شنبه، 17 اسفندماه 1381 | March 08, 2003

روز جهانی زن مبارک باد!

همه‌ی شما اين قصه‌ی قديمی را شنيده‌ايد که می‌گويند معلمی در کلاس درس به دانش‌آموزان موضوع انشایی داده بود درباره‌ی فقر و دانش‌آموزان هر يک به فراخور شناخت از فقر چيزهایی نوشته بودند. در بين دانش‌آموزان کلاس دانش‌آموزی بود از يک خانواده‌ی بسيار مرفه او در انشای خود نوشته بود: "يکی بود يکی نبود يک خانواده‌ی بسيار فقيری بود که همه‌ی‌شان فقير بودند. پدر فقير بود؛ مادر فقير بود؛ بچه‌ها فقير بودند. کلفت خانه هم فقير بود. باغبان خانه هم فقير بود، راننده‌یی که بچه‌ها را صبح به مدرسه می‌برد هم فقير بود..." وقتی دفاع مردان را از زنان می‌شنوم معمولا ياد اين انشای دبستانی می‌‌افتم. ما مردان نه به دليل اين که مثلا درد زيمان را تحمل نمی‌کنيم يا هر ماه دچار تغييرات هورمونی وحشت‌ناک نمی‌شويم، نه به دليل اين که از صبح که پای خود را به خيابان می‌گذاريم تا شام که در بستر در کنار هم‌سرمان می‌خوابيم جنسيتمان به رخ‌مان کشيده نمی‌شود؛ بل‌که به دليل باور ازخودراضی‌بودن احمقانه‌یی که از قبل از تولد در تربيت‌مان اعمال می‌شود نسبت به حقوق زنان کاملا کودن و عقب‌مانده هستيم. درست آن‌گاه که داريم پيش‌روترين نظريه‌ها را غرغره می‌کنيم عقب‌مانده‌بودن خودمان را لو می‌دهيم. پس به‌تر است در اين زمينه سکوت کنيم که تا مرد ( و نه البته زن!) سخن نگفته باشد/ عيب و هنرش نهفته باشد.
ما مردان اگر زيرک باشيم لب فرومی‌بنديم و با گوش و هوشی باز به سخنان زنان گوش می‌سپاريم تا آنان به ما بياموزند انسان طرازنوين و انسان نویی که بايد ساخته شود چگونه انسانی است. انسانی بدون جنس. انسانی که بيش از آن که بدانيم چگونه است می‌دانيم چگونه نبايد باشد.
با لبانی خاموش و سری فروافتاده 8 مارس را به تمام زنان آزاده‌ی جهان که برای رهایی نوع بشر مبارزه می‌کنند تبريک می‌گويم.

March 8, 2003 06:38 AM






تعداد مطالب وبلاگ: 1209
تعداد نظرات: 23455
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 11, 2005 03:50 pm


از کجا آمده‌اند؟