●
نوبت عاشقی ست يک چندیعشق
نوبت عاشقی ست يک چندی
عشق آنتون چخوف و اولگا کنيپر از آن عشقهای جالب و مثال زدنی است. آنها مدت بسيار کمی با هم بودند حتا در يکی دوسالی که ازدواج شان طول کشيد فقط چند ماه در مجموع پيش هم بودند. با اين وجود کنيپر پس از فوت چخوف 55 سال زندهگی کرد و هرگز ازدواج نکرد. دو نامه از کتاب "دلبند عزيزترينم" که ترجمهی آقای احمد پوری از کتاب Dear Writer dear actress: The Love letters of olga kenipper and anton chekhov است اينجا نقل میکنم اين نامهها در سال 1902 نوشته شدهاند. دیشب داشتم میخواندمشان گفتم شما را هم شريک کنم.
چخوف
2 نوامبر
يالتا
روز بخير هاپوی عزيزم! در نامهات پرسيدهای هوا چطور است؟ خوب است و گرم و مهآلود. باغ تماشایی است و گلهای داوودی شکوفه دادهاند، گلهای رز هم. در يک کلام بگويم زندهگی مثل روياست. دیروز و امروز را به غلطگيری گذراندهام که از آن نفرت دارم. اما همهاش را تمام کردم.
...
"گورکی" به زودی به مسکو میآيد. برای من نوشته است که "نيژنی" (نووگراد) را روز 10 نوامبر ترک خواهد کرد. او قول داده است نقش تو را در "آدمهای کوچک" عوض کند. در واقع بيشتر گسترش دهد. در مجموع قولهای زيادی داده است من خوشحالام چون اين طوری نمايشنامه بهتر خواهد شد...
...
برایات پوستر "دایی وانيا" در پراگ را میفرستم. مثل کاهنی زندهگی میکنم و تنها در رويای تو هستم. درست است که اظهار عشق در 40 سالهگی خجالتآور است اما دست خودم نيست باز به تو ای هاپوی خودم میگويم که تو را عميقا و با ظرافت تمام دوست دارم. میبوسمات. محکم در آغوشام میفشارم.
سلامت باشی، خوشبخت و شاد.
آنتوان تو
×××
کنيپر
3 نوامبر
مسکو- صبح
Bonjour monn mari(روز بخير شوهرم.) بوسهای بزرگ نثار نامهات، نامهی عزيز و دوستداشتنیات دلبند من! خوشحالام که سفر خوبی داشتهای و حالات خوب است، غمگين نيستی، دلتنگ نيستی يادت باشد من مال تو هستم. زندهگی اينجا برای من اندوهزاست. میترسم مجبور شوم گوشهای بنشينم و دق کنم. دل و دماغ رفتن به جایی را ندارم. اين روزها دلام می خواهد قيد همه چيز را بزنم و فقط مطالعه کنم. از يک جا ماندن نفرت دارم تآتر کسالتآور است، کاری برای انجام دادن نيست.
...
همه در تآتر حالات را میپرسند و برای تو سلام دارند...
هوای "يالتا" الان گرم است؟ عزيزم هر روز سعی کن قدم بزنی حتا اگر شده دور باغ قدم بزن، کمی تحرک داشته باش، برایات خوب است. زياد بخور. شير میخوری؟ بوسههای بزرگ برای عزيزم.
اوليای تو.
March 11, 2003 10:03 PM