دوشنبه، 5 خردادماه 1382 | May 26, 2003

آقای رئيس‌جمهور!

آقای رئيس‌جمهور معذرت‌خواهی شما را پذيرفتيم. لطفا استعفا دهيد!
نمی‌خواستم درباره‌ی دوم خرداد بنويسم. نمی‌خواستم درباره‌ی استعفای نماينده‌گان اصلاح‌طلب بنويسم، يا درباره‌ی لايحه‌ی اختيارات رئيس‌جمهور، يا اين شاه‌کار اخير نماينده‌گان اصلاح‌طلب که در حالی که لايحه‌ی ‌اصلی مربوط به انتخابات تصويب نشده است يک لايحه‌ی بسيار غير کارشناسی و ابلهانه برای استانی کردن انتخابات مجلس تصويب کردند و حالا بايد خدا خدا کنند که شورای نگه‌بان آن را رد کند،… نمی‌خواستم بنويسم چون نمی‌شود نيمه نصف نوشت يا بايد کامل و همه جانبه نوشت يا نيمه نصفه نوشتن فقط طرح مغشوش از اوضاع دادن است… به هر حال ديدم در مورد اين بيانيه‌ی آقای خاتمی نمی‌توانم چيزی ننويسم…
عذرخواهی کردن و طلب عفو داشتن کار پسنديده‌یی است اما مانند هر عمل ديگری با سلسله اعمال قبل و بعد از خودش در ارتباط است. اگر کسی به شما ناسزا بگويد و بعد عذرخواهی کند. انسانی آن است که عذرخواهی او را بپذيريد. اما اگر کسی در حالی که عمل گذشته‌ی خود را ادامه می‌دهد و از شما به دليل انجام همان عمل معذرت بخواهد و طلب عفو کند ديگر به اين می‌گويند وقاحت! تازه اين درصورتی است که فقط خسارتی معنوی به شما وارد شده باشد که با معذرت‌خواهی ممکن است قابل جبران باشد. (هر چند از قديم گفتند "با معذرت‌خواهی رو سفيد نمی‌شه!") حالا اگر خسارت جانی يا مالی هم اتفاق افتاده باشد بی‌شک ديگر عذرخواهی‌ی تنها هم کار ساز نيست بايد خسارت‌ها جبران شود و يا لااقل در جهت جبران‌اش اقدام شود و صداقت عذرخواهنده نه به عذرخواستن که کار زبان است و خرجی ندارد که به گام‌های عملی او برای جبران خسارت است که معنا پيدا می‌کند وگرنه بی‌مايه فتير است! حال اگر کسی مرتب در گوش شما سيلی بزند و بعد از هر سيلی‌ معدزت بخواهد و بگويد "مرا عفو کنيد!" ديگر به اين عمل وقاحت نمی‌گويند شکنجه‌ی مضاعف ناميده می‌شود. متاسفانه عمل آقای خاتمی در عذرخواهی از مردم به اين شکنجه‌ی مضاعف تبديل شده است.
وقاحت دو روش دارد يکی آن که بر گوش مردم سيلی بزنی و بعد با لب‌خندی مغرورانه جلوی مردم ظاهر شوی و اوضاع و احوال را آن‌چنان نشان دهی که گویی مردم در بهشت زنده‌گی می‌کنند و بايد از سيلی‌زننده تشکر و قدردانی هم بکنند! وقاحت نوع دوم آن است که هر بار که سيلی می‌زنی لب‌خندی از سر عجز سردهی و طلب عفو کنی! شيوه‌ی نامرضيه‌ی رئيس‌جمهور پيشين وقاحت نوع اول بود و شيوه‌ی رئيس‌جمهور کنونی وقاحت شماره دو؛ و مردم بايد هميشه شاهد يکی از اين دو نوع وقاحت باشند!
خزر در شمال ايران تقسيم شد و خليج فارس در جنوب ايران "الخليج" شد، در شرق و غرب کشور جنگ جهانی سوم در جريان است، حزب حامی آقای خاتمی در حال استعفا است، همين چند روز پيش با شمشير در ميدان شهر سر از تن جدا کردند، لايحه اختيارات و انتخابات رد شد، اقتصاد کشور در ورشکسته‌گی کامل به‌سر می‌برد، آثار باستانی و ذخاير ملی هر روز بيش‌تر از قبل به تاراج می‌رود، روزنامه‌نگاران در زندان هستند و روزنامه‌ها در محاق تعطيلی يا خودسانسوری به حياتی ناروشن‌تر از دوم خرداد ادامه می‌دهند، اينترنت سانسور می‌شود، 80 درصد مردم در شهرهای بزرگ و بيش از نود درصد در تهران در انتخابات شوراها شرکت نکردند، قتل‌های زنجيره‌یی هم‌چنان ادامه دارد... و رئيس‌جمهور فيلسوف ما بعد از شش سال که می‌خواهد به مردم گزارش دهد می‌گوييد: "اگر بر هر دو تفسير ليبراليستی و فاشيستی از دين خدا مخالفت می‌شود، برای اين است که اسلام پويا تقويت شود." (آيا حرف‌های آقای خاتمی شما را ياد صحاف عراقی نمی‌اندازد؟)
آقای خاتمی گرامی! شما ديگر نه می‌توانيد "جمهوری اسلامی" را تقويت کنيد و تحکيم بخشيد نه قادر به تحکيم "مردم سالاری" هستيد و نه حتا توان پيش‌برد اهداف "دوم خرداد" را داريد شما اگر تمام هوشياری تاريخی‌تان را به‌خرج دهيد تنها و تنها کاری که می‌توانيد بکنيد، تا دير نشده است (دير نشده است؟)، شايد بتوانيد خودتان را نجات دهيد. پس لطفا به فکر نجات مردم يا جمهوری اسلامی نباشيد و در فکر چاره‌یی برای رهایی خودتان از منجلابی که هر لحظه بيش‌تر در آن فرو می‌رويد باشيد. بگذاريد مردم بيش از اين دچار ياس نشوند و از رای که به شما دادند شرمنده‌تر از اين نباشند اين حداقل کاری است که برای بيست و چند ميليون رای دهنده‌ی خود می‌توانيد انجانم دهيد. پس شهامت اخلاقی داشته باشيد و اين حداقل کار را بکنيد. لطفا استعفا دهيد!

May 26, 2003 12:42 PM






تعداد مطالب وبلاگ: 1253
تعداد نظرات: 26255
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: july 10, 2006 03:34 pm


از کجا آمده‌اند؟