sara 16:27 @ Mon, 21 Jul 03

:)) قربون دهنت آريا جون! شبح به اين پرتوقعی نوبره والا!


Aria 15:40 @ Mon, 21 Jul 03

......خب الان دنبال حق و حقوقشه. فهميده که تو مردسالاری ميکردی و سرش کلاه ميذاشتی؛ فرصت طنازی و دلبری نداره عزيزم. شاکی نباش شبحی ناز. حالا تو عشوه بيا مگه زوره!. يه دفعه هم اون بياد سر طاس تو را بوسه باران کنه. مگه بده؟. گريه کن و ننه من غريبم بازی در بيار اگه عرضه داری!.


وروجک 15:09 @ Mon, 21 Jul 03

اين پيامی که نوشته بودی مطمئنی مال من بود؟ در مورد اين مطلبم؟ من که سر در نميارم!


,v, 15:07 @ Mon, 21 Jul 03

AUTHOR: ,v,
EMAIL:
IP: 80.191.2.7
URL:
DATE: 07/21/2003 03:07:20 PM


tarikhe shafahi 14:56 @ Mon, 21 Jul 03

تو نظرخواهيم يکی نوشته بود سبکم شبيه شماست . راست گفته ؟


omgh 13:36 @ Mon, 21 Jul 03

غم انگيز بود...


سولانژ 12:57 @ Mon, 21 Jul 03

دوستی کی آخر آمد؟ دوستداران را چه شد؟


shiva 11:59 @ Mon, 21 Jul 03

باز هم دیشب خوابش را دیدم , نگاهش می خندید . شوق در دلم جوشید . دریای عشقم طوفانی شد و بی اختیار خود را در آغوشش انداختم . آغوشی که در دوران پاک کودکی گهواره ام بود . گهواره ای از مهر که در هنگام ترنم لالایی عشق بر لبانش , مرا تا دیار رویا پر می داد .....خود را در آغوشش انداختم و صورت مهربانش را غرق بوسه کردم , صورت مهربانی را که آیینه صفا بود . دست بر چهره اش کشیدم . چهره ای که به لطافت نسیم بود . عطر مهر را از وجود همیشه بهارش استشمام کردم و درخت وجودم به شکوفه نشست ...عزیز مهربانم , جدایی از تو چقدر سخت بود و غم بی تو بودن قلبم را می خراشید . امواج بی تابی سر بر صخره دلم می کوبیدند .... چقدر حرف که در دلم به بند کشیده شده و همرازی نیست تا برایش بگویم ... در زندان تنهایی اسیرم .....سر بر سینه ات گذاشتم تا باز موسقی قلب پر مهرت را بشنوم , بلکه پروانه های شوق در دلم به رقص دربیایند . سر بر سینه ات گذاشتم و آرام پرسیدم : کجایی ؟ دل تنگ توام ... و تو خندیدی مثل همیشه و دست پر مهرت را برسم عاطفه بر سرم کشیدی و من مالامال از شوق شدم ....اما. ناگهان از خواب پریدم , آیینه رویا در دلم شکست و چهره پر مهرت پر کشید و رفت و من ماندم با کوهی از غم در این برزخ و کابوس هایی که به حقیقت می پیوندند . من ماندم با غمی جان کاه که باز در دلم جوانه خواهد زد.... عشق ابدیست !


zinat 7:56 @ Mon, 21 Jul 03

عشق روح افرینش است


zinat 7:54 @ Mon, 21 Jul 03

سلام/خیلی زیبا / از وبلاگ ارمین و نام ستاره گان بروز شده باشما اشنا شدم/زینت


yekgharibeh 7:06 @ Mon, 21 Jul 03

شبح جان دريغ، دريغ که هميشه سعی ما و دل باطل است


سارا 1:16 @ Mon, 21 Jul 03

من برگ را سرودي كردم
سر سبز تر ز بيشه

من موج را سرودی كردم
پرنبض تر ز انسان

من عشق را سرودي كردم
پر طبل تر زمرگ

سر سبز تر ز جنگل
من برگ را سرودی كردم

پرتپش تر از دل دريا
من موج را سرودی كردم

پر طبل تر از حيات
من مرگ را
سرودی كردم


سينا هدا 0:02 @ Mon, 21 Jul 03

آره؟!


زيتون 22:53 @ Sun, 20 Jul 03

سلام شبح جان :)
اگه چشم دل باز كني مي بيني هنوز اونطوره . نمي دونم درست فهميدم يا نه :)


sara 21:48 @ Sun, 20 Jul 03

من از نظر شکارچی اينو برداشت کردم که اين گيسو مواجه که گريه می کرده و تو اشکاشو پاک می کردی شاملو بوده!!!شاملو خيلی آدم خوب و بيستی بود و لی گيسوش فرفری بود نه مواج!
شفاف سازی کن شبح!يالا!


kimia 21:28 @ Sun, 20 Jul 03

بسیار زیبا است اینو جدی میگم خیلی به جا بود چون این چند روز همه دارند یه جوری در این رابطه ها مطلب مینویسند . موفق باشی


شکارچي 21:10 @ Sun, 20 Jul 03

سلام
متن و شعر زيبای تو رو درباره شاملو خوندم.
فوق العاده بود. من ديوونه شاملو ام با اون صدای گرمش که:
اگر که بيهده زيباست شب
برای که زيباست شب؟
برای چه زيباست؟
شب،
و رود بی انحنای ستارگانش که سرد میگذرد...

روحش شاد و نامش پاینده.


18:41 @ Sun, 20 Jul 03

عشق را تا باور نكنی زنده نمیمونه ...


آرمین گيله مرد 18:12 @ Sun, 20 Jul 03

سلام ... من هم میخواهم بدونم : چه توان کرد؟


مامان و بابا و دخترشون(ب 17:45 @ Sun, 20 Jul 03

کافيست که فقط از او بگويی خوابت تعبير می شود ...


زهرا 16:53 @ Sun, 20 Jul 03

شبح جان مشکوک ميزنی :)
زهرای به اين بدبينی هم نوبره والا :):)


مهشيد 16:40 @ Sun, 20 Jul 03

:(


احسان 16:26 @ Sun, 20 Jul 03

از راهنماييت درباره تيک بلاگ رولينگ برای وبلاگ به روز شده ممنون.
من هم تو تنظيماتم درستش کردم.






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1253
تعداد نظرات: 26317
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: july 10, 2006 03:29 pm


از کجا آمده‌اند؟