●
عکس يادگاری(برای همسرم)سال به سال
عکس يادگاری
(برای همسرم)
سال به سال سراغاش نمیرفت؛ اما حالا که داشت تو خرتوپرتهاش دنبال چيزی میگشت و نديدش دلشوره مثل خوره افتاد در جاناش:
- نکنه گم شده باشه؟!،...گم که نشده؛ ولی، نکنه رنگوروش پريده باشه يا تا خورده باشه... اسکناش میکنم تا سالم بمونه.
- که چیبشه، که باز سال به سال بهش سر نزنی؟
- میذارمش پشت دسکتاپام،... اصلا قابش میکنم میذارم روی ميزم...
- که چی بشه؟ که برات عادی بشه، که هر روز جلو چشمت باشه اما هرگز نبينيش.
به ساعتاش نگاه کرد؛ در گنجه را بست؛ و يکراست به فرودگاه رفت. ساعتی بعد جلوی چشم رهگذران کنجکاو عاشقانه دربرش کشيد و بوسيد.
May 13, 2003 08:52 PM