●
اندر حکايت خردل ماليدن "بلر"
اندر حکايت خردل ماليدن "بلر" مقعد "بوش" را!
چند سال پيش آقای نصرت کريمی را در خيابان ديدم، شما که میدانيد من معمولاً آدمهای مشهور را در خيابان میبينم!، ياد دايیجان ناپلئون و محلل افتادم و سلامی به او که هنوز مثل "آقاجان"ِ داییجان ناپلئون غبراق و سر حال بود کردم و از هر در سخنی که کار به سياست کشيد. گفت: "آمريکاییها وقتی بخواهند به ميمونی خردل بخورانند دستوپای او را میگيرند و خردل را بهزور به حلق او فرو میکنند، که معمولا هم موفق نمیشوند، اما انگليسیها اول خردل را به راحتی به ماتحت ميمون میمالاند و بعد ميمون که ماتحتاش به سوزش افتاده است خودش شروع میکند به ليس زدن ماتحت خود و با اشتياق تمام خردل را میخورد بدان اين که بداند خردل خورده است!" حالا در اين ماجراهای اخير عراق گفتم بیچاره مردم عراق که هم با آمريکاییها سر و کار دارند هم با انگليسیها! بعد داییجان ناپلئونوار با خودم گفتم نکند در اين ماجرای اربعين نجف دست انگليسیها در کار باشد و میخواهند خردل بهخورد آمريکا بدهند!
چند روز پيش در تاکسی نشسته بودم و طبق معمول با راننده تاکسی گرم گفتوگو شدم. مرد ميان سالی بود، که کار فراون در ترافيک سرسامآور تهران بر روی و دستاش اثر گذاشته بود و مسنتر از آنچه که بود مینمود، صحبت به تهاجم آمريکا و انگليس به عراق کشيد؛ تازه صدام غيباش زده بود و مجسمهاش با دست همچون هيتلر بالاآمده سقوط کرده بود، گفت: "آقا دو روز ديگه سر تقسيم عراق اين آمريکا و انگليس میپرن به هم" من از شعور و آگاهی اين مرد زحمتکش حيرتزده شدم و با خودم گفتم: "زهی روشنفکران کم خرد که بايد چارزانو پای درس اين مردم آگاه بنشيند!" به هر روی حالا با اين اوضاعی که در نجف پيش آمده است به نظر میرسد انگليس که متخصص مذهب آن هم از نوع شيعه و سنیاش است و قرنهاست از صفويه و عثمانی به اين سوی اين جنگ حيدری، نعمتی را راه انداخته است، به خواهش آمريکا ميداندار میشود تا اوضاع را تحت کنترل درآورد. فعلا آمريکا در مرحله خاريدن مقعد مبارک است کی به ليسيدن بیافتد بستهگی به تحملاش دارد.
تا نظر شما چه باشد؟
April 23, 2003 04:58 PM