●
افسانه؛ جنايت سازمان يافتهي قضايي
افسانه؛ جنايت سازمان يافتهي قضايي
چهار سال پيش(تيرماه 1376)، افسانه زني كه به همراه همسر و فرزنداناش در جزيره ي كيش زنده گي ميكرد. زماني كه همسرش براي ماموريت به تهران فرستاده شده بود در معرض تجاوز توسط مديركل حراست جزيره ي كيش قرار ميگيرد كه با كارد ميوهخوري او را به قتل ميرساند. طبق ماده 61 و 625 قانون مجازات اسلامي از آنجا كه اين زن براي دفاع مشروع اقدام به قتل كرده است قاعدتاً نبايد محكوم به مرگ شود؛ اما دادگاه به بهانه ي واهي ”خود را در معرض تجاوز قراردادن“ دفاع مشروع را از او نپذيرفته است و به اعدام محكوم شده است و ديوان عالي كشور نيز چند ماه پيش حكم او را تاييد كرد و اين زن بيدفاع در انتظار مرگ بسر ميبرد.
موضوع بر سر بيگناهي يا گناهكاري افسانه نيست، موضوع بر سر قوانين خشك و غيرقابل انعطاف است كه جنايتي سازمان يافته را سبب ميشود. انسانهاي بيگناه بايد مجازاتهاي سنگين را تحمل كنند فقط به اين دليل كه قوانين موجود در كشور تك بعدي است. طبق قوانين موجود قتلِ عمد، قتل عمد است، و انگيزه در تخفيف مجازات يا تشديد آن هيچ نقشي ندارد. اگر شخصي در خيايان با شخص درگير شويد و مشتي به او بزنيد و او بر زمين افتاده، سرش بر سنگ بخورد و بميرد، قاتل محسوب ميشود و مجازات اش اعدام است؛ سعيد حنايي، خفاش شب و هر جنايتكار ديگري كه از روي قصد قبلي و با نقشه حساب شده اقدام به قتل ميكند هم قاتل است و حكم او هم اعدام.(؟!)
آقايان نميخواهند اعتراف كنند كه همين قوانين نامتناسب با زنده گي اجتماعي و پيشرفته ي قرن بيست و يكم از اعوام رشد بيسابقهي جرم و جنايت در كشور است.
اگر ”افسانه“ اعدام شود، جنايت ديگري به حساب آقاي خاتمي و نماينده گان مجلس نوشته خواهد شد كه بايد روزي پاسخگوي آن باشند.
May 24, 2002 08:22 AM