●
وبلاگگردی آدينه
وبلاگگردی آدينه ()
1- ولاديمير ايليچ لنين 133 ساله شد.
در 22 آوريل 1870 کودکی به دنيا آمد که تمام قرن بيستم را تحت شعاع نام خود قرار داد. ولاديمير ايليچ که بعدها به نام مستعارش "لنين" در جهان شهره شد مرد انديشه و عمل بود او با تبيين تئوریهای مارکس و فرموله کردن مفهوم امپرياليست توانست کارگران روسيه را تا به زير کشيدن قدرت سياسی نظام سرمايهداری رهبری کند. اما از آنجا که تاريخ به ارادهی فردی مسير عوض نمیکند و قانونمندیهای سرسخت و صلب خود را دارد اين انقلاب در نطفه خفه شد و ميراثخوار آن استالين به نام "کار" و به کام "سرمايه" بر اريکهی قدرت تکيه زد و جز بدنام کردن نام انسانی و شريف لنين کار ديگری نکرد و حتا گامی هر چند کوچک در برچيدن نظام ازخودبيگانهکنندهی انسان برنداشت و فقط بدبينی گسترهیی را نسبت به انديشههای انسانی مارکس و شاگرد اهل عملاش لنين موجب شد. امروز بعد از فروپاشی آن نظام فريب گرايش و اقبال جهانی به مارکس آغاز شده است، اميدوارم بهزودی همين اقبال به لنين هم رو آورد و انديشههای او نقادانه مطرح شود و بشريت بيش از اين از انديشههای اين انسان والا بیبهره نماند. رنوا راسخ در تدبير مطالب بسيار مفيدی از لنين نقل کرده است که خواندناش برای همهی دوستانی که به مبارزهی سياسی میانديشند توصيه میکنم و من نقل قولی از لنين میآورم که مارکسيم گورکی از قول او در کتاب هدف ادبيات نقل کرده است.خواندن اين کتاب را نيز به همهی علاقهمندان به ادبيات انسانی توصيه میکنم: "معنای زندهگی در خوشبختی نيست و رضامندی از خود، انسان را ارضا نمیکند. زيرا بدون شک، مقام انسان خيلی والاتر از اينهاست. مفهوم واقعی زندهگی درزيبائی و نيروی تلاش بهسوی هدف است و هستی در هرلحظه بايد هدفی بس عالی داشته باشد."(هدف ادبيات، مارکسيم گورکی، ترجمه: م.ه. شفيعیها) رنوا راسخ در تدبير از زبان لئون تروتسکی در بارهی لنين نوشته: چطور « لنين» با « مارکس» آشنا شد.
ولاديمير(لنين)، موقعی که در شهر «غازان» بود، بدنبال مخاطب، کوشيد نخستين انديشه هايی را که از مارکس به وام گرفته بود، با خواهرش در ميان بگذارد. با وجود اين چندان پيشرفتی نکرد، و « آنا» بزودی ردپای مطالعات او را گم کرد. ما نمی دانيم او کی بر جلد « اول سرمايه» تسلط يافت. بهر طريق، اين تسلط در آن اقامت کوتاه در غازان صورت نگرفت. در سالهای بعد لنين با خواندن تند يک نوشته و درک فوری مفهوم آن پس از قرائت به يک نگاه، ديگران را شگفتی زده می کرد. ولی او اين استعداد را با اين آموزش، پرورش داده بود که در صورت لزوم بسيار آهسته بخواند. او که هر زمينه ای را با ريختن زير بنايی قرص و محکم شروع کرد، همچون بنايی با وجدان بکار می پرداخت. او اين ظرفيت را که يک کتاب يا يک فصل لازم و مهم را چندين بار بخواند، تا آخر زندگی حفظ کرد. حقيقت اين است که او برای کتابهائی واقعا ارزش قائل بود که بايد آنها را مکررا خواند."
در اين ارتباط اين دو تا مطلب را هم ديدم:
به مناسبت تولد لنين مارکسيست بزرگ قرن بيستم در گويا
لينين به روسيه برمیگردد در کارگر سوسياليست.
2- محمد مختاری
اول اردیبهشت 1321 محمد مختاری در مشهد به دنيا آمد. نمیخواهم در بارهی مختاری بنويسم که نوشتن دربارهی او در اين فضای تنگ نمیگنجد. مانند زيتون عزيز شعری از مختاری تقديمتان میکنم:
دواير کبود در برشهای سرخ
و چنگها که ساز میشود در انگشتان هزارن جنين
تلنگر نوزادن بر پستان ستاره
و اهتزاز آزادی در پوست کهکشان
صدای آوازم را میشنوم..." (محمد مختاری، روی ناهيد، منظومهی ايرانی)
وبلاگ بسيار خوب مريم عزيز هم به اين موضوع پرداخته بود که متاسفانه اسکای بلاگ فعلا تعطيله!
3- روزجهانی سعدی
روز اول ارديبهشت را يونسکو روز جهانی سعدی اعلام کرده است. باز هم زيتون پيشدستی کرده و کلی دربارهی سعدی نوشته:" اول ارديبهشت جلالي..
يونسکو امروز ، روز اول ارديبهشت رو، روز سعدی اعلام کرده ! کاري ندارم که بعضيا میگن سعدي چون مال قرن ۷ هجري بوده ،امل بوده ، آنتي فمينيست بوده ، طرفدار سرمايه دار و امپرياليسم امريکا بوده و زنش هميشه ددر بوده و اين حرفاي دور از جون شما خاله زنکي ...خودمونيم يونسکو قدر شاعراي مارو بهتر از خودمون مي دونه ! اگه سعدي توي کشور مثلا انگليسي، فرانسه اي ،روسيه اي چيزي به دنيا اومده بود تا حالا ۷۰ تا فيلم و سريال براش ساخته بودن ... گرچه تو مملکت ما قدر کدوم هنرمند واقعي رو ميدونن که اينو بدونن !!خدا وکيلي ببينيد چقدر از حرفا و ضرب المثل هايي که در طي روز ما مي زنيم مال سعديه :" و بعد با حوصلهی تموم کلی از سعدی نوشته که میريد میخونيد اگه تا حالا نخونده باشيد.
"منت خدای را عز وجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است جون برآید مفرح ذات .........
کمتر فارسی زبانی است که این متن مشهور را از که گلستان سعدی با ان آغاز می شودرا نشنیده باشد بنا به قولی امروز(اول ارديبهشت) تولد شيخ مصلح الدين مشهور به شرف الدين و متخلص به سعدی می باشد شاعری که به قولی زبان فارسی را فصاحت بخشيد و کلام فارسی پس از او شيوايی و سحر کلام را با خود همراه نمود بوستان و گلستان او گنجینه های پایان ناپذیر ادب فارسی هستند که واقعا دريغ است بی توجهی به چنين گنجينه های بی نظيری.اخيرا کتابی از آقای ایرج پزشکزاد در تهران منتشر شده است با نام «طنز فاخر سعدی» نويسنده در مقدمه کتاب می نویسد:" بقيه را بريد خودتون تو وبلاگ "از هر دری سخنی" که آقای مهدی ساعی مینويسه بخونيد! جايزتون هم يک عکس زيبا از ادری هپبورن!
4- خون بيژن
"در روز 31 فروردين سال 1354 ، مزدوران ساواک به دستور محمد رضا شاه ، 7 فدائی خلق و 2 مجاهد خلق را ناجوانمردانه و از پشت ، در تپه های اوين به رگبار گلوله بستند. رفقای فدائی بيژن جزنی، حسن ضيا ظريفی ،عباس سورکی ، مشغوف{سعيد } کلانتری ،محمد چوپان زاده ،عزيز سرمدی، احمد جليل افشار و مجاهدان خلق کاظم ذوالانوار و مصطفی خوشدل که در بيدادگاههای نظامی شاه به زندانهای طويل المدت محکوم شده بودندو در حال گذراندن دوران زندانی خود بودند در اين جنايت بزرگ رژيم شاه به شهادت رسيدند. يادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد ." جملاتی را که خوانديد از وبلاگ لندنی انتخاب کرده بود. او همه چيز را نوشته است. حالا به حکمت عکسی که از بيژن و ميهن در کنار وبلاگقرار داده بودم پی برديد؟ منظورم توه سرزمين آفتاب!
5- سينا مطلبی
موضوع بازداشت سينا مطلبی که خودش و همسرش و به تبع او کودکاش صاحب وبلاگ بودند به موضوع روز وبلاگها تبديل شد. امضا برای آزادی سينا مطلبی شکل جهانی به خود گرفت. حسين درخشان و پدرام معلمی برای آزادیاش دادخواستی در petitiononlineتنظيم کردند و خيلی زود اکثر وبلاگها لوگوی اين دادخواست را برسردر وبلاگ خود نصب کردند و موجب شدند تعداد امضاها از مرز دوهزار بگذرد که در اين سايت بینظير است. آذر عزيز همان ساعت اوليه برای عفوبينالملل نامهی نوشت و مهشيد نيز با حزب سوسياليست سوئد مکاتبه کرد. خبرنگاران بدون مرز نيز به بازداشت او اعتراض کردند... حسين درخشان خستهگیناپذير به موضوع پرداخت که در وبلاگاش میتوانيد ببينيد. به هر حال اتحاد وبلاگی میتواند بسيار ثمر بخش باشد. ظاهرا همين موضوع سينا مطلبی اسکای بلاگ را به تعطيلی موقت کشاند. با آرزوی آزادی سينا مطلبی و احمد زيدآبادی و همهی زندانيان سياسی در بند.
آقای مصطفا قوانلو قاجار در ياسنو مقالهی جالبی در بارهی دادخواست اينترنتی نوشتن که میتوانيد اين مقاله را در ياسنو امروز يا در وبلاگ شخصی آقای قوانلو به نام "روزنامهنگار، نو"
نوشی عزيز در ياداشت "نغمه پرنده کوچک" خيلی ساده و خودمانی و صادق نوشته:" من نمیخوام همراه یه موج حرفایی بزنم که خودم بهشون اعتقاد ندارم. شاید من سیاسی نباشم (که قطعا نیستم) و اونقدر مشعله داخلی زندگیم زیاد باشه که نتونم نه فقط در مورد سیاست بلکه در هیچ مورد دیگه ایی تمرکز کنم و گاهی حتی امور داخلی زندگیم هم از کنترلم خارج بشه. اما من تا بینهایت به آزادی اندیشه معتقدم. فکر میکنم تحت فشار قرار دادن آدمها بخاطر چیزی که فکر میکنن و به اون اعتقاد دارن، اونقدر که حاضرن همه حرفاشون رو در یه جای عمومی مثل وبلاگ بیان کنن، بیشتر به سرکوب میمونه، تا رعایت مصلحت جامعه و از این بابت خیلی خیلی متاسفم.
به قول خانم آذر فخر: «اگر فريادي داريد الان بگوييد. فردا نوبت همه شماست. گلوي پرنده كوچكي را بريده اند كه آوازي كوچك خواند.»"
6- اول ماه مه روز کارگر
يازده اردیبهشت، اول ماه مه، روز جهانی کارگر است. سال گذشته از اول ماه مه که مطلب "اول ماه مه، روز كارگر برتمامی كارگران جهان مبارك باد!" را نوشتم تا پنجم ماه مه که تولد مارکس است. مطالب مختلفی در مورد کارگران و دليل نامگزاری اول ماه مه به نام روز کارگر نوشتم که دوستان علاقهمند میتوانند بروند و بخوانند سعی میکنم در هفتهی پيش رو نيز در اين باره بنويسم و اميدوارم در وبلاگگردی هفتهی آينده وبلاگهایی که در اين باره نوشتهاند را معرفی کنم. خواهش میکنم دوستان کمک کنند و اگر مطلبی جایی ديدن يا خودشان نوشتن در همين نظرخواهی يا بهصورت ايميل مرا در جريان بگذارند.
نام "کارگر" بيش از هر نامی در تاريخ مورد سواستفاده قرار گرفته است. امروز تونی بلر به نام "کارگر" کثيفترين جنگ سرمايه را پيش میبرد و دیروز استالين به نام "طبقهی کارگر" بيش از پيش به استثمار اين طبقه پرداخت.
رنوا راسخ در تدبير شروع کرده به نوشتن مطالب خوبی دربارهی اين روز از تاريخچه آن گرفته تا مسايل خاص مربوط به ايران. اميدوارم همينجور خستهگی ناپذير تا يازده اردیبهشت بنويسه.
7- زن ناقص العقل نيست!
يک فمينيست دو آتيشهی پر شر شور به وب لاگستان اضافه شد و مردان مدعی مردسالاری را به وحشت انداخت! ببينيد چی میگه: "مردان حافظ جان و مال و ناموس خويش هستند!!
من کیم ؟؟؟ من ناموس پدر و برادر و شوهر و عمو و پسر عمو وحتی پسر با غیرت همسایه هستم !!!
آقا من اگه این همه سگ پاسبون نخوام باید کی ببینم ؟
فکر کنم جناب ازراعیل رو !
اما نه به مردمم رحم نمی کنن! تو آگهی ترحییمم به جای عکسم، تصویر برگ و گل رز
می ندازن!!!
آخه عکس زن مرده هم ممکننه آقایون تحریک کنه!!!!!!!!
و ناموس پدر و برادر و شوهر و عمو و پسر عمو و... خدشه دار بشه!!!!!"
توی آخرين مطلباش هم که زنان را به شورش بر عليه مردان واداشته و گفته کار خونه نکن! ولی انصافا راست میگه و اگه خيلی با اين و اون کلکل نکنه و راه خودشو بره حتما به نتيجه میرسه.
8- خودوبگردی
اين که آدم خودش برای سايتی مطلب بفرسته ولی بعد خيلی تصادفی در حالی که دنبال چيز ديگهی میگرده اونا رو پيدا کنه و متوجه بشه منتشر شدن ديگه خيلی نوبره. میخوايد باور کنيد میخوايد باور نکنيد امشب کاملا تصادفی اين دو تا مطلب را پيدا کردم.
شبح ِ مارکس و نقد شرايط موجود ايران در اخبار روز
نه "بدتر"، نه "بد"؛ "خوب"، "خوبتر" و "خوبترين" در گويا
April 25, 2003 07:34 PM