●
احمد شاملو
به جست و جوي تو
از آستانهي خُرد خانهي تاريك
بر درياها بادبان نخواهم بست
بر علفزاران پوزار فرسوده نخواهم كرد.
بر درگاه هيچ كوهي
نخواهم گريست
آه نخواهم كشيد.
تو ماه و خورشيد نيستي
بازيچهي ميلاد و مرگي مكرر
ريشخند عقربهها
تو شاعري نابخويشي
نامكرر و تاق
تو را در چارچوب
هيچ پنجرهاي
نميتوان به تصوير كشيد
تو در تقاطع هيچ فصلي
حضور به هم نميرساني
با اين همه
تو آسمان و ستاره نيستي
نابسوده و ناب
تو انسان عصر خويشي
بسوده و فاجر
غريق مردابهاي عفن در انتهاي شب
فراتر از
باد و
خاك و
آب و
آتش
تو احمد شاملويي
همين و همه.
مرداد شوم 79
December 13, 2002 11:26 AM