●
ليلی از زبان مجنون

ليلی از زبان مجنون ()
امروز روز تولد کارل مارکس است. نمیدانم در 185 سال پيش در 5 مه 1818 در شهر ترير چند کودک بهدنيا آمد اما مسلما يکی از آنان جهان را آنچنان دچار تغيير کرد که میتوان تاريخ ِ فلسفه و اقتصاد و سوسياليسم و نگرش به انسان را به دو دورهی مجزا تقسيم کرد. مارکس و بعد از مارکس...
نه، بيهوده میکوشم، بیطرف و شکاک و محققانه از مارکس بگويم، پردهپوشی کار من نيست قصهی اين دلدادهگی بر سر هر بازار است. نوجوان بودم کلاس اول يا شايد دوم راهنمایی که در روزنامهیی، احتمالا اطلاعات، تيتر درشتی را ديدم که از "مارکسيستهای اسلامی" سخن گفته بود و آنان را خرابکار ناميده بود. از دبير ادبياتمان، که خانمی بود دوستداشتنی و مرا با کتابهای علیاشرف درويشيان آشنا کرده بود، پرسيدم: ""مارکسيست" يعنی چی؟" و او توضيح داد که شخصی به نام مارکس وجود داشته است و به پيروان او میگويند "مارکسيست". چند ماه بعد با همکلاسیها داشتيم روزنامه میخوانديم که با واژهی "کمونيست" برخورد کرديم از محتوای مطلب اينجور دستگيرمان شد که "کمونيسم" آخرين مرحلهی تاريخ است. بچهها پرسيدند معنی لغوی "کمونيست" را میدانی و من متفکرانه گفتم: "مارکس انقلابییی بوده که به پيرواناش میگن مارکسيست پس حتما "کمون" هم يک انقلابی ديگه بوده که به پيروان اون میگن "کمونيست" و چون کمونيسم آخرين مرحلهی تاريخه پس حتما "کمون" از "مارکس" خيلی باسوادتر بوده!"
در مورد "مارکس" حرف مرا قبول نکنيد من شيفتهی انديشهی والای اين انسان بینظير هستم پس هر چقدر بخواهم منصف باشم نمیتوانم! به حرف ديگران هم گوش ندهيد. برای شناخت مارکس يک راه بيشتر وجود ندارد و آن راه خود مارکس است. مستقيم و بیواسطه کتابی را از او دست بگيريد و بخوانيد. شيرين و جذاب مینويسد و خدا کند که ترجمهاش خوب باشد يا اين شانس را داشته باشيد که بتوانيد متن اصلی را بخوانيد. خواندن آثار مارکس نه ساده است آنجور که بخوانی و بگذری نه دشوار و پيچيده است آنقدر که خواندناش ممکن نباشد. اگر حتا به فلسفه، اقتصاد، سياست علاقه نداريد باز هم خواندن آثار مارکس برایتان لذت بخش است او آنقدر با حرارت و شور از انسان و زندهگی میگويد که پنداری در حال خواندن رمان عاشقانه هستید.
مارکس زندهگی عاشقانهیی داشت ازدواج او با ينی (جنی) هردویشان را از ارث محروم کرد. زندهگی پر از رنج و تبعيد و دربهدری و فقر برای انسانی که در 23 سالهگی دکترای فلسفه گرفته بود و در نبوغ بیهمتایاش شکی نيست فقط به اين دليل رقم خورد که سر بر استان بورژواها فرود نياورد و ترجيح داد در کنار رنجبران باشد
نه ستمگران.
يادش گرامیباد...
May 5, 2003 01:09 PM