جمعه، 30 خردادماه 1382 | June 20, 2003

وب‌لاگ‌گردی‌های آدينه

بوی خوش آزادی
اين روزها ايران پرهياهو خواب کفتارهای پير را آشفته کرده است هر چند لاشخورهایی مانند بوش برای پيکرمجروح اين سرزمين کهن‌سال چنگال تيز کرده اند و حاکمان نالايق، وطن‌فروش و احمق دارند شرايطی را فراهم می‌کنند که مانند کشورهای هم‌سايه‌ ايران نيز اشغال نظامی شود اما هميشه می‌توان به عقل جمعی اين مردم هوشيار ايمان داشت. من مانند تمام ايرانيان باشرف آرزو می‌کنم وحدت عملی برای رهایی و آزادی بين مردم و روشن‌فکران اتفاق بيفتد و عقل جمعی اين ملت بزرگ همه‌ی ما را از اين پرت‌گاه شوم به سلامت بگذراند.
تمام کشور در تب قيام می‌سوزد و با اتفاقاتی که در فرانسه افتاده است در پيوند با قيام اخير، ايران را خبرسازترين کشور جهان کرده است هر چند اروپائيان در اين باره تقريبا سکوت کرده‌اند و آمريکائيان می‌خواهند به نفع خود بهره‌برداری کنند. وب‌لاگ‌ها و اينترنت محل بسيار مناسبی شده است برای تبادل اطلاعات هر چند برای کسانی که در ايران زنده‌گی می‌کنند اين خالی از خطر نيست و طبق شايعات احتمالا سروش که وب‌لاگ پر را می‌نوشت دستگير شده است. به هر حالا راه آزادی راه آسفالت نيست، راهی صعب و پر پيچ و خم است.
- گل‌کوی عزيز مفصل درباره‌ی قيام اخير و حوادث فرانسه نوشته. جامع و مانع. گل‌کو يا کاری نمي‌کنه يا سنگ تموم می‌ذاره.
- تنهای شب عزيز مقاله‌یی از انقلاب 82 ي ايران نشنال ري‌ويو16 ژوئن 2003 ترجمه کرده که به نام "انقلاب ايران، سال 2003 جوّ تغيير رژيم فراهم شده است." مقاله‌ی خواندنی است.
"كسي هرگز نمي‌فهمد كه چه چيزي باعث ايجاد جرقه‌ي يك انقلاب مي‌شود. بيشترين چيزي كه مي توان از يك تحليل‌گر خوب انتظار داشت تشخيص شرايطي است كه ماركسيست‌ها ” ‌موقعيت انقلابي “ مي‌ناميدند، اما اندازه‌گيري عناصر فوق‌العاده مهم آن امكان‌پذير نيست (و به همين علت است كه به‌اصطلاح‌دانشمندان علوم اجتماعي هرگز در پيش‌بيني انقلاب‌ها موفق نبوده‌اند). زمان انقلاب كه فرا برسد تنها مي‌توان بوي آن را احساس كرد، و انقلابيون اولين كسانی هستند كه خبر مي‌شوند. آنان پوسيدگي و ترسي را كه از كريدورهاي قدرت مي‌‌آيد بو مي‌كشند. بوي خبردهنده‌‌اي را كه از زيرجامه‌هاي رهبران محكوم به شكست مي‌آيد حس مي‌كنند. و تزلزل اراده و انگاره‌ي در حال شكل‌گيري واكنش توأم با وحشت آنان را احساس مي‌كنند.
آن بوها دارند آرام آرام فضاي ميدان‌هاي مركزي شهرهاي عمده‌ي ايران را فرامي‌گيرند، و مردم را به نبرد متزايداً آشكاري با ملايان حاكم تحريك كرده‌اند."
-شادی شاعرانه‌ی بسيار عزيز مرتب و منظم در باره‌ی قيام اخير نوشته است يکی از يادداشت‌های‌اش بسيار به دل‌ام نشست.
"درسته نرم نرمک اوضاع آرومتر ميشه .. اما به نظر می آد ترسی که حکومت توانسته بود تو جامعه درست کنه ... کم کم داره جاشو به احساس دلاوری می ده ... و اين احساس هرچند حق طبيعی شهروندان يک جامعه سالم است اما برای حکومتهای ديکتاتوری مثل حکمهای دم دست عزرائيل می مونه ... امروز تو هر جائی که رفتم و تو هر ماشينی که نشستم چشمها علاوه براينکه کنجکاو، شاد و گاه حتی نگران بود اما يک نور جديد رو ميشد به خوبی توشون ديد .. احساس کسی که قراره به همين زودی‌ها از شر بار سنگينی که سالها ، به جبر و جور، رو دوشاش گذاشتن خلاص بشه."

1- سروش که در وب‌لاگ پر لحظه به لحظه اخبار قيام را گزاش می‌داد از سه‌شنبه تا به حال چيزی ننوشته ظاهرا دستگير شده است.
2- مهشيد عزيز از خودسوزی نادر ثانی خبر داده است.
3- بهزاد عزيز در وقت‌به‌خير در مورد قيام در شهرهای مختلف نوشته.
4- سارا عزيز در من و سارا در مورد شنيده‌های خودش از قيام تهران نوشته است.
5- hj عزيز در قلم به دست مزدور برای کسب خبر در قيام حضور فعال داشته است و گزارشات مفصلی داده است. گزارش او از تهران و همدان و اهواز و ساير استان‌ها خواندنی است.
6- زهرای عزيز در وب‌لاگ زهرا از مشاهدات خودش نوشته او ظاهرا باتوم مارماهی هم نوش جان کرده و مگه خيلی هم درد نداره.
7- سايت بازتاب اخبار قيام مردم اصفهان که ظاهرا قوی‌ترين تظاهرات در بعد از انقلاب است را گزارش کرده است.
8- امير عزيز هم در قاب شيشه‌یی در مورد قيام و خبرهای آن نوشته. در اين قاب شيشه‌یی علاوه بر مطالب خوب لينک‌های خوبی هم پيدا خواهيد کرد.
9- نت پد ايرانی هم همانطور که ازش انتظار می‌ره به اين موضوع پرداخته و ضمن نقل خبرهای مختلف تحليل خوش از قيام هم نوشته.
10- گزارش تصويري از حمله ديشب لباس شخصي‌‏ها به خوابگاه كوي نصر دانشگاه علامه طباطبايي از پيک ايران. برای آشنایی با رفات اسلامی ديدن اين عکس‌ها الزامی‌ است. کاش سخنان آقای خاتمی را هم روی اين تصاوير گذاشته بودنند تا چهره‌ی اين روباه مکار بيش از پيش افشا می‌شد.
11- اگر اعصاب پولادين نداريد اين گزارش پيک ايران را نخوايد!
12- فرا بلاگ هم طبق معمول پر از لينک‌های مربوط به حوادث اخير است.
13- دوست عزيزی که چرند و پرند را می نويسد گزارش دقيق و ساعت به ساعتی از قيام را نوشته است و مشاهدات عينی خودش را بازگو کرده است.
راست‌اش الان به اين صرافت افتادم که تقريبا همه‌ی وب‌لاگ‌ها در باره‌ی قيام اخير نوشتند پس لينک‌دادن من بيهوده است هر جا که سرک بکشيد از قيام و حوادث اخير نوشته است. ايران سراسر در تب و تاب و شور و سکوت و خشم و ترس و نفرت... می‌سوزد.

ارنستو چه‌گوارا دلا سرنا
چه‌گوار در شنبه‌ی هفته‌یی که گذشت 75 ساله شد.
"-اه اسفنديار مغموم!
تو را آن به که چشم
فرو پوشيده باشی!
"احمد شاملو
بله به راستی اگر ارنستو روح انقلاب و آزادی در جان‌اش موج نمی‌زد هم‌اکنون يا پزشک ثروتمندی در ارژانتين بود و يا سياست‌مداری برجسته، دست راست فيدل کاسترو، در کوبا اما او راه انقلاب را برگزيد و جان خود در اين راه نهاد.
تا اطلاع ثانوی که اکنون به‌نام ضمير سرخ می‌نويسد مفصل در باره‌ی چه‌گوارا نوشته هر چند با عنوان انتخابی او مخالف هستم اما نوشته‌ی او که با شور جوانی پيوند خورده است خواندنی ست.
رامين عزيز هم در باره‌ی هفتاد و پنجمين سال روز تولد چه‌گوارا مطالب مختلفی نوشته و عکس بسيار جالبی هم از ارنستو چاپ کرده. قسمتی از مطالب او مربوط می‌شه به چگونه‌گی وزير اقتصاد و دارایی شدن چه گوارا که خيلی بامزه است. هر چند رامين خودشو از دادن منبع بی نياز دونسته!
"فيدل کاسترو سوال می‌کند: » آیا ما در رديفمان يک "economista" (اسپانيايي برای مقتصد، متخصص علم اقتصاد) داريم؟«چه گوارا دستش را بلند ميکند. او "comunista" فهميده بود، کمونيست. اينجوری يک دکتر، بانکدار شد. اسکناس‌ها را با نفرت از پول و کوتاه با "Che" امضا می‌کرد."
- وقتی اسم وب‌لاگ کسی ارنستو است خب حتما در سال‌گرد تولد چه‌گوارا مفصل خواهد نوشت. ارنستو را جوان از اهلی مشهد که در همدان دانش‌جو است و رشته‌ی برق می‌خواند نوشته می‌شود. او در سردر وب‌لاگ‌اش در مورد چه‌گوارا نوشته است:"ارنستو چه گوارا در 14 ژوئن 1928 در روساریوی آرژانتین به دنیا آمد با پاسپورت جعلی اروگویه ای و با نام مستعار آدولفومنا در آمریکای لاتین به گشت و گذار می پردازد. در مکزیک به کاسترو می پیوندن و نیروهایش پا به ساحل سیرا مایسترا میگذارد گوریلها(چریکهای کوبایی) را در نبرد سرنوشتساز رهبری می کند که به پیروزی نهایی انقلابیون منجر می شود تبدیل به یکی از مهره های اصلی در کوبا می شود از حاکمیت خارج می شود تا نهضتهای آزادیبخش را در آفریقا و آمریکای لاتین رهبری کند. انقلاب گوریلها را در بولیوی پایه گذاری می کند با کمک ماموران سیا توسط ارتش بولیوی دستگیر و اعدام می شود. چه تکیه کلام آرزانتینی هاست وقتی دوستانشان را خطاب می کنند. او در لحظه اعدام فریاد می کشید:((شلیک کنید ترسوها! شما فقط یک نفر را می‌کشید. ))"
ارنستوی جوان ما در قيام اخير در همدان صدمه ديده است و با ارنجی که با سنگ ضرب‌ديده است، و هر که ارنج‌اش ضرب‌ديده باشد می‌داند ضرب‌ديده‌گی ارنج چقدر دردناک است، مطالب وب‌لاگ‌اش را تايپ کرده است.
تنها نقطه ضف ارنستوی ما اينکه طرف‌دار پرسپليسه! اونم فکر کنم به دليل اشتباه استراتژيک باشه که نمی‌دونه! رنگ قرمز با رنگ سرخ خيلی فرق داره، درواقع رنگ سرخ يه‌جور آبیه!
- پيمان وهاب‌زاده‌ی عزيز در با شما نيستم مقاله‌ی جالبی در مورد سال‌گرد تولد چه‌گوار نوشته که خوندنيه. اين مقاله اين‌جوری تموم می‌شه:"جنبش دانشجوئي امروز ايران كه ادامهء نيم سده سنت دادخواهانهء دانشجويان ايرانست از دهليز دوران هاي جنبش ملي، جنبش رهايي بخش ملي و چريكي، و نيز از گفتمان انقلابي برون آمده و اكنون با نگرش و درايتي درخور به روح زمانهء خويش آگاه است. اما هرگز ستيزندگي و آرمانخواهي و سرسختي را – حتي در بدترين شرايط – واننهاده است. اين چنين است كه در افق هاي تازهء جنبش دانشجويي مي توان ردپاي حماسه اي ديرپا را ديد كه در جاي جاي تاريخ خود را تكرار مي كند، حماسه اي كه آرژانتيني انترناسيوناليست سرسختي روزي در جنگل هاي بوليوي بازآفريد، و حماسه اي كه دانشجويان آزادي خواه و آينده گراي ايران اين روزها بازمي آفرينند."
در با شما نيستم به مناسبت تولد چه‌گوارا
تنهای شب عزيز هم در باره‌ی تولد چه‌گوار نوشته.
در دات هم در باره‌ي عکس‌های تازه‌یی از چه‌گوارا به مناسبت تولد او نوشته که هر چند مرجع‌اش روزنامه‌ی جام جمه ولی خوب چه می‌شه کرد ديگر. چه‌گوارا از همه جا سر در مياره!
در شبح هم تا کنون چند بار درباره‌ي چه‌گوار نوشته‌ام شعر زيبای گابريل گارسيا مارکز در باره‌ی چه‌گوارا با ترجمه‌ی احمد شاملو را می‌توايند اينجا بخوانيد.
در 17 مهر سال گذشته در سال‌گرد قتل وحشيانه‌ی چه‌گوارا ياد داشت کوتاهی درباره‌ی او نوشتم.

دکتر علی شريعتی.
آخرين روز هفته‌يی که گذشت مصادف بود با در گذشت دکتر علی شريعتی. در مورد دکتر شريعتی نمي‌شود نيمه نصفه نوشت. پس من هم چيزی نمی‌نويسم.
- غريب آشنای عزيز مفصل و خوب و کامل در باره‌ی دکتر شريعتی نوشته و عکس‌های جالبی از او در وب‌لاگ‌اش قرار داده. قسمتی از خاطرات زندان دکتر شريعتی را که غريب آشنای بسيار عزيز نقل کرده بخوانيد: "دکتر شريعتی می گفت شکنجه اصلی من هنگامی آغاز می شود که سرتيپ زندی پور(رييس زندان کميته) به سلول من می آيد و من مجبور می شوم با او بحث های علمی بکنم. در نخستين برخورد، زندی پور از شريعتی پرسيده آيا تا بحال کسی را کشته است و شريعتی هم پاسخ داده بود : "بله، هابيل را"! زندی پور که نمی دانست شريعتی اين جمله را به شوخی و کنايه گفته است، از وی درباره هويت همدستانش سوال کرده و همين موضوع موجب خنده و مضحکه شده بود"
- شاهين پرويزی که ربل را می‌نويسد هم در باره‌ی شريعتی نوشته است. نوشته‌ی بلند او درباره‌ی دکتر شريعتی اين‌گونه آغاز می‌شود:"اونروزي که رفته بودم سخنراني "دکتر سروش"، خيلي واسم جالب بود که اين تصور رو بکنم، سروش، دنباله شريعتي، اما فقط يه وجه اشتراک در اونها پيدا کردم، اونهم، لفظ "دکتر" بود... سروش وسط حرفاش گفت: "البته بحث درباره مسئله ولايت فقيه جای خود رو داره که الان نمی‌خوام در موردش حرف بزنم"... دلم می‌خواست، بهش بگم: اخه مرد مومن، درست حرف مرد يکي، ولي نه ديگه اينقدر... همين تفکر امثال شما و دکتر ايت، اوائل انقلاب و سينه زدن زير بيرق ولايت فقيه و ايجاد انقلاب فرهنگي، بيست وپنج سال مردم رو اسير کرد، وگرنه مرد شريف، دکتر شريعتي که مخالف "آخونديسم" بود... مگر نه اينکه، به همين دليل، تفکراتش مورد غضب حضرات بود، کتاب‌اش ممنوع چاپ بود."
- آرش در ضمير سرخ هم در باره‌ی دکتر علی شريعتی نوشته.
- آوای زمين بسيار عزيز که اين روزها نام خودش را کرده آوای ايران در مورد دکتر شريعتی مطلب کوتاهی نوشته هر چند او قبلا مطالب زيادی از دکتر نوشته بود و انتظار می‌رفت بيش‌تر و به‌تر بنويسه.

وب‌لاگ‌گردی‌های يک دقيقه‌یی!
- اخير جمعی از دوستان وب‌لاگ ستان وب‌لاگی درست کردند به نام جمعه به جمعه! خب مثل اين که ما ديگه بايد آدينه‌گرديم نو تعطيل کنيم! حالا شوخی کردم اما جمعه به جمعه هم به قول عطا خيلی باحاله!
-احسان عزيز عکس‌های از مسابقه‌ی دربی استقلال و پرسپوليس که توسط حسن سربخشيان تهيه شده زده تو وب‌لاگ‌ش که ديدنی! استاديوم تازه تعمير، ويران شده!
- اخيرا وبلاگ جديدی که توسط گروهی نوشته می‌شود که خود را دوستان آزادی و دموکراسی می‌نامند ايجاد شده است.اين دوستان تا اکنون چندين اطلاعيه داده‌اند و مواضع خود را اعلام کرده‌اند. از شيرين عزيز که اينجا را بهم نشون داد تشکر می‌کنم.
- سارای عزيز که ضمير پنجم را می‌نوشت و مدتی برای امتحانات نوشتن را تعطيل کرده بود تا اطلاع ثانوی در گربه‌ی سرخ می‌نويسد نام وب‌لاگ تا اطلاع ثانوی هم شده ضمير سرخ! برای اين دوستان جوان آرزوی موفقيت می‌کنم.
- راستی شنيدن آبی بعد از اين باخت‌های اخير از شدت ناراحتی صورت‌ش قرمز شده!
- همين الان ديدم وبلاگ پر به‌روز شده، خبر خوشش رو فرشته‌ی عزيز داد. ظاهرا سروش عزيز چند روزی بازداشت بوده که
بعدا قرار برامون تعريف کنه.
- انگار بچه‌ی تله‌ويزيون هم شبح می‌خونند چون امشب فيلم سينمایی اسب کهر را بنگر از شبکه‌ی اول پخش شد.
× کلی مطلب ديگه داشتم و چند تا وب‌لاگ ديگه اما الان دو تا دوست نازنين(آقايان جا افتاده هم نازنين می‌شوند حتا اگه پزشک باشند!) جهت ديدار آمدن که من در زنده‌گی هيچ چيز را جايگزين ديدار دوست نمی‌کنم حتا خواندن کتاب! پس بقيه باشه طلبتون باری روزهای بعد. اگر غلط غلوت داره شرمنده فردا درست‌ش می‌کنم.

June 20, 2003 09:56 AM






تعداد مطالب وبلاگ: 1209
تعداد نظرات: 23455
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 11, 2005 03:47 pm


از کجا آمده‌اند؟