جمعه، 1 فروردینماه 1382 | March 21, 2003

سال نو، هديه‌ی‌ نوروزی


سال نو، هديه‌ی‌ نوروزی شبح، روز کره‌ی زمين و آرزوی صلح
1- هديه‌ی نوروزی
هديه‌ی نوروزی که بعد از سلطه‌ی مسلمانان بر ايران، عيدانه ناميد شد از دير باز در کشورمان سابقه داشته است. گيرم در قبل از سلطه‌ی مسلمانان بر کشورمان اهدای هديه‌ی نوروزی به شاهان امری تشريفاتی بوده که جبرانی افزون‌تر در پی داشته اما پس از سلطه‌ی مسلمانان و به‌خصوص در دوران خلفای امويه به خراجی سنگين و کمر شکن تبديل شد.
و اما هديه‌ی نوروزی شبح:
با خود گفتم چه چيزی دوست‌داشتنی‌تر و عزيز‌تر از شاملوی عزيز پس از گنجينه‌ی شاملوی بزرگ چند قطعه جواهر پيش‌کش دوستان عزيز خود می‌کنم اميد که مقبول افتد.
الف- بخش‌هایی از "روزنامه‌ی سفر ميمنت اثر ايالات متفرقه‌ی امريغ"
1- فـرمـايـشــات‌ در بـاب‌ فـقـه‌ الـلـغــه‌ی‌ پـاره‌ئـی‌ اســامــی‌ی‌ خــاص
2- صـنــا عــت‌ د و بــلا ج‌ و بــا قــی‌ی قـضــايــآ
3- زبــا ن‌ سـعــد ی‌ عـلـیـه‌ ا لـرحـمـه‌ داشـت‌ از دسـت‌ مـی‌رفــت‌ كــه‌ بـحـمــدالـلــه‌ خــودمــان‌ مـثــل‌ عـقــاب‌ رســیــدیـــم‌ و ا ز فـنـا یـش‌ مـمــانــعــت‌ فــرمــودیــم

ب- جهان‌بينی حافظ
ج- داستانی از چخوف به نام "گـنــاه‌كــار شـهـــر تـولــدو"
آن کاريکاتور يا به قول خودشون کارتون‌هایی که سر در اين مطلب چسبوندم. کار مانا نيستانی بسيار عزيزه. مثل هميشه زده به هدف.
سال گذشته اين موقع نوشتم:
اين شبح دست و پاچلفتی و فراموش‌کار را ببخشيد، اين آخر سالی! من هميشه از نوروز و تبريك و عيدديدنی گريزان بودم. امسال به كوری چشم بعضی‌ها می‌خواهم نوروز را به همه‌ی دوستان‌ام تبريك بگم به همه توی وبلاگ و جدا جدا با ايميل و كارت تبريك! اما خُب ببخشيد سخت قاطی كردم ممكنه برای بعضی از دوستان دو تا يا حتا چند تا ايميل فرستاده شده باشه و برای بعضی‌ها اصلاً فرستاده نشده باشه! اونای كه چندتا می‌گيرن لطفا،ً خواهشا،ً بهداشتياً فحش و بد و بی‌راه نثار ما نكنن آن‌هايی هم كه اصلاً ايميلی به‌شون نرسيده بدونن چون خيلی دوست‌شون داشتم فكر كردم فرستادم و نخواستم با دوباره فرستادن ناراحتشون كنم!
امسال ضمن زدن همان حرف‌ها نمی‌توانم نگويم که دل‌ام بدجوری گرفته است. چند ساعت پيش با صورت خيس به صفحه‌ی تله‌ويزيون خيره شده بودم. تاب و تحمل ديدن مرگ انسان‌ها را ندارم. مردم بی‌پناه عراق قربانی خودخواهی انسان‌های خودمحوری (ايندويژيوآليستی Indvidualist) شده اند که تعريف آزادی‌شان بالارفتن درآمدشان به قيمت کشتن زنان و مردان و کودکان کشورهای جهان سوم است. نظامی که آزادی انسان را جزيره‌وار و محدود به آزادی ديگران می‌داند و فقط به منافع فردی می‌انديشد. نظامی که جز جنگ و مرگ جهانی شده هديه‌ی ديگری در اين صد و اندی سال برای بشر به ارمغان نياورده است. استعمارگران نوين وحشيانه‌تر از پيش به قتل مردم در سراسر جهان کمر بسته‌اند کودکان اروپایی(يوگوسلاوی چند تکه شده) و افغانی که مادرانشان مورد آماج گلوله‌های اورانيومی قرارداشته‌اند ناقص‌الخلقه به دنيا می‌آيند و به سهميه‌ی سرانه‌ی کره‌ی صبحانه‌ی مردم آمريکا افزوده می‌شود... نه من دنيايی را آرزو می‌کنم که "نوزاد دشمن‌ام" در آن به‌تر زنده‌گی کند. اگر همه با هم آرزو کنيم، اگر همه با هم خواب‌ و خوراکمان را کنار بگذاريم و برای نجات بشريت کاری کنيم، حتما يه اتفاقی می‌افته و بشر از اين گرداب سهم‌گين نجات پيدا می‌کند. انسان‌های آزاده‌ی جهان در آمريکا و اروپا و سراسر جهان مبارزه‌ی قهرمانانه‌ی خود بر عليه جنگ را آغاز کرده اند و در عصری که کثيف‌ترين جنگ‌های تاريخ در آن شکل گرفت است پرشورترين اعتراضات مردمی بر عليه جنگ نيز ادامه دارد. اميد آن که اعتراض جمعی انديشه‌مندان جهان، کره‌ی زمين و تمدن بشری را از نابودی قطعی‌اش به دست حاکميت سرمايه نجات دهد. چنين باد.

March 21, 2003 11:09 AM






تعداد مطالب وبلاگ: 1209
تعداد نظرات: 23455
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 11, 2005 03:49 pm


از کجا آمده‌اند؟