●
عشق، رنج و شکوفايی
برای همسرم به مناسب شانزدهمين سالگرد ازدواجمان
دوست من، زن من، زخمهایام را به تو پيشكش میكنم. اين بهترين چيزی است كه زندهگی به من داده است. زيرا هر كدام آن نشانهی گامی به پيش است.
رومن رولان سپتامبر 1933
مشاركت دو همسر كه ساليان درازی در حوادث و عواطف مختلفی همرا بودهاند آنقدر غنی است كه نمیتوان آن را فقط مديون عشق نخستين و لذتهای آنی دانست. هر کسی که بهغنای ساليان دراز زندهگی مشترک پی برد راضی نخواهد شد که وصلت قديمی را بهخاطر عشق جديدی از دست بدهد... و برای اينکه منتهای تکامل ازدواج بروز کند زن و شوهر علیرغم تمام قوانين دنيا بايد حداکثر آزادی ممکنه را برای همسر خود قايل شوند.
برتراند راسل، زناشويی و اخلاق، ح. منتظم
انسانها فقط وقتی يكديگر را روحا دوست میدارند كه از غمی يگانه رنج برده باشند. و زمانی دراز؛ دوشادوش يكديگر؛ در زير يوغ اندوهی يگانه؛ سنگلاخی درشت را شخم كرده باشند. آن گاه يكديگر را میشناسند و با يكديگر در رنج مشتركی كه دارند؛ همدل و همدرد میشوند و بر يكديگر شفقت میآورند و به يكديگر عشق میورزند. زيرا عاشق شدن همانا شفقت داشتن است و اگر بدنها با لذت اتحاد میيابند؛ روحها با درد متحد و يگانه میشوند.
درد جاودانهگی؛ ميگل د اونامونو؛ بهاءالدين خرمشاهی
اگر اين سخن اونامونو را ملاک بگيريم ما بسيار عاشق هستيم زيرا در اين سالها بسيار رنج کشيدهايم و اين درد مشترک و اين رنج مشترک عشق افسانهيی ما را رنگی از زندهگی زد، زندهگی در جهانی نابرابر، ناعادلانه و تباهکننده. اما ما جنگيديم و زندهگی کرديم ما حقيرشمردهشديم اما غرور خود را از دست نداديم و زندهگی کرديم يادت میآيد همان اوايل ازدواج وقتی در جنوب تهران در يک اتاق اجارهيی که توالتاش با صاحبخانه مشترک بود و حمام نداشتيم و بايد به حمام عمومی میرفتيم تمام موجودیمان تا سربرج را برداشتيم و هلک و هلک راه افتاديم رفتيم توی يک رستوران شيک در شمال شهر ماهی سفيد سفارش داديم و نوش جان کرديم و باقيمانده پول را هم انعام داديم و بعد ديگر هيچ پولی برایمان نماند که تاکسی سوار شويم از همانجا پياده راه افتاديم و آمديم و آمديم از چهارراه پارکوی رد شديم از پارک ملت رد شديم از ميدان ونک رد شديم از پارک ساعی رد شديم از تآتر شهر رد شديم، سه راه شاه و بعد پيچيديم به طرف آزادی... چقدر انرژی داشتيم. يادته يک بار خواهران و برداران در پارک لاله بازخواستهمان کردند تو را بردن در ماشين خواهران و مرا در ماشين برادران و بعد کيف تو را گشتند و وقتی آن برگه را پيدا کردند تازه باورشان شد زن و شوهر هستيم... راستی آن برگه يادته؟ وقتی رفتم از آزمايشگاه برگه را گرفتم پشتش يک شعر برات نوشتم:
بنگر به آسمان
کهاينک ستارهيی در بطن کهکشان در کار رستن است.
و تو آنچنان جيغ زدی که من فکر کردم وضعيت قرمز اعلام کرده اند، گفتم وضعيت قرمز! يادته؟ تهران زير موشک باران بود و شهر شده بود مثل شهر ارواح و ما ديگه حسرت تاکسی دربست سوار شدن نمیخورديم چون اتوبوس برامون شده بود تاکسی سرويس! يادته وقتی پسرمون به دنيا میاومد داشتند موشک میزدند و توی اون وانفسای مرگ ما يک زندهگی جديد ساختيم. يادته شب روزی که دخترمون به دنيا اومد با هم رفته بوديم تآتر! اونم چه تآتری "پدر" استرينبرگ، و من بشوخی گفتم بايد بريم آزمايش ژنتيک بديم! گفتم ژنتيک يادته؟ بلاخره گزينش را از دانشگاه حذف کردند و تو با دو تا بچه و کار بيرون نشستی سر درس و توی کنکور رتبه 9 آوردی و رفتی رشتهی مورد علاقهی هر دومون درس خوندی و مايه عبرت شدی برای دخترا و پسرای جوان و بیکاری که کاری جز کلاس کنکور رفتن نداشتند! يادته؟ برای گرفتن شير کوپنی مجبور بودی بری سينههای خشکشدهات را به خواهر کميتی نشون بدی تا کوپن شيرخشک بهمون بدن و ما يک دفعه زديم زير همه چيزو گفتيم اضافه کاری میکنيم و شيرخشک آزاد میخريم اما سينه نشون کسی نمیديم!
حالا همهی حرفها و همهی رنجهای که با هم کشيديم و تمام شادیها و خاطرات خوش را که اينجا نمیشه گفت، گفتن هم نداره، ما هم زندهگی کرديم مانند ساير مردم کشورمان مثل اکثريتی که در رنج و گرسنهگی و تلاش و مبارزه زندهگی میکنند اينها را گفتم که فکر نکنی يادم رفته؛ که فکر نکنی اين رنج مشترک و رشد مشترک و اين عشق مشترک زوال پذير و نابود شدنيه!
تازه اول راه هستيم پرانرژیتر از پيش، به پيش خواهيم رفت و دنيای را که برای ما و فرزندانمان ناعادلانه بود برای نوههایمان عادلانه خواهيم کرد.
همانجور که در اوج رنج کشيدنهایمان شوخ طبعی خود را از دست نداديم و زندهگی را به سخره گرفتيم و آنان که رنج ما را میخواستند بور شدند؛ ماندهاند معطل که ما چرا اين همه مصيبت را تاب آورديم و سرخوش و شنگ زندهايم، زندهايم و بیآن که انتظار بکشيم، مرگ آنانی را شاهد هستيم که مرگ و بدبختی ما را ميخواستند .
با بوسهی از سر مهر آغاز میکنيم شانزدهمين سال سفر مشترکمان را.
January 1, 2003 09:21 AM