|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دوشنبه، 9 تیرماه 1382 | June 30, 2003
● تازيانههای جهل
تا گفتم دربست جلوی پایام ترمز کرد. نه اين که معمولا ماشين دربست نمیگيرم اما اينبار ماشين گرفتم دليل مضحکی داشت کيف پولام را در خانه جا گذاشته بودم و تنها راهحل اين بود که ماشين دربست بگيرم به خانه بروم و در آنجا کرايه ماشين را حساب کنم. حدود سی سال سن داشت اما معلوم بود از چيزی رنج میکشد. جلو آمده بود و به پشتی صندلی تکيه نداده بود. هوا در اين روزها در تهران بسيار گرم است، و با اين ترافيک آشفته و سرسامآور، نشستن در ماشينهای بدون کولر که اکثريت ماشينهای مسافرکش تهران را شامل میشود، حکم حمام سونا با اعمال شاقه را دارد. از چهرهی راننده پيدا بود که دارد درد میکشد اما وقتی پشت چراغ قرمز مجبور شد ناگهانی ترمز بگيرد با اصابت پشتاش به پشتی صندلی فريادش بلند شد. با نگرانی پرسيدم:"حالتان خوب نيست؟" لبخند زد و گفت: "قصهاش درازه... چند ماه پيش توی مهمونی با بچهها دُمی به خمره زده بودم..." رو کرد به من و بدون مقدمه ادامه داد:"آقا شما شراب نمیخوری همه میخورن..."
... ادامه
-------------------------
خوانندگان عزيز، من از همه، از شبح دوست داشتنى و از شخص «سعيد» پوزش ميخوام بخاطر نوشته هاى پر غلط املايى که با عجله نوشتم و نامفهوم. و همچنين بخاطر اينکه يه جاى باکلاسى مثل اينجا رو با ادبيات تخمى خودم (ببخشيد نامناسب) آلوده کردم. عقده و خشمى که آخونداى حاکم ايران در من ايجاد کردن، منو مثل بشکه باروتى کرده که به کمترين حمايت از اونها و دينشون و عقيدشون و قانونشون و … منفجر ميکنه. شرمنده. هر چى دلتون ميخواد بلند بلند فحشم بدين. بقول صادق هدايت ما فحش هم نديم چيکار کنيم (نقل به مضمون).
يه چيزى که خيلى هم مهم تو حرفهام گم شد. جريمه سنگين نقدى و گرفتن موقتى گواهينامه (که در فرنگستان خيلى کار آدم رو کنگ ميکنه) بيشتر حالت پيشگيرانه دارن تا تنبيهى. قسمت تنبيهى اون به پرداخت پول محدود ميشه که اونم لزومى نداره دقيقا پرداخت پول باشه. ميتونه انجام کار عام المنفعه باشه. اما، شلاق عمل پيشگيرانه اى نيست. تنبيه بدنى است که البته اگه با نتايه تحقيقات کسانى مثل ژان پياژه آشنا باشيد ثابت شده که کار نميکنه! ميدونم تکرارى بود. شرمنده!
بابا به سر رفسنجاني و ريشي كه نداره قسم، من جريمه راننده مست و يا هر مجرم ديگر را ايندست تنبيهات بدني و قرون وسطائي نميدانم. با قول لرد شاعر بايرون هم موافقم كه به يك پديده از منظرهاي مختلف ميتوان نگريست؛ خوب منم همينكار را كردم ديگه و گفتم اتّفاقاً براي شبح فرصتي پديد آمده بود كه به طرف بگويد در حين چرتزدن، خستگي، نشئگي و مستي رانندگي كردن همان و يكعمر خود و ديگران را به ندامت انداختن همان، كه او اين فرصت را بر طبق نوشتار خودش از دست داده است! اين جناب ملّا كش انيراني هم بداند عرب يا عجم، مثل خودش، ساده لوح يا نابغه، مثل خودش، همه انسانند. و بعد از اين با دقّت بيشتري مطالب را بخواند بنفع خودش است؛ چون من داشتم به شبح خاطرنشان ميكردم كه ”آرمان انسانگرائيش“ اقتضاي يك چنان رفتاري را نداشت؛ نه اينكه خودم مدّعي چنين ايده يا ميمي باشم. فحشت را هم بده چون تنها چبزي كه از جماعت كشنده تحمّل منّت كشيش را ندارم همين بود توهينش و تهمتش را ميزند و بعد هم دوقورت و نيمش باقيدار كه ميگم ها...! قمي هستي يا اردكاني :-)
سعيد عزيز!
بعضى خيلى ساده لوحانه ميخونن و ميبينن مثل « سعيد ». سعى ميکنم به زبون عاميانه برات بگم قضيه رو بفهمى. قضيه خلاصش اينه: دوم اينکه، جرم راننده مست رو در فرنگستان به رخ ملت نکش. در فرنگستان (که من اتفاقا ساکن هستم)، قوانين جزايى بعد از بيشتر از يک قرن آنقدر صيقل خورده و ترميم شده و سيستم قضايى آنقدر در اجراى عدالت خوش سابقه هست که اعتماد مردم رو با تقريب خوبى در حمايت داره. اين سيستم ثابت کرده که راننده هاى مست آمار تصادف رو بالا بردن و بهمين خاطر اون جريمه سنگين رو براى راننده مست گذاشته. عموم هم موافقن. منتها عرب جان، جايى که آمار تصادف چند برابر جاهاى ديگس و بخاطر هزار و يه کوفت و زهر مارى ديگس، کى منطقا قبول ميکنه که جريمه راننده عرق خور اينجورى باشه، ولى اونى که اين جاده ها و اين اتومبيل ها رو کرده تو پاچه ملت راست راست دلاراش رو بشماره! آخه عرب جان، اينجا اگه جريمه راننده مست زياده، بخاطر اينه که ميشه بخاطر چاله چوله خيابون خشتک شهردار رو آويزون کرد. بخاطر نقص فنى اتومبيل ميشه غرامت گرفت… کجايى عمو بيدار شو!
هر موضوعی را می توان از چند جهت نگاه کرد. اگر یک نفر از یک منظر به آن بنگرد و به بقیه هم هیچ اشاره ای نکند، فکر نمی کنم معنی اش نفی آنها باشد. این به نظرم کاری بوده که شبح کرده. حالا این که کسی از حادثه ای که به خاطر مضرات یکی دیگر از آن جهات( ِاشاره نشده) آسیب دیده و احساساتی می تازد یعنی این که منظور نوشته را درک نکرده. یعنی این که دوزاری اش نیافتاده. باید upgradeاش کند،چون ممکن است عده ای مدتها ایران نبوده باشند،ندانند که تلفنها شده اند پنج و ده و بیست و پنج تومانی!
”...در پاسخ گلكو كه طبق معمول به سطح امور مينگرد بايد بگم دخترجان اصلاً ما ميخواهيم قيام كنيم كه از شلّاق و سنگسار و اعدام و شكنجه و تحميل نوع و سبك زندگي بر شهروندان خبري نباشد نه از مجازات رانندگان حين مستي. تو و شبح دلايلتان بر عليه اين رژيم اينقدر ضعيف است؟! بعد هم آخر توي اين اوضاع بحراني درايران من نميفهمم تو گوئي شبح در كره ديگري بسر ميبرد. او بايد ميرفت و عكس چهارتا دانشجوي تن كبود شده كتك خورده را ميذاشت اينجا آنهم با درج مصاحباتي از خانواده ها يا خودشان و بطور كلّي چالشهائي كه انقلاب دموكراتيك مردم با آن مواجه است. باباجان، هر ننه من قمري الان توي جهان ميداند كه در ايران آخوندي شلّاق ميزنند و ديگر مجازاتهاي وحشيانه. تازيانه هاي جهل، بله امّا غمخواريهاي جاهلانه تر چرا؟! اين بود نقد من و برخي بر منطق اين نوشتار؛ يعني نميتوان با ارتكاب دو اشتباه به يك امر صحيح رسيد....“ من حاضرم جلوي تمام خوانندگان شبح متعّهد بشوم كه اگر او توانست به شما اثبات كند كه من آنم كه با تهمت به من مدّعيست؛ چه آنكه لفظاً گفته باشم و چه از مطالبم منطقاً بتواند در پيشگاه شما استنتاج بكند، آنگاه هزار دلار به هرحسابي كه گفت واريز كنم. هر وقت خواست آدرس و شماره تلفن پسر عمويم مهندس مهدي درهمي را به او ميدهم تا برود اصل واقعه را از او و يا خانواده زن مرحومش در مشهد تحقيق بكند. شبح جان؛
بابا باز شما قاط زدید ، سعید خان بابا بیخیال دیگه ، تو که از خواندن شعر حافظ برای امی به جهت کژ فهمی از آن ناراحتی تو چرا چنان با کارد سلاخی نقد خودت به جان گفتار ها میروی بابا یه کم انصاف!!! این شبح هم مثل همه یه ظرفیتی داره خب طبیعیه که از کوره بدر رود و جرم نداشته تو را (امیدوارم اینچنین باشد) چنان همگانی طرح میکند که من نیز ناراحت میشوم چرا که میبینم در این دنیای وانفسای بیکسی و غارت فرهنگی ، ما (۴ تا آدم زپرتی) نمیتونیم با هم کنار بیائیم و نظرات و عقایدمان را تحمیل نکنیم و تضارب آرا کنیم. بابا تو رو خدا بی خیال! ما (فکر کنم خیلی از شماها) تو این وضع بلبشوی جامعه مون به حد کافی سوهان روح داریم ، خودمان دیگه زخم زبون نزنیم.
به دوستان علاقهمند يادآوري میکنم با اين که تصادفات رانندهگی به علت مستی در ايران بسيار پايين است اما ايران بالاترين آمار تصادفات منجر به مرگ و مير را در جهان دارد.
من تقريبا مطمئن بودم که اين جناب سعيد خان در خانوادهی يک آخوند به دنيا آمده است و آقازاده است. زيرا فقط اين طائفه اينقدر پر رو وقيح و پشتهمانداز هستند. اما با خواندن نوشتهی اخیرش کاملا اطمینان پیدا کردم که این سعید خان گرامی آقازاده است. تنها اين طائفه اينچنين روحيه فاشيستی دارند... به روشنی از شلاق و قصاص و اعدام دفاع میکند و مرگ هزاران انسان برایاش بیاهميت است. فقط ظاهرا اين آقازاده از آن آقازادهست که چيزی نصيب نبرده به همين خاطر انتظار دارد مردم دسته دسته کشته شوند تا آقازاده تشريف بيآورد و بساط شلاق و اعدام و سنگسار را دوباره رواج دهند... زهي خيال باطل!
منهم كمي لحنم با شبح تند و نيشدار بود و در واقع تا حدّي در حال تخليه عصبانيتم از دست مست جماعت بودم. بخصوص كه مشاهده كردم خودش هم به نارسائي مقصود واقعيش معترف است. دوستان خاطه نقل كردند؛ پس اينرا هم از من بشنويد:
سلام بچه ها
زنده گی عزيز و روحبازیگوش عزيز!
ببخشيد من خواستم در كامنت قبلي بنويسم كه:
با سلام. حرف شما کاملا منطقی بود . در شرائط فعلی به نظر ما باید منتظر بود تا خدایی نکرده از چاله به چاه نیفتیم و اگر قرار است رهبری گروه را افراد شکم پری از ان سوی مرزها بدست گیرند ما ترجیح میدهیم با همین وضعیت بسازیم!!! ... کاسا
هيچ جاي دنيا كسي را به دليل مستي شلاق نمي زنند.آن جوان هم با شلاق خوردن ياد نمي گيرد كه در حال مستي رانندگي كردن كار بدي است. من با نظر لرد شارلون! خيلي موافقم! يك دختر دوازده ساله كه من ميشناختم به اين دليل كه در مهماني عيد به جايي رفته بودند كه در آن كسي مشروب ميخورده شلاق خورد. فقط به اين دليل كه سنش بالاي ۹ سال بود و در آن مجلس حضور داشته.
/محتسب مستی به ره ديد و گريبانش گرفت/ مست گفت: کای دوست! اين پيراهن است افسار نيست/محتسب گفت: مستی! زان سبب افتان و خيزان می روی/مست گفت جرم راه رفتن نيست! ره هموار نيست...
سلام. از وبلاگ کیمیا باهات آشنا شدم و چه قدر متاسف ام که دیر آشنا شدم. خیلی چیز ها ازت یاد گرفتم. با اجازه لینک ات می کنم.
این که آن آدم ابله نباید در حال مستی راننده گی می کرده و شبح هم باید به اش کمی تشر می زده که دفعه دیگر این کار را تکرار نکند، درست؛اما این نکته که این جماعت نظر دهنده این جا خیلی باحالند را نمی توانم ندیده بگیرم. آهای مردم، چقدر شما بامزه اید. بابا جان!مجید جان،دلبندم،این آدم، اولین و آخرین مست شلاق خورده نیست. در ضمن فکر کنم اگر کمی آن دوزاری هایتان را Upgrade کنید،می توانید به این نتیجه برسید که در کشور گل و بلبل ما مستان را به خاطر راننده گی در حین مستی کتک نمی زنند. مستان خواب و پیاده و کامنت نویس را هم کتک می زنند. البته در مورد مستان کامنت نویس،آنهایی را که دوزاریشان از وسط خم شده را خیلی یواش تر می زنند. شما نگران نباشید.(;
درست است تازیانه های جهل، اما تازیانه های جهل آن سرباز؛
شبح. اي ول داداش؛ انگاری تو هم در اين دوران التهابی اوضاع ايران تا هيجدهم تير کبکت خروس ميخونه ها...؟! يا سفره و بساط عذاداري واسه ”اموات بل احياء عند الخلق“ پهن ميكني و يا شلّاق خوردن يك آدم خاطي و خطرناك يعني مست در حال رانندگي را همچين توي بوقش كردي كه فكر كردم با يكي از اصحاب كهف مواجهم؛ ”بل هم اظل“. اوّلاً همانطور كه برخي از خوانندگانت بخوبي بهت تذكّر دادن شما آنقدر دردمندانه و رومانتيك و آماتوري، ويژگيهاي مفرطي كه هميشه در تحليل مسائل انساني و اجتماعي به نمايش ميگذاري، با اين بابائي گل و بلبل گفتي و شنيدي و بعدشم عكسي ازش بيادگاري گرفتي كه بفرض صحت حرفاش بايد بجايش سرش داد ميزدي آخه مرد حسابي حالا اگر ميزدي و يكي را ميكشتي و يا تصديق رانندگيت را، ممرّ درآمدش، ازت واسه چندين ماه ميگرفتن بعلاوه بريدن زندان و جرم نقدي بالا خوب بود؟! شما ميداني كه در همين ژاپن و كشورهاي غربي با اينگونه خاطيان چه ميكنند؟! ميداني آمار كشتار راننده هاي مست جزو يكي از وحشتناكترين داده هاي استاتيكي در تصادمات است؟! تو بايد واسش اينو ميخوندي: مي بخور، منبر بسوزان؛ مردم آزاري( رانندگي در حالت مست كه ممكن است به قيمت جان و مال خودش و ديگران تمام ميشد) نكن! حالا اگه اين بابا رفت و با اين همدردي خاله خرسي تو باز هم عرق خورد و با رانندگي در همانحال خودشو و خانوادشو و ديگران را واسه يك عمر بدبخت كرد بازم با افتخار حاضري بروي از صحنه تصادفش و جنازه خودش و ديگران يك يا چند عكس بگيري و مقالت را در اينجا با عنوان ”پشيماني سودي ندارد!“ اغاز كني؟!
ما در پياله عکس رخ يار ديده ايم
بچه های ما کجا ميخوان بزرگ بشن؟
شبح عزيزم من قبول دارم كه شلاق زدن مجازات وحشيانه ايه و مناسب قرن بيستم نيست . اما در همهء كشورها رانندگي در حال مستي مجازاتهايي داره و كسي كه مرتكب اينكار ميشه بايد منتظر عواقبش هم باشه .
majjale electroniciye baroon montazere nazar va aasaare shomast====> www.baroon.net
خواهر من هم در ۱۸ سالگی به جرم روزه خواری ؛ ۲۰ ضربه شلاق خورد و يک شبانه روز در زندون موند..
خيلي سخته كه آدم به خاطر اين كه دلش بخواد چيزي بخوره شلاق بخوره اما بايد قبول كنيم كه به جاي جدول ميتونست يه آدم رو زير كنه!
وحشتناکه
اگر شراب خوری جرعه ای فشان بر خاک / از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک.
فتوژورناليست نبودی که شدی!!!
البته واضح و مبرهن است که وحشيانه و غم انگيزه اما من چند روز پيشا بدترشو ديدم. اين فقط کبود شده، اون قلوه کن شده بود.
شبح جان، از وقتى وبلاگت رو چند وقت پيشا دوستم معرفى کرد، هر وقت ميخونم واقعا تحسينت ميکنم. مخم گوزيده از کاردرستيت. ربطى به اين مطلب خاص نداشت، مدتها بود ميخواستم بگم.
شبح می دونم نياز نداری اما دلم خواست که لينک بدم يه اين مطلبت شايد کسی هنوز نخونده باشدش ... سر بزن
راستي اين آقاهه چه كمر باريكه!! :)))))
واي...........
خيلي وحشيانه و غم انگيزه!
... اين نظر اولی را من دادم نازنين. زنده باد ميخواری شبانه روزی!... گور بابا و کون لق دشمنان زندگی. مثل تمام مذاهب گهی!.
... شبحی .حان. حالا که اين طور شد. ما سراسر ايران را ديسکو + ميخانه + حالخانه!. + خنده سرا می کنيم. اصلن ما معتقديم که ايران بايستی انبار و محل صدور شراب و ويسکی و ودکا به سراسر دنيا باشه. مخالفين:Fuck off . کليه آخوندها و اعوان و انصارشون موظف هستند که باغهای انگور را تا مرگروزشان آبياری و مرافبت کنن. سر باز زدن از ا.حرای اين کار، .حريمه اش ريختن سه بطر ويسکی در حلق آنهاست. ... من همين الان که دارم اين حرفا را می نويسم يه نصف بطری ودکا ريختم تو حلقم. آخوندا بيان از کونم بخورن. تا الله، آنها را صد برابر ا.حر بدهد. |
![]()
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||