شنبه، 3 خردادماه 1382 | May 24, 2003

به نام زيتون به کام دوستان

چند وقت پيش به زيتون عزيز قول داده بودم که شعری را که اسماعيل خوئی سال‌ها پيش برای آقای شاملو سروده است را برای‌اش در وب‌لاگ‌ام قرار دهم. چون شعر بلند بود و تايپ کردن‌اش دشوار و ضمنا من مجله‌یی (چاپ آمريکا) که اين شعر در آن برای اولين‌بار چاپ شده بود را نمی‌دانم کجا گذاشتم و پيدای‌اش نمی‌کردم کار به تاخير افتاد تا اين که چند روز پيش در اين باره با پسرم صحبت می‌کردم گفت اين شعر در کتاب "شاعر شبانه‌ها و عاشقانه‌ها[1]" آمده ترديد کردم که اجازه‌ی چاپ‌اش را داده باشند اما حق با او بود قرار شد در مقابل دريافت صفحه‌یی پانصد تومان آن را برای‌ام تايپ کند اما وقتی شنيد برای برای زيتون می‌خوام چون با وب‌لاگ خوب زيتون آشناست از خير گرفتن پول گذشت و گفت قابل آقای شاملو و زيتون رو نداره!
اولين بار با دوستی که صدای بسيار غرا و خوبی دارد پيش آقای شاملو رفته بوديم که دوست ديگری اين مجله را از آمريکا آورده بود. دوست‌ام شعر را برای آقای شاملو خواند. آقای شاملو سراغ اسماعيل را گرفت و گفت چه کار می‌کنه… نمی‌خوام از صحبت‌های اون‌روز حرفی بزنم راست‌اش رو بخواهيد عادت نداشتم يادداشت بردارم چون به نظرم فضاها خصوصی بود و من هم عادت به ثبت لحظه‌های خصوصی ندارم حال هم نمی‌تونم چيزی از حافظه نقل کنم چون ممکنه اشتباه کنم و ذهنيت خودم را به جای تاريخ تحويل دوستان بدم.
چون شعر بلند بود ترجيح دادم توی يه صفحه‌ی ديگه بذارمش:

در ستايش احمد شاملو
در كار خود
به ذات خدا می‌ماند
يعنی
كه هر چه‌را كه می‌بايد
می‌داند؛
و هر چه را كه می‌خواهد
می‌تواند.
ادامه


May 24, 2003 10:57 PM

soshiyans 13:40 @ Fri, 23 Apr 04

او يک غير ايرانی ترک است.وايران باستانی او را فرزند خود نميداند.






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1253
تعداد نظرات: 26255
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: july 10, 2006 03:34 pm


از کجا آمده‌اند؟