سه شنبه، 9 اردیبهشتماه 1382 | April 29, 2003

اميد

اميد
لب‌های‌اش را جمع کرد و نوک ملتهب پستان را با تمام وجود مکيد و سرش را چرخاند تا صدای تکرار شونده‌ی موسيقيایی محبوب‌اش را بشنود. پلک‌های‌اش بر هم نشست و لب‌خندی بر لبان‌اش ماسيد و به خواب رفت.
ساعتی بعد ره‌گذران، وحشت‌زده و حيران، کودکی را که هنوز لب‌خند بر لب داشت و رضايت بر چهره‌اش موج می‌زد از سينه‌های بلورين و يخ زده جدا کردند و روی جنازه را پوشاندند.

April 29, 2003 08:44 AM






تعداد مطالب وبلاگ: 1209
تعداد نظرات: 23455
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 11, 2005 03:48 pm


از کجا آمده‌اند؟